|
معنای عرفانی این بیت از حافظ چیست؟
|
|
۲۰:۰۹, ۱۳/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مهر/۹۴ ۲۰:۱۰ توسط مخلصتیم داداش.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
حافظ یه جا تو شعرش میگه: آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند / اشهی لنا و احلی من قبله العذارا
نقل قول: معنای عرفانی این بیت چیه؟ |
|||
|
|
۲۳:۴۵, ۱۳/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/مهر/۹۴ ۲۳:۴۶ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
قبل از هر چیز لازم است بدانیم حافظ استاد ایهام و سمبلیکه . شعری از حافظ رو نمی بینید که ایهام نباشد . با کوچکترین سخن بزرگترین فلسفه هارا یا رد می کند یا تایید
به طور کلی در شعر عرفا "شراب" و"شراب نوشی" نماد پالایش روح است . نقل قول:سالک وقتی از رسیدن به عشق ازلی باز می ماند خود را از ریا شست وشو میدهد و نیت خود را خالص میکند ودوباره قدم در راه رسیدن به معشوق آسمانی میگذارد. ساقی نمادی از مرشد است که سالک به او اقتدا میکند تا او را به عشق ازلی برساند و هرگاه در این راه دچار لغزش میشود از ساقی طلب می میکند (می صاف بی غشم) تا روحش را صیقل داده و از پلیدی ها پاک کند و با خلوص نیت بیشتر دوباره در این راه گام دارد. عرفا برای توصیف معشوق ازلی خود چون نمی توانند معشوق خود را بطور کامل توصیف کنند( اصولا در توانشان نیست) از گیسوان و چشمان معشوق خود میگویند. این نیست که هرجا حافظ از عشق سخن گفت آن عشق زمینی باشد برعکس حافظ از عشق ازلی صحبت میکند و منظور از شراب نیز نمادی است از آنچه که روح را صیقل میدهد. راجب مصرع اول خب در نقد های گفته میشد ام الخبائث به حدیث نبوی اشاره دارد که در آن حدیث رسول اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شرب خمر را ام الخبائث می خوانند و مرگ در مستی را مرگ جهالت و نتیجه می گیرند که غرض از "صوفی ام" حضرت محمد(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است راجب مصرع دوم اشاره به داستان عشق سیخ صنعان دارد . که دل در گرو دختر ترسا (مسیحی) می دهد و دخترک برای عشق شیخ چهار شرط می گذارد 1-می خواری 2- سوزاندن قرآن 3-سجده به بت(مجمسه مسیح(علیه السلام)) 4- ملبس شدن به لباس کشیشان مسیح و ترک لباس شیخی شیخ قبول نمی کند و لی دختر با زیرکی ( به جز مورد اول سایر موارد موجب ارتداد شخص می باشد ) به شیخ می گوید برای اثبات عشقت شراب بنوش بعد توبه کن و پس از شراب خواری ، شیخ سه مورد دیگر را هم انجام می دهد حالا چه با فرض غلطی که در مصراع اول بیان کردیم یا فارغ از آن اگر بخواهیم جمع بندی کنیم یعنی شاعر می گوید برای من شرابی خوش است که دقیقا دسیسه همان عشق دختر زیبا روست ؟؟؟ و از آن بر حذر است ؟!! به ابتدای ارسال توجه کنید -------------------------------------- البته راجب" تلخوش "سخن بسیار است واگر جذاب باشد می تونم منابعی معرفی کنم و یا از سایر ادبیان نمونه های بیارم اما گفتم شاید زیاده گویی بدتر ذهن را گمراه کند و حوصله را سر ببرد برای همین نه خودمو به مشقت انداختم نه شما رو |
|||
|
|
۰:۴۹, ۱۴/مهر/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
سلام
ممنون از توضیحاتتون ![]() اما اگر شراب نماد پالایش روحیه، پس چرا ام الخبائث خطاب شده؟ |
|||
|
|
۸:۳۰, ۱۴/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۴ ۸:۳۳ توسط mirza47820.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
(۱۴/مهر/۹۴ ۰:۴۹)مخلصتیم داداش نوشته است: سلامشاید به این دلیل که وقتی شخصی شراب می خورد از حوادث و اتفاقات اطراف خود تقریبا بی خبر است , حافظ از این ایهام استفاده کرده و آن حس و عشق به خدا را می خواهد که همچون شخصی که شراب نوشیده و از اطراف خود بی خبر است , از دنیا مادی جدا شود و فقط به خدا عشق بورزد و به عنوان نماد و ایهام برای پالایش روح استفاده می شود(عشق الهی) ولی در واقعیت ام الخبائث(شراب مادی) است |
|||
|
|
۲۰:۱۰, ۱۴/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۴ ۲۰:۱۱ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
اینجا باید دید تلخوش یعنی چی
می تونید به کتاب "آن تلخوش" اثر محمد راستگو مراجع کنید "شاید زیاد باشه برای این موضوع اما بد نیست" طبق نظر برخی اساتید تلخوش : آن تلخی که خوش است برخی نیز گفته اند "وش" پسوندی برای بیان حالت"نوشیدن" و کاربرد دیگر آن بیان مبصرات(دیدنی ها) است حافظ به جای اینکه طبق معمول از "شراب" استفاده کند از تلخوشی که ام الخبائث است استفاده کرده که همان معنی را می دهد تلخ وش = شراب= ام الخبائث اما علت این انتخاب بیان مشقت و سختی ترک گفتن بوسه(عشق یا شاید هوس) از زیبارویانه . این تذهیب و مبارزه با نفس دشوار است و این را در وادی تلخی معنا کرده یعنی تلخوش همزمان دو معنی را دارد 1- شراب 2- تجربه تلخ . مشقت بار گر مرید راه عشقی فکر بد نامی مکن *** شیخ صنعان خرقه ، رهن خانه خمار داشت
نقلی که بر مصراع اول بیان کردیم برداشت ناقص است یعنی به ایجاز و ایهام توجه نداشته و فقط برداشت ظاهری که اشاره به حدیث نبوی داشته را گرفته و به همان بسنده کرده
|
|||
|
|
۲۰:۲۶, ۱۴/مهر/۹۴
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
باز هم ممنون از توضیحات خوبتون. کم کم داره معناش برام جا می افته
![]() یه سوال دیگه: چرا از پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به عنوان صوفی نام برده شده؟ |
|||
|
۲۰:۴۸, ۱۴/مهر/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/مهر/۹۴ ۲۰:۴۹ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
محتمل تره که غرض از صوفی شخص نباشد بلکه مسلک و روش باشد
برخی معتقد اند صوفی عطار است و برخی معتقد اند رسول الله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است . عده ای هم گفته اند که غرض مسلک و شگرد است چون همه ادبیان عارف رسول اکرم را در مقام استاد می بیند رد مقام راهنما نه راهرو به همین خاطر اگر اسم نبرند و اشاره کنند به پیر و پارسا و مراد یا از این دست اشاره می کنند در صورتی شخص صوفی خودش راهرو است شاگرد است که در حال تلاشگری می باشد |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










