|
پشت پرده واقعه 18 تیر 78 کوی دانشگاه در مستند مصاف
|
|
۱۰:۲۸, ۲۰/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با این جمله شروع میکنم.
دو فتنه 78 و 88 از لحاظ پیاده سازی بسیار به هم شبیه بودن فقط بهانه ها متفاوت بود. سوال... گیریم که در فتنه 88 تقلبی صورت گرفت و آشوب طلبان حق داشتن (عاقلان دانند ...) فتنه کوی دانشگاه 78 آشوب طلبان چه حقی داشتن ؟... همیشه تا یکی توی صحبتها اسم کوی دانشگاه رو می آورد بدون اینکه بدونم در پس اون ماجرا چی بوده سکوت می کردم و سرم رو شرمنده پایین می انداختم و پیش خودم فکر می کردم بله نقطه سیاه و تاریک نظامه و ... مخالفین نظام هم از اون واقعه به عنوان چکشی برای کوبیدن نظام استفاده کرده و می کنن... تا اینکه طی یکی دو سال اخیر که گرایش پیدا کردم به مطالعه تاریخ سیاسی انقلاب و نظام بعد از 57، علاقمند شدم پشت پرده وقایع بسیار مهم بعد از انقلاب رو بررسی دقیق کنم تا نقش گروه های سیاسی فعلی در اون ماجراها رو بفهمم. بالاخره درسته بعضی نقطه های تاریخ مبهم مونده ولی مطالعه حداقلی اون برای همه لازمه.... در همین راستا بنده جستجوهای زیادی در این زمینه کردم و مستندهای سیاسی و انقلابی زیادی دیدم... اما یکی از رخدادهای مهم کشور واقعه 18 تیر سال 78 معروف به حادثه کوی دانشگاه هست. کلیت ماجرایی که همیشه به ما گفتن اینه که جمعی از دانشجویان برای موضوعی اعتراض می کنن و خیلی خشن سرکوب میشن و ... نقطه سیاه برای نظام رقم خورد و ... اما مثل فتنه 88 مهمه که سیر تحولات و وقایعی که منجر به این حادثه شد رو بررسی کنیم بعد بپردازیم به جزئیات ماجرا تا بتونیم قضاوت درستی داشته باشیم. خیلی مطالب توی نت موجوده اما بنده میخوام شما رو به دیدن یکی از بهترین و دقیق ترین مستنداتی که تا حالا دیدم دعوت کنم. مستندی به نام "مصاف". این مستند بناست دو قسمت باشه که فعلا یک قسمت اون منتشر شده. در معرفی این مستند اومده: مستند مصاف، کاری از مرکز مستند سفیر است که تحولات سیاسی- اجتماعی جمهوری اسلامی را در سالهای ۶۸ تا ۸۸ مورد بررسی و نقد قرار میدهد. این مستند که در دو قسمت تهیه شده است، حاصل بیش از دو سال تحقیق و بررسی بر روی تاریخ جمهوری اسلامی و مصاحبه با چهرههای فعال آن دوران می باشد. این مستند به دو فتنهی ۱۸ تیر ۷۸ و حوادث بعد از انتخابات سال ۸۸ پرداخته و زمینههای ده سالهی شکلگیری این دو فتنه را کند و کاو میکند. در هر دو قسمت ضمن مرور مهمترین رویدادهای داخلی و ترسیم اقدامات دشمنان خارجی برای مقابله با نظام اسلامی، به نقش موثر رهبر انقلاب در روشنگری و عبور کشور از بحرانهای پیشآمده پرداخته میشود. تاریخ انتشار : 1392/02/31 محصول : ایران (سفیر فیلم) تهیه کننده :محمد توکلی - کارگردان : علی عبدالوهاب «مصاف 1» اولین قسمت از مستند دوقسمتی «مصاف» است که شرح تحولات ده ساله اول یعنی 1368 تا 1378 و رویارویی جریان های مختلف را بازخوانی می کند.
![]() البته سفیر فیلم مستندهاش رو فروشی گذاشته و از لحاظ شرعی درست نیست مستندهای سفیر فیلم آزادانه توی سایتهای دانلود قرار بگیره که متاسفانه بعضا قرار گرفته. هم عقلا هم شرعا درستش این هست که مستند خریداری بشه. با خرید این مستندها در واقع از زحمات این گروه قدردانی و حمایت کنیم تا تولید مستندهاشون ادامه پیدا کنه. -------------------------------------------------------------------- اگه بخوام خلاصه کنم مستند رو داستان از این قرار بود که دولت هاشمی در کنار اون سازندگی خودش (شعار توسعه و پیشرفت نه توسعه و عدالت) طی 8 سال دو دستاورد منفی برای مردم داشت یکی تورم و فشار به قشر متوسط و خصوصا قشر مستضعف و دیگری خفقان مطبوعاتی و بسته بودن فضای انتقاد و گفتگو در حوزه رسانه و مطبوعات... انتخابات 76 انجام شد و در اتفاقی غیر قابل پیش بینی خاتمی برنده انتخابات شد. حقیقت این بود که تمام خواص سیاسی از پیروزی ناطق نوری به عنوان جانشین هاشمی مطمئن بودن. صادق زیبا کلام در مستند میگه که کاملا معلوم بود ناطق رأی میاره و حتی تقریبا وزراش هم مشخص بود. جبهه اصلاحات که زیباکلام یه جورایی خودش رو از اونها می دونه اولش قصد نداشت شرکت کنه اما من باب اینکه اسمش مطرح بشه و سرمایه گذاری برای آینده کرده باشه سعی میکنه یه نفر رو کاندید معرفی کنه اما می دونستن حداکثر 3 - 4 میلیون رأی بیشتر ندارن. چند نفری رو دنبال می کنن اما قبول نمی کنن تا اینکه خاتمی قبول میکنه. اگرچه خاتمی هم مهره مطلوبشون نبود اما قصدشون صرفا حضور حزبی بود دیگه... اما در کمال تعجب خاتمی با 20 میلیون رآی پیروز شد....(نمی دونم چرا با وجودیکه همه باورشون نمیشد پیروز انتخابات خاتمی باشه نجیبان مملکت نریختن تو خیابون...) اشتباهی که آقای زیباکلام بهش اعتراف کرد این بود که اصلاحات فکر کرد این 20 میلیون همه اصلاحات رو می خوان در حالیکه واقعیت ماجرا این نبود. کسانیکه اونها رو واقعا می خواستن همون 3 - 4 میلیون بود و به قول زیباکلام اون 17 میلیون دیگه رأی مال اصلاحات نبود. علت رأی آوردن خاتمی در واقع فرار مردم از وضع موجودی بود که هاشمی براشون رقم زده بود. اونها در واقع دنبال کسی بودن که وضع موجود رو تغییر بده. بالاخره وضع اقتصادی فشار زیادی به مردم آورده بود و کسی جرئت حرف زدن هم نداشت. خود زیباکلام میگه اصلاحات اگر یه ستون برق هم کاندید میکرد برنده میشد.... این برداشت اشتباه اصلاحات باعث شد اونها نیات مخفی خودشون رو زود رو کنن و رفتارهای تندی علیه نظام انجام بدن و انتظار حمایت مردم رو هم داشتن. با این حمایت می خواستن برن به سمت نظام سکولار و حذف ولایت فقیه و ... دولت اصلاحات خیلی محافظه کارانه جلو می رفت و تیمی متفکر و برنامه ریز مسئول انجام این پروژه تغییر نرم نظام شدن. خوب اینها که اکثرا بازماندگان حلقه کیان بودن به سراغ رسانه ها رفتن. در واقع اونها می خواستن ابتدا فکر مردم رو تغییر بدن بعد فیزیکی کار کنن. روزنامه ها شروع کردن به کار. هجمه شدیدی علیه دین، نظام و ارکان نظام و ولایت فقیه شروع شد. توهین به مقدسات، حمله به افکار امام خمینی و ... همه لابلای مقالات روزنامه های اصلاحات که حالا با آزادی مطبوعاتی که دولت جدید فراهم کرده بود مثل قارچ زیاد و زیادتر می شدن... علمای زیادی پس از گذشت چند ماه و افزایش هجمه های دینی و شبهاتی، اعتراض و شکایتها کردن و فضای کشور ملتهب شد. حتما شنیدین که نزدیک بود کار امثال هاشم آقاجری به ارتداد و اعدام بکشه یعنی اینقدر فضا آزاد و بی کنترل بود. روزنامه ها که بسته میشد دو روزنامه دیگه با نام متفاوت اما همان هیئت تحریریه شروع به کار می کرد. اصلا اصطلاح "روزنامه های زنجیره ای" از اینجا مطرح شد. حالا هزینه اینهمه روزنامه از کجا می اومد خودش تحقیق جداگانه ای می طلبه... در این بین رهبر بزرگوار هم در سخنرانی خودشون تاکید می کنن آزادی بیان و گفتگو هست و باید باشه اما در حدی که شبهات و توهین به مقدسات ملت و حمله به ارکان نظام نباشه و خیلی جدی از مسئولین خواستن به وظیفه خودشون عمل کنن... در نتیجه این اعتراضات وزیر ارشاد کشور یعنی مهاجرانی که خودش حامی این تفکرات ضد دینی بود استیضاح شد. مهاجرانی هم با زرنگی تقصیر رو گردن نقص قانون انداخت. در مجلس متن قانون رو خوند که مضمونش این بود که مطبوعات نباید خلاف دین و مصالح نظام مطلب بزنن که تفصیلش در قانون خواهد آمد در حالیکه به این امر پرداخته نشده بود و تفصیلی هنوز در قانون وجود نداشت. همین باعث شد مهاجرانی رأی اعتماد بگیره و اصلاح و قانون مطبوعات در دستور کار مجلس قرار بگیره... از همون ابتدا روزنامه های زنجیره ای که دیدن این اصلاحیه جلو جنگ دینی و فکری اونها رو می گیره شروع کردن به حمله به مجلس و دستور کار جدیدش. کار تا جایی پیش رفت که روزنامه سلام متعلق به موسوی خوئینی ها که شاید قدرتمندترین روزنامه چپی بود دست به انتشار سندی اطلاعاتی زد که اصلاح قانون مطبوعات ایده سعید امامی بود. در واقع اصلاحات می خواست با پیوند زدن سعید امامی متهم پرونده بدنام قتلهای زنجیره ای به قانون مطبوعات، جلو تصویب این اصلاحیه قانونی رو بگیره... وزیر کشور در پی انتشار این سند به خاطر انتشار سند محرمانه اطلاعاتی و نشر اکاذیب از روزنامه سلام شکایت کرد و روزنامه سلام بسته شد. همین بهانه شد پیراهن عثمان برای جرقه زدن پروژه براندازی نظام در قالب حادثه کوی دانشگاه... حتما حتما توصیه میکنم مستند مصاف که حاصل 2 سال تلاش سفیر فیلم هست رو ببینین تا سخنرانی ها و اسناد مطالب بالا رو ببینین. |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۲:۱۲, ۱۹/تیر/۹۵
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
وقایع هجده تیر یا وقایع کوی دانشگاه تهران به مجموعه ناآرامیها و درگیریها بین روزهای هجدهم تا بیست وسوم تیرماه ۱۳۷۸ میان دانشجویان، نیروهای انتظامی و افراد موسوم به لباس شخصیها، اطلاق میشود. مجموعهٔ فعالان حقوق بشر در ایران ادعا دارد ۷ نفر در واقعه حمله به کوی دانشگاه کشته شدهاند که تاکنون فقط هویت عزتالله ابراهیمنژاد و فرشته علیزاده روشن شدهاست. شورای متحصنین در بیانیه ۲۶ تیر مرگ تامی حامیفر را نیز تأیید کرد و سعید زینالی نیز از هنگام دستگیری توسط مأموران ناپدید شده است ؛ همچنین چشم یک دانشجوی پزشکی بر اثر اصابت گلوله تخلیه، دست و پای عدهای شکسته و تعداد زیادی دانشجو ضرب وشتم شدند. از این حادثه به عنوان بزرگترین چالش جنبش دانشجویی در ایران بعد از انقلاب ۱۳۵۷ نیز یاد میشود.
بسته شدن روزنامه سلام برپایی تجمع اعتراضی دانشجویان موضوع جدیدی نبود ولیکن حمله به این تجمع بیسابقه بود. تجمع ۱۸ تیر در خوابگاه کوی دانشگاه در اعتراض به بسته شدن روزنامه سلام بود. این روزنامه در ۱۵ تیر ۱۳۷۸ به جرم چاپ نامه محرمانه سعید امامی به قربانعلی دری نجف آبادی وزیر اطلاعات برای تهدید مطبوعات، توسط دادگاه ویژه روحانیت به مدت ۵ سال توقیف شد.در جریان محاکمه سلام به جز مدعی العموم ۴ شاکی دیگر نیز حضور داشتند: محمود احمدینژاد (استاندار اردبیل در دولت هاشمی رفسنجانی و رئیس جمهور سابق ایران در دولتهای نهم و دهم)، کامران دانشجو (استاندار اسبق تهران، معاون سیاسی سابق وزیر کشور و رئیس ستاد انتخابات ریاست جمهوری دهم و وزیر علوم سابق)- مهدی رضا درویش زاده (نماینده مردم دزفول در مجلس پنجم و استاد ریاضی دانشگاه تهران) و حمیدرضا ترقی (عضو ارشد حزب موتلفه و نماینده مشهد در مجلس پنجم) حمله به کوی دانشگاه تهران (۱۸ تیر) انصار حزبالله در پی تظاهرات دانشجویان در اعتراض به توقیف روزنامه سلام و تصویب قانون جدید مطبوعات، به داخل کوی دانشگاه و خوابگاههای دانشجویی حمله بردند و ضمن تخریب اموال دانشجویان آنان را مورد ضرب و شتم قرار دادند و صدها نفر را بازداشت کردند. حمله و ضرب و شتم دانشجویان تا صبح ادامه داشت. در این حمله حتی خوابگاه دانشجویان خارجی نیز در امان نماند. این حمله به اعتراضات گسترده و چند روزه دانشجویان و مردم در تهران و شهرستانها انجامید. در دانشگاه تبریز نیز بیستم تیرماه درگیریهای گستردهای روی داده که به کشته شدن محمدجواد فرهنگی انجامید. نیروهای انتظامی و امنیتی دست کم ۳۰۰ دانشجو را دستگیر و تحت بازجویی قرار دادند.(مانند احمد باطبی، اکبر محمدی، میثم لطفی) نقش سپاه گفته میشود در جریان حمله به کوی دانشگاه و دیگر مسائل دانشجویی کسانی مانند سردار نجات فرمانده سپاه ولی امر به همراه سردار نقدی، سردار ذوالقدر و دیگران طرح سرکوب دانشجویان و حتی عزل محمد خاتمی رئیس جمهور وقت را داشتند تظاهرات دانشجویان به سوی بیت سید علی خامنهای دانشجویان نیروی انتظامی را عامل یورش به کوی دانشگاه دانسته و خواستار عزل فرمانده آن بودند. همچنین توقیف روزنامه سلام نیز توسط دادگاه ویژه روحانیت که زیر نظر رهبر قرار دارد انجام شده بود. اما آیتالله خامنهای در حالیکه این رویداد را محکوم کرده بود حاضر به برکناری سردار لطفیان و همچنین نظری فرمانده پلیس تهران نشد. همین امر باعث شد تا در روزهای بعد تظاهرات به سمت دفتر علی خامنهای و مجموعهای که وی در مرکز تهران در آن مستقر است (موسوم به مجموعه مطهری) شود. سعید حجاریان در این باره میگوید : ..... وقتی دانشجوها از کوی دانشگاه بیرون آمدند، بین میدان ولیعصر بودند تا حرکت کنند به سوی خیابان آذربایجان، من در آن هنگام دفتر آقای خاتمی بودم. آن زمان من عضو شورای شهر تهران بودم. اعضای شورای شهر را برده بودم به کوی دانشگاه تا خرابیها را ببینند و برای بازسازی و اختصاص بودجه اقدام کنیم. من به خاطر این کار رفته بودم دفتر خاتمی که آقای صفوی (فرمانده سپاه) زنگ زد به آقای ابطحی و گفت که خط قرمز ما خیابان جمهوری است، هر کسی از این خیابان پایینتر بیاید، میزنیم. متوجه شدیم که بچههای دانشجو دارند رو به پایین حرکت میکنند، به من گفتند که بروم با آنها صحبت کنم، رفتم با دانشجوها صحبت کردم، یک طرف بچههای رحیم بودند، یک طرف هم بچههای دانشجو، با قسم و آیه و من بمیرم تو بمیری، سر راهپیمایی را کج کردم به سمت کوی دانشگاه و گفتم برید من هم میآیم به کوی.. تظاهرات دانشجویی ۲۰ تیر ۱۳۷۸ تبریز به فاصله دو روز از واقعه کوی دانشگاه تهران به درخواست انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تبریز و علوم پزشکی برای برگزاری برنامهای در واکنش به تعطیلی روزنامه سلام و اتفاقات کوی دانشگاه تهران تجمعی از ساعت ۱۰ صبح برگزار شد. دانشجویان با شعارهای "خاتمی خاتمی حمایتت میکنیم" و "وای اگر خاتمی حکم جهادم دهد" "نیروی انتظامی ننگت باد" قصد داشتند از درب بانک تجارت به طرف درب اصلی حرکت کرده و از آنجا تجمع را به بیرون دانشگاه منتقل کنند؛ که با حضور گسترده پیادهنظام و لباس شخصیها تجمع به خشونت کشید. فرماندار وقت خورشیدی برای آرام کردن دانشجویان به دانشگاه تبریز میرود تا جلوی خروج دانشجویان از درب اصلی دانشگاه به طرف بلوار ۲۹ بهمن را بگیرد. حدود ساعت ۲ بعد از ظهر دانشجویان وارد بلوار ۲۹ بهمن میشوند و با حمله لباس شخصیهای حوزه ۲ بسیج درگیری شروع میشود. دانشجویان زخمی را برای مداوا به بیمارستان امام خمینی منتقل میکنند که در آنجا نیز به دانشجویان زخمی حمله میشود. در درگیریهای صورت گرفته فرزند امام جمعه وقت بستان آبان، طلبه محمد جواد فرهنگی کشته میشود. اظهارات سید محمد خاتمی (مرداد ۷۸) کمتر از یک ماه بعد یعنی پنجم مردادماه ۷۸، سید محمد خاتمی، رئیسجمهوری وقت ایران، در سخنرانی خود در دیدار عمومی با مردم همدان گفت:بعد از حادثهٔ کوی دانشگاه، شورش پیش آمد. شورش و بلوا در تهران، حادثهٔ زشت و نفرتآوری بود که ملت عزیز و مقاوم و صبور و منطقی ما را مکدر کرد. آنچه در تهران پیش آمد، لطمه به امنیت ملی بود؛ تلاشی بود برای برهم زدن آرامش مردم شریف و تخریب اموال عمومی و خصوصی و بالاتر از آن، اهانت به نظام و ارزشهای آن و مقام معظم رهبری. آنچه پیش آمد، حادثهٔ سادهای نبود؛ تلاشی بود برای مرزشکنی و برای ابراز کینهتوزی علیه نظام که نه رابطهای با این ملت شریف داشت و نه نسبتی با دانشگاه و دانشگاهیان. حادثهٔ شورش، یک حرکت کور، یک بلوا، یک حرکت ضد امنیتی، با شعارهای منحرفکننده بود که به نظر من برای مخدوش کردن شعارهای مطرحشده در دوران جدید ریاستجمهوری به وجود آمد. تحریک احساسات مردم متدین و دلسوز و وطنخواه که تاب تحمل حمله به ارزشها، رهبری، و مقدسات خود را ندارند، فقط از آن جهت صورت گرفت که ملت به خشونت واداشته شود. در واقع این شورش، نه تنها یک اقدام ضد امنیتی بود بلکه اعلام جنگی بود به رئیسجمهور و شعارهای او. به یاری خداوند این بلوا خاموش شد نامه تهدید آمیز فرماندهان سپاه به خاتمی خاتمی گرچه دفاع چندانی از دانشجویان نکرد، اما در سخنرانی خود این رویداد را نتیجه پیگیری قتلهای زنجیرهای دانست. پس از تظاهرات دانشجویان به سمت دفتر خامنهای و همچنین گسترش اعتراضات به سایر شهرستانها و سایر نقاط تهران از جمله میدان سپه و بازار تهران، در شرایطی که تهران از روز جمعه (۱۸ تیر) شاهد بیسابقهترین درگیری بین مردم و سپاه، بسیج و هوادارن نظام بود، ۲۴ تن از فرماندهان بلندپایه سپاه در نامهای به محمد خاتمی وی را تهدید کردند که اگر در سرکوب اعتراضات قویتر عمل نکند، خود دست بکار میشوند. در بخشهایی از آن نامه خطاب به خاتمی آمدهاست:امّا آیا حرمتشکنی و توهین به مبانی این نظام، تاسف و پیگیری ندارد؟ آیا حریم ولایت فقیه کمتر از کوی دانشگاه است؟ آیا حریم امام، آن انسان کمنظیر، کمتر از جسارت به یک دانشجو است؟ آیا چند روز امنیت کشور را دچار اخلال کردن و به هر مؤمن و متدین حمله کردن و آتش زدن فاجعه نیست؟ آیا زیر سئوال بردن جمهوری اسلامی، این یادگار دهها هزار شهید و شعار علیه آن دادن فاجعه نیست؟ جناب آقای خاتمی، چند شب پیش وقتی گفته شد عدهای با شعار علیه رهبر معظم انقلاب به سمت مجموعهٔ شهید مطهری در حرکتاند، بچههای کوچک ما در چشم ما نگریستند، انگار از ما سؤال میکردند غیرت شما کجا رفته است؟ یکی از امضا کنندگان این نامه محمد باقر قالیباف (فرمانده وقت نیروی هوایی سپاه و شهردار فعلی تهران بود) که چندی بعد از سوی خامنهای جانشین سردار لطفیان در فرماندهی کل نیروی انتظامی شد. سایر امضا کنندگان نامه: غلامعلی رشید (فرمانده سابق بسیج)، عزیز جعفری (فرمانده کل فعلی سپاه پاسداران)، قاسم سلیمانی، جعفر اسدی، احمد کاظمی (فرمانده اسبق نیروی زمینی سپاه که در سانحه سقوط هواپیما کشته شد)، محمد کوثری (نماینده مجلس هشتم)، اسدالله ناصح، محمد حسین باقری، غلامرضا محرابی، عبدالحمید رئوفینژاد، نورعلی شوشتری (جانشین سابق فرمانده نیروی زمینی سپاه که بر اثر انفجار در سیستان و بلوچستان کشته شد)، علی احمدیان، احمد غلامپور، یعقوب زهدی، نبیالله رودکی، علی فدوی، غلامرضا جلالی، امین شریعتی، حسین همدانی (فرمانده اسبق سپاه محمد رسولالله تهران بزرگ که در سال ۹۴ در سوریه کشته شد)، اسماعیل قاآنی، علی فضلی (فرمانده سابق سپاه ثارالله)، علی زاهدی، مرتضی قربانی. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |





![[تصویر: logo.png]](http://safirfilm.ir/wp-content/uploads/2014/03/logo.png)



