|
لحظات سخت مرگ و جان دادن طبق روایات امیر مومنان(علیه السلام)
|
|
۹:۲۷, ۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
(بسم الله الرحمن الرحیم)
حضرت آیتالله العظمی «حسین وحیدخراسانی» در درس تفسیر خود که در مسجد اعظم حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها) برگزار شد، در تفسیر سوره مبارکه "یس" اظهار داشتند: هنگام مرگ و جان دادن دو مساله قابل وصف و تحمل نیست؛ اول سکرات موت است که همان بیرون کشیده شدن روح از تمامی سلول های بدن است. مرجع عالیقدر تقلید افزودند: در خصوص «ما خلفکم» در سوره یس تنها باید کسانی بحث کنند که به تشریع و تکوین احاطه داشته باشند، در اینجا باید این مساله را از بیان و کلام حضرت امیرالمومنین(علیه السلام) جویا شویم که سفر آخرت چگونه سفری است. ایشان با بیان اینکه لحظات مرگ و جان دادن بسیار سهمگین است که توصیف آن در حد بیان نمی آید، تصریح کردند: به فرموده امام علی(علیه السلام)، آنچه که در هنگام و پس از مرگ رخ میدهد وصف شدنی نیست و کسی نمیداند که چگونه باید از این سختی عبور کند. آیتالله وحیدخراسانی خاطرنشان کردند: حسرت فوت دیگر مساله ای است که هیچ گاه نمیتواند وصفی از شدت و سختی آن پیدا کرد؛ انسان در آن لحظات غرق در حسرت است که چه میتوانسته باشد و چه شده است. استاد برجسته حوزه علمیه به لحظات سخت مرگ اشاره کرده و گفتند: مرگ ابتدا بین منطق و زبان ما حایل میشود؛ یعنی او با چشمش میبیند و میشنود، ولی کاری نمیتواند انجام دهد و زبانش نیز لال است و این لحظه بسیار سخت و سهمگین است. در هنگام مرگ، زبان لال میشود، ولی عقل و فکر فعال است و در این حین است که تفکر میکند چه کرده و چه بوده و چه شده است. ایشان اضافه کردند: پس از اینکه گوش و چشم گرفته شد، روح از جسد خارج میشود و تا از جسد خارج میشود، گندیده شدن بدن آغاز میگردد. آیتالله وحیدخراسانی با در پایان این روایت امیر مومنان علی(علیه السلام) اظهار داشتند: در این لحظه، همانهایی که دور این فرد میگردیدند، این مردار را زودتر بر میدارند تا مبادا بماند و به تعفنش گرفتار شوند و در نهایت امر او را به گودالی به نام قبر میبرند. خدا رحم کند |
|||
|
|
۹:۵۰, ۵/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۳ ۱۰:۵۵ توسط ISOD.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
انا لله و انا اليه راجعون
با خوندن این مطلب مو به تنم سیخ شد خدا به همه ما رحم کنه ... |
|||
|
|
۱۰:۰۵, ۵/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
اللهم ارزقنی شفاعت الحسین یوم الورود
|
|||
|
|
۱۲:۰۷, ۵/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
سلام
پس روایات آسانی مرگ مومنین چی میشه به نظرم هرچی به دنیا وابسته باشی مرگ سخت میشه و هرچی وابستگی به دنیا کم بشه مرگ آسانتره |
|||
|
|
۱۷:۰۵, ۶/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۳ ۱۷:۰۶ توسط ISOD.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
(۵/اسفند/۹۳ ۱۲:۰۷)masoudmoosavy نوشته است: سلام در روایتی آمده است که روزی عزرائیل نزد حضرت موسی (علیه السلام) آمده و قصد گرفتن جان او را داشته است و سرانجام پس از گفت و گوهای فراوان با موسی (علیه السلام)، عزرائیل با دادن نارنجی خوشبو به موسی (علیه السلام) روح او را از بدن قبض می نماید. پس از آن که روح موسی (علیه السلام) از بدن جدا گردید، فرشتگان از وی پرسیدند: یا اَهونَ الانبیاء مَوتاً کَیف وَجَدت المُوت؛ ای کسی که در میان پیامبران از همه راحت تر مُردی، مرگ را چگونه یافتی؟ موسی (علیه السلام) پاسخ داد: کشاةٍ تُسلَخُ وَ هی حَیَةٌ؛ مرگ را مانند گوسفندی که زنده پوستش را بکنند یافتم. (مناهج الشارعین: 590) علاوه بر این در باب تلخی مرگ از نظر حضرت یحیی (علیه السلام)، از امام صادق (علیه السلام) نقل شده است که ایشان فرموده اند: حضرت عیسی (علیه السلام) به کنار قبر حضرت یحیی (علیه السلام) آمد و از درگاه خداوند متعال درخواست نمود تا یحیی (علیه السلام) را زنده نماید. پس دعایش مستجاب گردید و یحیی (علیه السلام) از قبر بیرون آمد و به عیسی (علیه السلام) گفت: از من چه می خواهی؟ عیسی گفت: می خواهم با من اُنس بگیری، چنانچه در دنیا بر من مأنوس بودی. سپس یحیی (علیه السلام) پاسخ داد: ای عیسی (علیه السلام)! هنوز تلخی مرگ در کامم فروننشسته، تو می خواهی مرا به دنیا برگردانی و بار دیگر تلخی مرگ را بچشم؟! آنگاه یحیی (علیه السلام) از عیسی (علیه السلام) جدا شد و به عالم قبر بازگشت. (عالم برزخ: 16- 21) البته باید دانست طبق بعضی از روایات، حتی مردان خدا و پیامبران که نه دلبستگی به دنیا داشته و نه وحشتی از آینده، از سختی های لحظه ی مرگ، لحظه ی انتقال از این دنیا به دنیای دیگر نگران بوده اند، به نحوی که در مورد رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روایت شده است در لحظات پایانی عمر مبارکشان که دچار عارضه تب گردیده بودند، پیوسته دست در ظرف آب نموده و به صورت می کشیدند و زبانشان به ذکر «لا اله الا الله» حرکت می نمود و می فرمودند: «اِنَ لِلمُوتِ سَکراتُ؛ مرگ شدائد و سختی هایی دارد( که بسیار وحشتناک می باشد). (تفسیر روح البیان، ج9: 118؛ آمال الواعظین، ج3: 356- 358) |
|||
|
|
۱۸:۰۷, ۶/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
یه سوال چرا باید جون دادن اینقدر سخت باشه!
مگه چه اتفاقی میوفته وقتی روح از بدن جدا میشه که حضرت موسی هم تشبیه کرده به گوسفندی که زنده زنده پوستش و میکنن!!!! چرا مرگ باید همراه با این همه درد باشه؟؟؟؟ |
|||
|
|
۱۹:۰۱, ۶/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۳ ۱۹:۱۵ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
بعضى انسان ها (مؤمنان) در حال احتضار حال خوشى دارند. مؤمن به هنگام جان دادن چنان به رضايت جان را تسليم فرشتگان مى كند كه گويى گل خوش بويى را بوييده و ناگهان خود را در باغ هاى بهشتى مى بيند.(شهید مطهری) آنهايى كه در دنيا به مقام قرب الهى رسيده و در انتظار لحظه ى وصال بوده اند حالت احتضار و لحظه ى جان سپردنشان لحظه اى بس شيرين و فرح بخش است. مردن براى اولياى الهى نه تنها وحشتى ندارد، بلكه از هر لذت دنيوى برتر است. در مقابل، انسان هاى كافر و منافق احتضارشان بسيار دشوار و مصيبت بار است. قرآن از اين حالت به «الطامّة الكبرى» تعبير مى كند; يعنى «رخدادى پرماجرا و سنگين». جان كندن كافر و منافق با شكنجه و درد همراه است. در روايات چنين آمده است: مانند كسى كه دندانش بدون تخدير كشيده شود، يا مانند كسى كه ناخنش از گوشت كشيده شود، جان كندن اين ها به مراتب سخت تر است. اين گروه از انسان ها نه تنها از ناحيه ى فرشتگان مرگ مورد شكنجه و عذاب قرار مى گيرند، بلكه خود جان دادنشان همراه با سختى و مشقّت است.(تفسیر موضوعی قرآن آیت الله جوادی آملی ج5و4 كيفيت قبض روح و خارج ساختن جان انسان از بدن او يكسان و برابر نخواهد بود . هريك از انسان ها به تناسب اعمال و رفتار خود شرايطي دشوار يا آسان را تجربه خواهند نمود ؛امام صادق(علیه السلام) مي فرمايد: «هو للمؤمن کأطيب ريح يشمّه فينعس لطيبه فيقع التعب و الألم کلّه عنه؛(محجه البيضاء، ج 8، ص 256) مرگ براي مؤمن مثل بوي خوشي است که آن را استشمام ميکند . تمام سختي و دردها از او برداشته ميشود». در ادامه همين حديث آمده که از حضرت سؤال شد: اگر چنين است ، پس چرا گفته ميشود که تحمل مرگ براي انسان از تحمل قطعه قطعه شدن با اره و يا تيغ قيچي سختتر است؟ فرمود: «مرگ براي کفار و افراد فاجر و فاسق آن گونه است، نه براي افراد صالح و مؤمن». سدير صيرفي ميگويد: به امام صادق عرض کردم: آيا مؤمن از مرگ و قبض روح خود ميترسد؟ فرمود: « سوگند به خدا !هرگاه فرشته مرگ به سوي مؤمن ميآيد، وحشت ميکند، آن گاه فرشته به او ميگويد: اي وليّ خدا ! وحشت منما، قسم به خدايي که پيامبر را برانگيخت! نسبت به تو از پدر مهربانتر هستم. چشمهاي خود را باز نما و نگاه کن. محتضر چشمهاي خود را باز ميکند، ميبيند که رسول خدا، اميرمؤمنان، فاطمه زهرا، حسن و حسين و ساير ائمه عليهم السلام براي او نمودار شدهاند. اين حال شيرينترين لحظات براي اوست».(محجه البيضاء، ج 8، ص 261) پس معلوم است كه بر اساس روايات ما فرايند خروج روح از بدن و ملاقات با فرشته مرگ براي انسان هاي متفاوت خواهد بود. ____________________
|
|||
|
|
۲۲:۳۱, ۶/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
http://www.aparat.com/v/eZ1iq
علت سکرات موت اینه که بدن شخص یک عمر با روحش لحظه لحظه انس داشته این جدایی برای روح خیلی سخته جدایی روح از بدن و البته عالم ماده برای همینه که همه دارند و چیز بدی نیست |
|||
|
|
۲۲:۵۷, ۶/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
سلام
من همچنان روی نظرم پافشاری می کنم هرچه وابستگی به دنیا بیشتر باشه سخت تره و هرچی وابستگی کم باشه آسانتره مومنین به اندازه کافی رنج در دنیا کشیدن همین مونده با این حرفها از مرگ هم بترسیم و دیگه بهش فکر نکنیم مرگ برای مومن آزادی از رنجه |
|||
|
|
۲۳:۰۴, ۶/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
(۶/اسفند/۹۳ ۲۲:۵۷)masoudmoosavy نوشته است: سلام پافشاری کن ![]() مکمل هم هستن ولی وجود سکرات طبیعیه و ربطی به وابستگی نداره پیامبر هم سکرات رو داشتن تا اونجا که میدونم |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ارزش یاد مرگ در کلام امیرالمومنین(علیه السلام) | ali0077 | 23 | 9,961 |
۷/مهر/۹۲ ۱۷:۲۱ آخرین ارسال: یاســین |
|












و استغفار های معصومین یا فرازهای دعای کمیل که از زبان امام علی(علیه السلام) گفته شده نه اینکه انها گناهی داشته باشند اینها برای ماست. 