کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
دوستان آسمانی من
۱۹:۴۸, ۱۶/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #1

تولدم بود , پدرم برای من یک تلسکوپ خرید .
شب به بالکن خانه مان رفتم و به دیدن ستاره ها مشغول شدم , هر چیز را که می دیدم می نوشتم , من به دیدن ستاره ها (( مشغول هستم )) .
آنها طرح یک انسان را کنار هم چیده اند . انگار دارم از داخل عینک , آ سمان پر ستاره را نگاه می کنم .
ستاره ها دارند با هم صحبت می کنند , چه می گویند ؟ نمیدانم !
با نسیم خنکی هم بازی می شوند , ابر ها آرزو میکند که شب هم خورشید را ببینند . ستاره ها آرزو می کنند که روز هم در آسمان بدرخشند , روی ابر نشسته اند و به زمین نگاه می کنند .
ماه , ستاره ها را صدا می زند ؛ (( بچه ها وقت خواب است )) .
نوشته ی من به پایان می رسد , ستاره ی دنباله داری با سرعت رد می شود و من آرزو می کنم ؛ دوباره دوستان آسمانیم را ببینم .

خرداد 1390
نویسنده : مهدی مخبریان نژاد
8 ساله کلاس سوم دبستان
مشهد مقدس
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی املشی ، sarallah ، MEEAAD ، آفتاب ، سدرة المنتهی
۲۰:۱۹, ۱۶/بهمن/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/بهمن/۹۳ ۲۰:۲۰ توسط علی املشی.)
شماره ارسال: #2
آواتار
متن زیبایی رو نوشتین آقا مهدی انسالله موفق باشید
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MEEAAD ، جواد مخبریان ، آفتاب ، سدرة المنتهی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا