|
اصول دین؟
|
|
۱۶:۱۷, ۱۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
درود
گفته شده اصول دین تحقیقیست؟ حال سوالی دارم، اگر اصول دین تحقیقیست، چطور کسی که والدینش مسلمان بوده اند حق ندارد، به دینی غیر از اسلام گرایش پیدا کند؟ مگر اصول دین تحقیقی نیست؟ پس دیگر دین موروثی بی معناست و تحقیق هم حداقل چند سال زمان می برد یحتمل در جواب خواهید گفت نه افراد حق دارن قلباً دینی غیر از اسلام را برگزینند اما علناً نباید اعلام کنند!!!!! فی الواقع این مصداق هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند است؟!! گذشته از آن وقتی افراد نتوانند دینی غیر از اسلام را تبلیغ کنند و باورهای قلبیشان را ترویج کنند، دیگر تحقیق به چه معناست؟ تحقیق وقتی معنا دارد که همگان بتوانند به راحتی عقایدشان را تبلیغ و ترویج کنند
|
|||
| آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۰۹, ۱۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #31
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
ارتداد و احکام ان قبلا در این خصوص بحث شده لطفا موضوعاتی که تکراریست در همان تاپیک پیگیری کنید و اما در مورد آزادی تفکر و عقیده اول اینکه تعریف درستی از آزادی و عقیده و تفکر ارائه بشه
اولین اثر چنین عقایدی این است که جلوی فعالیت فکر و آزادیِ تفکرِ انسان را می گیرد. مغالطه ای که در دنیای امروز هست همینجاست!فکر و عقل بشر باید ازاد باشد و از طرف دیگر می گویند عقیده هم باید ازاد باشد, گاوپرست هم باید در عقیده خودش ازاد باشد هر کسی هر چه را که می پرستد، هر چیزی را به عنوان عقیده برای خودش انتخاب کرده باید آزاد باشد.و حال آنکه اینگونه عقائد ضد آزادی فکر است، همین عقائد است که دست و پای فکر را می بندد. آنوقت می آیند تعریف می کنند که بله انگلستان یک کشور صد در صد آزادی است، تمام ملل در آنجا آزادی دارند، بت پرست بخواهد بت پرستی کند، دولت به او آزادی می دهد، گاو پرست هم بخواهد گاو پرستی کند چون آنجا مرکز آزادی است، به او آزادی می دهند حتی وسیله برایش فراهم می کنند، معابد و معبودهای آنها را محترم می شمارند، بله، بشر عقیده ای دارد باید آزاد باشد! خود اعلامیه حقوق بشر همین اشتباه را کرده است.اساس فکر را این قرار داده است که حیثیت انسانی محترم است. بشر از آن جهت که بشر است محترم است . (ما هم قبول داریم) چون بشر محترم است، پس هر چه را خودش برای خودش انتخاب کرده، هر عقیده ای که خودش برای خودش انتخاب کرده محترم است.عجبا! ممکن است بشر خودش برای خودش زنجیر انتخاب کند و به دست و پای خودش ببندد.ما چون بشر را محترم می شماریم، [او را در این کار آزاد بگذاریم؟ !] لازمه محترم شمردن بشر چیست؟ آیا این است که ما بشر را هدایت بکنیم در راه ترقی و تکامل یا این است که بگوئیم آقا! چون تو بشر هستی، انسان هستی و هر انسانی احترام دارد، تو اختیار داری، هر چه را که خودت برای خودت بپسندی من هم برای تو می پسندم و برایش احترام قائلم و لو آنرا قبول ندارم و می دانم که دروغ و خرافه است و هزار عوارض بد دارد، اما چون تو خودت برای خودت انتخاب کرده ای من آنرا قبول دارم ! آن چیزی که خودش برای خود انتخاب کرده زنجیر است.او برای دست و پای فکر خودش زنجیر انتخاب کرده است. او برای دست و پای فکر خودش زنجیر انتخاب کرده، تو چطور این زنجیر را محترم می شماری؟ ! این محترم شمردن تو برای این زنجیر، بی احترامی به استعداد انسانی و حیثیت انسانی اوست که فکر کردن باشد. تو بیا این زنجیر را از دست و پایش باز کن تا فکرش آزاد باشد. ملکه انگلستان رفت به هندوستان، به همه معابد رفت، در همه جا احترام گزارد، وقتی می خواست به فلان بتخانه وارد بشود قبل از آنکه به کفشکن معروف برسد از بیرون کفشهایش را در آورد وگفت اینجا معبد است، اینجا محترم است.با اینکه می گفت من خودم مسیحی هستم و بت پرست نیستم اما [در آنجا گفت ] از باب اینکه یک عده انسانها این بتها را محترم می شمارند، من باید آنها را محترم بشمارم، عقیده آزاد است! یا عده ای می گویند ببینید ما چه ملتی هستیم! ما در دو هزار و پانصد سال پیش اعلامیه حقوق بشر را امضا کردیم.کورش وقتی که وارد بابل شد با اینکه خودش بت پرست نبود و تابع مثلا دین زردشت بود، معذلک گفت تمام معابد بت پرستی ای که در اینجا هست، محترم است.پس ما ملتی هستیم طرفدار آزادی عقیده .این بزرگترین اشتباه است. از نظر سیاسی هر چه می خواهید، تمجید بکنید زیرا اگر کسی بخواهد ملتی را به زنجیر بکشد باید تکیه گاه اعتقادی او را هم محترم بشمارد اما از نظر انسانی این کار صد در صد خلاف است. صلوات |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |







