کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 3 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
چرا امامان معصوم اند؟
۲۲:۴۲, ۱۵/آبان/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۸/آبان/۹۳ ۱۸:۳۱ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
آواتار
با سلام.
همه ما با ضرورت وجود امام برای امت و معصوم بودن امام آگاهیم.
امروز یکی از دوستان یک سوال پرسید که به فکر فرو رفتم.
چرا امامان از بدو تولد گناه نمی کنند. از یکی از دوستان دیگر پرسیدم گفتش که خدا به امامان معرفت الهی داده است پس به همین دلیل عاقبت کار ها رو میبینند و گناه نمی کنند .
سوالی که من دارم اینه که چرا خدا به امامان معرفت خودش رو داده ولی به ما نداده؟ یا اگرم داده چرا ما نمی تونیم مثل امامان برخورد کنیم و عاقبت کار ها را ببینیم؟ چرا ما هیچ وقت نمیتونیم مثل یک امام بشیم؟
مثال :
" یک بچه نمی دونه که بخاری داغه و تا وقتی بهش دست نزنه، شک و تردید داره و دوست داره که به بخاری دست بزنه. داستان ما هم اینجوریه. "
این کار یک جور پارتی بازی محسوب میشه که خدا چیزی که مایه سعادت هست رو به کسی بده و به کسی نده .

-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-==

پ.ن ناظر : جواب کامل در این ارسال

(۱۶/آبان/۹۳ ۱۶:۰۱)حسن.س. نوشته است:  
اساتید بزرگوار بنده یک مثال بزنم از جنبه ی پایین تری از سوال بالا تا بعد به خود سوال اشاره کنم! صفاتی که در مثالم عرض می کنم غلط است اما برای تقریب به ذهن چاره ای نیست.

می شود سوال بالا را طور دیگری پرسید که چرا مثلا فلانی عقل بالایی دارد (مثلا اگر شاخص را 100 بگریم عقلش 99 است اما من مثلا 50 است) یا چرا فلانی مهربان است (مثلا 99 است در مهربانی و من 50 هستم) ولی من اینگونه نیستم؟ آیا این عدالت است؟

ببینید استاد گرامی آقا محمد هادی یک نکته ی اساسی را گفتند ولی چون کمی فلسفی فرمودند شاید خوب فهم نشد؛ من کمی شرحش می دهم شاید درست ادراک شود:

خوب عنایت کنید شما چه هستید؟ شما مجموع آنچه که به شما داده شده هستید. خوب بفهمید من چه عرض می کنم:مثلا آقای KOl برابر است= با 70 قسمت عقل+ 80 قسمت مهربانی+ 50 قسمت شجاعت+..... حالا اگر در یکی از این قسمت بندی ها مثلا در عقل بشود 80 دیگر اصلا آقای KOl نيست بلكه مثلا آقای GOl است. خوب دقت کنید چه می گویم. اگر همه بگویند چرا ما همه مثل معصومین ع نیستیم آن وقت فقط یک نفر بیشتر در عالم نبود آن هم معصوم بود. دیگر بقیه نبودند. متوجه هستید؟! مثلا اگر مثلث به مربع اعتراض کند که چرا من یک ضلع کمتر از تو دارم و این عدالت خدا را زیر سوال می برد جوابش این است که اگر تو یک ضلع دیگر داشتی دیگر تویی به اسم مثلث وجود نداشت که اصلا اعتراض کند. خوب بفهم مثلث جان!

[تصویر: SquareToTriangle.gif]
حالا بالعکس این تفکر چه است که در بعضی از امثال ما دیده می شود؟ اینکه ما یک چیزی هستیم و بعد عقل و شجاعت و غیره به ما افزوده می شود. این غلط است. ما همان مجموع این ها هستیم. اگر همه بخواهند عقلشان مثل معصوم باشد و شجاعتشان مثل معصوم همه می شوند معصوم و تنها یک نفر در دنیا حاصل می شود و آن معصوم است. فقط یک نفر و تمام. دیگر نمی شود 7 میلیارد نفر!

اینکه می گویند ما در عالم ذر همینطور که هستیم از خدا خواستیم ما را خلق کند مقصود همچنین چیزی که گفتم. حالا فقط می شود یک اعتراض نمود که خدایا چرا من را خلق کردی؟ مولوی خوب می فرمایند: ما نبودیم و تقاضامان نبود لطف تو نا گفته ی ما می شنود. شاید کسی جواب دهد ما خودمان خواستیم؟ بعد یکی اعتراض کند اصلا مایی نبودیم که بخواهیم بگوییم ما را خلق بفرما. اعتراضش بد نیست ولی من از مثلا آقای KOl می پرسم شما حقیقتا می خواستید اصلا نباشید یا حداقل به همین شکلی که هستید باشید؟ اگر بگویید دوست داشتم طور دیگر باشم اونوقت عرض می شود که جوابش را در بالا دادم. آن طور دیگر اصلا شما نبودید. بلکه مثلا آقای ایکس متولد سال 1246 در غرب اصفهان می شد! دیگری شمایی نبودید. شاید برای کسی که زندگی اش مثل یزید شده بگوید که نه من چرا باید می خواستم که باشم و یزید بشوم و امام حسین ع را را بکشم. اما من عرض می کنم این یزید همین یزید بودنش را می خواسته! کمی توضیحش اشراقی است؛ علامه حسن زاده یک مثال خوبی می زدند؛ می فرمودند (مضمون):" می شود مثلا پنجره اعتراض کند که چرا من پنجره هستم؟! آخر وقتی خانه بنا می شود جزوه ذاتش پنجره است، این که اعتراض ندارد." حقیقتا هم بودن ما در عالم ذاتی عالم است و یواشکی می گویم اصلا دست خدا هم نبوده! اقتضای ظهور او این عالم بوده است چون خودش را ظاهر نموده است و خودش را هم که خودش خلق نکرده است. پس اصلا جای اعتراض به خدا هم نیست!!!! دیگر کار خیلی دارد ناجور می شود تمامش کنم (فقط عرض کنم این ها که گفتم جنبه ی تکوینی عالم بود نه تشریعی. یک وقت اشتباه نشود و بگوییم که چون شر ذاتی عالم ماده است پس شخصی که مصداق آن می شود مجبور است. سخنم این بود که حقیقت شر در عالم ماده-مثل قاتل امام حسین ع بودن- ذاتی آن است ولی اینکه شخصی این قاتل بودن را انتخاب می کند به اختیار خداوند کاملا مختار است و با جبر و این ها اصلا اشتباه نشود. اینجا همان بحث امر بین امرین است؛ در اینجا طی چندین ارسال با جناب دیدگاه نوین بحث خوبی در این باره داشتیم.)....

نمی دانم مبهم تر شد یا بهتر شد؟Dodgy
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، محمدهادی ، نورالسادات ، Eve ، Anti gods

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۰۷, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #41
آواتار
داشتم به قضیه حضرت سلمان فکر می کردم گفتم ایشون خیلی بزرگوار بودن اما یه مزیتی که داشتن این بود کا از نزدیک 5تن رو دیدن اما مثلا من دیشب مستند آیه الله بهجت رو می دیدم کلی کیف کردم وقتی نمازشون رو نشون می داد اصن انگار تویه عالمه دیگه ای بودن یعنی باور کنید کسی جلوشون می مرد ایشون نمی فهمیدن خب به نظر من حقیر با عقل ناقصم ارزش ایشون نباید بیشتر باشه !!!ایشون کسی رو ندیدن واین طور عروج ربانی پیدا کردن ...پس به نظرم پاداش هرکس با توجه به موقعیت زندگی و شرایطش هست و نتیجه مهم تر خودم اینه که همه ما ظرفیت بهجت شدن داریم ...حالا نمی گم امام اما خدا ظرفیت پرواز رو به همه داده حالا یکی جدی می گیره یکی مثه من حسرتش رو می خوره ....
فقط من تو قضیه یزید نفهمیدم چه جوری خودش انتخاب کرده مگه جوهرش انسان نبوده چه طور انیدر شقی شده !؟یعنی چه طور مثه شیطان عذاب و خاری رو انتخاب کرده؟!
البته من خودم نسبت به خودم قانع شدم که این شرایط رو واسه خودم انتخاب کردم ولی واسه افراد بد نه
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: m.hossein ، حسن.س. ، Kol ، آفتاب ، Eve ، مجتبی110 ، دل خسته ، mahdy30na ، آسمانه سجادی
۱۹:۵۷, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #42
آواتار
سلام
گاهی توضیح یه مساله از راه نوشتن! واقعا سخت میشه .
به نظر بنده متنی که در ادامه قرار میدم خوب تونسته توضیح بده
لطفا با حوصله بخونید تا بحث ادامه پیدا کنه :

نقل قول:ائمه از بدو تولد دارای مقام عصمت هستند ، همان گونه که انبیای الهی این گونه اند. اما در عین حال باید دانست که عصمت پیش از بعثت و امامت حقیقتی متفاوت از عصمت پس از بعثت و امامت است ؛ زیرا منظور از عصمت انجام ندادن گناه و معصیت و خطا است . برای فرد نابالغ انجام بسیاری از امور عقلا و شرعا خطا و گناه محسوب نمی شود .
اما فارغ از این مساله و در تحلیل اصل عصمت ، حقیقتی دارای درجات است . همه مؤمنان می توانند از برخی درجات عصمت برخوردار باشند؛ مثلاً انسان مؤمن هیچ گاه با بدن عریان در معرض ديد عمومی قرار نمی گیرد و يا فكر خوردن شراب، حتي در ذهن بعضي از افراد خطور نمي كند. از این رو، مؤمنان در مورد بعضي از گناهان، عصمت دارند و این مثال ها می تواند مصداق عصمت باشد. اما بالاترین درجات عصمت، مختص پیامبر و امامان معصوم و پیامبران الهی است؛ حتی در مورد پیامبران درجات مختلف ذکر شده . در قرآن كريم آمده است:
«تلک الرسل فضلنا بعضهم علی بعض؛ (1)
برخی از پیامبران را بر برخی دیگر، برتری بخشیدیم». برتری، در مقام عصمت آنان نمودار می شود.
حقیقت عصمت و درجات آن، در خصوص افراد گوناگون شرایط متفاوتی دارد. عصمت در افراد عادی مانند ما که به نوعی در همه افراد وجود دارد، با عصمت اولیای خدا متفاوت است. اصل عصمت هم در برخی مراتب، ناشی از تلاش و کوشش خود فرد است . گاهی کاملاً موهبتی الهی، اما حكيمانه است.
در خصوص مرتبه عالی عصمت که مربوط به پیامبران و امامان است، باید گفت:
این نوع عصمت گرچه یک موهبت الهی است، امّا بدون دلیل و حکمت الهی تحقق نیافته است. لیاقت فردی این بزرگواران برای احراز مقام رسالت و امامت، می طلبید که خداوند مقام عصمت از هر نوع خطا و گناه را به ایشان اعطا نماید.
ما معتقدیم که مصونیت معصومان در برابر گناه، از مقام معرفت و علم و تقوای آن‌ها سرچشمه می‌گیرد؛ البته این علم و محبت، حقیقتی است که توسط خداوند به این بزرگواران اعطا شده ؛ یعنی منشأ عصمت، عطیه خداوندی است. چرا خداوند حکیم و عادل در بین همه موجودات، این افراد خاص را برای اعطای این درجات برگزیده است؟
حقیقت اعطا را باید در این امر جستجو نمود که تمایز و انتخاب خاص، نمی توانسته بی دلیل و بدون حکمت باشد؛ بلکه خداوند با علم ازلی خود می دانست که این افراد حتی در شرایط مشابه و مساوی با دیگران از اخلاص و بندگی و عبودیتی فراتر برخوردار خواهند بود . مراتب بندگی خداوند را بهتر و برتر از هر فرد دیگری به جا خواهند آورد . در نتیجه و در مقام ضرورت این نعمت را زودتر به آن ها اعطا نمود .
خداوند به جهت علم ازلی اش به کیفیت رفتار آینده امامان، از کودکی مقام امامت و لوازم آن را به ایشان اعطا نموده، خداوند می‏دانست که آنان جدای از عصمت، با دیگران در مراتب اخلاص و فداکاری فرق داشته اند. از این رو، این موهبت را به آن ها بخشیده است. بنا بر این، معصومان شایستگی و ویژگی‏های ذاتی برای قبول مقام عصمت داشته‏اند . افاضه و موهبت الهی، بی‏حساب و بدون جهت نبوده است .
این امر نباید بدان گونه تصویر شود که در طول زندگی حق انتخاب و اختیار و اراده مستقلی نداشتند ؛ بلکه همانند همه، حق انتخاب و اختیار باقی بوده و در نتیجه می بینیم که در بین فرزندان یک امام معصوم، تنها یک نفر به مقام عصمت و امامت می رسد و دیگران به رغم همه قابلیت ها به عصمت مطلق دست نمی یابند .
اما دلیل اعطا آن است که وقتی فردی لیاقت و توان و قابلیت برخورداری از مقام نبوت و امامت را از خود نشان داد، برای موفقیت در این مقام و مسئولیت، نیازمند برخی ابزار و لوازم است . بدون آن ها امکان موفقیت ندارد. عصمت هم در رأس این ابزارها و نعمات است که در درجات کامل از طرف خداوند به فردی که لیاقت داشتن چنین مقامی را از خود نشان داده، اعطا می شود.
اما در خصوص منافات داشتن این نعمت با عدالت خداوند باید گفت : به هیچ وجه این گونه نیست ؛ در واقع این اشکال در صورتی وارد بود که بگوییم اعطای این مقام به معنی عدم تکلیف و مسئولیت این بزرگواران و آسودگی ایشان در انجام تکالیف دینی و آزمایشات زندگی است، در حالی که وضعیت ایشان به هیچ وجه این گونه نبود .
اصولا هر مقام و منزلت و نعمت خداوندی، مسئولیت و تکالیفی مطابق با همان نعمت را به دنبال خواهد داشت. برخورداری از مقام عصمت برای امامان و دیگر مقامات و درجات معرفتی که به ایشان اعطا شده است، ضرورت قرار گرفتن در برابر سخت ترین آزمایشات الهی را در پی داشت . دشوارترین مسئولیت ها و تکالیف را برای ایشان رقم زد. نباید از این نکته مهم غفلت کرد و عصمت را ابزاری برای راحتی و بی دغدغه بودن این بزرگواران تلقی نمود.
این گونه نیست که این مقام را به کسی بدهند و او دیگر خیالش راحت و آسوده باشد، بلکه هر چه مقام بالاتر رود، مسئولیت‏ها بیش تر، تکالیف سنگین تر، هجمه‏های شیطانی بیش تر و تلاش و سختی و مصیبت و امتحان افزایش می‏یابد؛ بلکه رسیدن به مقام نبوت و یا مقامات بعد از آن هم تنها با گذراندن سختی‏ها و تلاش‏ها و امتحاناتی سخت امکان پذیر است، مانند داستان حضرت ابراهیم (علیه السلام) و ذبح فرزند و ...
در هر حال هر انسانی در هر موقعیت و وضعیتی که قرار دارد، اگر به وظایف و تکالیف خود عمل کند و از آزمون های خود نمره عالی کسب نماید، به موفقیت و سعادت کامل رسیده است. وضعیت انسانی عادی که از هوش و درک و معرفت و ایمانی متوسط برخوردار است، اما به همه وظایف خود عمل کرده، همانند وضعیت پیامبری است که با سطح بالای معرفت و عنایات الهی و امدادهای غیبی به وظایف سنگین خود عمل کرده، در آزمون های خود، نمره عالی گرفته است.
وضعیت این دو فرد همانند سطح دانش آموز ابتدایی و دانشگاهی دکترا است که اگر هر دو تلاش کنند، قادرند نمره بیست بگیرند؛ اگر هر دو بیست گرفتند - از یک جهت - وضعیتی مساوی داشته ، به یک اندازه قابل تقدیرند. شاید بتوان گفت روایاتی که اشاره به هم جواری پیامبران با برخی افراد عادی در بهشت دارد (2)، بیانی از این مطلب و صورتی از همین حقیقت باشد.
از آن جا که منشأ عصمت «اراده و اختیار» آدمی است (3 ) هر انسان صاحب اراده‏ای، می‏تواند با ریاضت شرعی و تهذیب نفس، به مقام عصمت دست یابد. بنا بر این خداوند هیچ کس را از رسیدن به مقام عصمت محروم نکرده است و عصمت منحصر به پیغمبران و امامان معصوم(علیه السلام) نیست (4)؛ چنان که حضرت مریم(سلام الله علیها)، حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و مخلصینی دیگر (5).- که نه پیامبر بودند و نه امام - به مقام شامخ عصمت دست یافته‏اند.
بنا بر این معصوم بودن برخی و نبودن عده دیگری منافاتی با عدل الهی ندارد ؛ زیرا عدل آن است که هر کس در جایگاه حقیقی خود قرار گیرد . پیشوایان دینی با تلاش و اراده و اختیار خود به این مقام راه پیدا کرده اند- هر چند در مواردی این اجر زودتر از زمان عمل به آن ها اعطا شد- اما خداوند کسی را از دست یافتن به مقام عصمت محروم نکرد. مقام عصمت نیز مانند مراتب دیگر کمال انسانی دست یافتنی است. دیگران نیز می‌توانند با تلاش و مبارزه با نفس به برخی از مراحل و مراتب عصمت دسترسی پیدا کنند.
پي نوشت ها:
1. بقره (2) آیه 253.
2. شيخ صدوق‏ ، أمالي، ص 298 ، انتشارات اعلمى‏، بيروت‏ ، 1400 ق‏.
3. پژوهشی در عصمت معصومان، تهران، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، چاپ اول، 1377، فصل سوم، ص 72 - 43.
4. تفسیر موضوعی قرآن کریم، ج 9، ص 20-22؛
علامه طباطبایی، ولایت نامه، ترجمه همایون همتی، تهران، امیرکبیر، چاپ اول، ص 58 - 48.
5. علامه طباطبایی، المیزان، بیروت، مؤسسه الاعلمی للمطبوعات، ج 3، ص 205.
منبع

امضای MAHDI59
[تصویر: masoud.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، مجتبی110 ، Kol ، mahdy30na ، حضرت عشق
۲۰:۱۲, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #43

همه قدرت رسیدن به یک قدمی عصمت رو دارند!اما امامان چیز دیگری داشتند که با اون به عصمت رسیدند!

ذریـــه
این نظر شخصی من بود!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب
۲۰:۴۹, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #44
آواتار
راستی من یک سوال می پرسم فکر کنم جواب مشخص بشه
شما فرض کنید برای شما دو راه انتخاب وجود داره
فقط لطفا بدون پیش زمینه ذهنی جواب بدید
راه اول : برای شما تضمین بشه بهشتی باشید ، اما به این شرط که یک سری گناهان رو انجام ندید و یک سری واجبات رو انجام بدید.
راه دوم : برای شما تضمین بشه بهشتی باشید ، به شرط این که سخت ترین مصیبت های ممکنه برای شما اتفاق بیوفته و بیشتر عمرتون رو زجر بکشید، مجبور به صبر باشید و از شما ناخواسته گناه و خطا سر نزنه (بالفرض محال که ناخواسته باشه که نیست) ، کدوم رو می پسندید؟
تازه هر دو به یک مقام در بهشت برسند.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، رکن الهدی ، Bidel.s ، m.hossein ، Eve ، حضرت عشق
۲۱:۴۴, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #45
آواتار
یعنی شما میگید که بعضی از آدم ها میتونن با پیامبر و امامان در بهشت در یک مرتبه قرار بگیرند؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MAHDI59 ، مهشاد ، m.hossein
۲۲:۱۸, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #46
آواتار
(۱۶/آبان/۹۳ ۲۱:۴۴)Kol نوشته است:  یعنی شما میگید که بعضی از آدم ها میتونن با پیامبر و امامان در بهشت در یک مرتبه قرار بگیرند؟
البته این یه سوال دیگه اس . ولی طبق منبعی که آورده
2. شيخ صدوق‏ ، أمالي، ص 298 ، انتشارات اعلمى‏، بيروت‏ ، 1400 ق‏.

باید مراجعه کرد به اون کتاب
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Kol ، مهشاد ، حضرت عشق ، mahdy30na
۲۳:۰۵, ۱۶/آبان/۹۳
شماره ارسال: #47
آواتار
(۱۶/آبان/۹۳ ۲۱:۴۴)Kol نوشته است:  یعنی شما میگید که بعضی از آدم ها میتونن با پیامبر و امامان در بهشت در یک مرتبه قرار بگیرند؟
سلامبعله!خودشون گفتند اگر فلان کار رو بکنید کنار خودمون هستید تو بهشت
نقل قول:مایند فهرست وار اشاره می‌کنیم:
1. اطاعت از خدا و پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم)،[1]
2. دوست داشتن پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و خاندانش،[2] بویژه امام علی(علیه السلام)،[3]
3. زیاد تلاوت کردن سوره معارج،[4]
4. کمک کردن به جویندگان دانش،[5]
5. راست‌گویی،[6]
6. زیارت خانه خدا با نیت پاک و خالص،[7]
7. خدمت به برادران دینی و ایمانی،[8]
8. گرفتن و باز ستاندن حق ستمدیده از ستمگر.[9]
و ...
در ضمن فردی که در بهشت، همنشین اولیای الهی شد، این همنشینی پایانی نخواهد داشت.

[1]. دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب، ترجمه، سلگی نهاوندی، علی، ج 2، ص 353، قم، ناصر، چاپ اول، 1376ش.
[2]. علامه حلی، حسن بن یوسف، نهج الحقّ و کشف الصدق، ترجمه، کهنسال، ص 269، تهران، تاسوعا، چاپ اول، 1379ش.
[3]. مجلسی، محمد باقر، ایمان و کفر (ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار)، مترجم، عطاردی قوچانی، عزیز الله، ج 1، ص 174، تهران، انتشارات عطارد، چاپ اول، 1378ش.
[4] . مجاهدی، محمد علی، پاداش نیکی‌ها و کیفر گناهان (ترجمه ثواب الأعمال)، ص 312، قم، سرور، چاپ اول، 1381ش.
[5]. دیلمی، حسن بن محمد، ارشاد القلوب، ترجمه رضایی، سید عبد الحسین، ج 1، ص 390، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چاپ سوم، 1377ش.
[6]. إرشاد القلوب(ترجمه سلگى)، ج ‏1، ص 351 – 352.
[7]. شیخ حر عاملی، الجواهر السنیة فی الأحادیث القدسیة(کلیات حدیث قدسی)، ص 128، تهران، دهقان، چاپ سوم، 1380ش.
[8]. مجلسی، محمد باقر، مواعظ امامان(علیه السلام) (ترجمه بحار الانوار)، مترجم، خسروی، موسی، ص 241، تهران، کتابفروشی اسلامیه، چاپ اول، 1364ش.
[9]. «النّبیّ «ص»: ... من أخذ للمظلوم من الظّالم، کان معی فی الجنّة مصاحبا». حکیمى، محمدرضا، حکیمى، محمد، حکیمى، على‏، الحیاة،‏ مترجم، آرام، احمد، ج 6، ص 492، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى‏، چاپ اول،
http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa45129
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Kol ، mahdy30na ، رکن الهدی ، MAHDI59 ، m.hossein ، Eve ، حضرت عشق ، آسمانه سجادی
۲۱:۳۱, ۱۷/آبان/۹۳
شماره ارسال: #48
آواتار
البته متاسفانه همه ی ما فکر میکنیم آزمایش انسان ها فقط تو همین دنیاست اما در عوالم قبل از تولد هم چندین عالم رو رد کردیم تا یکی شده رسول الله ولی یکی شده صحابه
به قول حجت الاسلام عالی قبل از دنیا 12 عالم رو رد میکنیم که دوازدهمین آنها عالم زر است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Eve ، آسمانه سجادی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا