|
نظر سنجي:چند نفر امادگي ظهور رو دارند؟
|
|
۱۳:۴۳, ۳/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله رحمن رحيم
با سلام خدمت تمامي منتظران مولايمان مهدي. دوستان داشتم نت گردی میکردم که به یه تاپیک جالب برخورد کردم که عینا" واستون میگذارم: سوالي دارم از خدمتتون. اگه همين فردا امام زمان ظهور كنه(كه انشاالله نزديكه)چند نفر حاضريد از همه چیزتون بگذريد و ياريش كنيد؟اگه واقعا حاضريد كه امام زمانمون رو ياري كنيد ممنون ميشم كه نظر بديد. انشالله روزي خواهد آمد كه خداوند دينش را بر همه ي دين ها غالب خواهد كرد |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۶:۲۲, ۲۸/خرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/خرداد/۹۴ ۶:۲۲ توسط hosain.nor.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
منتظر واقعی کسی است که ظهور یا عدم ظهور در زندگی او تاثیری نداشته باشد و به عبارتی قبل از ظهور همانظور زندگی کند که بعد از ظهور
[ |
|||
|
۹:۴۷, ۳۰/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
(۲۸/خرداد/۹۴ ۶:۲۲)hosain.nor نوشته است: منتظر واقعی کسی است که ظهور یا عدم ظهور در زندگی او تاثیری نداشته باشد و به عبارتی قبل از ظهور همانظور زندگی کند که بعد از ظهور من این حرف به دلم ننشست!!! یعنی چی زندگی ما قبل و بعد از ظهور فرقی نکنه سبک زندگی با یار خیلی فرق داره با سبک زندگی به انتظار یار انتظار یار غم داره و زندگی با یار شوق
|
|||
|
|
۱۰:۰۶, ۱۱/تیر/۹۴
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
|
اصلاح امر ظهور در یک شب
یک تعبیر در این خصوص، این است که خداوند امر فرج امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را در یک شب اصلاح میفرماید. «اصلاح در یک شب» میفهماند که اذن ظهور حضرت بدون هیچگونه زمینه و مقدّمه قبلی به ایشان داده میشود و این مطلب با توجّه به آنچه درباره بداءپذیر بودن وقت ظهور بیان شده، کاملاً مقبول است. روایت زیر از حضرت جوادالائمّه(علیه السلام) میباشد: «اِنَّ اللهَ تَبارَکَ و تَعالی لَیُصْلِحُ له أمْرَه فی لَیْلَةٍ کما أَصْلَحَ اَمْرَ کَلیمِهِ موسی(علیه السلام) إذْ ذَهَبَ لِیَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ ناراً فَرَجَعَ و هو رَسُولٌ نَبِیٌّ... أفْضَلُ اَعْمالِ شیعَتِنا انتظارُ الفَرَج؛1 همانا خداوند تبارک و تعالی امر ظهور ایشان را در یک شب اصلاح میفرماید، همانطور که کار کلیم خود، حضرت موسی(علیه السلام) را (یک شبه) اصلاح فرمود، آنگاه که برای به دست آوردن آتش برای اهل خویش رفت. پس در حالی که پیامبرِ فرستاده شده بود، بازگشت...» بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج است. تشبیهی که در این حدیث شریف به کار رفته، به روشنی بر مقصود دلالت میکند. داستان سخن گفتن پروردگار با حضرت موسی(علیه السلام) و در نتیجه پیامبر شدن ایشان، در قرآن کریم ذکر شده است: «و هَلْ اَتیکَ حدیثُ موسی ٭ إذا رأی ناراً فَقالَ لِأَهلِهِ امْکُثُوا إنّی آنَسْتُ ناراً لَعلّی آتیکُم مِنها بِقَبَسٍ أو أجِدُ عَلی النّارِ هُدیً ٭ فلمّا أتیها نُودِیَ یا مُوسی ٭ إنّی اَنَا رَبُّکَ فَاخْلَعْ نَعْلَیْکَ إنّکَ بِالوادِ المُقَدَّسِ طُویً ٭ و أنا اخْتَرْتُکَ فاسْتَمِع لِما یُوحی؛2 و آیا داستان موسی را شنیدهای؟ آنگاه که آتشی دید، پس به اهل خود گفت: درنگ کنید. من آتشی دیدم. باشد که یا پارهای از آن را برایتان بیاورم یا به وسیله آن، خبری از راه پیدا کنم؛ چون به آن رسید، ندا داده شد که:ای موسی! من پروردگار تو هستم. پای خود را برهنه کن؛ زیرا تو در بیابان مقدّس طوی هستی و من تو را برگزیدم، پس به آنچه وحی میشود، گوش فرا ده.» وقتی حضرت موسی(علیه السلام) در بیابان تاریک همراه با اهل خود، راه را گم کرده بودند، از دور آتشی مشاهده کرد و طبق بیان قرآن به سوی آن رفت که یا چیزی از آن آتش برای اهل خودش بیاورد یا خبری از راهی که گم کرده بودند، به دست آورد. بر اساس قرینهها و حسابهای ظاهری (که افراد معمولی و حتّی خود حضرت موسی(علیه السلام) میدیدند) نشانهای از اینکه قرار است در آن شب، ایشان به نبوّت و رسالت برگزیده شوند، وجود نداشت. هیچ قرینه و زمینه قابل پیشبینیای در کار نبود. ایشان برای منظور دیگری به سوی آتش رفتند؛ امّا رسول و نبی برگشتند. وجه شباهت اصلاح ظهور حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با اصلاح امر نبوّت و رسالت حضرت موسی(علیه السلام) در همین مطلب است که از آن به «اصلاح امر در یک شب» تعبیر شده است. مقصود این است که اِذن خداوند برای ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم بدون مقدّمه و در وقتی که ظاهراً نشانهای دالّ بر نزدیک بودن آن وجود ندارد، صادر میشود. اگر انسان مؤمن این حقیقت را عمیقاً باور کند، آنگاه انتظار فرج امام(علیه السلام) برایش بسیار بسیار جدّی و ملموس خواهد شد. چون در هر زمانی وقوع فرج را ممکن و عملی میبیند و در هیچ شرایطی از تحقّق آن ناامید نخواهد بود. به همین جهت حضرت جواد(علیه السلام) پس از تشبیه فوق فرمودهاند که: «بهترین اعمال شیعیان ما انتظار فرج میباشد.» پس میتوان گفت که امر فرج امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) متوقّف بر وجود نشانه و زمینهای نیست که روی حسابهای عادیِ بشری نزدیک بودن آن را برساند و اگر غیر از این بود، انتظار فرج در هر صبح و شام بیمعنا میشد. در حدیث دیگری همین مطلب با مقدمه زیبایی توسط امام صادق(علیه السلام) ذکر شده است: «کُنْ لِما تَرجُو أرجی مِنکَ لِما تَرجُو. فاِنَّ مُوسَی بْنَ عِمرانَ(علیه السلام) خَرَجَ لِیَقْتَبِسَ لِأَهْلِهِ ناراً فَرَجَعَ الیهم و هو رسولٌ نَبِیٌّ. فَأَصْلَحَ اللهُ تبارک و تعالی أمْرَ عَبْدِه و نبیِّه موسی(علیه السلام) فی لَیْلَةٍ. و هکذا یَفْعَلُ اللهُ تبارَکَ و تعالی بِالقائمِ الثانی عَشَرَ مِنَ الاَئِمَّةِ(علیه السلام) یُصْلِحُ لَه أَمْرَه فی لیلةٍ کما اَصْلَحَ أمْرَ نَبِیِّه موسی(علیه السلام) و یُخْرِجُهُ مِنَ الحَیْرَةِ و الغَیْبَةِ الی نُورِ الفَرَجِ و الظهورِ؛3 به چیزی که امید (وقوعش را) نداری از آنچه امید (وقوعش را) داری، امیدوارتر باش! همانا حضرت موسی بن عمران(علیه السلام) رفت تا برای اهل خود، آتشی به دست آورد، پس در حالیکه پیامبرِ فرستاده شده بود، به سوی ایشان بازگشت. پس خداوند کار بنده و پیامبرش موسی(علیه السلام) را در یک شب اصلاح فرمود و خداوند تبارک و تعالی در مورد حضرت قائم امام دوازدهم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز چنین عمل میکند. کار (ظهور) ایشان را در یک شب اصلاح میفرماید، همانطور که کار پیامبرش، موسی(علیه السلام) را اصلاح کرد و ایشان را از حیرت و غیبت به سوی روشنایی فرج و ظهور در میآورد.» انسان گاهی بر حسب قرینههای ظاهری، به انجام چیزی امید میبندد یا اینکه روی همان قرینهها از وقوع چیزی ناامید است. آنچه این حدیث شریف میآموزد این است که فرد مؤمن اگر امیدش به فرج الهی است، باید به وقوع اموری که روی حسابهای عادی از انجامش ناامید است، امیدوارتر باشد تا چیزهایی که به آن ـ برحسب زمینههای عادیاش ـ امید بسته است. مثالی که برای این قاعده کلّی بیان فرمودهاند همان پیامبر شدن حضرت موسی(علیه السلام) است. ایشان براساس قرینههای ظاهری و نشانههای عادی، امیدی به کلیم الله و پیامبر الهی شدن نداشت و روی این امر حسابی نکرده بود؛ امّا وقتی برای فراهم آوردن آتش به سوی آن رفت، پیامبر برگزیده الهی شد. خدای متعال در مورد امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هم اینگونه عمل خواهد کرد و ایشان را در وقتی که ظاهراً امیدی به قیامشان نیست، ظاهر خواهد فرمود. پس وظیفه شیعیان در خصوص انتظار فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) این است که وقتی بر مبنای محاسبات عادّی بشری، امیدی به ظهور امامشان ندارند، بیشتر امید به فرج داشته باشند تا زمانی که روی آن ـ بر مبنای قرینههای ظاهری ـ حساب میکنند. مؤمن موحّد همه امیدش به فرج الهی است و آنگاه که خداوند بخواهد رحمت خود را شامل حال بندگانش کند، احتیاج به فراهم شدن زمینههای عادی بشری ندارد. تعبیری هم در آخر حدیث شریف آمده است که بسیار قابل تأمّل و توجّه میباشد. امام صادق(علیه السلام) فرمودهاند که خداوند حجّت خود را از حیرت و غیبت به سوی فرج و ظهور خارج میسازد. از غیبت خارج شدن امام(علیه السلام) روشن است. امّا از حیرت درآمدن، یعنی چه؟ چه حیرتی برای حضرتش وجود داد که با اصلاح امر فرج، از آن خارج میشوند؟ ظاهراً در عبارت حدیث، لفّ و نشر مرتّب وجود دارد؛ یعنی خارج شدن از دو حال به دو حال دیگر، به ترتیب؛ از حال غیبت به ظهور و از حال حیرت به سوی روشنایی فرج. پس حال حیرت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نقطه مقابل فرج و گشایش ایشان میباشد؛ بنابراین حیرت ایشان مربوط به گرفتاریها و سختیهایی است که در زمان غیبت به آن مبتلا هستند. شاید بتوان گفت که آگاه نبودن ایشان از زمان ظهورشان رمز تحیّر و سرگردانی آن عزیز در زمان غیبت است.٭ ایشان از طرفی مؤمنان و مظلومان و مستضعفان را در همه عالم، گرفتار و در رنج میبینند و میدانند که فرج کلّی و فراگیر همه آنها به دستِ مبارک خودشان است و از طرف دیگر نمیدانند که خدای متعال چه وقت اِذن فرج را صادر میکند و چه زمانی حضرت اجازه مییابند که همه زمین را به عدل و داد برسانند. (البتّه غیر از دستگیریهای جزیی و محدود که در همین زمان غیبت هم انجام میدهند.) شدّت ناراحتی و مصیبت ایشان به خاطر تحمّل همه مصائب و سختیها از یک طرف و دائماً به پیشگاه الهی دعا کردن و از او تعجیل در فرج کلّی و نهایی را خواستن در عین عدم آگاهی به زمان اجابت این دعا از طرف دیگر، امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به حیرتی میاندازد که بر ناراحتیها و رنجهای ایشان میافزاید. همین معنا با عبارت دیگری در دعای عبرات ذکر شده است که در بخش گذشته نقل کردیم. در آنجا آمده بود: «تری تحیّری فی اَمری» که توضیح مختصری در مورد آن بیان شد. ناگفته نماند که: حیرت مورد بحث، مربوط به خود امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) میباشد و به صراحت حدیث، خداوند ایشان را از حیرت به روشنایی فرج، خارج میسازد. امّا در احادیث، حیرت دیگری هم مطرح شده است که مربوط به مردم زمان غیبت است و این حیرت با آنچه در مورد حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در زمان غیبت بیان شد، کاملاً متفاوت است. حیرت مردم، ناشی از گم کردن راه صحیح و صراط مستقیم است که شناخت آن در زمان غیبت امام(علیه السلام) از زمانهای دیگر مشکلتر میباشد. از امام عسکری(علیه السلام) نقل شده است: «امّا إنَّ له غَیْبَةً یَحارُ فیها الجاهِلون و یَهْلِکُ فیها المُبْطِلونَ و یَکْذِبُ فیها الوَقّاتونَ؛4 بدانید همانا برای او (فرزند من) غیبتی است که نادانها در آن به حیرت میافتند و اهل باطل در آن به هلاکت میرسند و کسانی که (برای ظهور) وقت تعیین میکنند، دروغ میگویند.» این حیرت مربوط به جاهلان است و کسانی که وظیفه خود را در زمان غیبت نمیدانند؛ لذا امام صادق(علیه السلام) فرمودند: «کیف اَنتم إذا صِرْتُم فی حالٍ لا تَرَونَ فیها اِمامَ هدیً و لا عَلَماً یُری؟ فَلا یَنْجُو مِنْ تِلکَ الحَیْرَةِ اِلّا من دَعا بِدُعاء الغَریقِ؛5 شما چگونه هستید آنگاه که در وضعیتی قرار میگیرید که در آن، پیشوای هدایتی و نشانه آشکاری نمیبینید؟ پس کسی جز آنان که دعای غریق را بخوانند، از آن حیرت و سرگردانی نجات پیدا نمیکنند.» درباره «دعای غریق» و محتوای آن و اهمیّت خواندن آن در زمان غیبت، در جای خود توضیح کافی آمده است.6 اینجا بحث درباره حیرت کسانی است که به وظیفه خود در زمان غیبت امامشان آگاهی ندارند و اگر این نقیصه را جبران کنند، از این حیرت خارج میگردند. در احادیث مربوط به زمان غیبت، بیشتر مواقعی که از «حیرت» سخن گفته شده، همین معنای مذموم است؛ ولی گاهی هم حیرت مربوط به خود امام(علیه السلام) میباشد که معنای ظاهری آن بیان شد. والله یعلم. یأس از فرج در هنگام فرج غیبت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) امتحان بزرگی است تا شیعیان صبر خود را در گرفتاریهای این زمان بیازمایند و با همه سختیهایی که تحمّل میکنند، از فرج الهی ناامید نشوند؛ امّا آیا همه مؤمنان از این امتحان بزرگ الهی موفّق بیرون میآیند؟ پاسخی که برای این پرسش در احادیث اهلبیت(علیه السلام) یافت میشود، دلالت میکند بر اینکه: متأسّفانه بسیاری از شیعیان صبر خود را در مصیبتهای زمان غیبت از دست میدهند و به حالت یأس و نومیدی نسبت به ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) میرسند و به تعبیر دیگر، حالت «انتظار فرج» در ایشان از بین میرود؛ ولی در همین حال، عدّه کمی از مؤمنان میمانند که به وظایف خود در زمان غیبت امامشان کاملاً آگاهند و به آنها عمل میکنند و لذا به یأس از فرج الهی مبتلا نمیگردند. امّا مهم این است که شرط فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، انتظار فرج همگان نیست. انتظار فرج وظیفهای است که شیعه در زمان غیبت، بیش از هر زمان دیگری، نسبت به آن مکلّف است، ولی چه همه آنها به وظیفه خود عمل بکنند چه در عمل به آن کوتاهی نمایند، فرج محقّق خواهد شد و مطابق آنچه نقل میکنیم، زمانی که حضرت ظهور میفرمایند، حالت یأس و ناامیدی بسیاری از مؤمنان را دربرگرفته است و به تعبیر دیگر، وقتی که انتظار خود را از دست دادهاند، فرج محقّق میشود. از امام صادق(علیه السلام) چنین نقل شده است: «ما اَحْسَنَ الصَّبْرَ و انتظارَ الفرجِ.... فعلیکم بالصَّبْرِ. إنما یَجییءُ الفَرَجُ عَلی الیأسِ؛7 چقدر صبر همراه با انتظار فرج خوب و زیباست!... بر شماست صبر کردن. جز این نیست که فرج در هنگام ناامیدی فرامیرسد.» در حدیث دیگری، امام صادق(علیه السلام) به امتحان سخت غیبت که بسیاری در آن زمین میخورند، اشاره فرمودهاند: «اِنَّ هذا الاَمرَ لا یأتیکُم إلّا بَعْدَ إیاسٍ. لا وَاللهِ حتّی تُمَیَّزوا. لا وَاللهِ حتّی تُمحَّصُوا؛8 این امر (فرج امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف)) برای شما محقّق نمیشود مگر بعد از ناامیدی. نه به خدا قسم محقّق نمیشود؛ تا اینکه (خوب و بد شما) از هم جدا شوید. نه به خدا قسم محقّق نمیشود؛ مگر اینکه از ناخالصیها پاک بشوید.» خیلی از مؤمنان ممکن است خود را بسیار خوب و پاک بدانند؛ ولی در هنگام امتحانات سخت معلوم میشود که کدامیک میتوانند صبر خود را حفظ کنند و انتظار فرج را از دست ندهند. حدیث دیگری هم از امام صادق(علیه السلام) میباشد که فرمودند: «لا وَاللهِ لا یکونُ ما تَمُدُّونَ اِلیه اَعْیُنَکُم حتّی تُغَرْبَلُوا. لا وَاللهِ لا یکونُ ما تَمُدُّونَ اِلیه اَعْیُنَکُم حتّی تُمیَّزُوا. لا وَاللهِ لا یکونُ ما تَمُدُّونَ اِلیه اَعْیُنَکُم اِلّا بَعْدَ إیاسٍ.9 نه قسم به خدا! آنچه چشم انتظارش هستید واقع نمیشود تا اینکه غربال بشوید. نه به خدا قسم آنچه چشم انتظارش هستید، واقع نمیشود تا اینکه (خوب و بدتان) از یکدیگر تمییز داده شوید. نه قسم به خدا! آنچه چشم انتظارش هستید، واقع نمیشود؛ مگر پس از یأس و ناامیدی.» غربال شدن یعنی تصفیه شدن. با غربال کردن دانههای ریز خارج شده و دانههای درشت باقی میمانند. در زمان غیبت هم آنها که دین سست و ضعیف دارند، از غربال میریزند و کسانی که دینداریِ قویتر و محکمتری دارند، باقی میمانند و آنگاه که یأس از فرج الهی بر بسیاری از مؤمنان سایه میافکند، هنگامه نزول فرج است. به این ترتیب میتوان گفت که: پیش از ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نه تنها زمینهها و شرایطی که امید به حصول فرج را زیاد کند، وجود ندارد؛ بلکه ضدّ آن، یعنی فضای ناامیدی و یأس بر بسیاری از مؤمنان سایه میافکند و درست در همین شرایط است که ظهور فرا میرسد. بنابراین در اوج ناامیدی و یأس، انتظار فرج بیش از هر زمان دیگری باید باشد. چون طبق این روایات، فرج وقتی خواهد رسید که اوضاع و احوال عادی انسانها ـ برای رسیدن به آنچه با ظهور امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) محقّق خواهد شد ـ امیدوارکننده نیست؛ بلکه ناامید کننده میباشد. پس مؤمن واقعی هیچگاه به یأس از فرج مبتلا نمیشود و با وجود اینکه وقتی شرایط و زمینهها را میبیند، آنها را یأسآور و ناامید کننده مییابد، امّا درست در همین زمان، باید بیشترین امید را به تحقّق فرج الهی داشته باشد، این مطلب در حقیقت توضیح همان فرمایش متین امام صادق(علیه السلام) است که فرموده بودند: «کُنْ لما لا تَرجُوا اَرْجی مِنکَ لِما تَرجُو». درس مهمّی که از این مطالب گرفته میشود این است که: در گرفتاریها و سختیهای زمان غیبت، هیچگاه نباید از فرج امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ناامید شد؛ بلکه هرچه گرفتاریها سختتر و شرایط دشوارتر میشود و یأس بیشتری انسانها را فرا میگیرد، انتظار فرج باید شدیدتر گردد. البتّه فراموش نشود که: حالت یأس در مؤمن از بزرگترین گناهان کبیره است و در هیچ شرایطی نباید به آن راضی بود. اینکه در احادیث اهلبیت(علیه السلام) هنگامه ظهور را مقارن با غلبه یأس بر انسانها دانستهاند، دلالت بر مطلوب بودن آن نمیکند. نظیر این معنا در مورد غلبه ظلم و جور در وقت ظهور امام(علیه السلام) آمده است که آن هم هرگز ممدوح و مطلوب نیست و مؤمن نباید از آن راضی باشد؛ به همین جهت با وجود غلبه ظلم، مؤمنان راستین بر ایمان خویش ثابتقدم میمانند و هرگز به سستی در عقیده و عمل مبتلا نمیگردند. همین ثابتقدمها در ایمان، حالت انتظار خود را همیشه حفظ میکنند و به یأس مبتلا نمیشوند؛ امّا تعداد اینها در مقایسه با همه اهل ایمان ناچیز است. اثر عملیِ این احادیث برای مؤمنان این است که اگر زمانی، زمین را پر از ظلم و جور دیدند و سایه نومیدی و یأس را هم بر سرِ انسانها گسترده یافتند، خودشان مأیوس نشوند و در آن شرایط، بیش از هر زمانِ دیگری، انتظار فرج مولای خود را داشته باشند. سرّ مطلب این است که ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از مصادیق «فرج الله» و یک کار خدایی است و اگر وضعیت عمومی بشر ناامید کننده باشد، از فرج الهی نباید مأیوس شد. پینوشتها: 1. کمالالدین باب 36، ح 1. 2. طه/ 9ـ 13. 3. کمالالدین باب 6 انتهای، ح 13. 4. بحارالأنوار، ج 51، ص 160، ح 7. 5. غیبت نعمانی، ص 159. 6. علاقمندان میتوانند به کتاب معرفت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف)، صص 208 و 209 رجوع کنند. 7. بحارالأنوار، ج 52، ص 110، ح 17. 8. بحارالأنوار، ج 52، ص 111، ح 20. 9. بحارالأنوار، ج 52، ص 112، ح 23. |
|||
|
|
۹:۳۹, ۱۴/تیر/۹۴
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
حجّت الاسلام قدس میگوید:
روزی آقا فرمودند: در «تهران»، استاد روحانیای بود که «لُمعَتین» را تدریس میکرد. مطّلع شد که گاهی از یکی از طلّاب و شاگردانش که از لحاظ درس خیلی عالی نبود، کارهایی نسبتاً خارقالعادّه دیده و شنیده میشود. روزی چاقوی استاد (در زمان گذشته وسیله نوشتن قلم نی بود و نویسندگان، چاقوی کوچک ظریفی برای درست کردن قلم به همراه داشتند) که خیلی به آن علاقه داشت، گم میشود و وی هرچه میگردد، آن را پیدا نمیکند و به تصوّر آنکه بچّههایش برداشته و از بین بردهاند، نسبت به بچّهها و خانواده عصبانی میشود. مدّتی بدین منوال میگذرد و چاقو پیدا نمیشود و عصبانیّت آقا نیز تمام نمیشود. روزی آن شاگرد بعد از درس، به استاد میگوید: آقا! چاقویتان را در جیب جلیقه کهنه خود گذاشتهاید و فراموش کردهاید. بچّهها چه گناهی دارند! آقا یادش میآید و تعجّب میکند که آن طلبه چگونه از آن اطّلاع داشته است. از اینجا دیگر یقین میکند که او با اولیای خدا سر و کار دارد، روزی به او میگوید: بعد از درس با شما کاری دارم. چون خلوت میشود، میگوید: آقای عزیز! مسلّم است که شما با جایی ارتباط دارید. به من بگویید خدمت آقا امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مشرّف میشوید؟ استاد اصرار میکند و شاگرد ناچار میشود جریان تشرّف خود خدمت آقا را به او بگوید. استاد میگوید: عزیزم! این بار وقتی مشرّف شدید، سلام بنده را برسانید و بگویید: اگر صلاح میدانند، چند دقیقهای اجازه تشرّف به حقیر بدهند. مدّتی میگذرد و طلبه چیزی نمیگوید و استاد هم از ترس اینکه نکند جواب، منفی باشد، جرئت نمیکند از او سؤال کند، ولی به جهت طولانی شدن مدّت، صبر استاد تمام میشود و روزی به وی میگوید: آقای عزیز! از عرض پیام من خبری نشد؟ میبیند که وی (به اصطلاح) این پا و آن پا میکند. استاد میگوید: عزیزم! خجالت نکش. آنچه فرمودهاند، به حقیر بگویید؛ چون شما قاصد پیام بودی (و ما علی الرسول إلا البلاغ المبین). آن طلبه با نهایت ناراحتی میگوید: آقا فرمود: «لازم نیست ما چند دقیقه به شما وقت ملاقات بدهیم. شما تهذیب نفس کنید؛ من خودم نزد شما میآیم.» منابع: سیّدمهدی ساعی، به سوی محبوب. رضا باقیزاده، برگی از دفتر آفتاب |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








یعنی چی زندگی ما قبل و بعد از ظهور فرقی نکنه
سبک زندگی با یار خیلی فرق داره با سبک زندگی به انتظار یار
انتظار یار غم داره و زندگی با یار شوق