کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چطور حقوق در اسلام محترم است اما منطق اسلام بر تحقیردنیاست؟
۲۳:۰۷, ۱۴/اسفند/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اسفند/۹۳ ۰:۱۵ توسط سیمرغ.)
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: Besmella.png]

پاسخ به یک شبهه؛
بالاخره دنیا از نظر دین باارزش است یا خیر؟!
چگونه در اسلام، حقوق، اين قدر معتبر است؛ در حالى كه منطق اسلام بر اساس تحقير دنيا مى ‏باشد و حقوق مردم نسبت به يكديگر نيز مربوط به شؤون همين دنياى تحقير شده مى‏ باشد؟



پاسخ اين است كه اولا بى ارزش بودن دنيا در نظر دين باید روشن شود که به چه معنی ست. ارزش داشتن و نداشتن یک چیز اگر از نظر خود آن چیز ملاحظه‌ شود همه چیز با ارزش است ، یعنی هر چیزی خودش برای خودش با ارزش‌ است ، زیرا هر چیزی مرتبه‌ای از هستی است و هستی یک چیز برای خود آن‌ چیز عین ارزش است, اما اگر یک چیز را نه از نظر خود آن چیز بلکه از نظر رابطه‌اش با چیز دیگر و از نظر تأثیرش در یک هستی دیگر در نظر بگیریم : این است که ممکن است‌ چیزی نسبت به چیزی بی ارزش باشد.

اين نوع ارزش نسبى، خود دو گونه است: گاه مى‏ گوييم:
پول از نظر انسان و براى انسان با ارزش است و گاه ارزش پول براى انسان را در مقايسه با ارزش علم يا سلامت در نظر مى‏ گيريم.
اكنون مى‏ گوييم: ارزش يك ريگ يا يك پشه از نظر انسان، هيچ است؛ زيرا بود و نبودش براى وى تأثيرى ندارد، لذا حقى كه به چنين چيز بى‏ارزشى تعلق مى‏ گيرد، باارزش است، اما همين پول در مقايسه با شرافت و مناعت براى يك نفر، ارزش خود را از دست مى‏ دهد،
وقتى اميرالمؤمنين عليه ‏السلام مى‏ فرمايد: "و الله لو أعطيت اعقاليم السبعة بما تحت أفلاكها على أن أعصى الله فى نملة أسلبها جلب شعيره ما فعلته
به خدا قسم اگر تمام آنچه در زیر قبه آسمان است به من بدهند برای اینکه به موچه ای ظلم کنم و پوست جوی از او بگیرم نمی کنم."

نمى‏ خواهد ارزش دنيا را پايين آورد؛ بلكه ارزش حق و عدالت را بالا مى‏ برد. مى‏ خواهد بگويد: ظلم اين قدر بزرگ است كه ظلم به اين كوچكى (ظلم به مورچه) هم به تمامى دنيا نمى‏ ارزد.


سعدی در همین مضمون می گوید:
دنیا نیرزد آنکه پریشان کنی دلی
زنهار بد مکن که نکرده ست عاقلی

دنيا هم كه از نظر دين، بى ارزش است، همين بى ارزشى مقايسه ‏اى است؛ يعنى نمى‏ ارزد كه به خاطرش اصول اخلاقى و اجتماعى و انسانيت خود را از دست بدهيد. دنيا را اگر بذاته در نظر بگيريم، بسيار با ارزش است: الدنيا مزرعة الاخرة يا مسجد أحباء الله، و متجر أولياء الله(نهج البلاغه/حکمت131)پس دين، نخواسته ارزش دنيا را پايين آورد؛ بلكه مى‏ خواهد ارزش معنويت و تقوا و حقوق اجتماعى را بالا ببرد.
این منطق ، منطق بسیار خوب و منطق بسیار عالی است . این غلط است که‌ بگوییم دین گفته دنیا آنقدر بی قیمت است که حتی یک دروغ هم برایش‌ نباید گفت ، یک خیانت و ظلم هم برایش نباید کرد . تفسیر صحیحش این‌ است که دین اینقدر به اصول و به حقوق و به عقیده و به ایمان و به اخلاق‌ اهمیت می‌دهد که می‌گوید به خاطر اینها از دنیا و ما فیها باید گذشت .

__________________
ادامه دارد ان شاء الله
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: faateme-313 ، السا ، Lancelot ، SHA.453 ، Ali#59 ، میم.حسین.الف ، soora ، rezamohammadi ، mahdy30na ، Eve ، آفتاب ، حقیقتجو
۰:۵۷, ۱۷/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #2
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

ثانياً بر اساس منطق اجتماعی در جواب آن سوال باید گفت مگر اسلام نمى‏ خواهد جامعه اسلامى باقى بماند؟ البته واضح است که می خواهد و بقاى جامعه، جز با حفظ حقوق مردم و رعايت عدالت امكان ندارد,
پیامر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمودند: الملك يبقى مع الكفر و لا يبقى مع الظلم ؛ یعنی جامعه با کفر باقی می ماند اما با ظلم نه.

قرآن پر است از ایاتی که میفرماید سبب هلاکت فلان قوم و فلان قوم ظلم آنها بوده و
حتى در یکجا مى ‏فرمايد: ما كان ربك ليهلك القرى بظلم و أهلها مصلحون/ خداوند مردمی را اگر مصلح باشند هرگز به سبب یک ظلم هلاک نمی کند. مفسرین اغلب گفته‏ اند این ظلم مقصود شرک است، چون شرک یکی از انواع ظلم است‏ (انَّ الشِّرْک لَظُلْمٌ عَظیمٌ)؛ یعنی خدای تبارک و تعالی مردم را به سبب کفر و شرک هلاک نمی‏کند اگر خود آنها از لحاظ روابط اجتماعی و حقوق اجتماعی، مردمی عادل بوده باشند.
____________
ادامه دارد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، soora ، rezamohammadi ، mahdy30na ، Eve ، آفتاب
۰:۵۱, ۱۸/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

ثالثا بالفرض هم دنيا از نظر دين، شر مطلق باشد، مى‏ دانيم كه هدف انبيا پاكيزه كردن روح مردم است؛ آن‏ها آمده ‏اند تا مردم را به اعمال خوب تشويق كرده، از اعمال زشت باز دارند؛ پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: بعثت لاتمم مكارم الاخلاق.

مسلم است كه در صورت حفظ حقوق مردم و عدم تبعيض و وجود تعادل در جامعه، عقايد و اخلاق پاك و صفاى قلب و اعمال خوب بيشتر, و زمينه معاصى و اخلاق و عقايد ناپاك كمتر مى‏ شود. هيچ عاقلى نخواهد گفت كه هر چه جامعه از نظر حق و عدالت آشفته ‏تر باشد، زمينه براى عقايد پاك و تزكيه نفس، بهتر است؛ حداكثر اين است كه بگويد: بود و نبود عدالت و رعايت حقوق، ربطى به اين امور ندارد در حالى كه ابدا چنين نيست و ما ثابت مى‏ كنيم كه عدالت و رعايت حقوق اجتماعى تأثير مستقيمى در تحقق اهداف انبيا و اديان الهى دارد.
______________
ادامه دارد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، آفتاب
۰:۰۶, ۲۷/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

مى ‏دانيم كه تعاليم دينى، سه قسم اند:
اعتقادات، اخلاقيات و دستورهاى عملى؛ حال بايد نشان دهيم كه اوضاع اجتماعى و عدالت يا عدم آن در جامعه در هر سه مرحله تأثير دارد.


نمونه بارز اين تأثير اين است كه در ادبيات خودمان در لابه ‏لاى انديشه‏ هاى عالى بسيارى از شعرا، باز گاه‏گاهى اعتقاد به بخت يا بدبينى به روزگار مشاهده مى‏ شود؛ آن جا كه مسأله شانس پيش مى‏ آيد، همه چيز، اعم از علم و عقل و فعاليت و هنر و صنعت و... از كار مى‏ افتد:
اگر به هر سر مويت دو صد هنر باشد هنر به كار نيايد چو بخت بد باشد

علت شيوع چنين عقيده باطلى، آن است كه گذشتگان ما مرتب در جامعه خود شاهد تبعيض ها، هرج و مرج‏ ها و بى عدالتى‏ ها بوده‏ اند يكى با كار و تلاش بسيار، عمرى در محروميت به سر مى‏ برد و ديگرى بيكار و در عين حال برخوردار و مرفه بود. همچنين است مسأله شكايت از روزگار.
وقتى كسى در اطراف خود، فقط ظلم و ستم ببيند و علت را تشخيص ندهد يا تشخيص دهد و نتواند بگويد، عقده دلش را روى چرخ كج‏ مدار و فلك كج رفتار پياده مى‏ كند و اين چنين يك نوع بدبينى و سوء ظن به كل آفرينش پيدا مى‏ شود؛ مى‏بينيم كه بى عدالتى و عدم رعايت حقوق اجتماعى اثر مستقيمى در ايجاد عقايد باطل و انحرافى دارد.
وقتى در خانواده‏ اى غذا يا ميوه و شيرينى يا لباس و... ميان اهل خانه تقسيم مى‏ شود، هر يك از بچه‏ ها اگر ببيند سهم او از ديگرى كمتر است، ناراحت مى‏ شود؛ قهر و گريه مى‏ كند و به علت احساس مظلوميت در صدد انتقام بر مى‏ آيد.

البته در ميان خانه، پدر و مادر كه فكرشان در سطح بالاترى است از اين كه ميوه و شيرينى به آن‏ها نرسد يا كمتر برسد، احساس حقارت و مظلوميت نمى‏ كنند. در جامعه ما هم عيناً همين‏طور است؛ يعنى افراد استثنايى كه در حكم پدر امت هستند، در عين مظلوميت و محروميت، داراى افكار والدين هستند كه از بى عدالتى جامعه متأثر نمى‏ شوند. پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم در حالى كه در جنگ احد پيشانى و دندان مباركش را شكسته بودند دعا مى‏ كند: اللهم اهد قومى فانهم لا يعلمون.(بحارالانوار، ج 35، ص 177)
علی مرتضی(علیه السلام) در موضوع فدک می فرماید: گروهی در آن طمع بستند و گروهی زهد ورزیدند...
و من با فدک و غیر فدک چه کنم در حالیکه فردا این بدن جایگاهش گور است و در آن تاریکی آثارش از هم گسیخته گردد.


______________
ادامه دارد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na ، آفتاب
۲۰:۴۸, ۲۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


اخلاق متعادل در جامعه متعادل
اخلاق عالی عبارت است از اخلاق متعادل ،موزون .مسلماً و مطمئناً اگر جامعه متعادل و موزون نباشد ،اگر سازمان اجتماعی و مقررات اجتماعی و حقوق اجتماعی ،موزون و متعادل نباشد اخلاق شخصی و فردی موزون نخواهد ماند .اثر عدم تعادل اجتماعی تنها در طبقه عامه مردم نیست که محرومند ،طبقه خاصه یعنی طبقه ممتاز که مواهب را بیشتر به خود اختصاص داده اند هم زیان می برند ،طبقه عامه فشرده و عصبی می شوند ،و این طبقه بیکاره و بی هنر و کم استقامت و ناشکر و کم حوصله و پرخرج.

علی (علیه السلام) درباره طبقه خاصه در فرمان معروف مالک اشتر می نویسد :
برای والی هیچ کس پر خرج تر در هنگام سستی ،کم کمکتر در هنگام سختی ،متنفرتر از عدالت و انصاف ،پرتوقع تر و ناسپاس تر ،عذرناپذیرتر ،کم طاقتر در شدائد ، از طبقه خاصه نیست ،همانا استوانه دین و نقطه مرکزی واقعی مسلمین و مایه پیروزی بر دشمن ،عامه مردم می باشند ،توجه تو همواره با عامه مردم معطوف باشد نه خاصه .

علی (علیه السلام)
چقدر خوب روحیه خاصه یعنی طبقه ممتاز را که عزیزهای بی جهت اجتماعند توصیف و تشریح کرده است .

حدیثی است از رسول اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که فرمود «استووا تستو قلوبکم» معتدل و هم سطح باشید و در میان شما ناهمواریها و تبعیض ها وجود نداشته باشد ، تا دلهای شما به هم نزدیک بشود و در یک سطح قرار بگیرد ، یعنی اگر در کارها و موهبتها و نعمتهای خدا بین شما شکاف و فاصله افتاد بین دلهای شما هم قهراً فاصله می افتد،آن وقت دیگر نمی توانید همدل و هم فکر باشید و در یک صف قرار بگیرید، قهراً در دو صف مختلف قرار خواهید گرفت .

قرآن کریم می فرماید :«و اعتصموا به حبل الله جمیعاً و لا تفرقوا و اذکروانعمه الله علیکم اذکنتم اعدائاً فالف بین قولبکم فاصبحتمو به نعمه اخواناً» همه با هم به ریسمان الهی بچسبید و متفرق و متشتت نشوید ، آن وقت را به یاد بیاورید که با هم دشمن بودید ، نسبت به هم کینه و عداوت و حسادت داشتید ،خداوند به وسیله اسلام دلهای شما را هم مهربان کرد ، صبح کردید در حالی که همه با یکدیگر برادر بودید .

این آیه همانطوریکه مضمونش معلوم است در موضوع اتحادی است که دین اسلام به مردم داد .

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  يك منطق بسيار ساده، نتيجه گيري با خواننده محترم علی 110 0 1,210 ۷/خرداد/۹۷ ۱۶:۲۱
آخرین ارسال: علی 110
  اسلام ناب محمدی چیست؟ mdroudgar 8 2,251 ۲۰/بهمن/۹۶ ۱۸:۳۳
آخرین ارسال: mdroudgar
  چرا اسلام بعضی از چیزها را حرام کرده است؟ iranfoums 25 7,000 ۲۹/مهر/۹۶ ۱۴:۳۰
آخرین ارسال: mahdy30na
  اعدام منطق حاکمان ناتوان Mforootaghe 0 859 ۲۸/فروردین/۹۶ ۱۱:۳۷
آخرین ارسال: Mforootaghe
  چرا دفاع ابابیل از کعبه، پس از اسلام تکرار نشد؟ سعدی 1 1,216 ۲۱/شهریور/۹۵ ۱۷:۰۹
آخرین ارسال: سعدی
  منطق را کاربردی بیاموزیم سعدی 8 3,328 ۱۰/شهریور/۹۵ ۸:۳۸
آخرین ارسال: سعدی
  جاهلیّت مدرن و پوستین وارونه اسلام ابن عباس 2 1,449 ۲۴/فروردین/۹۵ ۲۳:۵۷
آخرین ارسال: قلب

پرش در بین بخشها:


بالا