کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
موارد خیلی عجیب!
۴:۱۶, ۱/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۴ ۴:۳۲ توسط Silence.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام تنهای تنهای تنها

سلام راستش دودل بودم که تاپیک بزنم یا چون مشغله و درس حسابی گرفتارم کرده ولی این موارد که هنوز مطالعه جدی دربارش نکردم انقد برام جالب بود که دلم نیومد نظر سایر دوستان در این باره ندونم..
و اما اصل مطلب
من خیلی به آثار مولانا علاقه مندم مخصوصا نی نامه

نی حریف هر که از یاری برید
پرده‌هایش پرده‌های ما درید


ولی به موارد عجیبی درباره این شاعر و دیگر شاعران ایرانی برخوردم البته بیشترش(با عرض پوزش) چرند بود ولی از کنار بعضیا نمی شد به راحتی رد شد...
ولی قبلش اینو بگم که چون این نظریات از اندیشه ب... گرفته شده و این اندیشه مبتنی بر توهم توطئه بنا شده، برای همین بعضی جاها از متن که تبلیغ این اندیشه هست رو حذف میکنم ولی این مطلب عقلانی بنظر می رسید
توصیه می کنم بیوگرافی که از مولانا در دسترس هست در ابتدا مطالعه کنید.

به نقل از سایت تلنگری بر تاریخ:
رندان پارسی گو1
داستان همان داستان پیشین است.
خواجه حافظ شیراز در اشعارش از قند صحبت می کند. قندی که لابد بدون چای مصرف می نموده. چون چای در حدود 300 سال پیش با حمله ارتش انگلیس به هندوستان به دنیا معرفی شده است.و قند نیز محصول صنعتی 80 ساله است.
شاید هم قند را در شراب ناب مردافکن معروف خود حل کرده و می نوشیده.
بنیان اندیش می داند آن نیرویی که تحت پوشش نام هایی چون حافظ و عطار و خیام و نظامی و سعدی و ... مشغول تبلیغ راه عرفان اند، یک مشت شیاد و حقه باز اسلام ستیزند که اشعارشان تماما علیه آموزه های قرآن است.

حقه بازی ها به همین جا ختم نمی شود. حقیقت جویان در هر جستجوی خود موارد تازه ای از این دست کشف خواهند کرد.
به نسخه قدیمی کتاب غزلیات شمس تبریزی، تصحیح بدیع الزمان فروزانفر که ظاهرا علامه زمان خود بوده نگاهی بیندازیم.
در جلد اول در صفحه 60 کتاب به چنین بیتی برمی خوریم. مولانای روم همچون همیشه مشغول نصیحت مردم است که از اندیشه ورزی و پیروی از خرد پرهیز کنند:

میندیش میندیش که اندیشه گری ها
چو نفت اند بسوزند ز هر بیخ تری ها


فرض کنیم که مولانا در سرزمین ترکیه که قرن ها با آب ناشی از طوفان نوح پوشیده بوده، با شنا خود را به قونیه رسانده باشد، اما به نظر شما این شاعر پارسی گو در سده 7 هجری قمری با «صنعت نفت» چگونه آشنا بوده؟
به نظر می رسد در این بیت کلمه «نفت» در معنای امروزین آن به کار رفته است.
دفتر اول مثنوی، داستان عاشق شدن پادشاه بر کنیز (بخش اول) به چنین ابیاتی ختم می شود که بسیار هم معروف است:

از قضا سرکنگبین صفرا فزود
روغن بادام خشکی می نمود
از هلیله قبض شد اطلاق رفت
آب آتش را مدد شد همچو «نفت»

آیا استادان عظام زبان و ادب فارسی در دانشگاه های ایران حتی یک بار از خود نپرسیده اند که اگر در زمان معروف به حیات مولانا هنوز در دنیا نفت کشف نشده بود، پس چگونه این کلمه به شعر مولانا راه یافته است؟


اینم اضافه کنم که نفت در زبان فارسی به معنای خشمگین و غضبناک و ... هم به کار میره قضاوت با خودتون.

ادامه دارد....
-------------------
این توضیح رو برای اونایی که اطلاعات دقیقی از این اندیشه ندارن بدم که از نظر نویسنده این متن دنیا به طور کامل در دست یهود می چرخه و از نظر ایشون تمامی شعرای فارسی و حتی زبان فارسی هم ساخته دست یهوده برای اینکه مردم ایران از اسلام دور بشن!این حرف بنابه دلایل بسیار زیادی نمی تونه درست باشه ولی این دوستان هم دلایل خودشونو دارن که به تدریج قرار میدم...
بنظر من این خودش اصالت بخشیدن به یهود و دادن قدرت ماورایی به صهیونیست هاست!

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، سرباز منتظر ، vahrakan ، قاتل مرگ ، rezamohammadi

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۸:۳۲, ۱/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #11
آواتار
(۱/بهمن/۹۴ ۱۸:۰۴)Silence نوشته است:  ببنید بحث اصلا سر دین و آیین حلاج حافظ و غیره نیست بحث سر اینکه این اشعار نمی تونه مربوط به چند قرن قبل باشه چون هیچ یک از اون معانی که ذکر کردید در شعر جای نمی گیره جز همین معنا و کاربرد امروزی نفت...
سلام



مطالب و نوشته هایی که از گذشته دور به ما میرسد بارها توسط اشخاص مختلف ویرایش میشود و هر شخص بر مبنای لهجه و گویش و زبان خود آن را ویرایش می کند


بنابراین به قول معروف ایراد بنی اسرائیلی نباید گرفت


چنین مفاهیم بلندی که از اندیشه های پاک به ما رسیده و با قرآن هم در تضاد نیست هیچ ایرادی ندارد


آخه کدوم یهودی می تواند این مفاهیم با ارزش را در شعر قرار دهد
به فرض هم که قرار داده باشد کار خیر کرده و بسیار هم با ارزش است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
۱۸:۵۶, ۱/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۴ ۱۸:۵۹ توسط Silence.)
شماره ارسال: #12
آواتار
(۱/بهمن/۹۴ ۱۸:۳۲)قلب نوشته است:  سلام


مطالب و نوشته هایی که از گذشته دور به ما میرسد بارها توسط اشخاص مختلف ویرایش میشود و هر شخص بر مبنای لهجه و گویش و زبان خود آن را ویرایش می کند


بنابراین به قول معروف ایراد بنی اسرائیلی نباید گرفت


چنین مفاهیم بلندی که از اندیشه های پاک به ما رسیده و با قرآن هم در تضاد نیست هیچ ایرادی ندارد


آخه کدوم یهودی می تواند این مفاهیم با ارزش را در شعر قرار دهد
به فرض هم که قرار داده باشد کار خیر کرده و بسیار هم با ارزش است
سلام ببنید برادر من یک اثر هنری با یک کتاب حدیث و یا حماسه طبیعی فرق میکنه چون نشان دهنده قدرت هنری شاعر و یا نویسنده پس هر کس نمی تونه دست به اثر ادبی ببره مگر اینکه خودش هم یک چهره ادبی باشه و ذکر کرده باشه کجاهارو تصحیح کرده....که همچین چیزی درباره مثنوی من تاحالا ندیدم
درباره یهود که عرض کردید به موراد زیر توجه کنید
آثار مشهور ایرانی به زبان عبری(مقالشو به زودی کامل قرار میدم)

[تصویر: Nizami_hebrew.jpg]
[تصویر: image005.jpg]

[تصویر: y_1765.jpg]
سمت راست تصویر صفحه 92 از کتاب «خسرو و شیرین» نظامی. کتاب خانه ی حوزه علمیه یهود و سمت چپ تصویر صفحه ی 6 از کتاب «یوسف و زلیخا»ی جامی در کتاب خانه ی دانشگاه الهیات یهودی در موضوع معراج پیامبر، با براقی به سیما و کلاه و آرایش شاه زادگان قاجاری!

باز هم تاکید می کنم که من بیشتر این حرفارو قبول ندارم ولی برای برسی بیشتر با دوستان به اشتراک خواهم گذاشت...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۴۵, ۱/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۴ ۱۹:۵۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #13

البته نمونه هایی رو داریم که بخشی از اشعار یک شاعر بعدها تغییر کرده.
مثلاً در قصیده ای که به پیشگویی شاه نعمت ا... ولی معروفه، اون بخشی که نام پادشاهان رو میگه بعداً اضافه شده و در نسخه های خطی قدیمی وجود نداره.
http://ganjoor.net/shahnematollah/ghasidesh/sh21/
یا مثلاً اون شعر معروف که میگه "بسی رنج بردم در این سال سی ..." از فردوسی نیست.
اما این دلیل نمیشه که کل اشعار مولوی رو زیر سوال ببریم. شاید چند بیتی جدید باشه اما همه ابیات این حالتو ندارند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۱۶, ۱/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/بهمن/۹۴ ۲۱:۲۳ توسط میم.حسین.الف.)
شماره ارسال: #14

نقل قول:ببنید بحث اصلا سر دین و آیین حلاج حافظ و غیره نیست بحث سر اینکه این اشعار نمی تونه مربوط به چند قرن قبل باشه چون هیچ یک از اون معانی که ذکر کردید در شعر جای نمی گیره جز همین معنا و کاربرد امروزی نفت...

دوست عزیز شما اصلا ارسال بنده رو مشاهده کردید ؟ فکر می کنم اگر مطالعه می کردید متوجه می شدید که اصلا گفت نشد نفت معنی دیگر می داده . بله نفت ماده سوزان و قابل اشتعال بوده و به همین معنی هم استفاده شده

قصد کردم علاوه بر پاسخ به دانش ادبی مشتاقان بیافزاییم و اشاره ای بسیار مختصر به املا نفت کردیم
و یک نظر کلی هم دادیم راجب شخص مولانا آنهم به خاطر شوق شما به مولانا

با دقت بخوانید لطفا . ارسال آقای سرباز منتظر را هم بخوانید
یک جستوجو راجب قدمت نفت بکنید نه قدمت پالایشگاه ها

میم.حسین.الف نوشته است:
بعد التحریر :

در نقل قول بالا همانطور که آمده مایع قابل احتراق (نفط) از زمان بابلیان مکشوف بوده .گواه قدمت نفت کاربرد آن در جنگ ها و استحکامات دژها بوده


مثال در تاریخ باستان ایرانی

حفر خندق ار تکنیک های جنگی خاص ایرانیان بوده (سلمان فارسی-غزه خندق) و درون آنرا مشتعل می کردند که گه گاهی تا چند روز شعله زیانه می کشید قطعا این خندق ها پی سور نبودند

مثال در تاریخ اسلامی

ساده ترین چیزی که به حاشیه نرویم و سخن کوتاه کنیم ، تعبیر دیدن نفت در خواب توسط امام صادق (علیه السلام) :

.
.
.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: السا ، عبدالرحمن
۰:۱۹, ۲/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #15

حتی اگر نفت مورد اشاره در این ابیات رو به عنوان نفت سفید بگیریم، باز هم در اون زمان زمان شناخته شده بوده. به نقل از ویکیپدیا:

نقل قول:قدیمی‌ترین متنی که روش استحصال نفت سفید از نفت خام را توضیح داده، نوشته محمد زکریای رازی دانشمند ایرانی است. وی که بیشتر عمرش را در بغداد به عنوان شیمیدان و پزشک می‌گذراند در «کتاب الاسرار» دو روش را برای تولید نفت سفید توضیح داده آست. نفت سفید در آن زمان در چراغ‌های نفتی معروف به «نفاطه» برای تولید گرما و روشنایی استفاده می‌شد.
http://archive.aramcoworld.com/issue/199...eapons.htm
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱:۱۵, ۲/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #16
آواتار
میم.حسین.الف عزیز
من به معانی مختلف نفت تو صفحه قبل اشاره کردم نه اختصاصا ارسال شما،حرف شما درست بود..

chiaueam عزیز
درباره تصحیح اشعار باید بگم بله درسته اما همانطور که قبلا اشاره کردم باید منابعش هم ذکر شده باشه مثلا دیوان حافظ و سعدی هم توسط آقای محمد علی فروغی تصحیح شده که مشخصه نه اینکه بگیم این مصراع رو یکی دیگه اضافه کرده،اینجوری کیفیت اثر میره زیر سوال...
درباره استحصال نفت سفید خب قابل تامله و نیازمند تحقیق بیشتر..اگه اینجوری باشه بله میتونه دلیل درستی باشه...
باید اون لینک دقیق مطالعه کنم...به هر حال ممنون...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۵۱, ۲/بهمن/۹۴ (آخرین ویرایش ارسال: ۳/بهمن/۹۴ ۱۴:۳۷ توسط lili11.)
شماره ارسال: #17

جالبه. من که زیاد متوجهش نشدم
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Silence ، simaj ، diba22
۱۸:۵۷, ۲/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #18
آواتار
به نام خدا
فارسی یهودی
حیرت انگیز است! یهودیان ایران که علاقه ی وافری به خواندن اشعار شعرای بزرگ ایران داشته اند، به جای خواندن دیوان این شاعران با خط فارسی، معلوم نیست به کدام علت همان متون فارسی را به خط عبری نوشته اند. حالا می توان دریافت چرا ادبیات منظوم ما این همه فرمان خوش باشی و ناباوری به روز جزا را، در خود نگه داشته است؟!


[تصویر: Farsi%20Yahudi_189939.jpg]



بر اساس یک بررسی ساده و با مراجعه به مجموعه هایی از مهم ترین لغت نامه های به ظاهر کهن فارسی و توشیحات و آراء و اقوال صاحب نظران حرفه ای در باب آن ها، معلوم شد که فارسی اسناد اثباتی کهن و دستگاه تولید واژگان ندارد، که همراه زمانه روان شود، به وقت خود بزاید و یا پوست بیاندازد. بدین قرار شاهد تدوین اوراق گریم کرده ای شدیم که با نصب ماسک کلماتی قاطعانه ساختگی و من درآوردی، چون نمتک و زغرور و چکوک و بلکنجک و پژول و گلفهشنگ و ونجنک و لیولنگ و هبولنگ و مچاچنگ و شتالنگ و پجول و پژول و اسپغول و قنبره و غیره، نمایش زبان کهنه ی دنیا دیده ای را به صحنه برده اند و گرچه آن تصویر مسجد شیخ لطف الله در حال ساخت، به زمان ناصر الدین شاه، هرگونه یقین تاریخی و فرهنگی، نسبت به این سرزمین، از پس ماجرای پلید پوریم، تا زمان فتح علی شاه قاجار را برهم می زند و به راستی زمان شناسی هر پدیده ی مادی در این عرصه را بسیار دشوار و حتی ناممکن می کند، اما می خواهم با مراجعه به مندرجات آن اندک مستندات موجود، در پایان این بررسی های زبان فارسی، از مطلب نیم پنهانی پرده بردارم که هرچند دیدار از آن بسیار ناخوش آیند است، لیکن ریشه مکافات موجود در سطح منطقه را از خاک بیرون خواهد کشید و در منظر ملل شرق میانه قرار خواهد داد.
»سال هاست که ترکیب فارسی-یهودی در میان تحقیقات پژوهشگران ایرانی و یهودی، کاربرد و نشانه های فراوان دارد. در حالی که متخصصان و عامه ی خوانندگان این کلمه را برای دو وجه فرهنگی و ادبی زندگانی یهودیان ایران به کار می برند، این کلمه زمینه ی قانونمند تحقیقی است که تمام جوانب زندگی یهودیان ایران، شامل تمام مرزهای فرهنگی ایران را دربر می گیرد. به علاوه تحقیقاتی با عنوان فارسی- یهودی می کوشد تمام مواد ادبی کتبی و موضوعات و دست نویس های باستان شناسانه هنری و غیره را جمع آوری و مطالعه کند تا میراث تاریخی و فرهنگی یهودیان ایران را روشن تر کند.»(هومن سرشار، فرزندان استر، ص 81)
بدین ترتیب برخورد با نمونه های متعددی از مکتوبات یهودی، که متون فارسی در زمینه های گوناگون را با خط عبری ارائه می دهد، حیرانی ویژه ای را در میان جست و جو گران فرهنگ و ادب شرق میانه موجب شده است، که ظاهرا و به علتی که با خواست خداوند در دنبال خواهم آورد، می کوشند به زیر ذره بین سئوالات بنیادی برده نشود.
«کثرت نگارشات فارسی-یهودی که به صورت دست نویس باقی مانده و بعضی ویرایش و منتشر شده اند، گواه فعالیت مستمر ادبی یهودیان ایرانی در دوران پیش مدرن ایران است. لیست کامل موضوعات و انواع دست نوشته های فارسی-یهودی که توسط یک دانشمند و کتاب دوست اروپایی در قرن نوزدهم از جوامع یهودی ایران و آسیای مرکزی خریداری شد،[/b] نشانه ی موضوعات مورد علاقه ی جوامع یهودی است. علاوه بر متون فارسی-یهودی، فهرست زیر نشانه ی تنوع ذائقه و دیدگاه های فرهنگی یهودیان ایرانی قرن بیستم است. این فهرست در 1898 تهیه و منتشر شد.»(هومن سرشار، فرزندان استر، ص 81)
آن گاه فهرستی از هرگونه مکتوبات، به خط فارسی-یهودی ارائه می شود که پیوستگی و اعلام حضور مستمر فرهنگ معینی را بدون چانه زنی اعلام می کند. شاید هنوز به طور کامل منظور از متون فارسی-یهودی را توضیح نداده باشم. برای آشنایی با این گونه اسناد به ترین مثال مواردی در وب است که کلمات فارسی را با الفبای انگلیسی می نویسند. اینک مجموعه های فراوانی از کتبی در اختیار مراکز و موزه های یهودی است که از میان خطه های معینی از جغرافیای ایران و آسیای میانه جمع آوری کرده اند. در این کتاب ها، درست همانند همان وب نوشته های به اصطلاح فینگلیش و چنان که در چند نمونه ی زیر می بینید، تلفظ مجموعه ای از منابع فارسی کنونی را با حروف عبری نوشته اند. بی گمان این انبوه تدارکات کتبی با متون حکمی و فلسفی و ادبی و غیره را فقط برای جمعی می توان نوشت که بر لغت فارسی به کمال مسلط باشند و آن را زبان اصلی خود بدانند.
[تصویر: y_1765.jpg]
سمت راست تصویر صفحه 92 از کتاب فارسی - یهودی «خسرو و شیرین» نظامی. کتاب خانه ی حوزه علمیه یهود و سمت چپ تصویر صفحه ی 6 از کتاب «یوسف و زلیخا»ی جامی در کتاب خانه ی دانشگاه الهیات یهودی در موضوع معراج پیامبر، با براقی به سیما و کلاه و آرایش شاه زادگان قاجاری!
[تصویر: y_2413.jpg]
سمت راست تصویر صفحه 154 از کتاب فارسی - یهودی «اردشیر نامه» شاهین. کتاب خانه ی حوزه ی علمیه ی یهود، با عنوان استر کورش کبیر فرزند شاه اردشیر را می زاید و سمت چپ تصویر صفحه 107 از کتاب «موسی نامه»ی شاهین در موزه ی اسراییل اورشلیم با موضوع سوزاندن گوساله ی زرین به وسیله ی موسای پیامبر.
»اما موضوع مقاله حاضر گویش نیست، بل زبان فارسی-یهودی است، یعنی زبان مشترک ایران، بدان گونه که دست کم به مدت دوازده قرن نزد یهودیان کاربرد داشته است. امروزه همه ی یهودیان ایرانی در سخن گفتن، فارسی را به عنوان زبان اول و یا در جایی که با گویشی دیگر مقارن شود، همچون زبان دوم به کار می برند، همچنین فارسی ابزار انحصاری ادبیات است، چون گویش هایی که به آن ها اشاره کردیم صرفا کاربرد شفاهی دارند. پس از آن که ادبیات فارسی-یهودی در قرن گذشته کشف شد، نسخه شناسان مختلف به ویژه و. باخر، در بین سال های 1880 و 1914 با جدیت در باره ی آن بررسی و تحقیق کردند. برخی از قطعات آن به چاپ رسید که با توجه به وسعت آن چه هنوز انتشار نیافته اندک است، اما برای آن که تصوری از شیوه ی فارسی نویسی یهودیان در ذهن ما به وجود آورد کافی است.»(ژیلبر لازار، شکل گیری زبان فارسی، ص 32)
بنا بر این و بی توجه به تاریخ گذاری های لازار و تنها با مراجعه به گنجینه ای از این گونه کتاب های فارسی-یهودی و بنا بر استدلال های در دنبال، این سئوال عمده و تعیین کننده را پیش می کشم که این گونه فارسی نویسی با الفبای عبری از بابت کدام نیاز یهودیان پدید آمده است؟ اگر کسانی از میان عالمان یهود، که از جمله فارسی می دانسته اند، با این قصد که متون و میراث ادب فارسی را به میان عامه ی یهودیانی برند، که فارسی نمی دانسته اند، پس باید آن کتب را به زبان و لغت عبری ترجمه کنند، نه این که همان کلمات فارسی را با حروف عبری به نمایش گذارند. بنا بر این و منطقا چنین کتاب های فارسی-یهودی در حقیقت چیزی جز این شناخته نمی شوند که مردمی با زبان و خط خویش کتاب نوشته اند، زیرا برای این همه تجدید نگارش و تولید این همه کتاب، نمی توان توضیح و توجیه و توجه دیگری ساخت. به یقین صاحبان خرد و عالمان اشاره شناس، بر مبنا و به فرمان خرد و اندیشه، با همین یک سئوال قانع شده اند که اصطلاح کنون فارسی- یهودی، با برداشت های جاری، یک شیادی دیگر برای گم کردن رد پای حقیقت است که یهودیان کهنه کار اختراع کرده اند، زیرا مجموعه ای که اینک فارسی-یهودی خوانده می شود، در نهاد خود کتاب هایی است که یهودیان با زبان رایج و تنها خطی که از آنان می شناسیم، در حوزه ای از تجمع خود، از خراسان بزرگ تا جنوب ایران می نوشته اند، پیش از این که بخواهند همان زبان را با جانشین کردن خط عرب، به جای خط عبری، به صورت ابزاری برای نو ملت سازی های هدفمند درآورند و بار تبلیغ فرق مذهبی را به دوش مردم آن بگذارند. در حقیقت گنجینه موجود در ادب ایران راهی مخالف آن پیموده است، که اینک جار می رنند و در واقع وادار شده ایم، با فیس و افاده، متن کتاب های به زبان و خط یهودیان را، تنها با تغییر نوع خط، از عبری به عربی، در دو سه صد ساله اخیر، به خود نسبت دهیم. با این سئوال دیگر که اگر مجموع میراث ادبی و فرهنگی یهودیان ایران، انحصارا به زبان فارسی و با خط عبری مدون است و آن را نشانه ی گسترش زبان فارسی کهن در میان یهودیان ایران می گویند، آن گاه این سئوال سر بر می آورد که این فارسی دانان یهودی که در چنین گستره ی وسیعی بر زبان فارسی مسلط بوده اند، چرا مستقیما از کتب فارسی استفاده نکرده و از بابت رفع چه نیازی مجبور به تجدید نگارش آن ها به خط عبری شده اند؟! چنین سئوالی باز هم پاسخی جز این ندارد که یهودیان متون زبان منطقه ای خود را با خط کهن و قومی خویش نوشته اند! حالا به جای پریدن به آسمان و پرخاش به این و آن، اگر کسی از میان مدعیان، توضیح و حتی توجیه دیگری برای وجود این همه متون متنوع فارسی-یهودی می شناسد، به شرط این که ماهیت مدخل را درک کرده باشد، بسم الله.
»فخرالدین گرگانی در سرودن ویس و رامین از چه منبعی استفاده کرده است؟ خود شاعر در مقدمه اطلاعات نسبتا مشروحی به دست داده ولی برای بیان مقصود الفاظی به کار برده که موجب بروز تعبیر و تفسیرهای گوناگونی شده است. در این بخش از منظومه که بارها نقل شده، گرگانی می گوید که به پرسش سرور و بزرگ خود درباره داستان ویس و رامین چنین پاسخ داده است: داستانی سخت زیباست که شش دانشمند آن را نوشته اند، اما به زبان پهلوی است. و خواننده آن چه را گفته شده درنمی یاید. همه کس نمی تواند این زبان را به خوبی بخواند و اگر هم آن را بخواند معنایش را درک نمی کند. در این حکایت وصف هر چیزی با شرح و بسط فراوان آمده است اما هنگامی که آن را بخوانی چندان معنایی ندارد... بنا بر این سخن دانان کهن داستان ویس و رامین را روایت کردند. آنان در سخن فارسی مهارت نشان دادند زیرا استاد این زبان بودند. پس داستانی پرداختند که در آن واژه هایی غریب از هر هر نوع زبانی به چشم می خورد«.(ژیلبر لازار، شکل گیری زبان فارسی، ص 112)
چنین توضیحاتی با فرض بی خردی خواننده برابر است. الفاظی است مشحون از بی عاری فرهنگی که با آن، وجه عقل ملت و حتی مردم منطقه ای را به بازی گرفته اند. اگر هزار بار بخوانید، سرانجام به دانه ارزنی از دانایی در آن برنخواهید خورد. تصویر مضحک آن شش دانشمندی که جمعا داستان ویس و رامین به زبان پهلوی می نوشته اند، حال ان که با همین الفبای دروغین کنونی، که به نام زبان پهلوی مارک زده اند، حتی نمی توان به نوعی نام شاپور را نوشت که به سی شکل خوانده نشود!؟ آیا بزرگان ویس و رامین چاپ زن ما هرگز گریبان فخرالدین اسعد گرگانی خیالی را گرفته اند تا مسخرگی را بس کند و قصه ای را نسراید که با قید و اعتراف شخص خود، واژه های غریبی از هر نوع زبان در آن به کار رفته است. این ها تمام می رساند که یافتن منبع و مدرکی که آغاز پیدایش زبان فارسی کنونی را اعلام کند، در اختیار کسی جز همین وجیزه هایی که می خوانید نیست و این مقوله چنان دلقکانه است که ظاهرا باید بدون حیرت عقلانی و به سادگی بپذیریم که نیم قرن پس از تدوین شاه نامه، فخرالدین اسعد گرگانی تعریفی برای زبان و لغت مکتوبات خود ندارد!
«زبان کتاب های فارسی-یهودی را باید از گویش های یهودیان ایران جدا دانست. یهودیان اصفهان، همدان، کاشان و پاره ای دیگر از نقاط مختلف ایران، نزدیکی قابل توجهی به زبان های پارسی میانه نشان می دهند. این گویش ها چه از نظر آوا شناسی صرف و چه از لحاظ کمک به مبحث زبان شناسی ایرانی نیازمند تحقیق و تتبع است، آثار کتبی یهودیان ایران و ماوراء النهر همه به خط عبری، اما به زبان فارسی نوشته شده است. لذا محققین این آثار را فارسی-یهودی می نامند. زبان این نوشته ها روی هم رفته همان فارسی کلاسیک است و جز در چند مورد استثنایی گویش یهودیان در آن به کار نرفته است.»(آمنون نتصر، منتخب اشعار فارسی از آثار یهودیان ایران، ص 13)
اینک تردیدها در این که یهودیان زبان خود را در کتاب های اصطلاحا فارسی-یهودی می نگاشته اند، بر طرف و آن گره گشوده می شود که تعیین حوزه ی گسترش زبان به اصطلاح فارسی را دشوار می کرد: بدین ترتیب فارسی زبانان منطقه ی ما، از خراسان تا اصفهان و کاشان و یزد و کرمان و افغانستان، در همان حوزه ی تجمع دیرین یهودیان جمع اند، با این قید که حتی اگر به طور کامل بر صحت یافته های این مدخل جدید صحه گذاریم، باز هم نمی توان و نباید حیات و کاربرد و حتی ارزش یابی مناسب برای فارسی کنونی را که عصای دست ارتباطات اجتماعی و فرهنگی جماعات متعددی است، معطل گذاریم و در اعتلای آن نکوشیم، زیرا به محض ورود در حوزه ی شناخت، آدمی به دریافت حقایق مسئول و موظف می شود تا از طغیان و یا تمکین بی خردانه باز ماند. چنان که آشنایی با ماهیت یهودی زبان فارسی نام موجود شاید کسانی را برانگیزد تا پرچم فارس ستایی معهود و متعارف را پایین تر از این نصب کنند.
«ادبیات یهود ایران در حقیقت شاخه ی مهمی از ادبیات فارسی است که تاکنون به علت عدم معرفی لازم و نا آشنایی مردم به خصوصیات آن از دامان مادر به دور مانده است. تا آن جا که نگارنده اطلاع دارد، تذکره نویسان ایرانی به آثار ادبی یهود ایران اشاره نکرده اند و گویا سبب اصلی عدم آشنایی آن ها به خط عبری بوده است.»(آمنون نتصر، منتخب اشعار فارسی از آثار یهودیان ایران، ص 17)
آیا فصیح تر از این می خواهید؟ نتصر می گوید که برای آشنایی با ادبیات ایرانی یهود، نیاز به دانستن زبان عبری نیست، کافی است بتوانید خط یهودیان را بخوانید! با این قید که نباید ادبیات فارسی را شاخه ای از ادبیات یهود گرفت، بل درست تر آن که بگوییم که با تغییر خط، از عبری به عربی، بر مجموعه ی ادبیات یهود عنوان فارسی بخشیده ایم. وسعت این گونه ادبیات یهود که اینک از آن نمونه های فراوان یافته اند، از نثر و شعر، تا به حدی است که بی تردید از وجود یک فرهنگ همه جانبه خبر می دهد و چنان متنوع است که نمی توان آن را حاصل تفنن و تقلید گرفت. اگر حوصله کنید و کتاب آمنون نتصر را بیابید و بخوانید آن گاه در میان نمونه های شعری یهودیان و شاعران و نثر نویسان یهودی، که آثارشان را به شیوه اصطلاحا فارسی-یهودی نوشته اند، به قدر کافی فردوسی و حافظ و گنجوی و مولانا و نثر نویسان به نام خواهید یافت، تا پاسخی برای آنان شمرده شوند، که از چپ و راست می پرسند: پس این همه شعر و کتاب را چه کسانی سروده و نوشته اند؟!
«یهودیان ایران، علاقه ی فراوانی به خواندن اشعار شعرای بزرگ ایران داشته و دارند. پاره ای از این شعرا مانند فردوسی، سعدی، شمس تبریزی، حافظ و غیره نام شان به احترام یاد شده است. به طوری که از نسخه های خطی روشن می گردد، آثار این شعرا را از دیرباز به خط عبری َدرآورده و آثار شعرای زیر تاکنون به خط عبری دیده شده است: ابن یمین، اهلی شیرازی، بابا طاهر عریان، جامی، حافظ، خاقانی، خواجوی کرمانی، خیام، سعدی، سلمان ساوجی، شاه نعمت الله ولی، صائب تبریزی، عبید زاکانی، عرفی، عطار، فردوسی، فغانی، مغربی، مولوی، نظامی، وحشی بافقی... .»(آمنون نتصر، منتخب اشعار فارسی از آثار یهودیان ایران، ص 65)
حیرت انگیز است! یهودیان ایران که علاقه ی وافری به خواندن اشعار شعرای بزرگ ایران داشته اند، به جای خواندن دیوان این شاعران با خط فارسی، معلوم نیست به کدام علت همان متون فارسی را به خط عبری نوشته اند. حالا می توان دریافت چرا ادبیات منظوم ما این همه فرمان خوش باشی و ناباوری به روز جزا را، در خود نگه داشته است؟!
منبع
-----------------------------------------
کماکان اشاره میکنم که متن بالا داری غلط های فاحشیه و بزودی خودم براش ردی مینویسم ولی میخوام با اندیشه های مختلف آشنا بشید...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا