کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 4 رای - 4 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
(B+)فعل معصوم ضامن بقای دین + پاسخ به یک شبه#
۱۴:۴۰, ۱۸/آذر/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۴/اردیبهشت/۹۰ ۲۳:۲۷ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
آواتار
معصومین علیهم السلام به واسطه قبول امانتِ ولایت خدا ، برای اقامه توحید و زنده ماندن دین خدا تمام هستی خود را بذل کرده و در هر زمان همان عملی را انجام داده اند که ضامن بقای دین خدا بوده است.
زمانی بقای دین خدا به زنده ماندن امیرالمومنین است تا مانع انحراف در نهال نوپای دین شود، پس جان امیرالمومنین باید حفظ شود ولو به قیمت فداشدنِ دُخت رسول خدا و فاطمه سلام ا... علیها که اولین شهید راه ولایتند و همچون شیشه ای که محافظ شعله روشنی بخش چراغدان است، در برابر هجوم همه جانبه، برای خاموش کردن نور ولایت، جان خود و فرزندشان (حضرت محسن) را فدا مکنند.
اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكاةٍ فيها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ في زُجاجَ(35 نور)
(خدا نور آسمانها و زمين است. مَثَلِ نور او چون چراغدانى است كه در آن چراغى، و آن چراغ در شيشه‏اى است‏)

زمانی حفظ دین خدا به صلح در برابر جریان نفاق است تا حق از باطل تمیز داده شود حتی اگر ولی خدا (امام حسن مجتبی) مورد بزرگترین تهمت ها قرار گیرند.

زمانی حفظ دین خدا وبیداری جامعه به خواب رفته مسلمین، نیاز به فداشدن مظلومانه و همه جانبه ولی خدا (امام حسین) و نزدیکترین خویشان و یارانشان و حتی اسارت نوامیس رسول خدا را دارد ولی برای حفظ دین خدا و اصلاح امر امت اسلام در شرایطی که منکر به معروف تبدیل شده و معروف به منکر تبدیل شده باید تمام این مصایب توسط ولی خدا به جان خریده شود تا دین خدا زنده بماند و حیات دین بی شک با جاری شدن خون شهادای کربل در پیکر دین است.

زمانی حفظ دین خدا نیاز به زنده کردن روح معنویت در جامعه و ارائه عمیقترین معارف الهی پس از فراموشی آنها و مغز و روح دین و دینداری به زبان دعا و مناجات را دارد و ولیِ خدا امام سجاد این وظیفه را به انجام می رسانند.

زمانی حفظ دین خدا نیاز به یک نهضت علمی در برابر سیل شبهات و جعل زدایی و آنچه از باطل که با معارف ناب دین در هم آمیخته را دارد پس اولیای خدا امام باقر و امام صادق علیهما السلام بدین امر همت می گمارند.

زمانی حفظ دین خدا به زیاد شدن ذریه پیغمبر است و امام موسی کاظم این وظیفه را به انجام می رسانند، و همانا بسیاری از علمای دین که محافظان و احیا کنندگان دین هستند مانند امام خمینی از سلاله پاک امام موسی کاظم اند.

زمانی برای حفظ دین خدا امام باید باب ا... بودن و بی مانند بودن علم خود را به واضح ترین شکل ممکن به ظهور رسانند تا حجت بر همگان تمام شود که باب ا... و خزانه دار علم خدا اهل بیتند و ولی خدا امام رضا رنج سفری بی بازگشت و دوری از خانواده و خویشان را به جان می خرند. و....

و اینچنین است که اهل بیت علیهم السلام درس تکلیف محوری را برای اقامه کلمه توحید می آموزند. و توجه کنید که برای ادای تکلیف قبل از هر چیز نیاز داریم تا تکلیفمان را در هر زمان و مکان بشناسیم.
به امید آن روزی که ببینیم دین خدا بر تمام دنیا مستقر گشته
هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ (33 توبه)
اوست كه پيغمبرش را با هدايت و دين حق فرستاده تا آن را بر همه دينها غلبه دهد اگر چه مشركان كراهت داشته باشند.

" اللهم عجل لولیک الفرج"

امضای علی 110
پرستش به عبادت نیست، به اطاعت است!!!!
از که اطاعت می کنیم؟!
همو معبود ماست!!

امام زمان علیه السلام:
ظهور ما به تأخیر نیفتاده مگر به سبب اعمال ناپسندی که از ایشان (شیعیان) سر می‌زند و خبر آنها به ما می‌رسد.

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۱۱, ۱۸/آذر/۸۹
شماره ارسال: #2
آواتار
ممنون از مطلب زيبات
اگه مقدور هست در مورد صلح امام حسن(علیه السلام) توضيح بيشتري بده.
چند وقت پيش در اين مورد با كسي بحث مي كردم
نظرش اين بود ((صلح امام حسن يه گاف بزرگ تاريخيه!!)) ببخشيد اگه بي ادابانه بود
اين نظر يه جوون 24 ساله شيعه بود! من نتونستم قانعش كنم اگه شما دلايلي داريد يا حديثي در اين مورد ممنون ميشم اينجا قرار بديد
يا علي

امضای MAHDI59
[تصویر: masoud.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۱۴, ۲۸/آذر/۸۹
شماره ارسال: #3
آواتار
سلام بر آقام مهدیِ گل (جناب guided) و سایر دوستانی که این مطلب رو میخونن

ببین مهدی جان مشکل اصلی دوست شما، عدم آگاهی از چرایی و دلایل صلح امام حسن علیه السلام نیست
مشکل اصلی ایشان همان مشکل مختار ثقفی هاست

مشکل، این است که ما امروز، هر کس را که دم از حب علی و آل علی میزند را شیعه میدانیم
از مهمترین تفاوت های واختلافات عقیدتی شیعه و سنی چیست؟
تفاوتی هست که ما برای جایگاه جانشین پیامبر خدا قائل هستیم!!!!
امام با خلیفه چه تفاوتهایی دارد؟
مهمترین تفاوتهای امام با خلیفه، تعیین شدن امام از طرف خداوند متعال و عصمت امام از گناه و اشتباه است.
ببین مهدی جان، کسی که به صلح امام حسن علیه السلام اشکال میگیرد در حقیقت امام را و مختصات و ویژگیهای امام را نمی شناسد
جهل اصلی او به علل صلح نیست، بلکه جهل و عدم معرفت به جایگاه و ویژگیهای امام است!!!!
کسی صلح امام حسن را گاف تاریخی میداند اولاً قائل به عدم عصمت امام از اشتباه و خطا هست و چون غریب به اتفاق خطا ها زمینه ساز معصیت است و یا با معاصی مقارن است در نتیجه عصمت از گناه هم تحت الشعاع قرار میگیرد.
کسی که صلح امام حسن را گاف تاریخی میداند، نه تنها در امامت مشکل دارد بلکه از لحاظ توحید هم دچار مشکل است، چرا که چنین شخصی در حقیقت به ساحت ربوبی خداوند دریغ نسبت داده!!!!!
چه دریغی؟!!
دریغ از هدایت و ربوبیت تام و بی شک و شبهه ، اسم رب خداوند و اسم هادی خداوند باید در عالم وجود تجلی پیدا کند یا نه تا ((قد تبیّن الرشد من الغی)) (بی شک هدایت را از گمراهی تبیین کردیم) تحقق یابد یا نه،
قرآن تبیان می خواهد مبین و مفسر میخواهد،
چرا در روز غدیر خداوند میفرماید ((الیوم اکملتم لکم دینکم)) با اینکه بسیاری از آیات هنوز از سوی پیامبر تبیین نشده بود؟ و این در حالی بود که بسیاری از احکام هم هنوز اصلاً محل ابتلایش واقع نشده بود تا پیامبر آن را بیان فرمایند؟؟!!!!!!!
دین کامل شد با وجود و استمرار تبیین کننده دین خدا، یعنی مولا علی و جانشینانش که از طرف خدا تعیین شده اند
بدون امامی که علمش متصل به علم خداست و به واسطه ی عصمتش از گناه و خطا واجب الاطاعت است که دین خدا کامل نمی شود
عدم معرفت به جایگاه امامت است که باعث میشود جاهلانی چون مختار ثقفی برای امام خیر اندیشی کنند و به خود اجازه دهند تا به ایشان توصیه کنند و ایشان را نقد کنند
در دعای صباح میخوانیم (نحن محالّ مشيّة الله)(ما جايگاه اراده و خواست خداييم)
این فراز دعا یعنی چه؟
یعنی امام معصوم فعلی انجام نمی دهد، مگر به اراده و میل و خواست خداوند و نه از سر هوای نفس،
چرا امام معصوم لایق شده تا به این مقام یعنی محل واقع شدن خواست واراده خدا برگزیده شود؟
همانطور که در مقاله حقیقت دین مشروحاً عرض شد این به علت این است که امام مختارانه و از روی آگاهی اراده اختیار خود را در خواست و ارده خدا فانی ساخته و حد اعلای بندگی را تمام و کمال به جا آورده
قلب امام، محل واقع شدن خواست خداوند است و امام هر فعلی و تصمیمی که میگیرد خواست خداست
و کسی که فعل امام را گاف تاریخ میداند در حقیقت فعل و اراده و خواست خدا را نعوذاً بالله گاف و خطا میداند.

اما به زودی دلایل و علل صلح امام حسن را هم خدمت آقا مهدی و سایر دوستان عرض میکنم تا عقلاً و نقلاً پس از دانستن شرایط حاکم بر آن زمان به حسن تدبیر امام پی ببریم.
بودند درطول تاریخ که بسیار به افعال و تصمیمات پیامبر، مولا علی، امام حسن، امام حسین و... ایراد و انتقاد داشتند که ریشه همه اینها جهل به جایگاه و علم و عصمت ولی الله العظم خداست
مهمترین داستان ولایت پذیری در قرآن قصه خضر و موسی است
حضرت خضر نسبت به موسی علیه السلام حکم ولی را دارند و همانطور هم که قبلاً خدمت دوستان عرض کردم یکی از مهمترین تفاوت های نبی و ولی این است که نبی وظیفه دارد تا به سمت مردم برود و قول خدا را ابلاغ نماید اما این مردم هستند که باید پس از شنیدن قول خدا از سوی نبی برای حرکت در صراط مستقیم به سمت ولی روند و متولی و مستمسک به ولی شوند تا ولی خدا ایشان را در مسیر صراط مستقیم سیر دهند
و موسی هم متولی به خضر است که نسبت به حضرت موسی حکم ولی را دارد و مهمترین آزمون ایمان آزمون ولایت پذیری است
همان طور که در حدیث است که حضرت رسول میفرمایند : جبرئيل بر من نازل شد و گفت: اى محمد، خداوندبر تو سلام مى‏رساند و مى‏فرمايد: خداوند در باره اين تبليغت به تو جزاى خير خواهد داد. چون تو رسالت خدايت را به مردم رساندى و به امت خود نصيحت كردى و مؤمنان را راضى و كافران را غمگين ساختى. اى محمد، بدرستى كه پسر عموى تو، محك آزمايش ايمان بندگان مى‏باشد.

الجواهر السنية-كليات حديث قدسى، ص: 522

و به عنوان حسن ختام بخش اول پاسخ یکی از مهمترین دعا هایی که در تعقیبات مشترک هم مستحب است خوانده شود و توصیه اکید به مداومت بر آن شده را خدمت دوستان تقدیم میکنم

( اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي نَفْسَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي نَفْسَكَ لَمْ أَعْرِفْ نَبِيَّكَ
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي رَسُولَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي رَسُولَكَ لَمْ أَعْرِفْ حُجَّتَكَ
اللَّهُمَّ عَرِّفْنِي حُجَّتَكَ فَإِنَّكَ إِنْ لَمْ تُعَرِّفْنِي حُجَّتَكَ ضَلَلْتُ عَنْ دِينِي‏)

(بار خدایا خودت را به من بشناسان که اگر تو را نشناسم نبیت را نمیشناسم
بار خدایا رسولت را به من بشناسان که اگر رسولت را نشناسم به شناخت حجتت نائل نمیشوم
بار خدایا حجتت را به من بشناسان که اگربه معرفت و شناخت حجتت نائل نشوم به گمراهی در دینم گرفتار میشوم )

"اصول کافی ج1 ص 337 – حاشیه مفاتیح ص517 "

یا علی و التماس دعا
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۴۲, ۲۸/آذر/۸۹
شماره ارسال: #4
آواتار
ممنونم از جواب كاملت در مورد علت اين سوال
البته اين بنده خدا قصد ايجاد شبهه نداشت و واقعا سوال داشت
متاسفانه اغلب بچه ها اين مشكلات رو دارن. وقتي بحث مي كنن شروعش مثلا با هدفمند شدن يارانه هاست! ولي آخرش معلوم مي شه توي خداشناسي مشكل داره!
بازم ممنونم Blush
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲:۴۸, ۲۹/آذر/۸۹ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۹/آذر/۸۹ ۲:۵۲ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #5
آواتار
با سلام
سوالی که مطرح کی کنم شاید ربطی مستقیمی به این بحث نداشته باشه، ولی در صورت امکان پاسخ دهید، ممنون
شب قبل با فردی بحث می کردم که معتقد بود امامان ما معصوم نیستند و مثال خود را با امام علی شروع کرد.
البته ایشان کلی از امام علی تعریف و تمجدید کرد ولی معصوم بودن امام را رد کرد.
من نیز نتوانستم او را قانع کنم. نه بوسیله بحث در مورد کرامات، نهج البلاغه، غدیر، حدیث ثلقلین، یا هر چیز دیگر.
لطفا کمک کنید.

امضای mohamad
[تصویر: abbasalef.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۱۱, ۲۹/آذر/۸۹
شماره ارسال: #6
آواتار
محمد جان من فكر مي كنم ايشون اصلا مفهوم عصمت رو نمي دونه!
مي توني ازش سوال كني كه به احتمال زياد همين نتيجه رو مي گيري
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۱۴, ۲۹/آذر/۸۹
شماره ارسال: #7
آواتار
محمد جان
درست است که ما به کمک استدلال و با بیان دلایل و براهین و مستندات در مباحثه میتوانیم به حقیقت برسیم انشاالله
اما خود خداوند به حضرت محمد میفرمایند که تو نمیتوانی همه را هدایت کنی
نفس انسان بسیار پیچیده است و حاضر است برای زیر بار نرفتن خق خیلی توجیهات برای خودش بتراشد
اولاً تبعات پذیرفتن عصمت امام از گناه و خطا این هست که اطاعت بی چون و چرا لازم است از معصوم
به علاوه علم و معرفت نوری است که از طرف خدا به دل طالب حقیقت و بندگی خدا میتابد و بزرگترین مانع رسیدن این نور به قلب عصیان است و ظلم به خدا و خود و خلق که مانند پرده ای سیاه مانع رسیدن نور هدایت به قلب میشود
در این مرحله اگه واقعاً با اقامه براهین عقلی و نقلی قانع نشدند میتوانید اگه هدایتشان برایتان بسیار اهمیت دارد ازته دل برایش دعا کنید
در ضمن در کتاب امام شناسی جلد سوم تألیف آیت الله تهرانی شاگرد مبرز علامه طباطبایی در ذیل آیه تطهیر بحث مبسوطی در باره عصمت امام مطرح کرده اند و انشا الله به زودی کل مطلب را برایت در پست اختصاصی قرار میدهم
اما دعای خیر از ته دل برایش بسیار مفید است اگر که اهل عناد و ظلم نباشد
البته حتماً با کسانی که از من مطلع ترند باز مشورت کن
یا علی
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۲۸, ۲۹/آذر/۸۹
شماره ارسال: #8
آواتار
با تشکر از مهدی و علی
دوست بنده، مدتی پیش دانشجوی شهر زاهدان و با سنی ها دم خور بوده.
و به گفته خودش آنها استدلالات بسیار قوی در مورد مذهب خود داشتند که او و اکثر ما شیعیان در مورد مذهب خود آگاهی کاملی نداریم. و اگر پای بحث و جدل بیافتد، اکثر مردم شیعه ما شکست خواند خورد.
این دوست بنده، پس از بازگشت از زاهدان تبدیل شد به یک آدم متفاوت، هر دو سعی می کنیم با هم بحث نکنیم
چون نه من می توانی ایشان را قانع کنم و او مرا.
یک نمونه از بحثها هم همین بحث عصمت ائمه بود.
در هر صورت ایشان به قول خودش به دنبال راه می گشت و پس از سردرگمی فراوان، فعلا به خود استراحت داده.
و طبق تحقیقاتش تا پیامبر را قبول دارد و بعد از پیامبر همه مورد شک او هستند.
(من که دیگه نمی دونم باهاش چه کار کنم)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۳:۳۷, ۲۹/آذر/۸۹
شماره ارسال: #9
آواتار
به این آیه قرآن زیاد بیاندیش و به دوستت هم بگو زیاد بیاندیشد به این آیه

يا وَيْلَتى‏ لَيْتَني‏ لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَليلاً (28- فرقان)
اى واى بر من، كاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نكرده بودم! (28)
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۵۰, ۲۶/دی/۹۰
شماره ارسال: #10
آواتار
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام : إنّ الحَسنَ بنَ‏‌عليٍّ عليهما السلام لَمّا طُعِنَ واختَلَفَ الناسُ عَليهِ سَلَّمَ الأمرَ لِمعاويةَ ، فَسَلَّمَت علَيهِ الشِّيعَةُ «علَيكَ السَّلامُ يا مُذِلَّ المؤمنينَ !» فقالَ عليه السلام : ما أنا بِمُذِلِّ المُؤمنينَ ، ولكِنّي مُعِزُّ المؤمنينَ ، إنّي لَمّا رَأيتُكُم ليسَ بِكُم علَيهِم قُوَّةٌ سَلَّمتُ الأمرَ لأِبقى‏ أنا وأنتُم بينَ أظهُرِهِم ، كما عابَ العالِمُ السَّفِينَةَ لِتَبقى‏ لأصحابِها ، وكذلكَ نَفسِي وأنتُم لِنَبقى‏ بَينَهُم .
امام صادق عليه السلام :
حسن‏‌بن‌‏على عليه السلام پس از آن‏كه به جانش سوء قصد شد و پيروانش از درِ ناسازگارى با وى در آمدند ، كار را به معاويه واگذاشت .
آن گاه شيعيانش به آن حضرت چنين سلام كردند :
«سلام بر تو اى خواركننده مؤمنان» .
حضرت فرمود : من خواركننده مؤمنان نيستم ، بلكه عزّت بخش مؤمنانم .
وقتى ديدم شما در برابر دشمن قدرتى نداريد ، كار را به او واگذاشتم تا من و شما در ميان آنان باشيم ؛
همچنان كه آن فرزانه (خضر) كشتى را سوراخ كرد تا براى صاحبانش باقى بماند ،
و اين چنين (است حكايت) من و شما ، تا در ميان آنها باقى بمانيم .
منبع ، منتخب میزان الحکمه
جریان مربوط به بعد از صلح امام حسن مجتبی علیه السلام و معاویه لعنت الله علیه است:

عبد الرحمن بن كثير از امام صادق و او از پدرش از امام سجاد عليهم السّلام روايت مى‏كند كه حسن بن على عليهما السّلام با معاويه ملاقات كردند هنگامى كه به هم رسيدند معاويه بالاى منبر قرار گرفت و امام حسن عليه السّلام را يك پله پائين‏تر از خود نشانيد.
معاويه آغاز سخن كرد و گفت: اينك حسن بن على مرا براى خلافت شايسته ديده و خود را براى آن شايسته نمى‏داند، و اكنون آمده تا با من بيعت كند، بعد از اين گفت: اى حسن از جاى خود برخيز و امام حسن عليه السّلام از جاى خود حركت كرد و فرمود:
(امام حسن علیه السلام سخن را با ستایش خدا آغاز کردند وسخنانی درباب افزلیت رسول اکرم و امیرالمومنین و خداشان برطبق آیات قرآن و روایات نبوی و مستندات تاریخی آوردند که واقعاً خواندنی هست به خصوص برای هر شیعه ، امّا غرض حقیر از آوردن این مطلب، این فراز جانگداز سخنان امام است)

اى مردم اگر من يك سال سر پا توقف كنم و براى شما از آنچه خداوند به ما عنايت كرده است سخن بگويم و از فضائل خاندان خود كه در قرآن و سنت رسول صلى اللَّه عليه و آله وارد شده حرف بزنم توانائى ندارم همه آنها را براى شما بازگو نمايم و به اطلاع شما برسانم.
اكنون معاويه گمان مى‏كند من او را شايسته خلافت مى‏دانم و خود را براى آن شايسته نمى‏دانم، معاويه در اين ادعا دروغ مى‏گويد، من از همگان به اين مقام زيبنده‏تر هستم و خلافت حق ما مى‏باشد و در كتاب خدا و زبان رسول اين موضوع روشن شده است.
اما ما اهل بيت همواره مظلوم بوده‏ايم و از هنگامى كه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله از دنيا رفته‏اند به ما ستم شده است خداوند بين ما و كسانى كه به ما ستم كردند داورى خواهد كرد، آن‏ها مردم را بر ما شورانيدند و آنها را بر ما تسلط كردند.
....
اى معاويه رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمودند: هر امتى كه حكومت خود را به كسانى بدهد كه در جامعه داناتر از آن حاکمان باشند آن امت هرگز روى سعادت نخواهند ديد تا آن گاه كه برگردند و حق را به صاحبش بدهند، بنى اسرائيل هارون را ترك كردند و دنبال گوساله رفتند در حالى كه مى‏دانستند او خليفه موسى مى‏باشد.
مردم پدرم را رها كردند و از ديگران متابعت نمودند، در حالى كه از رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله شنيده بودند كه مى‏فرمود: اى على تو در نزد من مانند هارون در برابر موسى مى‏باشى، جز اينكه بعد از من پيامبرى نخواهد بود، آنها ديدند رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله در غدير چه عملى انجام داد.
پيامبر خدا صلى اللَّه عليه و آله در غدير خم او را روى دست بلند كردند و به عنوان ولايت بر مؤمنان او را به جانشينى خود برگزيد و بعد هم دستور دادند شاهدان جريان را به غائبان برسانند،
رسول خدا از دست قوم خود بطرف غار رهسپار شد و آن‏ها را دعوت كرد تا اسلام آورند، اما هنگامى كه مشاهده كردند آن‏ها قبول نمى‏كنند بطرف مدينه رهسپار شدند،
پدر من دست خود را بطرف آنها (غاصبان خلافت) دراز نكرد و با مردم احتجاج نمود و از حق خود دفاع كرد ولى كسى به او كمك نكرد و اگر ياورى پيدا مى‏كرد هرگز بطرف آنها نمى‏رفت، همان گونه كه خداوند پيامبر را آزاد گذاشت و او بطرف غار رفت او هم چون ياورى نداشت خود را آزاد كرد و از آن محيط بيرون شد.
اكنون مردم مرا تنها گذاشته‏اند من هم ناگزير هستم خلافت را به شما واگذار كنم، و اگر ياورانى داشتم هرگز خلافت را به تو نمى‏دادم، هنگامى كه بنى اسرائيل هارون را ناتوان كردند و با او دشمنى نمودند او هم آنها را به حال خود رها كرد زيرا ديگر وظيفه‏اى نداشت.
من و پدرم نيز همين گونه مى‏باشيم، ما كوشش كرديم و آنچه لازم بود به مردم گفتيم و وظايف آن‏ها را بر شمرديم اما آنها گوش نداند، ما هم امت را به حال خود واگذاشتيم و كار را به ديگران واگذار كرديم زيرا يار و مددكارى براى ما پيدا نشد تا از حق خود دفاع كنيم، اينها سنت‏هائى است كه در اين جهان جريان دارد و همه دنبال هم مى‏آيند.
منبع:ایمان و کفر رو مطالعه میکردم " ج‏2، ص: 403"
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  چرا امامان معصوم اند؟ Kol 47 11,249 ۱۷/آبان/۹۳ ۲۱:۳۱
آخرین ارسال: aaaaa

پرش در بین بخشها:


بالا