|
کارگاه آمادگی پیش از ازدواج صرفاً بر اساس تجربهی متأهلان
|
|
۱۶:۲۶, ۲۴/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲/اسفند/۹۳ ۰:۴۸ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
به نام خدا
سلام بچه ها. تو این 6 تا چله ای ک داشتیمو ازدواج نکردیم به سرم زده تا وقتی که فرصت هست کمو کاستیای خودمونو درست کنیم. نتیجه ی فکرامم شد این تاپیک.تو اینترنت پره ازمطالبی که راجع به ازدواجه و فقط باید اونهاروخوند.امامن میخوام تو این تاپیک مطالبی رو بنویسیم که بشه خوندوعمل کرد.متاهل ها هم خیلییییییی میتونن کمک کنن. من قبلنم یه تاپیکه این شکلی داشتم که به بیراهه رفت... قدم اول: ارائه پیشنهاد قدم دوم:تقسیم بندی پیشنهادها درمدت معین قدم سوم:عمل به پیشنهاد قدم آخر: حسابرسی از خود این کلمه های قلمبه سلمبه واسه خوشگلیه تاپیک بود. زیاد کارسختی نیست تنبلا نگران نشن ![]() یه سری مثال میزنم روشن شید ![]() 1) قناعت کردن مثلا به مدت یک هفته 2)پوشیدن لباس تکراری درمجالس(مخصوص خانمها )3)فرمانبرداری محض از اطرافیان درجه یک به مدت مثلا سه روز 4) ولخرجی و بدخرجی ممنوع 5)خوردن شیر(مادران سربازان امام زمان باید استخون بندی محکمی داشته باشن تابا دوسال شیر دادن دندوناشون نریزه و استخوناشون خورد نشه ![]() ![]() )6)خوندن نماز قضا مثلا تو یه هفته، هرچقدر که تونستیم. 7)مهربان بودن به مدنت یک هفته ![]() 8)آراسته بودن (خیلی آراسته بودن) 9) طنازی و دلبری (مخصوص خانمها) به پیشنهاد یکی از دوستان 10)مسولیت پذیری به پیشنهاد آقای ثارالله 11)به نامحرم نگاه نکردن به پیشنهاد خانم مهسا110 12)حرف گوش کنی به پیشنهاد جناب عبدالرحمن 13)انتخاب دوست مناسب به پیشنهاد جناب عبدالرحمن 14)تمرین صبوری و ارتقا توانایی خوب گوش دادن به پیشنهاد جناب میم . حسین. الف 15)آشپزی به پیشنهاد جناب ثارالله فعلا مورد 10 و 12 انتخاب شدن. یاعلی |
|||
|
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۳۷, ۲۵/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/بهمن/۹۳ ۱۲:۴۰ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
انتقاد ، پیشنهاد
روند خوبی داره فقط بهتر نیست پیشنهادات با اهدافشون ذکر بشن و به مر حله عمل برسن . الان تو این دو روز شما سروران یک هفته مهربونی رو گذروندید ؟! وقتی حجم پیشنهادت بالا بره دیگه کنترلش از دست خارج میشه و عملی نمیشه و فقط میشه صفحه پر کردن و آخرشم هیچی به هیچی نشستیم چند روز فقط حرف زدیم که با اسم تاپیک به عنوان کارگاه مغایرت داره هرکدم از بزرگوارانم در طول مدت هر تمرین اگر نکته ای جدیدی ، برداشت تازه ای از تمرین بدست اوردن قرار بدن سایرین هم استفاده کنند . تمرین صبوری و ارتقا توانایی شنوایی لازمه که بعضی وقتا حفره دهان بسته بشه و دو حفره گوش باز بشه . به این منظوز تمرین سکوت و جواب ندادن خوبه باعث فکر کردن راجب حرف طرف مقابل ، سنجش طرف مقابل و احتمالا درک و همزاد پنداری میشه . دانشی که از سکوت بدست میاد از دانش هزار قیل و قال بیشتره پ.ن 1- نکته اولو عرض کردم که نظم بدید به تاپیک و از حالت حرفی و مباحثه خارج بشه و بیشتر شبیه کارگاه بشه 2- نکته دوم تمرین اخلاقی که می خواهید قرار بدید بهتره یرگرفته از آموزه های دینی باشه(با ذکر آیه شریفه ، حدیث ، روایت و ...) محاسن زیادی داره این موضوع که کم کم به اونا اشاره می کنم البته با عمل بخشید به این رفتار شما درک می کنید و تغییر را احساس می کنید 3- حضور برخی کاربران هم بسیار کمک کننده اس حالا من اسم نمیبرم که تو معذورات باشن اما بهتره شما هم یه پیامی بهشون بدید 4- اگر یک فرمت واحد و یک شیوه برای ارائه تمرین داشته باشیم می تونیم تمام مطالب مهم را در آن بگنجانیم و هدف اصلی را برای کابر به وضوح بیان کنیم (ترجیحا به خانم مهپاره پیام بدید یا یکی از دوستان داوطلبانه قبول مسئولیت کنه که فرمت ها رو برسسی کنه تمرین های پیشنهادی رو بررسی تا تاپیک شلوغ نشه و نظمشو از دست نده ) |
|||
|
|
۱۲:۴۴, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #32
|
|||
|
|||
(۲۵/بهمن/۹۳ ۱۲:۳۷)میم.حسین.الف نوشته است: انتقاد ، پیشنهاد بله موافقم بهتره در این تاپیک پیشنهادات مطرح بشه و برای عملی کردن پیشنهاد ها به صورت کارگاهی تاپیک جدید باز بشه و دوستان در اون کارگاه به مدت خاص شرکت کنن |
|||
|
|
۱۲:۴۹, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #33
|
|||
|
|||
|
سلام
بچه ها منو مجبور میکنید برم منبرا ![]() این حرفا رو خیلی وقت بود دوست داشتم تو تالار بگم اما پتانسیلش رو نداشت و بچه ها زود در موردش موضع میگرفتن. اما خب اینجا خودمونی تره اما حقیقته عالمه راستش من یه هفته بیشتر تالار نیستمو میرم غیبت صغری،دیگه حرفای اخرمم بزنمو و برم. کل عالم در هماهنگیه کاملی داره کار میکنه و اصلا افریده شده کاملا تکوینی. حالا یه موجود مختار این وسطا هم افریده شده که اختیار داره با عالم هماهنگ باشه و به فلاح برسه یا ساز مخالف بزنه و هلاک شه. حالا دارم خلاصه میگم و گرنه هر خط توش کلی بحثه. حالا یکی از قوانین این عالم اینه که ادمیزاد جز با ولایت به هیچ مقامی نمیرسه،تا ولایت پذیر نشیم ،ولی الله نمیشیم،تا ولایت پذیر نشیم عبدالله نمیشیم. حالا مراتب ولایت داریم،شاید بگید چه ربطی به بحث داره اما شرمنده حتما باید از اولش بگم. یکی اینکه کلا فرزندی که اطاعت ولی ایش رو بکنه،درواقع داره تمرین ولایت پذیری میکنه،این به صورت مفصل در سوره نور بحث شده.بچه ای که در منزل از ولی اذن پذیری رو یاد نگیره در کنار پیامبرا خدا نشسته و بی اجازه پا میشه میره،یا در جنگ در میره و ... جالب اینجاست به طرز عجیبی ،احترام مادر به پدر،مطیع بودن مادر از پدر،روی تربیت فرزند بسیار بسیار تاثیر داره. مادری که جلوی پدر بایسته و بعد ببینه بعدا فرزندش در مقابلشون ایستاد،اصلا تعجب نکنه.(البته اینا اقتضا است و تامه نیست). در تربیت کودک خیلی تاکید دارند که مادر و پدر حتما باهم هماهنگ باشن،اگه هر کدوم ساز خودش رو بزنه فرزند دو خدایی میشه،از همون کودکی در سیستم توحیدش مشکل ایجاد میشه. اصلا خانواده اومده که فرزند توش اذن و ولایت پذیری یاد بگیره که امتحانش رو نزد معصومین و اولیای خدا پس بده و از اونجا عبدالله بشه. حالا هر ولی،برای خودش ولی بالاتر داره تا به الله برسه،همین پدر یا همسر که ولی منه،حاکم جامعه ولی اون هست که درمواقعی که عدم صلاحیت بگیره،تصمیم و اون اذن به ولی بالاتر ارجاع پیدا میکنه. یکی از دلایلی که ولیه فقیه باید در جامعه باشه همینه که ادما تمرین به اطاعت از ولی کنن.ما که از غیر معصوم اطاعت میکنیم حالا معصومش بیاد،ان شاالله که غوغا میکنیم. چرا جامعه ما در مورد ولایت فقیه دچار حس تمرد شده؟چون سیستم در داخل خانه ها فاجعه است.پدر ولی نبوده یا اگرم بوده ضعیف بوده،کودک یاد گرفته به عقل خودش اتکا کنه و نه ولی.به هیچ جایی هم نمیرسه. اگه دختر در منزل پدر ،ولایت پذیری یاد گرفت،وقتی همسر هم شد،اونجا هم نقشش رو خوب ایفا میکنه. دختری که خونه باباش ،مثلا پدر گفته فلان جا نرو و اون گفته دلم میخواد برم،خوب با شوهرشم همینه.چون خمیر مایه یکیه،اگه اینجا مشکل داشته باشه ،اونجا هم داره. بحث ولایت اینقدر مهمه که الان یه مثال میزنم متوجه بشید: استاد میگه از نظر عقل من کدومش خوشمزه تر و یا حتی با طبعم سازگارتره؟ - یه دیس چلو کباب -گوشت مردار مسلما ما نون خالی رو هم ب گوشت مردار ترجیح میدیم و حالمون از مردار بهم میخوره اما حالتی وجود داره که بخاطر اذن ولی گوشت مردار حلال میشه و دیس کباب حرام وقتی در عسر و حرج قرار گرفتی مردار حلاله وقتی با پول یتیم کباب خریدی بخوری حرامه یعنی هر چیزی در حالم یه حقیقت ظاهری و باطنی داره که ما فقط ظاهری رو میبینیم همون کباب با پول یتیم حقیقت باطنی ایش اتشی بیش نیست متوجه عرض کلی ام شدید؟ حرف اقای عبدالرحمن کاملا درسته حالا اینو داشته باشید ان شاالله در قسمت بعدی در مورد مقام زن و مرد مینویسم ببخشید طولانی شد اما مهم بود |
|||
|
|
۱۳:۲۰, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #34
|
|||
|
|||
|
ببخشید یه سوال
![]() ولایت پذیری به شخصیت ولی ربطی نداره ...مثلا می گم ولی فقیه ما عالمه عاقله شجاعه مدیر مدبره و خیلی خصوصیات دیگه...حالا تو خونه همه ما ها یه هچین ولی واقعا وجود داره ![]() ولی فقیه تو جامه حرفش رو می زنه و میره دیگه نمیاد مجبور کنه مردم رو ...یعنی یجورایی می خواد خود مردم به بلوغ پذیرش برسن می دونه اگه اجبار باشه بدتر تمرد می شه...فک می کنم همون قدر که ما باید تو خونه تمرین ولایت پذیری داشته باشیم کسی هم که قرار ولی ما باشه اعمال مخصوص خودش رو انجام بده...به هر حال هرعملی تابع عمل قبیلشه و درواقع عکس العمل ها ی زندگی تابع اعمال ما هستن... |
|||
|
|
۱۳:۴۴, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #35
|
|||
|
|||
|
البته باید توجه کنید که اگر چه زن و چه مرد وظایفشو به خوبی انجام بده نتیجش به خودش بر میگرده و باعث میشه زندگی بهتره و آرام تری داشته باشه.
اطلاعت کردن از شوهر و رسیدن به آرامش بهتره یا لجبازی کردن و دعوا و درگیری همیشگی؟(و بالعکس برای آقایون) پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): بهترين زنان كساني هستند كه شوهر با نگاه كردن به آنها شاد شود و فرمان شوهر را اطاعت كند و درمال وجان خويش برخلاف خواسته شوهر عمل نكند. امام صادق (عليهالسلام) فرمود: در زمان پيامبر خدا (صلى الله عليه و آله) مردى به سفر رفت و هنگام رفتن به همسرش گفت: تا بازگشتن من از خانه بيرون نروي. اتفاقا در طول مسافرت وي, پدر آن زن بيمار شد. زن, كسى خدمت پيامبر خدا فرستاد و پيغام داد كه شوهرم چنين دستورى به من داده واينك پدرم بيمار است, آيا شما اجازه ميدهيد كه پدرم را عيادت كنم؟ فرمود: نه, در خانهات بنشين و شوهرت را اطاعت كن. طولى نكشيد كه بيمار از دنيا رفت. باز كسى را خدمت پيامبر فرستاد و اجازه خواست كه بر جنازه پدر حاضر شود و بر او نماز بخواند. باز هم پيامبر اجازه نداد و دستور داد كه در خانهاش بنشيند و شوهرش را اطاعت كند. سرانجام, مردم, مرده را به خاك سپردند و رهبر بزرگ اسلام, به آن زن پيام داد كه : ان الله عزوجل قد غفر لك و لابيك بطاعتك زوجك؛11 خداوند به خاطر اين كه شوهرت را اطاعت كردي, گناهان خودت و پدرت را آمرزيد. |
|||
|
|
۱۴:۰۶, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #36
|
|||
|
|||
|
بعلـــه
نقل قول: امام صادق (عليهالسلام) فرمود: یکی از روایت هایی ک ب شدت اذیت کننده ست و با عقل من جور در نمیومد ![]() رفتیم دنبالش رسیدیم ب این : این زن و شوهر همون ابتدایی ک صیغه عقد بین این دو داشت جاری میشد، با هم شرط کرده بودن ک زن هیچ وقت هیچ وقت هیچ وقت، و تحت هیچ شرایطی بدون اجازه همسرش از خونه خارج نشه. پس خواهشا دیگه این متن رو ب نشونه اینکه ولایت مداری زن نسبت ب همسرش اینطوریه و شرع همچین چیزی رو گفته، نذارید ممنون |
|||
|
|
۱۴:۲۷, ۲۵/بهمن/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/بهمن/۹۳ ۱۴:۳۰ توسط یاســین.)
شماره ارسال: #37
|
|||
|
|||
(۲۵/بهمن/۹۳ ۱۳:۲۰)رکن الهدی نوشته است: ببخشید یه سوال البته فکر کنم دوستان گفتن اینجا بحث نشه الان از من شاکی میشناگه ناظر صلاح دید جدا کنه سوال اولتون رو متوجه شدم اما ادامه اش کمی گنگ بود.حالا جوابتون رو میدم اگه بی ربط بود بفرمایید. این ایه در قران در سوره لقمان برای پدر و مادر بت پرسته،حالا پدر و مادرای ما که جای خود دارد وَ اِنْ جاهَداک عَلی اَنْ تُشْرِک بی ما لَیسَ لَک بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما علامه هم یه رساله ولایی دارند که استثناییه ،واقعا فرصت نیست بازش کرد،اگه تونستید مطالعه کنید. ولایت فقیه هم نسبت به ائمه معصوم نیستن،همین اشکالی که شما وارد کردین،مخالفین ولایت فقیه به رهبر وارد میکنن. بازم چند نکته ببینید من از بچگی این اعتقاد رو نداشتم و واقعا تا سن 25-26 مثل شما فکر میکردم،استادمون این حرفا رو زده بود و ماهم دقیقا جوابا و سوالای شما رو داشتیم.اما ما چه بخوایم و چه نخوایم راهش همینه.مشکل اینه ما فکر میکنیم خیلی از پدر و مادرمون بیشتر میدونیم.مثلا ممکنه ظاهره امر پدری با عقل ما جور در نیاد،اما صاحب اثر خداست. حالا نهایتش اینه که والدی صلاحیت نداره،اون وقت باید به ولی بالاتر از پدر ارجاع پیدا کنه.یعنی بازم ولایت.حالا پدر و مادرای ما که حسابشون جداست. ولایت پدر و همسر کوچیکترین این ولایت هاست.اصل ماجرا اینقدر بزرگه که در کتاب سفینه الصادقین (نقل به مضمون)،یه جاییش این حالت بوجود میاد که مثلا من رفتم پیش دعا نویس اما شک دارم بر حقه یا نه(گفتم مثلا،مثال اصلی کتاب یادم نیست) ،اگه بخوام به ورد طرف عمل کنم اگه در دلم اذن از پیامبر یا حتی اولیای خدا که شیاطین از اونا میترسیدن بگیرم،اگه ناحق باشه اثر نمیکنه ،کلا یادبگیریم در دلمون هرکاری خواستیم بکنیم از معصومین اجازه بگیریم. ،یعنی یه چیز اعتباری نیست،عین قانون جاذبه داره کار میکنه واقعا قانون حقیقیه.حالا اونا ولایت تکوینی دارن،پدر و همسر ولایت اعتباری دارن. ببینید من همه سوالات شما رو میدونم .اما فقط اینو گفتم گوشه ذهنتون نگه دارید بعد از مدتی ،یه سری حجاب ها از جلوی چشم ادم میره و ادم شهود میکنه،کار عقل معاش نیست. حضرت زینب بیشتر میفهمید یا شوهرش؟بانو امین بیشتر میفهمه یا شوهرش؟ از بانو امین ،مجتهدا میرن سوال میپرسن و طرح مسئله میکنن اما اگه همسرش بهش اذن نده بره جایی،اگه بره دیگه اون مقامی که باید رو نداره. اصلا بعضی دلایلش به لفظ نمیاد. در مورد اون زن و شوهر من حاضرم بمونم خونه،بجاش خدا حساب و من و پدرم رو پاک کنه،اینکه زن میرفت سر قبر پدرش گریه میکرد بیشتر به دردش میخورد یا اینکه خدا جفتشون رو بیحساب کنه؟ ما با پیش فرض فکر میکنیم و موضع میگیریم،بدون جنسیت فکر کنید.اطاعت از ولی،حتی اگه ولی اشتباه کنه(در جایی که حدودش رو شرع تعیین کرده) خدا بی جواب نمیزاره،شک نکنید که کاسه تون رو پر میکنه چی از این بهتر.این حرفا رو فقط تو این تاپیک اوردم.حالا بستگی به عکس العمل دوستان داره،اون حرف مهمتره رو هنوز نزدم. [/font]فقط از خانوما خواهش میکنم زود ناراحت یا عصبانی نشن،این مسائل درکش صبر میخواد. اقایونم که باید برن به وظایف خودشون عمل کنن و الگوشونم که ماشالا حداقل 13 نفرن. ................................................... (تا من جواب بدم کلی همه نوشتن [font=Tahoma]
) |
|||
|
|
۱۴:۳۱, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #38
|
|||
|
|||
|
سلام
دوستان میشه به چندتا سؤال جواب بدید؟ مخصوصاً شما آقای عبدالرحمن که به مرحله ی فینال رسیدی :دی . به شخصه کاملاً به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) اعتماد دارم و وقتی میفرماید برای دین ازدواج کنید نه برای جمال و ... خیلی برام مهمه این حدیث. تا به حال هزاران بار با خودم فکر کردم و کلنجار رفتم که اگه یه مورد پیدا شد که بسیار متدین بود ولی ظاهرش مورد پسندم نبود واقعاً ازدواج میکنم؟ چقدر واقعاً باید به ظاهر توجه کنم؟ یعنی اگه مثلاً کسی رو پیدا کردم که واقعاً دین دار بود ولی زیباییش زیاد مورد پسند من نبود (مثلاً چاق بود :دی) اینجا به فرمایش پیامبر عمل کنم و زیبا نبودن (در واقع از دید من زیبا نبودن نه اینکه واقعآً شخص زیبا نباشد) رو نادیده بگیرم؟ البته همه زیبایی خاص خودشون رو دارن. سؤال بعدی که ذهنم رو همیشه مشغول کرده این حدیث شریفه است از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم): «اگر مردی [فقط] به خاطر زیبایی ظاهری با زنی ازدواج کرد، نه به خاطر عفت و پاکدامنی و ایمان و تقوا و حیای آن زن، خدا زیبایی آن زن را از چشم او می برد اما اگر معیار [اصلی اش] در انتخاب همسر، زیبایی ظاهری نبود بلکه زیبایی باطنی بود، خداوند متعال همسرش را در چشم او چنان زیبا می کند که گویی از او زنی زیباتر نیست.» این قسمت رو واقعاً نمیتونم بفهمم چون تجربه اش رو هم ندارم!! این درحالیه که هر کس واحد "تنظیم خانواده(!!!)" رو در دانشگاه گذرانده باشه، اصلاً حرفی از تقوا و دین داری نمیزنن و معمولاً از دید "علمی"(؟؟؟؟؟) غرب(!!) به این موارد نگاه میکنن. استاد خود ما در دانشگاه تهران که دکترای فلان و بهمان هم داشت (خیلی هم خودشو قبول داشت :دی) میگفت اولین و مهمترین ملاک اینه که از نظر فیزیکی، به خانم مورد نظرتون جذب بشید! وگرنه ازدواجتون به مشکل بر میخوره! کاملاً ضد و نقیض و با فرمایش دین که میگه معیار اول دین و تقوا است. آقای عبدالرحمن شما که تجربه دارید نظرتون چیه در این موارد؟؟ یک سؤال دیگه. معیار خانم ها در مورد ظاهر فرد چیه؟ یعنی خانم ها دنبال مردان قد بلند و فلان و بیسار هستن و براشون خیلی مهمه این موارد یا معیار دین براشون در اولویت هست؟ دوستان با تجربه لطفاً راهنمایی کنید! |
|||
|
|
۱۴:۳۸, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #39
|
|||
|
|||
|
الان خانم ماهپاره میاد منو به جرم اختلال در نظم تاپیک بیرون میکنه.
اقا تقصیر من نبودا من فقط گزاره خبری گفتم،خودشون بحث کردن
|
|||
|
|
۱۴:۴۱, ۲۵/بهمن/۹۳
شماره ارسال: #40
|
|||
|
|||
|
ببینید اصلا اصلا بحث جنسیت برای من مطرح نیست..اینو خود خدام می دونه
![]() بحث من اینه ولایت با دیکتاتوری که سازگار نیست..الان خیلیا تو جامعه ما مخالفن درست..الکی می گن دیکتاتوری خودشونم می دونن زوری بالاسرشون از طرف ولی نیست می خوان بپذیرن می خوان نع...خود رهبری هم هیچ وقت جوری با مردم حرف نزده که حرف من حرفه وتمام دیگه حرفی نباشه... حالا کسی که تو خونه ولایت ما رو داره چی؟! مثلا شوهر می خواد به زنش بگه فلان جا نرو..دو جور می شه این ولایت رو اعمال کرد: اول شوهر بگه حق نداری از خونه بری بیرون دیگه ام نشنوم بگی فلان جا می خوام برم فهمیدی!!؟ ![]() دوم شوهر بگه عزیزم من می دونم برای چی شما می خواین برین فلان جا اما من بخاطر مسایلی که می دونم وبعدا براتون می گم صلاح می دونم شما امروز خونه بمونید ![]() خب تو هردو مورد زن به حرف شوهرش گوش می ده تو مورد اول به زور و با ناراحتی تو مورد دوم با میل ورغبت واعتماد به تصمیم همسر.. کلا منظورم اینه طریقه اعمال ولایت برای پذیرش افراد خیلی مهمه..وگرنه تو هر دو مورد به حرف ولی گوش داده می شه |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| کارگاه آمادگی پیش از ازدواج براساس تجربهی متاهلین(پرده اول) | mahpare | 17 | 7,249 |
۳/اسفند/۹۳ ۲۲:۰۷ آخرین ارسال: mahpare |
|





به سرم زده تا وقتی که فرصت هست کمو کاستیای خودمونو درست کنیم. نتیجه ی فکرامم شد این تاپیک.








الان از من شاکی میشن

