کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
شبهه و پاسخ ان:ربا و نزول خواری حرام‌ترین اعمال است اما ...
۱۳:۵۴, ۳۱/شهریور/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
شبهه
ربا و نزول خواری حرام‌ترین اعمال است اما اگر بروی از بانک وام با بهره 35درصد بگیری حلال می‌شود - صدا و سیما آلات موسیقی را از پشت در و دیوار و گلدان نشان می‌دهد، چرا که می‌گویند نمایش آلات موسیقی حرام است، اما اگر120هزار تومان بدی بروی کنسرت برج میلاد، آن موقع حلال می‌شود... [بقیه سؤال در متن]. امیدوارم توجیه الکی نکنید و برخی انتقادات در جامعه را بپذیرید!
سرزمین عجایب اینجاست که هر حرامی با پول حلال می‌شود! اگر فقرا جایی جمع شوند، می‌شوند "باند"، اگر ثروتمندان جایی جمع شوند می‌شود "جلسه" - اگر فقیر دزدی کند، می‌شود "سرقت"، اگر ثروتمند دزدی کند، می‌شود "اختلاس" در دنیایی که حتی مفاهیم هم با مقدار پولی که در جیب است، عوض می‌شود، به دنبال عدالت هستیم؟ امیدوارم توجیه الکی نکنید و برخی انتقادات در جامعه را بپذیرید!
پاسخ شبهه چنان می‌فرمایید: «امیدوارم توجیه الکی نکنید و بپذیرید» که گویی عامل مجرم ما هستیم و منتقد شما! خیر، بلکه آن چه فرمودید، دردها، نقدها و بلکه فریادهایی است که همگان دارند و از بدترین کارها این است که کسی بخواهد ضعف را توجیه کند و بدتر از آن وقتی است که پا را از توجیه فراتر گذاشته، و راست راست تو روی مردم نگاه می‌کنند و واقعیتی که برای همگان مشهود است را انکار می‌کنند! چنان که پس از نمایش یک گزارش مستند از یک واقعه‌ی نادرست، با وزیر، معاون یا مدیری مصاحبه می‌کنند و او خیلی صریح و وقیح می‌گوید: «من قبول ندارم»!
متأسفانه این فرهنگ غلط و نگاه طبقاتی به مشکلات، ضعف‌ها و کاستی‌ها، همیشه بوده و هست، تا آنجا که از ضرب المثلی بسیار عمیقی برخوردار شده است. می‌گویند: «صدای دو چیز هیچ وقت در نمی‌آید، یکی مرگ فقیر و دیگری ننگ پولدار».
یک مثال:
این نگاه، فقط در حکومت یا سیستم اجرایی کشور وجود ندارد، بلکه متأسفانه به خاطر چند قرن استعمار و استثمار، به فرهنگی عمومی مبدل شده است. به عنوان مثال اگر بگویند: «دختر فلان ثروتمند طلاق گرفت. و شما بپرسید: خب حالا چه می‌کند؟ و به شما بگویند: صبح‌ها تا ساعت ده می‌خوابد – بعد خود را آراسته و به کلاس موسیقی می‌رود – بعد به دیدن دوستانش می‌رود – بعد به همراه آنان در رستورانی نهار می‌خورد – سپس استراحت می‌کند – عصر یا استخر می‌رود و یا اسب‌سواری – شب به میهمانی‌ها می‌رود و سپس تا ساعت 2 بامداد در شبکه‌های ماهواره‌ای فیلم می‌بیند – گاهی با مردی آشنا می‌شود و یک ماهی او را می‌آزماید که به درد می‌خورد یا نه؟ اما کلاً با ازدواج مخالف است و ...»، می‌گویند: «ماشاء الله، از اول یک پارچه خانم بود، مدیر و زِبر و زرنگ بود، اجتماعی و با شخصیت بود، اصلاً حیف اوست که با هر مردی ازدواج کند و ...»!
حال اگر بگویند: دختری از سطح اقتصادی متوسط به پایین، یا بی‌بضاعت و فقیر طلاق گرفته و بپرسید: حالا چه می‌کند؟ و بگویند: صبح‌ها کلاس زبان می‌رود – بعد کلاس کامپیوتر یا خیاطی می‌رود (تا حرفه‌ای برای کسب معاش بیاموزد) – نهاری گذرا در یک اغذیه فروشی می‌خورد و پس از کمی استراحت، به کتابخانه‌ای می‌رود – هفته‌ای یک بار دوستانش را می‌بیند و البته جویای کار است؛ می‌گویند: «از اول سبک عقل، بی‌شعور، جلف و احمق بود، دَدَری بود، اهل زندگی و خانه‌داری نبود، بی‌خود شوهرش طلاقش نداد و ... » (البته اگر چیزهای دیگری نگویند)!
*- همیشه همین‌طور بوده و هست. اگر پسر یا دختر جوانی که بی‌بضاعت هستند، شلوار جینی که کمی پوسیده بپوشند، گفته می‌شود: "گدای بی همه چیز" – اما اگر پولداری جینی بپوشد که سر زانویش را عمداً پاره کرده‌اند، پایین آن ریش ریش شده است و ...، می‌گویند: مُد روز را پوشیده است. اگر فقیر موی سرش را خوب نشورد و درست شانه نکند، می‌گویند: کثافت و ژولیده! اما پولدار چند ده هزار تومان می‌دهد تا موهایش را کثیف و ژولیده جلوه دهند، و می‌شود "تیپ"!
**- دین - همین فرهنگ [در سرتاسر جهان و به ویژه جهان سوم و ملل به اصطلاح رو به رشد] در مورد "دین و اخلاق" حاکم شده است. اگر کسی متدین یا متخلق و با نزاکت باشد، به او می‌گویند: عوام، اُمّل، متعصب، منزوی، غیر اجتماعی و ... – اما اگر کسی کافر باشد، بی‌دین یا بی‌تقید باشد، بی‌اخلاق و بی‌نزاکت باشد و ...؛ با تمام جهل و تعصب جاهلانه‌ای که دارد، به او می‌گویند: «روشنفکر، دگر اندیش، امروزی، اجتماعی، اهل فهم و شعور، انسان به روز و ...».
*- ندیدید در یک مبحث نظری، (حتی در سطح دانشگاه) اگر کسی آیه‌ای از قرآن کریم را بخواند و به آن استدلال کند، به او می‌گویند: اینجا که مسجد نیست، قرآن نخوان و دلیل علمی بیاور! اما اگر کسی حرف مفت، بی‌دلیل، بی‌منطق و غلطی را به عنوان نظریه‌ی فلان خارجی بگوید، به او نمره‌ی بالا هم می‌دهند؟! اگر کسی حافظ قرآن و نهج البلاغه باشد، به او با چه چشمی نگاه می‌کنند؟ اما اگر کسی نظریات صد نظریه‌پرداز خارجی که نه تنها هیچ کدام اثبات نشده، بلکه همگی رد شده‌اند را حفظ باشد، چه؟ به او نابغه‌ی اندیشه شناسی می‌گویند!
**- [b]انتقاد - حالا به دنیای انتقاد برگردیم، اگر کسی از مسلمانان انتقاد کند، جمله‌ی نادرست او را به هم پیامک می‌زنند، با افتخار می‌گویند: فلانی گفته که مسلمانان ساده و ابله و خشن و تروریست هستند؛ حالا اگر کسی از دراکولاهای غربی انتقاد کند چه می‌شود؟! اگر علیه اسلام و انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی گزارش، مقاله یا سناریویی بنویسید، به شما جوایز بین‌المللی هم می‌دهند، اما اگر علیه هلوکاست بنویسید، در مَهد تمدن نیز به زندان می‌افتید (البته اگر به نوعی کشته نشوید).
[/b]
*- در همین مملکت خودمان، اگر کسی علیه علما و فقهای صالح، نابغه، خدمتگزار و بصیر صدها انتقاد نابجا به همراه اهانت بنویسد، چه می‌شود؟ می‌گویند: عجب فرد شجاعی و با درایت و روشنفکری! اما اگر علیه علما، فقها و مقامات ناصالح که قدرت و ثروت را غصب کرده‌اند بنویسد، چه می‌شود؟!
*- اگر فلان آفتابه دزد را بگیرند، پدرِ پدر سوخته‌ی او را در می‌آورند و اگر چند نفر باشند که متهم به سرقت باندی می‌شوند و مجازات‌های سنگینی (حتی اعدام) برای‌شان در نظر گرفته می‌شود، اما اگر فلان شخصیت کلاهبردار را بگیرند، برایش در زندان امکاناتی فراهم می‌کنند که بتواند هم چنان و با احترام، به ارتباطات و تعاملات تجاری خود ادامه دهد!
*- اگر یک زورگیر فقیر را بگیرند، او را برعکس سوار الاغ کرده و در محله می‌چرخانند، اما اگر یک شخصیت زورگیر را بگیرند، بازداشت او را نقطه‌ی عطفی برای انقلابی جدید و پایان دادن به نظام حاکم یا ظلم سیستم تلقی می‌کنند و حتی حکم دادگاه علیه چنین افرادی را «پدر سوخته بازی» می‌خوانند و صدا از کسی هم در نمی‌آید!
*- بالاتر که بیایید، مسخره کردن، اهانت، انتقاد توأم با دروغ و تهمت و ... نسبت به یک رییس جمهور که ظاهراً مردمی‌تر بود، نَقل و نُقل محافل رسمی و غیر رسمی می‌شود، اما کمترین انتقاد به جا از یک رییس جمهور دیگر که حتی ظاهرش نیز مردمی نیست، با شدیدترین پرخاش‌ها، اهانت‌ها و حتی پیگیری‌های قانونی مواجه می‌شود!
*** - مردم - پس، این دردها زیاد است، نه تنها جای توجیه ندارد، بلکه باید آنها را فریاد زد، چنان که شما به چند نمونه اشاره نمودید و ما به نمونه‌های بیشتر.
فراموش نکنیم که در نهایت نقش تعیین کننده و اثر گذار را «مردم» دارند؛ رأی مردم، بافت مردم، فرهنگ مردم‌، مطالبات مردم، سکوت یا فریاد مردم، رضایت یا انتقاد مردم، ساده‌لوحی یا بصیرت مردم است که بسترها را آماده و چارچوب‌ها را تعیین می‌کند. حتی اگر پیامبر اکرم و اهل عصمت صلوات الله علیه و آله، رهبری مردم و حکومت را بر عهده داشته باشند و امثال سلمان و مالک اشتر مسئول باشند، باز ساختار فرهنگی مردم است که سرنوشت را تقریر می‌کند. این سنّت الله است. «إِنَّ اللّهَ لاَ يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ - در حقيقت، خدا حال قومى را تغيير نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغيير دهند / الرّعد، 11»
پس ما برای چنین اصلاحی قیام و انقلاب کرده‌ایم، لذا باید تا تحقق کامل اهداف محکم بایستیم و ادامه دهیم، نه این که چندتا مثال بیاوریم، بعد بگوییم: آیا در چنین عصری دنبال عدالت هستیم یا ...؟ بله، در چنین عصری انقلاب کردیم و دنبال بصیرت، عدالت، همت و پشتکار هستیم.
منبع
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عدالت ، MohammadSadra ، saman zaman ، Mohammad Trust ، amirak

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۰۴, ۱۱/مهر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/مهر/۹۴ ۱۷:۲۹ توسط عشق.)
شماره ارسال: #21


  1. ویرایش شد. ویرایش شد.
  2. ویرایش شد. ویرایش شد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۱۷:۲۷, ۱۱/مهر/۹۴
شماره ارسال: #22

من عذرخواهی می کنم که در پست قبل قدری تند صحبت کردم. امیدوار دوستان مرا ببخشند.
به هر حال مسئله آن است که در هر علمی باید به متخصص رجوع نمود و متخصص این امر مراجع اند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: vahrakan
۹:۱۹, ۱۲/مهر/۹۴
شماره ارسال: #23
آواتار
[تصویر: 635040343014113388.jpg]


مکانیسم مالی نزول
این که می‌گویند ربا و نزول خانمان‌برانداز است واقعا یعنی چه؟ نزول چه ربطی به خانه و کاشانه دارد؟ اگرچه اصل موضوع یعنی نزول حرام است و در آن شکی نیست ولی اینها پرسش‌های معمول در ذهن بسیاری از مردم است که بدرستی نمی‌دانند ساز و کار و عملکرد مالی نزول چیست و چگونه این موضوع باعث به آتش کشیده‌شدن زندگی‌ می‌شود.






بدیهی است مردم درباره اصل موضوع ربا و نزول زیاد شنیده اند، اما کمتر کسی است که بدرستی بداند نزول چگونه از نظر مالی عمل می کند که نزول گیران توانایی پرداخت بدهی شان را از دست می دهند و بدهی شان انباشته می شود. لذا برای این که به مفهوم واقعی نزول پی ببرید این گزارش را بخوانید.
جرقه ای که شعله ور می شود
هیچ فرد عاقلی برای راه انداختن کسب و کار یا تجارت اقدام به دریافت پول نزولی نمی کند، بلکه همیشه افرادی به دنبال پول نزول هستند که گرفتاری های خاصی دارند.

بیماری، بدهی، تصادف و هرگونه مشکل حاد از اصلی ترین دلایل تقاضای پول ربوی است. پس همیشه اضطرار و شرایط غیرعادی باعث درخواست های اینچنینی خواهد بود؛ آن هم زمانی که نظام رسمی پولی و بانک ها متقاضی را حمایت نمی کند یا این که مال و دارایی او قدرت نقدشوندگی خوبی ندارد بنابراین فرد با یک تصمیم اشتباه به دام نزول و نزولخوار گرفتار و باعث ایجاد جرقه برای شعله ورشدن کل دارایی خود می شود.

به هر حال وثیقه یا وثیقه ها مهیا و مبلغی نیز دریافت می شود، اما فقط کافی است با توجه به گرفتاری مالی نزول گیرنده یک قسط سر موعد پرداخت نشود تا حلقه فنا برای نزول گیرنده شروع به تنگ شدن کند. در واقع اینجاست که سازوکار مالی نزول شروع به خودنمایی ویرانگر می کند.

فرض کنید ده میلیون تومان پول برای مدت یک سال در اختیار شخصی قرار می گیرد که باید در ازای آن بهره ای نیز پرداخت کند.

این بهره اکنون از سه تا 10 درصد محاسبه می شود که بستگی به شرایط طرفین و البته میزان مبلغ رد و بدل شده دارد، یعنی اگر ضرورت وام گیرنده در کار باشد به هر مبلغ بهره تن خواهد داد و اگر مبلغ زیاد باشد نزولخوار به درصد کمتری بسنده می کند.

در حالت عادی فعلا سه درصد بهره در بازار قابل محاسبه است که برای مبلغ یادشده از قرار ماهانه سیصد هزار تومان مشخص می شود و گیرنده متعهد می شود مبلغ ماهانه 300 هزار تومان به عنوان بهره پول به نزولخوار بپردازد و در پایان سال نیز اصل مبلغ یا همان 10 میلیون تومان را پرداخت کند اما نکته اصلی اینجاست که گیرنده نزول طی یک سال هر آنچه را داده به عنوان نزول پول بوده و هیچ مبلغی از اصل پول کم نشده و سرانجام هم اصل مبلغ را باید بپردازد و همین موضوع باعث متضرر شدن او طی این فرآیند حرام می شود.

جالب است بدانید نزولخواران برای تضمین پولشان اسنادی همچون چک، سفته، سند ملکی یا سند خودرو را از نزول گیرنده دریافت می کنند و در بیشتر موارد این تضمین ها چند برابر اصل و فرع پول است به صورتی که نزولخوار حتی هزینه های احتمالی رجوع به دادگاه و مراحل قانونی را هم محاسبه کرده و از نزول گیرنده دریافت می کند بنابراین با توجه به این تفاوت فاحش بین تعهدات گیرنده پول و اصل مبلغ پرداخت شده بسیاری از نزولخواران حتی علاقه مند هستند که نزول گیرنده از عهده پرداخت اقساط خود برنیاد تا تضمین هایش را تصاحب کنند.
نزولی که انباشته می شود
حالا سوال اینجاست که نزول چگونه انباشته شده تا جایی که نزولخوار کل زندگی شخص را تصاحب می کند؟

اگر نزول گیرنده گرفتاری حاد و خاصی نداشته باشد، معمولا نزول انباشته دامنگیر وی نمی شود، اما شمار این افراد اندک است.

چرا که بیشتر کسانی که رو به نزول گرفتن می آورند دارای گرتفاری حاد و فوری هستند. دارا یا نادار بودن نیز نیشی در این میان ندارد.

مهم گرفتار بودن است ومشکل دقیقا از همین جا شروع می شود چرا کره مکانیسم خانمان برانداز نزول از اولین تاخیر در پرداخت نخستین قسط شروع می شود چیزی که اکثر نزول بگیران دچار آن می شوند؛ چاره ای هم نیست آنان گرفتار شده اند.

فرض کنید نزول گیرنده ای تعهد کرده در مقابل 10 میلیون تومان پول که یکساله گرفته در خوشبینانه ترین حالت ماهانه 300 هزار تومان بهره بپردازد اما وقتی نمی تواند به هر دلیلی این کار را انجام دهد برای 300 هزار تومان بهره ای که نپرداخته دوباره باید بهره بپردازد. یعنی برای جبران قسط عقب افتاده با رقم 300 هزار تومان باید 309 هزار تومان دیگربپردازد.

یعنی به بدهی او به تناسب درصد سود نزول ماهانه اضافه می شود. به عبارت دیگر سود نزول به کل بدهی معوقه شخص اضافه می شود. حالا تا شخص برای جبران این قسط و بهره اضافه آن تلاش می کند موعد پرداخت قسط دوم خواهد رسید و همین موضوع دوباره تکرار و تکرار می شود.

این چرخه باطل در واقع همان مفهوم دقیق نزول روی نزول دلیل اصلی بسیاری از نابودی هاست؛ همانند انسانی گرفتار در باتلاق، هرچه دست و پا می زند تا از مرگ نجات یابد برعکس در حال بیشتر فرورفتن است.

برای دریافتن معنی واقعی و تکمیلی خانمانسوز بودن نزول کافی است به تفاوت سازوکار مالی سود بانکی و نزول توجه کنیم. سود دریافتی از محل نزول ماهانه دریافت می شود اما سود وامی که از بانک دریافت می شود سالانه است. البته تا اینجای کار چندان مشکلی نیست اما مشکل از موضوع دیرکرد پرداخت اقساط شروع می شود.

مثلا وام بانکی در صورت دیر پرداخت شدن شامل جریمه ای معادل کل قسط عقب افتاده به علاوه اضافه مبلغ دیگری نخواهد شد.

مثلا اگر قسط 300هزار تومانی یک وام بانکی عقب بیفتد شما باید مثلا 304 هزارتومان به بانک بپردازید که فقط شامل 4000 تومان جریمه دیرکرد است اما رقم همان قسط عقب افتاده نزد نزولخوار 309 هزار تومان خواهد بود! چرا که اضافه مبلغ هر قسط به تناسب کل رقم (شامل محاسبه بهره در اصل و سود قسط) محاسبه می شود.
عماد عزتی - جام جم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  چرا فرانسه، امام خمینی (رحمة الله علیه) را به ایران آورد؟ (پاسخ به شبهه) سعدی 1 1,089 ۱۶/تیر/۹۵ ۰:۱۰
آخرین ارسال: میثم2
  آموزش شراب‌خواری در برخی متون درسی!! AMINI 0 1,022 ۸/تیر/۹۵ ۱۴:۳۹
آخرین ارسال: AMINI
  مهم ترین راه مقابله با جنگ روانی چیست؟(پرسش و پاسخ) islamquest 0 1,096 ۱۷/مرداد/۹۱ ۱۳:۳۷
آخرین ارسال: islamquest

پرش در بین بخشها:


بالا