|
چرا خدا در حوادث مکه دخالتی نکرد؟؟
|
|
۱۷:۲۹, ۱۰/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/مهر/۹۴ ۱۷:۳۵ توسط Silence.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بنام تنهای تنهای تنها سلام اول از همه عید غدیر خم بر همه مبارک... متاسفانه فاجعه حج امسال به قدری عظیم و دردناک بود که همه جهان تحت تاثیر قرار داد،و باز هم طبق معمول سود جویان شروع کردند به زدن دین و اساسا نفی خداکه چرا خداوند جلوی این حوادث نگرفت...این قضیه علاوه بر فضای مجازی در بین مردم کوچه و بازار هم دهن به دهن میشه..درک این موضوع قطعا به درک انسان از قدرت اختیار مربوط میشه،چرا که مثلا در زمان حمله یزید به خانه خدا و آتش زدن کعبه هم خداوند دخالتی نکرد.. متن زیر یکی از این متن هاست که درفضای مجازی دست به دست می چرخه و شر میشه..نظرتون چیه؟؟پیشاپیش از قرار دادن برخی کلمات عذر میخوام. سقوط جرثثقیل مسجدالحرام کامنتهای مردم در مورد این ماجرای جرثقیل توی سایتهای خبری مثل رادیوفردا و بی بی سی که کامنتها رو سانسور نمیکنن خیلی جالب و قابل تأمل هست. تعدادی از کامنتهای مردم: - اگه این اتفاق توی یک کنسرت موسیقی می افتاد الان ملاها چنان با آب و تاب از آتش خشم خداوند سخن می گفتند که نگو حالا توش موندن و صداش رو درنمیارن - مگر میشود که میزبان خدا باشد و مهمانان خود (حاجی ها) را به قتل برساند؟ - آیه قرآن هست که هیچ برگی بدون اذن خدا به زمین نمی افته. یعنی حالا خدا خودش میخواسته حاجی ها رو در حال نماز تو خونه خودش له کنه؟ - تو کشورهای اسلامی خیلی وقته از خدا خبری نیست! من که چند ساله منتظرم یه نشونی چیزی ازش ببینم! لابد برم به آفرینش نگاه کنم تا نشانه هایش هویدا شود ! - در ایران که طوفان و زلزله میشود میگویند مردم از بس گناه میکنند خدا بلا نازل میکند. حالا در خانه خدا چه اتفاقی افتاده که اینبار خدا بلا را بر خانه خود نازل کرده است؟ نکند مردم در خانه خدا هم گناه کرده باشند؟ - خدا فقط تو افسانه های قدیمی معجزه میکنه. وگرنه هیچ اثری از معجزه خدا در زمانی که امکان ثبت وقایع فراهم شد تا حالا دیده نشده و در آینده هم دیده نخواهد شد. خدایی که در افسانه های قدیم برای حفظ چند دیوار سنگی به نام کعبه که اون زمان بت خونه بوده مرغ های ابابیل را فرستاده و لشکر فیل را نابود کرده چطور الان نمیتونه یا نمیخواد از جان مومنین خودش حفاظت کنه ! - چطور 70 هزار فرشته رو توی جنگ بدر به کمک مسلمانها فرستاد، یه دونشون رو نفرستاد زیر جرثقیل رو نگه داره؟ یا حداقل به سمت مخالف بندازه که نیفته رو سر نمازگزارها؟ - بازم خدا رحم کرد که خدا خودش خونه نبود وگرنه الان زبونم لال بدون خدا شده بودیم - یه جای کار میلنگه. جرثقیل خود به خود نمی افته. احتمالا خدا یه چیزی میدونسته که این کارو کرده، مطمئنم این ادما یا کار بدی کردن یا قرار بوده بکنن ! - چرا خدا کمک نکرد؟ مگه خونه خودش نیست؟ - اگر آنجا خانه خداست، چرا خدا بایستی طوفانی بفرستد که خانه اش را ویران و مهمانان حرم مقدسش را قتل عام کند؟ یکجای کار می لنگد - ریختن خون در مسجدالحرام حرام است! چطور خدا اینو نمیدونست؟ |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۰:۴۹, ۱۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۱/مهر/۹۴ ۱:۱۵)Silence نوشته است: ممنون از مشارکت همه عزیزانسلام مجدد این خوبه که برای شما سوال پیش آمده. واقعا افرادی که براشون سوال پیش نمیاد و دنبال علت وضع موجود نیستن، باید به حالشون تاسف خورد در مورد مسجدالحرام من بازم میگم. اینا جوسازی و شایعه پراکنیه که اونجا مصونیت معجزه گونه داره. کار افراد بیکار و آتئیست همینه دیگه در مورد اینکه نقش خدا دقیقا چیه در این حوادث. چرا نقشی که در گذشته بود الان نیست؟! در واقع خدا برای هزاران سال برای هدایت مردم پیامبر فرستاد. عده ای هدایت شدند و عده ای گمراه که به عذاب الهی دچار شدند. این فرآیند بارها و بارها تکرار شد تا رسید به پیامبر اسلام و ختم رسل. خدا آنچه که برای هدایت باید میگفت تمام کرد. حرفی دیگر نمانده اگر بشر می خواد در گمراهی و ضلالت بماند، خدا هم این خواسته را اجابت می کند باز هم خدا به بشر لطف کرد و 12 نور هدایت برای بشر به جای گذاشت که تا ابد هدایت شوند. هر کدام از این ائمه هدی ظرفیت حاکمیت عادلانه بر جهان و نجات بشر را داشتند. اما باز بشر قدر ندانست و ناشکری کرد و این عزیزان در سنین کم و به صورت موذیانه ای شهید شدند یا به صورت جانگدازی مثل امام حسین (علیه السلام) اما مردم یاریشان نکردند. باز بشر ثابت کرد که هدایت و عدالت و رحمت الهی را نمی خواهد امامان معصوم (علیه السلام) واسطه ی فیض الهی هستند و وقتی خدا خلیفه ای بر روی زمین دارد، و مردم به آن خلیفه و امام وقعی نمی نهند، او را تنها می گذارند و حتی ... خدا چرا باید دیگر کاری بکند؟ البته قوانین و سنتهای الهی همچنان جاری است. خدا باقی مانده خود را، آخرین امام و خلیفه را نگه داشته تا اگر حداقل مردمانی یافت شدند که او را تنها نگذارند، از رحمت و عدالت و امنیت در پناه او بهره برند و این را جهانی کنند! کجایند یاوران آخرین امام؟ برای اینکه مشخص شود مردم آماده هستند یا خیر، قطعا باید بارها و بارها آزموده شوند!! وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ و حتما شما را به اندكى از ترس و گرسنگى و كاهشى از مالها و جانها و محصولات (درختان، يا ثمرات زندگى از زن و فرزند) آزمايش خواهيم نمود و شكيبايان را مژده ده الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِيبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّـا إِلَيْهِ رَاجِعونَ کسانی که چون مصيبتی به آنها رسيد گفتند : ما از آن خدا هستيم و به او باز می گرديم البته عذاب مخصوصا برای کسانی که کفر نعمت می کنند و از رحمت الهی نا امید می شوند، به غیر خدا رو می آورند بعد از آنکه با خدا عهد بستن، همچنان جاریست! رئیس جمهور امروز حرف خوبی میزد. میگفت این حادثه آزمونی برای همه بود. آزمونی برای مردم. آزمونی برای جهان اسلام. آزمونی برای دولت ایران. آزمونی برای دولت عربستان و ... و منم اضافه می کنم که واقعا یک حادثه ممکن است آزمونی برای عده ای باشد و عذابی برای عده ای دیگر ... إِيّاك...أَنْ تَعِدَهُمْ فَتُتْبِعَ مَوْعِدَكَ بِخُلْفِكَ فَإِنَّ الْمَنَّ يُبْطِلُ الْإِحْسَانَ و َالتَّزَيُّدَ يَذْهَبُ بِنُورِ الْحَقِّ و َالْخُلْفَ يُوجِبُ الْمَقْتَ عِنْدَاللَّهِ وَ النَّاسِ قَالَ اللَّهُ سُبْحَانَهُ و َتَعَالَی «كَبُرَ مَقْتًا عِندَ اللَّهِ أَن تَقُولُوا مَا لَا تَفْعَلُونَ». (سوره صف: 3) اميرمؤمنان عليه السلام در فرمان خود به مالك اشتر فرمود: بپرهيز از اين كه به مردم وعده بدهی و تخلّف كنی... زيرا تخلف از وعده موجب خشم خدا و مردم خواهد شد، چنان كه قرآن می فرمايد: (نزد خدا بسيار خشم آور است كه بگوييد چيزی را كه به آن عمل نمی كنيد) و بر جهانیان آشکار است که در این آزمون بزرگ چه کسی از این آزمون سربلند بیرون آمد و حقانیت نیابت خود را از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) اثبات نمود! ما کجای کاریم؟ قدر همین نائب را می دانیم؟ قدر آرامش و امنیت کشور، در منطقه ی به آتش کشیده شده خود را می دانیم؟ یک فرمانده نائب لبنان را نگه داشته وگرنه لبنان هم تبدیل شده بود به سوریه و عراقی دیگر! |
|||
|
|
۱۱:۴۵, ۱۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
|
هیچ تحولی و فعلی بی اذن خدا در عالم خلقت نمیتواند وجود پیدا کند و البته این به این معنی نیست که خداوند راضی به همه ی افعال است
به طور مثال خدا تا اذن ندهد شمر نمیتواند گلوی سید الشهدا را ببرد اما این اذن به معنای رضای خدا از این فعل نیست اما از آنجا که عالم، عالم اختیار است و لازمه ی تجلی اختیار این است که بتواند موجود مختار بین دو امر خیر و شر و عمل مطابق رضای خدا و خلاف رضای خدا عمل کند تا سیر تحولی خود را انجام دهد تا آنجا که مشیت و حکمت خدا ایجاب میکند به این انسان اجازه ی دخل و تصرف در امور را میدهد و البته اینها به معنی عاجز شدن خدا نیست!!!!!!!!!!!!!!! از طرف ديگر در پاسخ به اينگونه سوالات بايد به هدف خلقت توجه كرد! هدف مقدماتی و نه نهایی خلقت برای این بوده که : الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَيَاةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِيزُ الْغَفُورُ خداوندی که خلق کرد موت و حیات را تا بیازماید شما را که کدام یک نیکوکار ترید و او شکست ناپذیر و بسیار آمرزنده است تمام این عالم برای عمل احسن موجود مختار خلق شده وقتی که موجود مختار یکسره بر خلاف علت آفرینش عمل کنه اونم از روی آگاهی و انتخاب خودش نتیجه ی اعمالش هم میبینه اشتباه راهبردی شما در طرح سوال این است که اقدامات ظالمانه ی انسان مختار و آگاه را میگذارید به حساب رضایت خدا به این فجایع و يا عجز خدا به جلوگيري از اين فجايع لازمه ی خلقت موجود مختار این است که این موجود در بین دو راهی قرار گیرد و با انتخاب خود یکی را بگزیند که برایندی خیر یا شر داشته باشد وگرنه دیگر به آن موجود ، موجود مختار نمیگویندحالا اینکه زیاده خواهی و ظلمهای انسانهای مختار را به پای خدا بگذاریم نشان از این است که اصلاً مفهوم این دنیا را نفهمیده ایم علاوه ظالم یا عادل بودن خدا را نمیتوان تنها با دیدن و تحلیل اتفاقات این دنیا بررسی کرد چرا که اینجا محل نتیجه ی اعمال نیست، بلکه کشتزار است این كساني كه قربانی زیاده خواهی و ظلم انسان مختار میشوند و زندگیشان کوتاه و همراه با رنج میشود در آخرت در ازای این ظلمی که به ایشان شده و مظلوم واقع شده اند مورد تکریم ویژه ی خداوند قرار میگیرند و در ازای این رنج بی نهایت کوتاهبه سعادت بی نهایت و ابدی دست می یابند عده اي مجال پيدا ميكنند بر طبق اختيار خود مقداري از نيات پليد خود را عملي كنند عده اي قرباني مي شوند عده اي هم آزمايش مي شوند كه در قبال اين عمل ظالم چه مي كنند؟ و همه ي اينها به علت اين است كه اين دنيا محل امتحان و كشتزار است و محل اين است كه انسان راه سعادت خود را بپيمايد با تلاش براي عملي كردن نيات خود باز اگر سوالي بود و ابهامي در حد وسع در خدمتم |
|||
|
|
۱۳:۲۱, ۱۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۱۰/مهر/۹۴ ۱۷:۲۹)Silence نوشته است: سلام با توجه به پاسخ هایی که دوستان دادن یک چند خطی خطاب به دوستان و جناب Silence جناب این افرادی که چنین حرفی رو میزنند ایا به خدا اتقاد دارند و میگن اصلا خدایی هست؟ تا جایی که بنده برخورد دارم تو فضای مجازی و حقیقی با این گونه افرارد بحث اساسا سر این هست که خدا کو و چرا باید خدایی باشه و اگه از این قسمت هم بگذریم و بر فرض سکوت کنن تنها اماده به تمسخر تفکرات غیر از تفکر خودشون هستن پس اگه ملاک این باشه که این افراد چی میگن باید نگاه کنیم به داستان زندگی انبیا که چه پاسخهایی دادند چون این مطالب نه تازگی داره و نه بی پاسخ موندن ، این مطالب که در نقل قول شما اومده برای نمونه یک سوال رو ببنینم تا اگه نیازی بود به مابقی این شبهات پاسخ بدیم بسم الله اولا نگاه به این کامنتها که بهتره بگم شبهات مطرح شده دارای مغالطه هایی هست که صحیح و غلط رو با هم خلط کرده تا نتیجه ای که میخواد رو به نفع خودش بگیره ( کی بگیره شخصی که برای مخالفت با خدا هر کاری میکنه حتی انکار و استبعاد ) یکی از پرسشها بحث جرثقیل و داستان ابابیل و گناه تو خونه خدا و ... اگه در سوال ( شبهه ) دقت کنیم میبینیم چند موضوع رو با هم پیوند داده ، اما پاسخی کلی ، اگه هیچ حادثه ای در منطقه بیت الله الحرام اتفاق نیوفته نتیجه رو نمیگن چه جای خوبی؟ و یا نمیگن عجب حکومت داری خوبی ؟ نمیگن باید از امکانات روز برای اینجا استفاده کنیم تا مشکلی رخ نده . .. بعد در ماجرای جرثقیل ، گرامی دقت کن که موضوع چی هست نه مثل کوری که فقط با صدای دست و هورا دیگران متوجه موضوع میشه و نه سناختی از اون پیدا میکنه نه درکی سالم ، شمایی که چنین موضوعی رو مطرح میکنی ایا اصلا قبول داری که خدایی هست؟ اگر قبول نداری پس چطور میگی که خدا چرا کمک نکرد؟ تو که قبول نداری . اگه بث شر و خوبی و میخواین وارد کنین و مباحثی اینچنینی ، باشد بفرما اما فقط حرفی زده باشی و دنبال پاسخ نباشی ما هم پاسخ نمیدیم چون نمیخوای گوش بدی چرا ؟ چون بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْوَاءَهُم بِغَيْرِ عِلْمٍ فَمَن يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ وَمَا لَهُم مِّن نَّاصِرِينَ . ولى ظالمان بدون علم و آگاهى، از هوى و هوسهاى خود پيروى کردند! پس چه کسى مىتواند آنان را که خدا گمراه کرده است هدايت کند؟! و براى آنها هيچ ياورى نخواهد بود! بعدشم اگه قرار باشه هر حادثه ای رو چه خوب و چه بد ( در نگاه کافران ) خدا مانعش بشه پس اختیار در امور اختیاری ، تکلیفش چی میشه؟ ایا این افراد که ادعا میکنن چرا خدا جلوی اینها رو نگرفت ایا خودشون میتونن بدون اینجه اختیاری داشته باشن جلوی ضربان قلب خودشون رو بگیرن؟ در بحث معجزه ! اگه معجزه یک افسانه هست از نگاه اونها بگذار باشد چون با تفسیر غلط به اون قدم میزارن ، روان تر بگم اینه که با یافته های غلط به پاسخی غلط میرسن که فکر میکنن درست هست و با نتیحه این یافته میخوان قانون و یا پاسخی مجهول دیگری رو بر مبنای این یافته غلط پایه ریزی و به پاسخ برسن خوب کلا تا هر جا گه از این غلطها پیروی کنن تا بینهایت به غلط میرسن..شاهد این سخن همین علمی هست که گاهی بر روی اشتباه در نتایج وپ گذاشتن بر روی این اشتباه به عنوان پایه بحث راه رو غلط طی کرده و به نتایجی رسیده که منکر بدیهیات عقلی شده. اما برای رسیدن به پاسخ این موضوع دعوت میکنم حداقل وقت بگذارید و این پاسخ رو بخنید و اگه میل داشتید در ذیل این شبهات پاسخ رو قرار بدید و علاوه بر اینکه این شبهات که نشر پیدا میکنن پساخ ها رو هم نشر بدید . نقل قول: چرا خداوند از واقعه جرثقیل مکه جلوگیری نکرد؟ اين قبیل سوالات که همه در تحت عنوان کلی :ّ (اگر خداوند خيرخواه مطلق است، چرا مانع پيشامدهاي ناگوار نمي شود؟ ) از مسائل مهم در حوزه دين پژوهي است که همواره ذهن متفکران ديني را به خود مشغول ساخته است که چرا تبعيض وجود دارد؟فناها ونيستي هابراي چيست ؟نقصها وکاستيها وآفات وبلاهاچرا وجود دارد؟وبطور کلي علت شرور(شرها)درعالم چيست؟ انديشمندان ديني پاسخهاي متعددي به اين پرسش يا پرسشها داده اند . 1-سختيها(شرور) لازمه جهان مادي وطبيعي است لازمه عالم ماده علاوه بر محدوديت وجودي,تزاحم وتضاد است.ممکن نيست که عالم ماده بي تزاحم وتضاد آفريده شود. وجود آتش در مجموع خير است ومي تواندبراي زندگي آدميان مفيد باشد اما گاه زيان نيز مي رساند ودرد ورنج نيز مي آفريندونمي شود که آتش باشد ونسوزاند. اگر خواهان زندگي دنيوي هستيم ومي خواهيم از نعمتها ولذايذ دنيوي بهرمند باشيم,بلکه آنراسکوي پرش خود به بهشت برين وکوي نيکبختي قرار دهيم,مي بايست در اين دنيا متحمل وپذيرنده لوازم آن نيز باشيم.اگر توقع داريم از آتش,حرارت بدست آيد ,اين حرارت ذاتي آتش است, در سرما وگرما هيچ گونه تبد ل وتغييري در آن ايجاد نمي شود, همين طوري که چوب را مي سوزاند واز حرارت آن انسان به انواع مختلف بهره مند مي گردد,نيز گاهي خانه اي رابه کام خود فرومي برد. نمي توان گفت در موارد ضرر آتش,حرارت وسوزندگي نداشته باشد.ونمي توان آتش را از چرخه زندگي حذف نمود بعلت مشکلاتي که در بعضي از موارد پيش مي آورد همچنانکه اتومبيل رانيز نمي توان از زندگي حذف کرد با اينکه در مواردي حرکت اتومبيل تزاحم و تنازع با حرکت انسان پيدا مي کند وسبب مرگ انسان مي شود واين لازمه زندگي مادي است که ماشين بايد حرکت کند وانسان نيز به فعاليت خود ادامه دهد وگاهي هم بايکديگر تصادم داشته باشند آيا حرکت اتومبيل شر است يا حرکت ما ؟هيچکدام شر نيستند لکن اقتضاي عالم مادي اين است که مشکلي پيش بياورد که ما از آن تعبير به شر مي کنيم بديهي است رعايت مقررات مي تواند در کاهش تصادفات موثر باشد اما بطور کلي نمي توان جلوي آنرا گرفت. لازمه جهان مادي تزاحم وتضاد ,بيماري,تفاوت ,تصادف,محروميت از بعضي منافع,پيري ومرگ و...وبسياري ديگر از اموري است که ما با ديد خود تعبير به نقص وشر مي کنيم. مثال ساده وروشن انسانها کنار درخت سيبي قرار گرفته اند که هر کس برحسب استعداد وتوان خود از آن بهره مند مي شود واگر کسي دير بجنبد دست خالي بر مي گرددالبته اگر انسانها رعايت عدل وانصاف را بکنند به همه مي رسد ولي در هر صورت گاهي منافع افراد با هم تزاحم پيدا مي کند حال کسي که محروم شده وخود را در سختي ورنج مي بيند چه کسي مقصر است؟اين خاصيت جهان مادي است که گاهي در تزاحم منافع عده اي محروم مي شوند . وجود تزاحم وتضاد در عالم مادي وحاکميت سنتهاي لا يتغير الهي بر پديده هاي جهان يعني حاکميت نظام علت ومعلول واينکه گردش کارهاي جهان خارج از اين شيوه نيست ,اين دو موضوع اقتضائاتي دارد که تخلف نا پذيرند زيرا لازمه اين جهان مادي است ونمي توان جلو تاثير آنرا گرفت آتش اقتضاي سوزاندن دارد گاهي ممکن خانه يا فردي را بسوزاند واو به رنج وسختي بيفتد اصل عليت وتزاحم سبب رنج اين فرد شده است. ازدواج دو فردي که ناسازگاري خوني دارند يا يکي از آنها به بيماري مسري مبتلا است باعث مشکلاتي براي آنها و فرزندانشان مي شود وممکن است نقصي در خلقت آنها ايجاد شود که سبب رنج طولاني براي پدرومادروفرزند مي گردد,تاثير اصل عليت وسنخيت بين علت ومعلول اين اقتضا را دارد ونمي توان مانع آن شد حال بايد ديد مسئول اين رنج وسختي کيست؟ بديهي است اگر والدين دقت مي کردند اين مشکل پيش نمي آمد. فردي که در کنکور شرکت مي کند وبدليل کمي تلاش ,يا محدوديت ظرفيت پذيرش موفق به راهيابي به دانشگاه نمي شود ودچار رنج وسختي مي شود ومي گويد چرا دعاي من مستجاب نشد و... اين فرد بايد درست بررسي کند که علت نا کامي اوچه چيزي بوده است اگر خوب درس خوانده وبا آمادگي در آزمون شرکت کرده بايد بداندتزاحم منافع ومحدوديت سبب اين مشکل شده ومردم کنار درختي قرار گرفتند که ميوه محدودي دارد وخواه ناخواه عده اي دست خالي بر ميگردند وکسي مقصر نيست ومي توانست طوري برنامه ريزي کند که زودتر برسد ميوه خود را بچيند. در هر صورت کنار خيرهاي فراوان,شرهاي اندکي هم ايجاد مي شود که لازمه جهان مادي است ونمي شود بخاطر شرور اندک از خلقت عالم ماده صرف نظر کرد. آتش خيرات بي شماري دارد ,آيا درست است که بخاطر شر اندکي که ممکن است در پي داشته باشد آتش خلق نشود؟ترک خير کثير به دليل شر قليل ,با فيض الهي منافات دارد,زيرا ترک خير کثير به دليل شر قليل,خود شر کثير محسوب مي شود. جهان ماده تلازم اجتناب نا پذيربا شرور دارد وهمچنان که گفتيم اقتضاي عالم ماده , بيماري ,محدوديت, پيري ,فقر,ضعف ومرگ است.بايدبا بررسي عميق ديد که کداميک از اينها شر هستند .ومسئول ايجاد هر کدام چه کسي است؟ مسئول بسياري از مشکلات خود ما هستيم که با رعايت بهداشت وبرنامه ريزي بهتر مي توانيم از بروز آنها جلو گيري کنيم. 2-شر ناشي از جزئي نگري است. عامل اصلى شبهات و ابهامات اين است كه از ديدگاه محدود و زمينى به نظام هستى بنگريم و لذا در سايه اين نگرش قياسى به بنبست مىرسيم زشتى و زيبايى - سختى و آسايش - فقر و ثروت - مفيد و مضر - تقدم و تأخر و دهها امور مشابه آن حاصل قياس و سنجش زمينى و محدود ما انسانهاست در حاليكه چه بسيار امور قياسى كه هيچ ارزش و مكانتى در كليّت نظام هستى ندارند. براى كودكى كه در باغى مشغول بازى است گل زيبا و لطيف است ولى خار و تنه درخت و سنگ سخت است و تيز و با صلابت و ناپسند و بىفايده چون آنها را در عرض هم قرار داده و مقايسه مىنمايد و لكن از ديدگاه يك باغبان آگاه و انسان حكيم خار و گل و تنه و ساقه و ريشه مكمل يكديگرند و اگر ساقه و سختى آن نباشد لطافت غنچهها و طراوت شكوفههاى درخت ميسر نيست. از ديدگاه ما پرندگان خوش الحان زيبا و پسنديدهاند و لكن مار و عقرب حيوانات وحشى ناپسندند و مضر در حاليكه ميزان مقايسه ما انديشه و تفكرات ماست. و اين ميزان خود مهرهاى است در كنار ديگر مهرههاى عالم هستى. نظام وجود معلول مشيت خداى حكيم و عليم است و نظرات و برداشتهاى ما نقشى در تدبير خداوند ندارد. با در نظر گرفتن مطالب گذشته وقتى ظروف متفاوت قابليت انسانها را مشاهده مىكنيم اولين پرسش در ذهن ما كه حاصل مقايسه ظروف است اين مىباشد كه چرا اين شخص اينگونه است و ديگرى به گونهاى ديگر؟ چرا اين فرد در رنج است و ديگرى در آرامش؟ چرا اين انسان مريض است و آن ديگرى سالم؟ و مسلماً فرد مريض نمىتواند همچون انسان سالم و تندرست تكاليف خويش را انجام دهد و روشن است كه فقير همچون مرفه نمىباشد. در حاليكه آفريدگار نخواسته كه فقير همچون غنى باشد يا مريض و معلول جسمانى همچون سالم و تندرست مسير زندگى را طى نمايد بلكه از هر شخص (ظرف وجودى خاص) مطابق با قابليت و توان و استعداد او مسئوليت خواسته شده است (هر كه بامش بيش برفش بيشتر) و خداوند از همه نخواسته كه در كمالات و ارزشها مساوى باشند چون ظروف متفاوت است. اما همه بايد در مدت عمر خويش ظروف قابليت خويشتن را مملو از كمالات تقواى الهى نمايند - خوب و بد نسبي و مطلق حقايق مطلق را با حقايق نسبي نبايد اشتباه كرد . مـطـالعات ما درباره سود و زيان حوادث و موجودات اين جهان همواره نسبي است ,يعني مقياس سـنـجـش را در ايـن مـطـالعات وضع خود و كسانيكه سرنوشت آنها با ما ارتباط نزديك دارد قرار مـي دهيم :آنچه به سود ما است خوب و مفيد و آنچه به زيان ما است بد و مضر مي دانيم , وحساب نـمي كنيم كه فلان حادثه در سرنوشت ساير موجودات يا در صد سال آينده چه آثاري به بار خواهد آورد . در صـورتيكه ( مطالعات نسبي ) كه در چهار چوب شرايط و موضوعات خاصي صورت مي گيرد , هرگز نمي تواند ملاك ( قضاوت مطلق ) گردد 3-شر ناشي از آزادي انسان است خداوند به انسان,نعمت آزادي واختيار ارزاني داشته تا مراحل کمال وسعادت رابا اختيار طي کند.برخي آدميان,با اختيار خود,اعمال شرورانه اي انجام مي دهندکه لازمه اين اعمال ,رنج وعذاب ديگران است .بنابر اين شر در جهان از شرارت انسان حاصل مي شود وشرارت انسان نيز ناشي از آزادي واختيار او است. براه انداختن جنگها,غارت منابع کشورها,استفاده بيش ازحد سوختهاي فسيلي که باعث آسيب ديدن لايه اوزن گرديده وسبب گرماي غير طبيعي کره زمين شده وسيلهاي ويرانگر را موجب گرديده ودر نتيجه مشکلات وسختيهائي برايانسانها ايجاد کرده وبيماريهاي صعب العلاج را به ارمغان آورده همه وهمه از آزادي بشر سر چشمه گرفته است. 4-مشکلا ت وسختيها سازنده هستند نکته ديگر اينکه فکرمي کنيم كه: «آدمى در اين جهان بايستى آسوده و راحت باشد»، وقتى اين چنين نيست پس زندگى مفهومى ندارد. ولى اگر قدرى عميقتر به حيات انسان بنگريم، خواهيم ديد كه رشد و سازندگى و تكامل مادى و معنوى انسان در زمينه سختىها و رنجها شكل گرفته و مىگيرد. سختىها و گرفتارىها مقدمه كمالها و پيشرفتها است. ضربهها جمادات رانابودمي سازد واز قدرت آنها مي کاهدولي موجودات زنده را تحريک ونيرومند مي سازد رشد و سازندگى و تكامل مادى و معنوى انسان در زمينه سختىها و رنجها شكل گرفته و مىگيرد. تمدنها در نقاطى به وجود آمدهاند كه شرايط زندگى دشوار بوده و انسان مجبور به مبارزه با طبيعت شده است. رشد علمى مرهون درگير شدن بشر با مشكلات است. اگر بشر، جهانى همواره روشن داشت، هيچگاه به فكر كشف الكتريسته نمىافتاد و اگر بيمارىها وجود نداشتند، هيچگاه اندام خود و عوامل مؤثر بر سلامت و يا بيمارى آن را نمىشناخت. اين بناى كار جهان و متناسب با روندى است كه براى بشر در نظر گرفته شده است: لقد خلقنا الانسان فى كبد؛ ما آدمى را در رنج و فشار آفريديم، (البلد، آيه 4). پس كمال انسان در سختىها است چه در عرصه مادى و چه در عرصه معنوى. اگر جهانى بدون مشكل در برابر انسان بود، آدمى به جهت خصوصياتش آن را بر هم مىزد تا مشكلى پديد آورد و آن را حل كند. برداشتن رنج و مشكلات از زندگى بشر، مساوى با ركود و سكون او است؛ پس وجود مشكل، زمينهساز رشد و پيشرفت بشر است 5-سختيها جنبه تنبه وبيداري دارند . سختى و گرفتارى هم تربيت كننده فرد و هم بيدار كننده ملتها است. سختى، بيدار سازنده و هوشيار كننده انسانهاى خفته و تحريك كننده عزمها و ارادهها است. شدائد همچون صيقلى كه به آهن و فولاد مىدهند. هر چه بيشتر با روان آدمى تماس گيرد او را مصممتر و فعالتر و برندهتر مىكند؛ زيرا خاصيت حيات اين است كه در برابر سختى مقاومت كند و به طور خودآگاه و يا ناخودآگاه آماده مقابله با آن گردد. سختى همچون كيميا، خاصيت قلب ماهيت كردن دارد جان و روان آدمى را عوض مىكند. اكسير حيات دو چيز است: عشق و آن ديگر بلا. اين دو نبوغ مىآفرينند و از موارد افسرده و بىفروغ گوهرهايى تابناك و درخشان به وجود مىآورند»5. قرآن مي فرمايد: «هيچ پيامبري را به نقطه اي نفرستاديم مگر اين که مردم آنجا را با سختي مواجه ساختيم تا تضرع کنند» (8) و فرمود: «و براستي قوم فرعون را به خشکسالي و کمي ميوه دچار آورد»نموديم تا متذکر شوند» و علي (علیه السلام) فرمود: «هر گاه خداوند نسبت به بنده اي اراده خيري داشته باشد، پس آن بنده گناهي کند، به دنبال آن گرفتاري اي پيش مي آيد و استغفار را به يادش مي آورد (9). 6-گرفتاريها نوعي آزمايش وامتحان الهي است مصيبتها و گرفتارىها در زندگى انسان نوعى امتحان و آزمايش الهى است طبق آيات قرآن و روايات اهلبيت(علیه السلام) هيچ انسانى در دنيا خالى از آزمايش الهى نيست ».آرى تا آزمايش نباشد و انسان در مقابل سختىها قرار نگيرد ارزش مقاومت و تلاش او معلوم نمىگردد و مؤمن از غير مؤمن تمييز داده نمىشود. اولياء الهى از همه انسانهاى ديگر بيشتر با بلاها و گرفتارىها دست و پنجه نرم كردهاند و هيچ يك از ما به اندازه آنها سختى نكشيدهايم در حالى كه آنها محبوبترين خلق خداوند هستند پس اينگونه سختىها و امتحانها لطف خداوند كريم است. 7- بسياري از مصائب وبلاها کفاره گناهان هستند. براساس آنچه از احاديث استفاده مي شود، خداوند گاهي مؤمنان را در دنيا به بلاها و رنج ها مبتلا مي كند تا اين گرفتاري ها كفاره گناهان آنان شود و در روز قيامت ديگر چيزي كه به خاطر آن عقوبت و كيفر شوند در كار نباشد و آنان را از نعمت خود برخوردار سازد، ولي افرادي كه كافر و مشرك هستند چنانچه برخي كارهاي نيك داشته باشند، پاداش آنان را در همين جهان به آنان مي دهد; در نتيجه، در آن جهان با دست خالي حاضر خواهند شد گاهي عامل بلاها و گرفتاري ها، برخي از گناهان و شکستن سدها و حريم هاي الهي است. هلاک شدن برخي اقوام گذشته در تاريخ مانند قوم نوح، عاد، ثمود و ... از اين قبيل است. قرآن کريم در اين باره آيات زيادي دارد از جمله فرمود: «اگر اهل آبادي ها ايمان بياورند و تقوا پيشه کنند درهاي رحمت را از آسمان و زمين به روي آنها مي گشاييم، ولي آنها [آيات ما را] تکذيب کردند و ما هم آنها را به مجازات اعمال خودشان گرفتار ساختيم» (10). و فرمود: «فساد در خشکي و دريا به خاطر اعمال مردم آشکار شد تا خداوند نتيجه برخي از اعمال آنها را به خود آنها بچشاند، شايد برگردند» (11) و آيه مورد پرسش مي فرمايد: «و هر [گونه] مصيبتى به شما برسد به سبب دستاورد خود شماست و [خدا] از بسيارى درمىگذرد» (1 8–آفات وبلاهاوسختيها سبب بالا رفتن درجه معنوي انسان مي شود گاهي بلاها و حوادث تلخ زندگي براي دست يافتن به مقامات و درجات برتر و عالي است. گرفتاري ها و رنج و بلاي انبياء، ائمه (علیه السلام)، اولياء و پاکان از اين طريق قابل توجيه است و جمله معروف «البلاء للولاء؛ بلا براي دوستي و [دوستان] است»، در اين وادي قابل فهم و درک است. رنج هاي فراوان و بي شمار حضرت ابراهيم (علیه السلام) (14) و حضرت موسي (علیه السلام) (15)، يوسف صديق و حضرت خاتم(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که فرمود: «هيچ پيامبري همچون من آزار نديد». با اين ديد قابل تفسير و تبيين است و امام صادق (علیه السلام) فرمود: «براستي براي بنده [مؤمن] در پيشگاه الهي مقام و منزلتي است که بدان دست نمي يابد مگر با يکي از دو خصلت: يا از بين رفتن مال او و يا گرفتاري در جسم او (بر اثر سيل و زلزله و ... )» (16)، به همين جهت مؤمنان بيشتر گرفتارند. و در جاي ديگر فرمود: «خداوند بلند مرتبه به موسي وحي نمود که موجودي نيافريدم که نزد من از بنده مؤمنم محبوب تر باشد، پس براستي او را گرفتار مي کنم به آن چه براي او خوب است، او را عافيت مي دهم به آنچه براي او خوب است ... و من به آنچه باعث اصلاح امر بنده ام مي شود آگاهترم» (17). و همين طور فرمود: «براستي شديدترين مردم از جهت بلا [و گرفتاري] پيامبران اند سپس کساني که از [نظر رتبه] بعد از آنها قرار دارند، پس هر اندازه به انبياء شبيه تر باشند بلاهاي آنها نيز شبيه تر است» (18). نتيجه اين شد که هر کاري که براي انسان پيش مي آيد و هر گرفتاري را که دچار مي شود از طريق اختيار و اراده خود انسان است چون خداوند در اين عالم از طريق اسباب و وسيله کار مي کند نه مستقيم، منتهي همان گرفتاري ها گاه بر اثر گناهان و نتيجه آن ذلت و رسوايي و دوري از خداوند است و گاهي همان کاري که انسان با دست خويش انجام مي دهد با عنايت خداوند باعث تنبه و آگاهي و يا ترفيع درجه و ... مي شود. 9-بعضي ازگرفتاريها لطف وعنايت الهي هستند . شخص گرفتار بايد توجه داشته باشد كه بلاها غالباً از الطاف خاص الهى است و خداوند براى اين كه عنايت و توجه خاصى به او داشته که او را مبتلا فرموده است. اين مطلب قطع نظر از اين كه در قرآن و روايات ثابت است از مطالعه حالات مردم گرفتار به خوبى استفاده مىشود، زيرا بيشتر مردم خوب و صالح مبتلا به گرفتارى و بلاها هستند و بعداز پيغمبران هر كس ايمانش زيادتر باشد بلا و مصيبتش نيز زيادتر است. عبدالرحمن بن حجاج مىگويد: ما نزد امام صادق(علیه السلام) بوديم صحبت بلا به ميان آمد و اين كه بلاها از الطاف خاص خدا است كه به مؤمنين عطا مىفرمايد. آنگاه امام صادق(علیه السلام) فرمود: از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سؤال شد كه سختترين بلاها در دنيا براى كيست؟ حضرت فرمود: اَلنَّبِيُّونَ ثُمَّ اْلأَمْثَلَ فَاْلأَمْثَلَ وَيَبْتَلَى الْمُؤمِنُ بَعْدَ ذلِكَ عَلى قَدْرِ اِيمانِهِ وَ حُسْنِ اَعْمالِهِ فَمَنْ صَحَّ اِيمانُهُ وَ حَسُنَ عَمَله اشْتَدَّ بَلائُهُ وَمَنْ سَخِفَ اِيمانَهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلائُهُ؛ سختترين و شديدترين بلاها در دنيا براى پيغمبران است بعد از آنها هر كس ايمانش بيشتر باشد بلايش نيز بيشتر است. مؤمن به قدر ايمان و حسن عملش به بلا مبتلا مىشود. پس كسى كه ايمانش صحيح و عملش نيكو باشد بلايش نيز شديدتر است. و كسى كه ايمانش ناقص و سست و عملش ضعيف باشد بلايش نيز كمتر است، (الكافى، ج 2، ص 252). رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود: بلای بزرگ به اجر بزرگ پاداش داده میشود، و هر گاه خدا بندهای را دوست بدارد، او را به بلای بزرگ گرفتار میسازد، پس هركه به بلا راضى شود خدا از او راضى است. و هر كه به بلا راضى نشود خدا از او راضى نمىشود. عَنْ اَبى جَعْفَرٍ(علیه السلام) قالَ: اِنَّما يُبْتَلَى الْمُؤْمِنُ فِى الدُّنْيا عَلى قَدْرِ دِينِهِ اَوْ قالَ: عَلى حَسَبِ دِينِهِ؛ امام باقر(علیه السلام) فرمود: مؤمن در دنيا به اندازه دينش يا فرمود، بر حسب دينش مبتلا مىشود (يعنى اگر دينش قوى باشد بلايش شديد است و اگر دينش ضعيف باشد بلايش نيز ضعيف و كم مىباشد)، (الكافى، ج 2، ص 253). عَنْ عَبْدُاللَّهِ بْنِ اَبى يَعْفُورٍ قالَ: شَكَوْتُ اِلى اَبى عَبْدِ اللَّهِ(علیه السلام) ما اَلْقى مِنَ اْلأَوْجاعِ وَكانَ مِسْقاماً فَقالَ لى: يا عَبْدَ اللَّهِ لَوْ يَعْلَمُ الْمُؤمِنُ مالَهُ مِنَ اْلأَجْرِ فِى الْمَصائِبِ لَتَمَنّى اَنَّهُ اَنْ يُقْرَضَ بِالْمَقَاريضَ طُولَ عُمْرِهِ عبداللَّه بن ابى يعفور كه هميشه مبتلا به بيمارى بود مىگفت: از دردهايى كه به من مىرسد به امام صادق(علیه السلام) شكايت كردم، حضرت به من فرمود: اى عبداللَّه اگر مؤمن بداند كه چه پاداشى در برابر مصيبت ها دارد آرزو مىكند كه او را در طول عمرش با مقراضها تكه تكه كنند، (الكافى، ج 2، ص 255). شما اكنون در امتحانى بزرگ هستيد، يا بايد شوهرتان را ترك كرده و راه ديگرى براى زندگى برگزينيد كه البته در اين صورت گناهى مرتكب نشدهايد ولى از ميدان بزرگى براى صبر و فداكارى بازمانده ايد. عن اميرالمؤمنين(علیه السلام): عند تناهي الشده تکون الفرجه و عند تضايق حلق البلاء يکون الرخاء» رواياتي مانند اين روايت نوراني که فراوان هم مي باشند مثل: «اضيق الامر ادناه الي الفرج؛ دشوارترين کار به گشايش نزديک تر است». «عند تناهي البلاء يکون الفرج؛ وقتي بلا به نهايت رسد، گشايش حاصل مي شود». «اذا اضيفت البلاء کان من البلاء عافيه؛ هنگامي که بلا بر بلا افزوده گردد به دنبالش راحتي و عافيت است». همه اين روايات در صدد اميدوار ساختن و پرهيز دادن از يأس و نااميدي مي باشد. يعني هر سختي و دشواري سرانجام به پايان مي رسد و هر چند طولاني هم باشد ولي داراي نقطه اوجي است که وقتي به آنها برسد به دنبالش گشايش و راحتي است. پس اين احاديث در صدد بيان مطلب نيست که هر مشکلي و بلا و گرفتاري بعد از نااميدي برطرف مي گردد و تا انسان نااميد نگردد فرج حاصل نمي شود بلکه برعکس به انسان مي آموزند که در سخت ترين بلاها و شديدترين گرفتاري ها نااميد نشويد چون اين بلا دايمي و هميشگي نمي باشد و سرانجام به گشايش تبديل مي شود. قرآن کريم مطلب را بسيار ظريف بيان کرده است: «فان مع العسر يسرا. ان مع العسر يسرا» (سوره انشراح). يعني همراه با هر سختي و در درون و شکم هر بلا و گرفتاري، راحتي و گشايش نهفته است نه اين که بلا و گرفتاري وقتي به پايان برسد، گشايش متولد مي شود، خير، بلکه سختي و راحتي مانند بچه هاي دوقلو با هم متولد مي شوند و دو روي يک سکه اند، ولي معمولا وقتي سختي به پايان برسد انسان متوجه آن روي سکه که راحتي و گشايش است مي شود وگرنه از ابتدا اين گشايش با سختي همراه و همگام بوده است. به سوي کمال مي پيمايند اين قانون در جهان نباتات، حيوانات و به ويژه انسان صادق است: زندگي در مردن و در محنت است آب حيوان در درون ظلمت است : «ولنبلونکم بشيء من الخوف والجوع و نقص من الاموال و الانفس والثمرات و بشر الصابرين؛ حتما شما را با اندکي از ترس، گرسنگي و آفت در مال ها و جان ها و ميوه ها مي آزماييم و به انسان هاي صبور و با استقامت مژده بده» (بقره، آيه 155). خداوند وقتي نسبت به بنده اي از بندگانش لطف خاصي داشته باشد او را گرفتار سختي ها مي کند. در حديثي حضرت باقر(علیه السلام) مي فرمايد: خداوند از بنده مؤمنش تفقد و دلجويي مي کند و براي او بلاها را هديه مي فرستد همان طوري که انسان در سفر براي خانواده خود هديه مي فرستد (عدل الهي، دفتر انتشارات اسلامي، ص 159). در حديث ديگري از حضرت صادق(علیه السلام) آمده است: «خداوند زماني که بنده اي را دوست بدارد او را در درياي شدائد غوطه ور مي سازد» (عدل الهي، ص 159). در حديث ديگري از حضرت صادق آمده است: «گرفتارترين مردم پيامبران هستند. در درجه بعد کساني که از نظر فضيلت بعد از ايشان قرار دارند و سپس هر کس که با فضيلت تر است» (عدل الهي، ص 160). بلا براي دوستان خدا لطفي است که سيماي قهر دارد، همچنان که نعمت ها و عافيت ها براي گمراهان و دشمنان خدا ممکن است عذاب هايي باشد که سيماي لطف دارد. سختي و بلا بيدار کننده انسان هاي خفته و تحريک کننده عزم ها و اراده ها است. سختي ها چون صيقلي است که به آهن و فولاد مي دهند که هر چه بيشتر با روان و روح انسان تماس گيرد او را مصمم تر و فعال تر و کارسازتر مي سازد. براي مطالعه بيشتر ر.ک: عدل الهي، شهيد مطهري کسی که با خدا مشکل داره براش این مباحث مهم نیست بلکه فقط اینها رو بهانه میکنه تا در فکر بقیه درست رو غلط و غلط رو درست نشون بده يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ لاَ يَحْزُنكَ الَّذِينَ يُسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُواْ آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِن قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هِادُواْ سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يَأْتُوكَ يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِن بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِن لَّمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُواْ وَمَن يُرِدِ اللّهُ فِتْنَتَهُ فَلَن تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللّهِ شَيْئًا أُوْلَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللّهُ أَن يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيَا خِزْيٌ وَلَهُمْ فِي الآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ
اى فرستاده (خدا)! آنها که در مسير کفر شتاب میکنند و با زبان مىگويند: «ايمان آورديم» و قلب آنها ايمان نياورده، تو را اندوهگين نسازند! و (همچنين) گروهى از يهوديان که خوب به سخنان تو گوش میدهند، تا دستاويزى براى تکذيب تو بيابند؛ آنها جاسوسان گروه ديگرى هستند که خودشان نزد تو نيامدهاند؛ آنها سخنان را از مفهوم اصليش تحريف مىکنند، و (به يکديگر) مىگويند: «اگر اين (که ما مىخواهيم) به شما داده شد (و محمد بر طبق خواسته شما داورى کرد،) بپذيريد، وگرنه (از او) دورى کنيد!» (ولى) کسى را که خدا (بر اثر گناهان پىدرپى او) بخواهد مجازات کند، قادر به دفاع از او نيستى؛ آنها کسانى هستند که خدا نخواسته دلهايشان را پاک کند؛ در دنيا رسوايى، و در آخرت مجازات بزرگى نصيبشان خواهد شد. مائده 41 |
|||
|
|
۱۶:۳۴, ۱۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
|
دوستان به اندازه کافی جواب رو دادن اما یا شما نمیخونید یا روش تامل نمیکنید
1- یه توقعات بیجا از خداوند داریم که وقتی خدا انجام نمیده میگیم لابد خدا نیست.اگه وجود داشت حتما انجام میداد ![]() 2- اگه سوره بروج رو خونده باشید متوجه میشید که نه در این دوران بلکه در دوره های قبل هم چنین اتفاقاتی میفتاده و خداوند اون کاری که عوام انتظار داشتن رو هیچ وقت انجام نداده. 3- تامل بر روی تفاوت دو جنگ بدر و احد که چرا خدا در بدر کمک کرد اما در احد اون طوری که ما فکر میکنیم کمک نکرد. 4-شاء خداوند از طریق انسانهایی صورت میگیره که باید سرجاشون باشن اما نیستن. مثلا اگه اقای خامنه ای با اقتدار اون حرف رو نمیزد از پیکر این عزیزان خبری نبود و ایران هیچ کاری نمیتونست بکنه.اما وقتی ایشون مقتدرانه رفتار کردن اینجا خداوند ترس رو بر دل اونها میندازه که بعدا به غلط کردن هم میفتن.خدا واسه مسلمونای تنبل تره هم خورد نمیکنه که هیچ ...... 5-زمان ابرهه چون مسلمونی به اون شکل متصور ما و ارتشی نبود خدا خودش جمع کرد.اما زمان یزید اینکارو نکرد تا مسلمونای تنبل بفهمن چه خبره 6- الانم اگه دقت کنید فقط ایران به صورت رسمی جلوی اینا ایستاد و بقیه کشورها همچنان به کاسه لیسی ادامه میدن.خب بالاخره این مسلمونا کی میخوان بیدار شن ،وقتی دولت هاشون با سعودی همراه چیزی جز فسادشون رو نشون نمیده و باید قیام کنن.دم شیعه واقعی گرم که هیچ ذلتی رو نمیپذیره. 7- هر اتفاقی در عالم بیفته بری مومن خیر هست(حدیث داریم) ،اثر عملی در دست خداوند هست چه بسا اتفاقی میفته و ادم فکر میکنه که به ضرر مسلمین و جریان حق بوده اما در باطن امر ضربه محکمتری به باطل زده میشه که بعدا میفهمن.و مکرو مکر الله و الله ..... 8- بچه ها یادمون نره این ادما اگه خونه شون بودن با مرگهای دیگه از دنیا میرفتن اما در منا بهترین مرگ براشون رقم خورد و احادیث خوبی در مورد افرادی که بعد از عرفه میمیرند داریم.پس ..... 9-فرشته ها به حضرت ابراهیم وارد میشن میگن میخوای بچه دار.حضرت میگه شوخی نکنید زنم یائسه اس منم پیرم به نظرتون عجیب نیس پیغمبری که اون همه معجزه داشته(اتش سرد گلستان و تیکه تیکه کردن و چسبیدن حیوانات و ...) براش عجیب باشه که چه جوری خدا میتونه اینو بچه دار کنه؟ (کد برای اهل تعقل) 10-به اقای رائفی تا مسلمونا نتونن امنیت امام زمانشون رو تامین کنن امام زمان نمیاد.دیگه خونه خاله که نیست وقتی مسلمونی یعنی باید بیشتر زحمت بکشی اما مسلمونا فکر میکنن حالا که مسلمون شدن خدا خودش میاد همه کارهاشون رو میکنه ،یه منتم به غیر مسلمونا میزارن.این خیلی تصور ساده لوحانه ایه مدیونید اگه به این جمله ها فکر نکنید و دوباره سوال بپرسید
|
|||
|
|
۱۹:۲۶, ۱۱/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/مهر/۹۴ ۱۸:۰۱ توسط فاطمه خانم.)
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
سلام مجدد
اول از همه اینو بگم که من فقط در تاپیک اول خواستم نظرتونو بگید و بعدش هم سوالاتی که مطرح کردم بیشتر از سر درد بود نه از سر شبهه... (۱۱/مهر/۹۴ ۱۶:۳۴)عقیق نوشته است: دوستان به اندازه کافی جواب رو دادن اما یا شما نمیخونید یا روش تامل نمیکنید...شما مثل اینکه دقت نکردید اینا نظرات من نبود،نظرات برخی از مردم تو بی بی سی و ... بود،من که خدایی نکرده قصد نفی وجود خدا رو ندارم... آیه که جناب ثارالله قرار دادند عالی بود: هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ أَن تَأْتِيهُمُ الْمَلآئِكَةُ أَوْ يَأْتِيَ رَبُّكَ أَوْ يَأْتِيَ بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ يَوْمَ يَأْتِي بَعْضُ آيَاتِ رَبِّكَ لاَ يَنفَعُ نَفْسًا إِيمَانُهَا لَمْ تَكُنْ آمَنَتْ مِن قَبْلُ أَوْ كَسَبَتْ فِي إِيمَانِهَا خَيْرًا قُلِ انتَظِرُواْ إِنَّا مُنتَظِرُونَ آيا انتظار دارند كه فرشتگان به سويشان بيايند يا پروردگارت بيايد يا پاره اى از نشانه هاى پروردگارت بيايد [اما] روزى كه پاره اى از نشانه هاى پروردگارت [پديد] آيد كسى كه قبلا ايمان نياورده يا خيرى در ايمان آوردن خود به دست نياورده ايمان آوردنش سود نمیبخشد بگو منتظر باشيد كه ما [هم] منتظريم انعام 8 پاسخ جناب علائم ظهور و باقی و دوستان هم کامل بود..ممنون از مشارکت دوستان...من از نزدیک شاهدبودم کسانی که عزیزان خودشونو از دست دادن ،واقعا بد بود،انسان با هزار امید آرزو میره و سر هیچی... واقعا حادثه عظیم و دردناکی بود |
|||
|
|
۲۰:۰۰, ۱۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
(۱۱/مهر/۹۴ ۱۹:۲۶)Silence نوشته است: سلام مجددبعله درسته.اخه یه دفعه یه جوری گفتین من فکر کردم برای خودتونم هنوز شبهه هست.معذرت میخوام |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |













