|
بدترین درد
|
|
۱۲:۲۰, ۳/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/دی/۹۴ ۱۷:۵۵ توسط مصباح.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم
در ابتدا، آغاز امامت حضرت صاحب عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) رو تبریک عرض کی کنم ان شاءالله که این آخرین شروع بی حضور عمومی ایشان باشد و از این شب بلند تاریخ خارج شویم شبی که مادر یمنی، بچه هاش رو از ترس بمباران کرکس ها، محکم توی بغلش نگه می داره و چشمانش به آسمان است، که کی صبح کی شود! شبی که پدر عراقی از بیم ناموسش شب تا صبح دستش به اسلحه است تا جلوی حرامی را بگیرد شبی که سولاف، هیلن و روکن سه دختر کرد سوری تا صبح، در حلقه حرامیان سر کردند! شبی که پیکر صدها شیعه نیجریه ای و تن نیمه جان شیخ زکزاکی زیر پوتین سربازان ارتش نیجریه است! شب بلند بی امامی . . . الیس الصبح بقریب؟؟!!! شروع هفته وحدت رو هم تبریک عرض کی کنم ان شاءالله که از پیروان راستین سنت نبوی و ولوی باشیم. -=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=-=- یه سوال : به نظر شما بدترین درد چیه؟ خیلی چیزا میشه گفت یکی ممکنه بگه مرگ ، یکی بگه بیماری ، یکی بگه جدایی ، یکی بگه تنهایی ، یکی بگه خیانت و .... همه اینا میتونه درد بزرگی باشه اما . . . . حضرت نوح شنیدیم حدود 900 سال مامور به ابلاغ رسالتشون بودند. توی این چند صد سال هم همه جور ناملایمتی از سمت خلق دیدند فحش شنیدند ... خیانت دیدند ... سنگ خوردند ... چوب خوردند... و... هر بلایی که فکرش رو بکنیم سرشان امد... نهصد سال !!!!! پیامبر ما 23 سال مامور به ابلاغ رسالتشون شدند دیگه به لحاظ ظاهر، مصائبی که پیامبر ما دیدن بدتر از مصائب حضرت نوح نبود... اما فرمودند : هیچ پیغمبری به اندازه من اذیت نشد. هر چه انسان لطیفتر بشه ناملایمتها بیشتر آزارش میده دلیل اینکه پیامبر عزیز ما فرمودند هیچ پیامبری به اندازه من اذیت نشد به خاطر اوج لطافتشون بود نسبت به انبیای قبل. لذا آزاری که طی این 23 سال کشیدند به لحاظ کیفی بیش از آزاری بود که حضرت نوح طی 900 سال دیدند... با اینکه حضرت نوح هم در شدائد عظیمی واقع شدن... اینا رو گفتم که چی بگم؟ وقتی خدا به کسی درک و معرفت میده، درد جامعه و افراد جامعه از نزدیکانش گرفته تا غریبه ترین انسانها خیلی خیلی بیشتر از درد خودش آزارش میده. وقتی درد کشیدن همنوعان خودش رو میبینه خرد میشه. اونوقت خدا به کسی که همچین معرفتی میده به مرور قدرتهایی هم بهش میده که مثلا با یه دست کشیدن به سر یه بیمار، اون بیمار رو شفاء بده... یا با یه دعا طومار یه کشور ظالم رو در هم بپیچه.. اونوقت همزمان با چنین قدرتی حکمت هم بهش میده و اون انسان الهی درک میکنه که بسیاری از اون بیماریها و جنگها حکمتی پشتش هست. لذا از قدرتش در جهت خلاف حکمت الهی استفاده نمی کنه... حالا این انسان با همچین درک بالا و لیطف میمونه و مشاهده دردی که بسیاری از افراد اجتماع بهش دچار هستن و اون هم قدرت داره برطرفش کنه اما میبینه بر اساس حکمت الهی فلان بیمار باید مثلا ده سال دیگه درمان بشه... فلان نازا هرگز نباید فرزند دار بشه... فلان کشور دو سال دیگر هم باید با ظالم بجنگه و کشته بده تا نتیجه حاصل بشه... و هزاران درد دیگه اونقدری که اون انسان از درد اون دردمندان درد میکشه خود اون دردمندا درد نمکشن... اما باید هر روز عجز و لابه شون رو ببینه و با اینکه قدرتش رو داره اما زودتر از موعد دست بکار نشه.... این بدترین درده... بدترین درد.... امروز همچین دردی رو امام زمان داره میکشه و به تبع اون حضرت اولیا الله این اولیا الله و امامشان دردمندترین انسانهای روی زمین هستن... اونها اتحاد وجودی دارن با خلایق... دردها رو مستقیما ادراک میکنن... میسوزن... فقط کافیه کمی تصور کنیم... مادری رو تصور کنیم که التماس فرزندش رو و ناله فرزندش رو میبینه اما باید ساکت باشه... حالا می فهمم، که توی قیامت، پیامبر پرا همش به خدا می فرمایند : امتی . . . امتی ... خدایا ما را هم همدرد امام زمان و اولیایت بگردان... |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۷:۵۷, ۱۵/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/دی/۹۴ ۵:۱۰ توسط ـــ.)
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
(۱۴/دی/۹۴ ۱۷:۲۷)مصباح نوشته است: سلامسلام (۱۴/دی/۹۴ ۱۷:۲۷)مصباح نوشته است: من جز اینها نه حرف دیگه ای دارمجواب بنده درون فرمایش شما بود، منتهی چون به گزارهها و نکتهها بطور مجزا نپرداخته بودید و همه رو همراه هم پاسخ فرموده بودین، متوجه پاسخ ِ قسمتهای مختلف عرائضم نشدم، و نیز بخاطر اشتباه خودم در برداشت(توضیح بیشتر در پایین) سخن شما رو برعکس برداشت نموده بودم. بنده رو ببخشید که ناراحت شده بودم. منظورم اصلاً این نبود که نمیتونید پاسخ بدید، بلکه دقیقاً معتقد بودم که خیلی بهتر میتونید پاسخ بدید. قصد جسارت نداشتم. اصل بحثی که از ارسال ۵ عرض نمودم: در ابتدای ارسال قبل فرمودید: (۱۴/دی/۹۴ ۱۲:۴۲)مصباح نوشته است: خیر امر طلاق زیر سوال نمی رفتو بنده موقعی که دیروز خوندم با توجه به ضمائر افعال در سخن خودم (در ابتدای ارسال قبلیام) و «خیر» در این فرمایش شما، اشتباه کردم و فکر کردم در مخالفت با اون هست. اما الآن فهمیدم در موافقت هست. پس اصل بحثی که از ابتدا در ارسال ۵ آغاز نموده بودم: (۱۳/دی/۹۴ ۱۹:۵۵)ـــ نوشته است: فرموده شدنش در قرآن خدا، چه شکی در مورد حلال بودنش بجای میذاره؟از ابتدا بر شما ثابت بوده است. و نیز فرمودید: (۱۴/دی/۹۴ ۱۲:۴۲)مصباح نوشته است: کسی نگفته اگه معصومی عمل طلاق رو انجام نداده، پس طلاق غیر حلاله و در نتیجه حرام.اما علت بحث بنده در ارسال ۵ دقیقاً همین بود که شما در ارسال ۴ خلافش رو فرموده بودید: (۱۳/دی/۹۴ ۱۷:۵۴)مصباح نوشته است: حداقل برای یکبار هم شده باید توسط معصومین انجام شده باشه که بعدا درباره ی اون شک و شبهه و اما و اگری نباشه (۱۴/دی/۹۴ ۱۷:۲۷)مصباح نوشته است: آخه من چطوری تیکه تیکه جواب بدمشما زحمت میکشید و لطف میفرمایید، اما مسلماً با بررسی هر نکته بطور جداگانه، پاسخ ابهامات بسیار واضحتر هستن، و مجموع پاسخها در کنار هم نیز خیلی منظمتر و خلوتتر هستن. همچنین علت اینکه جداگانه هر نکته رو نقلقول کردم این بود که به نظر بنده مناسب میاد که سخنی که داره پاسخش داده میشه رو با نقلقول و رنگ مشخص کنیم. برای راحتی بیشتر در ایجاد نقلقول، میشه کدهای ابتدا و انتهای نقلقول رو به صورت پس و پیش همراه هم کپی کرد. بعد اگر اون رو در هرکجای نقلقول پیست کنیم، به دو نقلقول تقسیم میشه. در تصویر زیر، با دو بار پیست کردن، سه نقلقول ایجاد شده است: ![]() ----- باقی موارد رو إنشاءالله بعداً عرض میکنم. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









![[تصویر: quote.png]](http://s3.picofile.com/file/8231701342/quote.png)
