کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
خاطرات راهپیمایی عظیم اربعین حسینی 1394 - 2015
۲۳:۲۰, ۱۵/آذر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۹/آذر/۹۴ ۰:۰۵ توسط mohamad.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

خوبین ... خوبمCool

حدود یک ساعته رسیدم و گشتم و دیدم هنوز خبری از تاپیک امسال نیست

و دیدم ادمین گفته عکس مکس داشتین بزارین ما هم میزاریم

قبلش بیاد شهید مظلوم رکن آبادی هستیم

[تصویر: %D8%B1%DA%A9%D9%86.jpg]

پوست آل سعود رو خواهیم کند یه نمونش هم...

[تصویر: 01.PNG]

قبلا از شیوخ پاکدامن آقا و خانم ممنونم که معذور میدارند ما را

جای همه هم خالی بود هم پر ... خالی چون میتونستن بیان سعیشون رو بکنند بغیر از افرادی که عذر شرعی دارن و پر بخاطر اینکه وجدانا جای خالی نبود مخصوصا برای خواب Big Grin

[تصویر: 03.JPG]

ما اینجا خوابیدیم شب اول رو

جای سید ابراهیم خالی کباب زدیم به تن

مضیف حرم امیرالمومنین(علیه السلام) حدود تیر 240

اینم یکی از زائرین امسال

[تصویر: 02.JPG]

از پدرش اجازه خود عکسو گرفتم ولی وجداناً لُپشو نگرفتم شما هم نگیرید Big Grin

اینم غذای حضرتی حرم اباعبدالله (علیه السلام)

[تصویر: 04.JPG]

سید ابراهیم ناراحت نشو خواهشاً شاید خودتم گرفته باشیCool

عکس و فیلم بازم هست صبر کنید

آل رایتز ریزرود فور عبدالرحمن و برادران بجز پرویز

امضای عبدالرحمن
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۲۸, ۱۶/آذر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۴ ۲۲:۳۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #2
آواتار
نمیدونم اینو خوندید

اگر نخوندید حتی الامکان بصورت صوتی گوش بدید چه بهتر

http://farsi.khamenei.ir/audio-content?id=31564

.
.
.

سلام مجددتر

خاطره زیاده ولی هی فراموش میکنم لعنت بر شیطون

یعنی بقیه برنگشتن هنوز!!؟ بیان کمک

قبلش باید شدیداً از مسلمانان ناحیه عراق تشکر ویژه بکنیم که خیلی هاشون دقیقا دو ماه از زندگیشون میمونن

البته اجرشون با زیبای دوعالمه ولی به اندازه خودمون باید تشکر کنیم


یه بنده خدایی همونجا که نشسته بودم گفت خسته شدیم از این غذاشون و ... (مسلمونای اونجا دقیقا در حد وسعشون غذا میدن و غذای عرف خودشون رو میدن نه غذای دم دستی)

گفتم برادر من اون غذایی که خوردی بخاطر شما نبوده که اینطور در موردش حرف میزنی بخاطر امام حسین بوده و دوم اینکه بجای تشکرته صبح تا شب ازت پذیرایی کردن؟

گفت خب بله دیگه برای من نبوده برای امام حسینه....

.... (افراد خیـــــلی کمی اینطور بودن اینم یهویی خورد به تور ما)

تو دلم گفتم مگه بغیر از امام حسین هم شخص دیگه ای تو عالم وجود داره که خودت رو حساب کردی؟

یاد موکب های ص شیرازی خبیث و ملعون افتادم که بجای اینکه از امام حسین بنر بزنه از عکس منحوس خودش بود و بس

واقعاً هر کسی اومد و دید تو دلش گفت: اگر داری برای امام حسین کار میکنی عکس خودت اونجا چکار میکنه

هر کی نمیدونست فکر میکرد از جیب باباش داره خرج میکنه در حالی که کاملا مشخص بود ...

افراد هتاک،بی ادب،ترسو و ضعیف و خبیث و منافق (خوشبختانه جایگاهش قابل بیان نیست بین بزرگان ناحیه عراق)




آقا این عکس برای یکشنبه صبحه که رسیده بودیم مهران

[تصویر: 05.JPG]

چند نفر صحبتشون بود در مورد اینکه عراق چیه و ما ایرانیا فلانیم

این عکس روبرومون بود بهشون نشون دادم (البته من معلم نیستم ولی سنگین بود حرفشون)


همینطور بارها گفته میشد که ما که فارسیم باید هوای همو داشته باشیم

حرف ما هم در جواب این بود

ما فقط محب امام حسینیم و شماها هیچ برتری نسبت به مسلمونای ساکن ناحیه عراق ندارید



من وارد جزئیات نمیشم

فقط و فقط خواهشاً تبلیغ کنید در مورد اخلاق خوب با مسلمونای ساکن ناحیه عراق

مورد داشتیم طرف زده بود تو گوش خادم حرم امیرالمومنین !!

خیلی خادمای کربلا و نجف اذیت شدن متاسفانه

خیلی ضعف داریم در ناحیه خودمون در مورد اخلاق

توقعات بالا و غرور و ...

.
.
.
.
.

مادرشون قبول کنن از همه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۲۵, ۱۷/آذر/۹۴
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


چفيه ها را روى سرمان انداختیم و هدفون در گوشمان
زير لب "بسم الله..." گفتیم و مسير را آغاز کردیم
در طى مسير هم تنها يك نوا در گوشمان زمزمه مي كرد، آن هم حرف هاى حضرت ماه (علیه السلام) بود : «تزورونى اعاهدكم...»


و تمام مسير را به همين اميد و با شوق حرف هاى خون خدا(علیه السلام) طى کردیم!
عشق بازى با عهدى كه حضرت ماه (علیه السلام) با مای گدا مى بست
و تضمين مى كرد شفاعتمان را...
تضمينى به شرط شناخت : «تعرفونى شفيع عنكم...»



و چنان سرمست شدیم از اين كه كربلا بزم محبت است
و ما آن گدايانى كه حضرت ماه(علیه السلام)، خود، اسممان را ثبت مي كرد، ثبتى شاهانه! «اساميكم اسجلها اساميكم...»



و خوشامدمان می گفت : «هلا بيكم يا زوارى هلا بيكم...»

و تمام مسير را حضرت ماه(علیه السلام) مراقبمان بود. كه "خارى" در پايمان نرود...




و بانوى صبر دلشاد و غمگين بود:
دلشاد از اين كه به ديدارش می رفتیم و تسكينى بودیم بر آلام و دردهايش

و غمگين كه در كربلاى ٦١ هجرى نبودىم تا على اكبر(علیه السلام) ارباً اربا نشود، كه رضيع، نحر نشود، كه حسين بالاى نعش عباس(علیه السلام) كمرش نشكند،

كه نگويد: سوى چشمان من رفته يا عباس كوچك شده؟
كه حضرت ماه(علیه السلام) زير سم اسبان گم نشود . . .
كه بانوى صبر، فاطمه ى ٣ ساله و بانوى آرامش و وقار و متانت را به اسيرى نبرند...



آرى آرى...

پاهايمان طىّ زمين مي کرد و دل هایمان طىّ زمان . . .
و اشكهايمان حضرت ماه را سيراب . . .
خون خدايى را سيراب مي كرد كه كشته ى اشك است. . . انا قتيل العبرات. . .



در طول مسير، هر قدم كه بر می داشتیم و هر ستون كه مي شمردیم گام هايمان لرزان تر مى شد و در عين حال استوارتر. . .
چشم هايمان بى تاب ديدار بهشت،
و اشك هايمان سرازير و جارى از اينكه چرا در كربلاى ٦١ اُم نبودىم . . .



ستون به ستون واله تر و حيران تر مي شدیم،
و حسين خود تضمين مي كرد كه حمايتمان كند: «على الموعد اجى يمكم...»
و لا ابعد و اعوف عنكم...
و "يكتا" اميرالمؤمنين تاريخ را ضمان مي كند : «محاميكم و حق حيدر محاميكم...»
يعنى به حق حيدر قسم كه حمايتت مي كنم، و به تعبير من و تو : هوايت را دارم ...



و فقط به يك چيز وصيت مي كرد: «اوصيكم على الراية اوصيكم...»
كه پرچم نيفتد، علم زمين نخورد، كه علمدار، عباس وار علمدارى كند . . .



ما در چند روز تمام آن داغ را مرور کردیم
و تنها "مرور" ...
اما بانوى صبر تمامش را... تمامش را... تمامش را در يك نيم روز "ديد"...



اين بار از تن زينب جان نمى رود، دلشوره نمي گيرد كه برادرم تنهاست...
خيال بانو را راحت کردیم كه هر چند عباسش نمى شوىم، اما "عابس"وار مدافعش هستىم و زير لب تكرار می کنیم: «زينب لن تسبى مرّتين...»


و پاى حرفمان را با خونمان امضا مي كنیم...


پ.ن :
سفر و هرچی که در اون بود، جز زیبایی نبود. جز دو مورد از نظر من :
مدیریت ضعیف نه، فوق العاده افتضاح ایران برای سازماندهی زائران موقع برگشت تو مرز مهران. که موقعیت فرصت طلبی برای یه عده را فراهم کرده بود

حضور خانوم هایی که تک و تنها یا نهایت نهایت دو سه نفره، خودشون به این سفر اومده بودن بدون هیچ کدام از اعضای خانواده یا محارمشون یا حداقل حداقل تحت یه کاروان ===> درسته که مسیر نجف تا کربلا امن بود، ولی کل سفر که فقط این مسیر نبوده و این نوع مسافرت تنهایی که در یه کشور خارجی و با یه زبان متفاوته اصلا در شان یک زن نیست.


التماس دعا




امضای مصباح
[تصویر: photo_2017_04_20_14_10_20.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۳۵, ۱۷/آذر/۹۴
شماره ارسال: #4
آواتار
نقل قول:حضور خانوم هایی که تک و تنها یا نهایت نهایت دو سه نفره، خودشون به این سفر اومده بودن بدون هیچ کدام از اعضای خانواده یا محارمشون یا حداقل حداقل تحت یه کاروان ===> درسته که مسیر نجف تا کربلا امن بود، ولی کل سفر که فقط این مسیر نبوده و این نوع مسافرت تنهایی که در یه کشور خارجی و با یه زبان متفاوته اصلا در شان یک زن نیست.
ما که قسمت نشد بریم... ولی از اطرافیانم افراد زیادی رفتن. گاهی اوقات نکات تکان دهنده ای هم راجع به حجاب بانوان ایرانی توی اون مسیر از لابه لای حرفها میشنوم!
حرفی برای گفتن ندرام! بماند...

امضای فدايي ولايت
مجـازی هستیم اما... دلمـان مجازی نــیست؛ میشکند...
:::حواست به تایپ کردنت باشد:::
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۴۰, ۱۷/آذر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آذر/۹۴ ۱۴:۵۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #5
آواتار
داشتم ارسال بعدی تاپیک رو میزدم که اینو دیدم

نقل قول:حضور خانوم هایی که تک و تنها یا نهایت نهایت دو سه نفره، خودشون به این سفر اومده بودن بدون هیچ کدام از اعضای خانواده یا محارمشون یا حداقل حداقل تحت یه کاروان ===> درسته که مسیر نجف تا کربلا امن بود، ولی کل سفر که فقط این مسیر نبوده و این نوع مسافرت تنهایی که در یه کشور خارجی و با یه زبان متفاوته اصلا در شان یک زن نیست.

بنظر بنده اگر زنی بدونه با حضورش در زیارت تنه اش به تن نامحرم میخوره و اونجا بره زیارتش قبول نیست که هیچ باعث رنجش صاحب اونجا هم میشه (رنجش امام معصوم میدونید یعنی چی) فتوا نبود یه حرف عقلی بود>>اگر مهمترین شاخصه بزرگترین شخصیت کربلا یعنی حضرت عباس غیرتشونه باید یه عملی هم داشته باشیم

متاسفانه برخی خانما اصلا اهمیت نمیدن که بابا طرف نامحرمه فکر کن برق فشار قویه (که در اصل باطن از اون بدتره) (حرف خوب رو بشنوید حتی از من)

کل این حرکت عظیم مستحبه ولی رعایت این مورد واجبه


اینی که گفتن رو من متوجه نشدم چون برخوردی نداشتم ولی هستن چنین افرادی

یسری چیزای دیگه هم هست که از همون موارد حناقه ولی جلو غریبه نمیشه گفت
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۰:۲۶, ۱۷/آذر/۹۴
شماره ارسال: #6
آواتار
خوش به حال کسایی که رفتن واقعا خوش به حا لشون
چندین بار وقتی تلویزدون راهپیمایی هارو نشون می داد حسابی بغض گلوم رو گرفت
نمی دونم چرا بعضی وقت ها اصلا خدا به حرفام گوش نمی ده

امضای He will come

"حسین(علیه السلام)بشتر از آب تشنه لبیک بود ولی افسوس که به جای افکارش زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین درد او را بی آبی معرفی کردند"
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۸, ۱۸/آذر/۹۴
شماره ارسال: #7
آواتار
یکی از مهم ترین اتفاقات خوبی که برام افتاد در سفر انجام نیتی بود که پارسال داشتم

پارسال اگر خاطرتون باشه (دوست نایاب) قرار شد با یه بنده خدایی برم برای ماساژ زائرا

ایشون چند وقت پیش منیسک پاش پاره شد و نرسید بیاد

خودم هم انقدر گرفتاری سرم ریخته بود که بصورت کلی از تدارک وسایل لازم بازموندم تا خود پیاده روی

حدود تیر 550 داشتم میرفتم که یه موکب ماساژ دیدم

و دیدم یه جای خالی داره (روی زیر انداز)

گفتم کور از خدا چی میخواد...دوتا چشم بینا ......

مصدوم آمادس!

رفتم یه نفر از افرادی که تو صف بودن رو به چنگ آوردم و ...

خوشبختانه یه چند ساعتی تونستم خدمت کنم

یه بنده خدایی از ساکنای ناحیه عراق که خوابش برد در حد خُر خُر

امسال فیلمی دیدم که ماساژوره از اسپری ضد درد استفاده میکرد

اگر زنده بودم با خودم میبرم

یکی از کم خرج ترین موکب های پیاده روی برای ماساژه...هیچی لازم نداره

این فیلمو دانلود کنید

السلام علیک یا حسن مجتبی غریب
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۳۷, ۱۹/آذر/۹۴
شماره ارسال: #8
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


آنجا موکب به موکب به ما آب می دادند.
از ما خواهش می کردند از چای شان بنوشیم. هیچوقت احساس تشنگی نمی کردیم.

از بازار ردمان نکردند!
بهمان هتک حرمت نشد.
خانم ها به راحتی چادر سرشان بود!



سرمان را که بالا می آوردیم، تا چشم کار می کرد پرچم قمر منیر بنی هاشم بالا بود!
خدا را شکر سرنیزه نمی دیدیم.



تنها پاهایمان تاول زده بود. فقط همین.
دست و پاهایمان با زنجیر بسته نشده بود.
جای تازیانه روی کمرمان نبود.



مسیر هم تماما آسفالت.
بیابان ها خار مغیلان نداشت.


دختر بچه هایی هم پیاده می آمدند.
گوشواره زینت گوش هایشان بود.



خیالمان راحت بود که پدرم حالش خوب خوب است.
برای همین در موکب ها، با خیال راحت می خوابیدم.



تنها می خواستیم به کربلا برسیم.
برسیم بین الحرمین دیگر دغدغه ای نداشتیم.
نگران نبودیمکه از خرابه بپرسند.
نگران پس دادن امانتی نبودیم.



موهای هیچکداممان در این راه سفید نشد.

حالمان خوب خوب بود . . . .


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گفتمان عاشورا سکه رایج آخرالزمان است.

قلب آخرالزمان، قلب ظهور، قلب رجعت و حتا قلب قیامت، "امام حسین" است


تنها اوست که همه را جمع می‌کند:
الحسین یجمعنا

[تصویر: gpnq_img_20151207_230145.jpeg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۳۴, ۱۹/آذر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/آذر/۹۴ ۱:۲۲ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #9
آواتار
سلام علیکم

تسلیت میگم ایام رو


در تاپیک اربعین 92 یه مطلبی رو گفتم

در مورد اینکه در زیارت کربلا اول باید بریم حرم حضرت عباس و بعد حرم اباعبدالله

روحانی کاروانمون به نقل از حدیث امام صادق گفت اول حرم امام حسین یکی از منابعش هم مفاتیح

من الان رفتم دیدم چنین چیزی به چشمم نخورد مگر یه مورد

اینکه زائر کربلا باید بره به حرم امام حسین از درب شرقی حرم

کدوم درب میشه؟

باب الشهدا یعنی همون دری که روبروی حرم حضرت عباسه

کارشناسا خودشون نظر بدن اینو گفتم چیزی گردنم نیفته




دوست داشتم از اخلاقای خوب مردم ناحیه عراق چندتا جمله بگم فقط خواهشا گارد نگیرید...پیرو اهل بیت نباید غرور داشته باشه

اول اول در مورد خانما

حجابشون واقعا بینظریه

شاید بگید شهرهای مذهبی اینطورن ولی یه سر برید مشهد و قم ببینید وضع چطوره گرچه خیلی ها مسافرن ولی مسئولیتش یه قسمتی برعهده بزرگان و مسئولین و مردم شهره

چیزی به نام زن سالاری اونجا بی معنیه

چیزی که کاملا در ایران شایعه مخصوصا شهرهای بزرگ و باعث نابوده کل خانوادس نه فقط خواری شوهر

تبعیت از شوهر براشون یه امر بدیهیه....نمیگن شما مرد پیدا کن تو ایران ما تبعیت کنیم...اخلاق های چیپ فمینیستی....مردهای ما فرقی ندارن اخلاقشون بهتر هم هست

تحصیل بی رویه برای زن هاشون شایع نیست نمیگن الا و بلا باید برم کتابداری بخونم در مقطع ارشد و دکترا وگرنه فامیل چی میگن و ....

عفت و حریم نگه داشتنشون....

رسیدگی به فرزندان و وقت گذاشتن روی تربیتشون بجای کلاس و مهدکودک و خیلی چیزا

فرزند آوری و توکل در مورد روزی بچه ها

در این مورد حرف زیاده همینم باعث شورش میشه در تالار


خود مردمشون رحمشون زیاده

در رانندگی براحتی به هم راه میدن (البته خیلی بد رانندگی میکنن) اگر تصادف کنن یقه همو نمیگیرن و جاده رو ببندن

حتی بدون زنگ زدن به پلیس بین خودشون حلش میکنن (البته نگهداری خودروهاشون خیلی ضعیفه و بی اهمیتن)

توکل بالایی دارن و شدیدا قانع هستن

چشم و هم چشمی اونجا ارزش نیست

تجمل گرایی ارزش نیست البته الگوی چینش شهر و زندگیشون خوب نیست ولی ربطی به تجمل گرا نبودن نداره


یه مطلب دیگه برای افرادی که بار اولشون بود رفتن

خاک عمده جاهای ناحیه عراق رمله

خاصیت رمل اینه که خیلی قدرت جذب آبش کمه (یه لایه روش درست میشه و نمیزاره بره پایین)

علت وجود مانداب و لجن روی زمین و بوی بد همین بود در اونجا و برای همین سرویس هاشون هم برای همین به نسبت ناحیه ایران ضعیف تره
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۳۱, ۲۰/آذر/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/آذر/۹۴ ۱۶:۱۱ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #10
آواتار
میریم که داشته باشیم اولین فیلم رو

اون وجداننی که در ارسال اول گفتم اینجا صادق نیست + مخلفاتHeart

فیلم اول



واکس زدن کفش زوار

این دوستان کل یه خیابون رو بسته بودن تا اجباری ازشون رد بشی

فیلم دوم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا