|
چرا خداوند فقط نظاره گر است؟
|
|
۳:۵۹, ۱۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
يكي از سوالاتي كه همواره ذهنم رو مشغول كرده اين سوال است كه " چرا خداوند مي بيند اما ..."
شايد در طول تاريخ بشريت روزي نبوده كه بشر دست به جنايتي نزده باشد! اما بعضي وقتها بعضي موارد واقعا ذهن آدم رو درگير مي كنه؛ كه چطور خدا فقط نظاره گر است ؟ اصولا بعضي چيزها چنان حال آدم را مي گيرد كه پيش خودت فكر مي كني ... چه چيز مي خواهد جبران اين بلايي را كند كه بر سر اين آدم آمده؟ مگر آدمي چندبار فرصت زندگي دارد؟ و بسياري از مسائل اصلا دست خود آدم نيست. اينكه مثلا در كجا و چه زماني به دنيا آمده و در چه محيطي و با چه ديني بزرگ شده. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۲:۲۲, ۱۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۹/بهمن/۹۳ ۲۱:۲۴)رضا1357 نوشته است: چرا؟ چرا خداوند اين گوهرها را از ميان مردم مي برد؟ آنوقت ديگر چه حرجي بر ماست اگر هرگناهي بكنيم؟ سلام شما تصور کن مقاطع تحصیلیتون تموم میشه ایا بازم باید بگیم که تا اخر عمرتون معل بالا سرتون باشه؟ ایا چنین است؟ خدا به شما عقل و درک داده و همچنین در کنار اینها و مهمتر از اینها چیزی عظیم به اسم ثقلین داده حالا شما میخوای از اینهااستفاده بکنی یا نه دیگه به خدا نسبت ندید کارها رو چون همه چی به این بشر داده ولی درباره بخش دیگه سوالتون (۱۹/بهمن/۹۳ ۲۱:۲۴)رضا1357 نوشته است: و اون اينكه مجازات در آينده چه دردي از آنچه رخ داده دوا مي كنه؟شما تصور کن یک ظرف شیشه ای داری ایا میتونی چندبار بشکونیش؟ شخصی چندین جنایت میکنه ایا میشه چندبار مجازات کرد دی علمی که فانی هست؟ بعدشم شما فقط منحصر به این عالم نیستین بلکه این محل گذر است و در اصل محل تاوان دادن و بقولی هزینه جبران اعمال جای دیگه هست که توان پرداخ داشته باشه. شما در این عالم پس یک بار میتونی جون یکی رو بگیری اما در عالم بعدی که قرار هست همه به اونجا کوچ کنیم چنین نیست بلکه نسبت به مجازات معین از سوی خدای منان بر شخص خاطی داده میشه . درباره قصاص ، شما حق داری شخص خاطی رو ببخشی و یا خیر این اختیار هست که به شما داده و در مقابلش حسنه و .... اقا رضا تا اینجا اگه به معاد و قیامت و عالم بعد رو اگه قبول نکنین تمام پاسخها و مطالبی که بیان شد و خواهد شد همه بی فایده خواهد بود/ پس شما اول مشخص کنین که ایا به حکمت خدای علیم و حکیم اعتقاد دارید و بعد به معاد و ... اما یک مطلب شما میگید شخص جنایت میکنه و .... اونی که مورد ظلم و جنایت قرار میگیره اون خدایی که خلقش کرده برای اونم برنامه ای گذاشته و میدونه چطور حقش ر بهش بده. (۱۹/بهمن/۹۳ ۲۱:۴۹)رضا1357 نوشته است: بدبختي اينجاست كه در ميان امثال ابوبكر بغدادي و اعوان و انصارش بسيارند كساني كه واقعا به راهي كه مي روند اعتقاد دارند و قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ایه 16اعراف گفت: «اکنون که مرا گمراه ساختى، من بر سر راه مستقيم تو، در برابر آنها کمين مى کنم! وَلاَ تَقْعُدُواْ بِكُلِّ صِرَاطٍ تُوعِدُونَ وَتَصُدُّونَ عَن سَبِيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَتَبْغُونَهَا عِوَجًا وَاذْكُرُواْ إِذْ كُنتُمْ قَلِيلاً فَكَثَّرَكُمْ وَانظُرُواْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُفْسِدِينَ 86 اعراف و بر سر هر راه ننشينيد که (مردم با ايمان را) تهديد کنيد و مؤمنان را از راه خدا باز داريد، و با (القاى شبهات،) آن را کج و معوج نشان دهيد! و به خاطر بياوريد زمانى را که اندک بوديد، و او شما را فزونى داد! و بنگريد سرانجام مفسدان چگونه بود! بشر قرار هست به حرف کی گوش کنه؟ به کدوم راه کشیده بشه؟ هدف افرینش چی بود؟ کمی به این سوالات باندیشید خواهید دید که این افراد به راه کی رفتن و غاقبتشون چیه الَر كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَيْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِيزِ الْحَمِيدِ ابراهیم : 1 الر، (اين) کتابى است که بر تو نازل کرديم، تا مردم را از تاريکيها(ى شرک و ظلم و جهل،) به سوى روشنايى (ايمان و عدل و آگاهى،) بفرمان پروردگارشان در آورى، بسوى راه خداوند عزيز و حميد. وَإِنَّ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ عَنِ الصِّرَاطِ لَنَاكِبُونَ مومنون 74 امّا کسانى که به آخرت ايمان ندارند از اين راه منحرفند!
بقره 7 خدا بر دلها و گوشهاى آنان مهر نهاده؛ و بر چشمهايشان پردهاى افکنده شده؛ و عذاب بزرگى در انتظار آنهاست. چون ایمانشون غلطه و این غلطه یعنی اینکه شامل حال این ایه هستن أَفَلَا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلَى قُلُوبٍ أَقْفَالُهَا محمد 24 آيا آنها در قرآن تدبّر نمیکنند، يا بر دلهايشان قفل نهاده شده است؟![/b] اخر کار اینها میشه این ایه که
انَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنْزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِنْ بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ ... سوره بقره آيه 159 کسانی که نشانههای روشن و رهنمودی را که فرستاديم بعد از آنکه برای مردم در کتاب توضيح دادهايم نهفته میدارند ، آنان را خدا لعنت کرده است... . (۱۹/بهمن/۹۳ ۲۱:۳۴)A L I نوشته است: یک سوال،این وسط زندگی این همه انسان بی گناه از بین میره تکلیف اینا چیه؟عدل خداوند؟ شما به عدل خدا شک داری یا اینکه چون عدل خدا رو با عدالتی که خودتون فرض میکنید هماهنک نمیبینید نقض میدونین؟ |
|||
|
|
۲۲:۲۳, ۱۹/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/بهمن/۹۳ ۲۳:۰۳ توسط رضا1357.)
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۱۹/بهمن/۹۳ ۲۱:۵۶)رکن الهدی نوشته است: مساله همینه..که زندگی اصلی ما این دنیا نیست...این دنیا فقط روز امتحان همین...شما قرار نیست همه زندگیت رو در این دنیا انجام بدی... پاسخ خوبي بود ممنون جناب mahdy30na ي عزيز واقع امر اينه كه فقط با ديدگاه معادي و درنظر گرفتن حكمت و عدالت الهي به طور مطلق و اونهم در جايگاه بندگي مطلق اين مسائل قابل پذيرش و پاسخ دادنه اما آيا همه چنين ديدگاهي و چنين دركي داريم؟ واقعيت اينست كه معمولا همه ما در جاي گرم و نرم آرامش بندگي كه قرار مي گيريم دم از عدل و حكمت الهي مي زنيم و ديگران را ( و البته كمي هم خودمان را) موظف به پذيرش حكمت و عدل و ساير صفات از جانب خدا مي دانيم و همه چيز را درست و همه را سرجاي خود ... اما اگر قضاي الهي بگردد و جايمان عوض شود چه؟ مثلا صبح از خواب بلند شويد و اتفاقي بيفتد ... و كلا زندگي دگرگون شود... من از آن ديدگاه نگاه مي كنم و درك نمي كنم در مورد آياتي كه آورديد چند سوال ديگر برايم پيش آمد: يكي آيه 16 سوره اعراف كه هميشه در مورد معني اين آيه اين سوال را داشتم كه چرا شيطان خطاب به پروردگار مي گويد "بما اغويتني" (به خاطر آنكه مرا اغوا كردي) مگر خدا شيطان را اغوا كرد؟ يكي ديگر آنكه در بسياري از آيات مفاهيمي از اين قبيل فرموده كه بر چشم و گوش و دلهايشان پرده كشيديم تا عذابي عظيم داشته باشند يا آنان را گمراه كرديم و ... آنكه خدا گمراهش كرده چه چاره از گمراهي دارد؟ آنكه خدا نابينا و ناشنوا و نافهمش كرده چگونه بفهمد و ببيند و بشنود؟ پس چه چاره از سقوط به چاه دارد؟ |
|||
|
۲۳:۱۳, ۱۹/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
نقل قول:عدل خداوند؟نه دارم میگم دور از انصافه که برای اینکه افراد دیگه فرق بین ابوبکر البغدادی رو با افراد دیگه بفهمن این همه زن و بچه بی گناه سوری و عراقی کشته بشه... |
|||
|
|
۰:۰۴, ۲۰/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
(۱۹/بهمن/۹۳ ۲۳:۱۳)A L I نوشته است: نه دارم میگم دور از انصافه که برای اینکه افراد دیگه فرق بین ابوبکر البغدادی رو با افراد دیگه بفهمن اینکه جبر مطلقه ![]() من هم قبلا از این سوالات داشتم. وقتی که اون آیه ی قرآن رو می خوندم که فرزندان و مال های شما وسیله ی آزمایش شما هستند و از این جور سوالات برام پیش میومد که پس اون بچه خودش چی می شه؟؟ فقط وسیله آزمایش پدر و مادرشه؟؟ و از این دست سوالات.... ببینید، من همینطور که وسیله ایم که با من ممکنه یک نفر دیگه امتحان شه، همچنان خودم در اون نقش خودم هم در معرض امتحان قرار می گیرم این نیست که من وسیله ای باشم که آیا یکی با من به کمال می رسه یا نه در عین حال که می تونم توی سرنوشت یکی نقش داشته باشم، مهمترش نقش خودم، توی سرنوشت خودمه. اتفاقا همین ابوبکر بغدادی هم مثال خیلی خوبیه : یه عده مثل مردم کوبانی افتادن تو دام محاصره : از یه طرف ترکیه از طرف دیگه همین داعشی ها ولی اینها تا لحظه ی آخر آخر مقاومت کردن و تسلیم نشدن. نه تکیه کردن به خواسته های ننگین ترکیه و نه راه رو برای ورود داعشی ها باز کردن تا جایی که قدرت و توانشون بود ایستادن و دفاع کردن. نتیجش شد اینکه، یه نسل کشی که امکان وقوعش توی کوبانی خیلی بالا بود با همت مردمش خنثی شد از اون طرف وقتی همین داعشی ها وارد عراق شدن، اون روز های اول اختلاف زیادی بین گروه های مختلف عراقی پیش اومد و باعث شد داعش از اختلاف های موجود و فرصت پیش اومده استفاده کنه و سریع بخش هایی از اونجا رو تصرف کنه توی حالت اول، مردم نقششون رو درست انجام دادن و در برابر ظلم ایستادن و از یه جنایت جلوگیری شد توی حالت دوم، خیر. و این مورد به عنوان یکی از دلایل باعث این جنایات فجیع شده. پس این نیست که فلسفه ی خلقت من این باشه که جنایت کار بودن یک فرد اثبات شه. من تو همون خلقتی که هستم باید نهایت تلاش خودم رو داشته باشم . باید اون غایة المجهودم رو انجام بدم : نهایت سعی و تلاشم |
|||
|
|
۱:۴۴, ۲۰/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم (أَفَرَأَیْتَ مَنِ اتَّخَذَ إِلَهَهُ هَوَاهُ وَأَضَلَّهُ اللَّهُ عَلَى عِلْمٍ وَخَتَمَ عَلَى سَمْعِهِ وَقَلْبِهِ وَجَعَلَ عَلَى بَصَرِهِ غِشَاوَهً) (جاثیه/۲۳) «پس آیا دیدی کسی را که هوای خویش را معبود خود قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانید و بر گوش او و بر دلش مهر زد و بر دیده اش پرده نهاده است؟» (۱۹/بهمن/۹۳ ۲۲:۲۳)رضا1357 نوشته است: پاسخ خوبي بود ممنونسلام به آقا رضای گرامی برادر من اصول دینمون چیه؟ توحيد، عدل، معاد، نبوت و امامت.
مومنون ایات 35 و 37 و همینطور این ایات رو با تامل روش بخونین وعَدَ اللهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ التوبة : 72 . فَادْخُلُواْ أَبْوَابَ جَهَنَّمَ خَالِدِينَ فِيهَا فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ النحل : 29 . إِنَّ اللهَ يُدْخِلُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ وَالَّذِينَ كَفَرُوا يَتَمَتَّعُونَ وَيَأْكُلُونَ كَمَا تَأْكُلُ الْأَنْعَامُ وَالنَّارُ مَثْوًى لَّهُمْ محمد : 12 . برادر من هرکسی نسبت به توان خودش و داده هایی که خدا بهش داده ازش میخواد و از طرفی هرکسی معارفی که بدست میاره با نفر دیگه فرق میکنه ، نمیتونین قیاس کنین. درکی که من از اطراف و خدای خودم دارم با شما یکیه؟ اگه یکی بود که دیگه گفتگو نمیکردیم.
![]() شما لطف کن با همین دید معادی به مبحث نگاه کنی و در غیر این حال درک این موضوع با یک مسئوله بی پاسخ یکیه . تا اینجا امیدوارم جوابتون رو گرفته باشین و اگه سوالی و یا عدم دریافت جواب قانع کننده بود بگید. (۱۹/بهمن/۹۳ ۲۲:۲۳)رضا1357 نوشته است: در مورد آياتي كه آورديد چند سوال ديگر برايم پيش آمد: درباره ایه 16 اعراف از این ایه میشه فهمید كه شيطان براى اینکه خودش رو تبرئه کنه ، نسبت جبر به خداوند داد، و گفت: چون تو مرا گمراه ساختى، من نيز در گمراهى نسل آدم كوشش خواهيم كرد. تفسير نمونه، ج6، ص: 108 خدا او را اغواء و اضلال نكرد، بلكه او مخالفت خدا نمود و در بدبختى واقع شد مراد از «نشستن براى آنها در صراط مستقيم به كنايه از اغواء و اضلال است كه در آيات ديگر به لفظ «لاغوينهم» آمده است. تفسير احسن الحديث، ج3، ص: 381 خداوند منزه است از اینکه بخواهد کسی را اغفال کند، این هم یکی از حماقت ها و جهالت ها و عدم معرفت شیطان به مقام ربوبی است که شیطان به خدا نسبت داده با اینکه پرودگار همان امری که به ملائکه فرمود بشیطان هم فرمود ، آنهاامتثال کردند مقرب درگاه شدند او عصیان و مخالفت کرد و کافر شد و از درگاه خداوند رانده شد اطيب البيان في تفسير القرآن، ج5، ص: 286 برای مطالعه بیشتر میتونین به تفاسیر هم مراجعه کنین " و ننزل من القران ما هو شفاء و رحمه للمومنین و لا یزید الظالمین الا خسارا " [/u]خدا نه بخیل است و نه حسود کسی که چشمش رو بر روی حقایق میبنده و یا گوشش رو در مقابل کلام خدا پنبه میزاره انتظار میره هدایت کنه؟ البته که هدایت و گمراهی در دست خداست و اوست که میتواند هدایت و یا گمراه کند. [b]مُهر بدبختى كه خداوند بر دل كفّار مىزند، كيفر لجاجتهاى آنان است. چنانكه مdخوانيم: «يطبع اللَّه على كلّ قلب متكبّر جبّار» خدا بر دل افراد متكبّر و ستمپيشه، مهر میزند. و در آيه 23 سورهى جاثيه نيز مىخوانيم: خداوند بر دل كسانى كه با علم و آگاهى به سراغ هواپرستى میروند مهر میزند. بنابراين مهر الهى نتيجهى انتخاب بدِ خود انسان است، نه آنكه يك عمل قهرى و جبرى از طرف خدا باشد. مراد از قلب در قرآن، روح و مركز ادراكات است.
ب: قلبى كه پيرو راهنماى حقّ، توبه كننده از گناه و تسليم حقّ باشد. ج: قلبى كه از حبّ دنيا، سالم باشد. د: قلبى كه با ياد خدا، آرام مىگيرد. ه: قلبى كه در برابر خداوند، خاشع است. البتّه قلب مؤمن، هم با ياد خداوند آرام مىگيرد و هم از قهر او مىترسد. «اذا ذُكر اللّه وَجِلَت قلوبهم» همانند كودكى كه هم به والدين آرام مىگيرد و هم از آنان حساب مىبرد.
ب: دلى كه دنبال فتنه و دستاويز مىگردد. «فاما الذين فى قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة» ج: دلى كه قساوت دارد. «جعلنا قلوبهم قاسية» د: دلى كه زنگ گرفته است. «بل ران على قلوبهم ما كانوا يكسبون» ه: دلى كه مهر خورده است. «طبع اللّه عليها بكفرهم»
خداوند در آيات قرآنى، نه صفت براى قلب كفّار بيان كرده است: الف: انكار. «قُلوبُهم مُنكِرة» ب: تعصّب. «فى قلوبهم الحَميّة» ج: انحراف. «صَرفَ اللّه قُلوبهم» د: قساوت. «فَويلٌ لِلقاسيَة قلوبهم» ه : موت. «لا تَسمعُ المَوتى» و: زنگار. «بَل رانَ على قلوبهم» ز: مرض. «فى قلوبهم مَرض» ح: ضيق. «يجعلْ صَدره ضَيّقاً» ط: طبع. «طَبع اللّه عليها بكفرهم» قلب انسان، متغيّر است. لذا مؤمنان اينچنين دعا مىكنند: «ربّنا لاتزغ قلوبنا بعد اذ هديتنا» خدايا! دلهاى ما را بعد از آنكه هدايت نمودى، منحرف مساز. امام صادق عليه السلام مىفرمودند: اين جمله (آيه) را زياد بگوييد و خود را از انحرافات درامان ندانيد. 1- درك نكردن حقيقت، بالاترين كيفر الهى است. «ختم اللَّه على قلوبهم» 2- كفر و الحاد، سبب مهر خوردن دلها و گوشهاست. «الذين كفروا... ختم اللَّه» 3- در اثر كفر، امتيازات اساسى انسان (درك حقايق و واقعيّات) سلب مىشود. «الّذين كفروا... ختم اللَّه» 4- كيفر الهى، متناسب با عمل ماست. «الّذين كفروا... ختم اللَّه» جزاى كسى كه حقّ را فهميد وبر آن سرپوش گذاشت، آن است كه خدا هم بر چشم، گوش، روح و فكرش سرپوش گذارد. در واقع انسان، خود عامل بدبختى خويش را فراهم مىكند. امام رضا عليه السلام فرمود: مُهر خوردن، عقوبت كفر آنهاست. تفسیر نور
در روایات نیز، کفر به عنوان عاملی مؤثر در ختم بر قلب شمرده شده است. روایت است از امام رضا(علیه السلام) که در تفسیر آیه (خَتَمَ اللَّهُ عَلی قُلُوبِهِم و عَلی سَمعِهِم) فرموده اند: «الخَتمُ هُوَ الطَّبع عَلی قُلُوبِ الکُفّارِ عُقوبَهً عَلی کُفرِهِم کَما قالَ عزَّوَجل: «بَل طَبَعَ اللَّهُ عَلیها بِکُفرِهِم»(نساء/۱۵۵)؛ «ختم یعنی مهر زدن بر دل های کافران به خاطر عقوبت بر کفرشان، همان طور که خدای عزوجل در قرآن فرموده: «بلکه خدا به خاطر کفر آنها، دل هایشان را مهر کرده است». (صدوق، ۱/۲۴۸) از حضرت رضا صلوات اللَّه عليه در کتاب عیون الاخبار هم نقل شده: «الختم هو الطبع على قلوب الكفار عقوبة على كفرهم كما قال عز و جل " بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا "» . اينكه نسبت ختم بخدا داده شده موجب جبر و بىعدالتى نيست زيرا اينان خودشان اسباب ختم را فراهم آوردهاند، اصرار بر كفر و نافرمانى عاقبتش مهر شدن قلب است مانند مسافرى كه پيوسته بر خلاف جهت مقصود حركت مىكند فَلَمَّا زاغُوا أَزاغَ اللَّهُ قُلُوبَهُمْ (صف/ 5) التماس دعا |
|||
|
|
۲:۲۵, ۲۰/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
ممنون از پاسخ مبسوط و خوبتان
|
|||
|
|
۱۶:۴۶, ۲۰/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/بهمن/۹۳ ۱۶:۴۸ توسط Havbb 110.)
شماره ارسال: #17
|
|||
|
|||
|
............. حذف شود
|
|||
|
|
|
|













