کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
غدیریون 94
۱۱:۰۳, ۲۹/مرداد/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
[تصویر: 44270639368944061101.gif]
رسول الله صلی الله علیه واله :
«پیام غدیر را حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برساند »
[تصویر: ghadir93.jpg]
[/font]
پیشاپیش
با قلبی خرم و دلی شاد
تبریکات صمیمانه خویش را به پاس بزرگ موهبت الهی :
تبلیغ رسول اکرم مقام خلافت و ولایت
امیرالمومنین علی بن ابیطالب علیه السلام
را
خدمت فرزند برومندش
حضرت بقیه الله علیه السلام
و تمامی مسلمین جهان ابراز میداریم
[font=Arial]
[تصویر: 47799878861453651666.png]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: نرگس مهدوی ، sagheb ، آفتاب ، ماحی ، غریب ، شیدا ، بیداری12 ، mahdy30na ، Marzieh-sadat ، مجنون العباس ، fafa* ، عبدالرحمن ، میثم2

آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۱:۳۴, ۲۴/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #41
آواتار
سلام

آيا حضرت امیرالمومنین علي عليه السلام داناترین امت نبود؟؟؟؟؟



[تصویر: 1339870326908554_thumb.jpg]
یکی از بدیهیات عقلی این است که برای حل مشکلات وسوالات خود به داناترین فرد گروه و یا جامعه ی خود رجوع می کنیم. این امر از ساده ترین تا پیچیده ترین امور روزمره زندگی ما را در بر میگیرد. هرچه مسئله ی مورد نظر مهمتر باشد حساسیت ما برای رجوع به داناترین فرد بیشتر می شود (مانند یک عمل جراحی). حال سوال این است که آیا عقل ما حکم نمیکند برای امر مهمی مثل هدایت جامعه ی اسلامی به داناترین فرد جامعه رجوع کنیم؟؟
اگر جوا ب مثبت است مصداق این داناترین بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چه کسی بوده؟ در این مورد ابتدا به سخنان پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در منابع عامه(اهل تسنن) اشاره می کنیم:
1- أَعْلَمُ‏ أُمَّتِي‏ مِنْ بَعْدِي عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع‏ - پس از من داناترین فرد امتم علی بن ابی طالب است (فرائد السّمطین1 : 97، کنزالعمّال11: 614)
2- علیّ أعلم‏ الناس‏ باللّه‏ - علی داناترین مردمان به خداست (کنزالعمّال11: 614)
3- أَنَا مَدِينَةُ الْعِلْمِ‏ وَ عَلِيٌّ بَابُهَا من شهر علم ام و علی دروازه ی (ورود به) آن است. (المستدرک علی الصحیحین3: 339، ح4695 و ح4696، تاریخ بغداد4: 234)
4- إنّه لأول‏ أصحابي‏ سلما، و أكثرهم علما، و أعظمهم حلما همانا او پذیرنده ترین اصحاب من (در برابر حق) و داناترین ایشان و بردبارترین آنان است. (مجمع الزوائد9: 102)
در احادیثی دیگر پیامبر اکرم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) علاوه بر امیرالمومنین علی(علیه السلام) این ویژگی را برای سایر ائمه(علیه السلام) نیز ذکر کرده اند اما این مسئله آنقدر در تاریخ آشکار است که حتی مخالفین ایشان هم به آن اعتراف کرده و در مشکلات علمی خود به ایشان رجوع می کردند.
و همچنين عبد الملک بن سليمان مي‌گويد: به عطا (از فقهاي به نام اهل سنت) گفتم: أَكان في أَصحاب محمد أَعلم من علي؟ آيا در ميان اصحاب پيامبر اعلم تر از علي است؟ قال: لا ، والله لا أَعلمه. به خدا سوگند من اعلم از علي را نمي شناسم. الاستيعاب، ج3، ص1104 بخاري در تاريخش از جهدب تيمي نقل مي‌کند که مي‌گويد: قال لنا علي حدثنا يحيى بن اليمان عن سفيان عن جحدب التيمي قال سمعت عطاء قالت عائشة علي أعلم الناس بالسنة. علي بن ابي طالب عالم ترين انسان ها به سنت پيامبر است
.
التاريخ الكبير، ج2، ص255
موفق باشيد
بابي انت و امي يا علي عليه السلام
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، آفتاب ، غریب ، عبدالرحمن ، ماحی
۱۸:۰۵, ۲۷/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #42
آواتار


از بيانات معظم له درباره غدير خم

[تصویر: 16351_795.jpg]
بسم الله الرحمن الرحیم
هر کسی باید به کاری که مشغول است، سه مطلب را بفهمد، نه فقط لقلقه لسان باشد: یکی حقیقت آن کار را، که کار چه کاری است. یکی ریشه آن کار را، یکی هم میوه آن کار را، نتیجه آن کار را. بعد به اندازه معرفت این سه امر، قهراً آن عمل کیفیتش عوض می‌شود. این در هر کاری این است. نماز ما هم می‌خوانیم، اما امیرالمؤمنین هم می‌خواند، این کجا، آن کجا!!! صورت یکی، اما او می‌فهمید و می‌دانست حقیقت نماز چیست؛ می‌دانست مبدأ نماز چیست، منتهای نماز چیست. این سه امر در هر امری و کاری اساس مطلب است.
کار شما چیست؟ ...

اجراء برنامه‌های غدیر. اولاً غدیر را باید شناخت، بعد ریشه غدیر چی بود، ثمره غدیر چیست. این در این مجالس و محافل کافی نیست، کتابها لازم است. ما دیگر وقت نداریم و الا یک کتاب در خود غدیر، یک کتاب در مبدأ غدیر، یک کتاب در نتیجه و منتهای غدیر می‌نوشتیم، اما دیگر گذشت.
علی ایّ حال، به قدر میسور باید درک کرد. اولاً تعبیری که از غدیر شده... این بیان امام است؛ بیان معصوم، متخذ از وحی خداست. آن تعبیر این است: «عید الله الاکبر». حالا فهم این کلمه هم باز خودش یک کتاب لازم است. شما باید دقت کنید، وقتی به عید قربان می‌رسد و عید فطر...، شوخی نیست عید قربان، عید فطر. آن غوغای ماه رمضان، شهر نزول قرآن که همه مردم برای خدا روزه می‌گیرند، آن روز خدا مزد همه را می‌دهد؛ یا عید قربان، آن حجی که علَم اسلام است، آن حجی که بانی بیتش ابراهیم خلیل الرحمان است، ختم می‌شود به عید قربان. اما در آنجا بیان این است: «الذی جعلته للمسلمین عیدا»، این روز را برای مسلمانان عید قرار دادیم، قهراً می‌شود عید فطر با آن عظمت، عید اضحی با آن عظمت، عید المسلمین من الاولین و الآخرین. اما روز غدیر عید خداست. دیگر عقل اینجا مبهوت است، کمیت بیان لنگ است و هر قلمی هم می‌شکند. «عید الله» اما عید خدا- نه عیدی عادی- عید اکبر خدا، «عید الله الاکبر»، چرا؟ چون حقیقت غدیر این است:
تمام خلقت عالم ثمره‌اش چیست؟ نتیجه‌اش منحصر است به معرفة الله و عبادة الله، شناخت خدا عقلاً ، عبادت خدا عملاً، این نتیجه خلقت است. تمام عالم ثمره‌اش این است. تمام انبیا و رسل همه مبعوث شدند برای این دو کلمه. بعد همه [آنها] هم باز مقدمه بودند، ذی المقدمه خاتم بود؛ «مَا كَانَ مُحَمَّدٌ أَبَا أَحَدٍ مِنْ رِجَالِكُمْ وَلَكِنْ رَسُولَ اللَّهِ وَخَاتَمَ النَّبِيِّينَ»، باز ختمی که نتیجه خلقت و بعثت تمام انبیا به او منتهی شد، باز هم ناقص بود، کمال‌اش کی بود؟ « الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا». الیوم، این روز، من کامل کردم دین خود را، تمام کردم نعمتم را، اسلام را امروز پسندیدم. این است معنای غدیر، حالا اینها فهمش فوق‌العاده دقیق است.
پس شد «عید الله الاکبر» روزی که تمام خلقت عالم و آدم و بعثت تمام انبیا از آدم تا به خاتم در این روز به ثمر نشست. حالا چه جور به ثمر نشست، ان شاء الله [بیانش در] وقت مبسوطی.
این کار کسانی است که برای غدیر بخواهند کار کنند: اول باید بفهمند چه کاری است، بعد شرائط کار را آماده کنند. و مهم این است که ما به مقاصد از راه نمی‌رویم، این است که نتیجه مطلوب را نمی‌گیریم. راه دو امر است: یکی معرفت است، دوم شرائط و مقدمات آن کار است.
دستگاه الوهیت و نبوت عظما و امامت کبرا، این دستگاهی است که ممکن نیست کسی با آلودگی برسد. «سبحان الله» اول کلمه «سبحان الله» است. «سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى»، «فَسَبِّحْ بِسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ»، « يُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ ». بعد می‌رسد به «الحمد لله»، بعد می‌رسد به «لا اله الا الله»، بعد می‌رسد به «الله اکبر»، که آن یک بحری است، دریایی است که در این چهار کلمه عقل حکما محو است و فهم فقها. حالا آن خدای سبوح قدوس و منزه از جمیع نقائص، راه به او با آلودگی، محال است. همچنین نسبت به مقام نبوت و امامت. راه امیرالمؤمنین محال است الا با تقوا. در آن خطبه تقوای حضرت امیر ، آنجا باید فهمید تقوا چیست و امیرالمؤمنین کیست. امام المتقین، راه به او به جز تقوا نمی‌شود.
اگر شما بخواهید کارتان به ثمر برسد و فقط صورتی نباشد، مغزدار باشد و در مردم موج ایجاد کند، راهش این است: اول تقوا، بعد هر روز حتماً برنامه کنید بدون تعطیل، به قدری که می‌توانید قرآن بخوانید و آن قرآن را به خود امام زمان هدیه کنید، و این اکسیر اعظم است، یعنی موجب می‌شود -بر طبق حدیث صحیح- که نظر او متوجه شما بشود.
اگر کسی هر روز، هر روز بدون استثنا، در خانه شما یک هدیه بیاورد، آن هم هدیه‌ای که بهترین محبوب شماست، آیا چه وضعی پیش شما دارد؟ پیش امام زمان از قرآن عزیزتر گوهری نیست. آن وقت کسی که هر روز قرآن بخواند و به آن حضرت هدیه کند، آیا او شب قدر با او چه می‌کند؟ این است که ما راه را نفهمیدیم، و به نتیجه مقصود نرسیدیم.
ان شاء الله با مراعات آن تقوا و این توسل کار شما بالاترین کار است ، چون در [ایام]غدیر غوغائی است: مباهله هست که آن داستانی دارد، آن باید زنده بشود در پرتو غدیر. آنجا جائی است که غوغاست، روز بیست و پنجم ذی الحجه. ان شاء الله کارتان را جوری شروع کنید که به روز مباهله ختم بشود، که ان شاء الله باز وقت دیگری راجع به قضایائی که در این دهه اتفاق افتاده باید صحبت بشود. در همان ایام ازدواج امیرالمؤمنین با صدیقه کبری است، « إِنَّا أَعْطَيْنَاكَ الْكَوْثَرَ ، فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ ». در همان ایام نزول آیه « إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ » است، که خاتم را در رکوع داد به سائل و آن آیه نازل شد. اینها قضایائی است که در آن ده روز اتفاق افتاده.
ان شاء الله با توجه به عظمت این ایام و درک اهمیت مطلب و تهیه وسائل و شرائط، کار شما منشأ می‌شود برای آثاری. مهمترین اثر این است که مردم ، بیدار می‌شوند. ائمه جماعات باید در آن ده روز غوغا کنند، مطالعه کنند عظمت غدیر را، برای حضار مساجد تبیین کنند داستان مباهله و اسرار این مطلب را، یا مهم آیه « إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ » که در همان ایام نازل شده. اینها قضایائی است که باید برای مردم تشریح بشود و بفهمند، و ان شاء الله عمل شما باعث بشود که این ده روز در همه مملکت دائر بشود- نه تنها در مشهد- در هر شهری، بعد مردم به حقائق ولایت کبرا و امامت عظما و مقام امامت عارف بشوند که بازیچه هر هوی و هوسی نشود. اثر عمل شما این است. الان در حال شکوفه است، ان شاء الله اگر بشکفد عطرش همه مملکت را می‌گیرد.
«اللهم کن لولیک الحجة ابن الحسن صلواتک علیه وعلی آبائه فی هذه الساعة وفی کل ساعة ولیا وحافظا وقائدا وناصرا ودلیلا وعینا حتی تسکنه ارضک طوعا وتمتعه فیها طویلا».
تاریخ: 22 ـ 07 ـ 1390
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، mahdy30na ، آفتاب ، غریب ، عبدالرحمن ، ماحی
۲۳:۰۰, ۲۸/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #43
آواتار

بیعت عمر با امیرالمومنین ع در غدیر خم


براء بن عازب مى‌گوید: در حجة الوداع همراه رسول خدا بودیم،...سپس رسول خدا صلى الله علیه و آله دست على را گرفت و فرمود: آیا من نسبت به مؤمنان از جان آنان به خودشان برتر نیستم؟ گفتند: آری، فرمود: هر کس که من مولای او بودم علی نیز مولای اوست، خداوندا دوست بدار آنکه على را دوست بدارد و دشمن بدار دشمن او را، عمر بعد از آن گفت: مبارک باشد بر تو اى علی، تو اکنون مولا و رهبر من و تمام مؤمنان هستی.

حدثنا عَفَّانُ ثنا حَمَّادُ بن سَلَمَةَ أنا عَلِىُّ بن زَیْدٍ عن عَدِىِّ بن ثَابِتٍ عَنِ الْبَرَاءِ بن عَازِبٍ قال: کنا مع رسول اللَّهِ ص ... وَأَخَذَ بِیَدِ علی رضی الله عنه فقال: أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِالْمُؤْمِنِینَ من أَنْفُسِهِمْ؟ قالوا: بَلَى، قال: أَلَسْتُمْ تَعْلَمُونَ انى أَوْلَى بِکُلِّ مُؤْمِنٍ من نَفْسِهِ؟ قالوا: بَلَى، قال: فَأَخَذَ بِیَدِ عَلِىٍّ فقال: من کنت مَوْلاَهُ فعلی مَوْلاَهُ اللهم وَالِ من ولاه وَعَادِ من عَادَاهُ. قال: فَلَقِیَهُ عُمَرُ بَعْدَ ذلک فقال: له هنیاء یا بن أبی طَالِبٍ أَصْبَحْتَ وَأَمْسَیْتَ مولى کل مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَةٍ.اسناده

صحیح مسند احمد ج4ص185 و186 .

چرا عمر، عهد و پیمانش را فراموش کرد؟

پاسخش را ابوحامد غزالی می گوید:
عمر پس از این فرمایش رسول خدا ص به على ع این گونه تبریک گفت: «تبریک، تبریک، اى ابوالحسن، تو اکنون مولا و رهبر من و هر مولاى دیگرى هستی.»
این سخن عمر حکایت از تسلیم او در برابر فرمان پیامبر و امامت و رهبرى على ع و نشانه رضایتش از انتخاب على ع به رهبرى امت دارد؛ اما پس از گذشت آن روز‌ها، عمر تحت تأثیر هواى نفس و علاقه به ریاست و رهبرى خودش قرار گرفت و استوانه خلافت را از مکان اصلى تغییر داد و با لشکر کشى‌ها، برافراشتن پرچم‌ها و گشودن سرزمین‌هاى دیگر، راه امت را به اختلاف و بازگشت به دوران جاهلى هموار کرد و از مصادیق این سخن شد: پس، آن [عهد] را پشتِ سرِ خود انداختند و در برابر آن، بهایى ناچیز به دست آوردند، و چه بد معامله ‏اى کردند.

واجمع الجماهیر على متن الحدیث من خطبته فی یوم عید یزحم باتفاق الجمیع وهو یقول: « من کنت مولاه فعلی مولاه » فقال عمر بخ بخ یا أبا الحسن لقد أصبحت مولای ومولى کل مولى فهذا تسلیم ورضى وتحکیم ثم بعد هذا غلب الهوى لحب الریاسة وحمل عمود الخلافة وعقود النبوة وخفقان الهوى فی قعقعة الرایات واشتباک ازدحام الخیول وفتح الأمصار وسقاهم کأس الهوى فعادوا إلى الخلاف الأول: فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمناً قلیلا.
سر العالمین وکشف ما فی الدارین، ج 1، ص18



******************

گفت برخیز که از یار سفیر آمده است‏

به چراغانى صحراى غدیر آمده است



موج یک حادثه در جان غدیر است امروز

و على چهره تابان غدیر است امروز



بیعت شیشه ‏اى و آهن پیمان شکنى‏

داد از بیعت آبستن پیمان شکنى !



پس از آن بیعت پر شور على تنها ماند

و وصایاى نبى در دل صحرا جا ماند



موج آن حادثه در جان غدیر است هنوز

و على چهره تابان غدیر است هنوز


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، aboutorab ، mahdy30na ، آفتاب ، غریب ، عبدالرحمن ، ماحی
۱۶:۱۹, ۳۰/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #44
آواتار
امروز روز عید خدا روز یا علی است
نقل دهان خلق و کلام خدا علی است
فریاد جنّ و انس و ملک یکصدا علی است
جبریل را ترانۀ یا مرتضی علی است
نزدیک و دور هر که بر هر جاست با علی است
شور و دعا و زمزمه و ذکر ما علی است
ای جبرئیل وحی ز مولا علی بگو
امشب بگرد دور علی یا علی بگو
عید بزرگ خالق و خلقت خجسته باد
جشن سرور احمد و امّت خجسته باد
آوای وحی و مژدۀ رحمت خجسته باد
صوت خوش منادی وحدت خجسته باد
روز زمامداری عترت خجسته باد
اکمال دین تمامی نعمت خجسته باد
این قول احمد است چه نیکو روایتی
یوم الغدیر افضل اعیاد امّتی
عید غدیر عید خداوند اکبر است
عید غدیر عید بزرگ پیمبر است
عید غدیر عید تولّای حیدر است
عید غدیر عید بتول مطهّر است
عید غدیر عید امامان سراسر است
عید غدیر از همه اعیاد برتر است
عید کمال و دانش و عرفان و بینش است
عید من و تو نه، عید همه آفرینش است
ساقی به جام ریز شراب ولایتم
سیراب کن زکوثر ناب ولایتم
سرمست کن ز شعر کتاب ولایتم
بر رخ صفا بده ز گلاب ولایتم
من عبد بو تراب و تراب ولایتم
پیوسته التجاست به باب ولایتم
امشب دعای هر شب من مستجاب شد
روحم کبوتر حرم بو تراب شد
جان زنده از ترانۀ روح الامین شده
صحرای خشک چشمۀ عین الیقین شده
دشت غدیر کعبۀ اهل یقین شده
گلخانۀ ولایت حبل المتین شده
مولا علی امام همه مسلمین شده
عیدی شیعه آیۀ اکمال دین شده
هان ای غدیریان هله بی حّد و بی عدد
گویید یکصدا همگی یا علی مدد
ما دل به مهر حیدر کرّار باختیم
با نای جان نوای ولایت نواختیم
چون شمع در شرار محبّت گداختیم
خود را به مکتب علی و آل ساختیم
بر همه که بر عقیدۀ ما تاخت تاختیم
با خطبۀ غدیر علی را شناختیم
تا شیعه ایم بار ولایت به دوش ماست
این خطبه تا قیام قیامت به گوش ماست
غیر از علی که هم سخن آفتاب شد
غیر از علی که جان پیمبر خطاب شد
غیر از علی که صاحب علم الکتاب شد
غیر از علی که فاتح اسلام ناب شد
غیر از علی که روی زمین بو تراب شد
غیر از علی که منقبتش بی حساب شد
غیر از علی که یک تنه در جنگ پا فشرد
دور رسول گشت و نود بار زخم خورد
غیر از علی که خوانده محمّد برادرش
غیر از علی که فاطمه بوده است همسرش
غیر از علی که داده خدا فتح خیبرش
غیر از علی که بوده نبی مدح گسترش
غیر از علی که زیر لوا هست محشرش
غیر از علی که زینب کبری است دخترش
غیر از علی که مادرش او را به کعبه زاد
غیر از علی که قاتل خود را پناه داد
شیری که سر گرفت ز عمر و دلیر کیست
میری که بود مونس فرد فقیر کیست
پیری که گشت همدم طفل صغیر کیست
مردی که دیو نفس ورا شد اسیر کیست
در بیشۀ شجاعت و ایثار، شیر کیست
بر مسلمین به جان پیمبر امیر کیست
انصاف کو مروّت و مردانگی کجاست
آیا لباس کعبه بر اندام بت رواست؟!
مولای اولیای خدا کیست جز علی
گیرنده لوای خدا کیست جز علی
دست گره گشای خدا کیست جز علی
مصداق هل اتیِ خدا کیست جز علی
ممدوح انّمای خدا کیست جز علی
روی خدا نمای خدا کیست جز علی
مرد نبرد خیبر و ننگ اُحد کجا
حیدر کجا فراری جنگ اُحد کجا؟!
یاری که خفت جای رسول خدا علی است
ممدوح جبرئیل به ارض و سما علی است
الاّ علی پس از سخن لافتی، علی است
رکن و مقام و مروه و سعی و صفا علی است
قرآن، نماز، ذکر، عبادت، دعا علی است
دنیا بدان که رهبر و مولای ما علی است
مرد غدیر پیرو خطّ سقیفه نیست
با غصب منبر نبوی کس خلیفه نیست
زخم جگر به شعر مداوا نمی شود
با صد قصیده عقدۀ دل وا نمی شود
هر سامری خلیفۀ موسی نمی شود
اعمی دلیل مردم بینا نمی شود
نادان زعیم عالم دانا نمی شود
غیر از علی امام به زهرا نمی شود
«میثم» به مهر حیدر کرّار منجلی است
پیغمبرش محمّد و مولای او علی است
غلامرضا سازگار
تقدیم به سادات
[/b]
فایل صوتی " هادی گروسی "
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: aboutorab ، sagheb ، آفتاب ، غریب ، عبدالرحمن ، ماحی
۰:۴۳, ۵/مهر/۹۴
شماره ارسال: #45
آواتار
در روز غدیر، عقل اول
آن مظهر حق، نبیِّ مرسل
چون عرش تو را کشید بر دوش
آن‏گاه گشود لعل خاموش
فرمود که این خجسته ‏منظر
بر خلق پس از من است رهبر
بر دامن او هر آن که زد دست
چون ذره به آفتاب پیوست
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، غریب ، شیدا ، عبدالرحمن ، fahim ، mahdy30na
۰:۴۸, ۸/مهر/۹۴
شماره ارسال: #46
آواتار
هنوز طنین صدای محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را که فرمود:
"اللهم وال من والاه و عاد من عاداه"
از نای پر نوای رسول و زبان پاک پیغمبر می شنویم که به آستان خدای "علی آفرین" بلند است.
دعاییست که مرز میان "حب و بغض" علی (علیه السلام) را ترسیم می کند
و خندقی است که یاورانش را بر نصرت و دشمنانش را در خذلان از هم جدا میسازد.
غدیر, تجسم همان خندق است و امات و ولایت مهر و امضای قبول "دین" است.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: غریب ، شیدا ، عبدالرحمن ، sagheb ، mahdy30na ، ماحی ، fahim
۱۵:۰۸, ۹/مهر/۹۴
شماره ارسال: #47
آواتار
[تصویر: 1422618873-30087-5.jpg]
[تصویر: 1382508917_babol2011-101.gif]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن ، sagheb ، mahdy30na
۱۵:۳۹, ۹/مهر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۴ ۱۵:۵۱ توسط fahim.)
شماره ارسال: #48
آواتار
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، mahdy30na
۱۵:۳۹, ۹/مهر/۹۴
شماره ارسال: #49
آواتار

آسمان پای پیاده به غدیر آمده بود

زودتر از همه با این همه دیر آمده بود

چه خبربود؟! زمان لحظهٔ حساسی بود

عرش با آن عظمت نیز به زیر آمده بود

چه خبر بود؟! که ابلیس به خود می لرزید

و خدا خواسته این گونه حقیر آمده بود

چه خبر بود؟! که این قافله ها در پی هم

از دل کعبه به این دشت کویر آمده بود

چه خبر بود؟! که جبریل به خود می بالید

پیک مامور در این امر خطیر آمده بود

چه خبر بود؟! که پیغمبر دردانهٔ حق

باز هم بر در میخانه بشیر آمده بود

روی دستش بگرفت او همهٔ هستی را

جان خود را که چه جانانه وزیر آمده بود

آی! آهسته!! صدایش برسد تا افلاک

ماه و خورشید به تبریک امیر آمده بود



*********************


صدا، آیه محکم پروردگار بود که از حنجره «لولاک» تراوید:

بایستید! به رفتگان بگویید بازگردند و به نیامدگان بگویید بیایند... .

خدا به تماشا ایستاده بود و اقیانوس لایزال رحمت، دست‏هاى خورشید را در دست فشرد و بر فراز نظاره خلق، چون پرچمى به اهتزاز در آورد.

... و تو از غدیر آغاز شدى.


تو همان لحظه آغاز شدى؛ همان جایى که گرماى کویر، بند بند آدمى را تبخیر مى‏ کرد و ظهرِ بیابان، آن‏ همه چشمان مشتاق را با حیرت مى‏ نگریست، همان ‏جایى که حجة ‏الوداع، رو به پایان بود و رسول مهر، دست‏هاى روشنگر پس از خویش را به کائنات نشان مى‏ داد.

و تو آغاز شدى؛ اگر چه آغاز تو را پیش‏ترها، لیلة المبیت و خیبر گواهى داده بودند، اگر چه تو را از ازل، پا به ‏پاى محمد، رقم زده بودند.

هفت بند آسمان محکم شد؛ از آن روزى که تو بر فراز غدیر ایستادى و دستت، ستون مشید عرش، رو به پروردگار، بالا رفت.


تاریخ، از پیچ و خم سالیان و از پسِ خواب سر در گریبانش گردن کشید، تا جبل‏النور ولایت را ببیند و شانه‏ هاى نخست امامت را بشناسد.

... و خدا، با تو، با غدیرِ تو دینش را کامل کرد و نعمت‏هایش را بر مومنین آخرالزمان، تمام.

این رداى عصمت، این خلعت موزون امامت، چه برازنده است بر قامت خیبرشکن تو!

این بزم شادمانى و تبریک، این عید مودت و سرور، چه شکوهى دارد در پاى دامان تو!

آه، امیر یگانه عدالت و امانت، خوش به روزهاى از این پس که به یمن تو در تقویم هستى سبز مى‏شوند و تا قیامت از تو، با نام تو در امانِ ولایتند!

عرشیان، نام تو را دست به دست مى ‏برند و دست افشانى مى ‏کنند.

گوش کن؛ رامشگران ملکوت، تو را صدا مى‏ زنند:



ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو


زینت تاج و نگین از گوهر والای تو.....

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ماحی ، fahim ، mahdy30na
۱۵:۴۰, ۹/مهر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/مهر/۹۴ ۱۵:۵۲ توسط fahim.)
شماره ارسال: #50
آواتار
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb ، mahdy30na ، ماحی
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا