|
چرا ما اینجوری شدیم؟؟؟؟
|
|
۳:۴۲, ۸/دی/۹۴
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
سلام
دقت کردین یه مدتیه خنده خونمون اومده پایین؟ تا چند وقت پیش اوضاع اینجوری نبود ..... ولی الان اکثریت حوصله همو ندارن و با یک جرقه کوچیک انفجار بیگ بنگ رخ میده برای نمونه اش فضای همین تالار قبلنا که میومدم 4-5 تا تاپیک طنز داشتیم ولی الان اخساس می کنم اینجا یکم به میدون جنگ شبیه شده (البته شاید من اینجوراحساس میکنم) البته فاجعه هایی هم که پیش اومدن بی تاثیر نبودن ولی...... تی وی هم هر 20تا کانالش شده حرف حرف حرف حرف ....فیلم هم که میذارن میزنه کلا داغونت می کنه باور کنین دیشب سر درد گرفتم قبافه ام اینطوری شد: ننیکم مزاح کردم ![]() ولی جدا چرا ایتفدر ما داریم بهم می پریم و دنبال دعواییم وقتش نشده پشت همو بگیریم و با اتحاد بیشتری پیش رفت امیداوارم از حرفام برداشت منفی نکنید لطفا ![]() ببخشید پرحرفی کردم یاعلی
|
|||
|
|
۴:۰۸, ۸/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/دی/۹۴ ۴:۳۳ توسط عدالت.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
(۸/دی/۹۴ ۳:۴۲)He will come نوشته است: سلام به نام خدا والا انقدر شرایط سخت و بحرانی شده که دیگه آدم یادش میره گاهی هم باید بخنده هرچند بنده سعی میکنم همواره لبخند به لب داشته باشم, اما شرایط امروز دنیا و به خصوص کشور, وخیم است. کشتار این همه مسلمان و به جان هم انداختن شیعه و سنی و از آنطرف اتفاقات داخلی در زمینه هسته ای و باج بزرگ برجام به آمریکای خبیث و تورم و آلودگی و بد اخلاقی و لیبرالیسم دولتی و سکولاریسم و دزدی و رانت و اختلاس و کلاهبرداری و فساد وحشتناک اخلاقی و غیره, انقدر زیاد شده که متاسفانه در روحیات همه ما هم تاثیر گذاشته . شما با مطالعه همین مطالب اخیر و دعا و التماس کاربران به درگاه خدا برای ظهور منجی, میتوانید متوجه شوید که اکثرا از وضع موجود ناراضی و ناراحت و تحت فشار روحی هستند. در مورد این هم که میفرمایید متاسفانه در تالار بحث و جدل بین کاربران تازگیها زیاد پیش میاید دو دلیل است: یکی همان فشارهای روحی ناشی از حوادثی که در کشور و در جهان به خصوص بر سر مسلمین میاید و دیگری اینکه متاسفانه برخی کاربران بحثها و تاپیکها را شخصی میکنند و به جای نقد مطالب, به نقد اشخاصی که آن مطلب را گذاشته اند و در نتیجه بحث و جدل بیهود میپردازند. |
|||
|
|
۵:۵۰, ۸/دی/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/دی/۹۴ ۵:۵۲ توسط سدرة المنتهی.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
شخصا قلبم بخاطر همه چیزهایی که آقای عدالت گفتن تحت فشاره ، نگران نیومدن امامم ، نگران رهبرم ، نگران نظامم ، نگران مسلمون های اطرافم ، از طرفی واسه پر پر زدن نیروهامون تو جنگ سخت و نرم ناراحتم. از این همه هجمه ای که تو زندگی شخصی و اجتماعیم می بینم و نمی دونم باید به کدوم دردم اول رسیدگی کنم. در رفتنم خیریتی هست یا در موندنم؟ بشینم مثله خیلیا زندگی روتینمو بکنم یا خودمو فراموش کنم و بشم خادم امامم و همه عمرمو فداش کنم. این تصمیم کم حرفی نیست.
دوستم دوساله میخواد ازدواج کنه اما بخاطر مشکلات مالی و زیاده خواهی طرف مقابل نمی تونه. انتظار روزهای پشت سرهمی که مدام امید به اومدنش دارم و اون نمیاد و وضع مدام بدتر میشه. باکی نیست تا آخرش پات هستیم آقا ولی ترسم از اینه وقتی بیای که ما رو به قبله شده باشیم یا وا داده باشیم! --- اینا و خیلی چیزای دیگه که لیست نکردم درده عزیز ، رو روان آدمم اثر میذاره. امیدوارم این سختی ها بهانه ای باشه برای مضطر شدنه واقعی ما و نشانه ای برای برگشتن او! |
|||
|
|
۲۱:۲۴, ۸/دی/۹۴
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
شرایط زندگی برای همه سخت شده اخوی،دیگه کسی نمیتونه بخنده
|
|||
|
|
۳:۱۱, ۹/دی/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
وقتی مسائل فرعی و اصلی تالار جا به جا بشه باید هم این اتفاقات پیش بیاد دیگه !
![]() یه سری از بچه هام متاهل شدند این متاهلی اعصاب براشون نزاشته !
|
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| به نظرتون اینجوری برای ازدواج با هم آشنا بشیم خوبه؟ | mahpare | 38 | 18,768 |
۳/دی/۹۴ ۲۱:۲۹ آخرین ارسال: parisan |
|





نن






