|
وهابیت و تحریف میراثهای علمی
|
|
۲۱:۵۵, ۱۷/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان سلام علیکم امیدوارم با این موضوع که در خدمت شما هستم بزگی دیگر از فعالیتهای وهابیت رو با هم و در کنار هم بخونیم و ورق بزنیم وهابیت و تحریف میراثهای علمی نویسنده :رحمت الله ضیائی کلیدواژه :تحریف وهابیت یهود اهلسنت صحیح بخاری وهابیان سلف. معرفی تحریف و دست بردن به متون با اهداف خاص، سابقه بس طولاني دارد. یهودیان قهرمان تحریف در تاریخاند. وهابیّت نیز دست به تحریف زده و قسمتی از مباحث متون و آثار اسلامی را که با دیدگاه های آنان همسو نبوده است، از کتاب ها به کلی حذف و یا کلمات مبهم جایگزین آن کردهاند. در تحقیق پیش رو، پس از بیان معنای لغوی و اصطلاحی و سابقه تحریف، به نمونه هایی اشاره شده که وهابیان در آثار فعلی اهلسنّت، دست به تحریف و حذف بردهاند. تحریف در آثار اهلسنّت بسیار گسترده است که پرداختن به همه آنها فرصت دیگر می طلبد.
این گروه برای ترویج افکار و پندارهای خویش دست به هر کاری می زنند و از آن هیچ ابایی ندارند. آنان کتب و آثاری را که قرن هاست تدوین یافته و هزاران نسخه خطی و چاپی از آنها در کتابخانههای جهان ثبت و رده بندی گردیده اند و در اختیار اکثر اندیشمندان اسلامی در اقصی نقاط جهان قرار دارند، بی باکانه تحریف میکنند و آنچه را که در تضاد با پندارهای خود مییابند تقطیع و یا حذف می کنند، غافل از اینکه این عمل نه تنها برای اهداف آنان کارساز نیست و به ترویج باورهای این گروه کمک نخواهد کرد، بلکه موجب تنفر و انزجار مسلمانان از این گروه خواهد شد. عقل و شرع حکم میکند میراث گران بهای علمی را که با تلاش عالمان مسلمان تدوین شده و با کوشش و اهتمام طاقت فرسای عدهای، از حوادث طبیعی و غیر طبیعی روزگار محفوظ مانده و از نسلی به نسل دیگر منتقل شده و به دست ما رسید ند، حفظ کنیم و در صیانت و نگهداری آنها تمام تلاشهای خویش را مبذول داریم و نگذاریم عدهای برای رسیدن به مقاصد نامبارک خود، به تحریف آثار گران بهای گذشتگان بپردازند. اگر فرقه وهابیّت خود را مسلمان و پیرو سلف میداند ـ همانطور که شعار آنان پیروی از سلف است ـ باید باورهای خود را با دیدگاههای سلف تطبیق دهند، نه اینکه با تحریف آثار و متون ارزشمند اسلامی، سلف را با پندارهای خود هماهنگ سازد. ممکن است این عمل کاربرد مقطعی به نفع آنان داشته باشد، اما در دراز مدت، با توجه به بیداری امت اسلامی، کارساز نخواهد بود، بلکه افشای آن باعث تنفر و انزجار مسلمانان از این گروه خواهد شد و مسلمانان خود به صیانت از میراث با ارزش خویش خواهند پرداخت. در پژوهش پیشرو، به تعدادی از تحریفاتی که این فرقه در آثار اسلامی انجام داده اند، اشاره می گردد. پیش از آن، به طور گذرا به معنا، انواع و پیشینه تحریف می پردازیم.
امیدوارم از این مطالب استفاده کافی رو ببرید
ادامه دارد ... منبع: مجله سراج منیر، سال اول، شماره 4، زمستان1390 |
|||
|
|
۲۳:۳۹, ۱۸/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم دوستان سلام علیکم
تحریف از ریشه «حرف» به معنای لبه و کناره است[2] که در باب تفعیل به معنای دگرگونی و تغییر هر پدیده ای به سمتی جز جایگاه طبیعی خود به کار رفته است.[3] در اصطلاح به هر دخل و تصرفی در کلام غیر، تحریف میگویند. در خصوص متون، تحریف به تلاش جهت تغییر یا دو پهلو ساختن متن گفته می شود[4] و در حقیقت نوعی دگرگونی و انحراف در متن است که به شکل معنوی یا لفظی انجام می گیرد. تحریف معنوی عبارت از تفسیر ناصحیح و برداشت های انحرافی بر خلاف مقصود گوینده است که در قرآن کریم با تعبیر (یحَرِّفُونَ الْکلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ)[5] و در حدیث با تعبیر «أَقامُوا حَروفَه وَحَرّفوا حُدُوده»[6] از آن یاد شده است. در تحریف معنوی، در لفظ تغییر صورت نمیگیرد، بلکه در مقصود گوینده و نویسنده کلام تصرّف میگردد و تحریف کننده لفظ را طوری معنا می کند که بر خلاف مَقصد و مقصُود گوینده است. در عملکرد وهابیان هر دو نوع تحریف دیده میشود. [/b] آنان وقتی در برابر روایات صحیح السند مانند حدیث شریف غدیر قرار می گیرند و از جهت سندی نمی توانند در آن خدشه کنند و کاری از پیش برند، تلاش می کنند که در معنای لفظ تصرّف کنند و بر خلاف همه قواعد و شواهد، معنای دیگری از آن ارائه دهند[7] که این موضوع در این نوشتار از بحث ما خارج است و فرصت دیگری می طلبد. در نوع دوّم تحریف (تحریف در لفظ)، وهابیّت تلاش بیشتری کرده اند. آنان در این عرصه با شگردهای مختلف چون تلخیص کتاب های مرجع مانند صحیح بخاری، مسلم و...، یا با تقطیع و حذف قسمتی از روایات مخالف عقیده شان، جایگزین کردن واژههای مبهم مثل کذا و کذا کوشیده اند حقایق را وارونه نشان دهند.
امیدوارم از این مطالب استفاده کافی رو ببرید
ادامه دارد ... منبع: مجله سراج منیر، سال اول، شماره 4، زمستان1390 |
|||
|
|
۰:۰۷, ۲۰/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم پیشینه تحریف دوستان سلام علیکم پیشینه تحریف به یهودیان باز میگردد. قوم یهود قهرمان تحریف در طول تاریخ بوده اند و از گذشته تاکنون، تمایل شدید به وارونه جلوه دادن حقایق داشته اند. [8] از اینرو، به کارهایی پرداخته اند که بتوان با آنها، حقایق را تحریف کرد و مطالب را واژ گون جلوه داد. یهودیان هیچ پروایی از تحریف مطالب ندارند، این رسم و عادت دیرینه آنان است، در معارف دینی هر لحظه به سوی سخن و عملی منحرف می شوند که با منافعشان سازگارتر باشد.[9] در قرآن کریم این صفت یهودیان به صورت یک خصیصه نژادی شناخته شده است. (أَفَتَطْمَعُونَ أَن یؤْمِنُواْ لَکمْ وَقَدْ کانَ فَرِیقٌ مِّنْهُمْ یسْمَعُونَ کلاَمَ اللّهِ ثُمَّ یحَرِّفُونَهُ مِن بَعْدِ مَا عَقَلُوهُ وَهُمْ یعْلَمُونَ)؛[10] آیا انتظار دارید به (آیین) شما ایمان بیاورند، با اینکه عده ای از آنان، سخنان خدا را می شنیدند و پس از فهمیدن، آن را تحریف می کردند؛ در حالی که علم و اطلاع داشتند. یهودیان کسانی هستند که همراه موسی سخن خدا را می شنیدند و وقتی به میان قومشان بر می گشتند آن را زیر و رو می کردند. این تحریف، نه به دلیل اشتباه ناآگاهانه در فهم کلام بود، بلکه خوب می فهمیدند، ولی حرف ها را به گونه ای دیگر برای مردم بیان می کردند.[11] نخستین بار احبار و رهبان مسیحی و یهودی متون را با اهداف خاص تحریف کردند، آنان با کتمان و تحریفِ تورات و انجیل مردم را از حقیقت و دریافت حقایقِ موجود در این دو کتاب بازداشتند و برای حفظ مقام خود، نگذاشتند اسلام و رسالت رسول خاتم ص که به خوبی در این دو کتاب بیان شده بود، به مردم برسد.[12] از این رو، بیشترین لعن خداوند و لعن هر لعنت کننده ای متوجه آنان است: (إِنَّ الَّذِینَ یکتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَینَاتِ وَالْهُدَی مِن بَعْدِ مَا بَینَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکتَابِ أُولَـئِک یلعَنُهُمُ اللّهُ وَیلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ).[13] پس از آن بنی امیّه تلاش کردند که به هر شکل، حقایق و واقعیتها را بپوشانند. آنان سخنان رسول اکرم ص را دگرگون ساختند و به نفع خودشان توجیه کردند، علیه اهل بیت: تبلیغات گستردهای انجام دادند،[14] فرقه های منحرف را به نام اسلام و در تضاد با اسلام به وجود آوردند و به تعصبات قومی و امتیازات نژادی و افتخارات طایفهای دامن زدند.[15] جاحظ، امویان را نخستین کسانی میداند که آشکارا در تاریخ اسلام و آداب و رسوم دینی، بدعت به وجود آوردند و سعی کردند از شاهان ایران و روم شرقی (بیزانس) پیروی کنند.[16] آنها ممانعت از نشر و تدوین احادیث پیامبر اکرم ص ، جعل حدیث در برابر حدیث پیامبر ص و جلوگیری از نشر و فضایل اهل بیت ع را در دستور کار خویش قرار دادند. معاویه به سمرة بن جندب صد هزار درهم داد و از او خواست که آیه(وَمِنَ النَّاسِ مَن یشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ)[17] که همه قائل اند در شأن امیرالمؤمنین ع نازل شده است، آن را جعل نموده و به عبد الرحمن بن ملجم مرادی قاتل امام علی ع، منسوب کند. او نیز با افزایش مبلغ به چهارصد هزار درهم، قبول کرد و این جعل را انجام داد.[18] همچنین در همان وقت آیه (وَمِنَ النَّاسِ مَن یعْجِبُک قَوْلُهُ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَیشْهِدُ اللّهَ عَلَی مَا فِی قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ)[19] را در حق امام علی ع روایت کرد.[20] حاکم نیشابوری نقل می کند: مروان بن حکم وارد مسجد النبی ص شد و دید مردی صورت بر قبر رسول خدا ص نهاده است. گردن او را گرفت و گفت: می دانی چه می کنی؟ او وقتی سر برداشت، معلوم شد که ابو ایوب انصاری است و خطاب به مروان، گفت: من نزد سنگ نیامده ام، نزد پیامبر ص آمده ام. ای مروان از پیامبر ص شنیدم که فرمود: آن گاه که دین را صالحان رهبری کنند، بر آن گریه نکنید، آنگاه گریه کنید که نا اهلان رهبر باشند.[21] در ادامه این حرکت ضد علمی، ابن تیمیه که عَلَم دفاع از امویان را در قرن هفتم و هشتم هجری بر افراشت، همان خط و مشی آنها را پیگیری کرد و در جهت تحریف و کتمان واقعیتها کوشید. شمس الدین ذهبی، معاصر ابن تیمیه، خطاب به او می گوید: تا کی سخنان ناشایست خود را بالاتر از احادیث صحیح بخاری و صحیح مسلم میشماری؟ ای کاش! احادیث آن دو کتاب از اعتراض تو در امان مانده بود. تو بعضی اوقات آنها را تضعیف و بی ارزش می کنی و یا توجیه می کنی و انکار می ورزی!![22] تحریفی که در تفسیر جامع البیان طبری در ذیل آیه شریفه (وَأَنذِرْ عَشِیرَتَک الْأَقْرَبِینَ)[23] صورت گرفته است نیز در همین جهت است. ذیل این آیه، حدیث آغاز دعوت این گونه نقل شده است که پیامبر ص فرمود: فأیکم یوازرنی علی هذا الأمر، علی أن یکون أخی و کذا وکذا؛ کدامیک از شما وزیر و کمک کار من در این امر (امر رسالت) خواهد شد تا برادر من و کذا و کذا باشد. بعد از آنکه علی ع این مقام را پذیرفت، پیامبر به علی ع فرمود: « إنّ هذا أخی و کذا و کذا؛ تو برادر من و کذا و کذا هستی» .[24] با مراجعه به تاریخ طبری به دست میآید که به جای کذا و کذا «إنّ هذا أخی و وصیی وخلیفتی فیکم» بوده، که دست تحریف آنها را حذف کرده و به جای آن کلماتی مبهم قرار داده است.[25] یکی از تحریفات حساب شده در آثار اهل سنّت، تحریف در کتاب فتوحات مکیّه ابن عربی است. شیخ عبدالوهاب شعرانی در کتاب الیواقیت و الجواهر بابی را منعقد ساخته و در آن علایم قیامت را بیان کرده است؛ از آن جمله به خروج حضرت مهدی عج اشاره کرده و عباراتی از ابن عربی در باب 366 از کتاب فتوحات آورده که این چنین است: و اعلموا أنّه لابدّ من خروج المهدی عج ، لکن لایخرج حتّی تملأ الأرض جوراً و ظلماً فیملؤها قسطاً و عدلاًً و لو لم یکن من الدنیا إلاّ یوم واحد، طوّل الله تعالی ذلک الیوم حتّی یلی ذلک الخلیفة من عترة رسول الله من ولد فاطمة رضی الله عنها، جدّهُ الحسین بن علی بن ابی طالب، و والده حسن العسکری، ابن إلامام علی النقی (بالنون)، ابن إلامام محمد التقی (بالتاء)، ابن إلامام علی الرضا، ابن إلامام موسی الکاظم، ابن إلامام جعفر الصادق، ابن إلامام محمد الباقر، ابن إلامام زین العابدین علی، ابن إلامام الحسین، ابن إلامام علی بن ابی طالب ع .... [26] ولی در چاپ جدید فتوحات مکیه، هرگز اثری از نام اهل بیت نمی بینیم و چون وجود این اسامی تأییدی بر مذهب شیعه است، از کتاب فتوحات مکیه حذف شده است.[27]
امیدوارم از این مطالب استفاده کافی رو ببرید
ادامه دارد ... منبع: مجله سراج منیر، سال اول، شماره 4، زمستان1390 |
|||
|
|
۲۳:۲۵, ۲۳/مرداد/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/مرداد/۹۴ ۲۱:۰۵ توسط mahdy30na.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم نمونهای از تحریفات جدید در منابع اهل سنّتسلام اول پوزش بابت تاخیر سپس به ادامه بحث میپردازیم 1. صحیح بخاری کتاب صحیح بخاری در میان اهل سنّت جایگاه بس بلندی دارد و از نگاه آنان بعد از قرآن کریم اثری همتای این کتاب وجود ندارد[28] و از آنجا که تمام روایات این کتاب به باور اهل سنّت صحیح است، آن را صحیح میگویند[29] و در سند هیچ یک از روایات آن اشکالی وجود ندارد و بخاری مدعی است احادیث این کتاب را به مدت شانزده سال از میان ششصد هزار حدیث برگزیده است.[30] با این حال اگر مطلبی در تضاد با باورهای وهابیت در آن دیده شود، آن را حذف و تحریف میکنند. اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد، علمای اهل سنّت در آینده نه چندان دور، شاهد صحیح بخاری در بازار کتاب خواهند بود که هیچ تناسبی با صحیح بخاری اصلی ندارد. در این اثر با ارزش از نگاه اهل سنّت، حذف ها و تحریفات زیادی صورت گرفته است که پرداختن به همه آنها از توان این مختصر خارج است، و لیکن برای نمونه به چند مورد اشاره میگردد:
عن عمران بن حصین قال: نزلت آیة المتعة فی کتاب الله ففعلناها مع رسول الله ص ولم ینزل قرآن یحرمه ولم ینه عنها حتی مات: قال رجل برأیه ما شاء قال محمد: یقال إنه عمر؛ عمران بن حصین می گوید: آیه متعه در کتاب خدا نازل شد و ما این کار را با رسول خدا ص انجام دادیم وآیهای در تحریم آن نازل نشد وتا وقتی که نبی اکرم ص از دنیا رفت، آن را منع نکردند. بعد مردی آمد و به رأی خودش عمل کرد. محمد گفت: می گویند: او عمر بود. آنجا که می گوید: «قال رجل برأیه ما شاء»، منظورش این است که مردی آن را (متعه را) تحریم کرد. جایی که می گوید: «قال محمد یقال إنه عمر»، مقصود از «محمد» محمد بن اسماعیل بخاری صاحب کتاب صحیح بخاری است. در چاپهای بعدی (دار إحیاء التراث العربی، بیروت؛ دار الکتب العلمیة، بیروت؛ دار المعرفة، بیروت)جملة « قال محمد یقال إنه عمر» را حذف کرده اند و عبارت تحریف شده، چنین است: «عن عمران بن حصین قال: نزلت آیة المتعة فی کتاب الله ففعلناها مع رسول الله ص ولم ینزل قرآن یحرمه ولم ینه عنها حتی مات قال رجل برأیه ما شاء».
قال: خلق الله الخلق فلماّ فرغ منه قامت الرحم فأخذت بحقو الرحمن، فقال له: مه. قالت: هذا مقام العائذ بک من القطیعة. قال: ألا ترضین أن أصل من وصلک واقطع من قطعک؟ قالت: بلی یا ربّ.[31] این حدیث در این منابع نقل شده است: صحیح البخاری، بخاری، ج 6، ص 42 و 43، دارالفکر؛ فتح الباری، ابن حجر، ج 8، ص 446، دارالمعرفة؛ عمدة القاری، عینی، ج 19، ص 172، دار إحیاء التراث العربی؛ تفسیر البغوی، بغو، ج 3، ص 15، دار المعرفة؛ تفسیر ابن کثیر، ابن کثیر، ج 4، ص 192، دار المعرفة؛ میزان الإعتدال، ذهبی، ج 2، ص 573، دار المعرفة. اما متاسفانه دست وهابیت اینجا هم وارد شده و عبارات را تحریف کرده است و در چاپ دار السلام للنشر و التوزیع، ریاض، حدیث یاد شده را چنین آورده است: عن أبی هریرة عن النبی ص قال: خلق الله الخلق فلما فرغ منه قامت الرحم فأخذت { }. فقال له: مه. قالت: هذا مقام العائذ بک من القطیعة. قال: ألا ترضین أن أصل من وصلک واقطع من قطعک؟ قالت: بلی یا رب» (حدیث 4835). پ.ن : پیشنهاد میکنم در این مورد به این لینک هم مراجعه بفرنایید تا بحث کاملتری بدست بیاریدو تحريف روايات ازدواج موقت ، در صحيح بخاري
امیدوارم از این مطالب استفاده کافی رو ببرید ادامه دارد ... منبع: مجله سراج منیر، سال اول، شماره 4، زمستان1390 |
|||
|
|
۲۱:۰۸, ۲۵/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم به ادامه بحث میپردازیم نمونهای از تحریفات جدید در منابع اهل سنّت 2. صحیح مسلم این کتاب یکی از صحاح سته معروف اهل سنّت و از مهم ترین منابع حدیثی آنان در زمینه عقاید، فقه، تفسیر قرآن و تاریخ صدر اسلام می باشد که توسط ابوالحسین مسلم بن حجاج قشیری نیشابوری (206 ـ 261 ق) معروف به مسلم نیشابوری نگاشته شده است. نام اصلی این کتاب، الجامع الصحیح یا الصحیح الجامع است. اهمیت کتاب مسلم برای اهل سنّت چنان زیاد است که می گویند، همه احادیث آن بدون استثنا، صحیح و مورد قبول است؛ به طوری که افرادی همانند ابن روزبهان و جوینی قائلند که اگر کسی قسم بخورد که تمام احادیث صحیحین گفتار رسول الله ص و مطابق با واقع است، قَسَمش صحیح است و کفاره ندارد![32]
اگر کسی قسم بخورد بر اینکه اگر احادیث دو کتاب بخاری و مسلم از دو لب مبارک رسول الله صادر نشده باشد، من زنم را طلاق می دهم، قسم او صحیح است و زنش مطلقه نیست.[33] با وجود این کتاب صحیح مسلم نیز همچون کتاب صحیح بخاری مورد تحریف و دستبرد قرار گرفته است.
حاکم نیشابوری می گوید: حدثنا أبو جعفر عن أبی سعید خدری قال: قال رسول الله ص: «فاطمة سیدة نساء أهل الجنه الا ما کان من مریم بنت عمران. هذا حدیث صحیح الاسناد ولم یخرجاه إنّما تفّرد مسلم بإخراج حدیث أبی موسی عن النبی ص خیر نساء العالمین أربع.[36] حاکم می گوید: مسلم بن حجاج ( صاحب صحیح مسلم) روایت «خیر نساء العالمین اربع» را بیان کرده است و این در حالی است که روایت مذکور در صحیح مسلم در حال حاضر موجود نیست.
امیدوارم از این مطالب استفاده کافی رو ببرید
ادامه دارد ... منبع: مجله سراج منیر، سال اول، شماره 4، زمستان1390 |
|||
|
|
۱۳:۳۰, ۲۷/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم به ادامه بحث میپردازیم نمونهای از تحریفات جدید در منابع اهل سنّت 3. مسند احمد این کتاب یکی از متون حدیثی و روایی اهل سنّت است و با توجه به اسم آن، کتاب مسند است؛ یعنی مؤلف بر اساس اسامی صحابه روایات را نقل میکند.
امّا هم اکنون اگر به مسند احمد و مسند حذیفه مراجعه کنیم، اثری از این حدیث نیست.
امیدوارم از این مطالب استفاده کافی رو ببرید
ادامه دارد ... منبع: مجله سراج منیر، سال اول، شماره 4، زمستان1390 |
|||
|
|
۲۲:۵۲, ۲۸/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم به ادامه بحث میپردازیم نمونهای از تحریفات جدید در منابع اهل سنّت4. الأذکار النوویه از دیگر تحریفات وهابیان تحریف در کتاب الأذکار النوویه امام یحیی بن شرف نووی است. این کتاب که در دارالفکر بیروت، در سال 1414ق به چاپ رسیده است، فصلی دارد به نام« فصل فی زیارة قبر رسول الله صو أذکارها». وی در این فصل می گوید: اعلم أنّه ینبغی لکلّ من حجّ أن یتوجّه إلی زیارة رسول الله ص سواء کان ذلک فی طریقه أم لم یکن، فإنّ زیارته ص من أهمّ القربات و أربح المساعی و أفضل الطلبات. فإذا توجّه للزیارة أکثَرَ من الصلاة علیه فی طریقه، فإذا وقع بصره علی أشجار المدینة و قُراها و ما یعرّف بها، زاد من الصلاة و التسلیم علیه ص و سأل الله تعالی أن ینفعه بزیارته ص و أن یسعده بها فی الدارین. ولیقل: [b]اللّهُمَّ افتَح عَلی أبوابَ رَحمَتِکَ وَ ارزُقنی فی زیارة قَبرِ نَبِیِّک ص ما رَزقتَهُ أولِیاءِکَ و أهل طاعَتِکَ وَأغفِر لی وَارحَمنی یا خَیرَ مَسؤول. اما متأسفانه در چاپ دیگر که نشر دارالهدی ریاض (چاپ دوم، 1408ق) به تصحیح عبدالقادر الارنؤوط منتشر کرده است، این گونه تحریف شده است: فصل فی زیارة مسجد رسول الله ص اعلم أنّه یستحب لمن أراد زیارة مسجد رسول الله ص أن یکثر من الصلاة علیه ص فی طریقه، فإذا وقع بصره علی أشجار المدینة و حرمها و ما یعرّف بها، زاد من الصلاة و التسلیم علیه ص و سأل الله تعالی أن ینفعه بزیارته لمسجده ص و أن یسعده بها فی الدارین و لیقل: اللّهُمَّ افتَح عَلیَّ أبوابَ رَحمَتِکَ وَ ارزُقنی فی زیارة مسجد نَبِیِّک ص ما رَزقتَهُ أولِیاءِکَ و أهل طاعَتِکَ وَأغفِر لی وَارحَمنی یا خَیرَ مَسؤول.[39]
امیدوارم از این مطالب استفاده کافی رو ببرید
ادامه دارد ... منبع: مجله سراج منیر، سال اول، شماره 4، زمستان1390 |
|||
|
|
۱۰:۵۳, ۳۰/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم به ادامه بحث میپردازیم نمونهای از تحریفات جدید در منابع اهل سنّت5. حیات محمد محمد حسین هیکل، نویسنده مصری، در چاپ اول کتاب حیات محمد این گونه آورده است: پیامبر اعظم ص با اشاره به امام علی ع فرمودند:«إنّ هذا أخی و [b]وصیّی و خلیفتی من بعدی، فاسمعوا له و اطیعوا؛ این برادر من وصی من و جانشین من بعد از من است. پس به او گوش فرا دهید و از او اطاعت کنید».[40] اما در چاپ های بعدی این کتاب مثل چاپ مکتبة النهضة المصریة، جمله«وصیی و خلیفتی من بعدی» حذف شده است! 6. روح المعانی آلوسی در روح المعانی حدیث سفینه را این گونه نقل کرده است: «أنّه علیه الصلاة و السلام قال: مثل أهل بیتی کسفینة نوح من رکب فیها نجا و من تخلّف عنها هلک».[41] اما در چاپ های دیگر (دارالکتب العلمیه، 1415ق) حدیث شریف سفینه را حذف کرده اند. شیخ محمد نوری نویسنده کتاب ردود علی شبهات السلفیة می نویسد: نعمان پسر علّامه آلوسی در تفسیر پدرش که تفسیر مهم و مرجعی بزرگ است، دست به تحریف زده است که اگر این تحریف را در تفسیر پدرش انجام نمیداد، تفسیر آلوسی منبع و مرجع بزرگی برای مسلمانان قرار میگرفت.[42]
امیدوارم از این مطالب استفاده کافی رو ببرید
ادامه دارد ... منبع: مجله سراج منیر، سال اول، شماره 4، زمستان1390 |
|||
|
|
۲۱:۲۴, ۱/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم به ادامه بحث میپردازیم نمونهای از تحریفات جدید در منابع اهل سنّت7. تفسیر ابن کثیر ابن کثیر در تفسیر خود در (چاپ دار المعرفة) در مورد کاربرد واژه «خال المؤمنین» درباره معاویه میگوید: « و هل یقال لمعاویة و أمثاله خال المؤمنین؟ فیه قولان و نصّ الشافعی علی أنّه لا یقال ذلک».[43] اما در چاپ دیگر همین اثر (دارالنشر، دارالفکر) میبینم که این موضوع را تحریف کرده و با حذف کلمه «[b]لا» معنا را کاملاً تغییر داده اند: «وهل یقال لمعاویة وأمثاله خال المؤمنین؟ فیه قولان للعلماء ونصّ الشافعی علی أنّه یقال ذلک.[44] 8. کتاب المعارف ابن شهر آشوب (م588ق) در کتاب المناقب هنگامی که درباره اولاد فاطمه س سخن می گوید، مینویسد: (و فی معارف القطیبی: أنّ «محسناً فسد من زخم قنفذ العدوی»).[45] ولی آنچه در معارف ابن قتیبه آمده، چنین است: «... و أما محسن بن علی فهلک و هو صغیر!»[46]
امیدوارم از این مطالب استفاده کافی رو ببرید
ادامه دارد ... منبع: مجله سراج منیر، سال اول، شماره 4، زمستان1390 |
|||
|
|
۲۰:۲۶, ۵/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم به ادامه بحث میپردازیم نمونهای از تحریفات جدید در منابع اهل سنّت9- حاشیة العلامة الصاوی علی تفسیر الجلالین امام صاوی مالکی، از علمای بزرگ اهل سنّت (م1241ق) و صاحب حاشیه معروف بر تفسیر جلالین چاپ دار إحیاء التراث العربی، در تفسیر آیه 7 سوره فاطر می گوید : الَّذِینَ کفَرُوا لَهُمْ عَذَابٌ شَدِیدٌ وَالَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَأَجْرٌ کبِیرٌ ؛ «کسانی که راه کفر پیش گرفتند، برای آنان عذابی سخت است و کسانی که ایمان آوردند و کارهای شایسته انجام دادند، آمرزش و پاداش بزرگ از آن آنهاست» می گوید: وقیل هذه الآیة نزلت فی الخوارج الذین یحّرفون تأویل الکتاب والسنّة ویستحلّون بذلک دماء المسلمین وأموالهم، کما هو مشاهد الآن فی نظائرهم وهم فرقة بأرض الحجاز یقال لهم الوهابیة یحسبون أنّهم علی شیء ألا إنّهم هم الکاذبون، استحوذ علیهم الشیطان فأنساهم ذکر الله أولئک حزب الشیطان، ألا إنّ حزب الشیطان هم الخاسرون، نسأل الله أن یقطع دابرهم؛ گفته شده است که این آیه در مورد خوارج نازل شده است که معانی عبارات کتاب و سنّت را تحریف میکنند و به این وسیله خون و مال مسلمانان را حلال میشمرند، چیزی که هم اکنون در گروههایی شبیه ایشان دیده میشود که ایشان گروهی در زمین حجاز هستند و به ایشان وهابیت گفته میشود و گمان میکنند که بر راه راست هستند، اما ایشان دروغ گویان اند. شیطان بر ایشان غالب شده و ایشان را از یاد خدا باز داشته است! آگاه باشید که اینان لشکر شیطان زیان کاران اند. از خداوند می خواهیم که نسل ایشان را منقطع کند![47] اما متأسفانه وهابی ها در چاپ دار الکتب العلمیه، بیروت، این مطلب را حذف و آن را این گونه تحریف کرده اند: و قیل: هذه الآیة نزلت فی الخوارج الذین یحرفون تأویل الکتاب والسنّة، ویستحلون بذلک دماء المسلمین و أموالهم، استحوذ علیهم الشیطان، فأنساهم ذکر الله، أولئک حزب الشیطان. ألا إن حزب الشیطان هم الخاسرون، نسأل الله الکریم أن یقطع دابرهم؛ گفته شده است که این آیه در مورد خوارج نازل شده است که معانی عبارات کتاب و سنّت را تحریف می کنند و به این وسیله خون و مال مسلمانان را حلال می شمرند. شیطان بر ایشان غالب شده و ایشان را از یاد خدا باز داشته است! آگاه باشید که لشکر شیطان زیان کاران اند. از خداوند می خواهیم که نسل ایشان را منقطع کند![48] همچنین در همین کتاب چاپ دار الحدیث در تفسیر آیه (غَیرِ المَغضُوبِ عَلَیهِمْ وَلاَ الضَّالِّینَ)[49]می فرماید که منظور یهود و نصارا است؛ اما وهابیت این جمله را تحریف و به جای یهود و نصار، «منحرفین» گذاشته است.
امیدوارم از این مطالب استفاده کافی رو ببرید
ادامه دارد ... منبع: مجله سراج منیر، سال اول، شماره 4، زمستان1390 |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| درباره وهابیت چی میدونی؟ اهل سنت جدای از وهابیت میباشد | mahdy30na | 29 | 14,359 |
۱۴/آبان/۹۴ ۲۳:۰۴ آخرین ارسال: mahdy30na |
|






