|
آیتالله محمد شجاعی به لقاءالله شتافت
|
|
۱۹:۲۴, ۷/دی/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم آیتالله محمد شجاعی از اساتید اخلاق، ظهر امروز در سن ۷۴ سالگی به لقاءالله شتافت. ![]() خبرگزاری فارس: آیتالله محمد شجاعی به لقاءالله شتافت به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، آیتالله محمد شجاعی از اساتید اخلاق ظهر امروز (دوشنبه ۷ دیماه) در یکی از بیمارستانهای تهران دار فانی را وداع گفت. وی از نیمه آذر به دلیل تشدید حملات قلبی در بیمارستان بستری بود. آیتالله محمد شجاعی متولد شهریور ۱۳۲۰ در زنجان بود. مواعظ و مباحث اخلاقی این عالم ربانی در کتابهایی همچون «ضیافت حقیقی»، «چراغ هدایت»، «طریق نظری تزکیه»، «طریق عملی تزکیه»، «معاد»، «رساله محبت»، «کیمیای وصال»، «بقیةالله» و «پنج رساله» منعکس شده است. ![]() خبرگزاری فارس رحلت آیتالله شجاعی را به نزدیکان ایشان و خانواده بزرگ روحانیت تسلیت میگوید . در ادامه برخی نکات اخلاقی این استاد حوزه علمیه پیرامون شخصیت و نهضت امام حسین (ع) قابل مطالعه است: ـ «حر» آزادهای که لیاقت شهادت در کنار امام حسین (ع) را داشت ـ یاران امام حسین (ع) «اصفیاءالله» هستند ـ وحدت روحی با امام حسین (ع) نجات دهنده از آتش است ![]() |
|||
|
|
۲۲:۳۴, ۷/دی/۹۴
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
... ان شاء الله تولد رسول اکرم صلوات الله علیه و آله و امام صادق سلام الله علیه، مبارک باشد؛ آیا می دانید رمز اینکه چرا دو تولد در یک روز بوده؟ آیا تا حالا به این مسأله فکر کرده اید؟ آن که رسول الله صلوات الله علیه آورده از جانب خدا، بیانگر اصلی آن، در واقع که بعدها در روایات بسیار زیاد توضیح داده، امام صادق سلام الله علیه است. شما کتابها را باز کنید روایاتی که اکثرا نقل شده از امام صادق سلام الله علیه است، عن ابی عبدالله عن ابی عبدالله... از حضرات دیگر هم هست اما اکثر روایات و بیانات از امام صادق علیه السلام است. با اینکه فرصتشان زیاد بوده، زیاد هم حضرت را اذیت کردند، منصور اذیت های زیادی کرد؛ هم عمرش زیاد است نسبت به ائمه اطهار صلوات الله علیهم، هم اذیت دیده اما زیاد هم مسائل را بیان فرموده است. یک نکته بگویم: ما می گوییم أشهد أن محمدا رسول الله معنی اش این است که رسول الله صلوات الله علیه فرستاده خداست، ما شهادت می دهیم که او فرستاده خداست، هر چه گفته چه در قرآن و چه از خودشان نقل شده که همان تفسیر قرآن است؛ تکرار می کنم: ما شهادت می دهیم که أشهد ان محمدا رسول الله یعنی هرچه در قرآن آورده، دستورات خداست، هر چه خودش گفته توضیح آنهاست، ما اتاکم الرسول فخذوه و ما نهاکم عنه فانتهوا هر چه رسول الله به شما آورده قبول کنید و آنچه نهی کرده است ( قرآن و بیانات خودش ) آنها را ترک بکنید. اینکه که ما می گوئیم حالا ببینیم که این گفته ما درست است یا نه؟ آیا راست می گوییم یا نه؟ خودمان قبول کنیم راست می گوییم؛ فرموده رسول الله صلوات الله علیه، فرموده خداست و آنچه خودش گفته، توضیح فرموده های خداست؛ این را ما می گوییم آیا قبـــول داریم اینطــور هستیــم؟ پس چنان کن فعل خود کان بی زبان باشد أشهــــد گفتــن و عیــن بیـــــــان گفتن أشهد أن لا اله الا الله و أشهد أن محمدا رسول الله آسان است اما مسأله در یکی بودن اعمال و رفتار انسان، با این شهادت است؛ ما دروغ می گوییم أشهد أن لا اله الا الله ، ما فرمایشات حضرت را عمل نمی کنیم؛ مولوی می گوید: (درشعربالا) شما اعمالتان را، افعالتان را درست کنید، طبق دستورات حضرت باشد، شما بی زبـــــان گفته اید أشهد أن محمـــدا رسول الله. تا همه تن عضو عضوت ای پسر / گفته باشد أشهـــد اندر نفـع و ضّـر رفتن بنــده پــی خواجـــه گواست / که منم محکوم و این مولای ماست مولوی قدیم بنده های زر خرید بودند و کسانی آنها را می خریدند، بنده دنبال کسی می رفت که بنده او بود، همیشه دنبال او بود؛ اینکه دنبال او می رود عملا نشان می دهد منم محکــوم و این مــولای ماست. خود رفتنش حکایت این معنا را می کند که این مولای ماست و من هم بنده این هستم، تو لازم نیست بگویی أشهد أن لا اله الا الله و أشهد أن محمدا رسول الله؛ کارتان را، اعمالتان را طوری کنید که اعمالتان و اعمالمان أشهــــد گفــتن باشد بدون زبان؛ بیشتر شرح ندهم، شرح بدهم نا امیدی می شود، بلاخره باید عمل کنیم ... . ازبیانات استاد آیت الله محمد شجاعی منبع |
|||
|
|
۲۳:۴۵, ۷/دی/۹۴
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
خدا رحمتشون کنه
چه خوشبخته کسی که اسمش با اسم امام حسین عجین بشه حتی برای لحظاتی |
|||
|
|
۰:۱۰, ۸/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/دی/۹۴ ۰:۱۱ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
اصلاح نفس را از امام حسین (علیه السلام) طلب کنیم نه شفاعت عامیانه را
آیتالله محمد شجاعی با بیان راهکارهایی در خصوص چگونگی درخواستها از امام حسین (علیه السلام) میگوید: از سیدالشهدا (علیه السلام) بخواهید تا شما را اصلاح کند و بعد از آن راه عبودیت را در پیش بگیرید. از درک و شناخت سیدالشهدا(علیه السلام) عاجزیم بدانید که من و شما سیدالشهدا(علیه السلام) را نمیشناسیم و نمیتوانیم بشناسیم؛ ولی بدانید که اگر توانستید، نظری از حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) برای خودتان، برای اصلاح شدن و برای اینکه خدا گذشته شما را ببخشد و بعد از این شما را به راه بیاورد کسب کنید، سود بردهاید و الا اگر بنا باشد ما از این راههای خاصی که خدا برای ما باز کرده است، نتوانیم استفاده کنیم، از غیر آنها برای ما آنچنان که وضع ما نشان میدهد مشکل است. سعی کنید که توجه آن حضرت را به خودتان جلب کنید. البته نه عامیانه، برخی عوام هرکاری کردهاند و انجام میدهند و بعد فکر میکنند که شفاعت سیدالشهدا(علیه السلام) به این معنا است که یعنی همینطور باشید و بعد مشمول شفاعت میشوید. زمانی که ایام عزاست، عزاداری کنید، دلتان بشکند، گریه کنید و در همان حال، درد و حاجتتان این باشد که از حضرت بخواهید تا نظری به شما کند، به این معنا که شما درست شوید. ما نفس داریم و برخی از اهل عرفان میگویند که این نفسها را باید یک پیری بکشد و نظر خاصی میخواهد و حالا حرف ما این است که سیدالشهدا(علیه السلام) باید این کار را انجام دهد. برخی پیرهای دیگری را نسبت دادهاند که «نفْسکُش» هستند. نفسکش رسولالله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است. حضرت امیر(علیه السلام) است و حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) و کل حضرات معصومین(علیه السلام) هستند و به خصوص سیدالشهدا(علیه السلام) در این باب حساب خاصی دارد. اسراری است که حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) در کشتن نفس نظری بیندازد که من و شما عوض شویم. آنچه در دست ما نیست و ما از انجام آن عاجزیم به لحاظ اینکه اراده ضعیف داریم. من شما را به این دعوت میکنم که چنین نظری از آن حضرت جلب کنید و نه به آن شفاعت عامیانه. حتما دردمندانه گریه کنید و در آن زمان از حضرت بخواهید که به شما توجه کند. یعنی شفاعت کند عندالله. از امام حسین(علیه السلام) بخواهید تا توجه کند که شما بعد از این مالک نفس خودتان باشید. توجه کند که شما متوجه باشید که بعد از این راه عبودیت را در پیش بگیرید. توجه کند که خدا گذشته شما را ببخشید. اگر توانستید چنین نظری از امام حسین(علیه السلام) جلب کنید، واقعا نمیتوان گفت که چه اندازه سود بردهاید. از این نکته غفلت نکنید که خدا بابی به روی ما باز کرده است. حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) باب خاصی است و بدانید که مقام خاصی دارد و انبیا از اول تا آخر نسبت به سیدالشهدا(علیه السلام) ارادت خاص دارند. امام حسین(علیه السلام) «بابالله» است بیت خدا، همان بدن سیدالشهدا(علیه السلام) است. دل سیدالشهدا(علیه السلام) که خونش ریخته شد اصل بیت است. دل معنویاش که جایگاهش همان دل ظاهری بود، آن عرش خدا و بیت حق و اصل بیت خداست. عرفا گفتهاند که کعبه ظاهر مکه است و کعبه باطن کربلاست یعنی سیدالشهدا(علیه السلام) کعبه باطن است. «خلقکم الله انواراً فجعلکم بعرشه محدقین حتی منّ علینا بکم فجعلکم فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه» همین قدر بدانید که بدن سیدالشهدا(علیه السلام) بیت اصلی خداست. روایتی را دیدم که در جهنم مقامی است که فقط با قتل سیدالشهدا(علیه السلام) میشد به آنجا رسید و آن قاتل به آن رسید و همچنین با قتل حضرت یحیی(علیه السلام)، یعنی منزلتی در آن آتش است که تنها این دو قاتل به آن رسیدند. ایام محرم را مغتنم بدانید و عزاداری و گریه کنید و آداب را هم مراعات کنید و هنگام گریه از امام(علیه السلام) توجه بخواهید. یادتان نرود که اکثر این بزرگان ارباب باطن که به جایی رسیدند، با توجه آن حضرت رسیدند . گریه بر سیدالشهدا(علیه السلام) حسابهای ویژهای برای انسان باز میکند گریههایی که خالصانه برای امام حسین(علیه السلام) میشود، کوچک نشمارید. اگر دلتان برای سیدالشهدا(علیه السلام) بسوزد، خیلی برای آن حساب باز خواهد شد. ما ساده میبینیم که این دل ناچیز برای حضرت میسوزد و اشک چشم میریزد، ولی ساده نگیرید که مسئله خیلی مهم است. از طرف دیگر سعی کنید که در عین حال که در جمع گریه میکنید، تنهایی هم گریه داشته باشید. که آن هم حساب خاصی دارد. اگر من و شما مقداری حساب داشته باشیم، باید اشک چشم را داشته باشیم.» امام حسین(علیه السلام) یک وقتی محضر حضرت امیر(علیه السلام) بود. امام علی(علیه السلام) به فرزندش نگاه کرد و با لقب خاصی او را یاد کرد: «یا عبرة کل مؤمن!»؛ «ای اشک چشم هر مؤمن». بعد سیدالشهدا(علیه السلام) به پدرش گفت: من را میگویی؟ امام علی(علیه السلام) گفت: بلی، ای فرزندم. در این ایام لعن بر قاتلین سیدالشهدا(علیه السلام) به صورت وظیفه برای شما باشد تا ارتباط روحیتان تکمیل شود. لعن بر قاتلین، آنها که در قتل شرکت کردند. اصل قاتل، محرکین، شرکتکنندگان، راضیان به قتل و در هر زمان، کسانی که راضی به قتل آن حضرت شدند، لعن آنها را به عنوان یک وظیفه لازم و مکمل ارتباط درونی و قبلی خود با آن حضرت بدانید. سیدالشهدا(علیه السلام) اشک چشم هر مؤمن است در صفحه 280 جلد 44 بحار الانوار آمده است که نزد امام صادق(علیه السلام) هروقت یاد سیدالشهدا(علیه السلام) میشد، در آن روز کسی امام صادق(علیه السلام) را متبسم نمیدید. این روایت به نقل از منشد روایت شده که نزد امام صادق(علیه السلام) میرفت و از مصائب سیدالشهدا(علیه السلام) میخواند و امام(علیه السلام) گریه میکرد. بعد همین شخص میگوید که امام صادق(علیه السلام) فرمود: «الحسین عبرة کل مؤمنین»؛ «حسین اشک چشم هر مؤمن است.» حقیقت سیدالشهدا و حقیقت رسولالله و اما علی(علیه السلام) و همه معصومین(علیه السلام) همان عرش است و روح آنها عرش و بالاتر از آن است. عرش مرتبهای از مراتب وجودی آنان است. عرش، اصل بیتالله است و اصل عرش، دل معنوی یعنی روح شریف سیدالشهدا(علیه السلام) است. روح سیدالشهدا(علیه السلام) و حضرات معصومین که حاملان مقام ولایت مطلقه هستند، ارواح اینها در مرتبه عرش است؛ گرچه فوق عرش هم هستند که اصل بیتالله است، عرش هم صورت نازلش بیتالمأمور که در عوامل پایینتر است. صورت نازله بیتالمأمور هم عبارتست از کعبه ظاهر. این کعبه ظاهر هم سراسر اسرار است. این کعبه نازلهای از بیتالمأمور، بیتالمأمور هم نازلهای است از عرش و عرش اصل بیتالله است. حقیقت سیدالشهدا(علیه السلام) هم عبارتست از عرش که همان بیتالله است. نور الهی در دل ائمه معصومین(علیه السلام) قرار دارد حقیقت نوری سیدالشهدا(علیه السلام) و همه ائمه اطهار(علیه السلام) ـ البته فراموش نکنید که سیدالشهدا(علیه السلام) در این باره خصوصیت دارد ـ عرش است. روح اینها با بدن دنیویشان ارتباط دارد و در بدن با قلب ارتباط دارد. دل معنویاش میشود بیت معنوی، دل صنوبریاش میشود بیت ظاهری و بدنش هم باز بیت است. در زیارت جامعه کبیره میخوانیم: خلقکم الله انوارا فجعلکم بعرشه محدقین؛ خدا حقیت شما را بالا خلق کرد و شما را در اطراف عرشش قرار داد. حتی منّ علینا، تا آنکه خدا بر ما منت گذاشت. فجعلکم فی بیوت؛ شما را آورد در بیوتی قرار داد که مقصود از بیوت، همین بدن دنیوی است. یعنی خدا منت گذاشت، نور بالا و حقیقت بالا را در این بیوت که ابدان شریفه دنیوی آنهاست، قرار داد تا برای ما در دسترس باشد. از اینجا به سراغ آیه نور برویم. «الله نور السموات و الارض»، خدا با نورش در آن مصباح که تجلی میکند، این مصباح را میگوید که در بیوت است. آن نور که مصباح است و مصباح که در زجاجه است و زجاجه که در مشکوة است، میگوید در بیوتی است که زیارت جامعه میگوید: فجعلکم فی بیوت اذن الله ان ترفع و یذکر فیها اسمه. تطبیق میکند و معلوم میشود که در بطن، مقصود از بیوتی که در سوره نور آمده، ابدان شریفه ائمه اطهار(علیه السلام) است. نور الهی که در مصباح است، در دل اینهاست در مراتب مختلف برخی از عرفا میگویند که وقتی به نماز بلند میشوید، اول توجه به کعبه باطن کنید که حضرت سیدالشهدا(علیه السلام) است و بعد نماز بخوانید. این را در آداب قبله گفتهاند و ظاهراً امام(رحمة الله علیه) در «اسرار الصلوة» این را نوشته است. اینجور برداشت از آیات و روایات و دعاها میشود روایت خاص در این باب به این مضمون وجود نداریم. در اصول کافی روایت است. شخصی به نام داودبن فرقد میگوید که دیدم کبوتری میخواند. امام صادق(علیه السلام) به من گفت که میدانی آن کبوتر چه میگوید. گفتم که نمیدانم گفت که قاتلان ابیعبدالله(علیه السلام) را نفرین میکند و بعد گفت که سعی کنید از این کبوتر در منزلهاتان داشته باشید. منبع |
|||
|
|
۳:۲۱, ۸/دی/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
خدا رحمتش کنه بسیار ناراحت شدم ایشون یکی از بزرگهای روحانیون بودند از شاگردان علامه طباصبائی شادی روحش صلوات الهم صل علی محمد واله محمد |
|||
|
|
۲۲:۴۰, ۹/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/دی/۹۴ ۲۲:۴۰ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
همزمان با اصلاح خویش در محبت به اباعبدالله (علیه السلام) بکوشید
آیتالله محمد شجاعی میگوید: امام حسین (علیه السلام) بابالله و سفینه نجات است و هر چه میتوانید در عین اینکه در اصلاح خود میکوشید در محبت خود به اباعبدالله (علیه السلام) و در گریه و تأثر زیاد بکوشید. جزئیات واقعه کربلا برای پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مکشوف بود رسولالله غیر از اینکه از جریان عاشورا خبر داشت، جزئیات این جریان برای ایشان مکشوف بود. مقام رسول (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بالاتر از آنچیزی است که در تصور ما قرار دارد و برای او عادی بود که بساط زمان و مکان برچیده شود و حجاب مکان و زمان از میان برخیزد و طیالارض و طیالزمان کند. هضم این مطلب برای عقل مشکل است؛ اما تنها از یک منظر جنبه فلسفی دارد و از یک منظر جنبه یافتنی دارد؛ ولی مسلّم است که طی زمان و مکان برای انسان در مواقعی ممکن است و اگر حجاب زمان و مکان برای ما برخیزد، امکان رؤیت واقع عاشورا را خواهیم داشت. امکان طیالارض و طی الزمان هنگامی رخ میدهد که انسان به خودش بازگردد. اگر کسی با مجاهدت، ریاضت و تزکیه نفس به خودش برسد، طیالارض و طی الزمان برای او پیش میآید و انسان در صحنهای که اتفاق افتاده و یا در آتیه رخ خواهد داد، قرار میگیرد و گاهی که حضرات ائمه و معصومین (علیه السلام) گاهی خبر می دادند که چنین میبینیم و چنین میشود، این قرار گرفتن در صحنه و برچیده زمان و مکان است. حقیقت مکان غیر از این است که ما و همه عقلای تاریخ آن را فهمیدهایم و حقیقت زمان هم غیر از این است که بیان میشود. برای رسولالله طی زمان و مکان عادی بود و طبعاً جریان کربلا برای رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مکشوف بود. یعنی حجاب زمان و مکان برای ایشان برچیده میشد و ایشان گاهی در صحنه عاشورا قرار میگرفت. به همین خاطر دلش خیلی به درد میافتاد. روایت است که ام سلمه میگوید: رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شبی از نزد ما خارج شد و به مدت طولانی غایب شد. بعد از مدتی آمد که دیدم غبارآلود و پژمرده است و یک دستش هم را بسته است. گفتم: «ای رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چرا شما را اینطور میبینم؟» گفت: «الان من را سیر دادند به مکانی از عراق که به آن کربلا میگویند. در آنجا همه مصائب فرزندانم را به من نشان دادند. از خونهای آنها جمع میکردم و از مجموع خونها که جمع کردم در دستم هست.» بعد دستش را باز کرد و گفت: «بگیر و این را حفظ کن» از رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) چیزی گرفتم که مانند «خاکِ سرخ» بود. در شیشهای آن را حفظ کردم. این جریان نزد من بود. وقتی که امام حسین (علیه السلام) از مکه خارج شد و به سمت عراق رفت، هر روز آن را بیرون میآوردم و استشمام و گریه میکردم؛ اما وقتی روز دهم محرم شد، در اول روز، شیشه را بیرون آوردم و دیدم که در حال خودش است و در آخر روز که دوباره آن را نگاه کردم، دیدم که در آن خون تازه است. در خلوت خودم گریه کردم؛ ولی سعی کردم کسی صدایم را نشنود و دشمنان در مدینه به اذیت و آزار نپردازند. در محبت به اباعبدالله (علیه السلام) بکوشید این مکشوف بودن برای حضرت امیر (علیه السلام) هم بوده است. ابن عباس میگوید که به همراه حضرت امیر (علیه السلام) از کربلا میگذشتند که حضرت سخت در آن مکان گریست. چون مکشوف شده بود که در آنجا بر سیدالشهداء (علیه السلام) و اهل بیتش چه میگذرد. اینها همه اسرار است و حکایت از اسرار بودن میکند. امیدوارم که با این اسرار آشنا باشید و بتوانید خودتان را از شفاعت امام حسین (علیه السلام) بهرهمند کنید. امام حسین (علیه السلام) بابالله و سفینه نجات است و هر چه میتوانید در عین اینکه در اصلاح خود میکوشید در محبت خود به اباعبدالله (علیه السلام) و در گریه و تأثر زیاد بکوشید. اگر قلبتان از باب محبت به درد بیاید و چشمتان اشک داشته باشد، بدانید که ارزشمند است. منبع |
|||
|
|
۲۳:۵۲, ۹/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۹/دی/۹۴ ۲۳:۵۲ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
یا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي به مناسبت ارتحال ملکوتی استاد جامع اخلاق و عرفان، فقیه و فیلسوف کامل ، حضرت آیت الله محمد شجاعی قدس الله سره ، در روز پنج شنبه 10/10 /94 از ساعت 10:30 الی 12 ظهر مجلس ترحیم در مسجد نور واقع در میدان فاطمی برگزار خواهد شد. |
|||
|
|
۲۱:۳۸, ۱۲/دی/۹۴
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
تمام انبیای الهی شریک جریان کربلا بودند
آیتالله محمد شجاعی با استناد به روایات میگوید که جریان کربلا برای تمام انبیاء و اولیاء مطرح شده بود و آنها وظیفه داشتند که در این جریان شریک شوند و گاهی خونشان با خون سیدالشهداء آمیخته میشد. سوگواری برای حسین (علیه السلام) از زمان حضرت آدم هنگامی که حضرت آدم از بهشت به زمین هبوط کرد، بین او و حوا فاصله افتاد. آدم همینطور در زمین میگشت تا به سراغ حوا برود. به کربلا رسید و همین که پایش به آنجا رسید، دلش به حزن افتاد بدون اینکه علتش را بداند، درست در آن نقطه که سیدالشهداء (علیه السلام) به شهادت رسیده است، آدم پایش لغزید و از پایش خون آمد. آدم گفت: خدایا باز از من گناهی سر زد که این عقوبت به سراغ من آمد؟ ندا آمد که به خاطر گناه نیست. اینجا فرزند تو حسین(علیه السلام) را به ظلم میکشند. خون تو هم جریان پیدا کرد تا همگام با خون حسین (علیه السلام) باشد. از آدم که میگذریم به حضرت نوح میرسیم. شیخالانبیاء هم میبایست در این غم شریک میشد. وقتی کشتی نوح به کربلا رسید، زمین کشتی را به اضطراب انداخت و نوح هم به اضطراب افتاد و دعا کرد و گفت: خدایا، این خوف و اضطرابی که اینجا پیش آمد، قبل از این بر من وارد نشده بود، جریان چیست؟ جبرئیل آمد و گفت که ای نوح (علیه السلام) اینجا فرزند محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) خاتم انبیاء و فرزند خاتم اوصیا به قتل میرسد و کسی که لعین آسمانها و زمین است، او را به قتل میرساند. نوح هم قاتل سیدالشهداء (علیه السلام) را لعن کرد. پس نوح هم شریک حزن شد. خون ابراهیم (علیه السلام) با خون حسین (علیه السلام) همراه شد ابراهیم (علیه السلام) سوار بر مرکبی از کربلا میگذشت. از آنجا که میگذشت پای اسبش لغزید و ابراهیم (علیه السلام) به زمین افتاد. سرش شکست و خونش جاری شد. ابراهیم شروع به استغفار کرد. گفت: خدایا چه از من سرزده است؟ جبرئیل آمد گفت: از تو گناهی سرنزده است. اینجا سبط خاتمالانبیاء و فرزند خاتم اوصیا به قتل میرسد. خون تو جریان پیدا کرد تا با خون او همگام باشد. ابراهیم(علیه السلام) از جریانات کربلا سؤال کرد و متوجه شد که شخصی به نام یزید او را به قتل میرساند، ابراهیم (علیه السلام) او را لعن کرد. حضرت موسی (علیه السلام) نیز با یوشع در حرکت بود که به کربلا رسیدند. آنجا کفشاش پاره شد و خاری به پایش فرو رفت. خون پاهایش جریان پیدا کرد. گفت که خدایا چه چیزی از من سرزده است؟ جواب آمد که اینجا، حسین (علیه السلام) کشته میشود و خونش ریخته میشود. این خون تو هم باید آمیخته با خون حسین (علیه السلام) باشد. بعد سؤالاتی در خصوص حسین (علیه السلام) پرسید. جواب آمد که سبط محمد مصطفی(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و پسر علی مرتضی(علیه السلام) است. از قاتلش پرسید که گفته شد، لعین در همه حالت. موسی(علیه السلام) متأثر شد و قاتلین را لعن کرد. از سلیمان نبی هم که ملک عظیم داشت، آمده است که او در بساطش در هوا سیر میکرد. به فضای کربلا که رسید، باد بساط را به اضطراب انداخت و سلیمان از سقوط ترسید و باد آرام شد. بساطش در زمین کربلا نشست. سلیمان به باد گفت که چرا چنین کردی؟ باد گفت که اینجا حسین (علیه السلام) به قتل میرسد. پرسید حسین (علیه السلام)کیست؟ گفت: سبط محمد مختار و فرزند علی کرار است. از قاتلش پرسید و بعد به لعن قاتلش پرداخت. عیسی (علیه السلام) سوگوار حسین (علیه السلام) بود راه عیسی (علیه السلام) با حواریون به کربلا افتاد. دید که آهوان بیابان آنجا جمع شدهاند و میگریند. عیسی(علیه السلام) گریه کرد و حواریون هم گریستند؛ ولی نمیدانستند عیسی (علیه السلام) برای چه گریه میکند. پرسیدند؛ ای روحالله! چه چیز شما را به گریه انداخت. عیسی (علیه السلام) گفت؛ میدانید این چه زمینی است؟ اینجا جایی است که فرزند رسولالله احمد در آن کشته میشود و فرزند طاهره بتول به قتل میرسد. بعد عیسی (علیه السلام) به حواریون میگوید که آهوان از این بیابان دستبردار نیستند؛ چون به این تربت شوق خاص دارند. گریه رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم از حد بیرون بود. رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از همان اول که به معراج شرف شد، در آن معراج جریان برایش مکشوف شد. ملائکه نزد رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) میآمدند و قبل از تولد سیدالشهداء(علیه السلام) از شهادتش خبر میدادند. بعد از تولدش هم مکرر و مکرر جبرئیل و ملائک دیگر میآمدند و هنگامی که امام حسین (علیه السلام) کوچک بود، به رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تعزیت میگفتند و رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) سخت میگریست. رسولالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) منزلت سیدالشهدا (علیه السلام) که سرّ خداست را بهتر از همه میدانست و به همین دلیل بیش از همه برای امام حسین (علیه السلام) گریست و در روایت است که همه ملائکه به رسوالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) تسلیت گفتند. امسلمه میگوید: وقتی که رسوالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در منزل من بود و حسین (علیه السلام) را در آغوش داشت، چشمانش اشک ریخت. گفتم چه شده که گریه میکنی؟ گفت: که جبرئیل آمد و خبر داد و به من درباره فرزندم حسین (علیه السلام) تعزیت گفت که طایفهای از امت من او را میکشند. خدا شفاعت من را به آنها نرساند. جبرئیل هم خیلی برای امام حسین(علیه السلام) گریه کرده است. در محفل اولیاء و انبیاء این مسأله مطرح بود و حتی وظیفهای بود که آنها باید در جریان قرار میگرفتند و متأثر میشدند. باید در این جریان شریک میشدند و گاهی خونشان با خون سیدالشهداء(علیه السلام) آمیخته میشد. |
|||
|
|
۱۱:۱۵, ۱۷/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/دی/۹۴ ۱۱:۱۶ توسط ELENOR.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
اَولیایی تَحت قِبایی، لا یَعْرِفهُمْ غَیری
مجلس بزرگداشت به مناسبت ارتحال ملکوتی مجتهد مبارز، عارف فیلسوف، نابغه قرن، نادرِ دهر، مجاهد خستگی ناپذیر؛ حضرت آیت الله محمد شجاعی قدس الله سره، روز جمعه 18/ 10/ 94 از ساعت 14:30 الی16 در مسجد ارک واقع در میدان پانزده خرداد منعقد می گردد. شاگردان استاد سفر کرده ، خدمتگزار عموم شرکت کنندگان این مجلس می باشند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: 956449_PhotoA.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1391/10/12/956449_PhotoA.jpg)
![[تصویر: 13941007000697_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1394/10/07/13941007000697_PhotoL.jpg)
![[تصویر: tohid.jpg]](http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/img/daneshnameh_up/4/45/tohid.jpg)





