|
هر کی فکر میکنه نیاز به توبه دارد سری به این تاپیک بزنه!
|
|
۱۴:۲۹, ۲۳/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/تیر/۹۰ ۱۴:۴۸ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سحر هر شب یکى از اوقاتى که استغفار در آن ، از ارزش والایى برخوردار است و آثار پر بارى را براى دین و دنیاى انسان به ارمغان مى آورد ، وقت سحر است . خداوند در تعریف از بندگان صالح خویش مى فرماید: «کانُوا قلیلاً مِنَ اللَّیْلِ ما یَهْجَعُونَ * وَ بِالأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ» سوره الذّاریات ، آیه 17 ـ 18؛ متّقین در دنیا چنین بودند که کمى از شب را مى خوابیدند ، و در سحرگاهان استغفار مى کردند. رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) براى مناجات با خدا در این ساعت برمى خاستند در قنوت نماز وتر خود هفتاد مرتبه به خداوند عرض مى کردند: « أَسْتَغْفِرُاللهَ رَبّى وَ أتُوبُ إِلَیْهِ » .مستدرک الوسائل ، ج 6 ، ص 361 ؛ از پروردگارم طلب آمرزش مى کنم و به سوى او باز مى گردم . هر کس بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه از خدا آمرزش طلبیده و استغفار کند، خداوند او را مى بخشد اگر چه در آن روز بیش از هفتاد هزار گناه کند بعد از نافله فجر دوّمین ساعتى که در شبانه روز، براى استغفار و درخواست آمرزش از خداوند تعیین گشته است و از فضایل بالایى برخوردار است، بعد از نافله فجر و قبل از نماز صبح است . پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) ، استغفارى را براى این ساعت ذکر کرده و برکات فراوانى را براى آن بیان مى نمایند : کسى که در این ساعت استغفار کند ، خداوند تمام گناهانش را مى آمرزد ، اگر چه گناهانش آسمان ها و زمین هاى هفتگانه را پر کرده باشد و به سنگینى کوه ها و تعداد قطرات باران و به عدد آنچه در دشت و دریا است ، باشد . و به همین اندازه برایش حسنات نوشته مى شود.و هر بنده اى که در شب یا روزى که این استغفار را تلاوت مى کند بمیرد ، داخل بهشت مى گردد ، و هیچ گاه فقیر نمى شود. بعد از نماز صبح سوّمین ساعتى که در طول شبانه روز به استغفار در آن سفارش اکید شده است ، هر روز بعد از نماز صبح است . براى استغفار در این ساعت ، آثار پر بارى ذکر شده است . امام باقر (علیه السلام) در سخنى زیبا مى فرمایند : هر کس بعد از نماز صبح هفتاد مرتبه از خدا آمرزش طلبیده و استغفار کند ، خداوند او را مى بخشد اگر چه در آن روز بیش از هفتاد هزار گناه کند.بحارالأنوار ، ج 80 ، ص 111 بعد از نماز عصر چهارمین زمانى که در طول شبانه روز ، براى استغفار و عذرخواهى از خداوند، تعیین شده است و ثواب زیادى براى آن ذکر گردیده است ، بعد از نماز عصر است که داراى برکات فراوانى است . امام صادق (علیه السلام) در فضیلت استغفار در این ساعت مى فرمایند: هر کس بعد از نماز عصر ، هفتاد مرتبه استغفار کند و از خدا آمرزش طلبد ، خدا در آن روز هفتصد گناه او را مى آمرزد ، و اگر خودش گناهى نداشته باشد ، گناه پدرش را مى آمرزد ، و اگر پدرش هم گناهى نکرده باشد ، گناه مادرش را مى آمرزد و چنانچه مادرش هم بى گناه باشد ، گناه برادرش را مى بخشد و اگر برادرش هم گناهى نداشته باشد ، خدا گناه خواهرش را مى بخشد و اگر براى خواهرش هم گناهى نباشد ، گناه سایر اقوام و بستگانش را ، هر کدام که نزدیکتر به او باشند و گناهى داشته باشند مى آمرزد .وسائل الشّیعه ، ج 6 ، ص 482 کسى که بعداز نافله فجر استغفار کند ، خداوند تمام گناهانش را مى آمرزد ، اگر چه گناهانش آسمان ها و زمین هاى هفتگانه را پر کرده باشد و به سنگینى کوه ها و تعداد قطرات باران و به عدد آنچه در دشت و دریا است، باشد هنگام خواب پنجمین وقتى که نسبت به استغفار در آن سفارش شده و از عوامل ریزش گناهان ، همچون افتادن برگ درختان ، شمرده شده است هنگام خواب است . امام صادق (علیه السلام) در اهمیّت توجّه به خدا و طلب آمرزش از آن ذات مهربان در این ساعت مى فرمایند: اگر کسى هنگامى که براى استراحت و خوابیدن ، به بستر مى رود صد مرتبه بگوید: «لاْ إِلـهَ إِلاَّ اللهَ » خدا خانه اى در بهشت برایش بنا مى کند . و اگر صد مرتبه از خدا آمرزش طلبیده و استغفار کند ، گناهانش مى ریزد همان گونه که برگ هاى درخت مى ریزد .وسائل الشّیعه ، ج 6 ، ص 449 بعد از گفتن تسبیح حضرت زهرا (علیها السلام) ششمین ساعتى که در شبانه روز ، براى استغفار مطلوب دانسته شده و بدان تأکید شده است ، بعد از گفتن تسبیح حضرت زهرا (علیها السلام)است که مایه ریزش گناه و دست یافتن به برکات استغفار است . محمّد بن مسلم گوید: امام باقر (علیه السلام) فرمودند: هر کس تسبیح حضرت فاطمه (علیها السلام) را گوید و سپس استغفار کند ، تمام گناهانش آمرزیده مى شود . این تسبیح در زبان صد تسبیح ، و در میزان هزار تسبیح به حساب مى آید ، شیطان را دور مى سازد و خداى رحمان را خشنود مى کند.وسائل الشّیعه ، ج 6 ، ص 442 بعد از نماز واجب هفتمین موردى که به استغفار در آن سفارش شده است و عامل ریزش همه گناهان به حساب آمده ، بعد از هر نماز واجب است. امام باقر (علیه السلام) مى فرمایند: هر کس بعد از نماز واجب ، قبل از آن که از حال نماز خارج شده و پایش را تکان دهد سه مرتبه بگوید: « أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَیُّومُ ذُوالجَلالِ وَ الإِکرامِ وَ أَتُوبُ إِلَیْهِ ». خداوند همه گناهانش را مى بخشد ، اگر چه به اندازه کف دریا باشد.کافى ، ج 2 ، ص 521 انبیاى عظام الهى (علیهم السلام) با این که داراى مقام استجابت دعا بودند ولى اگر از آن ها تقاضاى دعایى مى شد به شب جمعه و سحر آن موکول مى کردند سحر شب جمعه علاوه بر ساعات شبانه روز ، در طول هفته نیز به استغفار در شب و روز خاصّى سفارش و تأکید شده است که شایسته دقّت و بهره جستن هستند. مهمترین شبى که در طول هفته به استغفار در آن سفارش شده است ، شب جمعه و مخصوصاً سحر آن است . صرف نظر از آیات و روایاتى که براى بیدارى در ثلث آخر شب و استغفار در سحر آثار پر بارى نقل مى کند و بیانگر مواظبت تامِّ انبیا ، اوصیا و اولیاى خدا ، نسبت به استغفار در سحرگاهان است در روایات براى شب جمعه و بیدارى در سحر آن ، ارزش و بهاى مضاعفى ذکر شده است و تأکید بیش از حدّى ، نسبت به بیدارى و مناجات با حقّو طلب آمرزش از خداوند ، در این شب دیده مى شود.بحارالأنوار، ج 87 ، ص 18 انبیاى عظام الهى (علیهم السلام) با این که داراى مقام استجابت دعا بودند ولى اگر از آنها تقاضاى دعایى مى شد به شب جمعه و سحر آن موکول مى کردند . صبح جمعه ، قبل از نماز صبح دوّمین زمانى که در طول هفته ، براى استغفار در آن ثواب خاصّى در نظر گرفته شده است و برکاتى را متوجّه انسان مى سازد ، روز جمعه بعد از دو رکعت نافله فجر و قبل از نماز صبح است . ابى حمزه گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم مى فرمودند: هر کس بعد از دو رکعت نافله اى که قبل از نماز صبح در روز جمعه مى خواند، صد مرتبه بگوید: سُبْحانَ رَبّى وَ بِحَمْدِهِ وَ أَسْتَغْفِرُ رَبّى وَ أتُوبُ إِلَیْهِ . خداوند منزلى در بهشت ، براى او بنا مى کند. عصر جمعه سوّمین وقتى که در طول هفته از ارزش خاصّى برخوردار است و به استغفار در آن سفارش اکید شده است ، عصر جمعه است. از روایات زیادى استفاده مى شود که روز جمعه همچون شب جمعه ، داراى فضیلت و شرافت است و امامان معصوم (علیهم السلام) شیعیان خویش را به دعاى در ساعات آن دعوت کرده اند و یکى از اوقات استجابت دعا ، عصر جمعه شمرده شده است . منبع: تبیان |
|||
|
|
۱۵:۳۶, ۲۳/آذر/۸۹
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
أَقِمِ الصَّلاَةَ لِدُلُوكِ الشَّمْسِ إِلَى غَسَقِ اللَّيْلِ وَقُرْآنَ الْفَجْرِ إِنَّ قُرْآنَ الْفَجْرِ كَانَ مَشْهُودًا
نماز را از زوال آفتاب تا نهايت تاريكى شب برپادار و [نيز] نماز صبح را زيرا نماز صبح همواره مشهود فرشتگان روز و شب است. سوره اسراء آیه 78 یعنی اینکه در هنگام نماز صبح دو دسته از فرشتگان ما را نظاره می کنند. چه در حال عبادت باشیم و یا در خواب غفلت. . |
|||
|
|
۱۲:۲۴, ۶/دی/۸۹
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
از آنجا که یکی از مواقع استجابت دعا هنگام بارش باران است و استغفار هم نوعی دعا میباشد
پس از هنگام بارش باران غافل نشوید و صد البته یوسف زهرا را هم در هنگام بارش باران از یاد نبرید |
|||
|
|
۱۹:۲۸, ۷/دی/۸۹
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
وَهُوَ الَّذِي يُنَزِّلُ الْغَيْثَ مِن بَعْدِ مَا قَنَطُوا وَيَنشُرُ رَحْمَتَهُ وَهُوَ الْوَلِيُّ الْحَمِيدُ
گفتید بارش باران و یادم آمد که امسال هنوز بارش باران را ندیده ام. عاجزانه از همه خواهش می کنم برای نزول این رحمت الهی دعا کنید. باران و آب، پایه و اصل حیات است. «و جعلنا من الما کلی شی حی». |
|||
|
|
۲۱:۳۲, ۷/دی/۸۹
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
از مردمی که برای دعای باران به خارج شهر رفتند، فقط کسانی به خدا ایمان داشتند که با خود چتر برده بودند.
ماها دیگه اعتقاد نداریم، کمبود باران ناشی از گناهان مون است و با دعا باران خواهد بارید. |
|||
|
|
۱۵:۳۱, ۱۱/دی/۸۹
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله
سلام خب عذاب یعنی چی ؟ یعنی همین که آرزوی شنیدن صدای بارون به دلت بمونه... اینطور نیست؟ ومن الله توفیق |
|||
|
|
۴:۴۴, ۲۲/دی/۸۹
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
خدا خودش امید بخشش را در دل ما زنده و اراده حرکت را خودش به وجود ما چنان ببخشد که آن را درک کنیم.
التماس دعا |
|||
|
|
۲۰:۱۳, ۱۲/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
اگر همه بندگان خدا اهل توبه نباشند؛ ولیكن بعضى از مؤمنین به تنهایى ــ كه از اهل اخلاص و مودّت حقیقی مىباشند ــ علاوه بر دعا و توبه براى خود؛ برای دیگران نیز توبه انجام دهد، و دعا و طلب مغفرت از براى همه مؤمنین نماید، چنین دعا و توبهاى چند فایده دارد:
1- اگر چنین دعا و توبهاى موجب تعجیل در زمان فرج نشود كه یك مرتبه وقت آن سر آمده و فرج واقع شود، در این صورت امید است كه این نوع دعا و توبه وسیله تخفیف در طول زمان تأخیر شود، كه اگر مثلا دوران آن صد سال بود؛ چند سالش كم شود. 2- هرگاه بعضى از دوستان از براى همه برادران دینى ــ از احیاء و اموات آنها ــ از گناهى كه سبب تأخیر فرج شده است، توبه و طلب مغفرت نمودند، و با این حال دعا كردند، به مقتضاى آنچه خداوند وعده اجابت دعا به هر یك از بندگان ــ خصوصاً دعاى در حقّ غیر ــ فرموده، پس امید است كه در اثر استجابت این دعا همه مؤمنین از براى توبه و دعا در امر فرج توفیق یابند، خصوصاً اگر در دعایش بر این وجه قید نماید كه از خداوند طلب كند: آنچه وسیله تعجیل در فرج است میسّر و فراهم نماید . پس توبه و دعای عموم مؤمنین یك وسیله فرج است، كه این وسیله به مستجاب شدن دعاهاى او فراهم خواهد شد، و آنها هم موفّق به این دعا و توبه خواهند گردید. ![]() 3- فرد بواسطه این توبه و دعا چه از جانب خودش و چه از جانب برادران ایمانى خودش از جمله انصار و یاران آن حضرت(علیهالسلام) محسوب مىشود، ولو بر فرض آن كه تأثیرى در تعجیل فرج ــ از عدم جهت اقدام دیگران ــ ننماید. امام حسن عسكرى(علیهالسلام) در این مورد فرمود: هیچ كس از فتنهها و فسادها و سختىها و امتحانات در زمان غیبت آن حضرت(علیهالسلام) نجات نمىیابد، مگر كسی كه خداوند او را در اعتقاد به امامت ایشان ثابت قدم فرموده باشد، و او را در دعا براى تعجیل فرج موفق فرموده باشد. و این مانند آن است كه براى نصرت و یارى امام عدهاى به مجادله و جنگ با دشمنان مىروند و مغلوب مىشوند، در این صورت آنها حتماً از مجاهدین مىباشند و از انصار و یاران محسوبند، بلكه در این حالت مغلوبیّت از اجر و پاداش بزرگترى برخوردارند، خصوصاً در صورتى كه عدد مجاهدین كمتر باشد، پس اجر و پاداش آنها به چندین برابر بیشتر و برتر از كسانی كه از جهاد تخلف كردهاند؛ خواهد بود . چون بر اساس آیات و روایات نصرت و یارى هر مظلومى خصوصاً وجود مبارك امام(علیهالسلام)؛ بر همه اهل ایمان و بر فرد فرد آنها واجب است كه: به هر وسیلهاى كه با آن یارى ممكن است؛ یارى كنند، و این وجوب با این كیفیت مانند وجوب نمازهاى روزانه؛ یقینى و قطعى است و بر فرد فرد از بندگان واجب است و به ترك بعضى، از بعض دیگر ــ در صورت قدرت ــ ساقط نمىشود، و ترك نمودن بعضى هم موجب ناقص و ضایع بودن فعل بعضى دیگر كه بجا بیاورند؛ نمىشود . و در چنین زمانى كه فعلا مولا و امام ما مظلوم واقع شدهاند، بواسطه آن كه حقّ الهى ایشان، از جهت طغیان ظالمین و اشرار و قلّت اعوان و انصار مغضوب گردید، و از این جهت غائب شدهاند، و معلوم شد كه توبه و دعاهاى مؤمنین تأثیر در تعجیل در امر فرج ایشان دارد كه یا یك مرتبه دوران غیبت سر آید یا تخفیف در آن حاصل شود، پس این یك نوع نصرتى است كه مقدور همه بندگان هست، و اگر همگى این نوع نصرت و یارى را انجام مىدادند، رفع مظلومیّت از آن حضرت(علیهالسلام) مىشد. چنانچه اگر همه بندگان مؤمن اتفاق در نصرت و یارى حضرت سیدالشهدا(علیهالسلام) مىكردند، ایشان مظلوم و مغلوب نمىشدند . ولكن مادامى كه این اتّفاق در توبه و دعا از همه بندگان واقع نشود، پس هر گاه عدّه اى از بندگان به این نوع توبه و دعا عمل نمایند، در واقع عمل به تكلیف واجب خود نموده، و در زمره انصار واقعى آن حضرت محسوب خواهند گردید، و هم از عقوبت ترك یارى مظلوم سالم خواهند ماند، كه اگر خداوند در دنیا یا در آخرت كسانی كه ترك یارى مظلوم و یارى امام(علیهالسلام) را كردهاند عذاب و عقوبت كند؛ بر حسب تمكّن حالشان، پس آنها از شرّ آن عذاب و عقوبت الهى در عافیت خواهند بود . هر مؤمن كه به دعا و طلب فرج نمودن از براى وجود مبارك آن حضرت(علیهالسلام) احسان نماید البته كمال امید است كه به جزاء این احسان؛ مورد احسان ایشان واقع، و مثل همین احسان آن حضرت هم طلب فرج و خیر و رحمت براى او فرمایند، یا به نحو دیگر از افاضات دنیوى و اُخروى، كه آشكارا و پنهان از طرف امام(علیهالسلام) به دیگران مىرسد؛ شامل او نیز شود . 4- فرج و ظهور امام زمان(علیهالسلام) بر دو قسم است: قسم اوّل: فرج و ظهور كلّى است، و آن فرج و ظهور موعود ایشان است بر وجهى كه رفع شرّ جمیع اعداء از جمیع عالم مى فرمایند . قسم دوّم: فرجهایى كه نسبت به قسم اوّل جزئى هستند، و آن برطرف شدن بعضى از هموم و غموم از قلب امام است كه این همّ و غم بواسطه غلبه دشمنان و شدت ظلم نسبت به بعضى از شیعیان است. پس ممكن است كه با دعاى جمعى از شیعیان و دوستان مخلص، خداوند این نوع هموم را، با هلاكت گروهى از دشمنان از قلب مباركشان رفع بفرماید. چنانچه در زمان حضرت رسول و حضرت امیرالمؤمنین(علیهماالسلام) خداوند به دست گروهى از مؤمنین كه به جهاد مىرفتند؛ ظالمین و كفار را هلاك مىكرد . 5- این دعا از فرد فرد شیعیان و دوستان به عنوان موالات و مودّت نسبت به آن حضرت(علیهالسلام) خواهد بود، و بدین وسیله؛ دعا كننده یك درجه از حقّ مودّت ایشان را ــ كه اداء آن بر بنابر آیه مباركه «قُلْ لا اَسْئَلُكُمْ اَجْراً الاَّ الْمَوَدَّةَ فِى الْقُربى»(1) واجب و لازم است ــ اداء نموده است . و به این وسیله؛ مورد رحمتهاى مخصوص ایشان مانند، شفاعت و دعا و غیر آنها واقع خواهد شد، خصوصاً بر حسب مضمون آیه كریمه: «هَلْ جَزاءُ الاِْحْسانْ إلاّ الاِْحْسان»(2)، كه به مقتضاى آن پاداش نمودن به هر احسان كننده، محبوب و مستحب و نیز مهم است، و امام(علیهالسلام) هم البته در عمل به كتاب الله و به مكارم اخلاق و همچنین در دعا نمودن در حقّ كسى از دیگران؛ اولى است و احسان ایشان نسبت به آن شخص درست است . پس هر مؤمن كه به دعا و طلب فرج نمودن از براى وجود مبارك آن حضرت(علیهالسلام) احسان نماید البته كمال امید است كه به جزاء این احسان؛ مورد احسان ایشان واقع، و مثل همین احسان آن حضرت هم طلب فرج و خیر و رحمت براى او فرمایند، یا به نحو دیگر از افاضات دنیوى و اُخروى، كه آشكارا و پنهان از طرف امام(علیهالسلام) به دیگران مىرسد؛ شامل او نیز شود . 6- چون وجود مبارك امام(علیهالسلام) نعمت عظماى الهى بر بندگان است، بواسطه آن كه همه فیوضات دنیوى و اُخروى، ظاهرى و باطنى؛ به یمن وجود مبارك او و بوسیله محبّت و معرفت ایشان عطا مىشود، چنانچه در این آیه مباركه: «ثمّ لَتُسْئَلُنّ یَومَئِذ عَنِ النَّعیمِ»،(3) «نعیم» به آن حضرت(علیهالسلام) و به ولایت ایشان تفسیر شده است.(4) وجود مبارك امام(علیهالسلام) نعمت عظماى الهى بر بندگان است، بواسطه آن كه همه فیوضات دنیوى و اُخروى، ظاهرى و باطنى؛ به یمن وجود مبارك او و بوسیله محبّت و معرفت ایشان عطا مىشود، چنانچه در این آیه مباركه: «ثمّ لَتُسْئَلُنّ یَومَئِذ عَنِ النَّعیمِ»، «نعیم» به آن حضرت(علیهالسلام) و به ولایت ایشان تفسیر شده است. و همچنین در بعضى دیگر از آیات و روایت نیز «نعمت» به وجود مبارك امام(علیهالسلام) تفسیر شده، و شكر هر نعمتى علاوه بر آن كه واجب است وسیله بقاء و دوام نعمت و نیز وسیله انتفاع از آثار و منافع آن، و وسیله تكمیل آثار نعمت مىباشد، چنانچه به این مطلب در این آیه شریفه «وَ لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزیدَنَّكُمْ»،(5) و نیز در روایات بسیارى تصریح شده است. پس با دعاى در فرج حضرت صاحب الأمر(صلوات الله علیه) هم یك درجه از شكرگزارى نعمت وجود مباركشان حاصل مىشود، و بنده به هر اندازه در آن سعى كند آثار و فیوضات وجود اقدسشان در حقّ دعا كننده بیشتر و تمامتر و كاملتر خواهد شد . 7- بر حسب آنچه از بعضى روایات ظاهر مىشود، از جمله روایتى است كه حضرت صادق(علیهالسلام) فرمود: اگر شماها مانند بنى اسرائیل بر دعا و توبه براى فرج ما اجتماع نكنید، غیبت به طول خواهد انجامید. و همچنین در توقیع مبارك بیان كردیم كه حضرت فرمود: اگر شیعیان هم عهد شوند و به آن عهدى كه بر ذمّه آنها ثابت شده است ــ یعنى یارى و موالات ما اهل بیت ــ وفا كنند، به زودى سعادت ملاقات ما روزى آنها خواهد شد، و ما را از آنها مستور و پنهان نداشته؛ جز اعمال آنها كه نزد ما مكروه است، و راضى به آن نیستیم. هر گاه هر یک از مؤمنین در توبه و دعاى در فرج آن حضرت(علیهالسلام) سعى و اهتمام نماید ــ چون به وظیفه تكلیف خود در مقام نصرت و یارى و موالات با ایشان و اداء حقّ آن عالى شأن عمل نموده است ــ مورد الطاف خاص حضرت احدیّت و آن حضرت خواهد شد، و بدین وسیله از شرّ آن فتنهها و بلاها سالم خواهد ماند . یعنى آنچه از بلاهاى دنیوى؛ غیر حتمى است از او دفع خواهد شد، بلكه در معرض آن هم واقع نخواهد شد، و آنچه حتمى است در آنها پس از اهل رضا و تسلیم خواهد شد، و به سبب آنها در فتنهها واقع نخواهد شد، و آنچه هم از فتنههاى اُخروى است، در هیچ حالى مبتلا نخواهد شد، پس با شدّت تاریكى راه هدایت براى اهل دنیا؛ براى او از خورشید هم روشنتر خواهد شد. هر گاه هر یک از مؤمنین در توبه و دعاى در فرج آن حضرت(علیهالسلام) سعى و اهتمام نماید ــ چون به وظیفه تكلیف خود در مقام نصرت و یارى و موالات با ایشان و اداء حقّ آن عالى شأن عمل نموده است ــ مورد الطاف خاص حضرت احدیّت و آن حضرت خواهد شد، و بدین وسیله از شرّ آن فتنهها و بلاها سالم خواهد ماند . امام حسن عسكرى(علیهالسلام) در این مورد فرمود: هیچ كس از فتنهها و فسادها و سختىها و امتحانات در زمان غیبت آن حضرت(علیهالسلام) نجات نمىیابد، مگر كسی كه خداوند او را در اعتقاد به امامت ایشان ثابت قدم فرموده باشد، و او را در دعا براى تعجیل فرج موفق فرموده باشد. 8- از حدیث على بن مهزیار و نیز از توقیع مبارك استفاده مىشود كه: هر گاه هر كدام از مؤمنین در امر توبه و دعاى در فرج آن حضرت(علیهالسلام) در حالتى كه به وظایف و آداب آن عمل نمایند سعى و اهتمام نمایند، پس اگر ظاهراً آن فرج كلّى واقع نشود و لقاء منیرشان براى همه بندگان ظاهر نگردد، پس امید زیادى هست كه بوسیله این توبه و دعا اگر مانعى در او هست رفع بشود، و براى خصوص این دعا كننده در خواب یا بیدارى زیارت جمال آن حضرت(علیهالسلام) میسّر شود، و به بعضى از الطاف خاصّه آن حضرت مقرون، و به بعضی فیوضات مخصوص ظاهرى و معنوى از معارف و حِكَم الهى از آن حضرت(علیهالسلام) بوسیله مكالمه با ایشان یا به نحو دیگر از افعال و احوالشان مستفیض شود، و براى بعضى از علماء ابرار یا صلحاء چنین حالاتى اتفاق افتاد، چنانچه شرح وقایع و حكایات آنها در بعضى از كتب بیان شده است.(6) 9- بنده مؤمن هرگاه فرج و ظهور امر آن حضرت(علیهالسلام) را از خداوند متعال طلب نماید، این دعا وسیلهاى براى تكمیل نور معرفت قلب او نسبت به آن حضرت(علیهالسلام)، و نیز به كمالات ایشان به اعلى مرتبهاى كه از براى مؤمن معرفت داشتن به ایشان شایسته است؛ خواهد شد، و این معرفت و شناخت به آن كیفیّتى است كه در حال ظهور ایشان به وجه كامل یا به كمتر از آن حاصل مىشود. و نیز این دعا وسیلهاى از براى افتتاح ابواب اسرار و حقائق توحید و سایر معارف و حكمتها به سوى قلب او بر آن وجهى كه در حال ظهور آن حضرت(علیهالسلام) به یمن وجود اقدسشان حاصل مىشود؛ و خواهد شد، و هم وسیلهاى براى مرتبهاى از اطمینان قلب و رفع خوف از دشمنان و از هر صاحب شرّى، و نیز فراغت حال از براى عبادت و بعضى از كیفیّات آسایش و سلامتى و راحتى جسمى و قلبى خواهد شد. البتّه فوائد كلى و مهمى غیر از این فوائد نهگانه كه ذكر شد؛ بر حسب آنچه از آیات و روایات استفاده مىشود خیلى زیاد است، و چه بسا شمار آن فواید و فضایل متجاوز از صد فائده و فضیلت مىشود؛ كه در كتب به صورت مبسوط و مشروح بیان شده است . بعد از شناخت این فواید مهم، سزاوار نیست كه بنده مؤمن از آن غفلت كرده و مسامحه نماید، و از فیوضات كامل آن محروم بماند، بلكه در مضمون بعضى از ادعیهای كه از آن حضرت(علیهالسلام) است آمده: از خداوند متعال چنین مسئلت نمائید كه: الهى! ما را یارى فرما كه ذكر و یاد ایشان و صلوات بر ایشان و دعا در حقّ ایشان را فراموش نكنیم. پینوشتها: 1- سوره شورى، 23 . 2- سوره الرحمن، 60. 3- ترجمه: سپس در آن روز از نعمتها مىپرسند. (سوره تكاثر، آیه 8) . 4- تفسیر نورالثقلین، ج5، ص662 . 5- ترجمه: اگر شكر نعمت بجاى آورید، هر آینه بر نعمت مىافزاییم.(سوره ابراهیم، 8) 6- براى اطلاع بیشتر در این زمینه به كتاب «نجم الثاقب» و «عبقرى الحسان» مراجعه شود . برگرفته از شیوههاى یارى قائم آل محمد(علیهمالسلام)، مرحوم آیت الله میرزا محمدباقر فقیه ایمانى. گروه دین و اندیشه تبیان، ویرایش مهری هدهدی |
|||
|
|
۱۶:۵۹, ۱۹/بهمن/۸۹
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
گناهان روزمره
به خدا قسم، خداوندازمردم جزدوخصلت وخوی نخواسته:به نعمت ها اعتراف کنندکه بر ایشان می افزاید، وبه گناهان اقرار نمایندکه آنها را می آمرزد."امام محمدباقر(علیه السلام)" خدایا...گناهان روزمره مراببخش. بارخدایااز کارهایی که کرده ام به تو پناه می برم ازجمله: 1- ازاین که حسد کردم. 2- ازاینکه تظاهربه دانستنی کردم در حالی که اصلا نمی دانستم. 3- از این که زیبایی قلمم رابه رخ کسی کشیدم. 4- از این که در غذا خوردن به یاد فقیران نبودم. 5- از این که مالی را که به تو تعلق داشت، از آن خودم حساب کردم. در حقیقت مالک اصلی خداست این امانت بهروزی دست ماست 6- از این که مرگ را فراموش کردم. 7- از این که قاه قاه خندیدم وسختی آخرت رافراموش کردم. 8- از اینکه درراهت سستی وتنبلی کردم. 9- ازاین که عفت زبانم رابه لغات بیهوده آلودم. 10- ازاین که برای دوستم آرزوی کفرکردم که ایمانم نمایان تر شود. 11- ازاین که به کسی دروغ گفتم، درصورتی که آن جا حق این بوده است که راست بگویم. 12- ازاین که درسطح پایین ترین افراد جامعه زندگی نکردم. 13- ازاین که منتظر بودم تادیگران به من سلام کنند. 14- از اینکه امامم رانشناختم ومحبت اورادردل نداشتم وبه گفته پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم):"هرکس بمیردوامام خویش را نشناسد مانند کسی است که درجاهلیت مرده است." 15- ازاین که دیگری راوادار کردم که به بزرگی من اعتراف کندواز بزرگی توباز ماند. 16- ازاین که بهر نمازشب بیدارنشدم. 17- ازاین که دیگران رابه کسی خنداندم، غافل ازآن که خودازهمه خنده دارترم. 18- ازاین که لحظه ای به ابدی بودن دنیا وتجملاتش فکرکردم. 19- ازاین که حق والدینم راادا نکردم. 20- ازاینکه درمقابل متکبرها، متکبرتر،ودر مقابل اشخاص متواضع، متواضع تر نبودم. 21- از این که همواره خشم من برعقلم غلبه داشت. 22- ازاین که باتکبر وبی سلام ازکنار دوستم ردشدم، بااینکه متوجه اش شده بودم. 23- ازاین که چشمم گاه به ناپاکی آلوده شد. 24- از این که شکمم سیر بودوبه یاد گرسنگان نبودم. 25- از اینکه زبانم گفت بفرماییدولی دلم گفت نفرمایید. 26- ازاین که حرف حق، شنیدنش برایم مشکل بودو منطقی نبودم. 27- ازاین که نشان دادم کاره ای هستم، خدا کند که پست ومقام، پستمان نکند. 28- از این که ایمانم به بنده ات بیشترازایمانم به توبود. 29- ازاینکه برخودچیزی را پسندیدم وبربنده ات نپسندیدم. 30- ازاین که منتظرتعریف وتمجید دیگران بودم، غافل ازاینکه توبهترازدیگران می نویسی وباحافظه تری. ادامه دارد..... |
|||
|
|
۱۳:۱۹, ۲۱/بهمن/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/بهمن/۸۹ ۱۳:۲۲ توسط rastin.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
....گناهان روزمره
31-ازاینکه سعی داشتم کار بدم رادر حضور جمعی توجیه کنم، باآنکه میدانستم غلط است. 32-از اینکه رسواشدن در دنیا برایم دشوارتر از رسوایی های آخرت بود. 33-از اینکه غیبت دوستم راکردندومن از ته قلب خوشحال شدم. 34-از اینکه در نظریه ام شک نکردم، تعمق نکردم وفکرکردم هرچه می گویم صحیح است. 35-ازاینکه ملاک بزرگی رامقام، پول، تحصیلات، زیبایی، کلام و...قراردادم. 36-ازاینکه جایی که باید امر به معروف ونهی از منکرکنم، نکردم. 37-ازاینکه کارواجب را به خاطرکارمستحب رها کردم. 38-ازاینکه وقتی دیگران درکارهاموفق نشدندخوشحال شدم. 39-ازاینکه درموقع خواندن کتاب دراین فکربودم که به دیگران یابه خودم بگویم فلان کتاب راخوانده ام،وفکریادگیری وبه کاربستن آن نبودم. 40-ازاینکه خودکشی کردم:"والعصر،ان الانسان لفی خسر". 41-ازاینکه حجاب چشم، گوش، دست وپاودل رافراموش کردم. 42- ازاینکه زودباوری کردم وحرفی رابدون دلیل وبرهان وملاک پذیرفتم. 43-ازاینکه ازهنرواستعداد"فی سبیل الله"استفاده نکردم. 44-ازاینکه به کسی بیش ازاندازه اصرارکردم که چیزی رابگوید، کاری رابکندیاچیزی رانشانم دهد. 45-ازاینکه درزمان نبودم ودغدغه مسائل اجتماعی رانداشتم وفراموش کردم که برای رسیدن به "الله"بایداز"ناس" گذشت. ......ازاینکه قلم به دست گرفتم، ولی حق قلم را ادانکردم. "گناهان (مانند)دردوبیماری اند ودوای آنهاطلب آمرزش ازخداست وشفاو بهبودی موقعی است که دیگربه سوی گناه بازگشت نشود." امام علی (علیه السلام) "بالاترین آزادی ها آزادی از خود است. " امام خمینی(رحمة الله علیه) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| اگه کسی احساس میکنه نفسش کتک میخواد بیاد داخل.... | علی 110 | 3 | 2,613 |
۲۴/مهر/۹۲ ۲۱:۴۴ آخرین ارسال: سیمرغ |
|
| تاپیک جامع توبه ( خلاصه تاپیکهای توبه + معرفی) | Tolou | 7 | 5,060 |
۱۹/آذر/۹۱ ۱:۵۱ آخرین ارسال: ats |
|











![[تصویر: 179196246115144147402411017252240164626045.jpg]](http://img.tebyan.net/big/1388/08/179196246115144147402411017252240164626045.jpg)