|
اشکالات مبهم در داستانهای قرآن از انبیای گذشته
|
|
۰:۱۰, ۱۴/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/آبان/۹۴ ۱:۱۱ توسط داریوش.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
خدمت دوستان خوبم سلام میکنم و خیلی مایل هستم تا قسمتهایی ازسوره های متفاوت قرآن را برایتان بنویسم که مربوط به انبیای گذشته است و این داستانها با اصل آن مقایرت و دربعضی موارد کاملا داستان دیگری است . و از آنجایی که معتقدین به کتاب قرآن بر این باور هستند که اسلام در ادامه رسالت انبیاء گذشته و کامل کنند آنهاست . حال این سوال مطرح میشود که چرا داستان زندگی این افراد با اصل آن که در کتاب مقدس است همخوانی ندارد و در بعضی موارد چیزی دیگر است. این داستانها قسمتهایی نیست که بتوان گفت شامل بخشهای تحریف شده ممکن است باشد! زیرا که ارتباطی با نبوت در مورد آینده ندارد یا اینکه نفع گروهی یا کسی در آن باشد که بخواهد آنرا جور دیگری تغییر دهد.و از آنجایی که تعداد این موارد زیاد است در واقع هدف من مقایسه بخشهای مشترک کتاب مقدس با کتاب قرآن است . که امیدارم این مقاسیه کفر محسوب نشود و اساتیدی باشند تا جوابی درخور و منطقی به این سوالات بدهند. اجازه بدهید که از ابتدا شروع کنم و هر بار یکی از این وقایع را برایتان بنویسم.
اولین تفاوت قابل تفکر در مورد زندگی نوح است و خانواده او - در سوره 11 آیات 42 تا 46 قرآن در مورد یکی از پسران نوح یعنی حام میخوانیم که جز گناهکاران بود و همراه نوح به کشتی سوار نشد بلکه قرآن اعلام میکند که غرق شد و نوح همراه دو پسر دیگرش سام و یافث سوار بر کشتی شد ! البته اسم پسرغرق شده نوح در قرآن نیست همانند خیلی از افراد دیگر در داستانهای متفاوت که نامی آز آنها ذکر نمیشود و این خود نیز بسیار سوال برانگیز است. اما اگر در اینتر نت جستجو کنید و شجره نامه انبیاء را پیدا کنید بر اساس اعتقاد مسلمانان تنها نام دو پسر نوح یعنی سام و یافث نوشته شده است. از این رو میتوان گفت که فرزند غرق شده حام است. سوره 11 آیات 42 تا 46 و آن [كشتى] ايشان را در ميان موجى كوهآسا مىبرد و نوح پسرش را كه در كنارى بود بانگ درداد اى پسرك من با ما سوار شو و با كافران مباش (42) گفت به زودى به كوهى پناه مىجويم كه مرا از آب در امان نگاه مىدارد گفت امروز در برابر فرمان خدا هيچ نگاهدارندهاى نيست مگر كسى كه [خدا بر او] رحم كند و موج ميان آن دو حايل شد و [پسر] از غرقشدگان گرديد (43) و گفته شد اى زمين آب خود را فرو بر و اى آسمان [از باران] خوددارى كن و آب فرو كاست و فرمان گزارده شده و [كشتى] بر جودى قرار گرفت و گفته شد مرگ بر قوم ستمكار (44) و نوح پروردگار خود را آواز داد و گفت پروردگارا پسرم از كسان من است و قطعا وعده تو راست است و تو بهترين داورانى (45) فرمود اى نوح او در حقيقت از كسان تو نيست او [داراى] كردارى ناشايسته است پس چيزى را كه بدان علم ندارى از من مخواه من به تو اندرز مىدهم كه مبادا از نادانان باشى (46) از طرفی در کتاب مقدس نام کلیه خانواده نوح و سه پسرش و همسران پسرانش و فرزندان پسرانش بطور دقیق ثبت شده است که جای هیچ شکی باقی نمیگذارد که هر سه پسر نوح همراه با همسران خود سوار بر کشی شده اند و بعد از طوفان هم اسامی فرزندان هر سه پسر ثبت شده است ! لطفا اگر کسی توضیحی دارد خوشحال خواهم شد که بخوانم. پیدایش باب 7 آیات 1 تا 16 [sup]1و خداوند به نوح گفت: «تو و تمامي اهل خانهات به كشتي درآييد، زيرا تو را در اين عصر به حضور خود عادل ديدم. 2و از همه بهايم پاك، هفت هفت، نر و ماده با خود بگير، و از بهايم ناپاك، دو دو، نر و ماده، 3و از پرندگان آسمان نيز هفت هفت، نر و ماده را، تا نسلى بر روى تمام زمين نگاه دارى. 4زيرا كه من بعد از هفت روز ديگر، چهل روز و چهل شب باران مى بارانم، و هر موجودى را كه ساختهام، از روى زمين محو مى سازم.» 5پس نوح موافق آنچه خداوند او را امر فرموده بود، عمل نمود. 6و نوح ششصد ساله بود، چون طوفان آب بر زمين آمد. 7و نوح و پسرانش و زنش و زنان پسرانش با وى از آب طوفان به كشتى درآمدند. 8از بهايم پاك و از بهايم ناپاك، و از پرندگان و از همه حشرات زمين، 9دودو، نر و ماده، نزد نوح به كشتى درآمدند، چنانكه خدا نوح را امركرده بود. 10و واقع شد بعد از هفت روزكه آب طوفان بر زمين آمد. 11و در سال ششصد از زندگانى نوح، در روز هفدهم از ماه دوم، در همان روز جميع چشمههاى لجه عظيم شكافته شد، و روزنهاى آسمان گشوده. 12و باران، چهل روز و چهل شب بر روى زمين مى باريد. 13در همان روز نوح و پسرانش، سام و حام و يافث، و زوجه نوح و سه زوجه پسرانش، با ايشان داخل كشتى شدند. 14ايشان و همه حيوانات به اجناس آنها، و همه بهايم به اجناس آنها، و همه حشراتى كه بر زمين مى خزند به اجناس آنها، و همه پرندگان به اجناس آنها، همه مرغان و همه بالداران. 15دودو از هر ذى جسدى كه روح حيات دارد، نزد نوح به كشتى در آمدند. 16و آنهايى كه آمدند نر و ماده از هر ذى جسد آمدند، چنانكه خدا وى را امر فرموده بود. و خداوند در را از عقب او بست. [/sup] پیدایش باب 10 آیات 2 و 6 و 22 [sup]2پسران يافث: جومَر و ماجوج و ماداى و ياوان و توبال و ماشَك و تيراس.[/sup] [sup]6و پسران حام: كوش و مِصرايم و فوط و كنعان.[/sup] [sup]22پسران سام: عيلام و آشور و ارْفَكْشاد و لُود و اَرام.[/sup][sup] [/sup][sup] |
|||
| آغاز صفحه 12 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۳:۴۹, ۲۳/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۴ ۳:۵۸ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #111
|
|||
|
|||
|
مناظره با یک مسیحی!
معمولا پیروان مکاتب و ادیان خیلی کم پیش میاد خودشون رو در ترازوی سنجش قرار بدن . دوستان مسیحی و ... اخرش میگن : نباید فکر کرد باید شهود کرد و راه تعقل رو میبندند . احتمالا شما تجربه اول بحث کردنت بود . البته ناراحت نشو . بجاش عمیق فکر کن . و هیچ وقت تسلیم این جمله نشو ((نباید فکر کرد )) در دینی که به اسم مسیحیت ساختن هر وقت کم اوردن این جمله رو گفتن . خصوصا زمانی که دیگه کلیسا نتونست متفکرین رو اعدام کنه و جلو روند تفکر اونها رو بگیره . مکتب شما خیلی عمیق تر از سطور کتب مقدس زیر سواله . سوالات جدی که تا حالا کسی جواب نداده و باعث شد مکتب فلاسفه عقل گرای غربی بر علیه شما بشوره موفق باشی |
|||
|
|
۱۲:۴۸, ۲۳/آبان/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۳/آبان/۹۴ ۱۲:۵۶ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #112
|
|||
|
|||
نقل قول:«آنچه مقدّس است، به سگان مدهيد و نه مرواريدهاي خود را پيش گرازان اندازيد، مبادا آنها را پايمال كنند و برگشته، شما را بدرند.داریوش گرامی آدم معتقد مثل آدم عاشقه. عیبای معشوقش رو نمی بینه. از نظرش معشوق در و گهریه که دیگران توانایی دیدنش رو ندارند. به قول قدیمیا، عاشق کوره و باید یه نفر که خارج از این احساسات هست دستش رو بگیره و راه رو بهش نشون بده. حقیقت خارج از ذهن ماست و راه تشخیصش هم منطقه. از خودتون بپرسید: "چرا من به این کتاب اعتقاد دارم؟ چرا فکر می کنم درسته؟ چی باعث شد که به درستیش اعتقاد پیدا کنم؟ ..." . این سوالات رو خیلی محکم از خودت بپرس. انگار که در جایگاه مخالف خودت نشستی. این بهت کمک می کنه که مسائل رو بهتر بشناسی. شما همین تفکر انتقادی رو در مورد مقدسات خودتون هم به کار بگیرید و ببینید که چقدر دیدتون به دنیا باز میشه. توصیه می کنم با مقایسه تورات و علم شروع کنید. از کمک مخالفان عقیده ات حتماً استفاده کن. اونها بهت کمک می کنند که دیدگاه متفاوتی به قضیه نگاه کنی. |
|||
|
|
۱۳:۰۴, ۲۳/آبان/۹۴
شماره ارسال: #113
|
|||
|
|||
(۲۳/آبان/۹۴ ۲:۰۴)داریوش نوشته است:با سلام خدمت داریوش و دوستانی که همراه ما بودن تو این مدت ( چیزی بیش از 80 پست مفید ) بنده سوالی مطرح نمیکنم چون ایشون اعلام کردن که دیگه نمیان و چون نیستن و نمیتونن دفاع کنن ، حقشون رعایت بشه.ولی پاسخ به توهین ایشون میدم. دوستانی هم که میل دارن برن تو مجموعه متدینین کتاب مقدسی که اینجا بحثش شد ازاد هستن فقط قبلش تعقل کنن. جناب داریوش 5 سوال مطرح کردن و با خودشون به 3 تا رسیدیم و برسی کردیم و چون دیگه تحمل نداشتن به بقیه نرسیدیم. (۲۳/آبان/۹۴ ۲:۰۴)داریوش نوشته است: |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |










