کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
پرده ای دیگر از مدعیان مهدویت
۸:۵۰, ۱۶/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
پرده ای دیگر از مدعیان مهدویت



[تصویر: Bigliardi-Harun-Yahya.jpg]


هارون یحیی یا عدنان اکتار ، چهره ناآشنایی در عرصه کتاب و نظریه های سیاسی و فرهنگی به خصوص در زمینه فراماسونری و کابالا و فرقه های صهیونی نیست. اگرچه پیش از آنکه در حیطه تئوری های ماسونی در ایران شناخته شود با یک سری کتاب های دینی و مذهبی در عرصه کتاب کودک این سرزمین ظهور کرده بود. هر 14 کتابی که هارون یحیی در زمینه کودکان تالیف کرده ، در ایران ترجمه و توسط ناشران مختلف چاپ و توزیع گردیده است. "شکوه و عظمت آسمان‌ها"، "دنیای شگفت‌انگیز زنبور عسل"، "دنیای شگفت‌انگیز مورچه‌ها" و "سگ‌های آبی، سدسازان ماهر"‌ هر چهار کتاب توسط انتشارات سروش به چاپ رسیده ؛ "دنیای حیوانات"، "دنیای شگفت‌انگیز بدن ما"، "دنیای شگفت‌انگیز اطراف ما" و "اسرار آفرینش"راهی به سوی خداشناسی که هر چهار کتاب توسط کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان منتشر شده ؛ و "شگفتی‌های خلقت جانوران"در چهار جلد، "قدرت تفکر"، "الگوبرداری از طبیعت"، "معجزات قرآن کریم(چاپ دوازدهم)"، "معجزه آفرینش انسان" و "جلوه های آفرینش" از انتشارات موسسه فرهنگی منادی تربیت است.

اما تقریبا دو دهه است که هارون یحیی یا همان عدنان اکتار به عنوان یکی از افشاگران و مورخین ضد فراماسونری و تئوری پردازان این حیطه در محافل و مراکز مطالعاتی و پژوهشی ایران نیز مطرح شده است. یکی از معروفترین کتاب های او در این زمینه ، کتاب "فراماسونری جهانی" است که به اسامی مختلف ترجمه و توسط موسسات و ناشران گوناگون ، به چاپ رسید. از جمله در سال 1384 با همین نام "فراماسونری جهانی" توسط دکتر سید داوود میرترابی ترجمه و توسط انتشارات الشمس به چاپ رسید که در سال 1386 ، چاپ دوم آن روانه بازار گردید. همچنین در همان سال 1386 ، ترجمه ای دیگر از این کتاب تحت عنوان "شوالیه های معبد ؛ مبانی فراماسونری جهانی" توسط انتشارات هلال وابسته به موسسه فرهنگی هنری موعود به چاپ رسید.


کتاب دیگری که در عرصه پژوهش درباره فراماسونری از هارون یحیی در ایران شهرت یافت ، کتاب "فراماسونری و یهود" بود که در سال 1369 توسط انتشارات علمی به چاپ رسید. این کتاب در سال 1376 با ترجمه جعفر سعیدی و توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی به اسم "مبانی فراماسونری" منتشر شد که تا سال 1391 به چاپ ششم رسید. البته روی جلد این کتاب به عنوان مولف ، عنوان "گروه تحقیقات علمی ترکیه" نقش بسته بود ولی در داخل کتاب و در داخل پرانتزی که پس از گروه تحقیقات علمی ترکیه باز شده بود ، نام هارون یحیی نیز آمده بود. در واقع گروه تحقیقات علمی ترکیه نیز ، مجموعه ای است که گویا توسط هارون یحیی تاسیس شد و گفته می شود که هزینه های آن توسط گروهی از بازرگانان مسلمان ترکیه تامین شده و گروهی از محققان و پژوهشگران نیز در آن مشغول به کار هستند. در واقع مجموعه کتاب های هارون یحیی که بیش از 250 عنوان را در بر می گیرد و موضوعات بسیار متفاوتی از داروینیسم و کمونیسم گرفته تا کابالا و هلوکاست و همچنین کتب دینی و مذهبی و حتی کتاب هایی درباره حضرت حجت (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را شامل می شود ، توسط همین گروه تالیف شده و به نام هارون یحیی منتشر گردیده است.

کتاب های دیگری نیز از هارون یحیی در ایران منتشر شد و مقبولیت ایشان تا آن حد پیش رفت که همیشه به عنوان یکی از مبارزان ضد ماسونی شناخته می شد. کار به آنجا رسید که چند سال پیش دو نفر از نمایندگان هارون یحیی از طرف گروه تحقیقات علمی ترکیه برای همایش دکترین مهدویت (که هر سال در نیمه شعبان و سالروز ولادت حضرت مهدی صاحب الزمان برگزار می شود) به ایران آمده و در این همایش شرکت کردند.

[تصویر: images?q=tbn:ANd9GcS6PDvAjkcA4zIMhMiIY5M...r-_Y6UTksc]

با مطالعه مکتوبات و نوشته های هارون یحیی و همچنین فیلم های ویدئویی اش ، ضمن اینکه بسیاری تحلیل ها و تحقیقاتش را در منابع دیگر نیز سراغ داشتیم اما در میان همه اظهارات ضد ماسونی هارون یحیی، یک موضوع برای من سوال برانگیز بود که چرا او فقط به نشانه ها و نمادهای ماسونی و آیین ها و مراسمشان اشاره می کند و چیزی از اندیشه و تفکرشان نمی گوید. در حالی که در طول تاریخ همین مملکت چه بسیار افرادی (حتی ظاهر الصلاح) بوده اند که هیچ نماد یا نشانه ماسونی نداشته و حتی عضو هیچ لژ فراماسونری نبوده اند اما خواسته یا ناخواسته، همان اندیشه ها و تفکرات ماسونی ( با عناصر ایدئولوژیکی همچون سکولاریسم ، اومانیسم ، لیبرالیسم ، تسامح و تساهل در قبال ارزش ها و اصول دینی و ...) را نشر داده و به نوعی به این تشکیلات و سازمان کمک رسانده اند. ( لطفا این نکته را داشته باشید ، در انتهای این مطلب مجددا به آن بازگشت خواهیم داشت. )

ادامه دارد...

امضای Admirer
[تصویر: 1wn3fi050ilv8uqetyj9.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: حسن.س. ، حسن عزتي ، mohamad ، قلب ، rezamohammadi ، میم.حسین.الف ، mahdy30na ، السا ، شهیدطیبه واعظی ، مرتضی اقبالی ، آیدا77 ، sagheb ، ANTI satan ، Anti gods ، شکیلا
۱۷:۰۳, ۱۶/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #2
آواتار
یک سفرنامه اکتشافی


روزگار گذشت تا اینکه سرانجام برای تحقیقات و تصویربرداری و گفت و گو با کارشناسان مربوط به پروژه ای تحت عنوان "تمدن آسمانی" که به ریشه ها و تاریخ تمدن اسلامی در سرزمین های مختلف می پرداخت در آبان ماه 1390 عازم برخی کشورهای خارجی از جمله ترکیه شدیم. برای سفر به ترکیه ضمن اینکه با رایزنان فرهنگی ایران در استانبول و آنکارا مذاکره کرده بودیم تا تدارک گفت و گو با کارشناسان و اساتید این حوزه را هماهنگ کنند . قرار شد با ضمن بازدید از موسسه تحقیقات علمی ترکیه ، ملاقاتی نیز با هارون یحیی و دوستانش داشته باشیم. ( پروژه یاد شده اینک پس از طی زمانی حدود 4 سال در حالی که آخرین مراحل تدوین و مراحل فنی را می گذراند، به طور همزمان روزهای جمعه و دیگر ایام تعطیل در حال پخش از شبکه خبر است. )

دیدار و ملاقات ما با هارون یحیی و دوستانش در استودیوی شبکه ای ماهواره ای هم به نام A9 صورت گرفت که متعلق به خودشان است و برنامه ها و مصاحبه های هارون یحیی با افراد مختلف را به طور زنده پخش می کند.

قرار شد مصاحبه ما ضمن اینکه بوسیله دوربین های خودمان ضبط می شود ، از این شبکه نیز پخش شود اما پیش از آغاز مصاحبه، صحبت های مختلفی رد و بدل شد که از میان آن صحبت ها، اظهار ارادت هارون یحیی و دوستانش به حضرت صاحب الزمان علیه السلام حیرت انگیز بود و نکته جالب اینکه در این مورد کتابی هم منتشر کرده بودند و خود را از منتظران امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) معرفی می کردند! در طول مصاحبه هم ، هارون یحیی به کرات از اعتقادش به حضرت صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) گفت و اینکه چقدر در آرزوی ظهورش هستند و باور دارند که با ظهور حضرت تمامی مشکلات جهان حل خواهد شد. اما آنچه تحت عنوان این ادعا ، مطرح می کردند (و در متن مصاحبه خواهد آمد) مطالب و مسائلی بود که اساسا با اهداف ظهور و رویکرد قیام حضرت مهدی صاحب الزمان (علیه السلام) در تضاد به نظر آمد.

[تصویر: descendant.jpg&width=320]

اگرچه ما به عنوان مصاحبه با یک کارشناس و متخصص ضد فراماسونری ، اقدام به مصاحبه با هارون یحیی کردیم اما در طی گفت و گویمان، با جملات عجیب و غریبی از وی برخورد کردیم که حیرت انگیز بود و اصلا انتظارش را نداشتیم. او به جای پاسخ به سوالات ما درباره فراماسونری جدید و اشکال تازه این تشکیلات مخوف ، به طریقی حرف هایش را می پیچاند و جواب های سربالا می داد. او فراماسونری را از تمهیدات خداوند برای به حرکت درآوردن مسلمانان معرفی کرد! و در میان تعجب ما از فراماسونری خدا پرست و فراماسونری کافر نام برد و ادعا کرد که فراماسون های خداپرست می توانند به ما کمک کنند.!! او در مقابل شگفتی ما ، از وهابیت در کنار تشیع و تسنن به عنوان یکی از مذاهب اسلامی نام برد و استدلال های ما را مبنی بر صهیونیستی بودن وهابیت نپذیرفت!!!

به نظرم بهتر است تا خودتان متن آن مصاحبه را بخوانید که البته در همان زمان با تحریف برروی وب سایت هارون یحیی هم قرار گرفت. جالب اینکه یحیی در گفت و گویش با اسماعیل حاج حیدری که 4 ماه پس از مصاحبه با ما صورت گرفت (او برای تصویربرداری مجموعه مستند فرقه های سری به ترکیه مسافرت کرده بود)، از فرقه صهیونی کابالا دفاع کرده و آن را اساسا نوعی تمرین ذهن دانسته است. او در آن مصاحبه از ملاقاتش با یهودا برگر، رهبر کابالیست ها سخن گفته و در کمال حیرت وی را در راه حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دانسته است! هارون یحیی در مصاحبه یاد شده اظهار داشت که کابالیست ها خیلی می توانند به اسلام و ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) کمک کند!!

[تصویر: 254862_130.jpg]

همه اینها برای ما سوالات متعددی ایجاد کرده بود که چه اتفاقی برای هارون یحیی افتاده است؟ آیا از مواضع روشن و آشکار ضد ماسونی قبلی اش ، کوتاه آمده است؟ آیا تهدید شده و تحت فشار است؟ آیا یک موضع تاکتیکی گرفته است؟

پس از آن مصاحبه، علیرغم تماس های ای میلی و غیر ای میلی موسسه تحقیقات علمی ترکیه ، دیگر هارون یحیی و افرادش را ملاقات نکردیم و حتی به درخواست هایشان نیز پاسخی ندادیم. اما از آن سال همچنان این سوال در ذهنمان سنگینی می کرد که چه اتفاقی برای هارون یحیی افتاده و البته این موضوع را از کارشناسان و اساتید در داخل کشور و حتی آنهایی که اقدام به ترجمه و چاپ آثار وی در ایران نموده بودند هم بارها پرسیدیم ولی جوابی قانع کننده نیافتیم. اغلب آنها اساسا از این موضوعات خبر نداشتند و هارون یحیی را همچنان یک استاد بلامنازع ضد ماسونی می دانستند و به احتمال زیاد تا زمان چاپ و خواندن این مطلب نیز همچنان بر آن باور هستند!

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، mahdy30na ، السا ، شهیدطیبه واعظی ، حسن.س. ، مرتضی اقبالی ، قلب ، rezamohammadi ، mohammadhadi ، ANTI satan ، Anti gods ، شکیلا
۹:۴۶, ۱۷/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #3
آواتار
معما چو حل گشت ....

تا اینکه در زمستان گذشته و در طی گشت و گذارهای اینترنتی معمول ، به طور ناخودآگاه به تازه ترین مصاحبه هارون یحیی با یک شبکه تلویزیونی اسراییلی به نام خبر i24 به تاریخ 20 فوریه 2014 (اول اسفند 1392) برخوردم که در آن وی کاملا مواضع ضد صهیونیستی و ضد فراماسونری قبلی خویش را نفی کرده بود به گونه ای که خبرنگاران اسراییلی با شگفتی، صحبت هایش را کاملا مغایر با آنچه که وی طی 20 سال گذشته گفته و نوشته، تلقی کردند! هارون یحیی در آن مصاحبه علت این تغییر مواضع را طبیعی دانسته و آن را ناشی از تغییر و تحول آدم ها که نشانه تکامل آنهاست معرفی کرده بود!!

هارون یحیی در آن مصاحبه رژیم صهیونیستی را کاملا مشروع اعلام کرده و اظهار داشته بود براساس آیات قرآن و سایر کتب آسمانی ، سرزمین مقدس فلسطین به یهودیان و صهیونیست ها تعلق دارد!!! ( این مصاحبه را هم در همین پرونده باید خودتان بخوانید تا متوجه عمق فاجعه شوید. )

به نظر نمی آید این دگردیسی مواضع هارون یحیی (که البته نمونه های آن در طول تاریخ انقلاب خودمان هم کم نبوده) خلق الساعه و ناگهانی بوده باشد. شاید به نظر بیاید در واقع برای این دگر دیسی، پروسه ای طی شده که سیر آن را می توان برروی وب سایت شخصی وی و در طی مصاحبه هایش در طول این سالها ملاحظه نمود. بخشی از این پروسه (که خود ما مستقیما شاهدش بودیم) از زمان مصاحبه ما با وی در آبان 1390 آغاز شد و بیش از 2 سال بعد در اسفند 1392 خود را در مصاحبه با یک شبکه تلویزیونی اسراییلی نشان داد و بعد هم مطلبی در وب سایتش انتشار یافت که هارون یحیی در مصاحبه اش با فراماسون های آمریکا ، حتی خود را یک ماسون درجه 33 و عضو لژهای ماسونی معرفی کرده است!

[تصویر: BNaq3.jpg]

اینک هارون یحیی علنا می گوید و می نویسد:

"... مردم اسراییل به سرزمین و صلح نیاز دارند.ما باید با همه مردم با زبان محبت و عشق رفتار کنیم. با اسلحه هیچ مشکلی حل نمی شود. در آنجا مردم بی گناه در هر دو طرف هستند..."

چقدر این جملات برای آنها که طی سالها، تفکرات و مواضع ظاهرا لیبرالی ماسون ها را تعقیب کرده اند، آشناست. نمایندگان موسسه تحقیقات علمی ترکیه، هیچ نشان ماسونی با خود حمل نمی کنند و سالها در یک موسسه ظاهرا ضد ماسونی فعالیت کرده و به شدت از انتظار برای ظهور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) دم می زنند اما همه جملاتشان، نشان از عمق تفکر ضد مهدوی و ماسونی در ذهن آنها دارد. جملاتی که امروز، آن هم پس از جنایت جنگی صهیونیست ها در غزه که همه سازمان های وابسته بین المللی هم به آن اعتراف کردند، حتی برای کودکان هم خنده دار و مضحک است. آیا این جملات را از زبان و قلم برخی شبه روشنفکران داخلی و یا گفتار یکی از اعضای ارشد دولت اصول گرای سابق، به خاطر دارید؟

اما وقتی کمی در افشاگری های هارون یحیی نسبت به فراماسونری دقیق تر می شویم، یک حلقه مفقوده مشاهده می کنیم. (در اینجا باید برگردم به آن نکته ای در اوایل این مطلب تذکر دادم در ذهنتان نگاه دارید تا در پایان به آن برسیم.) هارون یحیی در تمامی مکتوبات و مصاحبه ها و افشاگری هایش، کوچکترین اشاره به نوع تفکر و عناصر اندیشه ماسونی نداشته و فقط نمادها و نشانه ها و آیین ها را توضیح داده و تبیین کرده است. او همواره از تاریخی گفته که دیری است کهنه شده و از دسترس خارج است و انگار که دیگر هیچ نمودی در جهان امروز نداشته و به پایان رسیده است. از طرف دیگر تبار ماسون ها را به حضرت آدم و هابیل و قابیل رساند و ادعاهای بسیار گزافی درباره آنان ارائه کرد که بعضا با عقل و منطق جور در نمی آمدند.

درحالی که شواهد تاریخی نشانگر آن است، بسیاری از عناصر ماسونی، بی نام و نشان و نماد و تنها با تفکر و اندیشه در دل توحیدی اصیل ترین اندیشه ها پیش رفته و از خود ردپایی هم برجای نگذاشته اند. جمله معروف میرزا ملکم خان که از معروفترین فراماسون های اولیه تاریخ ایران است را به خاطر آورید که گفت برای از بین بردن دین باید از قالب دین استفاده کرد. او اگرچه فراموشخانه و فراماسونری را در ایران تاسیس کرد اما کمتر نشانه و نمادی از خود باقی گذاشت. در این مسیر می توان به برخی افراد ظاهر الصلاح در طول تاریخ معاصر ایران اشاره کرد که بدون دارا بودن نماد یا نشانه و یا انجام آیین خاص ، ماسون بودند امثال میرزا نصرالله خان بهشتی معروف به ملک المتکلمین یا شیخ ابراهیم زنجانی که صادر کننده حکم اعدام شیخ فضل الله نوری بود.

و اضافه کنید بسیاری از نوکران بی جیره و مواجب فراماسونری و صهیونیسم که بدون نماد و نشانه و یا حتی عضویت در تشکیلات فراماسونری، همان تفکرات و اندیشه های ماسونی را نشر دادند که از مهمتر سکولاریسم و اومانیسم و در درجه بعدی تسامح و تساهل در قبال اصول و ارزش های دینی بود. آنچه همین امروز نیز وجود دارد و متاسفانه در جامعه ما و به خصوص در میان قشر شبه روشنفکر و یا آنان که تلاش می کنند به نحوی خود را به شبه روشنفکران بچسبانند ، در جریان است.

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: مرتضی اقبالی ، mohamad ، قلب ، rezamohammadi ، mohammadhadi ، میم.حسین.الف ، آیدا77 ، mahdy30na ، ANTI satan ، Anti gods
۱۰:۳۶, ۱۸/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #4
آواتار
امان از اطلاعات سوخته!

می توان گفت این نوع افشاگری های نمادگرایانه سالهاست که از سوی خود مراکز فراماسونری شروع شده و ادامه دارد . نوعی افشاگری که به اصطلاح اطلاعات سوخته را برای رد گم کردن ، بارها و بارها تکرار می کنند. از فیلم هایی مانند "چشمان باز بسته"( استنلی کوبریک) و "جمجمه ها" (راب کوهن) و "چوپان خوب" (رابرت دو نیرو) و "گنجینه ملی" (یان ترتل تاپ) گرفته تا رمان های "رمز داوینچی" و "فرشتگان و شیاطین" و "نماد گمشده" نوشته دن براون که توسط ران هاوارد و مارک رومانک ، حداقل طی یکی دو دهه اخیر همه زیر و بم تشکیلات فراماسونری با همه نمادها و نشانه ها و آیین هایش به نمایش گذارده و گوشه های پنهان تاریخش را به تصویر کشیده و بسیاری از توطئه های انجام شده و نشده را به اسمش سند زده اند. به جز این، دهها کتاب و مقاله در نشریات مختلف خارجی چاپ شده اند که بعضا با همین رویکرد ، حتی از سوی خود انجمن های ماسونی به افشای توطئه های فراماسون ها پرداخته اند. چندین مستند درباره رمان های دن براون و شوالیه های معبد و دیر رازلین و ...ساخته شده که درجه های بالای فراماسونی در مقابل دوربین قرار گرفته و به افشای رازهای مگوی این تشکیلات کهنه کار پرداخته اند و حتی همه این افشاگری ها در فیلمی مستند از شبکه تلویزیونی صدای آمریکا (VOA) پخش شد!

[تصویر: iox5c.jpg]

چرا؟ چرا چنین اتفاقی افتاده است؟ به نظرم دیگر هر آدم ساده لوحی هم باید متوجه شود وقتی تشکیلات ماسونی ، این گونه رازهای خود را برملا می سازد ، لابد کلیت تشکیلات تغییر کرده و آن سازماندهی سابق وجود ندارد. در واقع این رازها ، مشتی اطلاعات سوخته بیش نیستند که تاریخ مصرف آنها دیری است که سپری شده است. در حالی که همین اطلاعات می تواند برخی ساده لوحان را فریب دهد که گویا امروز نیز فراماسونری به همان سبک و سیاق قدیم عمل کرده و با همان چارتر تشکیلاتی عمل می نماید.

اما آنچه در تمامی این افشاگری ها و به اصطلاح روشنگری ها همچنان ناگفته می ماند ، اندیشه های ماسونی است که در عمق جوامع و فرهنگ نفوذ کرده و بدون هیچ نام و نشانی ، آنها را به سمت و سوی خود می گردانند. به این مفهوم که اندیشه های سکولار را در زیرین ترین لایه های فرهنگی یک جامعه رسوخ می دهند تا معتقدترین آدم ها هم دچار نوعی سکولاریسم پنهان شده و در مقابل مدیریت دین در ابعاد مختلف یک جامعه بایستند، تا اینکه حتی اصولی ترین نیروها هم در مقابل نفی احکام و محکمات دینی ، بی تفاوت شوند، تا اینکه حتی با ایمان ترین اشخاص نیز دین خود را بیرون از اتاق و محل کارشان جا بگذارند و با منش و سبک و سیاق غیر دینی، پشت میزشان قرار بگیرند.

برای چنین استحاله های فرهنگی (که امروزه رویکرد اول محافل و مراکز استعماری از جمله تشکیلات فراماسونری محسوب می شود و به معنای همان جنگ نرم یا تهاجم فرهنگی است) نیازی به نمادها و نشانه ها و آیین های خاص نیست ، نیاز نیست که با علامت گونیا و پرگار به میدان بیایند ، نیاز نیست با شمعدان هفت شاخه و ستاره داوود در عرصه حاضر شوند، نیازی به اعداد 33 و یا مضارب آن ندارند!! امروز این تفکر را (اگر بصیرت لازم موجود نباشد) در هر لباس و فرد و گروهی ولو با ظاهرالصلاح ترین شکل هم می توان جاری ساخت ، همانطور که شیخ ابراهیم زنجانی در ظاهر یک روحانی به این شبکه پیوست ، همانگونه که امام جمعه تهران در زمان طاغوت یعنی حسن امامی عضویت این تشکیلات را داشت ، همانگونه در فتنه سالهای 78 و 88، بسیاری از آنهایی که در دام فتنه افتادند، اساسا هیچ ارتباطی با شبکه فراماسونری نداشتند ولی دقیقا همان برنامه ها و طرح های آنها را اجرا کردند و بالاخره همانگونه که طی این سالها کتاب هایی نوشته و چاپ شد، فیلم هایی ساخته و اکران شد که ارزش های اسلامی و احکام دین را به سخره گرفته و مورد هجوم قرار دادند در حالی که سازندگان آنها بعضا، زمانی هم فیلم دفاع مقدس ساخته بودند و هنوز خود را بچه جنگ می دانند اما همان عملکردی را داشتند که تفکرات ماسونی القاء می کردند، سبک زندگی اسلامی ایرانی را به مضحکه گرفتند و سبک زندگی غربی را تبلیغ کردند و منش سکولار را فریاد زدند بی آنکه بفهمند همان تفکرات ماسونی را بدون هیچ جیره و مواجبی منتشر می سازند.

کتاب های هارون یحیی (که البته بسیاری از آنها نوشته خودش نبود و توسط محققان و پژوهشگران موسسه اش تالیف می شد و یا از منابع و مکتوبات دیگر اقتباس می گردید!) در زمانی به افشای فراماسونری در سطح جهانی و به خصوص کشورهای اسلامی و از جمله ایران پرداختند که این تشکیلات مخوف پوست انداخته و به کلی تغییر سازمان داده بود. کتاب های امثال هارون یحیی اگرچه در زمینه بازکردن تاریخ این تشکیلات و همچنین نمادها و نشانه ها و آیین های آن، پر بیراه نرفتند اما اطلاعات تاریخ گذشته را با عنوان افشاگری های دست اول به خورد مخاطبانشان دادند و آنها را در همان سطح متوقف ساختند تا این مخاطبان پرشور و در جستجوی حقیقت از دریافت سازماندهی جدید و اصل تفکرات فراماسونری بازبمانند. و متاسفانه برخی افشاگران داخلی نیز چنین کردند و هارون یحیی وطنی شدند. با طرح افراطی نمادها و نشانه ها و محدود ساختن فراماسونری و صهیونیسم در سطح همان نشانه ها ، بدون آنکه به اندیشه و عمق تفکر آنها نقب بزنند، نوعی کشف رمز سطحی به مخاطبان خود ارائه دادند تا آنها با یک نگاه شابلونی و کلیشه ای، هرکس که این نشانه و نمادها را داشت، فراماسون بدانند و هرکس نداشت، منزه و پاک معرفی شود. از همین روی بعضی که هیچ نشانه ای نداشتند ولی تفکرات ماسونی را یدک می کشیدند در حاشیه امن ماندند و برخی دیگر هم این تفکرات را از آنجا که از سوی افراد بی نشانه صادر می شد، پذیرفتند بدون آنکه بدانند و بفهمند در خدمت تشکیلاتی قرار گرفته اند که مخالف آن بوده و سالها آرزوی مبارزه با آن را داشتند. تفکراتی مانند مکتب ایرانی (به عنوان یکی از طرح های کهن فراماسون ها برای سرزمین ما) در مقابل مکتب اسلام ، تضعیف احکام دینی ماند حکم قرآنی قصاص ، طرح اندیشه هایی مانند هنر برای هنر یا علم برای علم و ...همه و همه از جمله تفکرات ماسونی بودند که در طی این سالها از سوی بسیاری افراد بی نشانه و بدون نماد و حتی معتقد و با ایمان ( اما بی بصیرت) در سطوح مختلف عنوان شد.

همه اینها دلیل آن نیست که تمامی محتویات کتاب هایی که به نام هارون یحیی چاپ شده را مغایر با حقیقت بدانیم، چراکه بسیاری از آن مطالب در کتب تاریخی مختلف و از سوی پژوهشگران گوناگون نقل شده و به تعبیری، خود هارون یحیی نیز از آنها برداشت کرده یا به عبارت صحیح تر، سرقت نموده است. فی المثل یکی از فیلم هایی که هارون یحیی تحت عنوان محصول موسسه اش به ما هدیه داد، تصاویری بود از یک فیلم مستند شبکه PBS و گاردنر به نام "امپراتوری ایمان" محصول سال 2000 که درباره تمدن اسلامی ساخته بودند. در واقع تنها کاری که موسسه هارون یحیی انجام داده بود، این بود که در ابتدا و انتهای این تصاویر، یک مجری ترک قرار داده و هر از چند گاه هم در پایین تصاویر یاد شده، عنوان "فیلمی از هارون یحیی" نقش می بست و تصاویری را که اصلش ساخته گروه دیگری بود را به نام خود نمایش می داد! به نظر می آید مانند چنین سرقتی در زمینه کتاب های منتشره هارون یحیی هم صورت گرفته باشد ، چنانچه بسیاری از مطالب این کتاب ها را در کتب معتبر دیگر می توان یافت. (پاسخ هایی که او در جواب سوالات ما، در همان مصاحبه اش داد ، به شدت حکایت از بی سوادی وی داشت!)

اما آنچه از قرائن، شواهد و مستندات بر می آید،آن است که تشکیلات فراماسونری امروزه در قالب فرقه های نوپدید و عرفان ها و معنویت های سکولار مشغول فعالیت است و از این جهت دهها و صدها فرقه به اسامی مختلف تحت عنوان دین نوین و معنویت نوظهور ایجاد نموده تا خیل جوانان خام ذهن و ساده لوح را جذب خود نماید ، از طرف دیگر در ابعاد مختلف دست به تبلیغات وسیع علیه کارآمدی دین در عرصه اجتماع و هنر و علم و سیاست و حتی عبادات شخصی زده تا ادیان توحیدی به خصوص اسلام و به ویژه تشیع را بی اعتبار ساخته و شبه معنویت های ساختگی خود را جانشین آن نماید تا به قول شیمون پرز (رییس رژیم صهیونیستی) بتوانند سلطه خود را برقرار سازند. اینک با به چالش کشاندن ارزش ها و اصول و سبک زندگی اسلامی، در صدد القای همان اندیشه های ماسونی هستند که فقرات آن را سکولاریسم و اومانیسم و نتیجه سیاسی آن را لیبرالیسم تشکیل می دهد.

آنها حتی ابایی ندارند که به حضرت ولی عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) متمسک شده و زیر نام آن حضرت، عقاید انحرافی خویش را عرضه دارند که کاملا با ارزش ها و اندیشه های مهدوی متضاد و مغایر است و در طول تاریخ کم نبودند افراد و جریان هایی که چنین کردند؛ امثال انجمن ضد بهاییت(حجتیه) و یا برخی فرقه های به اصطلاح صوفی گری.

[تصویر: 20090306134436t350-framasonary.jpg]

پس برای یافتن فراماسونی جدید، تنها به دنبال نشانه ها و نمادها گشتن و تاریخ آن را مرور کردن بدون آنکه مصادیق امروزی را دریابیم، جز سرگرم شدن، عنوان دیگری نمی تواند داشته باشد، اینک تفکرات و اندیشه های ماسونی قوی تر و با نفوذتر از همه آن نشانه ها، سعی دارند در همه ابعاد زندگی ما نفوذ کرده و ما را نسبت به آموزه ها و ارزش ها و فرهنگ اسلامی دچار تردید نمایند. این تفکرات و اندیشه ها از زبان و قلم هرفرد و گروهی می توانند خارج شوند. کسانی که شاید هیچ نشانه و نماد ماسونی هم نداشته باشند و عضو هیچ لژ ماسونی یا سازمان های صهیونیستی هم نباشند، اما یا مزدورند و یا بصیرت لازم را کسب نکرده اند.

گفت و گویی که در پی این مقدمه خواهد آمد، مثالی بارز از چنین عناصری است. همان عناصری که سالها مخاطبان خود را در سطح نشانه و تاریخ گذشتگان نگاه داشته و مانع از دستیابی شان به عمق ماهیت تفکرات و اندیشه های ماسونی شده اند.

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، مرتضی اقبالی ، میم.حسین.الف ، حسن عزتي ، آیدا77 ، aakbarib ، Eve ، mahdy30na ، ANTI satan ، Anti gods
۲۰:۲۷, ۱۹/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #5
آواتار
حلقه های مفقوده یک افشاگری!


[تصویر: 9.jpg]

برای یافتن فراماسونی جدید، تنها به دنبال نشانه ها و نمادها گشتن و تاریخ آن را مرور کردن بدون آنکه مصادیق امروزی را دریابیم، جز سرگرم شدن، عنوان دیگری نمی تواند داشته باشد، در حالی که تفکرات و اندیشه های ماسونی قوی تر و با نفوذتر از همه آن نشانه ها، سعی دارند در همه ابعاد زندگی ما نفوذ کرده و ما را نسبت به آموزه ها و ارزش ها و فرهنگ اسلامی دچار تردید نمایند. این تفکرات و اندیشه ها از زبان و قلم هرفرد و گروهی می توانند خارج شوند. کسانی که شاید هیچ نشانه و نماد ماسونی هم نداشته باشند و عضو هیچ لژ ماسونی یا سازمان های صهیونیستی هم نباشند، اما یا مزدورند و یا بصیرت لازم را کسب نکرده اند.

گفت و گوی زیر مثالی بارز از چنین عناصری است. همان عناصری که سالها مخاطبان خود را در سطح نشانه و تاریخ گذشتگان نگاه داشته و مانع از دستیابی شان به عمق ماهیت تفکرات و اندیشه های ماسونی شده اند. به پاسخ های هارون یحیی و بحث های ما با او دقت نمایید ، ببینید کسی که حداقل تا آن زمان از دیدگاه بسیاری از اندیشمندان و محققان و پژوهشگران داخلی و خارجی، پیشتاز افشاگری و روشنگری درباره فراماسونری بوده و هیچ نشانه و نمادی از تشکیلات ماسونی هم ندارد ، چگونه در پاسخ هایش ، اندیشه ها و تفکرات ماسونی را القاء می نماید. یعنی پیش از آنکه خودش در مصاحبه با فراماسون های آمریکایی ، اعتراف به عضویتش در لژهای ماسونی بکند ، می توان از فحوای کلامش ، اندیشه های ماسونی را از ورای یک چهره ظاهرا ضد ماسونی بیرون کشید.



مستغاثی: سوال اول من این است که وقتی ما تاریخ اسلام و تاریخ خودمان را نگاه می‌کنیم، می‌توانیم یک حلقة بادوام را ببینیم. حلقه‌ای که 10 قرن دوام آورد و البته امروز نیز در حال سربرآوردن است. ایدولوژی آن، تمدن آن و فرهنگ آن، توانست سراسر جهان آن روزگار را تسخیر نماید، اما این حلقه از صفحات تاریخ پاک شده است. به نظر می آید کسانی که این حلقه را از تاریخ پاک کردند ، همان تاریخ پردازان فراماسون بودند که در طول تاریخ به خصوص در سرزمین ما ، تحریف وقایع گذشته و وارونه نمایی آنها، از جمله مهمترین وظایفشان به شمار رفته است. چرا فراماسونرها می‌خواهند این حلقه را از صفحات تاریخ پاک کنند؟

یحیی: خداوند تغییر دهنده طالع است. او ماسون‌ها را وسیله قرار می‌دهد. اگر چنین افرادی در تاریخ دخالت نداشته باشند، مسلمان‌ها بی‌هدف باقی خواهند ماند و عزمی برای مبارزه و جدل نخواهند داشت. خداوند دجالیت را به دست انسان‌ها به وجود می‌آورد و با این وسیله انسان‌ها را بیدار می‌کند و دجالیت لازمه مهدویت است و اگر نباشد، نه اسلام خواهد بود، نه [حضرت]‌ مهدی‌ خواهد آمد و نه بازگشت عیسی مسیح اتفاق خواهد افتاد. ماسون‌ها، ماسون‌های ملحد وظیفه تنظیم و برقراری توازن دجالیت را بر عهده دارند و این وظیفه بر عهده آن‌هاست. آن‌ها دجالیت را در مقابل ما قرار می‌دهند. دجالیت، مسلمان‌ها را هیجان‌زده و ترغیب می‌کند و مسلمان‌ها را در یک مجادله بزرگ قرار می‌دهد و در نهایت پیروزها به بهشت و شکست خوردگان به جهنم خواهند رفت. «ماسون‌های ملحد» گروهی هستند که «ماسون‌های معتقد» نیز آن‌ها را رقیب و دشمن خود می‌دانند و با آن‌ها درگیر هستند، اما ماسون‌های ملحد همیشه قدرتمندتر بوده‌اند. در این صد سال اخیر، ماسون‌هایی که به خدا معتقد هستند با ماسون‌هایی که به خدا معتقد نیستند وارد یک مبارزه شده‌اند و از حالت‌ها و اسلوب ماسون‌های معتقد به خدا می‌توان برداشت کرد که در صف حضرت عیسی قرار خواهند گرفت یا در صف حضرت مهدی و به وضوح این درک می‌شود که ماسون‌های ملحد در صف دجال خواهند بود.

جبرائیلی: سوال من این است که شما درباره ماسون‌ها گفته‌اید که آن‌ها می‌خواهند یک دولت ماتریالیستی و یک جهانی ماتریالیستی تأسیس کنند. اگر نگاهی به کشورهای غربی بیاندازید می‌بینید که آن‌ها حکومت‌هایی سکولار ایجاد کرده‌اند که در آن خدا را از زندگی روزمره غربی حذف کرده و سعی می‌کنند این نوع از حکومت را به جهان اسلام نیز انتقال دهند. آنچه که آن‌ها می‌خواهند، حذف خداست، حذف اعتقاد به خدا از جامعه، از حکومت، از قوانین و از هر چیزی که در زندگی اجتماعی وجود دارد. شما این مسئله را در کشورهای غربی چگونه می‌بینید؟ آیا معتقدید که آنچه که شکل حکومت و دولت را در جهان غرب می‌سازد بر پایه ایده‌ها و اعتقادات فراماسونری بنا شده است؟ آن‌ها که در ساختن چنین حکومت‌هایی در غرب موفق بوده‌اند، آیا اکنون تلاش می‌کنند که در جهان اسلام نیز این شکل از حکومت را برپا کنند؟

یحیی: ماسونی یک سیستم الهی است و برای این شکل گرفته که اسلام را بر جهان حاکم کند. اگر ماسون نباشد دجالیت نیز نخواهد بود و بنابراین اسلام نخواهد بود. اگر انرژی منفی‌ای وجود نداشته باشد، خدا انرژی مثبت را بر جهان حاکم نمی‌کند. همان‌‌طور که شیطان به صورت خاص برای آزمایش آفریده شده، ماسون هم به صورت خاص آفریده شده و البته ماسون‌های منکر خدا می‌دانند که مغلوب و شکست خورده خواهند بود و به هر شکل معلوم است که ماسون‌های منکر خدا بر جهان حاکم نخواهند شد و هر‌کس که عقل داشته باشد این را می‌داند و کسانی که خلاف این عمل کنند بی‌شعور هستند، اما ماسون‌های دیگر به این معتقد هستند. یعنی اکثریتشان می‌دانند که حضرت مسیح باز خواهد گشت و در مورد [حضرت] مهدی نیز همین اعتقاد را دارند. من یقیناً می‌دانم که ماسون‌ها اطلاع دارند که اسلام بر جهان حاکم خواهد شد چون من با ماسون‌های رده بالا در تماس و دیدار هستم، اما ماسون‌های منکر خدا این را درک نمی‌کنند. یعنی آن‌ها با بی‌شعوری، بی‌دینی و انکار خدا، از خود دفاع می‌کنند و به فلاکتی که به وقوع خواهد پیوست فکر نمی‌کنند، اما فلاکتی به وقوع نخواهد پیوست زیرا ماسون‌ها به صورت خاص از طرف خدا به وجود آمده اند. ماسون‌های منکر خدا در فرانسه و انگلیس متمرکز و محدود شده‌اند، اما آنهایی که معتقد به خدا هستند از این مرزها فراتر رفته‌اند.

جبرائیلی: ببخشید، از شما می‌خواهم کمی شفاف‌تر باشید. منظورم این است که مسئله را با ذکر مثال روشن کنید. مثال در مورد اینکه جنگ بین اسلام و فراماسونری چیست؟ در این جنگ، نمایندگان اسلام چه کسانی هستند و نمایندگان فراماسونری چه افرادی هستند؟ منظورم این است که در دوران کنونی، کدام حکومت‌ها بر پایه فراماسونری تشکیل شده‌اند؟ کدام کشورها و کدام دانشمندان فراماسون هستند و قصد دارند چه کار کنند؟ کجاها موفق بوده‌اند و کجا شکست خورده‌اند؟ به ما یک توصیف روشنی از جهان کنونی بدهید. یک توصیف شفاف. بازوی اجرایی فراماسونری کیست؟ چه کسی قوانین خاص ماسون‌ها را اجرا می‌کند؟

یحیی: به عنوان مثال، هم داروین و هم پدرش ماسون بودند. لنین ماسون بود، کارل مارکس هم ماسون بود. این‌ها ماسون‌های منکر خدا هستند که نماینده دجالیت به حساب می آیند. دجالیت با یک سیستم فکری‌ به منصه ظهور می‌رسد و مهدویت نیز همین‌طور. در حال حاضر دجالیت در مقابل مهدویت ضعیف و عاجز است. این واقعه «بهار عربی» از پیروزی مهدویت نشأت گرفته است. ماسون‌ها در کشورهای عربی مثل مصر حاکم بوده‌اند. انور سادات ماسون بود و خیلی از سیاستمداران دیگر هم ماسون‌های ملحد بودند. در مراکش، تونس، الجزایر و لیبی هم همین‌طور، اما آن‌ها اضمحلال تفکر داروین و مادی‌گرایی را دیدند و در حال حاضر در هم‌اندیشی‌ها و جلسات ماسون‌ها، دیگر تفکر داروین به عنوان یک تئوری قابل قبول مطرح نیست و از طرح آن خجالت می‌کشند. حقیقتاً به مرگ و تهی بودن این تئوری اعتقاد دارند چون از منابع موثق این‌طور برداشت می‌شود و به همین دلیل و به خاطر انسانی بودن احساساتشان، از طرح آن خجالت می‌کشند. در جایی‌که تئوری داروین نباشد، ماسون‌های منکر خدا وجود نخواهند داشت. طبیعتاً ماسون‌های منکر خدا با در خود فرو رفتن و طرح تئوری‌های غیردموکراتیک و به انزوا کشاندن ماسون‌های معتقد و از تخت پایین کشاندن آن‌ها، در یک چالش و تنش به سر می‌برند و ما این مسئله را از نزدیک دنبال می‌کنیم و به هیچ وجه آن‌ها قادر به کسب نتایج مدنظرشان نخواهند بود. ضدها را خدا می‌آفریند. مثلاً حضرت خضر در زمانی که باید منافع خاصی را برای اسلام به دست آورد، یک حادثه را ایجاد می‌کند. مثلاً یک کشتی را خراب می‌کند تا به دست طرف مقابل نیفتد. ماسون‌ هم زمانی است که حضرت خضر دست به کار می‌شود و تحت کنترل‌ حضرت خضر است و طبیعتاً یک سیستم مستقل که دارای قدرت زیاد باشد نیست. مانند حضرت خضر تنها تا زمانی دارای قدرت خواهد بود که خداوند آن قدرت را بدهد و الان این کار را انجام داده‌اند و دنیا را به دجالیت و مبارزه وارد کرده‌اند و این‌ها همه در تقدیر ما و آن‌ها بوده است. بنابراین ماسونی آنچه که در تقدیر بوده است را به منصه ظهور رسانده است. جنگ‌های بزرگی بوده و در انجیل، احادیث و تورات آمده و آن‌ها این جنگ‌ها را محقق کرده‌اند. تمام آنچه که در احادیث بوده را محقق نمودند، اما با علم، این را انجام نمی‌دهند بلکه با هدایت خدا. همان‌طور که خدا خضر را هدایت می‌کرد (که مثلاً کشتی را خراب کند تا به دست دشمن نیفتد) این‌ها را هم هدایت می‌کند و البته این یک سرّ است و من آن را زیاد باز نمی‌کنم. کسی که بخواهد بفهمد، می‌فهمد.

ادامه دارد...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohamad ، میم.حسین.الف ، حسن عزتي ، آیدا77 ، قلب ، aakbarib ، Eve ، مرتضی اقبالی ، mahdy30na ، ANTI satan
۱۲:۳۰, ۲۱/خرداد/۹۴
شماره ارسال: #6
آواتار
مستغاثی: در قرن 16 میلادی ، صهیونیست‌ها ایدئولوژی جدیدی را ایجاد کردند که فقرات آن را سکولاریسم و اومانسیم تشکیل می داد. این‌ها دو روی یک سکه هستند و در بسیاری از سازمان‌ها و تفکرات غربی به منصه ظهور رسیده اند. در علم جدید، در فرهنگ جدید و هر جای دیگر. این ایدئولوژی، در طول این 4 قرن ، یک غرب جدید ساخته است. قبل از شکل‌گیری این دو جهان‌بینی، یک ایدئولوژی دیگر توسط صهیونیست‌ها ساخته و پرداخته شده بود که جهان‌بینی آپوکالیپتیک (آخر الزمانی) نام داشت و انسانی را به تصویر می‌کشید که می‌تواند جهان را نجات دهد. این جهان‌بینی از قرن 16 تا به حال ادامه داشته است. با این ایدئولوژی یک فراماسونری جدید متولد شد که شکل جدیدی دارد و این شکل جدید، ساختار قدیمی ماسونی را کنار می زند. ما امروز این شکل جدید از نئوفراماسونری را به عینه می‌بینیم. سوال من از آقای اکتار (هارون یحیی) این است که آیا ممکن است این شکل جدید از فراماسونری ـ که در بسیاری از مراکز قدرت، فرهنگ، علم، سیاست، اقتصاد و... نفوذ کرده است ـ را برای ما توصیف کنند؟

یحیی: آنها اگر این‌کار را نمی‌کردند، دجالیت به وجود نمی‌آمد. انجام آن یک الزام بوده است. اگر به کارهای کلاسیک خود ادامه می‌دادند، در آن صورت ذاتاً ماسون‌ها وظایف خود را به انجام نرسانده بودند. دجال نیاید، مهدی هم نخواهد آمد. مهدی هم نیاید، اسلام بر دنیا حاکم نخواهد شد. خداوند در قضا و قدرش به شکل یک سلسله و به شکل فوق العاده‌ای آن را خلق کرده و انسان‌ها را مسحور می‌کند و البته در نهایت بر آن‌ها فائق می‌آید. در حال حاضر ماسونی به مرحله رکود و ناتوانی رسیده و ماسون‌های منکر خدا به ماسون‌های معتقد حمله می‌کنند زیرا علم و دلایل مهدویت بیانگر افول آن‌هاست. ماسون‌های ملحد در مقابل مهدویت ناتوان، ضعیف و شکست‌ خورده هستند چون قدرت خود را به شکل قابل توجهی از دست داده‌اند. مهدویت قدم به قدم در حال پیشرفت و حرکت به جلو می‌باشد.

مستغاثی: منظورم این بود که فراماسونری در طی قرن‌های اخیر در اشکال بسیاری نمود پیدا کرده است. گاهی در قالب یک آکادمی علمی به نام کالج نامرئی در انگلستان قرن شانزدهم، یعنی یک کالج علمی که دانشمندان زیادی مانند فرانسیس بیکن، جان لاک، ژان ژاک روسو و جان میلتون و... عضو آن بودند. گاهی به شکل فرقه یا خرده فرقه‌هایی مانند بهائیت، بابیت و تصوف ظاهر شده است. امروزه نیز فرقه‌های نوپدیدی مانند گروه اشو ، اکنکار ، سای بابا و ادبیاتی همانند رمان های پائولو کوئیلو و... نیز جلوه فراماسونری هستند. سوالم این است که چه رابطه‌ای میان این فرقه‌ها و اشکال جدید فراماسونری با ساختار و فرهنگی قدیمی آن (مثلاً لژ بزرگ اوریان یا لژ اسکاتلند) وجود دارد؟ آیا پس از چهار قرن، هنوز ساختاری از آن مدل وجود دارد؟

مترجم یحیی: منظورتان این است که آیا آن‌ها چنین چیزهایی را ساخته‌اند و رابطه این‌ها چیست؟

مستغاثی: بله، می‌پرسم که چه عاملی در طی این 4 قرن باعث شد که شکل‌های قدیمی جای خود را به اشکال امروزی بدهند؟ این قالب‌های مختلف که در فرهنگ، رمان‌نویسی، دین، علوم مختلف و سایر پدیده‌های دیده می‌شود. ، چه رابطه‌ای با فراماسونری کهن و نوین دارند؟ میان گذشته و حال؟ نسل جدید نیاز دارند که درباره قالب‌های جدید فراماسونری آگاهی داشته باشند. به نظر من این برای جوانان یک نیاز است. برای دانش‌آموزان و دانشجویان و نسل امروز.

یحیی: فراماسونری در تحلیل نهایی در کنترل خداست، اما توسط انسان‌های ناتوان شکل گرفته است. دیگران ممکن است فکر کنند که ماسون‌ها طبق نقشه‌های خود عمل می‌کنند، اما در حقیقت فراماسونری یک مجموعه است که طبق برنامه تنظیم شده توسط خدا عمل می‌کند. شیطان هم در حیطه دانش خدا و محدودیت‌های تعیین شده توسط خدا عمل می‌کند. همیشه به یک ضد احتیاج است. فرعون ماسون است و موسی در مقابل آن. موسی به دلیل وسیله قرار دادن فرعون، موسی شد و گر‌ نه این اتفاق نمی‌افتاد. نمرود هم همین‌طور بود؛‌ وسیله‌ای بود برای نشان دادن حضرت ابراهیم. در زمان پیامبر هم ماسون‌ها بودند و با تمام قدرت در مقابل ایشان ظاهر شدند، اما صبر و استقامت مسلمان‌ها باعث قوی شدن آن‌ها و باقی ماندنشان شد. اگر این صبر نبود، مسلمان‌ها عاطل و باطل می‌ماندند. مثال دیگر عراق است. عراق اشغال شد و مسلمانان هیجان‌زده شدند یا افغانستان اشغال شد و مسلمان‌ها حیرت‌زده شدند. اگر این رفتار نباشد، مسلمان‌ها به بیچارگی، رکود و بی‌میلی به حاکمیت اسلام دچار خواهند شد. پس برای بوجود آمدن این مسئله، خداوند ماسون‌ها را ایجاد می‌کند و نقش خضر را به آن‌ها می‌دهد.

مستغاثی: نسل جدید چگونه این را تشخیص دهند؟ آیا می‌توانیم بگوییم که حمایت صهیونیسم و امپریالیسم از این فرقه‌ها و ایدئولوژی‌ها می‌تواند به ما سرنخی برای شناسایی فراماسونری جدید دهد؟

جبرائیلی: فکر می‌کنم منظور آقای مستغاثی این است که شکل نسخه جدید فراماسونری چگونه است؟ چطور می‌توانیم بفهمیم که آیا یک سیر اندیشه‌ای خاص به فراماسونری مرتبط است یا نه؟

مستغاثی: به زبان ساده، آیا می‌توانیم بگوییم حمایت امپریالیسم؛ مثل آمریکا،حمایت صهیونیسم، از این علوم، فرقه‌ها و... می‌تواند به ما کلیدی برای شناخت فراماسونری جدید بدهد؟

جبرائیلی: در تکمیل سوال آقای مستغاثی می‌گویم، ما یک فرمول ساده می‌خواهیم تا با استفاده از آن بفهمیم امروز چه کسی فراماسون است؟ دشمن امروز اسلام کیست و وظیفه مسلمانان در قبال او چیست؟

[تصویر: 27ekim1500.jpg]

یحیی: مسلمانان باید با هم متحد باشند. در مقابل وحدت آن‌ها در داخل عواملی وجود دارند که در جهت اختلاف افکنی کار می‌کنند. مثل تفکیک بین شیعه، سنی،‌ وهابی و... و سعی می‌شود کسانی که این تفکیک‌ها را قائل هستند را بارزتر و پیشرو نشان دهند. این فتنه است؛ باید تفکیک بین شیعه و سنی و وهابی را برداشت. رفتار درست همین است. در اصل ماسون‌ها قدرتی ندارند اما موضوع، تنبلی و بی‌بصیرتی برخی مسلمان‌هاست. پس اگر آن‌ها متحد شوند، نه ماسون‌ها و نه کاپیتالیست‌ها و نه شیطان قدرتی نخواهند داشت و ماسون‌های ملحد از بین خواهند رفت و در عوض راه برای ماسون‌های معتقد باز می‌شود. طبیعتاً مسلمانان باید حول شکل‌گیری مهدویت، جدیت بیشتری داشته باشند. خداوند فتنه و دردسرهایی که ماسون‌ها می‌توانند برای ما در دنیا ایجاد کنند را نشان داده است و چگونگی حل آن‌ها را هم بیان کرده است. خداوند جمع شدن حول حضرت مهدی را به ما نشان داده است و این باید انجام شود. مسیحیان نیز باید حول حضرت عیسی جمع شوند. اگر [حضرت] مهدی را به عنوان خیال و وهم و غیرواقعی ببینیم، در اصل به ماسون‌ها ایمان آورده‌ایم و مستحق بلا خواهیم بود، اما اگر به سخنان پیامبر ایمان داشته باشیم و حول مهدویت گردآییم، سریعاً اسلام بر جهان حاکم می‌شود و باران رحت می‌بارد و ماسون‌ها و صهیونیست‌ها نیز خوشحال شده و به اسلام خواهند گروید. باید سرکردگان مسلمانان جلو بیایند و با هم متحد شوند. شیعی، جعفری، وهابی و... در زمینه مهدویت اتفاق نظر داشته باشند و در آن روز است که ماسون‌ها به اتمام رسیده و کاپیتالیسم وحشی و دجالیت به پایان می‌رسد. اگر مسلمانان این کار را انجام ندهند، دجالیت باقی خواهند ماند و مسلمانان حرفی برای گفتن در مقابل دجالیت نخواهند داشت و دجالیت آن‌ها را نابود می‌کند، اما تقدیر خداوند بر انسان‌ها ترحم کرده است و مسلمانان با وجود اینکه تنبل هستند حاکم خواهند بود و همچنین مهدویت حاکم می‌شود، اما باید به یک چیزی متمسک شد و آن این است که شیعه و سنی و وهابی ، مسلمانان صادق و عاقل و اهل بحث، خدا ترس و ضد نفاق دور هم جمع شوند. از احادیث پیامبر این برمی‌آید که وقت غیبت [حضرت] مهدی به پایان رسیده است. علائم همگی اتفاق افتاده و باید متحد شده و به دنبال حضرت مهدی بگردیم. اتحاد اسلام را ایجاد کنیم تا دنیا و حتی ماسون‌ها هم نجات یابند.

مستغاثی: شما در میان سخنانتان از وهابیون گفتید که باید در وحدت اسلامی با شیعیان و اهل تسنن همراه شوند! اما وهابیت فرقه‌ای است که توسط صهیونیست‌ها ایجاد شده. چه رابطه‌ای میان وهابیت با شیعه و سنی می تواند وجود داشته باشد!؟ من فکر نمی‌کنم رابطه‌ای میان تشیع و تسنن با وهابیت وجود داشته باشد. وهابیت ساخته و پرداخته صهیونیسم است برخلاف تشیع و تسنن که به اسلام تعلق دارند.

مترجم هارون یحیی: آیا منظورتان این است که وهابی‌ها از صهیونیست‌ها دستور می‌گیرند؟

مستغاثی: اساسا براساس تمام اسناد و مدارک موجود ، وهابیت توسط صهیونیسم ایجاد شده است.

یحیی: نه این‌طور نیست. وهابی‌ها هم افراد قدرتمند و معتقدی دارند که باید آن‌ها را پیدا کرد. در خاندان سلطنتی سعودی افرادی هستند که نسبت به [حضرت] مهدی بسیار صادق و مخلص هستند. اصولاً اگر ترکیه، ایران و مثلاً پاکستان متحد شوند، وهابی‌ها این امر را می‌پذیرند و تسلیم می‌شوند. مصر، ترکیه، پاکستان و ایران کشورهای بزرگی هستند که اگر به مسئله‌ای آری بگویند، همه چیز حل می‌شود.

مستغاثی: اما مدارک و مستندات زیادی وجود دارد که اساسا ایدئولوژی وهابیت توسط «محمد بن عبد الوهاب» و مِستِر همفر ـ جاسوس معروف بریتانیایی ـ در قرن هیجدهم میلادی شکل گرفت. ایدئولوژی وهابی توسط این افراد ایجاد شد و توسط جریاناتی مانند «آل سعود» که از طرف صهیونیست‌هایی مانند «سر توماس لارنس» روی کار آمدند، اشاعه پیدا کرد. مدارک و اسناد و کتابهای متعددی در این باره منتشر شده که وهابیت یک ایدئولوژی صهیونیستی است، البته شاید زمانی که طرفداران این ایدئولوژی حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ببینند، وارد اسلام واقعی شوند، اما قبل از آن، ایدئولوژی وهابی یک جهان‌بینی صهیونیستی است.

مترجم یحیی: شما مدارک مستند در این باره دارید؟

مستغاثی: نه فقط من بلکه این اسناد تا به حال در کتاب‌های زیادی ذکر شده‌اند.

جبرائیلی: این مدارک برای همه هستند.

مستغاثی: خاطرات آقای همفر تبدیل به کتاب شده و منتشر گردیده است که در آن شرح می دهد چگونه با عبدالوهاب برخورد کرده و در شکل و شمایل یک فرد عرب ، او را فریب داده و تحریک می کند تا برای خود قواعدی وضع نماید که به وهابیت معروف می شود. ماموریت همفر بنا به آنچه خود اعتراف کرده ، ریشه کن کردن اسلام در سرزمین های اسلامی بوده است. خاطرات سر توماس لارنس معروف به لارنس عربستان موجود است و حتی فیلم معروفی در این باره ساخته شد که خیلی ها آن را دیده اند. برخی از معتبرترین مورخین حتی یهودی که کتاب های تایید کننده ای درباره اسراییل دارند مانند سر مارتین گیلبرت ، علنا در کتاب خود اعتراف کرده که لارنس یک صهیونیست بوده و در به حاکمیت رساندن آل سعود نقش اول را داشته و یا اسناد منتشره وزارت امور خارجه انگلیس در سال 2000و نظر برخی محققین و پژوهشگران، در اینکه لارنس، عامل شبکه جاسوسی صهیونیسم بین الملل بوده، تردیدی باقی نمی گذارند. در این اسناد آمده که رونالد استورس یهودی ، او را با شبکه جاسوسی نیلی به ریاست آرونسون مرتبط کرد که در تاریخ معاصر از معروف ترین شبکه های صهیونیستی به شمار آمده است. همچنین اسنادی که از کتابخانه سعودی به سرقت رفت و منتشر شد، نشان می دهد که ریشه های خاندان آل سعود در یکی از قبیله های ساکن نجد عربستان نبوده و بنا به اعتراف شجره نویسان سعودی ، اصل و نسب این خاندان به یک فرد یهودی به نام ابراهیم موشه می رسد. در قرن نهم هجری مطابق با قرن پانزدهم میلادی ، شخصی به نام مانع احسایی(جد اول خاندان آل سعود) از قبیله یهودی "عنیزه"، زمینی را در نجد عربستان به دست آورده و بعد از او نوه پسری اش به نام موسی با جنگ و کشتار و غارت ، املاک بسیاری را برآن افزود. ابراهیم موسی یا ابراهیم موشه پسر موسی نقش مهمی در شکل گیری آل سعود داشت که نوه اش به نام مقرن سعود ، راس این خاندان به شمار می آید. مردخای ابراهیم موشه و فرزندانش با تغییر نام و انتخاب اسامی عربی ، خود را در میان مسلمانان جا زدند. از جمله اینکه با پرداخت مبلغ سی و پنج هزار جنیه مصری به محمد امین تمیمی ، مدیر کتابخانه های کشور سعودی در سال 1322 ، آل سعود و آل عبدالوهاب را به نبی اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منسوب کردند!

جبرائیلی: همفر در عربستان سعودی یک جاسوس بود و در خاطراتش ذکر می‌کند که ایده ایجاد وهابیت از جانب صهیونیسم ارائه شده بود.

مستغاثی: بله و رابطه میان توماس لارنس و آل سعود نیز در این کتاب آشکار شده است.

یحیی: رژیم عربستان سعودی شبیه به یک برج است که از کارتن (کاغذ) ساخته شده و با یک فوت از هم می‌پاشد. بی‌قدرت‌ترین رژیم در منطقه همین رژیم است که مسئول وهابیت است،‌ اما در وهابیت افرادی وجود دارند که متعلق به خاندان سلطنتی هستند و انسان‌هایی معقول هستند و در مقابل مهدویت موضع‌گیری نمی‌کنند. آن‌ها فقط می‌خواهند قدرتی را ببینند که بتوانند آن را باور کنند. من می‌دانم که اگر آن‌ها این قدرت را ببینند، به آن روی خواهند آورد.

اگر فقط ایران و ترکیه روی مسئله مهدویت اتفاق نظر داشته باشند، مسئله حل خواهد شد و احتیاجی به مصر و پاکستان نخواهد بود. در تمام دنیا آشتی و برادری خواهد آمد و صهیونیست‌ها هم در دوران مهدویت راحت خواهند بود و زجر نمی‌کشند. در احادیث هم آمده است که حضرت مهدی با توراتِ اصلی یهودی‌ها را و با انجیلِ اصلی مسیحیان را هدایت خواهد نمود. اصل ماجرا در باور به مهدویت است. اگر واقعاً معتقد نباشیم، خداوند درد، بیماری و ناراحتی به ما می‌دهد و مسلمان‌ها به جان هم می‌افتند و جماعت‌ها از هم جدا می‌شوند و این جدایی پیوسته ادامه پیدا می‌کند. خداوند از ما خواسته که تابع شخصی به نام مهدی باشیم و به عقل و خرد او اطمینان کنیم. او به ما می‌گوید که اگر شما از او اطاعت کنید، من به شما آسایش و صلح خواهم داد. بیایید به جای اینکه سوال کنیم «آیا این اتفاق خواهد افتاد؟»، مطمئن باشیم که اتفاق خواهد افتاد. بیایید با هم جمع شویم و صحبت کنیم و آن‌ وقت خواهید دید که اتفاق خواهد افتاد یا خیر. این اتفاقی است که حتماً به وقوع خواهد پیوست. این موضوع پیچیده‌ای نیست. ضعف در ایمان به دنبال خود ضعف در عقل خواهد آورد و ضعفِ عقل به ناتوانی منجر خواهد شد. اگر مسلمان‌ها به خدا و پیغمبر اعتماد داشته باشند و تابع مهدویت شوند، اتحاد ترکیه و ایران کافی خواهد بود و مسئله حل خواهد شد و دنیا نجات پیدا خواهد کرد. این موضوع کاملاً واضح است.

ممکن است کسی بپرسد که اگر اتفاق نیفتاد چه؟ برادر من مگر چنین چیزی قابل قبول است؟ اگر کسی چنین چیزی بگوید، در انتهای راه به کجا خواهد رسید؟ اگر من می‌گویم که [حضرت] مهدی آمده است، به خاطر این است که واقعاً آمده است. آخر الزمان فرا رسیده است. اگر من در این‌باره اطمینان نداشتم چنین حرفی نمی‌زدم.


جبرائیلی: در روایات و احادیث هست که اگر کسی از ارتباط با حضرت صاحب الزمان یا ظهور قریب الوقوع ایشان سخن گفت،نپذیرید! شما در مورد حکومت‌های اسلامی در جهان پس از ظهور حضرت مهدی صحبت کردید. در جاهای دیگر کتابتان نیز گفته‌اید که ما مسلمانان باید تلاش کنیم که بفهمیم حضرت مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از ما چه می‌خواهد. اسلام از ما چه می‌خواهد و در زندگی به چیزی برسیم که مطابق با آموزه‌های اسلام است، اما افرادی وجود دارند که نمی‌خواهند ببینند که اسلام در زندگی‌های ما اجرا می‌شود. به عنوان مثال در ایران، رئیس جمهور اسبق، گفته بود که مردم حتی از حضرت مهدی نیز نباید اطاعت کنند. حکومت باید توسط مردم انتخاب شود، بدون در نظر گرفتن چیز خاصی. فقط اکثریت باید رأی بدهند و حکومت را انتخاب کنند و در این میان، حضرت مهدی فقط یک آموزگار خواهد بود نه یک حاکم. نظر شما در مورد این اظهارات چیست؟ آیا فکر می‌کنید که حضرت مهدی حاکم خواهد بود؟ آیا باید سعی کنیم که اسلام را در زندگی خود اجرا کنیم؟ یا اینکه نه، حضرت مهدی حاکم نخواهد بود، ما نباید از او اطاعت کنیم و فقط باید از چیزی تبعیت کنیم که اکثریت مردم می‌گویند. نظر شما در این‌باره چیست؟

یحیی: البته که [حضرت] مهدی در حکومت‌ها دخالت نخواهد کرد. او وقت این کار را ندارد. [حضرت] مهدی مانند پدری می‌ماند که ایده‌هایش برای ما سودمند خواهد بود، مردم عاشق او خواهند بود، تمام جامعه او را دوست خواهند داشت. او به جامعه روح خواهد داد، عشق و درک و زیبایی خواهد داد. پس چیزی که او می‌گوید درست است.

جبرائیلی: پس اینکه رییس جمهور اسبق می‌گوید هیچ‌کس نباید از حضرت مهدی اطاعت کند درست است؟

یحیی: در چنین موضوعی، مسلمانان به معنای عام اهمیت دارند. اساتید و مردم زیادی مانند آن رییس جمهور در کشور ما نیز وجود دارند. منظورم این است که عده‌ای هستند که عقاید اهل سنت را قبول نمی‌کنند. عقاید جعفری و سنی را نیز نمی‌پذیرند. افراد زیادی از این دست وجود دارند. اما [حضرت] مهدی از کسی مشاوره نمی‌گیرد. او کسی است که به دیگران مشاوره می‌دهد. هیچ‌کس نمی‌تواند با مشاوره دادن به [حضرت] مهدی او را هدایت کند. [حضرت] مهدی کسی است که با رهنمودهایش دیگران را راهنمایی می‌کند. نظر غالب مسلمانان واضح است. مردم کاملاً از سیستم [حضرت] مهدی تبعیت خواهند کرد.‌ اما حکومت موضوع دیگری است. [حضرت] مهدی شکل صحیح مکاتبی مانند حنفی، حنبلی و شافعی است و انتظار کشیدن برای آمدن او در حال حاضر بسیار زیاد است زیرا جهان به دنبال منجی می‌گردد.


منبع
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، aakbarib ، mahdy30na ، ANTI satan ، Anti gods
۲۰:۲۵, ۱۳/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۴ ۲۰:۳۸ توسط Anti gods.)
شماره ارسال: #7
آواتار
تقریبا نصف سوالاتو جواب نداد یا جواب واضحی نداد جوری که اول ادم فکر میکنه داره جواب یه مصاحبه دیگه رو میده

بی سوادیشم طبق گفته خود شخص مصاحبه گر بخصوص در مورد وهابیت کاملا مشخصه...سراسر مصاحبش هم تکرار مکررات بود
هارون یحیی بیشتر شبیه به یهجور پز و ژسته یه ادم مطلعه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Admirer
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا