|
امیرالمومنین ام الکتاب است
|
|
۲۱:۲۰, ۶/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۴ ۲۰:۴۲ توسط صبح صادق.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
من بسیار در شگفتم از مردی که در میدان جنگ چنان خطبه می خواند که گواهی می دهد طبیعتی همچون شیران دارد ؛ سپس در همان میدان هنگامی که تصمیم بر موعظه و پند و اندرز میگیرد ، سخنانی از زبانش تراوش میکند که گویی طبیعتی همچون راهبانی دارد که لباس مخصوص رهبانی پوشیده و در دیرها زندگی میکنند ، نه خون حیوانی میریزند و نه حتی از گوشت حیوان تناول می کنند.(ابن ابی الحدید معتزلی) 1. جان بركف و من الناس من يشرى نفسه ابتغإ مرضات الله و الله رووف بالعباد.(بقره : 207) و از مردم كسى است كه جانش را در برابر خشنودى خدا مى فروشد و خداوند به بندگانش بسيار دلسوز است. اين آيه شريفه اندكى پس از هجرت درباره اميرمومنان نازل شده كه در شب هجرت پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) (ليله المبيت) به جاى پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) آرميد و جان خويش را سپر بلاى حضرت كرد. روايات شيعه و سنى در خصوص ايثار آن حضرت و ويژگى اين آيه به اميرمومنان گزارش هاى مفصل و مكررى دارند(شواهدالتنزيل, ج1, صص 132 ـ 123, نورالثقلين, الدرالمنثور و ساير تفاسير, زير همين آيه). از شش آيه قبل مسلمانان مهاجر را به چهار گروه تقسيم مى كند كه دو به دو شخصيتى متقابل يكديگر دارند. الف: گروهى كه مى گويند: پروردگارا در دنيا همه چيز را به ما عطا نما, در حالى كه او را در آخرت هيچ بهره اى نيست. ب: كسانى كه مى گويند: ((پروردگارا به ما در دنيا حسنه و در آخرت نيز حسنه عطا فرما و از عذاب آتش دوزخ حفظ نما)). ج: ((و از مردم كسى هست كه سخن او در زندگى پست دنيا, تو را به شگفتى مىآورد و خشنود مى كند[ ولى در باطن چنين نيست] و خداوند بر آنچه در قلب او است گواه مى گيرد و او سرسخت ترين دشمنان است. نشانه دشمنى باطنى او اين است كه وقتى روى بر مى گرداند و از نزد تو مى رود, مى كوشد تا در زمين فساد به راه اندازد و حرث و نسل را نابود كند...)). د: شهادت طلبی كه پاداشش رضاى خدا است نه اجر مادى و جان آیاتی که نامش علی است. [b]انشالله ادامه دارد ... |
|||
|
|
۲۰:۲۰, ۹/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۴ ۲۰:۲۳ توسط صبح صادق.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
خلیل غوی : «چه بگویم درباره کسی که دوست و دشمن فضایل او را انکار نمودند، دوست به واسطه ترس، دشمن به واسطه حسد، مع الوصف عالم از فضایل او پر شد» إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ (من ترا امام و رهبر مردم قرار دادم)سوره بقره، آیه 124 شافعی ابن مغازلی در کتاب المناقب، ص 276 به سند خود از عبدالله بن مسعود روایت کرده که گفت : رسول خدا فرمود : “من از دعای پدرم ابراهیم هستم.” گفتیم : ای رسول خدا چگونه از دعای پدرت ابراهیم هستی؟ فرمود : خداوند به ابراهیم (علیه السلام) وحی کرد که : “انی جاعلک للناس اماما” ابراهیم خوشحال شد و گفت : “پروردگارا از دودمان من نیز امامانی مثل من قرار بده.” خداوند به ابراهیم وحی فرستاد : “ای ابراهیم من عهدی به تو نمیدهم که به آن وفا نکنم” عرض کرد: “خدایا آن چه عهدی است که اگر به من عطا کنی وفا نکنی؟” فرمود : “من پیمان امامت را به ستمکاران از دودمان تو نمیبخشم.” ابراهیم عرض کرد: “ستمکارانی که این پیمان به آنها میرسد، کیانند؟” به او فرمود : “کسی که برای بتی سجده و عبادت کند.” ابراهیم عرض کرد : “پروردگارا من و فرزندانم را از پرستش بتان دور بدار.” پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فرمود : “دعای ابراهیم به من و علی منتهی شد و هیچ یک از ما در مقابل بتی هرگز سجده نکردیم پس خداوند مرا برای خود پیامبر و علی را وصی اخذ کرد.” |
|||
|
|
۲۱:۰۹, ۱۰/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/بهمن/۹۴ ۲۱:۱۱ توسط صبح صادق.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
احمد بن حنبل:خلافت علی را مقام و منزلت نداد، بلکه علی به خلافت منزلت بخشید.(الائمه الاربعه، ج 4، ص 117) 3-هارون امت اسلام هنگامى كه حضرت موسى(علیه السلام) به رسالتى عظيم و گسترده مبعوث و به مبارزه با قدرت فرعونى مإمور شد, دست به دعا برداشت که ; خدا برادرش هارون را به وزارت او نصب كند, تا پشتش به او محكم و شريك كارش باشد : (واجعل لى وزيرا من إهلى, هرون اخى...) ((وزيرى از خاندانم براى من قرار ده, برادرم هارون را)). و درخواست پيامبر اسلام(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) كه خلاصه اش شد((حديث منزلت)) و علامه طباطبائى مى فرمايد: اين حديث از صد طريق از اهل سنت و هفتاد طريق از طرق شيعه نقل شده است. (الميزان, ج14, ص 221. ر.ك: الدرالمنثور, ج5,ص 566, زير همين آيه شريفه) انشاالله ادامه دارد ... |
|||
|
|
۲۰:۲۸, ۱۱/بهمن/۹۴
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/بهمن/۹۴ ۲۰:۳۰ توسط صبح صادق.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر حسن بصری: خدا علی را رحمت کند. به خدا سوگند که او برای دشمنانش همچون تیری صائب و به هدف خورده از جمله تیرهای الهی بود و از همه داناتر و از همه به پیامبر نزدیکتر و درویش این امت بود. چنانکه به مال دنیا رغبتی نداشت و در فرمان پذیری امر الهی نیز سستی به خرج نداد و از ملامت نکوهش گران باک نداشت و قرآن محور هدف و دانش و عمل او بود و از این راه بر بهشتی زیبا دست یافت.(البدایه و النهایه، جلد 8، ص 6)4-بهترین آفریده شدگان ابن عباس گويد: هنگامى كه آيه شريفه:(ان الذين آمنوا و عملواالصالحات اولئك هم خيرالبريه) سوره بينه-آیه98 در حقيقت كسانى كه گرويده و كارهاى شايسته كرده اند, آنانند كه بهترين آفريدگانند. نازل شد, پيامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به على(علیه السلام) فرمود: آن (مومنان داراى اعمال صالح كه بهترين آفريدگانند) تو و شيعيان تو هستند, شما با شيعيانت در قيامت راضى و خشنود و مرضى پروردگار وارد محشر مى شويد و دشمن شما خشمناك و سرافكنده. پرسيد يا رسول الله! دشمن من كيست؟ فرمود: هموكه از تو اظهار بيزارى دارد و لعنتت مى كند, سپس فرمود: خدا على(علیه السلام) را رحمت كند, كه رحمت مى كند.(شواهدالتنزيل, ج2, ص ;161) انشاالله ادامه دارد ... |
|||
|
|
۱۳:۴۱, ۲۰/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحیدر
ابوجعفر محمد بن عبدالله اسکافی معتزلی:نادانی و کوردلی بزرگتر این است که معاویه را قابل سنجش با علی بدانند و این همان چیزی است که پارهای از عوام سرگردان و فرومایگان از حشویه که با حقیقت فاصله دارند به آن معتقد شدهاند. (المعیار و الموازنه، ص37) 5-على معجزه هم تراز قرآن و يقول الذين كفروا لست مرسلا, قل كفى بالله شهيدا بينى و بينكم و من عنده علم الكتاب(سوره رعد ،آیه 43) كافران مى گويند: ((تو پيامبر نيستى)) بگو: همين بس كه دو كس ميان من و شما گواه باشد, يكى الله و ديگرى كسى كه علم كتاب در نزد او است. يعنى هم خدا مى داند كه من فرستاده اويم و هم كسانى كه از قرآن آگاهى دارند و مصداق ((من عنده علم الكتاب)) على(علیه السلام) است. (ابن ماجه) از بزرگان اهل سنت در فضايل على(علیه السلام) از آن حضرت نقل مى كند: (انا عبدالله, و إخو رسوله(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و إنا الصديق الاكبر لايقولها بعدى الا كذاب) من بنده خدا و برادر رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و من بزرگترين تصديق كننده رسالت هستم, پس از من اين اوصاف (مثل صديق) را جز كذاب ادعا نمى كند.(سنن ابن ماجه, ج1, ص44, باب فضايل على(علیه السلام)) |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |







