|
دردها و رنج های فاطمه(سلام الله علیها)
|
|
۲۱:۳۲, ۲۰/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
دردها و رنج های فاطمه(سلام الله علیها)
پس از ماجرای سقیفه، فاطمه(سلام الله علیها) پرچم مبارزه را بر دوش کشید و در این راه رنجهای بسیار برد که آسیب بدنی و سقط جنین از جمله آنهاست. او به سبب فشارهای مضاعف تنها مدتی اندک زنده ماند و سپس جان به جان آفرین تسلیم کرد. فاطمه زهرا(سلام الله علیها) در روزهای آخر عمرش و در پاسخ به امسلمه که حال او را جویا شد، صراحتا اعلام کرد: محزون فقدان رسول خدا و مغموم غصب حق وصی اوست. در فرصتی دیگر فاطمه(سلام الله علیها) شبیه به همین اظهارات را به طور مبسوط و گستردهتر با زنان مدینه که به عیادت او رفته بودند، در میان گذاشت و گفت: صبح کردم به خدا، بیزار از دنیای شما و خشمگین از مردهای شما... وای بر اینان! چرا این منصب [جانشینی رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)] را از فراز پایههای محکم و تزلزل ناپذیر رسالت و نبوت و وحی بَرکندند و از کسی که بر امر دنیا و دینشان آگاهتر و کار آمدتر بود گرفتند؟ ... اینان از ابوالحسن چهمشکلی در دل داشتند؟ ...سوگند به خدا اگر زمام مرکب حکومت کَه رسول خدا به او سپرده بود، در دست او باز میگذاشتند و از او دفاع و پیروی میکردند، به خوبی این مرکب را مهار میکرد... به راستی که اگر چنین کرده بودند درهای برکت آسمان و زمین به روی آنان گشوده میشد. اما... خلیل آقاخانی http://jmaliahmad6.samenblog.com/
|
|||
|
|
۲۲:۱۱, ۲۱/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
غمهای جانسوز برترین بانو
می دانستم که بعد از فوت پدرم دیگر بلال اذان نمی گوید. او مؤذن پدرم بود و هنگامی که اذان می گفت، خدا و رسول خدا و تمام مؤمنین از صدای اذانش لذت می بردند؛ اما من دوست داشتم که یک بار دیگر آن دوران را یاد کنم: یک روز گفتم: دوست دارم اذان مؤذن پدرم را بشنوم و این خبر به بلال رسید. به احترام من، بالای بلندی رفت و شروع به اذان گفتن کرد. بانگ «اللّه اکبر» بلال بلند شد و من نتوانستم جلوی گریه هایم را بگیرم. خدایا، چه می شنوم؟ این صدای مؤذن بهترین بنده برگزیده توست که اکنون در بین ما نیست. بلال گفت: «اشهد ان لااله الااللّه » و من همچنان می گریستم. صدای بلال را شنیدم که گفت: «اشهد ان محمدا رسول اللّه ». دیگر نتوانستم تحمل کنم. فریاد زدم و بیهوش افتادم. وقتی به هوش آمدم، دیدم بلال خاموش است. گفتم: بلال! اذان بگو. او گفت: بگذار که دیگر نگویم ای بزرگ ترینِ زنان! من از اینکه تو هرگاه صدای اذان مرا می شنوی و این همه احساس اندوه می کنی می ترسم. مرا از اذان گفتن معاف فرما! و من دیگر صدای اذان مؤذن پدرم را نشنیدم. -------------------- «داغ نماز بر دل محراب مانده است. انگار سال هاست نگفتی اذان، بلال!» «برخیز و سوگ نامه این فصلِ درد را با حنجری به وسعت غم ها بخوان، بلال!» «تا به جا آرم دو رکعت ناله با هجران، بلال! بانگ دِه بار دگر امشب اذانِ گریه را» http://jmaliahmad6.samenblog.com/
|
|||
|
|
۲:۵۳, ۲۲/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
غریبونه دارم میرم میرم ازاین ویرونه
دیگه سراومده پیمونه حال منو خدا میدونه ای جانم مادرم یافاطمه.......... دلم هوای مولاوبابای غریبم علی (علیه السلام)را کرد هرشیعه ای زنور رخ حیدراست بس این دل همیشه بردر او نوکر است وبس دردرس عشق وروز نخست شروع درس گفتم به این دلم علی دلبر است وبس اشهدانا علی ولی الله..... |
|||
|
|
۲۰:۳۹, ۲۳/اسفند/۹۳
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
پی آمدهای دردناک رحلت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) برای فاطمه مظلومه(سلام الله علیها)
بی تردید رحلت پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شکیب آن بانوی شکیبا را گرفته و پشت آن کوه صبر را خم کرده بود. هنگامی که حضرت فاطمه علیهاالسلام در بستر شهادت قرار گرفت، زنان مدینه به عیادت او رفتند و جویای احوالش شدند. حضرت پس از حمد و ثنای الهی و درود بر پدرش رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: «به خدا سوگند از دنیای شما بیزارم و مردهای شما را دشمن می دارم... . کردار مردان شما زیانی آشکار است؛ چرا که آنها از ابوالحسن علی علیه السلام روی گردان شدند. سوگند به خدا روی گردانیَ آنها از علی علیه السلام ، به این دلیل است که شمشیر علی در میدان های نبرد، تیز و کوبنده بود. او باکی از مرگ نداشت... . آنها بر ما ستم کردند و دست از یاری ما کشیدند». گنجینه های علم و عشق
|
|||
|
|
۲۰:۳۷, ۳/فروردین/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
غریبانه
اینک لحظات واپسین عمر زهراست. علی با اینکه سدّی در برابر مشکلات و دشواری هاست، با اینکه کوهی از مقاومت است، از دیدن حال زهرا علیهاالسلام به گریه افتاده است. زهرا به هوش می آید و گفت وگویی بین این دو مونس جان شیفته رد و بدل می شود و در پایان، فاطمه چنین وصیت می کند: مرا امشب غسل بده، شب کفن کن، شب دفن کن... . علی به تلاوت قرآن و سوره یاسین مشغول است. زهرا چشم می گشاید و می گوید: «السلام علیک یا جبرائیل. السلام علیک یا ملائکة ربی. الیک ربّی لا الی النار.» و چشم بر هم می نهد. علی به هنگام دفن زهرایش این گونه به پیامبر خطاب می کند: «آه، که با چه سرعتی به تو پیوست ای رسول خدا، پیمانه صبرم در این مصیبتِ جان سوز لبریز شده است. اینک امانت تو را به تو سپردم. اما...». محمدکاظم بدرالدین http://jmaliahmad6.samenblog.com/ ![]() |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| آداب سفره غذا در كلام حضرت فاطمة الزهرا(سلام الله عليها) | saloomeh | 2 | 2,188 |
۲۶/مهر/۹۳ ۱۴:۱۹ آخرین ارسال: Night moans |
|
| شرايط تسبيحات حضرت زهرا(سلام الله علیه) شرط اصلي همه ذکرها و عبادت ها | seyedmahdi | 0 | 1,562 |
۲۸/بهمن/۹۰ ۱۶:۲۲ آخرین ارسال: seyedmahdi |
|










![[تصویر: 7984278-4727-l.jpg]](http://hw10.asset.lenzor.com/lp/7984278-4727-l.jpg)