کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 4.5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
فلسفه نیایش... اصلا چرا باید دعا کنیم؟؟؟!!!
۱۶:۳۸, ۲۶/مرداد/۹۳ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/خرداد/۹۴ ۱۲:۲۹ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


در مورد دعا کردن سوالات و شبهات بسیاری را می توان مطرح کرد. مثلا:


1- اگر همه چیز بر اساس قضا و قدر الهی برای ما نوشته شده است، دعا کردن ما چه اثری میتواند داشته باشد؟؟؟


2- وقتی که خداوند خود می داند که ما چه مشکلاتی داریم و چه میخواهیم، خوب دیگر این را چرا باید به زبان بیاوریم، او اگر خودش حکیم و جواد علی الاطلاق هست خود باید بدهد.


3- اصلا نیایش حقیقی به چه معناست، شرایط و ضوابط آن چی است.


و خیلی سوال های دیگر...




پ ن: این موضوع پایان نامه ام است. پس بی زحمت خواهشا شرکت فرمایید.
Wink
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: نورالسادات ، محمدهادی ، Ali#59 ، قلب ، شیدا ، السا ، آفتاب ، مصباح ، هادی... ، Farzaneh ، مرهم ، فاطمه خانم ، حوریه سادات ، مجید املشی ، mahdy30na ، حسن.س. ، میم.حسین.الف ، amirak ، Islam ، af_akbarzadeh ، Anti gods ، saloomeh

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۵۵, ۴/تیر/۹۴
شماره ارسال: #21

در این ایام هم دعای ثمالی امام سجاد (علیه السلام) بسیار لذت بخش است....

[/font]
از عفو خويش بهاندازه آرزويم به من بده و مرا به بدترين عملم مؤاخذه مكن زيرا كرم تو برتر است
[font=Times New Roman]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: محمدهادی ، سید ابراهیم ، حدیث عشق ، نورالسادات ، السا
۱۳:۲۷, ۶/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۶/تیر/۹۴ ۱۳:۳۳ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #22
آواتار
همانطور که انبیا عظام در همه مراحل زندگی آدمی نقش الگو و راهنما را داشته اند، در این زمینه خاص نیز توانسته اند چشم انداز دقیقی در این زمینه ارائه بدهند. با دقت و توجه به نوع نیایش آن بزرگان، می توان به خطوط اصلی نیایش دست یافت.
1.
ربوبیت الهی در دعای پیامبران انبیا قبل از هر چیز، در دعا از اسم شریف «رب، ربنا، ربی» استفاده می­ کردند، زیرا ربوبیت، واسطه ارتباط بنده با خدا، بوده و فتح باب هر دعایی است. به عبارتی دیگر، چون به هنگام دعا، مقام بنده، مقام اظهار نیاز و درخواست وطلب حاجت است، باید از اسمی بهره گرفت که مناسب آن مقام باشد. از این رو، «رب» که به معنای مالک و تربیت کننده است. برای دعا مناسب­تر و انسان با ذکر این نام خود را غرق در الطاف الهی و وابسته دائمی به عنایات او میبیند.
چنانکه در دعای حضرت آدم و حوا آمده است: «قَالاَ رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَكُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِينَ» «گفتند: ای پروردگار ما، به خود ستم کرديم و اگر ما را نيامرزی و بر، مارحمت نياوری از زيان ديدگان خواهيم بود.»1در این جا این دو بزرگوار بعد از ترک اولی که انجام دادند، به صفت ربوبیتی متوسل شدند که دافع هر شر وجاذب هر خیری است. یکی از دعاهای حضرت ابراهیم [sup](علیه السلام)[/sup] زمانی است که هاجر و اسماعیل ([sup]علیهم السلام[/sup]) را در بیابان­های مکه به امر خداوند تنها رها نمود و چنین دعا کرد: «رَّبَّنَا إِنِّي أَسْكَنتُ مِن ذُرِّيَّتِي بِوَادٍ غَيْرِ ذِي زَرْعٍ عِندَ بَيْتِكَ الْمُحَرَّمِ رَبَّنَا لِيُقِيمُواْ الصَّلاَةَ فَاجْعَلْ أَفْئِدَةً مِّنَ النَّاسِ تَهْوِي إِلَيْهِمْ وَارْزُقْهُم مِّنَ الثَّمَرَاتِ لَعَلَّهُمْ يَشْكُرُونَ» «پروردگارا من [يكى از] فرزندانم را در دره‏اى بى‏كشت نزد خانه محترم تو سكونت دادم پروردگارا تا نماز را به پا دارند پس دلهاى برخى از مردم را به سوى آنان گرايش ده و آنان را از محصولات [مورد نيازشان] روزى ده باشد كه سپاسگزارى كنند.»2[sup]
[/sup]
حضرت عیسی [sup](علیه السلام)[/sup] که خود یکی از مظاهر کامل بندگی، ادب، خضوع و خشوع است، این چنین دعا می­کند: «قالَ عيسَي ابْنُ مَرْيَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ تَکُونُ لَنا عيداً لِأَوَّلِنا وَ آخِرِنا وَ آيَةً مِنْکَ وَ ارْزُقْنا وَ أَنْتَ خَيْرُ الرَّازِقينَ» «عیسی پسر مریم گفت: بارالها! پروردگارا! از آسمان خوانی بر ما فرو فرست تا عیدی برای اول و آخر ما باشد و نشانه­ای از جانب تو و ما را روزی ده که توبهترین روزی دهندگانی.»3
[b]
نکته جالب این است که دعا به ندای «اللهم ربنا» آغاز می شود و حال آنکه سایرانبیا دعای خود را تنها با کلمه «رب» یا «ربنا» افتتاح می کردند. مفسران این زیادتی ندا در دعای حضرت مسیح[sup](علیه السلام)[/sup] را، برای رعایت ادب نسبت به موقف دشوار خود می­دانند. شاید به این علت که چون حواریون معجزات واضح و روشن عیسی [sup](علیه السلام)[/sup] را دیده بودند. در چنین شرایطی درخواست معجزه مناسب با مقام ایمان و اخلاص نبوده و ممکن است پیامدهای ناگوار داشته باشد. از این رو عیسی [sup](علیه السلام)[/sup] با احتیاط کامل و با آوردن کلماتی که بیشتر رحمت حق را جلب می­کند، در خواست خود را مطرح می­نماید4
2. اوصاف الهی در آغاز دعا:[/b]
[/font] [font=B Lotus]در قرآن کریم شاهد این هستیم که انبیا، بعد از ذکر نام رب، شروع به ستایش پروردگار می­کنند. کما اینکه ادب عبودتی نیز این­گونه اقتضا می­کند. انسان برای تقرب به خدا آفریده شده و باید از تمام امکانات زندگی برای رسیدن به این مقصود بهره گیرد و حقیقت دعا نیز توجه به بارگاه معبود و حرکت در مسیر هدف خلقت و قرب الهی است که برای مؤمنان معراجی روحی و معنوی می­باشد. از این رو توجه به صفات و اسماء و حمد و ثنای الهی قبل از دعا و به هنگام دعا سفارش شده است. ازجمله ادعیه پیامبران، دعایی است که قرآن کریم از حضرت یونس[sup](علیه السلام)[/sup] در ایامی که در شکم ماهی به سر می برد، حکایت می کند: «وَ ذَا النُّونِ إِذْ ذَهَبَ مُغاضِباً فَظَنَّ أَنْ لَنْ نَقْدِرَ عَلَيْهِ فَنادي‏ فِي الظُّلُماتِ أَنْ لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّي کُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ» « و ذا النون [ یونس ] را (به یاد آور) در آن هنگام که خشمگین (از میان قوم خود) رفت و چنین می پنداشت که ما بر او تنگ نخواهیم گرفت (امّا موقعی که در کام نهنگ فرو رفت،) در آن ظلمتها (ی متراکم) صدا زد: « (خداوندا!) جز تو معبودی نیست! منزّهی تو! من از ستمکاران بودم5[sup]
[/sup]
حضرت یونس[sup](علیه السلام)[/sup] در بین انبیا تنها کسی است که در آغاز دعا کلمه «رب» را به کارنبرده است. در این جمله ایشان از آنچه که عملش نشان می­داد؛ بیزاری می­جوید. زیرا عمل او ولو اینکه چنین قصدی نداشته، این معنا را می­رساند که غیر از خدا مرجع دیگری است، که بتوان به او پناه برد. لذا وی از این معنا، بیزاری جسته و عرض داشت: «لا اله الا انت».
3. اقرار به گناه اقرار به سستی و کوتاهی­ها روح انسان را برای اتصال به رحمت فضل خداوند آماده می­کند، اقرار به ترک اولی موجب چشیدن روحانیت و معنویت دعا شده و زمینه و توفیق عروج را فراهم می­کند. نوح [sup](علیه السلام)[/sup] خود را در محضر الهی بدهکار دانسته و از خدای سبحان طلب مغفرت می­کند. ایشان در اواخر عمر خویش ادب دعا را به ما می­آموزد: « رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا.» «پروردگارا، بر من و پدر و مادرم و هر مؤمنی که در سرایم درآید، و بر مردان و زنان با ایمان ببخشای، و جز بر هلاکت ستمکاران میفزای»6[sup]
[/sup]
حضرت موسی[sup](علیه السلام)[/sup] نیز زمانی که از کوه طور باز می­گردد، چنین می گوید: « قَالَ رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلأَخِي وَأَدْخِلْنَا فِي رَحْمَتِكَ وَأَنتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.»«پروردگارا، من وبرادرم را بیامرز و ما را در (پناه) رحمت خود درآور، و تو مهربان­ترین مهربانی7[sup]
[/sup]این تقاضای بخشش برای خود و هارون[sup](علیه السلام)[/sup] نه به خاطر آن است که گناهی از آنها سر زده، بلکه یک نوع خضوع به درگاه پروردگار و بازگشت به سوی او و ابراز تنفر از اعمال زشت بت­ پرستان.
آمرزش خواهی اهمیت و جایگاه رفیعی نزد خداوند دارد. خداوند بدین وسیله بندگان محبوب خود را آماده بهره­وری از خوان نعم و الطاف پیدا و پنهانش می­سازد. این گونه دعا و نیایش مجال هر گونه نادانی و غفلت را از میان برده و زمینه ساز تطهیر جان و ذهن آدمی می­شود. از نیایش بخشش خواهانه انبیا می­آموزیم که در سلوک توحیدی نیز بیم غرور و خودفریبی می­رود و سالک حق­جو باید هوشیارانه در جستجوی آسیب شناسانه رفتارهای خود برآید.
[1]سوره مبارکه اعراف آیه شریفه 23
[2]سوره مبارکه ابراهیم آیه شریفه 37
[3]سوره ی مبارکه مائده آیه شریفه 114
[4]طباطبایی، تفسیر المیزان جلد6، صفحه 326
[6]سوره مبارکه نوح آیه شریفه 28
[7]سوره مبارکه اعراف آیه شریفه 151

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، حسن.س. ، محمدهادی ، هادی... ، حدیث عشق ، amirak ، السا
۱۶:۱۷, ۱۳/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۴ ۱۶:۲۳ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #23
آواتار
میدونم این ارسالم خیلی زیاد است ولی اگر مطالعه شود حقیقتا کار ساز است. چون بارها شده که از خودمون می پرسیم چرا این همه زاری و التماس و... کردم ولی دعایم مستجاب نشد.
علل کلی عدم استجابت دعا
1- مقتضی موجود نباشد؛ یعنی عدم شرایطی که باید دعا کننده دارا باشد، چون تأثیر دعا مانند تاثیر دارو شرایط خاصی دارد. همچنانکه هر دارویی را به مقدار خاصی و در اوقات مخصوصی باید مصرف کرد و به همراه آن از خوردن برخی خوراکیها پرهیز کرد و در صورت تخلف از آن امور اگر دارو تاثیر نکرد، گناه را نباید به گردن دکتر و یا خود دارو انداخت. پس لازم است که حتما این امر را ابتدا رعایت کرد و سپس به تاثیر آن امیدوار بود. یک روایت بسیار دقیق و جالب موجود است که کل مسیر نیایش و استجابت یا عدم آن را به خوبی نمایان و روشن می­سازد. مردی به امیرالمومنین علیه السلام عرض کرد: چگونه است که خداوند می­فرماید: دعا کنید تا مستجاب کنم، ولی در عین حال دعا می­کنیم ولی مستجاب نمی شود؟ حضرت علی علیه السلام فرمودند:((چون دل‏هاى شما در هشت مورد خیانت و بى وفایى کرد:1 - خدا را شناختید، ولى حقش را آن گونه که بر شما واجب بود، ادا نکردید. از این رو آن معرفت به کار شما نیامد.2 - به پیامبر خدا ایمان آوردید، ولى در عمل، با سنت و روش او مخالفت کردید، پس ثمره ایمان شما چه شد؟3 - کتاب خدا (قرآن) را خواندید، ولى در عمل با آن مخالفت کردید.4 - گفتید از آتش دوزخ میترسیم، ولى در همه حالات به واسطه گناهان خود به سوى جهنم میروید.5 - گفتید به بهشت تمایل و رغبت داریم، ولى کارهایى انجام میدهیدکه شما را از بهشت دور میسازید.6 - نعمت‏هاى خدا را استفاده میکنید، ولى شکر و سپاس گزارى نمیکنید.7 - خداوند فرمود: شیطان دشمن شما است، شما نیز او را دشمن گیرید. شما به زبان او را لعن نمیکنید، ولى در عمل با او دوستى مى‏نمایید و از او اطاعت مى‏کنید.8 - عیب‏هاى مردم را برابر دیدگان‏تان قرار دادید و عیب‏هاى خود را پشت سرانداختید، در نتیجه کسى را ملامت میکنید اما خود به ملامت سزاوارتر هستید.با این وضع چه دعایى از شما مستجاب گردد، در صورتى که شما راه‏ها و درهاى دعا را به روى خود بسته‏اید؟! پس تقوا پیشه کنید؛ کارهایتان را اصلاح کنید؛ امر به معروف و نهى از منکر کنید تا خدا دعایتان را مستجاب کند.)) 1

2- ممکن است حتی شخص دعا کننده صلاحیت اجابت دعا را هم داشته باشد ولی مانعی
از اصل استجابت و یا زود به اجابت رسیدن در میان باشد. در بسیاری از موارد هم خود محتوای دعا به صلاح دعاکننده نیست ولی او به واسطه غفلت و جهالت­هایش این را در نمی­یابد. خداوند در زبور این چنین می فرمایدSad(یابنَ آدَم تسأَلَنی و اُمَنعکَ لعَّلمی بِما یَنفَعُک ثُمَ تلح علی بِالمَسألة فَأعطَیک ما سألت.)) ((ای انسان! بسا می شود که چیزی از من بخواهی و من در اثر علم و احاطه ای که به سود و زیان تو دارم، خواسته ات را انجام ندهم، و لکن در نتیجه اصرار و پافشاری زیادی که برای انجام دادن خواسته ات بکار می بری، خواهش تو را بر می آورم.))2[sup]
[/sup]آیه الله میزا جواد ملکی تبریزی می فرمایند: سر عدم استجابت برخی از دعاهای نیکان آن است که استجابت آن دعا به ضرر آنان است. از این رو خداوند متعال در عوض آن آنچه را که خیرشان هست به آنها عطا می­کند و این اجابت واقعی دعا محسوب می شود.3
3- گاهی انسان دعا می­کند ولی مدعو خداوند نمی باشد. مثل اینکه گاهی انسان دستش را بالا می برد و حتی اشک نیز می­ریزد، زاری و تضرع هم می­کند؛ اما نه برای نزدیکی به خداوند و نه حتی برای برآورده شدن حاجتش، بلکه برای اینکه شخص یا اشخاصی او را در این حالت ببینند و یا به علت عادتی که برای خود عمل دعا کرده است. این شخص اخلاص در دعا نداشته و ریا می­کند. در این صورت این خواهش، دعا بوده ولی مدعوش خداوند نیست. لذاست که در روایات نیز بیان شده است که مخفی کردن دعا اخلاص آن را بیشتر حفظ میکند.
4- گاهی انسان دعا می­کند ولی حقیقتا از خداوند نمی­خواهد، مثل کسی که حاجتی از خداوند می­خواهد، ولی دلش را به امور عادی و واهی خوش کرده و از این اسباب می­خواهد حاجتش را برآورده سازند. بسیاری از دعاهای ما نیز به همین نحو است. با وجود آن که در ظاهر مطالبی را از خدا در­خواست می­نماییم، اما در واقع به این مطلب اعتقاد نداریم که خدا باید خواسته ما را عطا فرماید. در این صورت نیز نباید منتظر اجابت دعای­مان باشیم. چنین دعاهایی که صرف تکلم برخی الفاظ است و در واقع خواستن از خدا نیست، هیچ گاه به اجابت نخواهد رسید؛ چون درخواست واقعی ما از خدا نیست، بلکه به اسباب مادی و قدرت خود متکی هستیم. دعا باید همراه با خواست جدی قلب باشد و انسان در وقت دعا توجه داشته باشد که چه میخواهد. واقعیت این است که بسیاری از دعاهای ما از روی عادت و لقلقه زبان است، عادت کرده ایم و بعد از نماز چند جمله دعاکنیم؛ بدون آنکه توجه جدی داشته و واقعا درخواست از خدا داشته باشیم. دعا باید مصداق حقیقی ادعونی باشد و درخواست فقط از او. اگر انسان شرایط یاد شده در هنگام دعا را رعایت کند ولی دل و قلبش متوجه به خدا نباشد، واقعا دعا نکرده است.
5- گاهی انسان دعا میکند، ولی مصلحت و حکمت الهی به آن تعلق نگرفته است و مورد اجابت واقع نمی شود. در قرآن کریم اینگونه می فرمایند که: ((...وَ عَسي‏ أَنْ تُحِبُّوا شَيْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ))((... و بسا چیزی را خوش ندارید و آن برای شما بهتر است، و بسا چیزی را دوست دارید و آن برای شما بدتر است، و خدا می داند و شما نمی دانید4یعنی ممکن است از خداوند درخواستی داشته باشیم و صلاح خود را در استجابت آن دعا پنداریم و آن را برای خود موجب کمالی بدانیم؛ اما در واقع در تشخیص مصداق دچار اشتباه شده باشیم. اینگونه درخواست ها حکم همان خواسته های کودک است که چیزهایی را می­خواهد و حتی اصرار هم می­کند ولی به ضرر آنها آگاه نیست و اگر از ضرر آن مطلع بود آن را خواهش نمی­کرد. خداوند نه تنها دعای پیامبرش حضرت نوح در مورد فرزندش را استجابت ننمود، بلکه حتی وی را به علت همچین درخواستی سرزنش نموده و فرمودند(قَالَ يَا نُوحُ إِنَّهُ لَيْسَ مِنْ أَهْلِكَ إِنَّهُ عَمَلٌ غَيْرُ صَالِحٍ فَلاَ تَسْأَلْنِ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنِّي أَعِظُكَ أَن تَكُونَ مِنَ الْجَاهِلِينَ.)) ((گفت: ای نوح، او از خاندان تو نيست، او عملی است ناصالح از سر، ناآگاهی از من چيزی مخواه بر حذر می دارم تو را که از مردم نادان باشی.)5
6- گاهی انسان دعا می­کند ولی خداوند آن را اجابت نمی کند تا بنده بیشترخدا را بخواند و حاجت خویش را ذکر کند، زیرا خداوند راز و نیاز بندگانش را دوست دارد. حضرت یعقوب پیامبر خدا پس از آنکه دعا کرد خداوند یوسف را به او بازگرداند با وجود استجابت دعایش قریب چهل سال طول کشید تا خدا یوسف را به او بازگرداند. البته این تأخیر در استجابت دعا برای بنده حکم نردبام کمال را دارد زیرا با توجه به کمال انسانی که در سایه ارتباط با خدا و دعا برای انسان حاصل می شود. خداوند نیز اراده دارد که انسان را به کمالات بیشتری برساند لذا اجابت دعا را به تاخیر می اندازد. در واقع کمال حقیقی انسان در ارتباط او با خداست، نه در استجابت دعای او.
7- گاهی اوقات نیز به جای استجابت دعا در این دنیا، خداوند مقاماتی را در آخرت به انسان عطا می فرماید. خداوند متعال چون می­داند که مومن به دلیل ایمانش علاقه بیشتری به امور اخروی دارد؛ گاهی دعای او درباره امور مادی را برای آخرتش ذخیره می­کند. در این جا باید نهایت توجه و عنایت را یک بنده داشته باشد که یک وقت خدای نکرده به جهت تأخیر در استجابت دعایش لب به پرخاش باز نکند و چقدر زیبا در دعای افتتاح به این مسئله اشاره شده است: ((فَإِنْ أَبْطَأَ عَنِّي عَتَبْتُ بِجَهْلِي عَلَيْكَ وَ لَعَلَّ الَّذِي أَبْطَأَ عَنِّي هُوَ خَيْرٌ لِي لِعِلْمِكَ بِعَاقِبَةِ الْأُمُورِ فَلَمْ أَرَ مَوْلًى كَرِيما أَصْبَرَ عَلَى عَبْدٍ لَئِيمٍ مِنْكَ عَلَيَّ يَا رَبِّ إِنَّكَ تَدْعُونِي فَأُوَلِّي عَنْكَ وَ تَتَحَبَّبُ إِلَيَّ فَأَتَبَغَّضُ إِلَيْكَ وَ تَتَوَدَّدُ إِلَيَّ فَلا أَقْبَلُ مِنْكَ كَأَنَّ لِيَ التَّطَوُّلَ عَلَيْكَ.)) ((گر برآورده شدن حاجتم تأخير افتاد، از روى‏ نادانى بر تو عتاب ورزيدم، با آنكه شايد به تأخير افتادن روا شدن حاجتم برايم بهتر باشد، چه تو به سرانجام امور آگاهى، پس هيچ‏ مولاى كريمى را بر بنده پستى، شكيباتر از تو بر خود نديدم، اى پروردگار من، تو مرا مى‏خوانى، و من از تو روى مى‏گردانم، و با من دوستى مى‏ورزى و من با تو دشمنى مى‏كنم، به من محبّت مى‏نماى و از تو نمى‏پذيرم، گويا مرا بر تو منّت است.))6در برخی مواقع عدم استجابت دعا به خود انسان و گناهان او باز می­گردد. انسانی که با زبان خویش غیبت و تهمت می­کند، فحش و ناسزا می گوید و... چگونه می­تواند با همان زبان دعا کرده و چگونه میتواند دلخوش به استجابت دعایش باشد. بسیار عجیب است که انسان به گناهان مختلف آلوده باشد؛ آنگاه در این فکر هم باشد که خداوند دعای او را پاسخ گوید. گناه یکی از موثرترین و مهمترین موانع استجابت دعا است. و از این مانع سخت تنها باید به خود خداوند پناه برد. اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا.

[1]علامه مجلسی، بحارالانوار، جلد 93، صفحه 376 و 377
[2]همان جلد 5، ص 1109
[3]ملکی تبریزی، جواد، المراقبات[/b]، انتشارات شمس الشموس، سال 1389، صفحه112
[4]سوره مبارکه بقره آیه شریفه 216[/font]
[5][font=B Lotus]سوره مبارکه نوح آیه شریفه 46

[6]دعای شریف افتتاح
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آفتاب ، amirak ، محمدهادی ، السا ، هادی... ، در جستجوی سختی ، حسن.س.
۱۱:۵۲, ۱۴/تیر/۹۴
شماره ارسال: #24
آواتار
سلام

روز پنج شنبه در یکی از جلسات تفسیر قرآن یکی از اساتید بودم که حرف عجیبی شنیدم.
استاد گفت که فضیلت دعا کردن از قرائت قرآن هم بیشتر هست !!!
آیا این حرف درسته ؟!
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، السا
۱۲:۳۸, ۱۴/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۴ ۱۲:۳۹ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #25
آواتار
(۱۴/تیر/۹۴ ۱۱:۵۲)در جستجوی سختی نوشته است:  سلام

روز پنج شنبه در یکی از جلسات تفسیر قرآن یکی از اساتید بودم که حرف عجیبی شنیدم.
استاد گفت که فضیلت دعا کردن از قرائت قرآن هم بیشتر هست !!!
آیا این حرف درسته ؟!

سلام و رحمه الله. خیلی هم عجیب نیستSmile

از امام باقر علیه السلام پرسیدند بيشتر قرآن خواندن افضل است يا بيشتر دعا كردن، فرمودند: «كَثْرةُ الدُّعاءِ اَفْضَل» بيشتر دعا كردن افضل است.[1]

1 مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403 قمری جلد 93 صفحه 299 و عدّة الداعی: ص 14
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، حسن.س. ، السا
۱۲:۴۴, ۱۴/تیر/۹۴
شماره ارسال: #26
آواتار
(۱۴/تیر/۹۴ ۱۲:۳۸)سید ابراهیم نوشته است:  سلام و رحمه الله. خیلی هم عجیب نیستSmile

از امام باقر علیه السلام پرسیدند بيشتر قرآن خواندن افضل است يا بيشتر دعا كردن، فرمودند: «كَثْرةُ الدُّعاءِ اَفْضَل» بيشتر دعا كردن افضل است.[1]

1 مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، دار احیاء التراث العربی، بیروت، 1403 قمری جلد 93 صفحه 299 و عدّة الداعی: ص 14

علتش چی هست ؟Huh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سید ابراهیم ، نورالسادات ، السا
۱۳:۰۴, ۱۴/تیر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/تیر/۹۴ ۱۳:۰۸ توسط سید ابراهیم.)
شماره ارسال: #27
آواتار
البته به علت و حکمت اصلی آن که ما نمی توانیم دست یابیم. ولی باز در روایتی دیگر ذیل آیه شریفه«إنَّ‌ الَّذین‌ یستکبرون عن عبادتی سیدخلون جهنَّم داخرین»1 امام باقر می فرمایند:«قـال:هـو الدعـا، و افضل العبادة الدعاء‌». به‌ درستی‌ که خدای عزوجل می‌فرماید: آنان که از پرستش مـن سـر بر‌می‌کشند‌، به زودی با خواری در دوزخ درمی‌آیند. مقصود از عبارت[در کلام خداوند]، دعا است و دعـا، بـرترین‌ پرسـتش‌ خدا است.2بر پایه این آیه - که حدیث امام باقر علیه السلام در تفسیر‌ آن‌ است- خدا دوسـت دارد کـه انسان‌ها او‌ را‌ صدا‌ کرده و از او خیر و خوبی را در حیات‌ این‌ جهان و آن جهان تمنا کنند، خدا دوسـت نـدارد کـه انسان‌ها از فراخوان حق‌ سرباز‌ زده و در نهایت دوزخی شوند‌. به سخنی دیگر می‌توان گفت که دعا، همان حـقیقت عـبادت یا پرستش خدای یگانه است.یعنی در حقیقت میتوان گفت نیایش و دعا اصل و باطن دین هستند. بنا بـه نـص آیه‌ شریفه قرآن« وَمَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِّمَّن دَعَا إِلَى اللَّهِ وَعَمِلَ صَالِحًا وَقَالَ إِنَّنِي مِنَ الْمُسْلِمِينَ» « و كيست ‏خوش­گفتارتر از آن كس كه به سوى خدا دعوت نمايد و كار نيك كند و گويد من [در برابر خدا] از تسليم‏شدگانم» دعا‌، شریف‌ترین عمل آدمـی تـوصیف شـده‌ است. زیرا در حقیقت دعا نیز نوعی دعوت به الی الله است.‌
[1]سوره مبارکه غافرآیه شریفه40[2]کلینی، اصول کافى، جلد 4، صفحه 210
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: در جستجوی سختی ، نورالسادات ، محمدهادی ، amirak ، حسن.س. ، السا
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  مفهوم پسرخدا اصلا هم شرک نیست ! داشناک چلیپا 31 14,599 ۱۹/آذر/۹۱ ۲۰:۵۳
آخرین ارسال: درست پسند

پرش در بین بخشها:


بالا