|
زمینه سازی دموکراسی_مبانی دموکراسی در سیره اهل بیت
|
|
۵:۰۰, ۳/شهریور/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۳/شهریور/۹۴ ۵:۲۰ توسط دوست حقیقت.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
امر به معروف و نهی از منکر در عاشورا
حسین بن علی به عنوان یک مصلح و منتقد اجتماعی، همواره در روشنگری و آگاهیبخشی مردم میکوشید و اشتباهات حاکمان را به طور مستقیم و غیرمستقیم گوشزد میکرد. در مورد «امر به معروف و نهی از منکر» که برخی از سخنرانان آن را پیام اصلی عاشورا میپندارند و گاهی برخوردهای خشن را به کمک آن توجیه میکنند، خوب است به این دو نکته توجه کنیم که: یک : امام حسین (علیه السلام) هرگز به دنبال جنگ و خونریزی نبود. زمانی که حاضر به بیعت با یزید نشد و یزید میکوشید که او را به بیعت وادار کند، ضمن نپذیرفتن بیعت با حاکم ستمگر، تصمیم به خروج از مدینه و رفتن به مکه کرد که در میانهی راه، لشکریان حکومت، او را وادار به انتخاب بین دو گزینه کردند؛ بیعت با یزید و یا جنگ. پس امام حسین آغازگر جنگ نبود و حاضر نشد که با یزید بیعت کند و از دست دادن جانش را به بیعت با یزید ترجیح داد. حرکت امام حسین (علیه السلام) یک حرکت تهاجمی برای سرنگونی یزید نبوده بلکه در جایگاه دفاع از خود جنگید و حاضر به ذلت نشد و با پیام عاشورا و روشنگریهای خواهرش، ستمگر بودن حکومت را بیش از پیش آشکار کرد. دو: در بخشی از وصیتنامه امام حسین (علیه السلام) که بسیاری از سخنرانان آن را نقل میکنند و از اشاره به بخش پایانی آن چشمپوشی میکنند، چنین آمده (۱): «من نه از روی خودخواهی و یا برای خوشگذرانی، و نه از روی فساد و ستمگری، [از مدینه] خارج نمیشوم، بلکه برای اصلاح در امت جدم خارج میشوم. میخواهم امر به معروف و نهی از منکر کنم، و به روش جدم و پدرم علی بن ابیطالب عمل نمایم. هر کس این حق را از من بپذیرد، [بداند که] خداوند به حق شایستهتر است و هر کس این [امر به معروف و نهی از منکر] را نپذیرد، صبر میکنم تا خداوند بین من و این قوم داوری کند و او بهترینِ داوران است.» پس در حرکت امام حسین هیچ نشانی از جنگطلبی و یا اجبار یارانش به جنگ با دشمن دیده نمیشود. او در شب آخر یارانش را به نقض بیعت و عدم شرکت در جنگ آزاد ساخت. همانگونه که روش پدرش نیز اینگونه بوده است. در زمان حکومت علی بن ابی طالب نیز، او کسانی را که با وی بیعت نکردند و یا در جنگ شرکت نمیکردند (قاعدین)، نه به زندان افکند و نه تازیانه زد و یا حقوقشان را از بیتالمال قطع نکرد. در واقع او با این روشها نخواست که حامی و یاوران بیشتری برای خود گرد آورد. همچنین باید توجه داشته باشیم که حسین بن علی نیز همانند پدرش، صبر و شکیبایی را نسبت به جنگ و خونریزی ترجیح میداد. ۱٫ انّی لم اخرج اشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما، و لکن خرجت لطلب الإصلاح فی امّه جدّی، ارید أن آمر بالمعروف و أنهی عن المنکر و أسیر بسیره جدّی و ابی علیّ بن ابی طالب، فمن قبلنی بقبول الحقّ فالله اولی بالحقّ، و من ردّ علیّ هذا، اصبر حتّی یقضی الله بینی و بین القوم بالحقّ و هو خیر الحاکمین .(بحار الانوار ج۴۴ ص۳۲۹) زنان در صدر اسلام برخی از پژوهندگان دین و تاریخ بر این باورند که نگاه سختگیرانه در مقابل زن، تلاش حاکمان برای بردن مومنان به بهشت، تکفیر و خون غیرهمکیشان را حلال شمردن و به طور کلی، نگاه بنیادگرایانه، محصول چند سده اخیر است. پژوهشهای تاریخی نشان میدهد که مسلمانان در سدههای نخستین، رواداری بیشتری در مقابل سایر ادیان و مذاهب از خود نشان میدادند. انتقاد از حاکم و نظام اسلامی علی بن ابی طالب، به عنوان خلیفه چهارم مسلمانان و امام اول شیعیان، در جاهای مختلفی حق انتقاد از خود را مجاز دانستهاند. او بر این باور بوده که انتقاد از حاکم اسلامی، میتواند در آشکار و نهان صورت بپذیرد و شرایط جنگی را مانع از حق انتقاد دیگران نمیدانسته است. رفتار امام علی (علیه السلام) چنان بوده است که تا مخالفی دست به شمشیر نمیبرده، او را مجازات نمیکرده و هرگز قصاص پیش از جنایت را روا نمیداشته است. در هیچ جنگی او شروع کننده نزاع نبوده و در جنگها ضمن گفتوگو با دشمن خود، اجازه نمیداد که سپاهیانش اولین تیز را پرتاب کنند و آغازگر جنگ باشند. به عنوان مثال، در خطبه ۳۴ نهجالبلاغه که پیش از جنگ با شامیان ایراد شده، حقوق مردم بر حاکم و حقوق حاکم بر مردم را برمیشمرد. یکی از حقوق حاکم بر مردم را حق نصیحت و انتقاد از حاکم توسط مردم میداند. (و اما حقى علیکم… والنصیحه فى المشهد و المغیب) علاوه بر این، نصیحت مردم به خود را، جزء حقّ خود پنداشتن، حکایت از این دارد که امام علی (علیه السلام) از این نصیحت حتی در زمان اوضاع جنگی نیز استقبال کرده است. جالب اینکه برخی از سایتهای مذهبی، در ترجمه این عبارت عربی، سعی کردهاند با ترجمه «نصیحه» به «خیرخواهی» اندکی از بار معنایی نصیحت و انتقاد بکاهند؛ میدانیم که نصیحت میتواند صورت انتقادی به خود بگیرد. (مانند نصیحت کارگزاران خود) امام علی (علیه السلام) در خطبه ۲۱۶ نهج البلاغه، ادعای فوق را به خوبی نشان میدهد: «آن سان که با جبّاران و سرکشان سخن میگویند با من سخن مگویید، و آن محافظهکاریها را که با تندخویان و مستبدان روا میدارند ، با من روا مدارید و با من به طور تصنّعی و با سازشکاری رفتار مکنید. مبادا گمان کنید که شنیدن حق بر من سنگین است. تصوّر نکنید که من خواهان آنم که مرا بزرگ انگارید زیرا هر کس که شنیدن حق یا عرضه شدن عدالت و دادخواهی نمودن بر او سنگین باشد، عمل به حق و عدالت بر او سنگینتر است. پس، از گفتن حق یا مشورت به عدالت و دادخواهی نمودن خودداری مکنید زیرا من در درونم خود را بالاتر از آن نمیدانم که خطا نکنم، مگر این که خداوند مرا در کار نفس کفایت کند که او از من بدان توانمندتر است. جز این نیست که من و شما فقط بندگان و مملوکان پروردگاری هستیم که جز او پروردگاری نیست.» حقوق مخالفان سیاسی علی بن ابی طالب خطاب به خوارج که از دشمنان و مخالفان سرسخت او شمرده میشدند و علیه او تبلیغات گسترده میکردند، میگوید: «سه حق مسلم شما در نزد ما محفوظ است: ما هرگز شما را از گزاردن نماز در مسجد جامع شهر و شرکت در اجتماعات خود منع نمیکنیم، حقوق شما را از بیت المال تا هنگامی که با ما هستید میپردازیم، تا شما بر ما شمشیر نکشید و جنگ آغاز نکنید، نبرد نمیکنیم.»۱ پیام این سخن روشن است: ۱٫ از آنجا که مسجد فقط جایگاهی برای خواندن نماز نبوده و یک پایگاه و رسانه تبلیغاتی شمرده میشده، علی بن ابی طالب، رسانه و ارگان تبلیغاتی خوارج را از آنها نستاند. ۲٫ به بهانه مخالف بودن با حکومت او، حقوق آنها از بیتالمال را قطع نکرد. او میتوانست با قطع حقوق خوارج از بیتالمال، سبب بازگشت برخی از خوارج به سپاه خود شود. ۳٫ او اعتراضات مسالمتآمیز مخالفان سیاسی خود را به رسمیت شناخت و آزادی تبلیغ سیاسی و فرهنگی علیه اصل حکومت خود را جایز دانست. ۴٫ وقتی مخالفان سیاسی اجازه داشتن رسانه و تریبون و همچنین اعتراضات مسالمتآمیز داشتهاند، بدین معنی است که آنان از حقوق شهروندی در آن زمان برخوردار بودهاند. آیا ایمان با زور و اجبار امکان پذیر است؟ در اسلام، دعوت به راه خدا از طریق زور و اجبار میسر نیست؛ زیرا ایمان از جنس عشق بوده و با جبر و زور حاصل نمیشود. آیه ۱۲۵ سوره نحل: «با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به [شیوههایى] که نیکوتر است مجادله نماى.» علامه طباطبایی در تفسیر المیزان ذیل همین آیه مینویسد: «حکمت و موعظه و مجادله ، همه مربوط به طرز سخن گفتن است.»۲ این آیه به خوبی نشان میدهد که دعوت به راه خداوند، فقط از طریق کارهای فرهنگی صورت میگیرد و نه با اجبار و اعمال فشار. آیه ۹۹ سوره یونس: «و اگر پروردگار میخواست تمام آنها که در روی زمین هستند، همگی (از روی اجبار) ایمان میآوردند، آیا تو میخواهی مردم را مجبور سازی که ایمان بیاورند؟ (ایمان اجباری چه سودی دارد؟!)» (بر پایه برگردان آیت الله ناصر مکارم شیرازی) همچنین آیات ۳ سوره دهر، ۲۹ سوره کهف، ۲۱ و ۲۲ سوره غاشیه و ۲۵۶ سوره بقره نیز به خوبی نشان میدهند که توسل به زور برای ایمان آوردن مردم قابل قبول نیست. با توجه به کرامت ذاتی انسان، نمیتوان عقیده و اندیشهای را بر او تحمیل کرد. مخالفان سیاسی نیز دارای کرامت ذاتی هستند. هیچ دلیلی برای فشار آوردن بر مخالفان سیاسی برای پذیرفتن اندیشههای دینی وجود ندارد و آنانکه قائل به فشار آوردن به مخالفان سیاسی و یا مخالفان اسلام هستند، اگر دلیلی دارند، باید دلایل و برهان خود را ارائه دهند؟ (البینه علی المدعی) داستان تخریب مسجد ضرار توسط پیامبر اسلام چه بود؟ گاهی برخی برای توجیه فعلِ سرکوب مخالفان و احزاب سیاسی، به داستان تخریب مسجد ضرار توسط پیامبر اسلام متوسل میشوند. به طور خلاصه پاسخ این است که منافقینی که این مسجد را پایگاه اقدامات خود علیه اسلام ساخته بودند، علاوه بر کارشکنی و تبلیغات، دست به اقدامات عملی علیه مسلمانان زده بودند. پیامبر اسلام فقط به تخریب مسجد و آن هم طبق نص صریح قرآن بسنده کرده و هیچ تعرضی به منافقان نکرد و هیچ کدام از آنان را زندانی، شکنجه و یا سرکوب نکرد. (برای اطلاعات بیشتر: تفسیر المیزان، ج ۹ ص ۳۹۱ و ۳۹۱) توهین به حاکم اسلامی و مقدسات دینی بیشک هیچ کس حق توهین کردن به دیگران را ندارد. برای توهین کردن به مسئولان حکومتی در برخی کشورهای دیگر نیز ممکن است مجازاتهای عرفی در نظر گرفته باشند. اگر معتقد به سیره پیشوایان اسلام باشیم، به دفعات متعدد میبینیم که رفتار پیامبر و امامان، در مقابل توهین کنندگان چیزی جز رفتار همراه با مسالمت نبوده و در بسیاری از موارد، همین رفتار آنان بوده که سبب کشش غیرمسلمانان به اسلام میشده است. مرحوم مرتضی مطهری در کتاب «پیرامون جمهوری اسلامی» دستِکم دو مورد را ذکر میکند که امام علی (علیه السلام) یاران خود را از تعرض و حتی توهین به شخص توهین کننده باز داشتهاند.۳ همچنین رفتار پیامبر اسلام در مقابل فردی که هر روز خاکستر را بر لباس و بدن ایشان میریخت، قابل تامل است. حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) روزی که اثری از خاکستر ندید، سراغ آن مرد را گرفت و هنگامی که دانست او بیمار شده است، به عیادت او رفت. (+) همچنین توهین مردی بازاری به مالک اشتر، از فرماندهان سپاه امام علی (علیه السلام) و بزرگواری مالک اشتر نسبت به او از جمله مواردی است که پیشوایان و بزرگان دین اسلام نسبت به توهین کنندگان رافت و بردباری نشان میدادند. (+) پیامبر اسلام حتی نسبت به زنی یهودی که در غذای او سم ریخته بود نیز عفو و گذشت داشت. (+) در همین زمینه شهید مرتضی مطهری در کتاب «آینده انقلاب اسلامی ایران» مینویسد: «شما در کجای تاریخ عالم دیده اید که در حکومتی که لااقل به ظاهر خیلی قسمتهایش مذهبی بوده و همهی مردمش احساسات مذهبی دارند، به غیر مذهبیها آن اندازه آزادی بدهند که بیایند در مدینه در مسجد پیغمبر و در مکه در مسجدالحرام بنشینند و آزادانه اصول دین را انکار کنند؛ فردی برود در مسجد مدینه بنشیند و خدا را انکار کند، درباره خدا بحث کند و بگوید من خدا را قبول ندارم؛ دیگری بیاید در مسجدالحرام بنشیند و حج را مسخره کند، بگوید من این عمل را قبول ندارم، من خدا را قبول ندارم، پیغمبر را قبول ندارم. ولی در تاریخ اسلام، ما اینها را می بینیم و به دلیل همین آزادیها بود که اسلام توانست باقی بماند. اگر در صدر اسلام تا کسی میآمد در مدینه میگفت من خدا را قبول ندارم، میگفتند بزنید، بکشید، امروز اسلامی وجود نداشت. اسلام به این دلیل باقی مانده که با شجاعت و صراحت با افکار مختلف مواجه شده.»۴ روشن است که مرتضی مطهری چنین رفتاری را در مقابل توهینکنندگان و انکارکنندگان مقدسات مسلمانان، تایید کرده است. واضح است برای این دسته از مخالفان هرگز نمیتوان مجازاتی براساس شریعت در نظر گرفت. بر این باورم که هیچ کس حق توهین به دین و مقدسات دیگران را ندارد. علاوه بر این، توهین به حاکم اسلامی و یا مقدسات دینی به هیچ وجه قابل مقایسه با «بغی»، «محاربه» و یا «فساد فی الارض» نیست و نمیتواند مجازاتی برابر با مجازات محاربه داشته باشد. ضمن آنکه بین توهین و انتقاد نیز باید تفاوت و تمایز قائل شد. مشورت با منتقدان و مخالفان سیاسی پس از شکست مسلمانان در جنگ احد، عدهای از مسلمانان جنگ را رها کرده و فرار کردند.۵ عدهای دیگر نیز به پیامبر اسلام تهمت بیعدالتی در تقسیم غنایم زدند که قرآن این اتهام را رد میکند.۶ این گروه از مسلمانان که نه تنها منتقد پیامبر بودند، به مخالفت با او نیز برخاسته بودند، مصداق بارز مخالف سیاسی محسوب میشوند. خداوند در قرآن از پیامبر میخواهد که نه تنها این گروه را ببخشد، بلکه در کارها با این گروه نیز مشورت کند. (فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْر) ۷ اگر کسی ادعا کند که این دستور خداوند به مشورت با مخالفان، تنها جنبه صوری دارد، ادعای او مبتنی بر این است که یا قرآن از جانب خداوند نیست و یا اینکه خداوند دروغگو است و فقط برای ظاهرسازی دستور به مشورت پیامبر با مخالفان سیاسی خود داده است! برخورد با دشمنان نظام اسلامی دستور اسلام در مقابله با دشمنان و خیانتکاران، در بسیاری از موارد برخورد خشونتآمیز نبوده است. در موارد متعددی در تاریخ صدر اسلام، پیشوایان دینی برخوردی بزرگوارانه با دشمنان و خیانتکاران داشتهاند که فقط به دو نمونه بسنده میکنم: ۱٫ سوره مائده آیه ۱۳: «…و تو همواره بر خیانتى از آنان آگاه میشوى مگر [شمارى] اندک از ایشان [که خیانتکار نیستند] پس از آنان درگذر و چشم پوشى کن که خدا نیکوکاران را دوست میدارد.» (بر پایه ترجمه فولادوند) ۲٫ پس از فتح مکه توسط سپاه مسلمانان، پیامبر کسانی که سالها با او نبرد کرده بوند را بخشید و گفت: «بروید که شما آزاد شدگان هستید.»۸ پس از فتح مکّه نیز، هند، همسر ابوسفیان با اینکه در جنگهای پیشین جسد مسلمانان را مُثله (تکه تکه) کرده بود، توسط پیامبر اسلام بخشیده شد.۹ منابع: ۱٫ محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج ۱۱، ص ۶۵ (+) ۲٫ ترجمه المیزان ج ۱۲ ص ۵۳۳ (دیدن تفسیر این آیه به صورت آنلاین) ۳٫ مرتضی مطهری، پیرامون جمهوری اسلامی، چاپ هفدهم، ص ۱۲۱ و ۱۲۸ ۴٫ مجموعه آثار شهید مطهری . ج ۲۴، ص ۱۲۹ (مطالعه آنلاین کتاب در سایت استاد مطهری) ۵٫ سوره آل عمران، آیه ۱۵۶ ۶٫ سوره آل عمران، آیه ۱۶۱ ۷٫ سوره آل عمران، آیه ۱۵۹ ۸٫ تفسیر حکیم، حسین انصاریان ۹٫ کامل ابن اثیر، ج۲، ص۲۵۱ (بر اساس کتاب «در محضر فقیه آزاده» نوشته محسن کدیور، بخش دوم، مصاحبه با آیت الله حسینعلی منتظری) سلام دوستان البته این احترام و رواداری اهل بیت با کسانی بود که مخالف و منتقد اسلام بودند اما در زمان حال با ظهور جریان ها و نحله های متعدد اسلامی و پنهان شدن مردان آسمانی و مسأله پلوراسیم و نسبیت، مشخص کردن حق در عرصه عمومی بسیار دشوار شاید هم "ناممکن" باشد چون باور ها و استدلال های هر کسی در نظر خودش متناسب با واقع و عقل میباشد سعی میکنم بعد از نظرات و انتقادات دوستان به دموکراسی بپردازم |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| زمینه سازی دموکراسی _ سه کلید حقوق بشر در اسلام | دوست حقیقت | 229 | 51,890 |
۸/آبان/۹۴ ۱:۰۸ آخرین ارسال: ماحی |
|
| زمینه سازی دموکراسی_ لزوم آزادی | دوست حقیقت | 12 | 3,762 |
۲۲/شهریور/۹۴ ۱۵:۰۶ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|
| زمینه سازی دموکراسی_مزایای آزادی 3 | دوست حقیقت | 0 | 896 |
۲۲/شهریور/۹۴ ۷:۵۸ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|
| زمینه سازی دموکراسی_ مزایای آزادی 2 | دوست حقیقت | 0 | 868 |
۲۲/شهریور/۹۴ ۷:۵۳ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|
| زمینه سازی دموکراسی_ مزایای آزادی 1 | دوست حقیقت | 4 | 1,833 |
۲۱/شهریور/۹۴ ۱۲:۲۶ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|
| زمینه سازی دموکراسی_ سه کلید حقوق بشر در اسلام 2 | دوست حقیقت | 3 | 1,625 |
۱/شهریور/۹۴ ۱۷:۴۸ آخرین ارسال: دوست حقیقت |
|








