کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
اصول دین؟
۱۶:۱۷, ۱۴/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #1

درود

گفته شده اصول دین تحقیقیست؟ حال سوالی دارم، اگر اصول دین تحقیقیست، چطور کسی که والدینش مسلمان بوده اند حق ندارد، به دینی غیر از اسلام گرایش پیدا کند؟ مگر اصول دین تحقیقی نیست؟ پس دیگر دین موروثی بی معناست و تحقیق هم حداقل چند سال زمان می برد

یحتمل در جواب خواهید گفت نه افراد حق دارن قلباً دینی غیر از اسلام را برگزینند اما علناً نباید اعلام کنند!!!!!

فی الواقع این مصداق هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران بپسند است؟!!

گذشته از آن وقتی افراد نتوانند دینی غیر از اسلام را تبلیغ کنند و باورهای قلبیشان را ترویج کنند، دیگر تحقیق به چه معناست؟ تحقیق وقتی معنا دارد که همگان بتوانند به راحتی عقایدشان را تبلیغ و ترویج کنند

Heart
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۰۹, ۱۹/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #31
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

ارتداد و احکام ان

قبلا در این خصوص بحث شده
لطفا موضوعاتی که تکراریست در همان تاپیک پیگیری کنید

و اما در مورد آزادی تفکر و عقیده
اول اینکه تعریف درستی از آزادی و عقیده و تفکر ارائه بشه
  • آزادی یعنی اینکه انسان رها باشد از قید و بندهایی که جلو رشد و تکامل و فعالیت های او به سوی کمال را می گیرد. بجز جمادات که احتیاجی به آزادی ندارند چون رشد و تکامل ندارند نبات و حیوان و انسان چه از جنبه فردی و چه اجتماعی چون یک موجود روبسوی کمال است احتیاج دارد که در مقابلش مانع ها و سدهایی وجود نداشته باشد تا بتواند راه خودش را طی کند.
  • تفکر: قوه ای ست در انسان ناشی از عقل داشتن.
انسان جاهل بدنیا امده و وظیفه دارد عالم شود با فکر کردن و درس خواندن. تفکر یعنی انسان در هر مسئله ای تاحدودی که استعداد ان را دارد باید فکر کند و از طریق علمی انرا بدست اورد. این عملی ست لازم و واجب که اسلام نیز نه تنها ازادی تفکر داده بلکه یکی از واجبات و حتی عبادات قرار داده شده. اجتهادی بودن اصول عقاید هم در همین راستاست.
  • عقیده: بطور خلاصه دلبستگی انسان به یک چیز است که این دل بستن ممکن است از روی عقل باشد یا از روی احساس _________ میشود گفت بسیاری از عقاید مردم بخاطر دلبستگی است نه از روی تفکر

اولین اثر چنین عقایدی این است که جلوی فعالیت فکر و آزادیِ تفکرِ انسان را می گیرد.


مغالطه ای که در دنیای امروز هست همینجاست!فکر و عقل بشر باید ازاد باشد و از طرف دیگر می گویند عقیده هم باید ازاد باشد, گاوپرست هم باید در عقیده خودش ازاد باشد هر کسی هر چه را که می پرستد، هر چیزی را به عنوان عقیده برای خودش انتخاب کرده باید آزاد باشد.و حال آنکه اینگونه عقائد ضد آزادی فکر است، همین عقائد است که دست و پای فکر را می بندد. آنوقت می آیند تعریف می کنند که بله انگلستان یک کشور صد در صد آزادی است، تمام ملل در آنجا آزادی دارند، بت پرست بخواهد بت پرستی کند، دولت به او آزادی می دهد، گاو پرست هم بخواهد گاو پرستی کند چون آنجا مرکز آزادی است، به او آزادی می دهند حتی وسیله برایش فراهم می کنند، معابد و معبودهای آنها را محترم می شمارند، بله، بشر عقیده ای دارد باید آزاد باشد! خود اعلامیه حقوق بشر همین اشتباه را کرده است.اساس فکر را این قرار داده است که حیثیت انسانی محترم است. بشر از آن جهت که بشر است محترم است . (ما هم قبول داریم) چون بشر محترم است، پس هر چه را خودش برای خودش انتخاب کرده، هر عقیده ای که خودش برای خودش انتخاب کرده محترم است.عجبا! ممکن است بشر خودش برای خودش زنجیر انتخاب کند و به دست و پای خودش ببندد.ما چون بشر را محترم می شماریم، [او را در این کار آزاد بگذاریم؟ !]
لازمه محترم شمردن بشر چیست؟ آیا این است که ما بشر را هدایت بکنیم در راه ترقی و تکامل یا این است که بگوئیم آقا! چون تو بشر هستی، انسان هستی و هر انسانی احترام دارد، تو اختیار داری، هر چه را که خودت برای خودت بپسندی من هم برای تو می پسندم و برایش احترام قائلم و لو آنرا قبول ندارم و می دانم که دروغ و خرافه است و هزار عوارض بد دارد، اما چون تو خودت برای خودت انتخاب کرده ای من آنرا قبول دارم ! آن چیزی که خودش برای خود انتخاب کرده زنجیر است.او برای دست و پای فکر خودش زنجیر انتخاب کرده است.
او برای دست و پای فکر خودش زنجیر انتخاب کرده، تو چطور این زنجیر را محترم می شماری؟ ! این محترم شمردن تو برای این زنجیر، بی احترامی به استعداد انسانی و حیثیت انسانی اوست که فکر کردن باشد. تو بیا این زنجیر را از دست و پایش باز کن تا فکرش آزاد باشد.


ملکه انگلستان رفت به هندوستان، به همه معابد رفت، در همه جا احترام گزارد، وقتی می خواست به فلان بتخانه وارد بشود قبل از آنکه به کفشکن معروف برسد از بیرون کفشهایش را در آورد وگفت اینجا معبد است، اینجا محترم است.با اینکه می گفت من خودم مسیحی هستم و بت پرست نیستم اما [در آنجا گفت ] از باب اینکه یک عده انسانها این بتها را محترم می شمارند، من باید آنها را محترم بشمارم، عقیده آزاد است! یا عده ای می گویند ببینید ما چه ملتی هستیم! ما در دو هزار و پانصد سال پیش اعلامیه حقوق بشر را امضا کردیم.کورش وقتی که وارد بابل شد با اینکه خودش بت پرست نبود و تابع مثلا دین زردشت بود، معذلک گفت تمام معابد بت پرستی ای که در اینجا هست، محترم است.پس ما ملتی هستیم طرفدار آزادی عقیده .این بزرگترین اشتباه است.
از نظر سیاسی هر چه می خواهید، تمجید بکنید زیرا اگر کسی بخواهد ملتی را به زنجیر بکشد باید تکیه گاه اعتقادی او را هم محترم بشمارد اما از نظر انسانی این کار صد در صد خلاف است.




صلوات
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا