|
روش آموزشی مونته سوری
|
|
۱۶:۴۷, ۶/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۳ ۱۶:۴۹ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
مبدع روش آموزشی مونته سوری یک پزشک زن ایتالیایی به نام "ماریا مونته سوری" است. زندگی حرفهای او دارای دو بخش است. وی تا پیش از30 سالگی از معدود زنانی بود که در اروپا موفق شد در رشته پزشکی تحصیل کند. به واسطه علاقه به کودکان، آموزش گروهی از بچههای عقبمانده ذهنی را در یکی از محلات فقیرنشین ایتالیا برعهده گرفت. تنها نکته مثبت روش مونته سوری در همین مدرسه یک کلاسه محقر ابداع شد. وی مجموعهای از وسایل و ابزار کمک آموزشی را برای آموزش مفاهیم ابتدایی ریاضیات و مهارتهای زندگی ابداع کرد تا بدین وسیله همگرایی کودکان را در قالب آموزشهای مبتنی بر "تجربه گرایی" و بازیهای فردی جلب کند. مونته سوری دخالت در امر تربیت کودکان را امری در تضاد با آزادی ذاتی وی میدانست و به همین جهت با روش تربیتی دینی شامل «بشارت و انذار» مخالفت جدی میورزید. آنچه از مونته سوری در ایران به خانوادههای مذهبی اعلام میشود شامل همین یک بخش کوتاه از رزومه و روش کاری وی است. حتی اخیرا پخش مجموعه تلویزیونی زندگی ماریا مونتهسوری با حذف بخش تاریک حیات وی و مواردی سانسوری همچون زندگی بی قید و ضد خانوادگی خانم مونته سوری در جامعه کاتولیک و به شدت مذهبی ایتالیا در دوره پیش از جنگ جهانی دوم، از شبکه آموزش صدا و سیما پخش شده است! تصویر زنی صبور، دانشمند و فداکار با سیمایی شبیه به «فرشته مهربان» کلیشه ثابت صحنههای ناب این سریال است. مونته سوری اصلی! ماریا در ایتالیای کاتولیک که حتی "طلاق" را بر اساس قوانین کلیسا به رسمیت نمیشناخت بدون ازدواج صاحب فرزندی پسر از دوست خود شد و ناچار فرزند وی ماریو در دهکدهای دور از خانواده نگهداری شد. اکنون چند سطر از زندگی حقیقی و بدون سانسور ماریا مونته سوری را از کتاب زندگینامه وی که توسط تنها فرزندش نگارش شده و در صفحه اختصاصی اش در دانشنامه ویکی پدیای انگلیسی منتشر شده، مرور میکنیم. سطوری که بنا بر سیاستهای برخی مدیران بهایی بخش فارسی ویکی پدیا هرگز به زبان فارسی ترجمه نشد. ماریا مونته سوری در جوانی هوادار تفکرات "ژان ژاک روسو" فرانسوی بود. روسو را در جهان بنیانگذار تفکر مدرنیته و دوران مدرنیسم و از متفکرین پلورالیست بر میشمارند. وی در مسئله تربیت کودک دارای تزهای عجیب و شخصی مبتنی بر تجربه گرایی محض بود، به شکلی که هر پنج فرزند خود را پس از تولد به یتیم خانههای آن دوران فرانسه سپرد که از وضعیت فاجعه باری برخوردار بودند! روش آموزشی مونته سوری پساز برخورداری از شهرت نسبی، هوادارانی صاحب رتبه و شهیر یافت. از جمله "زیگموند فروید" که به علت تاکید جدی در روش مونته سوری بر "تجربهگرایی" از حامیان جدی و مشوقین وی به شمار میرفت. فروید را شاید از مناظر مختلف بتوان مهمترین روانشناس غربی نامید که بخش اعظمی از علوم اومانیستی را مدیون خود کرده است. او در کتاب "آينده يک پندار" منشا دينداري و خداباوري را احساس درماندگي انسان مینامد. يعني همان احساس ترس کودک و نياز به "پدر نيرومند" که حالتي مستمر و مداوم يافته و همگاني شده است. همچنين در کتاب "توتم، تابو و موسي و يکتا پرستي" منشا دين را نوعي بيماري وسواسي انگاشته که عموميت يافته است ، پس تلاش بی شائبه فروید برای همه گیر شدن روش آموزشی مونته سوری در جهان چندان بی پایه و اساس نیز نبوده و بنا بر اطلاعات بعدی درخواهید یافت که وحدتی ایدئولوژیک پشت این حمایتها نهفته است. علی رغم تشکیل مدارس زنجیرهای مونته سوری، به علت درگیری با حکومت موسیلینی، ماریا ایتالیا را ترک کرد. سپس به دعوت رئیس "انجمن تئوسوفی" هند برای فرار از تبعات جنگ جهانی به این کشور سفر کرد. دقیقا در همین سال بود که "آن بیسانت" دوست صمیمی ماریا مونتهسوری پس از مرگ مادام بلاواتسکی جادوگر، به مقام ریاست انجمن تئوسوفی رسید! بلاواتسکی پیش از بیسانت رئیس فرقه تئوسوفی بود. وی یک فراماسون کابالیست بود که کابالا را کتابی از جانب خدا میدانست و ارتباط با شیطان (لوسیفر) را مسیری مطمئن برای درک دانش کیهانی برمیشمرد. بر اساس کتاب خاطرات مونته سوری که توسط پسرش ماریو نگارش شده وی از 30 سالگی در رم به واسطه دانشجوی هندی همدورهاش در رشته فلسفه در دانشگاه رم به فرقه تئوسوفی علاقهمند شده بود. اما به صورت رسمی در سال 1907 یعنی زمانی که 37 ساله بود به عضویت این فرقه درآمد. سیستم آموزشی فراماسونری اما چرا تئوسوفیسم تا این اندازه در دنیای امروز نیز مهم محسوب میشود تا حدی که هم اکنون در اروپا نیز متخصصین بسیاری در خصوص کیفیت و کمیت ارتباط روش آموزشی مونته سوری و آموزههای تئوسوفیستی به مطالعه و ارائه مقاله مشغول هستند؟ انجمن تئوسوفی بخشی از تشکیلات جهانی فراماسونری است که ایده "دین جهانی" را در طول سالیان پرورانده است. تئوسوفیسم ملغمهای از مسیحیت و یهود و اسلام تحریف شده است که آموزههای شیطانی کابالا در قالب بخشهایی از آیین هندو و بودیسم به آن اضافه شده است. مروجین تئوسوفیسم در ایران گروهی از صوفیان بهائی، فرقه مریمیه و برخی دیگر از انجمنهای فراماسونری تحت الحمایه انگلیس میباشند. جالب اینجاست که تئوسوفیسم نیز همچون بهائیت،زاده انگلیس در "کمپانی هندشرقی" است. ماریا پس از اقامت در هند تحت حمایت انجمن تئوسوفی نام روش تربیتی خود را - مطابق مراحل آموزشی این فرقه - به "آموزش کیهانی" تغییر داد و هدف از آموزشهای مرحلهای سیستم مونته سوری از بدو تولد تا 24 سالگی را "جذب ذهن کودک" به جهت انطباق هر چه بیشتر با حقایق کیهانی اعلام کرد! اینجاست که همهگیری جهانی شیوه آموزشی مونته سوری که خود مقلد مهمترین نظریه پرداز تمدن سکولار غرب و تحت الحمایه عرفان کیهانی صهیونیستی است جالب میشود. مونته سوری پس از بازگشت از هند تحت تاثیر شرایط پایان جنگ جهانی و ایده نظم نوین جهانی فراماسونها "آموزشهای حل تعارض و فرهنگ صلح" را نیز با هدف "آموزش و پرورش برای یک دنیای جدید" به مونته سوری تئوسوفیستی شده، اضافه نمود. به این ترتیب وی از یک معلم مدرسه مبتکر تبدیل به یکی از مجریان مهم ایده نوظهور "نظم نوین جهانی" شد. تنها پس از طی این مراحل بود که مونته سوری مفتخر به دریافت "مدال افتخار خانواده سلطنتی ملکه انگلستان در امر آموزش کودکان" و "مدال افتخار یونسکو" شد. علاوه بر این که دوبار کاندید دریافت جایزه صلح نوبل نیز گردید. آموزش کیهانی با وجود این رزومه هولناک ذکر این نکته ضروری است که درک اشکالات فلسفی، دینی و روانشناختی روش آموزشی مونته سوری بدون تسلط بر آموزههای فرق ضاله میسر نیست. بنابراین هیچ خردهای بر مربیان مهدهای کودک و معلمین مدارس مونته سوری که به علت ضعف منابع و مراجع فارسی موجود در فضای آکادمیک کشورمان، قادر به تشخیص و تمیز انحرافات این روش آموزشی مشهور نبودهاند، وارد نیست. این یک بحث علمی کارشناسانه است که طبیعتا باید توسط نخبگان حوزوی و دانشگاهی کشور آشکار شده و به موقع از شیوع و همه گیر شدن آن جلوگیری میشد. اصول ادیان الهی بر سه محور استوار است؛ توحید، نبوت و معاد! پایه همه ادیان الهی اعتقاد به خدای واحد و تجربه ناپذیر است که با اولین اصل مونته سوری یعنی تاکید بر "تجربه گرایی" در تضاد است. حال آن که چه در یهود و مسیحیت و چه در دین اسلام آموزش توحید به کودک در سنین ابتدایی آغاز میشود. نام جزوات تهیه شده توسط مرکز جهانی مونتهسوری "آموزش کیهانی" یا "cosmic education" است. آموزش کیهانی از مناظر مختلفی به "عرفان کیهانی" که اتفاقا اخیرا در کشورمان نیز با انتشار شبکهای مشهور شده بود همخوانی متنی دارد. در مونته سوری نیز همچون عرفان کیهانی، تفکر اومانیستی "خودمحوری" در فضای کیهانی به شدت ترویج میشود به نحوی که در دوره تربیت مربی مونته سوری، معلم از هر نوع آموزش مداخله جویانهای نهی میشود. در جزوه عرفان کیهانی نیز میخوانیم :" تو تنها کسی هستی که میتوانی راهبر و مدیر خود باشی ....هیچ کس نمیتواند مدیر وکارشناس تو باشد و لحظهای که مخالف این فکر کنی قدرت و انرژی خود را تلف کردهای.... موقعی که نمیدانی چه کاری باید انجام دهی یا چطور یک موقعیت خاص را اداره کنی یا چه مسیری را در پیش بگیری یا چگونه چیزی را اثبات کنی یا هرآنچه که ممکن است در آن نیاز به راهنمایی داشته باشی ... با استفاده از اصول پایه "راز " و خواستن خودت قابل انجام است. تو به تمامی خرد و عقل دسترسی داری .... به کل دانش و معرفت بشری....تمام نیروی عظیم کائنات در درون توست...به این دلیل است که تو خود راهبر و مدیر خودت هستی ." از عرفان کیهانی به کابالا! حال بازگردیم به جزوات تربیت معلم مونتهسوری: در کتاب "خدای بدون دست" نوشته ماریا مونته سوری ده قانون با هدف یکی شدن مخاطب (از کودکی تا دوره جوانی) ذکر شده است که بر اساس هر کدام از این اصول مجموعهای از بازیها و فعالیتهای آموزشی غیرمستقیم برای کودکان طراحی شده است. در کشور ما به جز مجموعه لوازم کمک آموزشی نسبتا گران قیمت مونته سوری و چند آلبوم و همین بازیها هیچ نمییابید! بنابراین درک فلسفه پشت پرده هر کدام از این بازیهای به ظاهر ساده طبیعتا از همگان برنمی آید. "وقتی با جهان هستی همسو شوید مورد حمایت ابر ،باد،خورشید،ماه،آسمان و فرشتگان قرار میگیرید.برای کمک گرفتن از تمام انرژیهای جهان هستی و رشد و تعالی باید 10 قانون را در نظر داشته باشید: مرحله یک، هدف از آموزشهای ژئوفیزیکی: آموزش قوانین طبیعت برای اطاعت و حرکت به سمت یکی شدن با کیهان است. بازی طراحی شده شامل آزمایش سایش سنگهاست که به کمک آن به کودکان بخشی از تئوری "پیدایش جهان بدون خدا (بیگ بنگ)" آموزش داده میشود. تنها آموزه این بازی این است که جهان از سنگ سخت ثابتی تشکیل نشده است، بلکه این سنگ قابل سایش و شکل پذیر است. کما این که جهان نیز همین گونه به وجود آمده است! جالب توجه است که در سایت یکی از مراکز تربیت معلم مونته سوری در ایران ذیل عکس بازی مربیان با لوازم مونته سوری این جمله به چشم میخورد: "مونته سوری به ارتباط اصیل و ذاتی انسان با طبیعت بر میگردد." اتفاقا در جزوه "آموزش کیهانی مونته سوری" نیز از تصویر "درخت زندگی کابالا" برای توضیح "مرحله جذب در طبیعت" استفاده شده است که نمادی جهانی از عرفان یهودی به منظور ارتباطگیری با شیطان است! اومانیسم خالص! مرحله دو، آموزش تواناییهای انسان: همه چیز توسط انسان به صورت فیزیکی یا با بهرهگیری از قدرت تخیل و ذهن اختراع شده است. اختراع، میوه تخیل است." این یک جمله را میتوان خالصترین مفهوم برآمده از اومانیسم نامید! اومانیسم (humanism) در فارسی به صورت اصالت انسان، انسانگرایی، انسانمداری ،آدمیت و خود بنیادی ترجمه شده است. این مکتب انسان را محور ارزشها قرار میدهد، یعنی اصالت در همه حال به اراده و خواست او داده میشود. در این نظریه همه چیز از انسان شروع شده و به انسان نیز ختم میشود و هیچ حقیقتی برتر از انسان وجود ندارد. بنابراین اومانیسم در مقابل مکتب دین که بر اساس خدا محوری میباشد قرار گرفته است. جالب توجه است که مونته سوری هر گونه مداخله در مسیر تربیت کودک و آموزش مستقیم خوبیها و بدیها به روش دینی "بشارت و انذار" را به دلیل برتری ذاتی انسان بر خدا نفی میکند. مرحله سه ،تاریخ خلقت: یکی از مهمترین تفاوتهای خداباوران و دین ستیزان در سراسر جهان هستی، در شیوه نگرش دو گروه به داستان پیدایش است. در جزوه آموزش کیهانی مونتهسوری از تصویر خلقت خودبخودی جهان با نمادگرایی ویژهای رونمایی میشود. در ذیل این تصویر آمده آمده است: "فرشتگان نمایندگان جنبش هوا هستند که با گرم و سرد کردن پوسته زمین حیات را به وجود آوردند." مونته سوری در تایید این نگاه ضد خدایی میگوید: "هوش بشر به مرحله تکامل نهایی و قدرت حداکثری خود رسیده و امروز در مرحلهای قرار داریم که میتوانیم بر انرژی جهان تسلط یافته و بر راز هستی نفوذ یابیم. این انسانی است که نه تنها از دنیای پیرامونی خود لذت میبرد بلکه از قدرت تغییر مقصد نیز برخوردار است...این انسانی است که عامل کیهانی است و طبیعت را خلق میکند." این خطرناکترین وجهه کابالایی عرفان مونتهسوری است که در حقیقت از هدف نهایی خود از آموزش کودکان تا 24 سالگی رونمایی میکند. شاید جالب باشد که بدانید تئوسوفیستها نیز همچون پیروان بسیاری از ادیان الهی به ظهور موعود، معتقد هستند. در اوایل ۱۸۸۹ بلاواتسکی، رئیس فرقه تئوسوفی، به طور عمومی اعلام کرد که هدف از تاسیس انجمن آماده کردن بشریت جهت پذیرش معلمی جهانی بوده است. براساس دکترین تئوسوفیسم، این فرقه جنبه آشکاری از یک ماهیت معنوی پیشرفته–مایتره- است که در فواصل معین بر روی زمین به منظور هدایت تکامل نوع بشر ظهور میکند. به نظر میرسد رسالت تئوسوفیسم آمادهسازی نسل بشر برای ظهور "دجال" یا "ضدمسیح" است. آنها امر تربیت کودکان را به صورت وظیفهای ذاتی برای آماده ساختن نسل جدید بشر به عنوان "عوامل کیهانی" فراهمکننده ملزومات ظهور شیطان، برعهده گرفته و در این راه همچون مونتهسوری از اعلام این که به دنبال تبدیل انسانها به "عوامل کیهانی" هستند هیچ باکی ندارند. گذشته از بخش کوچک اسناد افشا شده از ابتدا و انتهای گفتمان تربیتی مونته سوری ذکر یک نکته برای آنها که هنوز قانع نشدهاند ضروری است. در شرایطی که فضای هجمه به دین، فرهنگ و عقاید انسانی تبدیل به زیستبوم جهانی زندگی بشری گشته آیا هیچ مسلمان عاقلی را میتوانید بیابید که "تربیت فرزندان" خود را به روش مورد علاقه بنیانگذاران بیتمدنی فعلی غربی واگذار کند؟! حتی اگر هرگز کتب شهید مطهری بر ضد اصول تمدن غرب همچون "اومانیسم" و "ماتریالیسم" را مطالعه نکرده باشیم، باز هم برای عدم برون سپاری وظیفه خطیر تربیت فرزندان ایرانی و نه حتی "مسلمان" خود به فروید و مونته سوری و روسو و لکان هزاران مدعا در دل خود خواهیم یافت. علاوه بر این نمیتوان از حذف نقش بهائیان به عنوان مهمترین فرقه حامی ترویج روش آموزشی مونته سوری در ایران نیز چشم پوشی نمود . منبع : کیهان موفق باشید و خدایی . |
|||
|
|
۲۰:۴۷, ۶/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۳ ۲۰:۵۴ توسط پارمیس.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
سلام.
واقعا زشته که راجع به همچین شخصیت بزرگی اینطوری حرف بزنید. منبع صحبت های شما چیست؟؟؟ کیهان؟؟؟؟ کیهان منبع معتبر جهانی است؟؟؟؟ وقتی راجع به یک شخصیت شناخته شده در دنیا و جهان صحبت میکنید منابعتون هم باید جهانی و گسترده و مورد قبول عموم باشه..... شیوه ی نثر این مقاله خنده داره اول ایشون رو ربط داده به فراماسونری بعد به صهیونیسم بعد به دجال .......لابد یکم دیگه هم پیش میرفت نتیجه میگرفت ایشون با شیطان هم در رابطه بوده!!!! مشکل شما با این شخصیت چیست؟؟؟ اینکه مذهبی نبوده؟؟(طبق گفته های شما چون من همچین ادعایی رو قبول ندارم) خب مذهبی نبودنش یه مسئله شخصی مربوط به خودشه ..... در عوض برای جامعه اش و مردم دنیا کار بزرگی کرده ..همین کافی نیست؟؟؟ اگر نقاط تاریک زندگی هر فردی حتی افراد مذهبی رو هم بنویسن مطمئن باشید بیشتر از صد صفحه میشه..... وقتی مقاله ای میاد فقط از یک نفر ایراد میگیره اونم بی پایه و اساس و بدون هیچ مدرکی و فقط ساخته ذهن نویسنده و هیچ یادی از فعالیت های مفید شخص نمیکنه معلومه که داره غرض ورزی میکنه! ایشون فقط یک روش رو برای تدریس کودکان پایه گذاری کردن که الان خیلی ها توی دنیا از همین روش با سواد شدن یه جوری در موردشون صحبت میکنید که انگار موسس یک فرقه شیطانی بودن و به عمد ..... میدونید فقط دولت فاشیستی موسولینی بوده که با ایشون مخالفت میکرده و بهش اجازه فعالیت نمیداده؟؟ حالا چرا موسولینی با ایشون مخالفت میکرده؟؟چون این خانوم افکار آزادی طلبانه ای داشتن.... چرا نمیگید در جامعه ای که دخترها حق درس خوندن نداشتن ایشون میره و تحصیل میکنه و پزشک میشه و در اون زمان انقلابی رو در زنان ایجاد میکنه؟؟این کار کوچکیه؟؟شاید از تحصیل دختران ناراحتید که اینگونه به این شخصیت تاختید! واقعا متاسفم.
|
|||
|
۲۱:۰۹, ۶/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/اسفند/۹۳ ۲۱:۰۹ توسط ضحی رحمانی.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
یادش بخیر
یه استادی داشتیم چقدر به ایشون علاقه داشت
|
|||
|
۰:۵۷, ۷/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله
سلام علیکم ادامه گفتار در باب این روش : استحاله اصول دینی شاید عجیب به نظر برسد اما به جز مهدکودکها و مدارس قرآنی هیچ شکل آموزشی- تربیتی مدون و برنامه ریزی شده ای در سراسر کشور در حال حاضر اجرا نمیشود. در طول ده سال گذشته نیز طرح تربیتی غربی مونتهسوری به صورت خودجوش در اغلب مهدکودکها و مدارس ابتدایی شهرهای بزرگ و کوچک کشور با سرعت قابل توجه و به شکل فراگیر به مرحله اجرا گذاشته شده است. در روش مونتهسوری بنا بر استقلال کودک گذارده میشود، به این نحو که در این سیستم بر اساس اصل تجربه انگاری هر آنچه از کودک سر میزند ناشی از طبیعت اوست. در این روش با بیقیدی تمام در مواجهه با کودک از هر گونه آموزش به نحو جدی سرباز زده میشود به نحوی که خودآموزی در مقابل معلم محوری به صورت جدی ترویج میشود. در واقع این سیستم در مقابل روش "پاداش و تنبیه" قرار دارد که آموزش درست و غلط ، حق و ناحق و امور اخلاقی و ضداخلاقی را از سنین ابتدایی به کودک آموزش میدهد. معلمی شغل انبیاء است؛ این جمله امام خمینی (رحمة الله علیه) برآمده از دومین اصل مشترک همه ادیان توحیدی، یعنی نبوت است. این معلم است که در اولین مواجهه کودک با دنیا مفاهیم اولیه زندگی الهی را به وی آموزش میدهد. واضح است که در دوره انبیاء و اولیاء الهی مهدکودک وجود نداشته اما مفهوم تعلیم و تربیت از قدمتی به اندازه عمر بشر برخوردار است. با تکیه بر یکی ازاصول مونته سوری مبنی بر نفی شدید هر گونه آموزش و تاکید جدی بر امر انفعال مربی در قبال آموزش کودک، مفهوم نبوت و امامت نقض میگردد. مثال دیگر در رابطه با انحراف در مفاهیم اساسی دینی، مربوط به یکی دیگر از اصول مهم در سیستم آموزشی مونته سوری یعنی مقابله جدی با شیوه آموزشی مبتنی بر "بشارت و انداز" است که روش تربیتی همه ادیان الهی است. با نقض آموزش بر اساس پاداش و عقاب اصل مهم معاد نیز در زندگی کودکی که با این اصول و در چنین دستگاه تربیتی رشد مییابد به صورت جدی زیر سوال میرود. علاوه بر اینکه معاد جز در قیامت تجربهپذیر هم نیست! خانه کودک مونتهسوری ایران حتی پا را فراتر نیز گذاشته است. گروه روانشناسی بازی این مرکز در تعریف "خویشتنداری" تأکید میکند: "مهار کردن افکار و اعمال خود به گونهای که هرگونه فشار داخلی یا خارجی را متوقف سازید و به شیوهای عمل کنید که آن را دوست میدارید و احساس میکنید درست است." پیداست مروجان مونتهسوری به سر باز زدن از تعالیم ادیان آسمانی بسنده نکردهاند و با دعوت مخاطبان خردسال خود به تکیه بر اصالت انسان، "انسانمحوری" و تسلیم شدن در برابر احساسات شخصی را به جای "خدامحوری"در وجود آنها نهادینه میسازند. |
|||
|
|
۱۳:۴۳, ۸/اسفند/۹۳
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/اسفند/۹۳ ۱۳:۵۰ توسط Eve.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
شاید خیلی وقت پیش زندگی نامه ی این خانم رو خونده باشم ، تنها چیزهایی که خاطرم هست رو میگم قضاوت با خود دوستان
![]() یادم هست در کتاب از روش آموزش به کودکان قبل از این خانم نوشته بودند . که چقدر ناراحت کننده و خشن بوده . ایشون برخلاف جامعه ی اونروزه که هیچ زنی پزشکی نمیرفت تحصیلاتشون در این حیطه ست.و با دیدن جامعه ی اطرافش ، این مدل آموزش رو پایه ریزی کردند . در همون جامعه ایشون، به دلیل تنها دانشجوی دختر پزشکی بودن چیزهایی رو رعایت میکردند که یک صدمش در دانشگاه ها رعایت نمیشه در حال حاضر. جدا نشستن ، در کلاس موندن برای عدم اختلاط با باقی پسر ها . موندن در آزمایشگاه بعد ساعت تا جبران ساعت هایی که پسرها بهش اجازه نمیدادند ... همچنین پدرشون تمام مدت پشتشون بودند ، و رفت و آمدشون با ایشون بوده . البته من منکر فرزندشون نیستم ، فقط خواستم شرایط ایشون رو ترسیم کنم ![]() دوم اینکه روش ایشون اول در تیمارستان ها انجام شده. با دیدن وضعیت تاسف بار نگه داری بیمارهای روانی اونجا ، ایشون مسئولیت رو برعهده گرفتن . بعد برای کودکان بی خانمان (تا جایی که یادمه) بعد روششون رو گسترش دادند . در کتاب اینطور نوشته شده بود که برای نکشتن خلاقیت کودک ، بهش اختیار عمل بدیم. زیاد فرقی نداره با توضیه ی خودمون که تا ۷ سالگی هیچ چیزی رو اجبار نکنیم ![]() ایشون اسباب بازی های زیادی رو طراحی کردند که کوچیک باشه ، سبک باشه ، ضربه زننده و برنده نباشه ، و آموزنده باشه . بچه خودش تصمیم بگیره چطور استفاده کنه ، چطور باهاش بازی کنه.از طرفی هم اعمالش دست خودشه و هم کنترل شده ست( با اسباب هاییه که در اختیارشه). من در مورد مذهبی بودن یا نبودنشون نمیدونم. در مورد دوست صمیمیشون نمیدونم. اما میدونم که ایشون شاید ناخواسته ، بدون خوندن کتاب مذهبی ، تا حدی تونسته باشند مدل تعلیم و تربیت درست کودک رو پایه ریزی کرده باشند . قطعا ما کامل ترین دین رو داریم و اگر درست بهش عمل میکردیم نیازی به این افراد نداشتیم ، اما اگر شرایط زمانی و مکانی هرکسی رو با اعمالش بسنجیم ، میتونیم نظر مثبت به این خانم داشته باشیم. البته این نظر شخصی منه (: |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










