|
از امر به معروف چمران تا نهی از منکر ما
|
|
۷:۱۷, ۳۱/خرداد/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۱ ۱۹:۰۹ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
همسر شهید چمران:
یادم هست در یکی از سفرهایی که به روستا میرفت همراهش بودم داخل ماشین هدیه ای به من داد - اولین هدیه اش به من بود و ما هنوز ازدواج نکرده بودیم - خیلی خوشحال شدم و همان جا باز کردم دیدم روسری است، یک روسری قرمز با گلهای درشت من جا خوردم اما او لبخند زد و به شیرینی گفت: «بچه ها دوست دارند شما را با روسری ببینند. » از آن وقت روسری گذاشتم و مانده. من میدانستم بچه ها به مصطفی حمله میکنند که چرا خانمی را که حجاب ندارد میاری موسسه اما برایم عجیب بود که مصطفی خیلی سعی میکرد - خودم متوجه میشدم - مرا به بچهها نزدیک کند به آنها میگفت « این که شما فکر میکنید نیست، به خاطر شما میآیند موسسه و میخواهند از شما یاد بگیرند ان شاالله خودمان بهش یاد میدهیم. » نگفت این حجابش درست نیست، مثل ما نیست، فامیل و اقوامش ان چنانیاند اینها روی من خیلی تاثیر گذاشت. قسمتی از کتاب نیمه پنهان ماه ( خاطرات همسر شهید دکتر چمران) دانلود کتاب نیمه پنهان ماه با حجم 150کیلو بایت چند نکته شهید چمران امر به معروف کردند در حالی که عده ای همین مسله حجاب را به شکل نهی از منکر دنبال میکنند. ایشان ابتدا قلب را فتح کرد و سپس سخن اصلی خود را زد اما عده ای با سرنیزه و چماق میخواهند یک شبه بی حجاب را با حجاب و شراب خور را نماز خوان کنند. احترام به شخص مقابل در زندگی شهید چمران - خصوصا این خاطره - موج میزند اما نهی از منکرکنندگان امروزی با لحن و عبارتی توهین آمیز تکلیف الهی خود را پیش میبرند!!! چمران با اصلاح فرد به فرد به اصلاح جامعه میپرداخت ولی امروز میگویند ما باید فضا را برای مجرمین ناامن کنیم تا جامعه اصلاح شود خب این مجرمین پسران و دختران ایرانی هستند که با این برخوردها از اسلام متنفر میشوند و... این یعنی از دست دادن افراد به بهانهی اصلاح جامعه عصر بیداری |
|||
|
|
۱۰:۲۹, ۳۱/خرداد/۹۰
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرّحیم
حدود یک هفته پیش شروع کردم به خواندن کتاب کوچه نقاشها راوی کتاب با چمران بوده و از چمران می گفت تا اینکه دقیقا دیشب چمران شهید شد اصلا توجهی نداشتم که امروز 31 خرداد است و سالگرد شهادت چمران ،امروز متوجه شدم . این هم یک نشانه ی دیگر شد برایم از زنده بودن و شاهد بودن شهدا |
|||
|
|
۰:۰۷, ۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۱ ۱۹:۱۰ توسط Agha sayyed.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
بسم الله
سال دوم یک استاد داشتیم که گیرداده بود همه باید کراوات بزنند. سرامتحان چمران کراوات نزد استاد دو نمره ازش کم کرد شد هجده ، بالاترین نمره...! ![]() ماهی یک بار ، بچه های مدرسه جمع می شدند و می رفتند زباله های شهر را جمع می کردند. دکتر می گفت « هم شهر تمیز می شود، هم غرور بچه ها می ریزد.» ![]() درس ترمودینامیک ما با یک استاد سخت گیر بود. آخر ترم نمره ش از امتحان شد هفده و نیم و از جزوه چهار همان جزوه را بعدا چاپ کردند در مقدمه اش نوشته بود «این کتاب در حقیقت جزوه ی مصطفی چمران است در درس ترمودینامیک.» روحش شاد یادش گرامی. برای شادی روح همه شهدای تاریخ اسلام صلوات . |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









![[تصویر: 51615_520.jpg]](http://www.fardanews.com/files/fa/news/1389/3/30/51615_520.jpg)
![[تصویر: chamran.jpg]](http://www.libre.ir/blog1/wp-content/uploads/2010/07/chamran.jpg)