کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بررسی لزوم و حدود حجاب در در فقه اهل تسنن
۱۶:۰۷, ۲۰/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم

چکیده:یکی از احکام ثابت اسلام که همه مذاهب اسلامی بر آن اتفاق دارند. دستور رعایت حجاب برای بانوان است و از آن جا که بخش قابل توجهی از جهان اسلام را اهل تسنن، تشکیل می‌دهند، این مسأله در تمام جهان اسلام مطرح است، در این نوشتار دیدگاه مفسران و فقهای اهل تسنن در زمینه اصل لزوم پوشش و محدوده آن با توجه به آیات، روایات و استنباط‌های فقها مورد بررسی قرار گرفته و دلایل و مبانی آن مطرح شده است و در ادامه به این سؤال پاسخ داده شده که از منظر فقهای اهل تسنن آیا نظام اسلامی و حکومت مشروع دینی در زمینه حجاب و پدیده بی‌حجابی مسئولیت دارد؟ دلایل و راهکارهایی که بر بستر فقه در این زمینه می‌توان فرض نمود، نیز مورد بررسی قرار گرفته است، از دلایل مهم این مسأله می‌توان به «تعزیر گناهکار»، «امر به معروف و نهی از منکر» و «حفظ شعائر مسلمان‌ها»، اشاره نمود.

کلمه های کلیدی:• اهل تسنن• پوشش• عورت• حکومت• تعزیر

پس از ظهور اسلام احکام و دستورهایی برای بشر نازل گشت که بیشتر این احکام بر اساس روایت «حلال محمد حلال ابداً الی یوم القیامه و حرامه حرام ابداً الی یوم القیامه لایکون غیره و لایجئ غیره» (کلینی، 1405ق: ج 1، ص 58)، ثابت و جاودان می‌باشند. ‌در میان این احکام برخی عمومی بوده و تمام انسان‌ها اعم از زن و مرد مکلّف به تبعیت از آن هستند و تعدادی مربوط به گروه‌های خاص اجتماعی می‌باشد. یکی از دستورهای عمومی، حکم پوشش برای مردان و زنان است، ولی آن‌چه که در زمان‌های اخیر حساسیت‌ها را برانگیخته و مسأله‌ساز شده، خصوص حجاب زنان و محدوده آن است. با ورود پدیده تجدد و مباحث روشنفکری به جهان اسلام اعم از جهان عرب و غیرعرب، حجاب بانوان دچار چالشی فراگیر شده و جالب توجه این که برخی با دفاع متجددانه از شریعت به مخالفت با شیوه مرسوم و رایج از حجاب پرداخته و با نگاهی متفاوت، آیات و روایات وارده را تفسیر کرده‌اند.
با تحقق انقلاب اسلامی و درگیر شدن برخی احکام اسلامی با روابط اجتماعی، حساسیت این مسأله بیشتر شده است، به ویژه، در حال حاضر حجاب به نماد هویت‌ زنان مسلمان تبدیل شده و در دهه‌های اخیر مورد توجه خاص محافل فکری، فرهنگی و مطبوعاتی قرار گرفته است.
در این نوشتار پس از توضیح واژه‌های قرآنی پوشش، برداشت صاحب‌نظران مذاهب چهارگانه اهل تسنن نقل گردیده و سعی شده، تمام منابع از کتاب‌ها و نوشته‌های علمای اهل سنت باشد.

دوستان امیدوارم این موضوع برای پژوهشگران و پرسشگران بحث حجاب تاحدی کمک حال باشهBlush منتظر ادامه این بحث باشین.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، Hadith ، Anti gods ، غریب ، عبدالرحمن
۱۵:۵۴, ۲۱/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #2
آواتار
سلام و تبریک ایامی که در اون هستیم
1) پوشش قبل از اسلام
در زمان جاهلیت و حتی پس از هجرت پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) به مدینه و زمان نزول آیات مربوط به حجاب، زنان همانند مردان چندان پوشش را رعایت نمی‌کردند. همه مفسرین و تاریخ‌دانان به این مطلب تصریح کرده و آیه شریفه «ولا تبرجن تبرج الجاهلیة الأولی» (احزاب، 33‌) را بدین معنا تفسیر کرده‌اند. زمخشری می‌نویسد: «در آن زمان جامه‌های زنان باز بوده به گونه‌ای که گردن، سینه و اطراف آن پوشش نداشت»[1] (ر.ک. زمخشری، 1407ق: ج3، ص231؛ قرطبی، 1364: ج12، ص230؛ سمرقندی، بی‌تا: ص508؛ غرناطی، 1416ق: ج2، ص67). دیگری می‌نویسد: «زنان آن دوره در امر پوشش بسیار سهل‌گیر و اهل تسامح بودند، روسری‌های خود را از پشت سر رها کرده و حتی در هنگام شیردادن در منظر مردان هم پوشش را رعایت نمی‌کردند»[2] (ملاحویش، 1382: ج6، ص 129). برخی دیگر نقل کرده‌اند، همین مقدار پوشش در فصل گرما هم رعایت نمی‌شد، همچنین مردان و زنان عرب عادت داشتند، عریان طواف کنند و آن را فضیلت می‌شمردند، در این رابطه بیهقی از ابن عباس نقل می‌کند، زنان در زمان جاهلیت بدون لباس طواف می‌کردند تا این که آیه «قل من حرم زینة الله» (اعراف، 32 ) نازل گشت[3] (بیهقی، بی‌تا: ج2، ص223). به این ترتیب، چه قدر دور از واقعیت است، ادعای برخی از متجددین دنیای عرب که می‌نویسند: «حجاب آموزه‌ای یهودی بوده که به دنیای عرب و از آن جا به اسلام رخنه کرده است» (نیهوم، به نقل از شخصیت و حقوق زن در اسلام، 1382: ج3، ص366). یا دیگری که می‌گوید: «والحق ان الانتقاب و التبرقع لیسا من المشروعات الاسلامیه لاللتعبد و الادب بل هما من العادات القدیمة السابقة علی الاسلام الباقیة بعده» (محمد بن عبده به نقل از ابوزید، 1995م: ص240). (نقاب و روبند از عادت‌های زنان قبل از اسلام بوده که همچنان باقی مانده و از آورده‌های اسلام نیست).
در چنین محیطی آیات و تعالیم پیامبر گرامی اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) در مورد حجاب زنان صادر گشت. البته واژه حجاب هر چند در میان مسلمانان، معروف و رایج شده ولی در قرآن کریم برای پوشش به کار نرفته است: «یا ایها‌ الذین آمنوا لاتدخلوا بیوت النبی الا ان‌ یؤذن لکم ... و اذا سألتموهن متاعاً فاسئلوهن من وراء حجاب» (احزاب، 53). این آیه به حجاب معروف است (نیشابوری، بی‌تا: ج 4، ص 150). اما برخی از مفسرین این آیه را مختص به زنان پیامبر اسلام (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) دانسته و معتقدند نسبت به زنان دیگر عمومیت ندارد (ر.ک. جصاص،1415ق: ج5، ص 243؛ زمخشری، 1407ق: ج3، ص556؛ رازی،1420ق: ج25، ص180). همچنین نوشته‌اند حدود حجاب در این آیه معین نشده، بلکه با توجه به شأن نزول، آیه در مقام بیان عدم تماس بی‌واسطه با زنان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است (بخاری، 1981م: ج6، ص149).
منابع مطالب هم :مطالعات راهبردی زنان 1386 شماره 37
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب ، Anti gods ، غریب
۱۱:۱۰, ۲۴/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #3
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
2)آیه‌های حجاب
در میان آیاتی که لزوم حجاب را بیان نموده‌اند دو آیه صراحت بیشتری دارد که ذیلاً اشاره می‌شود:
1-2) سوره احزاب
خداوند در سوره احزاب، پس از ذکر نکاتی که بعضی از آن‌ها مخصوص زنان پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است، می‌فرماید: «یا ایها النبی قل لازواجک و بناتک و نساء المؤمنین یدنین علیهن من جلابیبهن ذلک ادنی ان یعرفن فلایؤذین و کان الله غفوراً رحیماً» (احزاب،59)، (ای پیامبر به زنانت و دخترانت و زنان مؤمن بگو روسری‌هایشان را بر خود فرو پوشند این نزدیک‌تر است به آن که شناخته شوند و آزار نبینند و خداوند آمرزنده مهربان است)[4] (انصاری، 1377: ص426).
1-1-2) جلباب
در معنای این واژه بین لغت‌شناسان عرب، اختلاف است. بعضی آن را «جامه» (راغب اصفهانی، 1412ق: ص 93) و بعضی آن را «جامه‌ای بزرگتر از روسری» معنا نمـوده‌اند (ابن منظـور، 1363: ج1، ص273؛ فراهیدی، 1409ق: ج6، ص132). گروه دیگر نوشته‌اند: «جلباب پوششی است که تا سر زانو می‌آید» (ابن‌اثیر، 1364: ج1، ص283). برخی دیگر معتقدند: «جلباب، روپوشی است که تمام بدن را فرا می‌گیرد» (عبدالقادر، 1415ق: ص 64).
بنابراین معنای جلباب از نظر لغت‌شناسان چندان روشن نیست، همین اختلاف به صاحب‌نظران از جمله اندلسی سرایت کرده، وی می‌نویسد: «برخی در معنای جلباب معتقدند: جامه‌ایی است که از سر تا پا را می‌پوشاند و ابن جبیر آن را مقنعه معنا کرده و برخی دیگر روپوش گفته‌اند و گروه دیگر جلباب را لباسی می‌دانند که زنان روی لباس‌های خود می‌پوشند. برخی نیز معتقدند که جلباب هر لباسی است که به وسیله آن پوشش حاصل شود و بالاخره عده‌ای جلباب را بزرگتر از خمار و روسری معنا کرده‌‌اند. عکرمه معتقد است یک طرف جلباب را بر طرف دیگر می‌اندازند و هنگامی که از ابوعبیده سلمانی در مورد جلباب سؤال شد، وی پاسخ داد: زن می‌بایست جامه خود را بر ابروان خود قرار داده و پس از پیچیدن آن بینی خود را بپوشاند» (اندلسی، 1420ق: ج8، ص504). ابن عربی در جمع‌بندی این اقوال می‌‌نویسد: قدر مشترک همه آنها، این است که جلباب، پوششی است که بدن را فرا گرفته و دست کم سر، سینه و گردن تا نیمی از بدن را می‌پوشاند (ابن عربی، بی‌تا: ج3؛ ر.ک. ابن عاشور، بی‌تا: ج21، ص328؛ خطیب، بی‌تا: ج11، ص752؛ سایس، بی‌تا: ص667).
ادامه دارد ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods ، غریب
۱۳:۰۰, ۲۷/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #4
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
2-1-2)یدنین
واژه «إدناء» از ماده «دنو» به معنای نزدیک کردن و قرب است (سیّاح، 1378: ج1، ص584). در این آیه آمده زنان جلباب‌ها را بر خود إدناء کنند. مفسرین در مقصود از ترکیب این واژه اختلاف نظر دارند. قرطبی می‌‌نویسد: «واختلف الناس فی صورة ارخائه فقال ابن عباس و عبیدة السلمانی ذلک ان تلویه المرأة حتی لایظهر منها الاعین واحدة تبصر بها و قال ابن عباس ایضاً و قتادة ذلک ان تلویه فوق الجبین و تشده ثم تعطفه علی الانف و ان ظهرت عیناها لکنه یستر الظهر و معظم الوجه و قال الحسن تغطی نصف وجهها» (قرطبی، 1364: ج14، ص243). (در کیفیت پوشش جلباب اختلاف نظر وجود دارد. ابن‌عباس و عبیده سلمانی معتقدند زن به گونه‌ای باید جلباب را بر خود افکند که بیش از یک چشم وی پیدا نباشد. قتاده و ابن‌عباس معتقدند به گونه‌ای بپوشد که دوش و عمده صورت پوشیده بماند، هر چند که چشمانش پیدا باشد و حسن می‌گوید که نیمی از چهره خود را بپوشاند).

3-1-2)محدوده پوشش
از مفهوم کلمه «جلباب» و «یدنین» لزوم پوشاندن سر، سینه و گردن با فرو افکندن روپوش بر خود برای زنان اثبات می‌شود؛ بدین جهت فقهاء و مفسرین مـعتـقدند حـجاب از ضروریات اسلام است. در مورد چهره، بسیاری از مفسرین اهل سنت تصریح می‌کنـند که از این آیه لزوم پوشش صورت نـیز معلوم می‌شود[5](ر.ک. حقی، بی‌تا: ج7، ص240؛ حجازی، 1413ق: ج3، ص116؛ زحیلی، تفسیرالمنیر، 1418ق: ج22، ص 106؛ سایس، بی‌تا: ص667؛ نیشابوری، 1416ق: ج5، ص 475؛ نووی، 1417ق: ج 2، ص261؛ آلوسی، 1415ق: ج11، ص 264؛ ابن کثیر، 1419ق: ج6، ص425؛ میبدی،1371: ج8، ص89؛ ثعلبی، 1422ق: ج8، ص 64؛ قاسمی، 1418ق: ج8، ص112؛ جصاص، 1415ق: ج5، ص 245؛ رازی، 1420ق: ج25، ص183؛ سمرقندی، بی‌تا: ج3، ص 73؛ نسقی، 1367: ج2، ص802؛ اندلسی، 1420ق: ج4، ص 399).
همچنین مودودی می‌نویسد: «تا قرن هشتم هجری کسی در این مطلب تردید نکرده بود» (مودودی، بی‌تا: ص 302). اما از آنجا که در آیه اسمی از پوشاندن چهره برده نشده، باید دید چرا و چگونه چنین ظهوری را برداشت کرده‌اند.

1-3-1-2)ادله لزوم پوشش چهره
یکی از معانی که برای جلباب بیان شده، پوشش تمام بدن است و از این رو برخی وجوب پوشش چهره را نیز استنباط کرده‌اند؛ آنان معتقدند از ترکیب آیه و متعدی شدن کلمه «یدنین» با کلمه «علی»، وجوب پوشش چهره استظهار می‌شود. به عنوان نمونـه زمخشری می‌نویسد: «و معنی یدنین علیهن من جلابیبهن یرخینها علیهن و یغطّین بها وجوههن و اعطافهن، یقال اذا زلّ الثوب عن وجه المرأة أدنی ثوبک علی وجهک» (زمخشری، 1407ق: ج3، ص559). (آیه دستور می‌دهد پوشش‌ها را به نحوی بر خود افکنند تا چهره و اطراف بدنشان را بپوشاند؛ چون در لغت هنگامی که پارچه از صورت زن کنار رود می‌گویند پارچه‌ات را بر صورتت قرار بده).

بعضی هم از کلمه «یعرفن» که علت پوشش زنان است، استفاده نموده‌اند که زنان آزاد باید چهره خود را بپوشانند تا از زنان کنیز شناخته شـوند. زیرا کـنیزان در آن زمـان سـر و صورتشان باز بود و برای شـناسـایی زنان آزاده از آنها، این دستور صادر شده بود (ر.ک. طبری، 1412ق: ج22، ص 34).

علاوه بر آن چه گفته شد، برای اثبات این مدعا به روایاتی نیز تمسک شده که ذیلاً بیان می‌شود:
- ابـن عـبـاس می‌فرماید: «امر الله نساء المؤمنین اذا خرجن من بیوتهن فی حاجة ان‌یغطین وجوههن من فوق رؤسهن بالجلابیب و یبدین عیناً واحده» (زحیلی، تفسیرالمنیر، 1418ق: ج22، ص 108). (خداوند به زنان امر کرده که هنگام خروج از منزل برای انجام کار از بالای سر خود، چهره را نیز بپوشانند و فقط یک چشم را باز گذارند).
- ابن سیرین می‌گوید: «قال سألت عبیده عن هذه الآیه فرفع ملحفة کانت علیه فقنع بها وغطی رأسه کله حتی بلغ الحاجبین وغطی وجهه و اخرج عینه الیسری من شق وجهه و الایسر مما یلی العین» (ابن ابی حاتم، 1419ق: ج10، ص3155). از عبیده معنای آیه را پرسیدم، در جوابم رواندازی بر سر گذاشت و تمام چهره به جز چشم چپ خود را پوشاند).
- عن محمد بن کعب القرضی «قال کان رجل من المنافقین یتعرض لنساء المؤمنین یوذیهن فاذا قیل له قال کنت احسبها أمه فامرهن الله تعالی ان‌ ‌یخالفن زی الاماء و یدنین علیهن من جلابیبهن تخمر وجهها الا احدی عینیها» (سیوطی، 1404ق: ج5، ص 221). در روایت محمد بن کعب آمده خداوند به زنان مسلمان امر کرد روی خود را بپوشانند تا از کنیزان شناسایی شوند.
از این‌ روایات معلوم می‌شود فهم اصحاب پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نیز پوشش چهره بوده است.
ادامه دارد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: علی املشی ، غریب
۱۸:۲۳, ۳۰/فروردین/۹۵
شماره ارسال: #5
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
4-1-2) نقد و بررسی
اصل لزوم پوشش سر و بدن مدلول قطعی آیه شریفه می‌باشد، اما دلالت روشنی برای وجوب پوشش چهره نیست و وجوه ذکر شده از چند جهت که ذیلاً بیان می‌شود، قابل نقد می‌باشد:
1-4-1-2) با توجه به اختلاف نظرهایی که در معنای کلمه جلباب وجود دارد، نمی‌توان پوشش چهره را از آن استنباط نمود، مگر در حد یک احتمال که در مقام استدلال مفید نیست.
2-4-1-2) از ترکیب جملة «یدنین علیهن» فقط فرو افکندن و نزدیک کردن معلوم می‌شود، اما انداختن بر چه چیزی، از آیه استنباط نمی‌شود. همچنین ضرب‌المثلی که زمخشری مطرح می‌کند، ربطی به بحث ندارد و قیاس مع‌الفارق است؛ زیرا در آن مثال تصریح می‌کند پارچه را بر «صورت» خود افکن، اما در آیه کلمه «چهره» نیامده و از این جهت مجمل است. لذا معنای نزدیک به مقصود آیه چنین می‌شود: ای زنان مؤمن جلباب‌هایتان را به خود نزدیک کرده و آن را رها نکنید.
3-4-1-2) کلمه «یُعرفن» دلالت می‌کند، زنان آزاده به گونه‌ای بیرون آیند که از زنان کنیز شناخته شوند و چون کنیزان، چهره، سر و گریبان خود را باز می‌گذاشتند، لذا پوشش سر و سینه برای شناسایی زنان آزاده کافی بود و هیچ ضرورتی ندارد که چهره خود را نیز بپوشانند.
4-4-1-2) روایاتی که در شأن نزول آیه ذکر شد، اولاً هیچ کدام از جهت سند معتبر نمی‌باشد، زیرا علمای اهل سنت نیز معتقدند روایاتی حجت است که قول، فعل یا تقریر پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) باشد، به عنوان نمونه سرخسی می‌نویسد یکی از منابع، سنت رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است که از وی شنیده شده یا با تواتر و اجماع نقل شده باشد و ریشه همه این‌ها، شنیدن از رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) است؛ چرا که او وحی قرآنی را برای ما تلاوت کرده است (ر.ک. سرخسی، 1414ق: ج2، ص5). لذا فهم ابن عباس، عبیده سلمانی و محمدبن کعب، هر چند افراد عالم و در تفسیر قرآن به عنوان مرجع شناخته شده‌اند؛ اما تا استنباط آنان با سند صحیح پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) مستند نشود یا حداقل شاهدی از لغت برای فهم خود ذکر نکنند، قابل استناد نمی‌باشد.
ثانیاً در شأن نزول آیه، روایات دیگری نیز وارد شده که اشاره‌ای به پوشش چهره نمی‌کنند، بلکه به نوعی معارض روایات، می‌باشد از جمله عایشه نقل می‌کند: «قالت خرجت سوده بعد ما ضرب الحجاب لحاجتها و کانت امراة جسیمة لاتخفی علی من یعرفها فرأها عمر فقال یا سوده انک والله ما تخفین علینا فانظری کیف تُخرجین فانکفات راجعة و رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) فی بیتی و انه لیتعشی و فی یده عرق فدخلت و قالت یا رسول الله انی خرجت لبعض حاجتی فقال لی عمر کذا و کذا فاوحی الیه ثم رفع عنه و ان العرق فی یده فقال انه قد اذن لکم ان تخرجن لحاجتکن» (سیوطی، 1404ق: ج5، ص221). سوده همسر پیامبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) که اندامی درشت داشت، هرگاه بیرون از خانه تردّد می‌کرد، شناخته می‌شد، روزی عمر با او برخورد کرده و وی را ملامت نمود. وی به پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) شکایت برد و این آیه برای دفاع از خروج زنان با حفظ پوشش مناسب نازل گشت.

ادامه دارد...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۵۳, ۵/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #6
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
در روایت دیگر آمده: «کان نساء النبی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یخرجن باللیل لحاجتهن و کان ناس من المنافقین یتعرضون لهن فیؤذین فقیل ذلک للمنافقین فقالوا انما نفعله بالاماء فنزلت الآیه» (ر.ک. طبری، 1412ق: ج22، ص 34؛ سیوطی، 1404ق: ص221). چنین روایاتی که داستان آزار زنان آزاده به دست جوانان مزاحم را به عنوان شأن نزول آیه مطرح می‌کنند، اشاره‌ای به پوشاندن چهره ندارد و فقط پوشش در حدّ حفظ حرمت یک زن آزاده مورد تأکید قرار گرفته است. این روایت از راویان دیگر همچون ابوصالح، سدّی و جاهد نیز نقل شده است (همان). لذا معلوم می‌شود محمدبن‌کعب در این روایت که پوشش چهره را آورده، برداشت خود را به روایت اضافه نموده که با نقل‌های دیگر سازگاری ندارد.
همچنین از ام‌سلمه نقل شده: «لما نزلت هذه الآیه خرج نساء الانصار کان علی رؤسهن القربان من السکینه و علیهن اکسیه سود یلبسنها» (ابن کثیر، 1419ق: ج 6، ص425). (پس از نزول این آیه، زنان انصار به گونه‌ای با وقار و آرام از منزل خارج می‌شدند و راه می‌رفتند، گو اینکه دیگی بر سرشان گذارده و آن را حمل می‌کردند و روپوش‌هایشان هم جامه‌ای به رنگ سیاه بود). در نقل مشابه دیگری از ام‌سلمه آمده: زنان انصار با پوشش‌های سیاهی که بر سر می‌گذاشتند مثل این بود که کلاغ بر سرشان نشسته است (ابن ابی‌ حاتم، 1419ق: ج10، ص3154). در این دو روایت نیز به پوشش صورت اشاره نشده است، چرا که پوشش سر غیر از پوشش چهره است. عایشه می‌گوید: «رحم الله نساء قریش لما نزلت یا ایها النبی ... شققن مروطهن و اعتجرن بها فصلین خلف رسول الله (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) کانما علی روسهن القربان» (همان). زنان انصار پس از نزول این آیه جامه‌ها را شکافته و آن را بر سر خود می‌پیچیدند و به پیامبر اقتدا می‌کردند.
5-4-1-2) آن چه باعث تعجب است، اینکه برخی که پوشش چهره را واجب می‌دانند، در تفسیر آیه سوره نور، تصریح می‌کنند، پوشش دست‌ها و صورت لازم نیست (رازی، 1420ق: ج23، ص361؛ زمخشری، 1407ق: ج3، ص 231؛ ثعلبی، 1423ق: ج7، ص87؛ نووی، 1417ق: ج2، ص109). آنان علت عدم لزوم پوشش چهره و دست‌ها را مشقت و حرج غیرقابل تحمل می‌دانند. لذا معتقدند خداوند ستر آن را واجب نکرده است.
به نظر ابن کثیر نیز، مشهور فقهاء پوشش صورت را واجب نمی‌دانند (ابن کثیر، 1419ق: ج6، ص42). اما با توجه به این که سوره نور پس از سوره احزاب بر پیامبر گرامی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نازل شده است، معنا ندارد، دستوری که در ابتدای شریعت صادر شده، سخت‌گیرانه‌تر از دستور بعدی باشد. در حالی که بر عکس آن معقول است، مانند حکم حرمت شرب خمر که به تدریج بیان گردید (ر.ک. سیوطی، الاتقان فی علوم القرآن، 1416ق: ج1، ص194؛ زرکشی، 1376: ج1، ص193). همچنین کسی ادعای نسخ آیه احزاب را به واسطه آیه نور مطرح نکرده، بنابراین حق با مفسّرینی است که در تفسیر آیه، حدّ پوشش را از جهت ستر چهره مبهم گذارده و فقط به فرو افکندن و نزدیک کردن روپوش بر سر اشاره نموده‌اند و اگر هم تعبیر به همه بدن دارند، به قرینه آیه سوره نور و فتوایی است، که در فقه آمده و مقصود غیر از صورت و مچ دسـت‌ها ‌می‌باشد (سید قطب،1412ق: ج 5، ص2280؛ خطیب، بی‌تا: ج11، ص752؛ ابن عاشور، بی‌تا: ج21، ص 328؛ طنطاوی، بی‌تا: ج11، ص 245). حتی زحیلی در تفسیر «الوسیط» از نظر خود در تفسیر «المنیر» برگشته و به صراحت اعلام می‌دارد: پوشش چهره لازم نیست (زحیلی، 1422ق: ج3، ص2087). همچنین عکرمه یکی از مفـسرین صدر اسـلام معـتقد اسـت: «تغـطی ثغرة نحرها بجلبابها تدنیه علیها» (ابن کثیر، 1419ق: ج6، ص 425) مقصود آیه، پوشـش گردن می‌باشد.
ادامه دارد ...Blush
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Anti gods
۲۱:۳۲, ۶/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #7
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
2-2) سوره نور
«وقل للـمؤمنات یغضضن من ابصـارهن و یحفظن فروجهن و لایبدین زینتهن الا ما ظهرمنهـا ولیضربن بخمرهن علی جیوبهن و لایبدین زینتهن الا لبعولتهن او ابائهن او... » (نور، 31) (ای محمد به زنان گرونده بگو تا دیده‌های خویش را از دیدن مردان بیگانه فرو بندند و فرج‌های خویش را نگاه دارند و جای‌های آرایش خویش را بر بیگانه ننمایند؛ مگر آن‌چه ظاهر است، مانند: روی‌ها و کف‌ها همچنین کرانه‌های معجرهای خویش بر جیب‌های خویش بیفکند، یعنی بر سینه‌ها و برهای خویش و جای‌های زینت ظاهر و باطن خویش را نمایان نکنند، مگر بر شویان یا پدران یا پسران شویان یا برادران یا کنیزکان خویش یا خادمان خواجه که ایشان را به هیچ زنی رغبتی نیست یا طفلانی که از عورت‌های زنان آگاهی ندارند و اندیشه آن در دل نیارند و پاهای خویش بر زمین نزنند تا خلخال‌شان آشکار نگردد و توبه کنید و به خدای تعالی باز گردید تا در دو جهان رستگار شوید (نسقی، 1367: ج 2، ص 666). مناسب است در ابتدا معنای لغوی و اصطلاحی برخی از واژه‌های آیه بیان شود:
1-2-2) زینت
«زینت» در لغت به معنای ابزاری است که به وسیله آن تزیین و زیبایی حاصل شود (زبیدی، 1414ق: ج18 ص267؛ جوهری، 1368: ج4، ص2132). ابن عربی معتقد است: «الزینه علی قسمین خلقیه و کسبیه فالخلقیه وجهها فان اصل الزینة و جمال الخلقه و معنی الحیوانیة لما فیه من المنافع و طرق العلوم و حسن ترتیب محالها فی الراس و وصفها واحداً مع آخر علی التدبیر البدیع و اما الزینة المکتسبه فهی ما تحاوله المراة فی تحسین خلقها بالتصنع کالثیاب و الحلی و الکحل و الخضاب و منه قوله تعالی خذوا زینتکم عند کل مسجد یعنی الثیاب» (ابن عربی، بی‌تا: ج3، ص1368). زینت به طبیعی و اکتسابی تقسیم می‌شود؛ زینت طبیعی به خلقت انسان برمی‌گردد. مانند چهره زن که اصل زینت و جمال خلقت است. زینت اکتسابی زینتی است که زنان به‌گونه‌ای مصنوعی برای زیبایی خود تحصیل می‌کنند. مانند: لباس‌، زیور آلات، سرمه، رنگ و ...
امّا اختلاف آن است که منظور از زینت آشکار چیست؟ ابن جوزی به تفصیل اختلاف اقوال را گزارش کرده و هفت نظر را نقل می‌کند[6] (ابن جوزی، 1422ق: ج3، ص290). در یک جمع‌بندی ابن عربی این اقوال را در سه قول خلاصه کرده و می‌نویسد: «اختلف فی الزنیة الظاهرة علی ثلاثة اقوال الاول انها الثیاب یعنی انها یظهر منها ثیابها خاصة قاله ابن مسعود، الثانی الکحل و الخاتم قاله ابن عباس و المسور الثالث انه الوجه و الکفان» (همان). اول، مقصود از زینت ظاهری همان لباس می‌باشد و این نظر کسانی است که تمام بدن را زینت می‌دانند (ر.ک. ابن عاشور، بی‌تا: ج18، ص165). چرا که در این صورت بدن زن زینت باطنی و لباس وی زینت ظاهری است. دوم، مراد از زینت آشکار سرمه و انگشتر است. سوم، مقصود از زینت ظاهری مچ دست‌ها و چهره است که بیشتر فقهای اهل سنت همین نظر را پذیرفته‌اند، هر چند برخی قدم‌های پا را نیز اضافه کرده‌اند.
ادامه دارد ...[تصویر: blush.png]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۵۹, ۱۰/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #8
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
1-1-2-2) مصادیق زینت
مطابق نظر اول معنای این بخش از آیه این است که زنان نباید، هیچ قسمتی از بدن خود را نشان دهند، مگر لباس‌هایی که ظاهر است. طرفداران این نظر، به روایاتی، استناد نموده‌اند، از جمله روایت عبدالله بن مسعود: «الزینة زینتان فزینة باطنه لایرها الا الزوج الخاتم و السوار و الظاهرة الثیاب» (ابـن ابی حاتم، 1419ق: ج8، ص2573). وی انگشتر و دستبند را زینت باطنی و لباس را زینت ظاهری می‌داند. از ابن مسعود روایت دیگری به همین مضمون نقل شده، اما از لفظ «رداء» به جای لباس استفاده نموده است (همان). از ابن عباس نیز روایت شده که مراد از جمله «الا ما ظهر منها» لباس روئین می‌باشد[7] (سمرقندی، بی‌تا: ج2، ص 508).
در روایت دیگری آمده: «روی عن ابن مسعود انه سُئل عن قوله تعالی الا ماظهر منها فتقنع عبدالله بن مسعود وغطی وجهه و ابدئ عن احدی عینیه» (همان). (از ابن مسعود در رابطه با زینت آشکار سؤال شد، ایشان پارچه‌ای بر سر نمود و همه چهره به استثنای یک چشم خود را پوشاند).
در روایت دیگری از ابراهیم نخعی نقل شده: «الزینة الثیاب» (طبری، 1412ق: ج 18، ص92). همین تعبیر را از حسن بصری نیز نقل کرده‌اند (همان). از آنجا که این روایات از جهت سند به پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نمی‌رسد، حجیت ندارند و چون دلیل دیگری غیر از روایات مذکور برای این استنباط ذکر نشده و احتمالات دیگری نیز در مورد زینت ظاهری وجود دارد که لغت هم آنها را تایید می‌کند، انحصار زینت مُجاز در لباس روئین قابل توجیه نخواهد بود؛ زیرا لباس خود به خود آشکار بوده و نیاز به تصریح ندارد، همچنین با بلاغت قرآن کریم نیز منافات دارد، چون در این صورت معنای آیه اینگونه می‌شود: «ظاهر نکنند مگر آن چه را که آشکار است». به علاوه، لباس روئین را که نمی‌توان مخفی نمود و اگر ستر آن واجب باشد و نیاز به پوشش دیگری داشته باشد، آن پوشش را هم باید پوشاند و این مستلزم تسلسل است و عجب از نویسندگان معاصری چون «مودودی» که اصرار دارد از این آیه لزوم پوشش چهره را استنباط نماید (مودودی، بی‌تا: ص290). دلیل ایشان این است که ظاهر کردن چهره منشاء فتنه و باعث گناه جوانان خواهد شد. اما این استدلال کامل نیست و نمی‌توان تصورات خود را بر قرآن کریم تحمیل نمود. زیرا اگر پوشش چهره واجب ‌بود قرآن کریم، آن را به روشنی بیان می‌نمود، به ویژه آن که روایات فراوانی در برابر این نظر، از اصحاب پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و مفسرین دیگر نقل شده است، مانند: روایاتی که زینت ظاهر را دست و صورت می‌دانند و روایاتی که زینت‌های مصنوعی را دستبند، انگشتر، سرمه و حتی گردن‌بند معرفی می‌کند. از جمله: ابن ابی حاتم از ابن عباس، نقل می‌کند: «مقصود از زینت آشکار، گردی صورت و مچ دست می‌باشد» (سیوطی، 1404ق: ج5، ص41). در روایت دیگر انگشتر و دستبند نیز به زینت ظاهر اضافه شده است (همان).
از عایشه هم نقل شده: «إنها سئلت عن الزینة الظاهرة فقالت القلب و الفتخ و ضمت طرف کمها» (همان). از سعید بن جبیر، عطا، اوزاعی و ضحاک نیز همین تفسیر برای زینت آشکار روایت شده است (همان). قتاده نیز در تفسیر آیه و کلمه زینت می‌نویسد: «المسکتان و الخاتم و الکحل قال قتاده و بلغنی ان النبی (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) قال لایحل لامراة تؤمن بالله و الیوم الآخر ان تخرج یدها الا الی هنا و یقبض نصف الذراع» (همان). وی در این روایت پس از آن که موارد و مصادیق زینت آشکار را معین می‌کند، از پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل می‌کند که ایشان فرمود زنی که ایمان به خدا و قیامت دارد، جایز نیست، دستانش را بیش از نیمه سابق آشکار کند. مشابه همین روایت را عایشه نیز نقل می‌کند، هنگامی که یکی از بستگانش نزد وی آمده بود و پیغمبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) از ایشان روی برگردانید، عایشه می‌گوید: «خدمتشان عرض کردم او برادرزاده من است، حضرت فرمودند: زن اگر به سن بلوغ رسید، باید بدن خود را بپوشاند، مگر صورت و مچ دستانش را» (همان). این مضمون در روایت دیگری نیز از عایشه در رابطه با اسماء دختر ابوبکر و برخورد وی با پیامبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) نقل شده است (همان).
در روایت «عکرمه» گردن و گلو نیز اضافه شده است (همان)، در روایات دیگری زیورآلات نیز نام برده شده و آنها را مصداق زینت ظاهری قرار داده است (همان). از آنجا که مقصود از زیور آلات، وقتی است که مورد استفاده قرار می‌گیرد، معلوم می‌شود که آشکار شدن دست‌ها و صورت که محل به کارگیری زیور آلات است، جایز می‌باشد. لذا عمده مفسرین، زینت آشکار را صورت و دست‌ها معنا کرده‌اند. در این راستا طبری پس از جمع‌بندی اقوال می‌نویسد:
بهترین نظر، استثناء چهره و دست‌هاست و در نتیجه سرمه، انگشتر و دستبند نیز از پوشش مستثنی می‌شوند و دلیل انتخاب این نظر، اجماعی است که از ناحیه فقهاء بر جواز کشف چهره و دست‌ها و لزوم پوشش بقیه قسمت‌های بدن هنگام نماز بیان شده است (طبری، 1412ق: ج18، ص94).
برخی نیز زینت آشـکار را به آن چه که بدون اختیـار و اراده در هنگام راه رفتن و روابط متعارف اجتماعی، ظاهر می‌گردد، معنی کرده‌اند (مودودی، بی‌تا: ص 296). اما با توجه به روایات و قرائنی که مطرح شد، زمینه‌ای برای این احتمال بدون مدرک باقی نمی‌ماند. به علاوه آن چه که به شکل غیر اختیاری آشکار شود، حرمت یا جواز به آن تعلق نمی‌گیرد. بنابراین در بخش اول آیه شریفه می‌توان مدعی شد، مقدار قطعی وجوب ستر و پوشش از بدنِ زنان، غیر از چهره و دست‌ها است، البته در برخی اقوال نادر پاها را نیز اضافه کرده‌اند.
ادامه دارد ..
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۴:۲۱, ۱۴/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #9
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
2-2-2)خمار
«خمار» از ریشه خَمْر به معنای پوشش است؛ در اصطلاح و عرف عرب «پارچه‌ای که زنان سر خود را با آنان می‌پوشانند و به تعبیر معروف در زبان فارسی روسری یا چارقد است» (ر.ک. راغب اصفهانی، 1412ق: ص160؛ فیومی، بی‌تا: ص182؛ ابن‌اثیر، 1364: ج2، ص78؛ زبیدی، 1414ق: ج6، ص 364). مفسرین نیز همین‌گونه معنی کرده‌اند به عنوان نمونه در آیات الاحکام آمده: «الخمار هو ما تغطی به المرأة رأسها مأخوذة من الخمرلمعنی الستر و التغطیه» (سایس، بی‌تا: ص587).
3-2-2)جَیب
«جیب» به معنای: «الجَیب ما ینفتح علی النحر» (فیومی، بی‌تا: ص 115). گریبان، یقه و شکاف جامه در قسمت گردن جَیب نامیده می‌شود. مفسرین جَیب را کنایه از محل آن گرفته‌اند که همان گردن و سینه باشد. البته در لغت نیز چنین کنایه‌ای آمده، مثلاً می‌گویند: «فلان ناصح الجیب یعنی ان صدر و قلبه واسعین» (ابن منظور، 1363: ج1، ص 288). (اگر گفتند فلانی گریبان پاک می‌باشد مقصود این است که دارای قلبی پاک و گشاده سینه است). در روایتی نیز آمده: «علی جیوبهنّ ای علی صدورهن یعنی علی مواضع جیوبهن» (قرطبی، 1364: ج13، ص230) و کلمة «یضربن» در عبارت «یضربن بخمرهنّ علی جیوبهنّ» چون با حرف «علی» متعدی شده به معنای قرار دادن می‌باشد (حقی، بی‌تا: ج 6، ص42؛ ابن عاشور، بی‌تا: ج18، ص167). حرف «باء» در کلمه «بخمرهن» نیز برای تأکید و محکم بستن خمار است (ر.ک. سیوطی، محلی، تفسیر الجلالین، 1416ق: ص 356؛ بیضاوی، 1418ق: ج4، ص104). بنابراین با توجه به ترکیب لغوی آیه، معلوم می‌شود، زنان باید روسری‌های خود را بر سینه و گردن قرار داده و محکم ببندند.
با توجه به روشن بودن معنای مفردات آیه، این بخش از آیه مورد اختلاف مفسرین قرار نگرفته و روایات هم این مطلب را تأیید می‌کند. از ابن عباس نقل شده: «و کن النساء قبل هذه الآیه یبدین بخمرهن من ورائهن کما یصنع النبط فلما نزلت هذه الآیه سدلن الخمر علی الصدر و النحر» (سمرقندی، بی‌تا: ج2، ص508). زنان پس از نزول این آیه، گردن و سینه خود را با روسری‌ می‌پوشاندند، در حالی که قبل از آن مانند نبطی‌ها، خمارها را از پشت می‌بستند. همچنین از سعید بن جبیر نقل شده: «النحر و الصدر و لایری منه شی» (سیوطی، 1404ق: ج5، ص42). ایشان مقصود از آیه را، پوشش گردن و سینه می‌داند به گونه‌ای که چیزی از آن پیدا نباشد. بنابراین با توجه به این آیه معلوم می‌شود، سر، گردن و سینه‌ها باید پوشیده شود، اما حکم صورت از این آیه فهمیده نمی‌شود ولی از آن جا که آیه در مقام بیان حد پوشش است، اگر پوشاندن چهره لازم بود، باید بیان می‌نمود؛ پس می‌توان از سکوت آیه نتیجه گرفت که پوشاندن صورت واجب نیست، همان‌گونه که از بخش اول آیه ـ البته با اختلاف نظرهایی ـ همین برداشت می‌شود.
ادامه دارد ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۵۱, ۱۰/خرداد/۹۵
شماره ارسال: #10
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم
ادامه بحث که مدتی ساکن شده بود .

3)پوشش در فقه اهل تسنن
بحث پوشش و حدود آن در فقه جایگاه مستقلی نداشته و فقط در دو مورد مطرح ‌شده، «ستر در نماز» که یکی از مقدمات و شرایط نماز است و دیگری «کتاب نکاح» به مناسبت جواز نگاه کردن مرد به زنی که برای خواستگاری رفته است؛ تنها فقیهی که این مسئله را به‌طور مستقل بیان نموده سرخسی می‌باشد، ایشان مطابق فقه حنفی، مسأله پوشش مردان و زنان و مسأله نگاه به یکدیگر را به طور مستقل بررسی نـمـوده است (سرخسی، 1406ق: ج10، ص145). در بحث ستر نماز، بسیاری از فقها تصریح کرده‌اند، حد پوشش مخصوص نماز نیست و غیر نماز را نیز شامل می‌شود. به عنوان نمونه ابن حزم می‌نویسد: «والعورة المفترض سترها عن الناظر و فی الصلاة» (ابن حزم، بی‌تا: ج3، ص210). هم‌چنین از استنادی که اغلب آنان به آیه «ولایبدین زینتهن» دارند، این مطلب معلوم می‌شود. البته در برخی نوشته‌ها به صراحت یا با استفاده از قرائن معلوم می‌گردد که مقصود نویسنده فقط پوشش در نماز است (ر.ک. نجفی، 1981م: ج8، ص 163؛ عاملی، 1410ق: ج3، ص 188؛ بحرانی، 1379: ج7، ص7). برخی از نویسندگان در این موارد اصرار دارند، مدعای خود را توسعه داده و این تصمیم را به آنان نسبت دهند.(قابل،www.ettelaat.net/extra _ 05- 07/about _ heghab .asb)

از آنجا که بسیاری از فقهای اهل تسنن مسأله پوشش و حدود آن را به‌طور عام مطرح کرده‌اند، لذا در ابتدا کلمات آنان نقل و سپس مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد:
  • - شافعی: «و کل المراة عورة الا کفیها و وجهها و ظهر قدمیها» (شافعی، 1403ق: ج1، ص 109). زنان باید همه بدن، غیر از چهره، دست‌ها و پاها را بپوشانند، برخی دیگر از علمای شافعی فقط به استثنای چهره و دست‌ها تصریح کرده و به پاها اشاره نکرده‌اند (مزنی، بی‌تا: ص16؛ شربینی، 1377: ج1، ص185؛ نووی، بی‌تا: ج3، ص165). البته رافعی شافعی مذهب در شرح خود بر «الوجیزِ» غزالی تصریح می‌کند: «ولایستثنیَ ظهور قدمیها» (رافعی، بی‌تا: ج4، ص88). یعنی پوشش قدم‌ها واجب بوده و حکم چهره و مچ دسـت را نـدارند. اما برخی نیز معتقدند از دیدگاه شافعی، زنان باید چهره و دست‌های خود را هم بپوشانند (جزیری، بی‌تا: ج1، ص290).
  • - مالک بن انس رئیس مذهب مالکی معتقد است: «اذا صلت المرأة و شعرها باد او صـدرها او ظهور قدمیها فلتعد الصلاة» (ابن انس، بی‌تا: ج1، ص94). (اگر زنی هنگام نماز سر و سینه‌اش پیدا باشد یا پشت پایش پوشیده نباشد، نماز را اعاده کند) مالکی‌ها چهره و مـچ‌ دسـت‌ها را از پـوشش استثـنا کرده‌اند (ر.ک. رعینی، 1416ق: ج2، ص181؛ ابـوبرکات، بی‌تا: ج1، ص214؛ دسوقی، 1414ق: ج1، ص214).
  • - برخی از فقهای حنفی نیز همین نظر را پذیرفته‌اند (ر.ک. مصری، 1418ق: ج 1، ص 469؛ کاشانی، 1409ق: ج5، ص121؛ ماردینی، بی‌تا: ج2، ص225). اما برخی دیگر قدم‌ها را هم از پوشش استثنا کرده‌اند (ر.ک. حصکفی، 1415ق: ج1، ص437).
  • - ابن رشد اندلسی که فقیهی مستقل است نیز به ابوحنیفه نسبت می‌دهد، پوشش قدم‌های زن لازم نیست (اندلسی، 1415ق: ج 1، ص 95).
  • - حنبلی‌ها نیز دو گروه شده‌اند، برخی چهره و دست را استثناء کرده‌اند (ابن‌قدامه، بی‌تا: ج1، ص15). ولی بیشتر آنان پوشش تـمام بدن زن غیر از صورت را واجـب دانسته‌اند؛ برخی هم آشـکار شدن دسـت‌ها را اجـازه نداده یا حداقـل در آن تردیـد کرده‌اند (ابن‌قدامه، 1405ق: ج1، ص637؛ بیـهوتی، 1418ق: ج1، ص316؛ عبدالوهاب، بی‌تا: ج1، ص5).
  • ـ شوکانی اختلاف آراء فقها را اینگونه بیان می‌کند: «در مقدار عورت زن آزاد اختلاف است، برخی معتقدند همه بدن وی عورت است، مگر چهره و مچ دست‌ها و این نظر برخی از فقهای مستقل عصر اول است.
شافعی، ابوحنیفه و مالک نیز در یکی از آراء خود این نظر را قبول کرده‌اند، برخی دیگر قدم‌های پا را اضافه کرده‌اند که ابوسفیان ثوری و ابوحنیفه در روایت دوم از وی، بر همین رأی مستقر شده‌اند. گروه دیگر به استثنای چهره، تمام بدن زن را عورت دانسته‌اند، مانند احمد بن حنبل و داود؛ گروه چهارم تمام بدن زن را عورت می‌دانند بدون هیچ استثنایی که دیدگاه برخی از پیروان شافعی است و از احمد نیز نقل شده و دلیل این همه تفاوت، اختلافی است که در میان مفسرین در رابطه با آیه «الا ما ظهر منها» واقع شده است (شوکانی، 1973م: ج2، ص55).
ادامه دارد ...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا