کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
آیا بهائیان کافرند؟ چرا نه
۲۳:۵۳, ۱۰/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام دوستان یه سوال دارم ،آیا بهائیان کافرند؟
  • اگر بلی چرا ؟
  • اگر خیر چرا ؟
پیش از پاسخ لطفا این متن رو بخونین ...

کافر در لغت به معني بي دين، بي خدا و ضد مومن است. به بيان فقها كافر يعني كسي كه منكر خدا باشد و يا براي خداوند متعال شريك قائل باشد و يا اينكه پيغمبري حضرت خاتم الانبياء محمد بن عبدالله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) را قبول نداشته باشد و نيز به كسي كافر مي گويند كه ضروري دين يعني، چيزي را مثل نماز و روزه كه همه مسلمانان جزء دين اسلام مي دانند منكر شود.
رساله توضيح المسائل با متن فتاوي آقاي بروجردي و حواشي آيات عظام- جاويدان و فراهاني- علميه- مسئله 107- صفحه 30

اما بهائيان به خداوند يکتا (بدون شريک) ايمان دارند و خدايي جز او را نمي پرستند و اين موضوع در اکثر آثار بهايي ذکر شده است. به عنوان مثال، در نماز وسطي و يکي از نماز هاي سه گانه ديانت بهايي آيه زير را مي خوانيم: « اشهد بوحدانيتک و فردانيتک و بأنک انت الله لا اله الا انت» يعني شهادت مي دهم به وحدانيت و فردانيت تو و به اين که تو خدايي هستي که خدايي جز تو نيست.
  • پیش از این که خطوط بعد رو نقل قول کنم پیشنهاد میکنم این متون رو با تامل بخونین :
لا اله الا انا المسجون الفرید _ آثار قلم اعلى - جلد اول (كتاب مبين)‏
خدایی جز من زندانی تنها نیست
این اصلا شریک خدا بودن نیستا Wink
عبدالبهاء در ص 254 و 255 مکاتیب جلد2 آورده

" اظهار الوهیت و ربوبیت بسیاری نمودند... و جمال مبارک (بهاء الله) در قصیده عزّورقائیه می فرماید

کلّ الالوه من رشح امری تالّهت ******** و کلّ الربوب من طفح حکمی تربّت
یعنی همه معبودها از تراوش امر من معبود شده اند و همه پروزرگار ها از سر ریز حکم من پروردگار شده اند.

اینم خود جناب حسین علی نوری گفته ها

پس شریک خدا شد و حتی همه خدایان هم از ایشون حکم گرفتن
ایا منکر نبوت هم شد؟
تو ص 54 کتاب اقتدارات ببین چی گفته :" قد بعثنی الله و ارسلنی الیکم بایات بینات و اصدق ما بین ایدیکم من کتب الله و صحائفه و ما نزل فی البیان"
یعنی خود را مبعوث از جانب خداوند متعالی و مصدق آیین باب می داند.
  • خوب پس تا اینجا دونمونه از مطالب رو رویت کردید ! مطالب بازم هست ولی بسته
در ادامه چی هست ؟

اما در مورد بي دين بودن، بايد گفت که ديانت بهايي يک دين کاملاً مستقل است که از طرف خداي يگانه براي بشر فرستاده شده است. بهائيان تمام پيامبران قبل را (حضرت آدم و ابراهيم و نوح و موسي و عيسي و محمد و ساير پيامبران) را قبول دارند و آنها را چون پيامبرخودشان، حضرت بهاء الله، دوست دارند. اگر يك بهائي پيامبران ديگر را قبول نداشته باشد و پيروان آنها را دوست نداشته باشد، بهائي حقيقي نيست. بهائيان پيامبران الهي را مانند حلقه هاي زنجيري مي دانند که سر آغازشان پروردگار يکتا است ودر نتيجه انکار حتي يکي از رسولان الهي به معني پاره شدن اين زنجير و جدا شدن از ريسمان محکم الهي است. اقرار به حقانيت پيامبران قبل و شرح کتب و آثارشان، معاني باطني از استعارات و تشبيهات موجوده در کتب آسماني مختلف در بسياري از آثار ديانت بهايي از جمله کتاب مستطاب ايقان آمده است.

  • این حرف که دیانتی مستقل هست ، پیشنهاد میکنم مراجعه کنید به بحث خاتمیت که بحثش مفصل شده *بهائیت و خاتمیت*( تا اینحا خسته نشین)
اساسا طبق نص صریح موسس بهائیت پیامبر اکرم اخرین رسول و پیامبر بود ولی چی شد یهو پیامبر جدید اومدHuh
همه رو اونجا توضیح داده شده و نیازی به تکرار نیست فقط بگم خوب این شخص موسس قبل از این ادعا گفته که : میرزا حسینعلی در صفحه ۲۹۳ اشراقات می نویسد:

« اَلصَلوةُ و السَّلامُ عَلی سَیِّدِ العالَم و مُرَبّیِ الاُمَمِ الذی بِه انتَهَتِ الرِسالَةُ وَالنُّبوَه و عَلی آلِه وَ اَصحابِه دائِماً اَبَداً سَرمَداً»
سلام و درود بر آقای اهل عالم و پرورش دهنده ی امت ها کسی که به او نبوت و رسالت پایان یافته و بر خاندان و دوستانش سلام و درود دائمی و ابدی و سرمدی باد.
خوب پس بحث خاتمیت هم اینجا تکلیفش تغیریبا معلوم شد . پس دیگه ایشون پیامبر نیست .

در مورد قبول داشتن پيغمبري حضرت محمد بايد گفت ما بهائيان نه تنها حضرت محمد را قبول داشته بلكه اورا بعنوان خاتم (به معناي نگين) پيامبران مي شناسيم. حضرت بهاالله در حمد و ثناي حضرت محمّد و خاتميّت ايشان و سلام بر امامان مذهب شيعه چنين فرموده اند: «جوده العظيم الصّلوة و السّلام علي سيّد العالم و مربّي الامم الّذي به انتهت الرّسالة و النّبوّة و علي آله و اصحابه دائماً ابداً سرمدا[ اشراقات – صفحه ۲۹۳]
بحث خاتم رو فقط یک نکته میگم و بعد شما بازم مراجعه کنین به همون خاتمیت
چه خاتم ( به معنای انگشتر هم بگیری و چه معنای اخر ) بازم شما به این میرسی که رسالت و نبوت تمام شد چرا که :
شما که میگید اسلام رو قبول دارید و ... پس این حدیث که سندا و محتوا صحیحی داره رو چطور رد میکنید که :
انا خاتم الانبیاء و انت یا علیّ خاتم الاوصیاء. ( قسمت خاتم اوصیا رو چطور سر هم میارین که ایا امام علی انگشتیر و نگین اوصیا بود؟ ) اصلا اینهم بگیریم که خاتم به فتح و کسر و ضمه ... بنگریم میشه این
1- خاتِم بر وزن "حافِظ" که به صورت اسم فاعل است و مفاد آن ختم کننده است.
2- خاتَم به فتح تا، بر وزن "عالَم" و معنی آن آخر و آخرین است.
3- خاتَم بر وزن "عالَم" به معنی چیزی که با آن اسناد و نامه ها را مُهر می‌کردند.
4- خاتَمَ به فتح تا و میم بر وزن "ضَارَبَ" فعل ماضی از باب مضاربه، یعنی کسی که پیامبران الهی را ختم کرد.
پس پاسخ شما بسی بی تامل و بی تدبیری هست و ناچار باید ختمیت رو بپذیرید. ( البته اینجا هم مثل کلمه مولا در غدیر دست به تحریف زدند و ... )

اما ادامه سخن بهائیان ،
حضرت عبدالبها نيز در مقام دفاع از شأن حضرت رسول چنين فرموده اند: «امّا حضرت محمّد ، اهل اروپا و امريکا بعضي روايات از حضرت رسول شنيده‌اند و صدق انگاشته‌اند و حال آنکه راوي يا جاهل بوده و يا مبغض و اکثر راويها قسّيسها بوده‌اند و همچنين بعضي از جهله اسلام روايتهاي بي اصل از حضرت محمّد نقل کردند و بخيال خود مدح دانستند . مثلاً بعضي از مسلمانان جاهل کثرت زوجات را مدار ممدوحيّت دانسته و کرامت قرار داده زيرا اين نفوس جاهله تکثّر زوجات را از قبيل معجزات شمرده‌اند و استناد مورّخين اروپا اکثرش بر اقوال اين نفوس جاهله است . مثلاً شخص جاهلي در نزد قسّيسي گفته که دليل بزرگواري شدّت شجاعت و خونريزيست و يک شخص از اصحاب حضرت محمّد در يک روز صد نفر را در ميدان حرب سر از تن جدا کرد آن قسّيس گمان نمود که في الحقيقه برهان دين محمّد قتل است . و حال آنکه اين صرف اوهام است بلکه غزوات حضرت محمّد جميع حرکت دفاعي بوده و برهان واضح آنکه سيزده سال در مکّه چه خود و چه احبّايش نهايت اذيّت را کشيدند و در اين مدّت هدف تير جفا بودند بعضي اصحاب کشته گشتند و اموال به يغما رفت و سائرين ترک وطن مألوف نمودند و به ديار غربت فرار کردند و خود حضرت را بعد از نهايت اذيّت مصمّم به قتل شدند لهذا نصف شب از مکّه بيرون رفتند و بمدينه هجرت فرمودند. با وجود اين اعدا ترک جفا نکردند بلکه تعاقب تا حبشه و مدينه نمودند…[ مفاوضات- صفحه 14 ]»
  • همچنين حضرت ولي امرالله درباب هدايت خلق به سوي خالق مي فرمايند: «… اين است که حضرت مسيح و حضرت محمّد و حضرت بهاءالله کشف نقاب نمودند و نداي الهي را در قالب عنصري مجسّم فرمودند تا كلّ بتقرّب الهي فائز گرديم و به آذان ترابي آن ندا را اجابت نمائيم و پي بحقيقتش بريم …[ قرن بديع- صفحه 776 ]»
  • اینم یکی دیگه
"کما انتم تقرئون فی الکتاب بانّ الله لما ختم النبوّه بحبیبه بشر العباد بلقائه و کان ذلک حتم محتوم "
(مائده آسمانى - جلد ۴- صفحه ۶۵)
همانطور که شما در قرآن می خوانید ، خدای بزرگ آنگاه که نبوت را به حبیبش پایان بخشید ، بندگان را به لقاء خود بشارت داد و این امری حتمی است.
  • اما از اینجا دیگه بحث خاتمیت تموم میشه و بحث جدید مطرح میشه

در بيان ديگر،گفته مي شود که کافر کسي است که حق را باطل و باطل را حق جلوه دهد. کافران در قرآن چنين توصيف شده اند: « أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ كَذِبًا فَإِن يَشَأِ اللَّهُ يَخْتِمْ عَلَى قَلْبِكَ وَيَمْحُ اللَّهُ الْبَاطِلَ وَيُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ إِنَّهُ عَلِيمٌ بِذَاتِ الصُّدُورِ»[سوره شوري – آيه 24] يعني آيا مى‏گويند بر خدا دروغى بسته است پس اگر خدا بخواهد بر دلت مهر مى نهد و خدا باطل را محو و حقيقت را با كلمات خويش پا برجا مى‏كند اوست كه به راز دلها داناست. پس طبق اين آيه باطل محو شدني است، اما ديانت بهايي پس از 160 سال با قدرتي روز افزون به جلو پيش مي رود و نه تنها از قدرت آن کاسته نشده بلکه حقانيتش روز به روز جلوه گر تر مي شود. چون انتشار امر باطل در ميان مردمان خلاف عدل خداوند است در صورتي که امر بهائي روز به روز بيشتر گسترش مي يابد، مي توان نتيجه گرفت که دين بهايي برحق است و نوشته هاي رديه نويسان امروز نا حق است چرا که که سخنانشان به راحتي، در مدتي اندک محو شده، باطل بودن آنها مشخص مي شود.

جالبه که خد این اقایان به دروغی بودن و .. چه میگن و استناد به قرانی که در واقعه دشت بدشت ( زمان باب نسخ شد و .. ( به واقعه دشت بدشت مراجعه کنید Wink)
  • دوستان 160 سال رو داشته باشین و اینهم کنارش مشروعیت بیت العدل رو داشته باشین که :
" ای احبّای الهی، بايد وليّ امر اللّه در زمان حيات خويش من هو بعده را تعيين نمايد تا بعد از صعودش اختلاف حاصل نگردد ."( الواح وصاياى مباركه حضرت عبدالبهاء- صفحه ١٣)
"حضرت عبدالبهآء راجع به وظائف ولايت امر اللّه در الواح وصايا ميفرمايد اوست " مُبيّن آيات اللّه " و اين عيناً عبارتی است که آن حضرت در موقع اعتراض ناقضين ميثاق به مقام تبيين از نصوص مبارکهء حضرت بهآءاللّه اختيار فرموده در ردّ آنان اظهار ميداشتند و نيز ميفرمايد : " و من بعده بکراً بعد بکر يعنی در سلاله او . " و ايضاً ميفرمايد : حصن متين امر اللّه به اطاعت من هو وليّ امراللّه محفوظ و مصون ماند و اعضای بيت عدل و جميع اغصان و افنان و ايادی امر اللّه بايد کمال اطاعت و تمکين و انقياد و توجّه و خضوع و خشوع را به وليّ امر اللّه داشته باشند ."(دور بهائی - صفحات ٨٠ و 81) یعنی چی؟ ولی امر نداشتن بیت العدل یعنی چی؟ یعنی اصلا مشروعیت نداره این سازمانSmile «بدون این مؤسسه - و ولی امرالله - وحدت و اساس در خطر افتد و بنیانش متزلزل گردد و از منزلتش بکاهد و از واسطه ی فیضی که بر عواقب امور طی دهور احاطه دارد بالنده بی نصیب ماند و هدایتی که جهت تعیین حدود و وظایف منتخبین ضروری است، سلب شود» ( ارکان نظم بدیع، ص46.) یعنی عدم مشروعیت
بعدشم این سازمان میدونین که هنوز هنوزه چند جرم رو براش هیچ حدی قرار نداده ؟ این یعنی رشدCool
وقتی شوقی افندی به تعیین جانشین اقدام نمیکنه ( ولی امر بعدی ) گواه عدم اعتقاد خودش به جایگاهی که خودش و باباش و رهبران بهائی به گزاف برای ولی امر تعیین کردند، نیست؟!Huh
عجب حقانیتی داره این دیانتWink

همچنين در قرآن کريم تاکيد شده که « اگر او (محمد) به دروغ سخناني بر ما مي بست حتما او را به دست راست خود مي گرفتيم سپس رگ گردنش را قطع مي کرديم وشما هيچ يک بر دفاع از او قادر نبوديد و اين قرآن پندي براي پرهيزگاران است»[ سوره حاقة – آيات 39 – 47 ]. طبق اين آيه خداوند به کسي که به دروغ مطالبي عليه او بگويد فرصت نمي دهد و از بروز حرفهاي باطل جلوگيري مي کند. اما گسترش و قدرت آئين بهايي باطل نبودن آن را ثابت مي کند. حضرت بهاءالله در يکي از مناجات هاي خود بي تاثير بودن و محو شدن سخنان کافران را اين گونه بيان مي فرمايند:
گرجمله کائنات کافر گردند بر دامن کبرياش ننشيند گرد

اینم اخرین قسمت این حرف :
ایه رو چه قشنگ ترجمه کردن ایناHeart بعدشم این ایات رو از ایه 44 ترجمه کرده میگهم 39 . این حالا هیچی . پیش میاد.
اما ایات مبارک :
وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَيْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ * لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيَمِينِ * ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ * فَمَا مِنكُم مِّنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ* وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِّلْمُتَّقِينَ
44 -48 سوره حاقه
پس مراقب باشین تو نقل هایی که براتون میشه.
باطل نبودن دیانت؟! واقعا ؟ بابا خدا و نبی و رسول و ... همه یکی هستی و تازه خدا بزرگه مرحله اخر این موسستونه که از پوست و گوشت و استخونه و دنیا اومده و مرده بعد میگی دیانت ما کاذبه نیست ؟
با شعرش موافقم ، ولی جالبه که قشنگ خودشون رو رو میکنن برای توضیح و نفسیر و تاویل .
تا نقد بعد در پناه خدا.
متن نقل قول شده از سایتهایبهایی بود که نخواستیم اسمش تبلیغ بشه Rose
نگارش یافته در 10-11-94
mahdy30na
  • پ.ن : وقتی یه چی رو اقرار میکنی و تاریخ ثبت میکنه ، مرد باش و روش بمون چرا میزنی زیرش.
  • پ.ن : کتاب اقدس صفحه 111 میگه چی؟ و الذی یتکلم بغیر مانزل فی الواحی انه لیس منی:کسی که به غیر از آنچه در الواح من نازل شده تکلم کند از من نیست .و در صفحه 101 :ان الذی یاول ما نزل من سماء الوحی و یخرجه عن الظاهر انه ممن حرف کلمة الله العلیا و کان من الا خسرین فی کتاب مبین: کسی که آنچه از سماء وحی نازل شده را تاویل می‏کند و آن را از معنی ظاهرش خارج می‏سازد از کسانی است که کلمه الله علیا را تحریف مس کند و از کسانی است که از خاسران در کتاب مبین محسوب می‏گردد.
پ.ن : عجله ای شد ببخشین اگه یکم نا هماهنگه ولی دوست دارم خودتون هم نظراتتون رو بگین و حداقل بگین این چقدر رات میگن تو حرفاشون و حقانیتشون.
فقط نگین راستگو .. چون برای همونم مدارک موجوده.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میم.حسین.الف ، غریب ، انتصـار ، vahrakan ، عمار94 ، بیداری اندیشه ، alialaie

آغاز صفحه 7 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۴:۳۴, ۱۳/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #61
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
الإقرار العقلاء علی أنفسهم جائز
این یه قاعده عقلی و فقهی هست که منکرش نمیشه شد .

(۱۲/خرداد/۹۵ ۲۳:۵۵)سعدی نوشته است:  آقا سینا، مسئله ساده است. من زمانی می تونم یک نظر مستقل توی بحث ارائه بدم که یک تحقیق مستقل داشته باشم. پس من بحث در مورد اعتقادات رو واگذار می کنم به دوستانی که مطالعه کافی دارند در این زمینه.

اختلاف نظر ما بر سر مهدویت، با غیر شیعه هاست. اختلاف نظرمون در مورد خاتمیت و در مورد حقانیت دین اسلام هم با غیر مسلمانانه. به نظر شما در مقابل این اختلاف عقاید باید به چه صورت عمل کنیم؟

جناب سعدی ، هر زمان که تحقیق کردید و نتیجه کامل گرفتین بیایین و بحث کنین چون اگه چنی ننباشه هر لحظه شما میگی که من که نمیدوتنم دقیقا این هست یا نه و یقین ندارم چنین باشه .
واقعا جالبه این صحبت شما
(۱۲/خرداد/۹۵ ۲۳:۵۵)سعدی نوشته است:  آقا سینا، مسئله ساده است. من زمانی می تونم یک نظر مستقل توی بحث ارائه بدم که یک تحقیق مستقل داشته باشم. پس من بحث در مورد اعتقادات رو واگذار می کنم به دوستانی که مطالعه کافی دارند در این زمینه.
شما یک سوال من رو پاسخ بدید ( اینقد میپرسم تا شما روی این عبارات تحقیق کنین و نتیه رو بگین)
  • دیانت بهاییت ایا الهی است یا خیر ؟
اگرخیر پس مبانیش زیر سوال میره و اگه الهی هست که علت الهی بودنش چیه ؟
تو مباحث ما اثبات کردیم که الهی نیست ( اینو میگم که اگه میل داشتین همینجا بگردین و بخونین و اگه منابع بهایی در دست دارین از اونها بپرسین )
شما بر الهی بودنش تحقیق کن .
به عنوان یک محقق در مهدویت این رو براتون دارم میگم .
پس کسی که عقیدش مشکل داشته باشه دیگه بر کسی که عقیدش صحیح هست نمیتونه خرده بگیره .
عقیده یا غلط هست یا درست ، اگه غلط بود تکلیفش مشخص هست .

بحث سر مهدویت و خامتیت و ... رو به شما تذکر بدیم که وقتی این دیانت خودش رو ادامه اسلام میدونه و اعتراف به مباحث خاتمیت و قائمیت کرده ( مستند به مطالب از باب تا بهاءالله و عبدالبها و .... )
شما درمقابل مباحثه با بهاییت هستید نه با کسی دیگه .
پس وقتی اینها معترف به مبانی اسلامی هستن باید بر اعترافات خودشون بمونن و پاسخگو باشن .
ما تو این باخث با منکر خدا داریم بحث نمیکنیم که با منکر نبوت و مهدویت داریم بحث نمیکنیم که ! داریم بحث میکنیم که شما اینطوری میگین؟
(۱۲/خرداد/۹۵ ۲۳:۵۵)سعدی نوشته است:  اختلاف نظر ما بر سر مهدویت، با غیر شیعه هاست. اختلاف نظرمون در مورد خاتمیت و در مورد حقانیت دین اسلام هم با غیر مسلمانانه. به نظر شما در مقابل این اختلاف عقاید باید به چه صورت عمل کنیم؟
یه فلش بک بزنم به این موضوع :
بهاییت ادامه مسیر بابیت هست و بابیت هم دنباله راه شیخیه و همچین اینها همه به یک سرمنشا میرسه که اسلام هست یعنی اینطوری بگم بهترهست اگه تا چند سال پیش کسی رومیخواستن بهای کنن اول طرف رو مسلمان میکردن بعد شیعه 12 امامی بعد میگفتن ببین اون 12همی همون باب هست که اومد و بعدش میبردن تو مباحثی که جاش اینجا نیست و بعدش میگفتن بهاالله همون کسی که هست که همه به اومدنش اشاره کردن ، پس ما اینجا بحث خارجی نداریم .

حالا اگه شما اطلاع ندارین دیگه تقصیر بنده و سایرین نیست .
اون قاعده که اول کلام براتون نقل کردم رو دوباره بخونین !
کسی که اعتراف به خاتمیت و قائمیت و ... میکنه بعد منکرش بشه کارش میشه چی؟
فقط اینهو برای نمونه میگم بخونین*بهائیت و خاتمیت* حالا قائمیت دیگه بمونه که به حد کافی روش بحث شد.

ایا بابیت و بهائیت به دنبال معرفی مهدی موعود (عج ) نبودند؟ اگر نبودند چرا پس خودرا موعود مینامیدن؟ اگر دنباله اون نبودن که پس راه غلط بود و اگه موعود بودن پس دنباله مسیر اسلام بود.
اخه من از کدوم بگم ، خود جناب بها وقتی تو خارج تشریف داشتن حتی اخر عمر بازهم مثل مسلمونا نماز میخوند و درحالی که دیانت جدید اورده بود.اخه اینهمه تناقض ؟Huh اینو مدرک نمیدم خودتون برید پیدا کنید .
کسی که اعتراف میکنه به ختم رسالت و وجود موعود و بحث قائمیت پس نباید منکر بشه مگر اینکه دلیل درستی بیاره نه دلایل بچگانه و مغالطه گری و... . کاری که بهاییت داره انجام میده اون بحش دوم که مغالطه کاری و اوردن دلایل بچگانه هست.
اینو مطالعه بفرمایین تا من بعدا دوباره تذکری بدم

نقل قول:ابوالفضل گلپایگانی ( مبلغ بهایی هست ) ، فرائد، صفحه 61.
اگر نفسی مدعی مقام شارعیت شود و شریعتی تشریع نماید و آن را به خداوند تبارک و تعالی نسبت دهد و آن شریعت نافذ گردد و در عالم باقی ماند، این نفوذ و بقا برهان حقیقت آن باشد، چنان‌که بالعکس زهوق و عدم نفوذ دلالت بر بطلان دعوت زائله‌ی غیر باقیه نماید، خاصه اگر نفوذ و بقای کلمه‌ی حق چنان‌که عادة الله در ارسال رسل و تشریع شرایع به آن جاری شده است، به علوم و معارف کسبیه و یا به عصبیت و معاونت قومیه و یا به مکنت و ثروت ظاهریه و یا به تسلط و عزت دنیویه متعلق و مربوط نباشد
.
بهاءالله . اشراقات، صفحه 164
نفسی از اهل سنت و جماعت در جهتی از جهات ادعای قائمیت نموده، الی حین قریب صد هزار نفر اطاعتش نمودند و به خدمتش قیام کردند، قائم حقیقی به نور الهی در ایران قیام بر امر فرمود، شهیدش نمودند و بر اطفاء نورش همت گماشتند.
.
اینجا معترف به حقانیت باب هست و معتقد هست که باب قائم بوده پس خودش نقشش چیه ؟
  • اصلا اینها همه به کنار ، شما به عنوان یک شخص که میخوای تحقیق کنی تا به یقین برسی اول به این برس که ایا بهاءالله پیامبر میباشد یا خیر؟
اگر بلی چرا اگر خیر چرا.
هرزمان به این قسمت پاسخ دادین من باشما ادامه بحث رو پیش میرم.
(۱۳/خرداد/۹۵ ۶:۲۱)سعدی نوشته است:  خب تا جایی که تصمیم گیری شخصی من مربوط میشه، من عقاید بهاییت رو قبول ندارم.

اما مشکل از اینجاست که شما از من می خواهید مطالب گفته شده در اینجا رو تایید کنم. تایید من بر مطالب مهدی سینا چه ارزشی داره وقتی خودم تحقیق نکردم؟

فردی که مطالب رو می خونه باید بر مبنای نظر افراد آگاه حاضر در بحث قضاوت کنه.
شما میتونی از منابع مورد استناد استفاده کنی و یا اینکه برین بپرسین که اینها درست هست یا نه .
اگه غلط هست بگید تا برسی کنیم. ( تاجایی که میشه همه رو مستند به منابع دست اول هست که داستانش نکنین )
ما اجباری نداریم که قبو کنین اینا رو یا نه . صحبت سر اینه تکلیف شخص منکر قائمیت و خاتمیت بعد از اقرار و بعد تکذیب اون در حالی که اساس خودش غلط هست چیه؟

در انتها اگه بازم مشکل دارین برین تحقیق کنین بعد بیایین ادامه بدین .
من اگه اینها رو مینوشتم الان 3 جلد کتاب بود که .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2
۱۵:۰۴, ۱۳/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #62

نقل قول:دیانت بهاییت ایا الهی است یا خیر ؟
خب اینو سه بار پرسیدید و سه بار جواب دادم.
من معتقد نیستم که بهاییت الهی باشه یا اینکه بهاء الله فردی خیلی متفاوت با انسانهای معمولی بوده باشه.

حالا بریم سراغ ادامه ...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۵, ۱۳/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #63
آواتار
(۱۳/خرداد/۹۵ ۱۵:۰۴)سعدی نوشته است:  خب اینو سه بار پرسیدید و سه بار جواب دادم.
من معتقد نیستم که بهاییت الهی باشه یا اینکه بهاء الله فردی خیلی متفاوت با انسانهای معمولی بوده باشه.

حالا بریم سراغ ادامه ...

خودتون تحقیق کردین یا اینکه براساس مطالب ارایه شده دراینجا میگید؟
اگه تحقیق نکردین پس فایده نداره ولی اگه تحقیق کردین ، چطور رسیدین که این دیانت باطله؟

خوب این رو هم پاسخ بدین تکلیف کسی که خودش مسلمان بوده ( حداقل تا پیش از نسخ اسلام به قول اقایون ) تکلیفش بعد از تکذیب و بنیان گذاشتن دیانت کاذبه و توهین به مبانی اسلامی و تکذیب اونها حالا تکلیف ؟ Huh
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۰۵, ۲۶/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #64
آواتار
(۱۳/خرداد/۹۵ ۱۵:۴۵)mahdy30na نوشته است:  خودتون تحقیق کردین یا اینکه براساس مطالب ارایه شده دراینجا میگید؟
اگه تحقیق نکردین پس فایده نداره ولی اگه تحقیق کردین ، چطور رسیدین که این دیانت باطله؟

خوب این رو هم پاسخ بدین تکلیف کسی که خودش مسلمان بوده ( حداقل تا پیش از نسخ اسلام به قول اقایون ) تکلیفش بعد از تکذیب و بنیان گذاشتن دیانت کاذبه و توهین به مبانی اسلامی و تکذیب اونها حالا تکلیف ؟ Huh

جناب سعدی سلام
درحال تحقیق هستین که دیگه برنگشتین به مباحثه ؟

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۲, ۲۶/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #65

سلام
در مورد نادرستی بهاییت و اینکه بهاء الله یک فرد عادی بوده و بهش وحی نشده و ... از اول هم اختلاف نظری نداشتیم. اگرچه به قول شما شاید خوب باشه تحقیق بشه در این زمینه.

اما مسئله مهمتر، نحوه رویارویی با عقایدی است که از نادرستیشون اطمینان پیدا کرده ایم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۷:۱۶, ۲۶/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #66
آواتار
(۲۶/خرداد/۹۵ ۱۶:۵۲)سعدی نوشته است:  سلام
در مورد نادرستی بهاییت و اینکه بهاء الله یک فرد عادی بوده و بهش وحی نشده و ... از اول هم اختلاف نظری نداشتیم. اگرچه به قول شما شاید خوب باشه تحقیق بشه در این زمینه.

اما مسئله مهمتر، نحوه رویارویی با عقایدی است که از نادرستیشون اطمینان پیدا کرده ایم.

سلام مجدد
تحقیق و یقین خوبه من به شما احسنت میگم برای این روحیه و تشویق میکنم.
خوب جناب سعدی شروع بفرمایین که اگه با یه بهایی روبرو شدین چطور وارد بحث میشین که بگین عقایدشون نادرست هست ؟
یه مورد برای مثال براتون میگم اگه دوست داشتین رو همین مورد و یا اگه مورد دیگه داشتین خودشتون شروع کنین .
بحث حقوق بشری رو میشه پیش فرض قرار بدیم . -
x یه فرد بهایی هست و میگه شما طبق اعلامیه حقوق بشر با ما برخورد نمیکنین و یسری از موارد رو نقض میکنین.
حالا شما بفرما جناب سعدی :
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۸:۳۴, ۲۷/خرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/خرداد/۹۵ ۱۳:۲۷ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #67

آقا مهدی، مسئله اصلی اینه که چه رفتاری درسته. وقتی خودمون مطمئن شدیم که رفتارمون درسته می تونیم به این فکر کنیم که حالا چطور باید از این رفتار دفاع کنیم.

لازمه قبلش به مسائل کلی تری فکر کنیم. مثل اینکه رفتار ما در مقابل کسانی که اختلاف اعتقادی باهاشون داریم باید چطور باشه؟ در چه حالتی لازمه بین گروههای مختلف غیر مسلمان تفاوت قائل بشیم؟ در تعیین حقانیت گروههای مذهبی، چه کسی صلاحیت قضاوت داره؟ آیا قاضی حاکم کشوره یا فیلسوفان یا محققان زمینه دینی یا ...؟
اگر این فردی که ما پذیرفتیم صلاحیت قاضی بودن رو داره به نادرستی یک عقیده اطمینان پیدا کرد، رفتار حکومت اون کشور با گروه مذهبی مورد نظر باید چطور باشه؟ اگر اون گروه مذهبی درای عقایدی باشه که با قانون پذیرفته شده در یک کشور در تضاد قرار بگیره چی؟ آیا فقط افرادی که مرتکب جرم میشن باید مجازات بشن یا افرادی که از نظر عقیدتی اون کار رو جایز می دونند هم باید مورد مجازات قرار بگیرند؟

صحبت در مورد این مسائل موجب خروج از موضوع اصلی تاپیک میشه. پس اجازه بدید سر فرصت یه تاپیک در موردش ایجاد کنم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۰۲, ۲۸/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #68
آواتار
(۲۷/خرداد/۹۵ ۸:۳۴)سعدی نوشته است:  آقا مهدی، مسئله اصلی اینه که چه رفتاری درسته. وقتی خودمون مطمئن شدیم که رفتارمون درسته می تونیم به این فکر کنیم که حالا چطور باید از این رفتار دفاع کنیم.

لازمه قبلش به مسائل کلی تری فکر کنیم. مثل اینکه رفتار ما در مقابل کسانی که اختلاف اعتقادی باهاشون داریم باید چطور باشه؟ در چه حالتی لازمه بین گروههای مختلف غیر مسلمان تفاوت قائل بشیم؟ در تعیین حقانیت گروههای مذهبی، چه کسی صلاحیت قضاوت داره؟ آیا قاضی حاکم کشوره یا فیلسوفان یا محققان زمینه دینی یا ...؟
اگر این فردی که ما پذیرفتیم صلاحیت قاضی بودن رو داره به نادرستی یک عقیده اطمینان پیدا کرد، رفتار حکومت اون کشور با گروه مذهبی مورد نظر باید چطور باشه؟ اگر اون گروه مذهبی درای عقایدی باشه که با قانون پذیرفته شده در یک کشور در تضاد قرار بگیره چی؟ آیا فقط افرادی که مرتکب جرم میشن باید مجازات بشن یا افرادی که از نظر عقیدتی اون کار رو جایز می دونند هم باید مورد مجازات قرار بگیرند؟

صحبت در مورد این مسائل موجب خروج از موضوع اصلی تاپیک میشه. پس اجازه بدید سر فرصت یه تاپیک در موردش ایجاد کنم.

بحث ایجاد شده رو حتما اینجا لینک بدین .
فقط قبلش چه میزانی برای فهمیدن رفتار دست شما داری؟
فقط لطف کنین بحث رو تو این مورد باز و به همه نسبت ندین ، گروه مورد نظر مشخص و بحث هم مشخصه ولی شما دوست دارین بحث رو به مبانی و ... بسط و تامین بدین و این کار به هیچ نتیجه ای منتهی نمیشه .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۵:۴۹, ۱۲/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #69
آواتار
(۲۷/خرداد/۹۵ ۸:۳۴)سعدی نوشته است:  آقا مهدی، مسئله اصلی اینه که چه رفتاری درسته. وقتی خودمون مطمئن شدیم که رفتارمون درسته می تونیم به این فکر کنیم که حالا چطور باید از این رفتار دفاع کنیم.

لازمه قبلش به مسائل کلی تری فکر کنیم. مثل اینکه رفتار ما در مقابل کسانی که اختلاف اعتقادی باهاشون داریم باید چطور باشه؟ در چه حالتی لازمه بین گروههای مختلف غیر مسلمان تفاوت قائل بشیم؟ در تعیین حقانیت گروههای مذهبی، چه کسی صلاحیت قضاوت داره؟ آیا قاضی حاکم کشوره یا فیلسوفان یا محققان زمینه دینی یا ...؟
اگر این فردی که ما پذیرفتیم صلاحیت قاضی بودن رو داره به نادرستی یک عقیده اطمینان پیدا کرد، رفتار حکومت اون کشور با گروه مذهبی مورد نظر باید چطور باشه؟ اگر اون گروه مذهبی درای عقایدی باشه که با قانون پذیرفته شده در یک کشور در تضاد قرار بگیره چی؟ آیا فقط افرادی که مرتکب جرم میشن باید مجازات بشن یا افرادی که از نظر عقیدتی اون کار رو جایز می دونند هم باید مورد مجازات قرار بگیرند؟

صحبت در مورد این مسائل موجب خروج از موضوع اصلی تاپیک میشه. پس اجازه بدید سر فرصت یه تاپیک در موردش ایجاد کنم.

دادا سعدی هنوز منتظر ایجاد موضوع هستم Blush اگه ایجاد کردی اینجا لینک میدادی خو .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۴۹, ۱۲/مرداد/۹۶
شماره ارسال: #70

(۱۲/مرداد/۹۶ ۱۵:۴۹)mahdy30na نوشته است:  دادا سعدی هنوز منتظر ایجاد موضوع هستم Blush اگه ایجاد کردی اینجا لینک میدادی خو .
خدمت شما:
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-43488.html
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
Question نقد استناد بهائیان به حدیث زوراء mahdy30na 0 1,396 ۲۲/شهریور/۹۳ ۱۴:۵۱
آخرین ارسال: mahdy30na
  بهائیان قاتل در ایران چه کردند؟ + تصاویر ELENOR 7 6,510 ۱۸/اردیبهشت/۹۲ ۲۳:۲۴
آخرین ارسال: عبدالرحمن
  کیفیت نماز بهائیان چگونه است؟! vahrakan 0 1,851 ۱۴/دی/۹۰ ۰:۲۶
آخرین ارسال: vahrakan
  جدال فیسبوکی عبدالله شهبازی با بهائیان وحید110 4 3,139 ۱۳/شهریور/۹۰ ۰:۴۴
آخرین ارسال: hamed313

پرش در بین بخشها:


بالا