|
غربال مسئولین بی کفایت در آستانه ظهور
|
|
۰:۲۹, ۴/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مهر/۹۴ ۰:۳۴ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
سال 91 بود که یه بحثی پیش اومد و خواستم تاپیکش رو بزنم ولی شرایطش پیش نیامد ولی چند روز پیش یکی از کاربران محترم یه کلیپی رو فرستادن این http://www.namasha.com/v/3WfuuM3J نقل قول: باید به حسب واقع، به حسب انصاف، به حسب وجدان، این مردمی که شماها را روی کار آورده اند، این مردم زاغه نشین که شماها را روی مسند نشانده اند ملاحظه آنها را بکنید، و این جمهوری را تضعیفش نکنید. بترسید از آن روزی که مردم بفهمند در باطن ذات شما چیست، و یک انفجار حاصل بشود. از آن روز بترسید که ممکن است یکی از «ایام اللّه» ـ خدای نخواسته ـ باز پیدا بشود. و آن روز دیگر قضیه این نیست که برگردیم به 22 بهمن. قضیه[این]است که فاتحه همه ما را میخوانند! من از خدای تبارک و تعالی امید این را دارم که به ما عنایت بفرماید و ما را هدایت کند به یک راهی که مرضی اوست؛ و قلمهای ما را هدایت کند به یک نوشته هایی که مورد رضای اوست. و بر زبانهای ما جاری کند یک چیزهایی را که مورد رضای اوست. http://www.jamaran.ir/fa/BooksahifeBody.aspx?id=2594 حقیقت اینه که یه قسمتی از بدنه مسئولین جمهوری اسلامی دارای اشکال هستند این افراد دو گروهن گروه اول افرادی هستن که شکمشون بزرگ شده و باعث شده از مواضع انقلابی فاصله بگیرند (با دوزهای مختلف) گروه دوم هم منافقین هستند که موضعشون روشنه متاسفانه سال هاست صحبت در این مورد شده یک تابوی بزرگ هر کسی حرف بزنه بهش میگن ضدانقلاب و همین ها هستند که باعث شدند مردم نسبت به انقلاب بدبین بشن از مسئولین سپاه و نیرو انتظامی و مجلس گرفته تا قسمت های دیگه از بالا تا پائین ولی یه زمانی میرسه که حقیقتا این افراد از این انقلاب جدا میشن و در دنیای خودشون میمونن قطعا شخص ولی فقیه در این جایگاه نمیتونن حرفی بزنن و صبر میکنن ولی یواش یواش باید دست بکار شد و داخل رو غربال کرد آقای مسئولی که بعد از انقلاب از هیچی به همه چیز رسید مخاطب منه ضمناً حقیقتا هستن افرادی که در این قسمت ها واقعا سالم زندگی میکنن من هیچ موقع نمیگم باید در حد امیرالمومنین زندگی کنند چون نمیتونن ولی از یه حدی به بعد میشه بی تقوایی خیلی تند بود صحبتا؟ |
|||
|
|
۷:۵۰, ۴/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/مهر/۹۴ ۷:۵۴ توسط hosain.nor.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
۹:۱۲, ۴/مهر/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
|
۱۳:۱۴, ۱۰/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/آبان/۹۴ ۱۳:۵۴ توسط قلب.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
|
۱:۲۴, ۱۱/آبان/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
۱۰:۲۱, ۱۱/آبان/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
هر که آمد بار خود را بست و رفت
ما همان بد بخت و خوار و بی نصیب ز آن چه حاصل ، جز دروغ و جز دروغ؟ زین چه حاصل ، جز فریب و جز فریب ؟ باز می گویند : فردای دگر صبر کن تا دیگری پیدا شود کاوه ای پیدا نخواهد شد ، امید کاشکی اسکندری پیدا شود |
|||
|
|
۱۱:۱۲, ۱۱/آبان/۹۴
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
مريز آبروي سرازيرِ ما را
به ما بازده نان و انجير ما را خدايا! اگر دستبند تجمّل نميبست دست كمانگير ما را، كسي تا قيامت نمي كرد پيدا از آن گوشه ي كهكشان تيرِ ما را ولي خسته بوديم و ياران همدل به ناني گرفتند شمشير ما را ولي خسته بوديم و مي برد طوفان تمام شكوه اساطير ما را طلا را كه مس كرد، ديگر ندانم چه خاصيّتي بود اكسير ما را |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |








