کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



موضوع بسته شده  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
حقوق بشر و روشن فکری دینی
۱۱:۰۲, ۱۸/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم اله الرحمن الرحیم
حقوق بشر و روشن فکری دینی

کلمات کلیدی ماشینی : حقوق، اسلام، حقوق بشر، دین، حقوق بشر و روشن‌فکری دینی، احکام، فقیه، اسلام سنتی،
گفت وگو با محسن کدیور
مجله آفتاب، ش 27 و 28

چکیده: مصاحبه حاضر، که در دو شماره مجله ارائه شده است، با این هدف صورت گرفته است که در گام نخست، موارد تعارض و ناهم خوانی احکام دینی و حقوق بشر را «توصیف » کند و در گام بعدی به ارائه «راه حل و تجویز» در زمینه ارتباط میان حقوق بشر و احکام اسلامی، بپردازد . آقای کدیور میان اسلام سنتی و اسلام معاصر تمایز می گذارد و تفاوت های آنها را بر می شمارد .

حق به کار رفته در رساله حقوق و برخی دیگر از منابع دینی، به معنای تکلیف الاهی و وظیفه اخلاقی انسان است و با اصطلاح رایج در علوم انسانی و حقوق بشر تفاوت بنیادی دارد . در احکام اسلام سنتی، تبعیض غیرقابل انکاری بین معتقدان ادیان مختلف می یابیم: مسلمانان دیگر مذاهب اسلامی از اکثر حقوق شرعی برخوردارند; اما از برخی حقوق شرعی و بسیاری امتیازات دینی محرومند . اهل کتاب ذمی و کفار معاهد، از اکثر حقوق شرعی بی بهره اند و کفار غیرذمی و غیرمعاهد، تقریبا، فاقد هرگونه حق اند و حرمتی ندارند .

همچنین در مناصب دینی، از قبیل ولایت امر، مرجعیت، قضاوت، شهادت، امامت جمعه، علاوه بر اسلام، ایمان شرط است . در اسلام سنتی غیبت مؤمن حرام است; اما غیبت مسلمان مخالف حرام نیست، بهتان به مؤمن حرام است; اما تهمت و افترا به دیگران، معصیت و گناه محسوب نمی شود . به همین ترتیب، اهل ذمه از غیبت، بهتان، نمیمه، هجاء، سب، غش و ... مصون نیستند .

در اسلام سنتی، «انسان از آن حیث که انسان است » ، یعنی فارغ از دین و مذهب، از حقوق برخوردار نیست . در اسلام تاریخی تمامی افراد بشر، بالقوه، شان برابر دارند; اما لزوما با حقوق برابر به دنیا نمی آیند .

جنسیت، دومین منشا تبعیض حقوقی در اسلام سنتی است . در حقوق مدنی و حقوق جزایی و کیفری، جنسیت موجب تفاوت حقوقی است . در اسلام سنتی شرط احراز مرجعیت، قضاوت، زمامداری سیاسی یا امارت و ولایت، امامت جمعه (البته در صورتی که مامومین مرد باشند) مرد بودن است . در بسیاری از حدود شرعی، شهادت زنان فاقد هرگونه اعتبار است .

در اسلام سنتی طلاق به صورت یک ایقاع شرعی از سوی مرد صورت می گیرد و رضایت و حتی اطلاع زن در صحت آن دخیل نیست . سهم الارث دختر نصف سهم الارث پسر است . مرد، شرعا رئیس خانواده است . زن بدون اجازه شوهرش حق ندارد از خانه خارج شود . در حقوق خانواده، حقوق مدنی و حقوق قضایی، زن، شرعا انسان درجه دوم محسوب می شود .

سومین محور تعارض اسلام تاریخی با نظام حقوق بشر، تفاوت انسان آزاد با انسان برده و مملوک است .

ولایت شرعی فقیه، در امور عمومی، چهارمین تبعیض و تعارض احکام اسلام سنتی با اندیشه حقوق بشر است . زیرا قائلان به ولایت فقیه عقیده دارند که فقیهان تنها به شناخت و استخراج احکام کلی اکتفا نمی کنند، بلکه تعیین موضوع و مصداق، که از لوازم سیاست مداری است، نیز شان فقیه محسوب می شود .

مردم عادی (عوام) و فقیهان عادل در اداره امور سیاسی و تدبیر مسائل جامعه بر مبنای احکام شرع، برابر نیستند از این دیدگاه اگرچه مردم در حوزه امور خصوصی رشیدند، اما در حوزه امور عمومی، شرعا محجورند . از این دیدگاه، «قیم ملت با قیم صغار، از لحاظ وظیفه و موقعیت هیچ فرقی ندارد .» حکومت مطلوب، در این دیدگاه، فقیه سالاری یا سلطنت فقیه یا «سلطنت مشروعه » است و می توان آن را در ردیف حکیم حاکمی افلاطونی، فقیه شاهی نامید . بدین ترتیب، قائل شدن به حقوق ویژه برای فقها و روحانیون در حوزه امور عمومی یا حکومت ولایی انتصابی مطلقه فقها یا روحانیون با اندیشه حقوق بشر مخالف است .
....

ادامه دارد

دوستان لطفا نگران عبارات هم نباشید چرا که در یخش دوم به انتها پاسخ داده شده
پس دوستان تا اخر مبحث با ما باشید Smile
پیشنهاد میکنم به جناب دوست حقیقت که به مطالب این نویسنده علاقه دارند این رو بخونن .دوستانشون بهشون بگن این روBlush
منبعی که مورد استفاد قرار گرفته میگم تا دوستان اگه میل داشتن پاسخ انتهایی رو مطالعه کنندSmile : حوزه
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: انتصـار ، ماحی ، عبدالرحمن ، میم.حسین.الف ، MohammadSadra ، السا ، مصباح ، sagheb

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۲:۳۳, ۳۰/بهمن/۹۴
شماره ارسال: #11
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

7 . در بخشی از این مقاله، ارکان فقه سنتی را سه مورد معرفی می کند: عجز انسان از درک مصالح واقعی; عدم صلاحیت انسان برای قانون گذاری; و ثبات یا ابدی بودن اکثر احکام شرعی . همچنین ارکان اندیشه حقوق بشر را درست مخالف این موارد، یعنی توانمندی عقل انسان در درک نیازها، توانمندی در تشخیص مصادیق عدالت و توانمندی انسان در وضع قانون می شمرد .
  • اسلام فقاهتی در چگونگی تطبیق احکام بر مصادیق روز، برای انسان نقش قائل است .
  • در باب اختیارات حاکم و در حوزء «منطقة الفراغ » ، و در مسائل اجتماعی و روابط خارجی، فقیه، با استفاده از کارشناس، احکام را بر موضوعات تطبیق می کند .
  • بنابراین در اسلام فقاهتی، انسان هم توانمند در درک نیازهاست و هم قادر به تشخیص عدالت، و هم توانمند در وضع قانون .

8 . نویسنده معتقد است که تعارض اسلام تاریخی با اندیشه حقوق بشر، مسئله مستحدثه است و قبل از دوران تجددطلبی نبوده; و ازهمین روست که اسلام تاریخی، در گذشته، در برابر مشکلات، موفق و سربلند بوده است .

به ایشان تذکر می دهیم که مقررات حقوق بشر، ویژه بشر امروز نیست و برای انسان، «بما هو انسان » در نظر گرفته شده; و لذا اگر اسلام فقاهتی، برخلاف حقوق بشر است، در قرون گذشته هم مخالف با حقوق بشر بوده . بنابراین ایشان، به ناچار، باید احکامی را که مخالف اندیشه حقوق بشر است، از ریشه انکار کند; نه اینکه در زمان ما قائل به نسخ شود .

9 . واژه گزینی و روبه رو ساختن لغات در این گفت وگو، کاملا حساب شده و به نوعی، داوری در مقام بیان مدعی است . در یکجا بر اسلام فقاهتی، که بر تکنیک صحیح استنباط استوار است، نام «اسلام سنتی و اسلام تاریخی » می نهد و اسلام مورد نظر خود را که اسلام حداقلی و منحصر به رابطه خدا و خلق در حوزه خصوصی است، «اسلام معاصر» معرفی می کند .
یعنی عصر ما اقتضا می کند که اسلام در حوزه روابط اجتماعی دخالت نکند! در جای دیگر، «سیاست علمی و عقلایی » را در برابر «سیاست فقهی » می نهد . گویی سیاست مبتنی بر کارشناسی فقه و ولایت فقیه، جنبه علمی و عقلایی ندارد . و در جایی هم ولایت فقیه را یکه سالاری، فقیه شاهی و روحانی سالاری می خواند و آن را در برابر مردم سالاری قرار می دهد . غافل از آنکه فقیه عادل و آگاه به زمان که در راس هرم قدرت سیاسی است، هر کاری را به متخصص آن واگذار می کند و در تصمیمات خویش از شوراهای مشورتی، مرکب از کارشناسان ویژه، بهره می برد .

10 . ایشان عقیده دارد که در جهان امروز باید اعدام از احکام اسلامی، همچون قصاص در قتل عمد و برخی از جرایم جنسی و غیر اینها، حذف شود . اعدام و شلاق، مجازات خشنی است و اندیشه حقوق بشر آن را نمی پذیرد . جواز قتل زانی با همسر، کشتن ساب نبی صلی الله علیه و آله هم، مجازات خودسرانه ای است و با حقوق بشر نمی سازد . به نظر ایشان، اسلام سنتی شکنجه را مجاز می شمارد و چون مخالف حقوق بشر است با «اسلام معاصر» سازگار نمی باشد . دراین باره هم به چند نکته اشاره می کنیم .

الف) اگر اعدام برخلاف حقوق بشر است، چرا خود آمریکا که منادی حقوق بشر است، هنوز آن را از نظام حقوقی خویش حذف نکرده; و کشورهای دیگر چون جمهوری چین، در موارد زیادی، مجازات اعدام را در قوانین خویش در نظر گرفته اند .

ب) اینکه مجازات برای تنبه و آگاهی عمومی و ریشه کن کردن جرم است، تنها یک مکتب از مکاتب حقوقی در ارتباط با فلسفه ، دیدگاه اصالت فایده (utilitarianism) و تئوری های دوگانه هم در این باب مطرح شده که مورد توجه نویسنده قرار نگرفته است . بر اساس این نظریه ها، مجازات همیشه برای تنبه عمومی نیست; بلکه سزای عملی است که در گذشته انجام گرفته و عدالت، آن مجازات را متناسب با عمل مزبور می بیند.
در قتل عمد، غیر از اعدام، هر مجازات دیگر ناعادلانه است; هرچند دستور فراوان به عفو و گذشت در اسلام وجود دارد . در حدود و تعزیرات، عمدتا نظر به اصلاح و تربیت مجرم است; چنان که بازداشتن مجرم و دیگران از ارتکاب جرم و حفظ بنیان های اخلاقی و دینی در جامعه، از دیگر خطوط کلی در سیستم کیفری اسلام است که نویسنده آنها را نادیده گرفته است .

ج) از نظر اسلام فقاهتی، اگر مردی، شخصی را در حال زنا با همسر خویش ببیند و او را بکشد، اعدام نخواهد شد . این حکم به هیچ وجه خشن نیست; بلکه حکم به قصاص وی، ناعادلانه و برخلاف حقوق بشر خواهد بود . امروزه هم در برخی سیستم های کیفری، انگیزه شرافتمندانه، از عوامل رافع مسئولیت کیفری، یا تخفیف آن قلمداد شده است .

در حکم ساب نبی هم باید به درستی اجرای آن و خصوصیات قضیه توجه شود تا وجهه منطقی بیابد . شخصی چون سلمان رشدی، در خط مقدم تهاجم فرهنگی به جنگ با اسلام می آید . بدیهی است که چاره ای جز خطرناک ساختن فضا برای چنین شخصی، نیست; تا دیگران جرات چنین کاری را نیابند . اصل تعیین جرم و مجازات توسط دادگاه صالح، یک اصل عقلایی و پذیرفته شده است; ولی اهمیت نهی از منکر قابل تردید نیست . کدام نظام حقوقی است که فحش دادن، آن هم فحش به بالاترین مقدسات یک امت، را مجاز شمارد!

شکنجه نیز، به لحاظ مخالفت آن با اصل برائت، که از اصیل ترین احکام اسلام است، به هیچ وجه مجاز شمرده نمی شود; و نسبت دادن آن به اسلام فقاهتی، اتهامی است که اثبات آن با مدعی خواهد بود .

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: sagheb
۱۳:۲۱, ۱/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #12
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
در آخرین مجال
  • نویسنده به این نتیجه می رسد که راه حل هایی چون احکام ثانویه، ولایت فقیه، مصلحت نظام، وهن اسلام و مانند اینها، نمی تواند مشکل تعارض اسلام سنتی با حقوق بشر را برطرف سازد .
  • بلکه تنها راه این است که یکباره، احکام مخالف حقوق بشر را منسوخ اعلام کرد و آنها را از فهرست احکام اسلامی حذف نمود .

واقعیت آن است که هر نظام حقوقی، سازوکارهایی را برای انطباق با پدیده های عصر خویش، پیش بینی می کند .
  • نویسندگان حقوق در دو نظام معروف Commonlaw و رومی - ژرمنی، چنان به قواعد این نظام ها معتقدند که حتی نویسنده انگلیسی زبان، مفاد قاعده را که به زبان لاتین باستان است، با همان عبارت می آورد و حاضر نیست از متن و عبارت اصلی آن چشم پوشی کند .
  • اکنون، نویسنده چگونه به خود اجازه می دهد که احکام اسلامی را، که قرن ها بر روی آنها کار علمی صورت گرفته، به مجرد تنافی با یک معاهده بین المللی، به نام اعلامیه حقوق بشر، منسوخ اعلام نماید .
خلاف دیدگاه ایشان، قاعده لاضرر، قاعده شروط ضمن عقد، حکم حکومتی و امثال اینها، کارهایی است که اسلام فقاهتی را با همان شیوه سنتی، که به تعبیر امام راحل «اسلام جواهری » است، با پدیده های عصری منطبق می سازد .
تمام شد .
امیدوارم از این بحث استفاده برده باشین و یسری موارد روشن شده باشه .Blush
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۴:۳۶, ۱/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #13
آواتار
(۱/اسفند/۹۴ ۱۳:۲۱)mahdy30na نوشته است:  تمام شد .

خب خدارو شکر.
تمام مشکلات در زمینه حقوق بشر حل شد.Smile
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۷:۵۸, ۱/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #14
آواتار
(۱/اسفند/۹۴ ۱۴:۳۶)پارمیس نوشته است:  خب خدارو شکر.
تمام مشکلات در زمینه حقوق بشر حل شد.Smile

خدارو شکر که تو این بحث حداقل یکی از پرسشهای شما هم پاسخ داده شد و باری از ذهن شما کم شدSmile
حقوق بشری که خلط از تفکرات ... باشه مشکلاتش تمامی نخواهد داشت.
کمی مطالعه صحیح داشته باشید متوجه میشید .Blush
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۹:۲۲, ۱/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #15
آواتار
(۱/اسفند/۹۴ ۱۷:۵۸)mahdy30na نوشته است:  خدارو شکر که تو این بحث حداقل یکی از پرسشهای شما هم پاسخ داده شد
البته من نمیخوام منکر زحمات شما بشم.
شما به پرسش من پاسخ دادید ولی مهم اینه که من قانع شده باشم از پاسخ شما یا نه.
(۱/اسفند/۹۴ ۱۷:۵۸)mahdy30na نوشته است:  و باری از ذهن شما کم شدSmile
باور کنید باری روی ذهن من نبوده....
(۱/اسفند/۹۴ ۱۷:۵۸)mahdy30na نوشته است:  حقوق بشری که خلط از تفکرات ... باشه مشکلاتش تمامی نخواهد داشت.

اعلامیه حقوق بشر خلط ازهر تفکری هم که باشه به نظر کامل و منطقی میاد .
تمام حقوق انسان ها رو در نظر گرفته.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mahdy30na
۲۰:۰۶, ۱/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #16
آواتار
(۱/اسفند/۹۴ ۱۹:۲۲)پارمیس نوشته است:  البته من نمیخوام منکر زحمات شما بشم.
شما به پرسش من پاسخ دادید ولی مهم اینه که من قانع شده باشم از پاسخ شما یا نه.
باور کنید باری روی ذهن من نبوده....

اعلامیه حقوق بشر خلط ازهر تفکری هم که باشه به نظر کامل و منطقی میاد .
تمام حقوق انسان ها رو در نظر گرفته.

سلامی مجدد .
دربره قانع شدن این دیگه با خودتونه و میتونید قانع بشید ولی وجدان نکنید Blush
وقتی سوالی پیش میاد یعنی یک مسئله مجهول تو ذهن وجود داره و فضایی رو اشغال میکنه .Smile

اگه توش نقصان و تعارض باشه چی؟ بازم کامل و منطقی میاد؟
از طرفی برای شما چه تفکری پشت این متون باشه مهم نیست ! اگه میل داشتین چند نمونه تناقص رو براتون میگم ولی ابتدا اگه مطالعه کردید که هیچ وگرنه یکبار با دفقت مطالعه بفرمایید.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: پارمیس
۲۳:۲۶, ۱/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #17
آواتار
هر چیزی که پوسته ی ظاهرا زیبایی داشته باشد الزاما دارای باطن درست نیست (مثل مار با پوستی زیبا و نیش زهر الود).
مثلا :
فرض کنید در مجتمعی مسکونی قرار باشد هر کودک که پنجره ای شکست هزینه اش را پدر کودک بدهد !
در این شرایط عده ای نظر میدهند که هزینه ی شیشه های شکسته از صندوق مخارج عمومی ساختمان پرداخت شود !
این نظریه میتواند با استقبال و حمایت والدین (شیشه شکن ها ) مواجهه شود !
و هرگونه مخالفت با آن قانون را در راستای مخالفت با حقوق کودک تعبیر کنند .....

در مورد اعلامیه ی حقوق بشر تحقیق و پاسخ به سوالات زیر میتواند کارگشا باشد .
1.این اعلامیه توسط چه کسانی نوشته شد ؟
2.چرا نوشته شد ؟
3.میزان اثر گذاری ان بعد از گذشت بیش از نیم قرن چه بوده ؟
4.وضع مبدعان این قانون در شرایط فعلی چگونه است؟
5.در جنگ جهانی دوم چه میزان تفاوت بین خباثت فاشیسم ، کاپیتالیسم و مارکسیسم وجود داشت ؟
....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۲:۰۱, ۲/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #18
آواتار
(۱/اسفند/۹۴ ۲۳:۲۶)عمار94 نوشته است:  هر چیزی که پوسته ی ظاهرا زیبایی داشته باشد الزاما دارای باطن درست نیست (مثل مار با پوستی زیبا و نیش زهر الود).
مثلا :
فرض کنید در مجتمعی مسکونی قرار باشد هر کودک که پنجره ای شکست هزینه اش را پدر کودک بدهد !
در این شرایط عده ای نظر میدهند که هزینه ی شیشه های شکسته از صندوق مخارج عمومی ساختمان پرداخت شود !
این نظریه میتواند با استقبال و حمایت والدین (شیشه شکن ها ) مواجهه شود !
و هرگونه مخالفت با آن قانون را در راستای مخالفت با حقوق کودک تعبیر کنند .....

در مورد اعلامیه ی حقوق بشر تحقیق و پاسخ به سوالات زیر میتواند کارگشا باشد .
1.این اعلامیه توسط چه کسانی نوشته شد ؟
2.چرا نوشته شد ؟
3.میزان اثر گذاری ان بعد از گذشت بیش از نیم قرن چه بوده ؟
4.وضع مبدعان این قانون در شرایط فعلی چگونه است؟
5.در جنگ جهانی دوم چه میزان تفاوت بین خباثت فاشیسم ، کاپیتالیسم و مارکسیسم وجود داشت ؟
....

اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر یک پیمان بین‌المللی است که در مجمع عمومی سازمان ملل متحد در تاریخ ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ در پاریس به تصویب رسیده است. این اعلامیه نتیجهٔ مستقیم جنگ جهانی دوم بوده و برای اولین بار حقوقی را که تمام
انسان‌ها مستحق آن هستند را به‌صورت جهانی بیان می‌دارد.
متن کامل این بیانیه بر روی وب‌گاه سازمان ملل متحد منتشر شده است.

اعلامیهٔ مذکور شامل سی ماده است که به تشریح دیدگاه سازمان ملل متحد در مورد حقوق بشر می‌پردازد. مفاد این اعلامیه حقوق بنیادی مدنی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی‌ای را که تمامی ابنای بشر در هر کشوری باید از آن برخوردار باشند را مشخص کرده‌است.
لایحه جهانی حقوق بشر
از اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بین‌المللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی و دو پروتکل انتخابی آن تشکیل شده است. در سال ۱۹۶۶ مجمع عمومی دو لایحه جزئی‌تر مذکور را به‌تصویب رساند. در سال ۱۹۷۶ هنگامی که لایحه جهانی حقوق بشر توسط تعداد کافی از ملت‌ها مورد تأیید قرار گرفت، به حقوق بین‌الملل تبدیل شد.
مفاد این اعلامیه از نظر بسیاری از پژوهشگران الزام‌آور بوده و از اعتبار حقوق بین‌الملل برخوردارست، زیرا به صورت گسترده‌ای پذیرفته شده و برای سنجش رفتار کشورها به کار می‌رود. کشورهای تازه استقلال یافتهٔ زیادی به مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر استناد کرده و آن را در قوانین بنیادی یا قانون اساسی خود گنجانده‌اند.

تاریخچه
مجمع عمومی سازمان ملل متحد، سه سال پس از تأسیس سازمان ملل متحد، اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر را تصویب کرد و اعلامیهٔ جهانی حقوق بشر، که هدف آن برقراری تضمین حقوق و آزادی‌های برابر برای همه مردم بود در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ به تصویب رسید، روزی که اینک در سراسر جهان به عنوان روز بین‌المللی حقوق بشر گرامی داشته می‌شود.

ریشه‌ها
پس از فاجعه تاریخی ناسیونال سوسیالیسم در آلمان نازی و جنایات نژادپرستانه آدولف هیتلر علیه یهودیان
و جنایات او علیه دگراندیشان ، مخالفان و مردم کشورهای دیگر، اتحادی جهانی برای تشکیل یک نظم نوین جهانی
به وجود آمد، که قرار شد بر پایه ارزش‌های مدرن حقوق بشر مقرر شود.
فعالان و اندیشمندان حقوق بشر به این امر واقف بودند، که پیروزی بر دیکتاتوری نازی‌ها و دولت‌هایی که متحدین آلمان نازی بودند، به تنهایی نمی‌تواند به صلح سیاسی در جهان منجر شود.
پیش از ورود ایالات متحده آمریکا به جنگ جهانی دوم، رئیس جمهوری آمریکا ، فرانکلین روزولت، و نخست وزیر انگلستان، وینستون چرچیل، در اوت ۱۹۴۱ وقتیکه در یک کشتی جنگی انگلیسی به نام «پرینس آف ویلس» حضور داشتند، «منشور آتلانتیک» را به جهان اعلام کردند. هدف «منشور آتلانتیک» بنیانگذاری صلح نوین جهانی بود، که قرار است در آن «همه انسان‌ها در همه کشورهای جهان یک زندگی آزاد و بدون فقر داشته باشند.»

در ژانویه ۱۹۴۲ بیست و پنج کشور عضو «ائتلاف ضد هیتلری» بیانیه سازمان ملل را امضاء کردند. همه این رویدادهای تاریخی پله‌هایی بودند که به تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر منتهی شدند. اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوبه ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ میلادی دستاوردی است که به دنبال جنگ جهانی دوم شکل گرفت. آزادی‌هایی که در اعلامیه جهانی حقوق بشر مطرح هستند توسط رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، فرانکلین روزولت، در ژانویه ۱۹۴۱، یعنی هفت سال قبل از تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، در کنگره آمریکامطرح شده بودند. روزولت به شهروندان آمریکایی و به شهروندان تمام جهان پیام و نوید چهار آزادی را برای آینده جهان بشری داده بود: آزادی بیان، آزادی عقیده و رهایی از هر نوع ترس و فقر.
  • این چهار آزادی از یک سو هدف اول مورد حمله از سوی حاکمان هر دیکتاتوری و از سوی دیگر میزان ابتدایی نوع آزادی در یک کشور هستند. در جامعه ایی که انسان‌ها نتوانند بصورت آزاد افکار خود را بیان کنند و در آن مورد بنویسند، در جامعه ایی که انسان‌ها اجازه ندارند آزادانه به دین، یا فلسفه و جهانبینی یا به یک هدف سیاسی اعتقاد داشته باشند، در جامعه‌ای که مقامات کشور با هدف به وجود آوردن رعب و وحشت و ترس مردم را سرکوب می‌کنند و امنیت مردم را نابود می‌کنند و در جامعه‌ای که مقامات کشور نتوانند حداقل رفاه زندگی را برای همه شهروندان فراهم کنند، ابتدایی‌ترین شرایط یک زندگی آزاد از بین برده شده است. به این خاطر بود که روزولت بر این چهار مورد آزادی پافشاری می‌کرد.

در مقدمه این اعلامیه آمده که هدف این حقوق جدید بشری، تبلور آرمان مشترکی است که برای همه ملل این جهان است. در جمله اول این مقدمه به فاجعه اعمال وحشیانه ناسیونال سوسیالیسم آلمان اشاره شده و به اهمیت حقوق نوین بشری صحه گذاشته می‌شود: «… از آنجا که شناسایی حیثیت ذاتی کلیه اعضای خانواده بشری و حقوق یکسان و انتقال ناپذیر آنان اساس آزادی و عدالت و صلح را در جهان تشکیل می‌دهد، عدم شناسایی و تحقیر حقوق بشر منتهی به اعمال وحشیانه‌ای گردیده است که روح بشریت را به عصیان واداشته؛ و ظهور دنیایی که در آن افراد بشر در بیان عقیده آزاد و از ترس و فقر فارغ باشند به عنوان بالاترین آمال بشر اعلام شده است…»

این نکات متعاقباً در اعلامیه جهانی حقوق بشر نیز مطرح شدند. البته خواست‌های آزادی دین و بیان هم در دهه هفتاد
قرن هجدهم در انقلاب آمریکا و هم در دهه هشتاد قرن هجدهم در انقلاب فرانسه مطرح شده بودند. ایده آزادی و رهایی از ترس و فقر تصوراتی بدعت آور بودند که آرمان‌های حقوق بشری را برای شهروندان همه کشورها در سطح جهانی منقلب کردند. این خواست نیز قبلاً در برنامه «نیو دیل» توسط رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا فرانکلین روزولت مطرح شده بود و تجلی سیاست اجتماعی او در جواب به بحران اقتصاد جهانی سال‌های اول دهه سوم قرن بیستم بود. روزولت به این نتیجه رسیده بود که سیاست کشور باید در بازار آزاد دخالت کند تا حق اقتصادی و اجتماعی فقرا پایمال نشود. هدف روزولت بهبودی وضع اقتصادی و اجتماعی ناتوان‌ترین و فقیرترین قشرها جامعه بود. روزولت با پیش بردن برنامه اقتصادی سیاسی «نیو دیل» که به گمان خودش یک نوع «سند حقوقی دوم» بود، امکانات حقوقی، اجتماعی و اقتصادی جدیدی را برای بهبود وضع توده‌های فقیر در آمریکا به وجود آورد. در ماه آوریل ۱۹۴۵ ایالات متحده آمریکا همراه با چندین کشور دیگر، باقی دولت‌های جهان را برای تأسیس سازمان ملل متحد به سانفرانسیسکو دعوت کردند. یک سال پیش از آن، یعنی در سال ۱۹۴۴ در
واشینگتن ، طرحی توسط کشورهای بزرگ غربی برای تأسیس یک سازمان بین‌المللی ریخته شده بود. قرار بر این بود که سازمان جدیدی به نام سازمان ملل متحد جایگزین اتحادیه ملل شود که در دهم ژانویه ۱۹۲۰ تأسیس شده بود. متعاقباً سازمان ملل متحد در ۲۶ ژوئن ۱۹۴۵ تأسیس شد. مجمع عمومی سازمان ملل متحد در ۱۰ دسامبر ۱۹۴۸ قطعنامه ۲۱۷، یعنی اعلامیه جهانی حقوق بشر را در پاریس به تصویب رساند.
آنا الینر روزولت، یکی از مهم‌ترین مؤلفین اعلامیه جهانی حقوق بشر، و رئیس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل متحد بود. او همسر سی و دومین رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا، فرانکلین روزولت، نیز بود.

تصویب
در روز ۱۰ دسامبر سال ۱۹۴۸ میلادی اعلامیه جهانی با ۴۸ رأی موافق، بدون رأی مخالف و ۸ نمایندهٔ غایب به‌تصویب رسید.
شوروی، جمهوری سوسیالیستی شوروی اوکراین، جمهوری سوسیالیستی بلاروس شوروی، جمهوری فدرال سوسیالیستی یوگسلاوی، جمهوری خلق لهستان، چکسلواکی، عربستان سعودی و اتحادیه آفریقای جنوبیهشت نماینده‌ای بودند که در جلسه تصویب حضور نداشتند.
هندوراس و یمن (که در آن دوره جزو کشورهای عضو بودند) رأی ممتنع دادند.[sup] [/sup]
عدم حضور اتحادیه آفریقای جنوبی را می‌توان به‌دلیل نظام آپارتاید دانست، که عملکرد آن مستقیماً با تعدادی از مواد بیانیه در تناقض است.[sup] [/sup]
غیبت نماینده عربستان سعودی نیز به‌دلیل مخالفت با ۲ ماده از اعلامیه بود: ماده ۱۸ که به همگان «حق تغییر دین و باور» می‌دهد و ماده ۱۶ که در مورد «برابری حقوق در ازدواج» سخن می‌گوید.[sup] [/sup]

النور روزولت دلیل غیبت شوروی را ماده ۱۳ بیانیه می‌داند که به شهروندان اجازه می‌دهد تا کشور خود را ترک کنند.[sup] [/sup]
  • پ.ن : خوب خانم پارمیس و سایر دوستان اگه میل دارند این بحث رو ادامه بدیم ، این قسمت ها رو انتقال بدیم به یه تاپیک دیگه با عنوانی مشخص که براتون اعلام حتما میشه تا بصورت نستقل بحث کنیم و این اعلامیه رو از نگاه های حقوقی و اگه میل داشتین عقلی ، به نقد و بحث بکشونیم/[sup]
    [/sup]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
۱۷:۵۹, ۲/اسفند/۹۴
شماره ارسال: #19
آواتار
این تاپیک بسته میشود

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
موضوع بسته شده  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آیا خداناباوری نوعی روشن‌فکری است؟ سعدی 17 4,784 ۱۳/مرداد/۹۶ ۲۳:۵۴
آخرین ارسال: سعدی

پرش در بین بخشها:


بالا