|
یک سنّی از من پرسید: چه دلیلی برای شیعه بودن داری که در قرآن
|
|
۱۴:۰۲, ۱۴/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
![]() ![]() سلام [/b] ![]() بعد به او بگویید: من دلیل زیاد دارم. اما شما بفرمایید که مگر نام ابوبکر و عمر و عثمان در قرآن آمده است و یا برای شکستن عهد با پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) امر الهی نازل شده است، یا در قرآن آیهای دال بر لزوم تشکیل سقیفه یافتهاید که دیگران خبر ندارند و...، که برای شناخت اصول «ولایت و امامت» و مصادیق آن به دنبال نام علی، حسن، حسین ... (علیه السلام) در قرآن میگردید؟ چنان میگویند که چرا نام علی (علیه السلام) در قرآن نیامده که گویا نام ابوبکر و عمر و عثمان آمده است! از او بپرسید: فرض کن من شیعه نیستم و یا هستم اما تو میخواهی مرا به سنّت دعوت کنی. بر اساس کدام آیه از قرآن کریم، روی گردانی از بیعتی که در غدیر خم با علی (علیه السلام) بستیم و بیعت با شیخین را به من اثبات میکنی؟ نام علی (علیه السلام) در کجای قرآن آمده که نشد بحث و دلیل! چنان چه بیان شد: نه تنها نام ابوبکر و عمر نیز در قرآن کریم نیامده، بلکه رکعات نماز، ترتیب رکوع و سجود، اذکار نماز، چگونگی طواف به هنگام حج یا عمره و بسیاری از فروع دیگر نیز در قرآن کریم نیامده است، پس چرا اعتقاد داری یا انجام میدهی؟ از او بپرسید: نام ما را پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شیعه گذاشت، چرا که شیعه یعنی «طرفدار». و به ما طرفداران یا شیعیان علی (علیه السلام) لقب دادند. اما «سنّت» یعنی چه؟ اگر منظور «سنّت شیخین» است [که در اصل همین است]، در قرآن کریم تصریح شده که از سنّت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تبعیت کنید و هیچ آیهای دال بر ضرورت و یا حتی توصیه بر پیروی از سنّت شیخین نداریم. و اگر منظور پیروی از «سنّت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)» است، پس چرا این کار را نکردید؟! نقض بیعت سنّت ایشان بود یا تشکیل سقیفه؟ خانه نشین کردن علی (علیه السلام) به رغم تصریح پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بر ولایت ایشان سنّت پیامبر بود، یا غصب فدک؟ اهانتهای پیاپی به علی (علیه السلام) سنّت پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بود، یا مضروب نمودن دخترش؟! یا تشدید اختلاف بین مسلمین سنّت است؟ پس خوب است اگر اهل تشیع نمیشوند، دست کم اهل تسنن هم نباشند و بدون هیچ پیشداوری و حب و بغض قلبی، تحقیق کنند که تکلیف چیست؟ بپرسند که آیا خداوند متعال هدایت ما را پس از پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) رها کرده است و یا آن که امامی، جانشینی و خلیفهای معرفی نموده است؟ آیا هر کسی که به هر شکلی بر مسند قدرت نشست، میتواند اولیالامر شده و مردم را هدایت نماید؟ یا آن شخص باید خودش هدایت شده باشد؟ خداوند حکیم در قرآن کریم چه فرموده است و عقل به کدام حکم میکند؟ میگویند: همین ظاهر قرآن برای ما بس است! خوب بخوانند: «أَفَمَن يَمْشِي مُكِبًّا عَلَى وَجْهِهِ أَهْدَى أَمَّن يَمْشِي سَوِيًّا عَلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِيمٍ» (الملک، 22) [b]ترجمه:پس آيا آن كس كه نگونسار راه مىپيمايد هدايتيافتهتر استيا آن كس كه ايستاده بر راه راست مىرود؟ بپرسید: آیا اگر عدهی قلیلی در سقیفه یا حتی اکثریتی جمع شدند و یک نفر را انتخاب کردند، به صرف رأی اکثریت او از علم، قدرت، عصمت، حکمت، هدایت و ... برخوردار میشود؟ یا به حکم «لیبرال دموکراسی» هر کس که باشد، چون اکثریتی دارد باید اطاعتش نمود؟ اگر چنین باشد که قبل از هر کس لازم میآید انبیای الهی دست از دعوت بکشند، چرا که در آغاز هر دعوتی اکثریت با کفار بوده است. و اگر چنین باشد که در کربلا حق با یزید میشود که دست کم سی هزار نفر در مقابل 72 نفر داشت و امروز نیز حق با امریکا میشود؟ قرآن کریم در این مورد چه میفرماید؟ میفرماید روی به سوی حقیقت کنید یا به سوی اکثریت؟ می فرماید «مولای» شما باید از متقین باشد یا از برگزیدگان اکثریت؟ (هر چند که اکثریت نیز در غذیر بود و نه در سقیفه) – آیا این آموزهها در همان ظاهر قرآن وجود ندارد؟ «وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ» (یونس، 36) ترجمه:و بيشترشان جز از گمان پيروى نمىكنند [ولى] گمان به هيچ وجه [آدمى را] از حقيقت بىنياز نمىگرداند آرى خدا به آنچه مىكنند داناست. آیا حتی ظاهر هیچ کدام از این آیات را نمیخوانند و فقط به دنبال حروف (ع، ل، ی) که به هم چسبیده باشد و «علی» خوانده شود میگردند و میپرسند: پس چرا در قرآن نیامده است؟ خداوند منان در کلام وحی بر «رسم»ها تأکید دارد و نه «اسم»ها، چرا که اسمها مشابه و جعلی نیز میتوانند داشته باشند، اما رسمها خیر. پس اگر صفتی و شأنی برای امام بیان گردید، معلوم است که هیچ کس دیگری نمیتواند مظهر تامّ آن باشد، مگر ولیّ الله و امام بر حق. پس، اگر بپرسند: چرا در قرآن کریم از رسم «ولایت» سخنی نیامده است؟ پاسخ میدهیم: دهها آیه صریح در خصوص ولایت و جوانب آن آمده است، شما نخواندهاید. و اگر بپرسند: چرا از رسم «امامت» در قرآن کریم چیزی نیامده است؟ پاسخ میدهیم: یا قرآن نخواندید و یا پیش داوری قبل از رجوع به قرآن، پرده انداخته و مانع از دیدن و تلاوت این آیات گردیده است. در قرآن کریم واژه «امام» و مشتقات آن دقیقاً 12 مرتبه آمده است. اما اگر باز اصرار کردند که خیر، چرا لفظ (علی – ع) نیامده است؟ به غیر از مطالب فوق پاسخ دهید: نام حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که آمده است، دستور اطاعت از او هم که چندین بار به صراحت آمده است، شما به همان ایمان آورده و عمل کنید. مگر خداوند نفرمود که از الله، رسول و اولی الامرتان اطاعت کنید؟ مگر نفرمود اگر در امری اختلاف کردید، آن را به خدا و رسول ارجاع دهید، حکم آنان شرط است و نه رأی شما. «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْيَوْمِ الآخِرِ ذَلِكَ خَيْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا» (النساء، 59) ترجمه: اى كسانى كه ايمان آوردهايد خدا را اطاعت كنيد و پيامبر و اولياى امر خود را [نيز] اطاعت كنيد پس هر گاه در امرى [دينى] اختلاف نظر يافتيد اگر به خدا و روز بازپسين ايمان داريد آن را به [كتاب] خدا و [سنت] پيامبر [او] عرضه بداريد اين بهتر و نيك فرجامتر است. ما خدمت حضرت رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) عرض کردیم که اتفاقاً در فرازی از همین آیه اختلاف کردیم. این «أُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ» چه کسانی هستند؟ و ایشان نه تنها پاسخ دادند، بلکه از همه بر فهم و قبول آن بیعت گرفتند. (طبق اسناد محکم و موثق اهل سنت و تشیع). دعوت به وحدتی منطقی: در خاتمه به آن دوست عزیز بگویید: ما هر دو مسلمانیم و قرار نیست که سر اسلام با هم دعوا کنیم. ما باید هر چه فریاد داریم بر سر امریکا بزنیم. پس بیاییم وحدت کنیم. شما معتقد هستید که حضرت علی (علیه السلام) خلیفه چهارم است و طبعاً بیعت با او نیز مثل سایر خلفا واجب و اطاعت از او لازم بوده و هست. پس شما در بعیت ایشان نیز هستید و نظر بر این که پس از ایشان خلیفه دیگری نیامده، باید بر همین بیعت باقی بمانید. پس چه اصرار و لجاجی دارید که حتماً فقط از موارد اختلاف خلیفه دوم اطاعت کنید؟ و چرا نام علی (علیه السلام) که میآید، آشفته میشوید؟! این تلقین دشمنان اسلام است. و گرنه باید به او عشق ورزیده و افتخار کنید و بگویید خلیفه چهارم ما علی بن ابیطالب (علیه السلام) است. مظهر علم، عدل و اتم اسمای الهی است و بخشی از علوم، حکمتها، نامهها و خطابههایش در نهج البلاغه جمع آوری شده و ما باید آنها را بخوانیم وبدانیم. دوستان او را دوست و دشمنانش را دشمن بداریم، إلی یوم القیامة. این باید شعار دوی ما باشد، تا وحدت نظر داشته باشیم و تا در دوست شناسی و دشمن شناسی دچار اختلاف با یک دیگر نگردیم که این فقط به نفع دشمن است. پس اگر واقعاً اهل سنت باشید و در بعیت خلیفه چهارم خود مانده باشید، وحدت نیز حاصل است. [/b]
|
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۱:۲۵, ۱۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
اخه نکه قبل از اون حضرت به عدالت رفتار نمی کردن ؟؟؟
دیگه همه می دونن دست راست پیامبر کی بود...واقعا مسخره اس پیامبر فرستاده مالیات بگیره !!!!وهابیا هم اینجوری توجیح نمی کنن
|
|||
|
|
۱۵:۵۸, ۱۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۱۵/بهمن/۹۳ ۱۰:۴۷)MohammadSadra نوشته است: من از یکیشون پرسیدم. (هیات علمی بود) بسم الله الرحمن الرحیم بله برادر این شبهه رو اون بنده خدا نتونسته درست توضیح بده وگرنه اتفاقا شبهه ی اساسی هستش و براش روایاتی هم دارند چون شبهه بصورت کامل اینجا مطرح نشد من جواب اجمالی شبهه ی اصلی رو عرض میکنم تا اگر مواجه شدید شوکه نشید. سه سفر حضرت علی (علیه السلام) به مصر و اتفاقاتی که بعد از سفر رخ داده رو با هم مخلوط کردند و تبدیلش کردند به یک سفر! بعد وقایع این یک سفر ادغام شده رو جوری پشت سر هم نقل میکنن که نتیجه ی دلخواه رو بگیرن ، و البته برای همه ی این وقایع روایت موجود هست و اینطور فریب میدن. تنها چیزی که برای اول کار باید بدونید اینه که اینها سه سفر مجزا بوده نه یک سفر اونطور که وهابی ها میگن |
|||
|
|
۱۹:۲۹, ۱۶/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۳ ۱۹:۳۷ توسط aaaaa.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
اگه پرسید اسم امام علی در قرآن کجاست؟
بگید اسم شیخین کجاست؟ بعد اگه گفت خلافت اصل دین ما نیست،اما امامت اصل دین شماست پس اسم امام علی در قرآن را بیاورید. بگید آیا نبوت اصل دین هست یا خیر؟ قطعا میگه بله بعد بگید حالا اسم هر 124000 پیامبر رو از قرآن بگو ![]() (۱۵/بهمن/۹۳ ۱۰:۴۷)MohammadSadra نوشته است: من از یکیشون پرسیدم. (هیات علمی بود) هر کی گفت ماجرا رهبری و سرپرستی نبوده ازش بپرسید پس چرا عمر اومد به حضرت علی تبریک گفت؟ مگه محبت یا به قول شما تشکر کردن تبریک گفتن داره؟ قال فَأَخَذَ بِيَدِ عَلِىٍّ فقال من كنت مَوْلاَهُ فعلي مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ قال فَلَقِيَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلك فقال له هنياء يا بن أبي طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَيْتَ مولى كل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ. فرمود: اين على رهبر است و من رهبر او هستم، خداوندا دوست بدار آنكه على را دوست بدارد و دشمن بدار دشمن او را، عمرگفت: مبارك باشد بر تو اى علي، تو اكنون مولا و رهبر من و تمام مؤمنان هستي. الشيباني، أحمد بن حنبل ابوعبدالله (متوفاي241هـ)، مسند أحمد بن حنبل، ج 4، ص 281، ح18502، ناشر: مؤسسة قرطبة – مصر؛ همو: فضائل الصحابة لابن حنبل ج 2، ص 596، 1016 و ج 2، ص 610، ح1042، تحقيق د. وصي الله محمد عباس، ناشر: مؤسسة الرسالة - بيروت، الطبعة: الأولى، 1403هـ – 1983م؛ إبن أبي شيبة الكوفي، ابوبكر عبد الله بن محمد (متوفاي235 هـ)، الكتاب المصنف في الأحاديث والآثار، ج 6، ص 372، ح32118، تحقيق: كمال يوسف الحوت، ناشر: مكتبة الرشد - الرياض، الطبعة: الأولى، 1409هـ.؛ ابن عساكر الدمشقي الشافعي، أبي القاسم علي بن الحسن إبن هبة الله بن عبد الله،(متوفاي571هـ)، تاريخ مدينة دمشق وذكر فضلها وتسمية من حلها من الأماثل، ج 42، ص 221، تحقيق: محب الدين أبي سعيد عمر بن غرامة العمري، ناشر: دار الفكر - بيروت – 1995؛ الطبري، ابوجعفر محب الدين أحمد بن عبد الله بن محمد (متوفاي694هـ)، ذخائر العقبى في مناقب ذوي القربى، ج 1، ص 67، ناشر: دار الكتب المصرية – مصر؛ الذهبي الشافعي، شمس الدين ابوعبد الله محمد بن أحمد بن عثمان (متوفاي 748 هـ)، تاريخ الإسلام ووفيات السيوطي، جلال الدين عبد الرحمن بن أبي بكر (متوفاي911هـ)، الحاوي للفتاوي في الفقه وعلوم التفسير والحديث والاصول والنحو والاعراب وسائر الفنون، ج 1، ص 78، تحقيق: عبد اللطيف حسن عبد الرحمن، ناشر: دار الكتب العلمية - بيروت، الطبعة: الأولى، 1421هـ - 2000م. نفر بعدی شاگرد ابن تیمیه هم بوده ابن كثير الدمشقي، إسماعيل بن عمر ابوالفداء القرشي (متوفاي774هـ)، البداية والنهاية، ج 7، ص 350، ناشر: مكتبة المعارف – بيروت؛ |
|||
|
|
۱۳:۰۹, ۱۷/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
|
|||
|
۱۹:۴۶, ۱۷/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
|
۰:۰۸, ۱۸/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
یا الله سلام به همه دوستان مسلمان [b]خدا نکنه که کسی نسبت به دین و مذهبش دچار تعصب بشه اسلام و مذهب نباید به صورت موروثی باشه تو مناظره شب های پیشاور حتی بزرگان اهل سنت هم قانع شدن ولی بخاطر دوری هم کیشان و تعصب نتونستند دست بردارند و یه سوال : چرا افرادی که با تحقیق و مطالعه به اسلام رو میارن مذهبشون شیعه میشه ؟ چون به حقانیتش رسیدن من با نظرات شیعه و سنی رو زیاد خوندم و متوجه شدم شیعه با مدرک جلو میره سنی با تعصب حمید شیرانی جوان شیعه شده گفت: خواستم بر کتاب علامه امینی نقدی بنویسم و نام آن را علامه امینی دروغگوی بزرگ بگذارم اما بعد از جستجو در کتابهای اهل سنت و وهابیت دریافتم تمام روایتهای کتاب الغدیر صحیح است. [/b]
|
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| ***(مهم) واقعا چگونه میخواهی سنّی را شیعه کنی؟؟؟ مناظره؟؟؟ | أین المنتظر | 7 | 2,652 |
۱۰/اردیبهشت/۹۳ ۱۵:۳۹ آخرین ارسال: عبدالرحمن |
|





![[تصویر: a%20(5).gif]](http://forum.zaman-aj.ir/smile/3/a%20(5).gif)
![[تصویر: aksgif_mihanblog_com_welcome_%D8%AE%D9%8...%A9_34.gif]](http://s2.picofile.com/file/7955826662/aksgif_mihanblog_com_welcome_%D8%AE%D9%88%D8%B4_%D8%A2%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%AF_%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D9%88%DB%8C%D8%B1_%D9%85%D8%AA%D8%AD%D8%B1%DA%A9_34.gif)
![[تصویر: 2719.jpg]](http://www.x-shobhe.com/pic/2719.jpg)





