کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
تجاوزات جنسی در بین نظامیان و دانشجویان و زندانیان امریکایی
۱۳:۵۵, ۱/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۵:۲۰ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم .

با سلام بر همسنگران گرامی و بزرگوار ،با توجه به این که در سالهای گذشته و حال گزارشگران حقوق بشر سازمان ملل متحد ،گزارشات بسیار مغرضانه ای در خصوص خشونت علیه زنان در کشورمان و مسائل مختلف که خاص این مملکت و اغلب تحت لوای قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صورت می پذیر را تنظیم نموده است ،ببر خود لازم دیدم تا گزارشی از امار و مطالب افشاء شده از خشونتهای جسمی و جنسی (البته بصورت کنترل شده ) در مورد زنان و نظامیان و دانشجویان و زندانیان کشور امریکا را مورد کنکاش و بررسی قرار بدهم ،تا از این طریق اتهامات انها را به طرف خودشان برگردانم و از طرف دیگر این موضوع به عنوان منبع مورد استفاده دوستان و خوانندگان این سایت وزین قرار بگیرد.


این مطلب در سه بخش مورد بررسی قرار خواهد گرفت ،بخش اول در مورد نظامیان ،بخش دوم در مورد دانشجویان و بخش سوم در مورد زندانیان مورد بررسی قرار خواهد گرفت .


بخش اول -نظامیان (قسمت اول )
از ارتش تا دانشگاه‌؛ تجاوز جنسی؛ جنگ داخلی پنهان علیه دختران آمریکایی



طی سال‌های گذشته یکی از معضلات ارتش آمریکا که بارها رسانه‌ای هم شده است، مسئله حملات و آزارهای جنسی نظامیان این کشور به یکدیگر است. مسئله‌ای که امروز دیگر به یک معضل اساسی بدل شده و جنگی داخلی اما پنهان را در دل ارتش آمریکا شعله‌ور کرده است.

بر اساس گزارش مرکز جرایم آمریکا، در این کشور به طور میانگین روزانه 1871 زن مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند. این آمار نشان‌دهنده عدم کارایی نظام امنیت اجتماعی کشوری است که به بهانه امنیت و حقوق بشر در کشورهای دیگر، هر از گاهی آتش جنگ را در گوشه‌ای از جهان بر پا می‌کند. جالب است که در ساختار نهاد مدافع امنیت ملی شهروندان آمریکایی، یعنی ارتش این کشور، جسم و روان نظامیان آمریکا در امان نبوده و زن و مرد در معرض تجاوز و آزار و اذیت جنسی هستند!
آمار تجاوز به زنان در ارتش آمریکا از میانگین جامعه غیر نظامی بالاتر بوده[/b] و به حدی رسیده است که فرماندهان ارتش اقدام به راه‌اندازی «یگان ویژه قربانیان» برای تجزیه و تحلیل صحنه‌های جرم و مصاحبه با قربانیان کرده‌اند تا این کارگروه ویژه بتواند اجرای عدالت در مورد مجرمان را ممکن سازد. حتی خارج از فضای مقرراتی ارتش و در فضایی علمی مانند دانشگاه‌ها نیز اوضاع به همان اندازه بد است و زندگی در خوابگاه‌ها برای دانشجویان دختر تبدیل به یک کابوس وحشتناک می‌شود.

در این گزارش ما به وضعیت تجاوز به زنان و دختران و حتی مردان در آمریکا به لایه‌های پنهان جامعه‌ای نگاه می‌کنیم که داعیه حقوق بشر، دموکراسی و جامعه مدنی را دارد.

[تصویر: 1553972_339.jpg]

آمار تجاوز به زنان در ارتش آمریکا از میانگین جامعه غیر نظامی بالاتر است
تجاوز جنسی در ارتش، آتشی که دیگر زیر خاکستر نیست

بحران تجاوز جنسی در ارتش آمریکا که زیر چتری از سکوت همچنان وسیع‌تر می‌شود؛ نگرانی‌هایی را در بین مردم و حتی کارشناسان نظامی آمریکا ایجاد کرده است. کارشناسان این پدیده را به صورت واقعیتی سیستماتیک و حتی هدفمند در ارتش آمریکا ارزیابی می‌کنند که ممکن است از بعضی جهات سبب ناکارآمدی یگان‌های ارتش این کشور شود.

در جامعه آمریکا از هر شش زن یک نفر مورد آزار و اذیت جنسی قرار می‌گیرد در حالی که این رقم در ارتش بنا به آمارهای رسمی یک مورد از هر سه نفر است. برخی معتقدند آن دو نفر دیگر نیز نمی‌خواهند چیزی در این مورد بگویند و الا شاید آمار دقیق‌تری در دست بود.
[تصویر: 1553984_629.jpg]

در ارتش آمریکا از هر 3 زن، یک نفر مورد تجاوز قرار می‌گیرد

شرایط به گونه‌ای است که در برخی از پایگاه‌های نظامی زنان از استحمام در حمام‌های صحرایی و یا تنها ماندن در ساعات شب می‌ترسند؛ زیرا ممکن است از سوی همکاران مرد خود مورد تجاوز قرار بگیرند.

طبق مطالعات انجام شده، در سال 1995 نود درصد زنان موجود در دسته‌های نظامی اعزام شده به جنگ خلیج فارس از آزار جنسی مصون نبوده‌اند. این آمار همواره از سوی ارتش دست کاری و جرح و تعدیل می‌شد تا این که در سال 2003 کنگره آمریکا وزارت دفاع این کشور را مامور کرد که تعداد تجاوزهای جنسی رخ داده در ارتش این کشور را گزارش دهد.
[تصویر: 1553990_478.jpg]

90 درصد زنان شاغل در ارتش آمریکا، طی جنگ خلیج فارس مورد تجاوز قرار گرفتند

گزارش‌های منتشره طی 13 سال گذشته، رشد روزافزونی را در آمار تجاوزهای صورت گرفته در ارتش آمریکا نشان می‌دهد: در سال 2005 بازرسان جرایم نظامی 2374 مورد ادعانامه در مورد آزار و اذیت جنسی دریافت کردند که مربوط به اعضای نظامی ارتش آمریکا در سراسر جهان بود. این رقم نسبت به سال 2004 چهار درصد افزایش نشان می‌داد. آمار سال 2004 نیز نسبت به سال 2003 بیست و پنج درصد افزایش داشت. با این حساب در طی دو سال 65 درصد افزایش رخ داده بود. در سال 2009 این آمار در پرشی ناگهانی به 3300 مورد افزایش یافت و بعدها اعلام شد که یک زن از هر سه زن شاغل در ارتش آمریکا به نوعی در معرض تجاوز جنسی است!

از دشمن داخلی تا جنگ نامرئی

در سال 2007 دو روزنامه‌نگار به نام‌های پاسکال بورگاش ومرسدس گالگو در طی مسافرتی به عراق با زنان نظامی شاغل در ارتش آمریکا مصاحبه کرده و از شنیدن ماجراهای مربوط به فرهنگ تجاوز در ارتش شوکه شدند. این دو روزنامه‌نگار با 4 سرباز زن در عراق مواجه شدند که به کرات از سوی همرزمان خود مورد تجاوز جنسی قرار گرفته بودند. حاصل کار این روزنامه‌نگاران به صورت یک فیلم مستند به نام (تجاوز با سلسله مراتب: دشمن داخلی) در فستیوال فیلم مستقل نیویورک به نمایش در آمد. یکی از این چهار زن چند هفته بعد از تجاوز در خوابگاه خود به قتل رسیده بود.


[تصویر: 1554069_125.jpg]


پاسکال بورگاش، سازنده مستندی درباره تجاوز به سربازان زن در عراق



مستند دیگری که در اوایل سال 2012 در این مورد در آمریکا به اکران عمومی درآمد جنگ نامرئی بود(The Invisible War). کربی دایک (Kirby Dick) کارگردان این مجموعه، که سابقه ساختن فیلم مستندی در مورد تجاوز جنسی در کلیسای کاتولیک را در کارنامه دارد، در این فیلم نشان می‌دهد که تجاوز جنسی در تمامی نیروهای ارتش آمریکا اعم از دریایی، گاردهای مرزی، هوایی و دیگر نیروها روی می‌دهد.

[تصویر: 1554072_500.jpg]


مستند «جنگ نامرئی» گوشه‌ای از معضل تجاوز و خشونت جنسیدر ارتش آمریکا را به تصویر می‌کشد- دانلود


پایان قسمت اول از بخش اول
ادامه دارد ....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عدالت ، Silence ، بیداری اندیشه ، Islam ، rezamohammadi ، Hadith
۱۷:۰۵, ۲/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲/اردیبهشت/۹۵ ۱۷:۰۷ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #2
آواتار
بخش اول (قسمت دوم )

جسیکا کنیون، عضو ارتش آمریکا که در حین عملیات، توسط دو همکار خود مورد تجاوز قرار گرفته و باردار شده بود در گفتگو با مشرق به سوالات خبرنگار ما پاسخ داد که در ادامه پاسخ او به دو سوال را ملاحظه می‌کنید:
جسیکا کنیون، سرباز ارتش آمریکا هنگامی که به کره اعزام شده بود توسط همرزم خود مورد تجاوز قرار گرفت و باردار شد. ارتش آمریکا هیچ حمایتی از او نکرد.
"جسیکا کنیون"سال 2005 میلادی به ارتش آمریکا پیوست و طی حضورش در ارتش، توسط دو مرد مورد حمله و تجاوز جنسی قرار گرفت. وی می‌گوید علاوه بر این دو نفر، مسئول آموزش نظامی وی هم دست به آزار جنسی او زده است. وقتی برای اولین بار به مسئول هماهنگی تجاوز جنسی گزارش داد که توسط یک سرباز آمریکایی مورد تجاوز قرار گرفته، پاسخی که شنید این بود که بهتر است این شکایت‌ها را نادیده بگیرد چون ممکن است "علیه خود او" مورد استفاده قرار بگیرند!
[تصویر: 555657_764.jpg]

کنیون در پی آخرین مورد تجاوز جنسی به وی، باردار شد و بر همین اساس به دست داشتن در رابطه جنسی حین اعزام، متهم و از ارتش اخراج شد. وی از یک سال پیش تا کنون با تأسیس وبسایت‌های اینترنتی و اقدام به فعالیت‌های گوناگون دیگر به همکاری با افرادی پرداخته است که تجربه‌های تلخی مشابه تجربیات خود وی داشته‌اند.
مشرق در مصاحبه با کنیون به بررسی ابعاد تجاوز جنسی و نقض حقوق بشر در ارتش آمریکا پرداخته است.
خانم کنیون لطفاً توضیح دهید که چگونه و چرا وارد ارتش شدید و پس از پیوستن به ارتش چه اتفاقاتی برای‌تان رخ داد؟
پیوستن به ارتش در واقع یک سنت خانوادگی در خانواده ما بود. هم پدر و هم برادر من هم عضو ارتش بودند. اما به نظر من ما سربازان آمریکایی داریم از قانون اساسیی دفاع می‌کنیم که در مورد خود ما اجرا نمی‌شود. من پس از آن‌که در سال 2005 میلادی وارد ارتش شدم، این جمله را زیاد شنیدم، اما هیچ وقت درک نکرده بودم که چقدر درست است.

زمانی که به کره اعزام شده بودم، توسط یکی دیگر از سربازان ارتش مورد تجاوز قرار گرفتم و باردار شدم. در همان زمان فرماندهم مرا فراخواند و به رابطه جنسی متهمم کرد دکتری که در مرکز درمانی پایگاه حضور داشت باردار بودن من را فهمیده بود و (به جای آن‌که به من بگوید) به فرماندهم خبر داده بود. من مورد تجاوز را گزارش ندادم چون می‌خواستم همچنان در ارتش بمانم و به مافوق‌هایم اعتماد نداشتم. فضای ارتش به گونه‌ای است که زنان در آن دائماً هدف انواع سوء استفاده و بدرفتاری هستند. در نهایت هم محکوم نشدم، اما نه به این دلیل که مورد تجاوز قرار گرفته بودم، بلکه در زمان رابطه جنسی، مطلقه بودم.

آیا چنین برخوردی با زنان در ارتش آمریکا زیاد اتفاق می‌افتد؟ کسی به شما هشدار نداد که ورود به ارتش چنین خطراتی هم دارد؟
این مسائل درباره زنان در ارتش آمریکا همیشه وجود داشته است و طرز تفکر غالب در ارتش شاید هفتاد سال و حتی بیش‌تر است که تغییر نکرده است. سکس‌گرایی و بی‌مسئولیتی در ارتش فضایی ایجاد کرده که زنان در آن پایین‌تر از مردان تلقی می‌شوند. زنی که وارد ارتش می‌شود احتمال تجاوز و حمله جنسی به وی بیش از دو برابر می‌شود.

زنانی که به کشورهای دیگر یا حتی مناطق دوردست آمریکا نظیر آلاسکا اعزام می‌شوند علاوه بر دشواری‌های محیط و زندگی به عنوان سرباز، از نبود تأسیسات ایمن پزشکی و درمانی هم رنج مضاعفی می‌برند. ارتش آمریکا عملاً از زنانی که به این ارتش می‌پیوندند می‌خواهد سلامتی و حقوق خود را در همه حال کاملاً نادیده بگیرند.
اخباری منتشر شده درباره این‌که قربانیان تجاوز جنسی در ارتش آمریکا به "کمیسیون حقوق بشر" آمریکا شکایت کرده‌اند. آیا شما هم در این امر مشارکت دارید؟ و چرا؟
بله. من هم یکی از شاکیان این پرونده هستم. حدود 100 نفر در این پرونده شاکی هستند که برخی نام خود را فاش نکرده‌اند چون هنوز در ارتش خدمت می‌کنند. بنابراین چند صد نفر در این پرونده حضور دارند. در پرونده ماه ژانویه اعضای ارتش ادعا کردند که دولت آمریکا در مورد سربازان ارتش خود به وظایفش تحت عنوان قانون بین‌المللی حقوق بشر عمل نکرده است. به عقیده من این موضوع از آن جهت در بحث حقوق بشر اهمیت دارد که وقتی افراد چه زن و چه مرد به ارتش می‌پیوندند، انتظار ندارند که با این‌گونه اتفاقات روبه‌رو شوند. این در واقع یک سیاست است نه صرفاً یک موضوع جنسی.

"کوری کالابرس"حقوق‌دان کلینیک بین‌المللی حقوق بشر دانشگاه حقوق "کورنل"که روی این پرونده کار می‌کند می‌گوید: "قوانین بین‌المللی می‌گویند تجاوز جنسی نوعی از شکنجه است، به ویژه اگر توسط اعضای دولت باشد، و این دقیقاً همان چیزی است که موضوع پرونده ماست. در این‌جا هم برخی اعضای ارتش به اعضای دیگر ارتش تجاوز کرده‌اند و دولت هیچ کاری در این زمینه انجام نداده است."

[تصویر: 555661_113.jpg]

یکی دیگر از موضوعاتی که هست این است که هیچ‌کدام از ما که در این پرونده شاکی هستیم، امیدی نداریم که عدالت در موردمان اجرا شود. خود این تجربه یک موضوع است، اما عدم وجود نظام قضایی صالح برای پیگیری شکایت‌ها در این‌باره موضوع دیگری است. اگر نظام قضایی عادل در آمریکا وجود داشت شاید این موضوع کم‌تر به یک مبحث حقوق بشری تبدیل می‌شد.

ارتش آمریکا ادعا می‌کند هدفش از اعزام نیرو به تمام نقاط دنیا، آوردن صلح و عدالت به همه جای دنیاست. به نظر شما ارتشی که حتی مسائل داخلی خود را هم نمی‌تواند عادلانه حل و فصل کند می‌تواند عدالت را در دنیا برقرار کند؟

به نکته بسیار عالی اشاره کردید. من ترجیح می‌دهم به عنوان یک سرباز نقشم حفظ صلح باشد نه شلیک به مردم و نابود کردن همه چیز. ارتش آمریکا مدعی برقراری صلح است، اما بعید می‌دانم هیچ‌کس چنین انتظاری از ارتش آمریکا داشته باشد. همان‌طور که شما هم گفتید کسی که در کشور خودش نمی‌تواند نظام قضایی عادلانه برپا کند، هیچ وقت نمی‌تواند به الگوی برقراری صلح و عدالت در دنیا تبدیل شود.

مشکل در نظام قضایی آمریکا تنها به تجاوز جنسی در ارتش هم محدود نمی‌شود، هرگونه جرم دیگری، حتی قتل. نظام قضایی آمریکا در همه این موارد تحت تأثیر عوامل خارجی قرار دارد. و درست است، وقتی شما عدالت را در مورد خودتان نمی‌توانید اجرا کنید، چگونه ممکن است به الگویی برای دیگران تبدیل شوید؟
آیا شما خودتان تصمیم گرفتید از ارتش خارج شوید یا شما را مجبور کردند؟

وضعیت دیگر به گونه‌ای نبود که بتوانم در ارتش باقی بمانم. می‌خواستم بمانم، اما روحیه‌ام آن‌قدر خراب شده بود که فکر کردم ماندنم خطرناک است. وقتی از ماجرای بارداری خود مطلع شدم، موضوع تازه‌ای پیش آمد. فهمیدم که بیمه درمانی ارتش در صورت مورد تجاوز قرار گرفتن هزینه‌های سقط جنین را شامل نمی‌شود. خارج از پایگاه خودمان هم مکان امنی برای سقط جنین سراغ نداشتم. بنابراین هیچ راه دیگری نداشتم. به علت صدمات وارده از تجاوز و حملات جنسی از ارتش اخراج شدم. تصمیم گرفتم به خانه برگردم، آن‌چه لازم بود انجام دهم تا حالم بهتر شود و بعد از آن شاید دوباره به ارتش برگردم. به خانه برگشتم و در نهایت بچه‌ام مرده به دنیا آمد. در حال حاضر هم فعالیت‌های جدیدم آن‌قدر وقتم را می‌گیرد که دیگر نمی‌توانم به ارتش ملحق شوم.
[تصویر: 555656_993.jpg]
در حال حاضر به چه نوع فعالیت‌هایی مشغول هستید؟
اخیراً مشغول کارهای بسیار گسترده‌ای بوده‌ام، اغلب اطلاع‌رسانی به افرادی که تجربه‌های مشابه داشته‌اند و انجام مصاحبه‌هایی مثل همین مصاحبه و کارهای گوناگون دیگر. من حتی در به در به خانه‌های مسئولان رفته‌ام و با آن‌ها قرار ملاقات گذاشته‌ام. اخیراً در یکی از جلسات شنود کنگره از من دعوت شد تا صحبت کنم و در این‌باره انتقادات، نظرات و توصیه‌های خودم را عنوان کنم.


زنان ارتش باید همان حقوقی را در مورد سلامتی داشته باشند که زنان عادی در جامعه از آن‌ها برخوردار هستند. این چیزی نیست که مربوط به دیدگاه یک شخص خاص درباره اخلاق کاری باشد، بلکه مربوط به بحث مراقبت از سربازان و رفاه آن‌هاست. کنگره باید از زنان ارتشی که شجاعانه به کشورشان خدمت می‌کنند حمایت کند. مقامات منتخب ما نباید مانع دسترسی سربازان زن به خدمات درمانی شوند که زنان عادی از آن‌ها برخوردارند.
اعضای کنگره و سنا تا چه اندازه از آن‌چه در ارتش اتفاق می‌افتد با خبر هستند؟
به عقیده من کاملاً از موضوع با خبر هستند. مشاوران نظامی آن‌ها، که تقریباً همه اعضای کنگره و سنا دارند، خود در دهه‌های 60 و 70 عضو ارتش بوده‌اند و از همه چیز خبر دارند، اما در حال حاضر نمی‌خواهند هیچ چیز در ارتش عوض شود. همیشه این‌گونه است که وضعیت هرگونه که هست از گذشته همین‌طور بوده و شما هم مایل هستید در آینده هم همین‌گونه باقی بماند. بنابراین همه آن‌ها کاملاً آگاه هستند، اما به نظرم برخی از آن‌ها ساده‌لوحانه تصور می‌کنند که اعضای ارتش خودشان تشخیص می‌دهند و کاری را انجام می‌دهند که درست است.

شما عضو ارتش آمریکا بوده‌اید و شهروند این کشور هستید. وقتی ارتش آمریکا به حقوق شما تجاوز می‌کند، می‌توانید به اعضای کنگره یا مسؤولان دیگر مراجعه کنید و اعتراض خود را به گوش آن‌ها برسانید. اما مردم کشورهایی مثل ایران و پاکستان و کشورهای دیگر که دولت آمریکا به حقوقشان تجاوز می‌کند، چگونه می‌توانند صدای خود را به گوش مقامات آمریکا برسانند و به آن‌ها اعتراض کنند؟
راستش را بخواهید پاسخ این سؤال را نمی‌دانم. واقعیت این است که من هم در ابتدا نتوانستم به این مقامات دسترسی داشته باشم، نتوانستم به آن‌ها اعتراض کنم. بنابراین شروع کردم به پیدا کردن دوستان و پیروانی که من را در این راه کمک کنند. ابتدا سایت‌های کوچکی را در اینترنت به راه انداختم و کاری را کردم شبیه آن‌چه شما انجام می‌دهید: صدای مردم را در این وبسایت‌ها منتشر کردم.
از اینکه وقت خود را در اختیار پایگاه خبری تحلیلی مشرق قرار دادید سپاسگزاریم.
من هم از اطلاع‌رسانی شما متشکرم.

پایان قسمت دوم از بخش اول
ادامه دارد.....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عدالت ، بیداری اندیشه ، Islam
۱۰:۵۳, ۴/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/اردیبهشت/۹۵ ۱۰:۵۵ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #3
آواتار


قسمت سوم از بخش اول
[b]روایت تکان‌دهنده یک دختر نظامی آمریکایی از «خشونت جنسی»
و گریه پدرش گروهبان یکم «جری سوول» - دانلود

[تصویر: 1554094_138.jpg]

از هر 15 سرباز مرد ارتش آمریکا، یک نفر گزارش تجاوز همرزمانش به خود را به مقامات بالاتر ارائه می‌کند.

[b][سربازان مرد و سکوتی سنگین‌تر

تجاوز جنسی در ارتش آمریکا صرفا متوجه زنان نبوده و سربازان مرد نیز از این خطر در امان نیستند. اما طبق آمارهای اداره پیشگیری از جرایم جنسی در ارتش آمریکا 79 درصد زنان و 78 درصد مردانی که در ارتش آمریکا مورد تجاوز قرار می‌گیرند این موضوع را افشا نکرده و از پیگیری قانونی موضوع صرف نظر می‌کنند. تنها یک نفر از 5 زن نظامی آمریکایی و یک نفر از 15 مرد نظامی زمانی که توسط نظامیان دیگر آمریکایی مورد خشونت جنسی قرار گرفته‌اند، گزارش آن را به مقامات بالاتر خود داده‌اند.

بر اساس آمار سازمان امور نظامیان سابق آمریکا(U.S. Department of Veterans Affairs) بیش از نصف سربازان مذکری که در تست‌های روان‌شناسی شرکت کرده‌اند علایم مثبتی در مورد بیماری روانی "آسیب روحی جنسی نظامی" نشان می‌دهند.
بر اساس برداشت کلی از دکترین فرس(FERES)، هرگونه «آسیب» وارد شده به سربازان ارتش توسط «سایر سربازان ارتش» نیز نمی‌تواند دلیلی برای شکایت از دولت باشد. و این آسیب‌ها شامل تجاوز و خشونت جنسی هم می‌شود.

حال به مواردی که برطبق دکترین فرس شاکیان نتوانستند به حقوق خود برسند اشاره خواهیم نمود.
قانون 66 ساله؛«دکترین فرس»؛ مجوز رسمی قتل و تجاوز جنسی درون ارتش آمریکا

«لایحه ادعای خسارت فدرال» یکی از قوانین آمریکایی است که سال 1946 تصویب شد1.تا به نهادها یا اشخاص حقیقی و حقوقی اجازه دهد در صورتی که توسط افرادی که به نیابت از دولت آمریکا کار می‌کنند، صدمه‌ای به آن‌ها وارد شد، در دادگاه فدرال از دولت آمریکا شکایت کنند. تا پیش از این در آمریکا مانند بسیاری از کشورهای دیگر و بر اساس دکترین «مصونیت دولت2، هم دولت فدرال و هم حاکمیت‌های ایالت‌های آمریکا «ممکن نبود کار اشتباهی انجام دهند» و بنابراین از هرگونه شکایتی در دادگاه فدرال مصون بودند، مگر آن‌که خودشان رضایت می‌دادند3 که شکایت از آن‌ها صورت گیرد! با این وجود، لایحه به ظاهر مردم‌سالارانه سال 1946 تنها چهار سال دوام آورد.
[تصویر: 1459854_669.jpg]

این جوان 25 ساله، با اشتباه تیم پزشکی طی یک عمل ساده آپاندیس،
دچار فلج مغزی شد، اما خانواده‌اش اجازه ندارد از دولت شکایت کند
دیوان عالی آمریکا سال 1950 و در نتیجه بررسی پرونده «فِرِس مقابل آمریکا» حکم کرد که به‌رغم لایحه ادعای خسارت فدرال، اعضای ارتش آمریکا نمی‌توانند به خاطر «صدماتی» که در حین فعالیت‌های «مربوط به خدمت» در ارتش به آن‌ها وارد می‌شود، از دولت آمریکا شکایت کنند.
[b]گروهبان «رودریگز» به خاطر تشخیص اشتباه، هشت سال دیرتر متوجه سرطان پوستش شد؛ زمانی که دیگر دیر شده بود -دانلود
اگرچه لایحه ادعای خسارت، علناً بیان می‌کرد که افراد اجازه دارند اگر «به عمد و یا در اثر تسامح و غفلت یکی از کارمندان دولت» در حق آن‌ها ظلمی شد، از دولت ادعای خسارت کنند، اما حکم دیوان عالی آمریکا، عملاً حق شکایت در صورت جراحت دیدن را از نیروهای مسلح گرفت. این حکم دیوان عالی که به «دکترین فِرِس4، دکترین «فرس-استنسل5 یا «قانون فرس» مشهور شده، امروز هم به قوت خود باقی است6و دیوان عالی آمریکا هرگونه اقدامی برای الغای حکم قبلی خود را رد می‌کند. در این گزارش خواهیم دید که این دکترین جنجالی، چگونه از مجرمینی دفاع می‌کند که به اشتباه یا تعمداً، دست به قتل، تجاوز جنسی و دیگر جنایت‌ها در ارتش آمریکا می‌زنند7.
پیش‌زمینه دکترین فرس

پرونده موسوم به «فرس مقابل آمریکا» متشکل از سه شکایت مستقل برای دریافت خسارت از دولت آمریکا بود که هر سه در دادگاه‌های فدرال منتظر صدور حکم نهایی بودند8. پرونده «فرس»، پرونده «جفرسون»، و پرونده «گریگز». «رودالف فرس» بر اثر آتش گرفتن سربازخانه‌ای که وی در آن مستقر بود، جان خود را از دست داد. هم‌سر او به عنوان وصی، از دولت آمریکا شکایت و ادعای خسارت کرده بود، چون اعتقاد داشت دولت آمریکا بر اثر تسامح و غفلت، فرس را در سربازخانه‌ای در «پاین کمپ» نیویورک قرار داده که مقامات مربوط، از معیوب بودن سیستم گرمایشی آن و در نتیجه، ناامن بودن استقرار سربازان در آن، مطلع بوده‌اند و یا دست‌کم طبق وظیفه، باید مطلع می‌بودند.
[تصویر: 1457202_975.jpg]


ارتش آمریکا خیلی زود متوجه شد که «لایحه ادعای خسارت فدرال»میلیاردها دلار خرج روی دستش خواهد گذاشت، پس باید تغییر کند

دیوان عالی آمریکا در رد شکایت هم‌سر فرس، استدلال کرد که این پرونده را نمی‌توان تحت لایحه ادعای خسارت فدرال، بررسی کرد، چراکه در متن این قانون آمده است: «آمریکا باید به همان شیوه و به همان اندازه‌ای مسئول در نظر گرفته شود که یک «فرد حقیقی» تحت شرایط مشابه، مسئولیت خواهد داشت.» این در حالی است که از نظر دیوان عالی، رابطه بین دولت و اعضای نیروهای مسلح، «مشخصاً ماهیت فدرال دارد» و شبیه به رابطه اشخاص حقیقی با یک‌دیگر نیست.

استدلال دیگری که دیوان عالی مطرح کرده این است9.که یکی از اهداف تصویب لایحه ادعای خسارت، محول شدن وظیفه رسیدگی به ادعاهای خسارت علیه دولت، از کنگره به دادگاه‌ها بود. تا پیش از تصویب این لایحه، کنگره وظیفه رسیدگی به طلب‌های خصوصی از جانب پرسنل نظامی و نیروی دریایی را نداشت، چون یک نظام جامع در قانون برای رسیدگی به این نیروها و وابستگان آن‌ها طراحی شده است. بنابراین اکنون هم که وظیفه رسیدگی به پرونده‌های شکایت، به دادگاه‌ها منتقل شده است، دادگاه‌ها نیز مانند کنگره وظیفه رسیدگی به پرونده‌های شاکیان نظامی را ندارند.
در پرونده دوم، جفرسون در حالی که عضو ارتش بود، بنا به ضرورت، تحت یک عمل جراحی در ناحیه شکم قرار گرفت. هشت ماه بعد، وی تحت عمل جراحی دیگری قرار گرفت در حالی که این‌بار از ارتش خارج شده بود. طی عمل جراحی دوم، یک حوله با ابعاد 75×45 سانتی‌متری که نشان «دپارتمان پزشکی ارتش آمریکا» را هم داشت، از شکم وی خارج شد. جفرسون مدعی بود که حوله مذکور به علت بی‌توجهی جراح ارتش در شکم وی باقی مانده است. با این حال، دادگاه تشخیص داد که دولت در قبال این نوع پرونده‌ها مسئولیتی ندارد.

صحنه‌هایی دردناک در گزارش کامل‌تر از دو پرونده شبیه به هم:گروهبان «رودریگز» و گروهبان دوم «دین ویت» - دانلود
گریگز در حالی تحت عمل جراحی توسط جراحان ارتش جان خود را از دست داد که در استخدام ارتش بود. وصی او معتقد بود که دولت آمریکا باید به خانواده گریگز خسارت پرداخت کند، چون دلیل مرگ وی «تسامح و درمان پزشکی بدون تخصص کافی» بوده است. دادگاه استیناف در این پرونده، به سود گریگز رأی داد، اما دیوان عالی آمریکا این رأی را باطل کرد. در نهایت، طبق حکم دیوان عالی، هیچ‌یک از این سه شاکی نتوانستند خسارتی از دولت آمریکا دریافت کنند و دکترین فرس رسماً تبدیل به یک سد محکم مقابل شاکیان از دولت آمریکا شد.
پایان قسمت سوم از بخش اول
ادامه دارد .....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عدالت ، بیداری اندیشه ، Islam
۱۲:۵۹, ۵/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۰۰ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #4
آواتار
قسمت چهارم از بخش اول
پرونده‌های مشابه

دکترین فرس تا کنون ده‌ها بار دولت آمریکا را از جبران خسارت‌های وارده به نیروهای مسلح خود معاف کرده است. پس از صدور حکم در تقریباً همه این موارد، اعتراض‌ها به ناعادلانه بودن دکترین فرس دوباره شدت گرفته، اما دیوان عالی آمریکا هیچ‌گاه زیر بار نرفته و تصمیم به کنار گذاشتن این دکترین نگرفته است. در عین حال، برخی از این پرونده‌ها بسیار بیش‌تر از پرونده‌های دیگر، ظلم دولت آمریکا به افراد تحت استخدام خود را نشان می‌دهد.
«ایزابلا اورتیز» که خانواده‌اش دوست داشتند او را «بِلا» صدا کنند10، روز 16 مارس 2009 در حالی به دنیا آمد که در دوران بارداری مادرش هیچ مشکلی نداشت، اما به علت داروهایی که در زمان وضع حمل به مادرش دادند، دچار فلج مغزی و عصبی شد. «هتر اورتیز» سروان نیروی هوایی آمریکا در آخرین روز بارداری‌اش با این امید به بیمارستان نظامی «ایوانز» در پایگاه نظامی «فورت کارسون» ایالت کلرادو رفت که بتواند دخترش را در بهترین شرایط ممکن و تحت نظارت متخصصینی به دنیا بیاورد که موظف هستند بهترین خدمات را به پرسنل نیروهای مسلح بدهند.

[تصویر: 1459870_618.jpg]

کادر پزشکی نظامی حتی اگر یک حوله کامل را در شکم یک سربازجا بگذارند، باز هم کسی نمی‌تواند از کار آن‌ها شکایت کند
بعد از آن‌که داروهای تجویز شده هنگام وضع حمل، تأثیر مخربی را بر سلامت «بلا» گذاشت، وکلای این کودک تصمیم گرفتند به نیابت از او و مادرش، از دولت طلب خسارت کنند. با این حال، دادگاه منطقه‌ای استیناف، این شکایت را بر اساس دکترین فرس، رد و به این مسئله استناد کرد که اورتیز در هنگام وضع حمل، در استخدام نیروی هوایی بوده و در مرخصی هم به سر نمی‌برده است. از طرف دیگر، بر اساس «تست تکوین11، صدمات وارد شده به «بلا» مستقیماً به صدمات وارد شده به بدن مادرش مربوط می‌شود و بنابراین، دکترین فرس در مورد این پرونده صدق می‌کند.
نکته این‌جاست که دادگاه استیناف، توجهی نمی‌کند که پدر «بلا» که در استخدام نیروهای مسلح آمریکا نیست چه رنجی از آسیب‌دیدگی فرزندش خواهد برد. ضمناً این در حالی است که اگر مادر «بلا» یک شهروند غیرنظامی و پدرش در استخدام نیروهای مسلح بود، «هتر اورتیز» می‌توانست از دولت آمریکا شکایت کند و احتمال زیادی هم داشت که بتواند غرامت دریافت کند، به خصوص که صدمه‌های وارد شده به «بلا» هیچ دلیل دیگری جز بی‌توجهی و کوتاهی پرسنل بیمارستان نداشت.
ماجرا از این قرار بود که 16 مارس، «هتر اورتیز» برای عمل سزارین که از قبل برنامه‌ریزی شده بود به بیمارستان ایوانز مراجعه کرد. روند عمل به خوبی پیش می‌رفت تا زمانی که برای جلوگیری از بروز مشکل در معده مادر که ممکن بود اختلال در کار جراحان ایجاد کند، به او «زانتاک» تزریق شد. اورتیز به زانتاک حساسیت داشت و این را در پرونده پزشکی خود هم نوشته بود. بعد از تزریق زانتاک، دکترها مجبور شدند برای آن‌که از واکنش حساسیتی بدن مادر جلوگیری کنند، به او «بنادریل» هم تزریق کنند.

[تصویر: 1459887_559.jpg]

«ایزابلا اورتیز» که ماه آینده، هفت سالش می‌شود، باید تا پایان عمردرمان‌هایی را تحمل کند که دولت حتی هزینه آن‌ها را هم نمی‌پردازد
این آنتی‌هیستامین باعث شد تا فشار خون «هتر» کاهش پیدا کند و اکسیژن کافی به «بلا» نرسد. اما کار به همین جا ختم نشد. اعضای تیم پزشکی اتاق عمل، به مانیتور نشان‌دهنده وضعیت جنین هم توجهی نداشتند و تنها زمانی متوجه شدند که «بلا» با مشکل تنفسی مواجه شده که دیگر خیلی دیر شده بود. در نتیجه این اشتباهات پشت سر هم، «بلا» هنگامی که به دنیا آمد، دچار آسیب‌های مغزی، فلج مغزی و مشکلات دیگر شده بود.
گزارش دادگاه استیناف درباره این پرونده به صراحت و کتباً به «ناعادلانه» بودن دکترین فرس اعتراف کرده است12، اما در عین حال ضمن اشاره به این‌که این دادگاه مجبور است به دکترین فرس استناد کند، می‌نویسد: «فرس متعلق به ما نیست که بتوانیم بر خلاف آن حکم کنیم. در راستای اجرای قانون ناظر، (حکم می‌دهیم که) دولت، تحت لایحه ادعای خسارت فدرال، مسئولیتی در قبال ادعاها مبنی بر کوتاهی در این پرونده ندارد.» دقیقاً مانند اتفاقی که در پرونده «آمریکا مقابل جانسون» افتاد13. و دقیقاً مانند «گرگوری»، نوزاد دیگری که به علت بی‌توجهی فرماندهان مادرش «جنیوری ریچی» به وضعیت بارداری وی، دچار تولد زودرس شد، 30 دقیقه بعد جان خود را از دست داد، و دادگاه هم «با ابراز تأسف» رأی به عدم مسئولیت دولت در پرونده وی داد14.
[تصویر: 1459934_672.jpg]
گزارش دادگاه استیناف، ضمن استناد به دکترین فرس و اعتراف بهناعادلانه بودن آن، دولت را از مسئولیت در قبال پرونده، معاف می‌کند
یکی دیگر از پرونده‌های مشهور درباره اشتباهات پزشکی در بیمارستان‌های نظامی، مربوط به «دین ویت» می‌شود15. گروهبان دوم «ویت» که تنها 25 سال سن داشت، باید الآن زنده می‌بود و دو فرزند خردسال خود را بزرگ می‌کرد، اما اشتباهات سال 2003 کادر پزشکی بیمارستان «دیوید گرنت» در پایگاه «تراویس» متعلق به نیروی هوایی آمریکا، سرنوشت کاملاً متفاوتی را برای او رقم زد. «ویت» اکتبر آن سال به علت آن‌که پزشکان ارتش، دیر متوجه مشکل آپاندیس او شدند، مجبور شد در شرایطی اضطراری برای یک عمل ساده برداشتن آپاندیس به بیمارستان دیوید گرنت مراجعه کرد. اما تنها چند دقیقه بعد، در حالی که به سختی نفس می‌کشید به اتاق احیا منتقل شد16.
یکی از پرستاران کارآموز که برای کمک به تیم بی‌هوشی به اتاق عمل رفته بود، در به هوش آوردن «ویت» اشتباه کرد. بعد از این اشتباه، در اقدامی که هیچ توجیه منطقی نمی‌توان برای آن پیدا کرد، تختی که ویت روی آن خوابیده بود، به بخش کودکان بیمارستان برده شد و آن‌جا کادر پزشکی تلاش کردند برای نجات جان ویت، از دستگاه‌هایی استفاده کنند که برای کودکان طراحی شده بودند و طبیعتاً کاری از پیش نبردند.

[تصویر: 1460045_183.jpg]

«دین ویت»
باید زنده می‌بود و دو فرزند خردسال خود را بزرگ می‌کرد

در همین حین که کادر پزشکی بیمارستان بر سر هم فریاد می‌زدند، میزان زیادی از یک داروی محرک قوی به اشتباه به ویت تزریق شد. در ادامه، برای کمک به تنفس «ویت»، یک لوله تنفسی کوچک وارد بدن او شد، اما به اشتباه به درون شکمش هدایت شد و بدون هیچ فایده‌ای، هوا را به درون شکم او پمپاژ کرد. اشتباه پشت اشتباه انجام شد و مدت زمان احیای «ویت» همین‌طور طولانی‌تر می‌شد.
زمانی که بالأخره لوله تنفسی را به درستی در جای خود گذاشتند، دیر شده بود و «ویت» به دلیل مشکل تنفسی دچار فلج مغزی شده بود. سه ماه بعد، خانواده‌اش ناامید شدند و تصمیم گرفتند دستگاه‌های احیای پزشکی را قطع کنند. این آخرین باری بود که «هنا» (یک سال و نیمه) و «نُوا» (4 ماهه) پدر خود را «زنده» دیدند. طبق یک گزارش داخلی در این‌باره، این «حادثه پزشکی به خاطر یک اشتباه قابل اجتناب» رخ داد. با این حال، دادگاه منطقه‌ای فدرال، با «بی‌میلی» و به خاطر آن‌که هیچ راه دیگری نداشت، پرونده «ویت» را بست17و دولت را تبرئه کرد.
این‌ها تنها چند نمونه از پرونده‌هایی18. است که با استناد به دکترین فرس، در دستگاه قضایی آمریکا احکام ناعادلانه درباره آن‌ها صادر می‌شود. دیوان عالی آمریکا دست‌کم 10 هزار پرونده در هر سال دریافت، اما صرفاً بین 75 تا 80 پرونده را «باز» و بررسی می‌کند. چه بسا استناد به دکترین فرس برای «رد بررسی» بسیاری از پرونده‌های شکایت نیروهای مسلح علیه دولت، راهی برای از سر باز کردن شمار زیادی از همین پرونده‌هایی باشد که می‌تواند میلیاردها دلار خرج روی دست دولت بگذارد19 و موضوع آن‌ها از تصادفات رانندگی گرفته تا سوختگی20. تا اشتباهات متعدد پرسنل پزشکی نظامی در عمل‌های جراحی را شامل می‌شود.
[تصویر: 1460062_517.jpg]

سال نو در کنار هم‌سر - «آلکسیس» در ملاقات با «ویت» اوایل سال 2004


پایان قسمت چهارم از بخش اول
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، Islam
۹:۰۹, ۶/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۴۵ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #5
آواتار
قسمت پنجم از بخش اول



از «مصونیت دولت» تا «مصونیت متجاوزان جنسی»
نتیجه دکترین فرس این است که هیچ‌یک از اعضای ارتش و سایر نیروهای مسلح آمریکا تا هنگامی که در استخدام هستند، تحت هیچ شرایطی21. حتی با توجه به لایحه ادعای خسارت فدرال، اجازه شکایت از دولت یا در حقیقت کارمندان دولتی را ندارند. پرونده‌های «ایزابلا اورتیز» و «دین ویت» و ده‌ها نفر مانند آن‌ها بسیار دردناک هستند، اما این مصونیت دولت در مقابل شکایت نیروهای مسلح، آسیب‌های بزرگ‌تری را هم برای خانواده‌های نظامی آمریکا به دنبال داشته است. بر اساس برداشت کلی از دکترین فرس، هرگونه «آسیب» وارد شده به سربازان ارتش توسط «سایر سربازان ارتش» نیز نمی‌تواند دلیلی برای شکایت از دولت باشد. و این آسیب‌ها شامل تجاوز و خشونت جنسی هم می‌شود.
نکته شاید خنده‌دار این‌که گاهی قاضی‌ای که باید درباره تجاوز یک سرباز به هم‌رزمش حکم نهایی را صادر کند، صمیمی‌ترین دوست همان سرباز متجاوز است23. این قاضی است که هیأت منصفه را انتخاب می‌کند و قدرت آن را دارد تا «اتهام را تغییر دهد، در مجازات تخفیف قائل شود، یا حتی حکم نهایی را باطل کند24» خیلی وقت‌ها هم فرمانده ارشدی که به عنوان قاضی تعیین می‌شود «فاقد هرگونه آموزش، پیش‌زمینه، یا دانش حقوقی» است25.
ابعاد این مسئله بسیار بزرگ‌تر و تیره‌تر از آن است که بتوان تصور کرد. طبق آمار موجود، تا کنون بیش از نیم میلیون سرباز زن در ارتش آمریکا مورد تجاوز قرار گرفته‌اند. آمار رسمی پنتاگون (که قطعاً دست پایین را می‌گیرد) حاکی از آن است که سالانه بیش از 19 هزار مورد «خشونت جنسی» (به طور متوسط، 52 مورد در هر روز26.) در ارتش آمریکا رخ می‌دهد، که با «تجاوز جنسی» متفاوت است. در خشونت جنسی، ممکن است چنان‌که «هنا سوول» یکی از قربانیان توضیح می‌دهد، ستون فقرات و عصب‌های موجود در کمر قربانی آسیب ببیند، مفصل‌های ران او پیچ بخورد، و عملاً فرد برای مدتی فلج شود و نتواند حرکت کند.
آن‌چه بیش‌تر نگران‌کننده است این‌که سربازانی که در ارتش مرتکب تجاوز جنسی می‌شوند، هیچ ترسی از عاقبت کار خود ندارند، بلکه چه بسا نزد دیگر سربازان به کار خود افتخار هم می‌کنند. «سوول» توضیح می‌دهد سربازی که در اولین روز از فوریه سال 2008، او را در اتاق یک هتل، حبس و به او تجاوز کرد، بعد از تجاوز، روی بدن او دست کشیده و گفت: «تمام این [بدن] متعلق به من است.» این در حالی بود که «هنا» در تماس تلفنی با پدرش گروهبان یکم «جری سوول» (که «هنا» بیش از همه، به تشویق او وارد ارتش شده بود)، قبل از هر حرف دیگری، گفت: «پدر، من دیگر باکره نیستم.»

روایت تکان‌دهنده یک دختر نظامی آمریکایی از «خشونت جنسی»
و گریه پدرش گروهبان یکم «جری سوول» - دانلود
امروزه احتمال این‌که یک سرباز زن در ارتش آمریکا توسط هم‌رزمان خود مورد تجاوز جنسی قرار بگیرد، از احتمال این‌که توسط دشمن کشته شود، بیش‌تر است. البته شاید خیلی فرقی نداشته باشد، چون قربانی در هیچ‌یک از این موارد نمی‌تواند از دولت آمریکا شکایت کند، چه برسد به این‌که حق و حقوق خود را از دولت بگیرد. اما ارتباط دکترین فرس با این آمار و ارقام چیست؟
باید یادآوری کنیم که بنا به دکترین فرس، اگر اعضای نیروهای مسلح آمریکا، «به سببِ یا در طول فعالیت‌های مرتبط با خدمت نظامی27» در معرض هرگونه آسیبی (از جمله تعرض جنسی) قرار بگیرند، حق شکایت از دولت یا ارتش را نخواهند داشت. بنابراین قربانیان جرائم غیرنظامی در ارتش، عملاً حق شکایت در دادگاه‌های مدنی را ندارند و قضات نیز از دکترین فرس برای بستن پرونده‌هایی استفاده می‌کنند که در خارج از محیط نظامی و تحت بند 7 از لایحه حقوق مدنی آمریکا، مبنی بر «ممنوعیت آزار و حمله جنسی به کارکنان» در محیط کار، قابل‌پی‌گیری است.
زنانی که در ارتش آمریکا مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرند، اگر عاقل باشند، در این‌باره به هیچ‌کس حرفی نمی‌زنند. به همین دلیل است که از تمام زنانی که قربانی خشونت جنسی هم‌رزمان خود می‌شوند، تنها 13.5 درصد (و در آکادمی‌های نظامی، 10 درصد) این اتفاق را گزارش می‌دهند. از این گزارش‌ها، تعداد اندکی تبدیل به پرونده‌های دادگاهی می‌شود. اگر متجاوز، مجرم شناخته شود، ممکن است به او اجازه دهند «به جای رفتن به دادگاه نظامی، استعفا دهد» یا حتی هم‌چنان شغل خود در ارتش را حفظ کند، به‌رغم این‌که شواهد نشان می‌دهد اکثر متجاوزان، جرم خود را به صورت سریالی ادامه می‌دهند. این افراد نه تنها توبیخ نمی‌شوند، بلکه ممکن است، هم‌زمان با تحقیقات درباره جرمشان، جایزه «تکامل نظامی سال» را دریافت کنند.
قربانیان تجاوز در ارتش آمریکا از سرنوشت خود می‌گویند - دانلود
زنان و مردانی که در معرض تجاوز جنسی قرار می‌گیرند، از ترس این‌که مورد انتقام متجاوز، هم‌رزمان دیگر یا حتی فرماندهان خود قرار نگیرند، مورد را گزارش نمی‌دهند. این‌ها می‌دانند که اگر قربانی شدنشان را گزارش دهند، احتمال آن‌که بتوانند در ارتش باقی بمانند، تقریباً صفر است. «مایلا هیدر» یکی از قربانیان می‌گوید: «وقتی من تجاوز را گزارش دادم، این تجاوز، بخش کوچکی از زندگی من بود، اما بعد از گزارش، تمام زندگی من را تحت‌الشعاع قرار داد، زندگی کاری من را نابود کرد و من را از ارتش بیرون انداخت.» وی توضیح می‌دهد: «من حتی یک قربانی را ندیده‌ام که توانسته باشد موردش را گزارش بدهد و شغل نظامی‌اش را هم حفظ کند. حتی یک نفر!» این یعنی زنان در ارتش آمریکا به جرم اعتراض به تجاوز جنسی هم‌رزمانشان، از ارتش اخراج می‌شوند.
متأسفانه، طی سال‌های گذشته، دادگاه‌های آمریکا عبارت «مرتبط با خدمت نظامی» در دکترین فرس را بسیار گسترده و به معنی هر آسیبی برداشت کرده‌اند که «در زمان خدمت در ارتش» به فرد وارد می‌شود، از جمله تجاوز و خشونت جنسی. بنابراین سربازانی که مورد تجاوز واقع می‌شوند خارج از نظام ناعادلانه قضایی در ارتش، هیچ راه دیگری برای رسیدن به حقوق خود ندارند.
از آن‌جایی که دکترین فرس آن‌قدر برای دولت و ارتش آمریکا مفید است که به‌رغم همه انتقادها و اعتراض‌ها، امیدی به الغای آن نیست، به نظر می‌رسد تنها راه پیش رو برای قربانیان بی‌شمار تجاوز در ارتش آمریکا این باشد که دست‌کم استثنائی از این دکترین درباره افرادی قائل شوند که برای خدمت به پرچم‌شان وارد ارتش می‌شوند، اما با لکه ننگی روی دامن به خانه پس فرستاده می‌شوند.


ثبت 19000 آزار جنسی زنان ارتش آمریکا تنها دریک سال!!!
دانلود مستند





1-Federal Tort Claims Act [url=http://legal-dictionary.thefreedictionary.com/Federal+Tort+Claims+Act]Link

2-Sovereign Immunity Link[/b]

3-Sovereign immunity Link

4-Feres Doctrine Link[/b]

5-Feres Doctrine Link

6-Feres Doctrine Law & Legal Definition Link

7 -The Unfairness of the Feres Doctrine Link

8 -Feres v. United States Link


9 -Feres v. United States 340 U.S. 135 (1950) Link

10 -Military child petitions Supreme Court over Feres doctrine Link

11 -Genesis Test
12 -United States Court of Appeals Tenth Circuit - Jorge Ortiz v. United States of America Link


13-United States v. Johnson: Feres Doctrine Gets New Life and Continues to Grow Link


14 -Court Strongly Condemns Feres Doctrine in Case Involving Newborn’s Death Link


15 -Is the Feres Doctrine fair? Link

16 -Military medical malpractice: Seeking recourse Link

17 -Witt v U.S Time to End the Feres Doctrine Embarrassment Link


18 -Did I sign up for THIS? The Human side of Military Ethics. Link


19-Military malpractice shield law faces fight Link



20 -Exceptions to the FTCA: The Feres Doctrine Link



21 -Supreme Court deals devastating blow to Feres Doctrine opponents Link



22 -The Invisible War Link


23 -Feres Doctrine and the Obstacles to Justice for Military Rape Victims Link



24 Sexual Violence Victims Say Military Justice System Is 'Broken' Link


26 -My Story Link


27 -Rape in the ranks Link

28-U.S. Supreme Court - Feres v. United States, 340 U.S. 135 (1950) Link



[b]پایان قسمت پنجم از بخش اول
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، Islam
۹:۱۱, ۷/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/اردیبهشت/۹۵ ۹:۱۴ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #6
آواتار
قسمت ششم از بخش اول
کاندیدایی که اسکار نگرفت؛
اولین فیلم مستندی که درباره تجاوز به زنان ارتش آمریکا ساخته شد/ ثبت 19000 آزار جنسی تنها در یک سال
جنگ نامریی فیلمی است کاملا آمریکایی، اثر «کربی دیک» . موضوع و جنس رویدادهای مورد نظر فیلم آنقدر تکان دهنده هستند که بتوانند اشک مخاطب را در بیاورند و عواطف او را تا سر حد ممکن به جنبش وادارند تا جایی که "جو نوسرا" ستون نویس نیویورک تایمز آن را فیلمی "سوزاننده"، "خشمگین کننده" و " فراموش نشدنی" خوانده است.

لینک دانلود

جنگ نامریی با پلان هایی از فیلم های تبلیغاتی دهه های گذشته ی ارتش آمریکا شروع می شود که در آن زنان آمریکایی برای خدمت در ارتش این کشور ترغیب می شوند و بعد یک باره شما با زنانی روبرو می شوید که هر کدام یکی از سربازان ارتش این کشور هستند. آنها از این که چطور به ارتش وارد شدند و چقدر برای خدمت در ارتش شوق و ذوق داشتند و انگیزه های فراوان شان را به چه صورتی به دست آورده بودند؛ می گویند تا اینکه ناگهان همه ی فضا عوض شده و قصه ی اصلی خودنمایی می کند.

کوری سیوکا:
من همیشه فیلم های جنگی می دیدم و می دانستم این کاری هست که باید انجام دهم [شغل آینده ام باید این باشد] می خواستم یک ارتشی شوم. در حدود یک سال در لیست انتظار نیروی دریایی منتظر ماندم و می دانستم که نمی توانم این قدر انتظار بکشم.

«کوری سیوکا» بعد از مدتی نزدیک به یک سال به ارتش می پیوندد و بعد از آنکه در همه ی دوره های آموزشی یکی از بهترین فراگیران یگان خود می شود. «امی زیرینگ» تهیه کننده این فیلم در گفت و گو با رادیو فرانسه، درباره ی قصه ی کوری می گوید:

این داستانی غم انگیز است؛ او [کوری] نیروی بسیار خوبی بود و از همین جهت در یگان خودش کاملا شناخته شده بود؛ به همین دلیل مافوقش او را از میان دیگران بیشتر مورد توجه قرار داده و چندین بار وی را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد. کوری به نیروهای مافوقش شکایت می کند اما گوش آنها بدهکار نیست تا اینکه بالاخره به کوری تجاوز می شود و همچنین به فک او آسیب جدی می رسد که همچنان با این آسیب درگیر است.

«کوری سیوکا» قهرمان اصلی فیلم «جنگ نامریی» به تهیه کنندگی امی زیرینگ و نویسندگی و کارگردانی «کربی دیک»می شود. داستان کوری نقش محوری دارد تا بتواند یک رخ داد تکان دهنده که تصویری است از یک «اپیدمی تجاوز». -این اصطلاح را البته ما به آنچه دیک آن را روایت می کند نسبت داده ایم که اگر به مفهوم اپیدمی و آنچه که در فیلم مطرح می شود به دقت نگاه کنیم شاید این بهترین اصطلاحی باشد که می شود برای توصیف این مساله باشد.

[تصویر: 309761_427.jpg]

امی زیرینگ تهیه کننده جنگ نامریی: کوری نیروی بسیار خوبی بود ؛ به همین دلیل مافوقش او را از میان دیگران بیشتر مورد توجه قرار داده و چندین بار وی را مورد آزار و اذیت قرار می‌دهد. کوری به نیروهای مافوقش شکایت می کند اما گوش آنها بدهکار نیست تا اینکه بالاخره به کوری تجاوز می شود .
در ادامه همین مصاحبه کارگردان «جنگ نامریی» کربی دیک به خبرنگار رادیو فرانسه آمار تکان دهنده ای را ارائه می دهد؛ دیک می گوید:

تنها در یکی از سال های گذشته، نزدیک به 19 هزار مورد آزار جنسی بر اساس گزارش های وزارت دفاع آمریکا به سربازان زن و مرد اعلام شده است.

اپیدمی شدن تجاوز به زنان و مردان در ارتش آمریکا یک چیز است و اجرای عدالت برای آسیب دیدگان یک مساله ی دیگر. و البته اگر در این نارسایی داشته باشد خود به گسترش اپیدمی کمک می کند. این چیزی است که از فحوای گفته های دیک به رادیو فرانسه به خوبی می توان تشخیص داد. او می‌گوید که یکی از مشکلات جدی این است که نماینده پای کار چندان در کنگره برای مبارزه با این اپیدمی وجود ندارد و بعد دوباره به آمار رجوع می کند:


عدالت به ندرت اجرا می شود؛ تنها 14 درصد از این تجاوز ها واقعا گزارش داده می شود و در مقابل 86 در صد آنها برای همیشه نادیده گرفته می شوند. .. از این 14 درصد موارد کمی از آنها به دادگاه نظامی فرستاده می شوند و باز هم از میان آنها تعداد کمی هستند که با حکم زندان پرونده مختومه می شود. بنا براین عدالت اصلا اجرا نمی شود.



فیلم آرام آرام میزان تلخی های روایت خود را افزایش می دهد تا خواننده کم کم به عمق برود. برای اینکه این تدریج مخاطب را خسته نکند شخصیت های دیگری را به ماجرا اضافه می کند و در این میان نماهایی از زندگی روزمره ی شخصیت هایش خصوصا شخصیت محوری؛ « کوری سیوکا » به نمایش می گذارد.
بر اساس گزارشی که سایت پی بی اس درباره «جنگ نامریی» منتشر شده است کربی دیک و امی زیرینگ دست کم با صد نفر از اعضای سابق ارتش آمریکا، گفت و گو کرده بودند. روایت های موازی زندگی این افراد که بیشترین شان زنان بودند؛ در هم تنیده پیش می‌رود. این مستند را می توان به نوعی در دسته مستند های تحقیقی و جستجو گر طبقه بندی کرد. در بسیاری از فراز ها که در یک سوم پایانی فیلم چشم گیر هستند به سراغ شخصیت ها و مسوولان سیاسی و نظامی می رود و آنها را مورد سوال قرار داد و در عین حال گفته های آنها را به محک اسناد آمار و دیگر اظهار نظر ها می گذارد.
به عبارت بهتر «جنگ نامریی» تنها یک فیلم مستند نیست. مخاطب از جایی به بعد یک کمپین اعتراضی و پیگیر را تماشا می کند که یک معضل اجتماعی را بررسی کرده و تا رسیدن به نتیجه دنبال می کند. پررنگ ترین بخش این ویژگی زمانی است که در پایان فیلم؛ فیلم ساز در یک فیلم نوشت به این که وزیر دفاع وقت آمریکا؛ «لئون پانه تا» بعد از دیدن این مستند دستور پیگرد این پرونده ها را داده است. و بعد بلافاصله فیلم ساز می گوید: اما این کار کافی نیست.
شاید ساخت فیلم «جنگ نامریی» بیش از آن که به عنوان فیلمی انتقادی علیه نظام اجتماعی آمریکا باید مورد توجه قرار گیرد، لازم است به عنوان درسی آموزنده توسط مدیران فرهنگی نظام جمهوری اسلامی مورد مطالعه واقع شود.
اولین نکته به تلقی مدیران فرهنگی و رسانه ای درباره فیلم مستند باز می گردد. فیلم مستند یک گزارش خبری یا یک مشق روشنفکری نیست. مستند سازی یک جریان اجتماعی است. گاهی بر حافظه ی تاریخی استوار می شود و گاه بر بحران های اجتماعی و سیاسی و همواره با نشان دان سمبل ها یک حکم عمومی را تبیین می کند.


[تصویر: 309791_479.jpg]

کربی دیک کارگردان جنگ نامریی: عدالت به ندرت اجرا می شود؛ تنها 14 درصد از این تجاوز ها واقعا گزارش داده می شود از این 14 درصد موارد کمی از آنها به دادگاه نظامی فرستاده می شوند و باز هم از میان آنها تعداد کمی هستند که با حکم زندان پرونده مختومه می شود. بنا براین عدالت اصلا اجرا نمی شود.
احتمالا از همین جهت باشد که سینمای مستند تاثیر گذار ترین نوع سینما محسوب می شود. دلیل آن هم ساده است؛ مخاطب در حالی که سینمای داستانی را تماشا می کند همواره این خودآگاهی را با خود دارد که در حال تماشای یک قصه است اما در تماشای مستند ماجرا متفاوت خواهد بود. مستند ها همواره دارای یک خصلت اصلی هستند و آن واقع نمایی است. مستند ها مدعی هستند که مُرّ واقعیت را برای مخاطب به نمایش می گذارند و این یعنی مخاطب اگر فیلم را و روایت مستند ساز را باور کند دیگر نیازی به داستان پردازی و جلوه های ویژه ی بصری برای باور پذیری نیست؛ پیام انتقال یافته است.
شاید به خاطر همین تفاوت در طرز تلقی ها باشد که اهمیتی که به یک فیلم مستند در ایران داده می شود با نمونه ای اینچنینی متفاوت است. بودجه یک فیلم مستند اینچنینی با موضوعی شبیه به همین چقدر می تواند باشد؟ به صورت معمول حد اکثر دقیقه ای 350 هزار تومان؛ بیایید این مبلغ را تا دقیقه ای یک میلیون تومان افزایش دهیم؛ خیلی رویایی است.. بله! مستند سازان قطعا از دقیقه ای یک میلیون تومان از فرط خوشحالی پس بیفتند. با چنین بودجه ای احتمالا باید برای چنین فیلمی که از زمان حدودا 100 دقیقه برخوردار است باید نزدیک به 100 میلیون تومان بودجه را در نظر بگیریم. برای یک فیلم صد دقیقه ای این بوجه ایده آل است؛ بودجه ای که تقرییا برای یک مستند الف ویژه که در هر سال یک نمونه هم ساخته نمی شود هزینه شده است. حالا فکر می کنید که مستند «جنگ نامریی» چقدر بودجه صرف کرده است؟ پاسخ 850 هزار دلار است. با این وصف چنین فیلمی با بودجه تقریبی یک میلیارد و هشتصد و هفتاد میلیون تومان ساخته شده است که با احتساب دلار 2200 تومان مصاحبه شده است.
به عبارت بهتر بودجه صرف شده برای این مستند حتی با رویایی ترین بودجه های ساخت مستند در ایران قابل مقایسه نیست و قریب به دو برابر خواب و خیال مستند سازان ایرانی می شود. شاید برخی بگویند بودجه ی فیلم های سینمایی هم در هالیوود با بودجه ی آثار ایرانی قابل مقایسه نیستند. پاسخ ساده است. دقیقه ای یک میلیون تومان که به عنوان یک رویا از آن یاد کردیم در ایران برای یک سریال ساده و یا یک تله فیلم درجه دو و سه پرداخته می شود و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!
عجیب نیست که برای یک مستند سینمایی ساده – به لحاظ فرم سینمایی- در حد و اندازه ی یک فیلم تلویزیونی پول خرج شود؛ هزینه کردی که حتی در سینمای ایران هم نمی شود خوابش را دید و در مقابل چنین فیلم مستندی بتواند زلزله ای در وضعیت اجتماعی و سیاسی ایالات متحده ایجاد کند.


بخش خبری سایت پی بی اس در بخش دیگر گزارشش از مستند «جنگ نامریی» از قول یک سناتور آمریکایی می گوید:

"مشخص است که این فیلم [موضوع] گفت و گو را در آمریکا تغییر داده است"؛ این مطلبی است که دادستان اسبق فدرال آمریکا و سناتور فعلی، ریچارد بلومنتال وودراف، درباره «جنگ نامریی» گفته است. وودراف در ادامه با طرح درخواستی می گوید؛ از مسوولان ارتش انتظار می رود که داده های قابل اطمینان تری تا بهار آینده درباره ی تجاوزات جنسی منتشر کنند."



و این روند اظهار نظر ها همچنان ادامه دارد. اما نکته ی دومی که نباید نادیده گرفت، عرصه ی بازی است که برای یک مستندساز باز گذاشته شده؛ کربی دیک به تندی از ارتش انتقاد می کند تا جایی که در بخشی از فیلم از زنانی که به آنها تجاوز شده است می پرسد که آیا به دخترانشان اجازه خواهند داد یا آنها را تشویق خواهند کرد که به ارتش آمریکا بپیوندد؟ و در همه ی موارد جواب منفی پرسش شوندگان را پشت سر هم ردیف می کند. اما مساله این است که کربی دیک به هیچ وجه مخالف یا ضد ارتش نیست؛ و حتی فراتر از آن مخالف حضور زنان در ارتش هم و باز هم فراتر از آن... به این اظهار نظر دیک توجه کنید:

امید بزرگ ما این بوده و هست که با ضبط و ثبت و نمایش دادن تجارب قربانیان و آسیب‌های وحشتناک روحی و جسمی که در ارتش آمریکا به آن‌ها وارد شده است، کمک کنیم تا تغییراتی برای صدها هزار زن و مردی که در نیروهای مسلح خدمت می‌کنند، به وجود آید. به هر حال به اندازۀ یک تاریخ امید وجود دارد ؛ زیرا وقتی ارتش سیستم جداسازی و تفکیک جنسیتی و تبعیض نژادی که در اوایل دهۀ 60 در میان سربازان سیطره یافته بود را نفی کرد، گام‌های معنی داری در طی بیش از یک دهه برداشته شد؛ لذا با این معضل نیز می‌توانند همان‌گونه برخورد کنند.

لینک دانلود

با وجود تند و انتقاد آمیز بودن این فیلم بیش از حد تصور و انتظار؛ آنهم نسبت به یکی از ممنوعه ترین بخش های جامعه از نظر انتقاد پذیری؛ اما اعتماد به نیروهای درون گفتمانی سبب می شود که چنین فیلمی تحمل شده و برخلاف تصور اولیه نه تنها باعث تضعیف سیستم نشده که در بلند مدت بنیان های مدنی آن را تقویت می کند و در عین حال آن را واکسینه می کند.
در پرده بگوییم؛ آیا این جنس اعتماد به رسانه ای ها دلسوز و تزریق چنین واکسن هایی- در معضلات مبتلا به- در جامعه ما نیز امکان پذیر است؟ شاید این مهم ترین درسی باشد که می توانیم و مدیران فرهنگی و سیاسی ما می توانند از «جنگ نامریی» بیاموزند.


پایان قسمت ششم از بخش اول
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، Islam
۱۰:۰۰, ۸/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۸/اردیبهشت/۹۵ ۱۰:۰۵ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #7
آواتار
قسمت هفتم و پایانی از بخش اول


مستند «جنگ نامرئی» گوشه‌ای از معضل تجاوز و خشونت جنسیدر ارتش آمریکا را به تصویر می‌کشد- دانلود

حال این سوال مطرح می‌شود که آیا ارتش آمریکا برای شکستن عزت و شخصیت انسانی سربازان و از بین بردن هرگونه حس مقاومت و پرسشگری و در نتیجه انقیاد کامل در برابر دستور کشتار و تجاوز به زنان و کودکان کشورهای دیگر و ارتکاب انواع جنایت‌ها، تجاوز جنسی به سربازان خود را در دستور کار خود قرار داده است؟

در اوایل سال 2014 وزارت دفاع آمریکا از اندیشکده رند (RAND) خواست تا درباره حملات، آزارها و تبعیضات جنسی در ارتش آمریکا تحقیق کند. موسسه رند نیز در این ارزیابی یکی بزرگترین جوامع آماری در نوع خود را گردآورد: تقریبا 560 هزار نفر برای شرکت در این تحقیق دعوت شدند و 170 هزار نفر این ارزیابی را به اتمام رساندند. با اینکه دو سال از آغاز ارزیابی اخیر اندیشکده رند می‌گذرد، نتایج این تحقیقات هنوز منتشر نشده است.

[تصویر: 1554116_906.jpg]


گستردگی فرهنگ تجاوز نیروهای ارتش آمریکا به یکدیگر به حدی است که اندیشکده رند یکی از بزرگ‌ترین تحقیقات تاریخ خود را روی این معضل متمرکز کرده است.


بخش دوم (قسمت اول )

دانشگاه؛ محل تحصیل یا جایی برای تجاوز؟



اگرچه موضوع آزار جنسی در دفاتر و دانشگاه‌های مختلف آمریکا، اخیراً توجه بسیاری از مقامات آمریکایی را به خود جلب کرده است، اما این معضل سال‌ها وجود داشته است. بسیاری از دانشجویان در طول دوره دانشجویی و اغلب در سال اول تحصیل خود به نوعی با آزار جنسی مواجه می‌شوند.
اخیراً وزارت آموزش و پرورش آمریکا لیست پنجاه و پنج دانشگاه را منتشر کرد که در حال حاضر، در آن‌ها تحقیقات درباره آزار جنسی و برخورد نامناسب مسئولین با شکایت دانشجویان در این‌باره، جریان دارد. این در حالی است که از هر پنج دانشجوی دختر در دانشگاه‌های آمریکا، یک نفر مورد سوء قصد یا آزار جنسی قرار گرفته است. حتی برخی آمارها از تجاوز به یک سوم دانشجویان دختر در دانشگاه‌های خبر می‌دهند.

[تصویر: 1554161_567.jpg]
نگاه کنید به مستند شبکه راشاتودی:
به 20% دختران دانشجوی آمریکا تجاوز می‌شود.

دانشگاه‌های آمریکایی بواسطه صنعت هالیوود، تلویزیون و رسانه‌های دیگر بسیار شناخته‌شده هستند. محوطه وسیع دانشگاه‌ها، دانشجویان علاقمند به فوتبال آمریکایی و افراد مشهور را یک‌جا جمع کرده است. این زندگی است که رویای جوانان است، اما پشت این همه زرق‌وبرق و در دنیای واقعی برای دانشجویان دختر، کابوس‌های وحشتناکی کمین کرده است. براساس آماره منتشره وزارت دادگستری آمریکا، از هر 5 دانشجوی دختر در دانشگاه‌ها، یک نفر قربانی "تجاوز جنسی" می‌شود.

[تصویر: 791567_666.jpg]

شخص مهاجم دوست‌پسر
رید بود. وی روز بعد با این خانم تماس می‌گیرد و از او می‌پرسد آیا چیزی از شب گذشته یادش می‌آید یا نه. این مرد از اتفاقات آن شب اظهار بی‌اطلاعی می‌کند و می‌گوید که مست بوده و فقط یادش هست که چه اتفاقی افتاده است. تاکر رید اظهار می‌کند که چنانچه در محیطی بزرگ می‌شد که او را در مورد "تجاوز حین رابطه" توجیه می‌کردند، شاید این اتفاق نمی‌افتاد. مردم تمایلی به صحبت در این‌باره ندارند.رید" به‌هیچ‌وجه فکر نمی‌کرد آدم‌هایی که همدیگر را می‌شناسند، چنین کاری ازشان بربیاید.
چرا و چگونه این مسئله اتفاق می‌افتد؟ برای نخستین‌بار، برخی از قربانیان این عمل شنیع حاضر به صحبت کردن با شبکه راشاتودی شده‌اند. به لس‌آنجلس می‌رویم جایی‌که "تاکر رید" از ماجرای حادثه‌ای که گرفتارش شد، می‌گوید: "صبح چهارم دسامبر 2010، در خوابگاه "کارتن‌اولدگاردنز" دانشگاه کالیفرنیای جنوبی به من تجاوز شد. نمی‌دانستم در آن لحظه چکار کنم. به او التماس می‌کردم و التماس می‌کردم، ولی به حرفم گوش نمی‌داد."

زندگی در محیط دانشگاهی با عضویت "انجمن‌های برادری" همراه است. این انجمن‌ها که در دانشگاه‌ها به‌شدت فعال هستند، به‌این‌صورت به‌وجود می‌آیند که گروهی تقریباً 30 نفره از دانشجویان، محفلی تشکیل داده و در یک مکان مشخص در محیط دانشگاه زندگی می‌کنند، شب و روز پارتی برپا کرده و هرچه قدر که بخواهند مست می‌کنند.

[تصویر: 791568_803.jpg]

"تاکر رید" یکی از قربانیان تجاوز جنسی در دانشگاه
"اندرو لوزه" یک افشاگر و از اعضای سابق یکی از این انجمن‌ها است. باوجود ریسک موجود، موافقت کرد در حضور دوربین با او مصاحبه شود. وی می‌گوید: "قبل از این‌که به این محافل وارد شوم، تصوری رویاگونه و تخیلی از آن‌ها داشتم. این‌که پسرها در‌حالی‌که کت‌های اسپرت بر تن دارند، مشروب می‌نوشند و موضوع بحث محافل‌شان مدل مو و از این‌جور چیزهاست. یعنی تصور می‌کردم این‌ها آدم‌های باحال و بامرامی هستند. اما بعداً متوجه شدم این تنها یک خیال خام بوده است. انجمن‌های برادری در نهادشان، نوشیدن افراطی الکل وجود دارد. هدف اصلی پارتی‌های خودمانی‌شان این است که دخترها را مست کنند تا شرم و حیایشان بریزد. اگر یکی از دوستانت مسئول پخش نوشیدنی باشد، به تو کمک می‌کنند تا دختر موردنظرت را مست کنی. بازی‌هایی که بچه‌ها را به خوردن الکل بیش‌تر دعوت می‌کند نیز همین‌گونه به‌وجود آمده‌اند. کمی صحبت کردن دراین‌خصوص دشوار است، چراکه بیش‌تر فرآیند، ناخودآگاه صورت می‌گیرد."

در 90 درصد موارد، یک دوست و آشنا تجاوز را انجام می‌دهد. در شهر ماساچوست، با "دیوید لیزاک" که کارشناس مسائل مربوط به تجاوز در محیط‌های دانشگاهی است، صحبت کردیم. نظر وی این است که اکثریت قریب‌به‌اتفاق موارد تجاوز در محیط دانشگاه از سوی افرادی انجام می‌شود که سابقاً نیز به این عمل مبادرت ورزیده‌اند. هرچند هم ادعا کنند که خبط و خطا کرده‌اند و نمی‌دانستند، به حرف‌شان نمی‌توان اعتماد کرد، درواقع این‌ها "متجاوزین زنجیره‌ای" هستند. دلیل این عمل، الکل هم نیست، البته در بیش‌تر موارد از الکل استفاده می‌شود ولی آن‌ها از الکل به‌عنوان یک سلاح استفاده می‌کنند تا قربانی‌شان را مست و لایعقل کنند و راحت‌تر بتوانند به آن‌ها متجاوز شوند.
[تصویر: 791570_835.jpg]

[b]
"دیوید لیزاک" کارشناس مسائل مربوط به تجاوز در محیط‌های دانشگاهی

وی در ادامه خاطرنشان می‌کند: "در چهارسال زندگی دانشگاهی، هر کدام از این متجاوزین زنجیره‌ای به‌طور متوسط مسئول 6 فقره تجاوز هستند. همه مجرمان جنسی یاد می‌گیرند چطور افراد آسیب‌پذیر را شناسایی کنند. به‌عنوان مثال در دانشگاه‌ها افراد آسیب‌پذیر، کم‌سن‌وسال‌ترین افراد یعنی غالب جدیدالورودها هستند. از‌طرفی اشخاص، سطح خطر را خیلی پایین می‌گیرند. وقتی یک نفری را خیال می‌کنید صرفاً دانشجو است و او را می‌شناسید و خیال می‌کنید یکی از "خودمان" است، ناگهان این فرد به عملی روی می‌آورد که شما را متعجب می‌کند. موضوع این است که ما کارشناسان نمی‌توانیم براساس گفته‌های این و آن قضاوت کنیم. این می‌شود که مسئله را بیش‌تر بررسی می‌کنیم. همواره برای این جرم‌ها شاهد یا شاهدان و یا قرائن پزشک قانونی وجود دارد."
شکایات قربانیان در غالب اوقات، به خوبی بررسی نمی‌شود و این کار روندی طولانی دارد. به شهر ایندیانا و ‌جایی‌که دانشگاه کاتولیک "نوتردام" واقع است، سری می‌زنیم. تیم فوتبال آمریکایی این دانشگاه شهره خاص و عام است. 50 هزار دانشجو این‌جا درس می‌خوانند. شهریه دانشگاه نیز بالغ بر 60 هزار دلار در سال است.
با چند تن از دانشجویان سال اولی که هم‌صحبت می‌شویم، از خاص بودن این دانشگاه می‌گویند و این‌که چقدر افراد به‌هم نزدیک و مانند خانواده هستند. به‌دلیل اهمیت فوتبال برای دانشگاه، رسم و رسومات خاصی نیز به‌وجود آمده است و بیش‌تر دختران علاقه دارند به‌عنوان تشویق‌کننده تیم‌ها فعالیت کنند. مورخ 21 آگوست 2010، "لیزی سیبرگ" نیز مانند بقیه دختران شوق و ذوق دانشگاه را داشت. سال اول دانشگاه را در دانشگاه "سنت مری" که روبه‌روی نوتردام بود، آغاز کرد. وی با دوستش "کیلی" به اولین مسابقه فوتبالش رفت.

[تصویر: 791573_487.jpg]

صفحه فیس‌بوک "لیزی سیبرگ" که پس از آن که مورد تجاوز قرار گرفت، دست به خودکشی زد
خود لیزی درباره شرایط دانشگاه می‌گوید که دختران بیش‌تر در زمینه تشویق بازیکنان فعالیت می‌کنند، چراکه این تنها راهی است که می‌توانند با پسران آشنا شوند. پسرها نیز که از این موضوع آگاه هستند، از دختران سوء استفاده می‌کنند. داستان لیزی این است که بعد از یکی از این مسابقات فوتبال، در اتاق یکی از بازیکنان به او تجاوز می‌شود. روز بعد شکایتی تنظیم می‌کند و به‌دست دانشگاه می‌دهد تا عدالت در حقش اجرا گردد. کیلی در این‌باره می‌گوید: "لیزی صبح روز بعد از واقعه پیش من آمد و داستان را شرح داد. گزارش بیمارستان نیز بود. از من خواست که با او پیش مسئولین دانشگاه بروم."
بااین‌حال، هیچ‌کس به شکایت "لیزی” رسیدگی نکرد، این‌درحالی‌است‌که دانشگاه‌ها مسئول جرایمی هستند که در حوزه آن‌ها اتفاق می‌افتد. قربانیان، یکی از این دو راه را می‌توانند انتخاب کنند: یا دانشگاه را در جریان قرار دهند و یا به پلیس ایالتی مراجعه کنند. قسمت تأثربرانگیز ماجرا این است که 10 روز پس از این واقعه، لیزی سیبرگ به زندگی خود پایان می‌دهد.

"تام سیبرگ پدر لیزی پس از مرگ دخترش تنها یک خواسته دارد؛ آن هم این است بفهمد که چه باعث شد لیزیدست به خودکشی بزند. علی‌رغم تهدیدهایی که نسبت به این دختر جوان انجام‌شده بود، مسئولین پرونده نتوانستند به نتیجه‌ای دست یابند. روز بعد از تجاوز، پیامکی از سوی یکی از بازیکنان تیم فوتبال برای لیزی رسید که نه‌تنها برای او خط‌ونشان کشیده بود، بلکه بسیار وقیحانه بود. در این پیام آمده است: "کاری نکن که بعداً پشیمان شوی. با بروبچه‌های فوتبال نتردام در نیفت." پدر "لیزی” می‌گوید: "پیامی که این آقا داده است، فقط از جانب خودش نیست. بلکه از طرف تیم فوتبال و شیوه مرسوم آن‌جا حرف می‌زند. چیزی که دراین خصوص جالب، یا بهتر بگویم رقت‌آور، است این است که چقدر این فرد واضح صحبت کرده است که با "ما" درنیفتید."
[تصویر: 791572_878.jpg]


"کلی" دوست "لیزی" درباره زمانی صحبت می‌کند که لیزی ماجرا را برایش تعریف کرد
به هر جای این دانشگاه که مراجعه کردیم، همه سکوت اختیار می‌کردند. خواستیم با مسئولین دانشگاه نوتردام مصاحبه کنیم که آن‌ها حاضر نشدند. تام سیبرگ علیه مؤسسه‌ای که طرف بازیکن متجاوز را گرفته بود، مبارزه کرد، اما رسم و رسوم، این‌گونه است که یک بازیکن محبوب برای دانشگاه‌های آمریکا، بسیار ارزشمند است. سه‌سال بعد از واقعه شرایط به‌هیچ‌وجه تغییر نکرده است.
در آمریکا، دانشگاه‌ها با‌توجه به صلاحدید خودشان با مسئله تجاوز برخورد می‌کنند. بااین‌وجود، قوانینی نیز برای این‌گونه جرایم وجود دارد. در دانشکده حقوق دانشگاه "نیو انگلند" در بوستون، "وندی مورفی" وکیل و فعال اجتماعی، دانشگاه‌ها را تحت فشار قرار می‌دهد. تدریس او به صورت تخصصی روی قوانین مربوط به تجاوز، متمرکز است. مورفی توضیح می‌دهد که در "فصل 9" قانون حقوق شهروندی آمده است که بهترین راه برای رسیدن به برابری این است که خودتان نگذارید علیه شما تبعیض صورت بگیرد.
پدر لیزی در خصوص شاخصه‌های یک دانشگاه در سطح جهانی می‌گوید: "وقتی ادعای جهانی بودن دارید باید در همه زمینه‌ها در سطح جهانی بهترین باشید، چه در مسائل ورزشی و چه در تقبل مسئولیت‌های انضباطی."

[تصویر: 791574_469.jpg]

"تام سیبرگ" پدر "لیزی"
فصل 9 قانون شهروندی، دسترسی برابر به تحصیل را حق پسران و دختران می‌داند. در مواردی که تبعیض جنسیتی صورت گیرد، دانشگاه‌ها موظفند ترتیب اثر دهند. درغیر این صورت کمک‌های بلاعوض فدرال به آن‌ها تعلق نمی‌گیرد. در مصوبه "کلیری" سال 1990 آمده است که دانشگاه‌ها ملزمند تعداد وقوع جرایم جنسی را اعلام کنند.
وندی مورفی در ادامه اظهاراتش می‌گوید: "تجاوزهای جنسی در محیط‌های دانشگاهی مدت‌هاست که تبدیل به یک اپیدمی شده است. آماری که ما می‌شنویم بین 1 نفر از 4 نفر، یا 1 نفر از 5 نفر یا 1 نفر از 6 نفر متغیر است. این محیط‌ها برای یک زن خطرناک‌تر است. حالا که این عدد و رقم‌ها بالاتر رفته، زنان می‌ترسند به دانشگاه بروند، چراکه احتمال این‌که در دانشگاه مورد تجاوز قرار بگیرند بیش‌تر از محیط خارج دانشگاه و در دنیای واقعی است. طبق تجربه‌ای که من دارم، بدترین دانشگاه‌ها، دانشگاه‌هایی هستند که مردان موفق‌تری دارند."
مقامات مسئول دولت آمریکا از راهبردهای دانشگاه‌ها برای پنهان‌کاری در زمینه آمار تجاوز جنسی خبر دارند، اما فقط سکوتی را که پیرامون این اپیدمی است، محکوم می‌کنند. در آوریل 2011، دولت اوباما از طریق "جو بایدن" معاون رئیس‌جمهور یادداشتی منتشر کرد که وظیفه دانشگاه‌ها در احترام به قانون را متذکر می‌شد. در این یادداشت آمده است که چنانچه دانشگاهی از آزار و اذیت یک دانشجو نسبت به دیگری آگاه باشد، فصل 9 قانون آن دانشگاه را ملزم به ترتیب اثر فوری می‌کند تا این آزار و اذیت برطرف شده و مجال تکرار نیابد.
[تصویر: 791579_393.jpg]

"وندی مورفی" وکیل و فعال اجتماعی
باوجود تلاش‌های دولت، دانشگاه‌ها به این تذکرات قانونی توجه نشان نداده‌اند. سکوت، غالباً به ضرر قربانیان تمام‌شده و متجاوزین با پررویی بیش‌تر به کار خود ادامه می‌دهند. به منطقه "هانتس‌ویل" ایالت آلاباما می‌رویم. "انجی اپیفانو" به این‌جا پناه آورده است. وی به‌عنوان راهنمای تور برای ناسا کار می‌کند. در پرونده اپیفانو، دانشگاه ادعایش را نپذیرفت و او را به آسایشگاه روانی‌ها فرستاد. این یعنی نمونه کاملی از مقصر کردن قربانی.
پایان قسمت اول از بخش دوم

ادامه دارد....




یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، Islam
۹:۱۶, ۹/اردیبهشت/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۳:۴۶ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #8
آواتار
قسمت دوم از بخش دوم

اپیفانو می‌گوید: "فکر می‌کنم، فرهنگ ما فرهنگ تجاوز نیست، اما دلیل این همه دردسر، سکوت است. تجاوز جنسی ازجمله جرایمی است که وقتی اسمش می‌آید، هیچ‌کس نمی‌خواهد راجع‌به آن حرف بزند." این قربانی تجاوز، ماجرا را در روزنامه دانشگاه منتشر کرد و دست مسئولین دانشگاه را رو کرد. در عرض یک هفته، بیش از 10 هزار نفر مقاله او را خواندند.


در این مقاله آمده است: "وقتی مورد تجاوز قرار می‌گیرید، زمان نه نمی‌ایستد، و نه مانند وقتی‌که با دوستانت هستی، تندتر می‌شود. زمان، دشمن اول شما می‌شود. چنان زجرآور و کند می‌شود که هر ثانیه، یک ساعت و هر دقیقه یک سال می‌شود و انگار یک عمر زندگی کرده‌ای. در تاریخ 25 مه 2011، یکی از افرادی که می‌شناختم به من تجاوز کرد. این اتفاق در خوابگاه "کروست" دانشگاه "امهرست" افتاد. برخی شب‌ها، هنوز هم صدای هم‌اتاقی‌هایش را می‌شنوم که آن‌طرف اتاق یواشکی حرف می‌زدند و مسخره‌بازی درمی‌آورند. وقتی از خواب بیدار می‌شوم، همین وضع را دارم."

[تصویر: 791575_411.jpg]
"انجی اپیفانو" یکی از قربانیان تجاوز جنسی در دانشگاه

اپیفانو در ادامه از درد و رنج‌هایش می‌گوید: "هر از چند گاهی فکر و خیال به سراغم می‌آید و کل زندگی‌ام را مرور می‌کنم. بعد آرزو می‌کنم می‌توانستم به عقب برگردم و چیزها را تغییر دهم. ولی هیچ راه بازگشتی وجود ندارد و آدم مجبور است با واقعیت کنار بیاید. وحشتناک‌ترین کابوسم این است که یک‌بار دیگر با شخص مهاجم برخورد داشته باشم. آن‌جاست که همه را دشمن می‌پندارم و هیچ‌کس در آن لحظه نمی‌تواند کمکم کند."




عکس‌العمل‌های دانشگاه نشان می‌دهد که در "امهرست"کسانی که زور بیش‌تری دارند، هر کاری که بخواهند می‌کنند. اپیفانو و فرد متجاوز را به مشاور معرفی می‌کنند. قربانی برای این‌که از خود دفاع کند، مدرکی در دست ندارد، هیچ شاهدی که به نفع او شهادت دهد وجود ندارد و آزمایش‌های "دی‌ان‌ای" نیز چندان اعتباری ندارد. اپیفانو نمی‌خواهد از مقامات دانشگاه بشنود که به او تجاوز "نشده است.
"
اما فرد متجاوز، پسر یکی از فارغ‌التحصیلان ثروتمندی است که هر ساله میلیون‌ها دلار به دانشگاه کمک مالی می‌کند. پس چه کسی به حرف دختری که مورد تجاوز قرار گرفته گوش می‌دهد؟

"جکسون کتز" جامعه‌شناس و متخصص روابط دختران و پسران در دانشگاه است. وی در خصوص نقش رسانه و سایر عوامل، این‌گونه اظهارنظر می‌کند: "به نظرم، رسانه‌ها بیش‌تر و بیش‌تر زنان را "ابزار"نشان می‌دهند. به‌ویژه، ماهیت جنسی خشونتی که مردها علیه زنان مرتکب می‌شوند، افراطی‌تر شده است. تأثیر رسانه‌ها از آن چیزی که فکر می‌کنید، عمیق‌تر و پایدارتر است. رسانه‌ها هنجارسازی می‌کنند. بسیاری از پسران با طرز تفکری که رسانه‌ها به خوردشان می‌دهند، بزرگ می‌شوند. در این طرز تفکر، مردان بد به هنگام تجاوز بر زنان تسلط دارند یا آنان را پست و حقیر می‌شمارند. این می‌شود که بسیاری از این افراد فکر می‌کنند، روند عادی باید همین باشد. وقتی می‌گوییم ما به برابری، مساوات و عدالت اعتقاد داریم و مرد هستیم، باید از زنانی که می‌خواهند مثل دیگر انسان‌ها با آن‌ها برخورد شود، حمایت کنیم. باید "شبه قدرتی" که در این زمینه در اختیار مردان است را به چالش بکشیم. این موضوع بسیار اساسی است."

[تصویر: 791569_394.jpg]

"جکسون کتز" جامعه‌شناس و متخصص روابط دختران و پسران در دانشگاه


بااین‌حال، اوضاع در آمریکا رو به تغییر است. در لس‌آنجلس یک انجمن قربانیان تجاوز جنسی تشکیل شده تا این سکوت را بشکنند. این زنان تصمیم گرفته‌اند که از خود قانون استفاده کنند و شیوه برخورد دانشگاه با این موضوع را محکوم کنند. این انجمن از سوی دو استاد دانشگاه هدایت می‌شود. آن‌ها شکایتی تنظیم کرده‌اند تا دانشگاه‌ها را ملزم به رعایت بند 9 قانون "کلیری" کنند.


"دنیل درکس" یکی از این دو استاد دانشگاه می‌گوید: "ما این‌جا جمع شده‌ایم تا با توسل به نظام حقوقی، عدالت را در حق قربانیان به اجرا درآوریم." "گلوریا آلرد" که به دفاع از حقوق زنان شهرت دارد، وکیل این انجمن است. خانم آلرد مصاحبه‌ای مطبوعاتی ترتیب داده تا شکایتش را از دانشگاه "آکسیدنتال" علنی کند. این اولین باری است که یک دختر 20 ساله روبه‌روی دوربین تلویزیون ملی آمریکا در این باره صحبت می‌کند.


خانم آلرد اعلام می‌کند: "وزارت آموزش‌وپرورش باید وضعیت دانشگاه آکسیدنتال را بررسی کند. این دانشگاه نمی‌تواند فعالیت‌های عادی خود را در حالی ادامه دهد که زنان در آن مورد تجاوز قرار می‌گیرند. از وزارت می‌خواهیم که هرچه سریع‌تر اقدامات لازمه را درخصوص حصول اطمینان از رعایت مسئولیت‌های محوله به دانشگاه انجام دهد."

[تصویر: 791577_715.jpg]
در کمال ناباوری، بخش بازاریابی دانشگاه آکسیدنتال حاضر به مصاحبه در این خصوص شده است. "تریشا لانگ" مسئول بخش بازاریابی دانشگاه، اگرچه در سخنانی گنگ و نامفهوم، اما اظهار داشت: "ما سال گذشته تحت قانون کلیری، 30 فقره تجاوز را گزارش دادیم. شنیده‌ایم که تعداد کل تجاوزها 37 تا بوده است. برخی از کسانی که شکایت تنظیم کرده‌اند، شکایتشان به‌طور رسمی به‌دست ما نرسیده است... البته ما "شنیده‌ایم"که این دانشجویان فعلی یا سابق شکایت تنظیم کرده‌اند."
"لانگ"در ادامه مصاحبه، طفره می‌رود و جواب درستی به سؤالات نمی‌دهد: "دانشگاه آکسیدنتال دارد سیاست‌‌های آمریکا را مورد بررسی مجدد قرار می‌دهد. از‌این‌رو، هر چیزی که طی این سالیان دستخوش تغییر شده مورد بازبینی قرار می‌گیرد. بااین‌وجود، به دانشجویان کنونی و سابق این دلگرمی را می‌دهیم که موارد تخلف را گزارش دهند. ما پاپیش‌گذاشتن آن‌ها را عملی مثبت می‌دانیم. با این‌کار، موضوع بهتر جلو می‌رود."
"دنیل درکس" و "کارولین هلدمن" دو استادی که مسئول گروه نجات‌یافتگان هستند، به‌هیچ‌وجه این اظهارنظرهای رسمی را باور نمی‌کنند. هلدمن می‌گوید: "حدود دو سال پیش معلوم شد که این دانشگاه قرار نیست تغییری در وضع موجود ایجاد کند. تنها کاری که کردند این بود که وانمود کنند دارند تغییرات می‌دهند. از‌این‌رو مجبور شدیم استراتژی‌مان را عوض کنیم. تحقیقات بیش‌تری کردیم، تلاش‌های مردمی‌مان را بیش‌تر کردیم. انجمن ما سال پیش به‌طور رسمی تشکیل شد تا این تغییرات را عملی کند."
[تصویر: 791578_208.jpg]

"تریشا لانگ" مسئول بخش بازاریابی دانشگاه
"آکسیدنتال"

"تاکر رید"قربانی تجاوز جنسی که در ابتدای این گزارش به او اشاره کردیم نیز به جمع آن‌ها ملحق شده است. وی پس از پیوستن به این گروه بود که فهمید، می‌شود از حقوق خود دفاع کرد و سکوت را شکست. "رید" احساس می‌کند که انسانیتش به او برگشته و با این کار دارد آینده فرزندان و نوه‌هایش را تضمین می‌کند تا قربانی چنین جنایت‌هایی نشوند. اکنون این جنبش شکستن سکوت، از سطح قربانیان فراتر رفته و گروه‌های "اطلاع‌رسانی" نیز پیدا شده‌اند که با آن‌ها هم‌دردی می‌کنند و خواستار دفاع از حقوق قربانیان تجاوز در محیط دانشگاهی هستند. اما هنوز هم هیچ‌کس نمی‌داند تمام این تلاش‌ها برای رهایی دانشجویان آمریکایی از اپیدمی تجاوز جنسی به کجا می‌انجامد.


افزایش آزارهای جنسی در دانشگاه های آمریکا



پایان قسمت دوم از بخش دوم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Islam ، بیداری اندیشه
۹:۰۳, ۱۱/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #9
آواتار
قسمت سوم از بخش دوم

افزایش آزارهای جنسی در دانشگاه‌های آمریکا
اگرچه موضوع آزار جنسی در دفاتر و دانشگاه‌های مختلف، اخیراً توجه بسیاری از مقامات آمریکایی را به خود جلب کرده است، اما این معضل سال‌ها وجود داشته است. بسیاری از دانشجویان در طول دوره دانشجویی و اغلب در سال اول تحصیل خود به نوعی با آزار جنسی مواجه می‌شوند.

اخیراً وزارت آموزش و پرورش آمریکا لیست پنجاه و پنج دانشگاه را منتشر کرد که در حال حاضر، در آن‌ها تحقیقات درباره آزار جنسی و برخورد نامناسب مسئولین با شکایت دانشجویان در این‌باره، جریان دارد. از آن‌جا که این دانشگاه‌ها بودجه دولتی دریافت می‌کنند، وظیفه دارند در جهت کاهش آمار آزار جنسی و برخورد با این پدیده و همچنین تحقیقات گسترده و دقیق درباره شکایت‌های دریافتی در این‌باره نهایت تلاش خود را بکنند. این در حالی است که از هر پنج دانشجوی دختر در دانشگاه‌های آمریکا، یک نفر مورد سوء قصد یا آزار جنسی قرار گرفته است.
آماری که در خصوص آزار جنسی در دانشگاه‌های آمریکایی منتشر می‌شود باورکردنی نیست. این آمار منحصر به دانشجویان دختر نیز نمی‌شود. 62 درصد از دانشجویان دختر و 61 درصد از دانشجویان پسر در آمریکا تا کنون گزارش داده‌اند که مورد تجاوز جنسی قرار گرفته‌اند. این آمار بی‌شک شامل افرادی نمی‌شود که مورد آزار قرار گرفته، اما از گزارش این موضوع خودداری کرده‌اند. 39 درصد از این دانشجویان می‌گویند در خوابگاه‌های دانشجویی مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته‌اند. دست‌کم 35 درصد از دانشجویان آمریکایی که مورد آزار جنسی قرار می‌گیرند، در این‌باره با هیچ‌کس حرفی نمی‌زنند.
موضوع دیگر این‌که میان آن‌چه دانشجویان می‌گویند برایشان اتفاق افتاده، با آن‌چه واقعاً رخ داده است، اغلب اختلاف زیادی وجود دارد. همان‌طور که پیش‌تر اشاره شد، از هر پنج دانشجوی دختر، یک نفر مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرد، اما تنها چند درصد از این افراد به مسئولین دانشگاه گزارش می‌دهند.

"شارلوت" یک دانشجوی مهمان است که از فرانسه به آمریکا آمده است. وی اگرچه حاضر شد درباره تجربه خود از تجاوز جنسی صحبت کند، اما نخواست وارد جزئیات شود و حتی نام خانوادگی خود و نام دانشگاهش را نیز افشا نکرد. وی می‌گوید: "من به مقامات دانشگاه اطلاع دادم، اما به من گفتند سیاست‌های دانشگاه، دستشان را بسته است. گفتند باید خدا را شکر کنم که اتفاق بدتری برایم نیفتاده است."
[تصویر: 726979_255.jpg]
شارلوت، دانشجوی فرانسوی مقیم آمریکا[/i]
بسیاری از دانشجویان نیز به دلیل آن‌که خجالت می‌کشند، موارد تجاوز را گزارش نمی‌کنند. شارلوت این‌گونه توضیح می‌دهد: "دختری که در دانشگاه مورد تجاوز قرار می‌گیرد، معمولاً در این‌باره چیزی نمی‌گوید. بسیاری از این دخترها تصمیم می‌گیرند علی‌رغم آن‌که مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، سکوت اختیار کنند." وی ادامه می‌دهد: "ما فکر می‌کنیم تجاوز جنسی زمانی است که کسی به یک نفر دیگر حمله می‌کند و فرد مورد حمله واقع شده مجبور است مقاومت کند. اما این‌گونه نیست. وقتی شما با این‌که مورد سوء استفاده جنسی قرار بگیرید مخالف باشید، اگر این کار صورت بگیرد، یعنی تجاوز جنسی انجام شده است."

"عنوان 9" بخشی از اصلاحیه قانون آموزش و پرورش آمریکاست که درسال 1972 تصویب شد و قرار بود به تبعیض جنسی در محیط‌های آموزشی پایان دهد. مشکل اینجاست که این قانون فقط درباره دانشگاه‌هایی قابل اجراست که بودجه دولتی دریافت می‌کنند. "جک تاکنر" وکیل حامی حقوق زنان درباره عنوان 9 می‌گوید: "هدف این قانون بسیار با اهمیت است و به طور ویژه درباره جنسیت در محیط‌های آموزشی صحبت می‌کند. نتیجه‌ای که هم طی این سال‌‌ها داشته، بسیار قابل توجه بوده است."

وقتی با این فعال حقوق زنان درباره 55 دانشگاه صحبت می‌کنیم که عنوان 9 را نقض کرده‌اند، وی می‌گوید: "این لیست شامل دانشگاه‌های زیادی بود و موارد آن می‌تواند نسبتاً کوچک باشد و به این معنا نیست که تجاوز جنسی در این دانشگاه‌ها رایج و شایع است." تاکنر با این حال تأکید می‌کند: "به هر حال، این لیست شامل بهترین دانشگاه‌های آمریکا مثل هاروارد می‌شود و نشان می‌دهد که حتی این دانشگاه‌ها هم عنوان 9 را رعایت نمی‌کنند. شاید مشکل این‌جا باشد که باید مسئولین و ناظران بیش‌تری درباره عنوان 9 کار کنند، چرا که به نظر می‌رسد واقعاً دیدگاهی درباره تجاوز جنسی در دانشگاه‌ها وجود دارد که ترجیح می‌دهد در این‌باره روش "نادیده گرفتن" را پیش بگیرد."
[تصویر: 726980_728.jpg]
تاکنر به نکته بسیار جالبی نیز اشاره می‌کند: "باراک اوباما همیشه درباره "فرهنگ آدم‌دیوانه‌ها" صحبت می‌کند." وی سپس مکث کوتاهی می‌کند و ادامه می‌دهد: "به نظر من ما آمریکایی‌ها تا اندازه‌ای همین فرهنگ را داریم. من خودم وقتی دو دختر نوجوانم را به مدرسه یا سر کارهای موقت مثل رستوران‌ها می‌فرستم، همیشه نگرانی‌هایی دارم که اگر پسر داشتم شاید این نگرانی‌ها را نداشتم."
در حالی که وزارت آموزش و پروش آمریکا، هدف از انتشار لیست دانشگاه‌های متخلف را شفاف‌سازی بیش‌تر درباره موضوع آزار جنسی در محیط‌های آموزشی و در نهایت گفتگوهای عمیق‌تر برای برخورد با این مسئله روبه‌گسترش دانسته است، تاکنر می‌گوید: "علت مطرح کردن این مسئله، این نیست که پای پلیس را به میان دانشجوها بکشیم تا جوانانی را دستگیر کنند که شاید یک شب مست کرده‌اند و ممکن است دست به آزار جنسی دخترها بزنند، بلکه علت این است که می‌خواهیم با این موضوع برخورد کنیم تا کم‌تر شاهد چنین اتفاقاتی باشیم... تا دیگر از هر 4 دختر دانشجو در خوابگاه، یک نفر مورد تجاوز قرار نگیرد."
یکی دیگر از مشکلات هنگام گزارش وقوع یک مورد آزار جنسی این است که دانشگاه‌ها معمولاً به جای آن‌که یک روند مشخص برای پذیرش شکایت در این زمینه داشته باشند، اغلب راهکارهایی غیرمنسجم دارند که دانشجویان نمی‌توانند به آن‌ها اعتماد کنند و بنابراین کم‌تر راغب هستند تا از این روش‌ها، موضوع را پیگیری کنند. مقامات قضایی آمریکا نیز اغلب از پذیرش چنین پرونده‌هایی خودداری می‌کنند و موضوع را دوباره به مسئولین خوابگاه‌های دانشجویی پاس می‌دهند.
[تصویر: 726982_604.jpg]
تاکنر درباره پیچیدگی‌های قضایی در روند شکایت از تجاوز و آزار جنسی خاطرنشان می‌کند: "سؤالی هست که خیلی وقت‌ها در این‌باره از دانشجوی قربانی پرسیده می‌شود: "آیا واقعاً می‌خواهی این مسئله را تبدیل به یک پرونده فدرال کنی؟" مسئله این‌جاست که یک دانشجوی مقطع کارشناسی نمی‌خواهد واقعاً این مسئله را پیچیده کند و مجبور شود به دادگاه فدرال مراجعه کند و از دانشگاه خود به خاطر نقض عنوان 9 شکایت کند. این کار هم از نظر مالی و هم از ابعاد دیگر بسیار انرژی‌بر و زمان‌بر و دشوار است."
حال این سؤال پیش می‌آید که اگر تشخیص داده شود دانشگاهی، عنوان 9 را زیر پا گذاشته است، برای آن دانشگاه چه اتفاقی می‌افتد؟ پاسخ این است که اگر طی تحقیقات فدرال مشخص شود که یک دانشگاه، از عنوان 9 تخطی کرده است، اغلب مسئله به نوعی بین دانشگاه و وزارت آموزش و پرورش حل و فصل می‌شود. ممکن این روند منجر به تغییر در سیاست‌های دانشگاه و یا تغییر برخی کارکنان آن دانشگاه نیز بشود. وزارت آموزش و پرورش همچنین می‌تواند موضوع را به اداره‌ای دیگر نظیر وزارت دادگستری ارجاع دهد و یا بودجه دانشگاه خاطی را قطع کند. این در حالی است که تا کنون، هیچ دانشگاهی بودجه خود را به خاطر زیر پا گذاشتن عنوان 9 از دست نداده است.
"شارلوت" می‌گوید: "بسیاری از افرادی که در اعتراض به موضوع آزار جنسی دانشجویان صحبتی کرده‌اند، وادار به سکوت شده و حتی "دردسرساز" توصیف شده‌اند. دلیل این مسئله هم این است که دانشگاه‌ها مطرح شدن تجاوز جنسی را لکه ننگی برای خود می‌دانند. اما ما می‌دانیم که از هر 5 دختر، یک نفر در دانشگاه مورد تجاوز جنسی قرار می‌گیرد. این اتفاقات همین الآن می‌افتد و در آینده هم خواهد افتاد. پس چطور می‌توانید سر خودتان را بالا بگیرید؟"
[تصویر: 727034_741.jpg]
شارلوت می‌گوید وقتی افرادی مثل خود او که مورد آزار جنسی قرار گرفته‌اند با بی‌خیالی مسئولین دانشگاه مواجه می‌شوند، اغلب تصور می‌کنند که شاید ما به این موضوع بیش از حد حساس شده‌ایم و واکنشی که نشان می‌دهیم خارج از چارچوب معمول است. وی می‌گوید: "بعضی وقت‌ها اساتید ما سر کلاس درباره موضوع آزار و تجاوز جنسی صحبت می‌کنند و به ما هم می‌گویند در این خصوص اعتراض خود را علنی مطرح کنیم، اما برای بسیاری از ما دخترها سخت است که پرونده‌ای در این‌باره تشکیل بدهیم. به علاوه، اغلب ما از اتفاقی که افتاده احساس خجالت می‌کنیم، پس چگونه باید آن را علنی کنیم؟ شاید دلیل آن عدم وجود قوانین متقن در این‌باره باشد و این‌که دانشگاه واقعاً شما را به این نتیجه می‌رساند که اگر اعتراضی به این موضوع بکنید، دارید به دردسری برای دانشگاه‌تان تبدیل می‌شوید."
"رابرت کارل" عضو دانشگاه "کینگ" در نیویورک می‌گوید: "اگرچه حمله جنسی یک جرم وحشتناک است و دانشگاه‌ها باید تمام تلاش خود را بکنند تا از شر این پدیده شوم نجات پیدا کنند، اما اتهام بی‌اساس به تجاوز جنسی نیز یک تجربه هولناک است که زندگی متهم را تکان می‌دهد." وی در مقاله‌ای می‌نویسد: "دانشجویی که به خاطر تجاوز جنسی متهم می‌شود، تقریباً در همه موارد از دانشگاه و خوابگاه اخراج می‌شود و همه فرصت‌های تحصیلی و شغلی خود را از دست می‌دهد." وی توضیح می‌دهد: "بارها شده که دانشجویی از دانشگاه اخراج می‌شود و آبروی او زیر سؤال می‌رود، بدون آن‌که توجهی شود به این‌که دادگاه حکم به تبرئه وی داده است. این نگرانی هم باید مورد توجه قرار بگیرد. مسلماً در پیگیری موارد آزار جنسی، فواید بی‌شماری وجود دارد، اما نمی‌توانیم در این مسیر، حقوق افراد متهم شده را نادیده بگیریم."
وی در ادامه می‌گوید: "تا زمانی که قانونی در این‌باره نباشد، این روند همچنان ادامه پیدا می‌کند. توطئه‌چیان زیادی در خوابگاه‌های دانشجویی هستند. این‌ها افرادی هستند که وقتی مست می‌کنند، به دخترها حمله می‌کنند و مرتکب آزار و تجاوز جنسی می‌شوند. این افراد را باید اخراج و حتی زندانی کرد، اما در همه پرونده‌هایی که من با آن‌ها مواجه بوده‌ام، اغلب دو دانشجویی که رابطه ناسالم و پیچیده‌ای با هم دارند و هر کدام برداشتی کاملاً متفاوت از اتفاقی دارند که بین آن‌ها افتاده است. این در حالی است که بسیاری منتظر هستند تا به هر روشی که شده، یکی از این دو دانشجو را اخراج کنند. در قوانین جدیدی که واشنگتن تصویب می‌کند، هیچ احترام و حق محاکمه عادلانه‌ای برای فرد متهم شده در نظر گرفته نشده است. حتی قانون "فرض برائت" نیز درباره آن‌ها رعایت نمی‌شود."
[تصویر: 727044_551.jpg]
در یکی از جنایت‌های مرتبط با آزار جنسی در دانشگاه‌های آمریکا، دانشجویی به نام "الیوت راجرز"، ویدیویی از خود در یوتیوب منتشر کرد و در این ویدیو گفت: "دوره دانشگاه زمانی است که انسان کارهایی از جمله سکس و خوش‌گذرانی را تجربه می‌کند. اما من در این سال‌ها تنها بودم. این عادلانه نیست. شما دخترها به من توجهی نمی‌کنید. من نمی‌دانم چرا به من علاقه‌ای ندارید، اما همه شما را به خاطر این تنبیه می‌کند." این در حالی است که وی چند روز پس از ضبط این ویدیو، شش دختر را به ضرب گلوله به قتل رساند و هفت نفر دیگر را نیز زخمی کرد.
[b]بخش نخست:
بخش دوم:

[تصویر: flvplayer.png]
پایان قسمت سوم از بخش دوم
ادامه دارد....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه
۹:۵۷, ۱/خرداد/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱/خرداد/۹۵ ۱۰:۰۵ توسط vahrakan.)
شماره ارسال: #10
آواتار
بخش سوم : قسمت اول ، زنانی که از آزارهای جنسی در زندان‌‌های آمریکا می‌گویند
زنان آمریکایی زندانی در کمتر از 24 ساعت مورد پذیرایی مشمئز‌کننده زندانبانان قرار گرفتند؛ یکی از آن‌ها می‌گوید این هم نوعی از روسپی‌پروری قانونی است: «مجبور بودم برای تامین مایحتاج اولیه و امنیت خود در مقابل زندانیان خطرناک، تن به خواسته‌هایشان بدهم».

ایالت فلوریدا با شکایت تنی چند از زنان زندانی در پی سوءاستفاده جنسی از سوی زندانبانان مرد روبرو شده است. زنان مورد نظر، در گفتگو با شبکه خبری «راشا‌تودی» از این آزار جنسی که توسط کارکنان و پرسنل زندان این ایالت متوجه آنها شده است، سخن گفته‌اند. گزارش شبکه «راشاتودی» در راستای رسالت خبری خود تقریبا تمام جزئیات اتفاقات گذشته بر این زنان که خود راوی هستند را پخش کرده اما به جهت رعایت اخلاق، از ترجمه این قسمت از صحبت‌ها
اجتناب شده است.
[تصویر: usa%20prisoners%20%20%283%29.jpg]
شبکه خبری «راشا‌تودی» تجربه‌های بعضی از زنان زندانی آمریکا از سوءاستفاده جنسی توسط زندانبانان مرد را منتشر کرد
زندان «لاول» واقع در ایالت فلوریدا، بزرگ‌ترین زندان زنان آمریکاست. وقتی "کریستال هارپر" برای گذراندن دوره محکومیت 5 ساله خود وارد زندان شد، در کمتر از 24 ساعت مورد پذیرایی مشمئز‌کننده زندانبانان قرار گرفت. وی در گفتگو با «راشاتودی» اظهار داشت: «این هم نوعی از روسپی‌پروری قانونی بود. وقتی وارد زندان شدم، در همان آغاز یکی از زندانبانان دست به بدن من زد. باور کنید هنوز 24 ساعت از ورودم به زندان نگذشته بود. آنها 5 سال تمام من را مورد سوءاستفاده جنسی قرار دادند و من جرات و مجال اعتراض نداشتم. مجبور بودم به ساز آنها رفتار کنم. مجبور بودم برای تامین مایحتاج اولیه و امنیت خود در مقابل زندانیان خطرناک، تن به خواسته‌هایشان بدهم. هر روز، با جملات بسیار شنیع و پیشنهادات جنسی عجیب و ناراحت‌کننده آزارم دادند. بار روانی مخرب این آزار آنقدر بر مغزم حاکم شد که شب‌ها با اشک در رختخواب با خودم می‌گفتم خدایا در این روزها چه بلایی بر سرم آمده و فردا دوباره باید مرا به تن‌فروشی وادار کنند. باید ذهنم را پرورش می‌دادم تا به خودکشی نرسم چون قصد انجامش را داشتم. اگر قرار باشد که زندان یک جامعه کوچک برای زنانی چون من باشد که تربیت شده و پاک به آغوش جامعه بازگردیم، آیا سوءاستفاده از بدن و روح ما را می‌توان نام تربیت گذاشت؟».
[تصویر: usa%20prisoners%20%20%281%29.jpg]

"کریستال هارپر" برای گذراندن دوره محکومیت 5 ساله خود وارد زندان «لاول» شد و در کمتر از 24 ساعت مورد پذیرایی مشمئز‌کننده زندانبانان قرار گرفت
"هارپر" تنها زن مورد تجاوز قرارگرفته توسط زندانبانان زندان فلوریدا نیست؛ "نیکلا کروز" دیگر زندانی زن اظهار داشت: «افسر شب می‌آمد و مدام به بهانه‌های مختلف من را اذیت جنسی می‌کرد و شنیع‌ترین جملات جنسی را به من می‌گفت». ما از ترجمه توضیحات بیشتر خانم "نیکلا کروز" خودداری کرده ایم..

"تانیا یلوینگتون" دیگر از ناراضی‌های زندان فلوریدا است؛ او از رد درخواست‌های درمانی‌اش از سوی مسئولان زندان می‌گوید: «خواهرم، 16 ماه تمام از مسئولان زندان خواست تا به بیماری سرطان سینه من رسیدگی کنند. الان هم بیماری بشدت در من پیشرفت کرده است.
وقتی هم دادگاه فلوریدا دستور به رسیدگی داد، دو مرتبه مورد عمل جراحی ماستکتومی قرار گرفتم و در واقع قصابی‌ام کردند. با این کار، فرصت بازگشت سرطان در من بیشتر شد. هر روز در آیینه به زوال تدریجی خود نگاه می‌کردم و آنها ذره‌ای توجه نمی‌کردند. براستی چگونه می‌شود از چنین حیواناتی متنفر نبود؟ زندان «لاول» فقط به فکر پول جمع کردن بود و به اسم پاکسازی خیابان‌ها از بزهکاران، زندانی برای خود جمع می‌کرد و بودجه می‌گرفت».


[تصویر: usa%20prisoners%20%20%282%29.jpg]
مسئولان زندان «لاول»تا 16 ماه به سرطان سینه "تانیا یلوینگتون"توجه نکردند
اما "آنجلا گوردون" سرپرست زندان معتقد است که زندان «لاول» نباید مورد شکایت قرار بگیرد، بلکه دادگاه در این مورد مسئول است. وقتی خبرنگار «راشا‌تودی» با وی تماس گرفت، در پاسخ به علت شکایت افراد مورد سوءاستفاده جنسی قرار گرفته، گفت: «اصلا تنبیهی در اینجا صورت نمی‌گیرد. ما اینجاییم تا امنیت زندانیان را تامین کنیم و پس از طی کردن دوره محکومیت آنان و کمک به ارتقای صفات نیک اخلاقی، آنها را به دل جامعه باز گردانیم». "دیوید ای فرانکل" وکیل زندانیان، این ادعای "گوردون" را کذب محض خواند و اظهار داشت: «در تاریخ جنوب آمریکا، پیوسته شاهد نادیده‌گرفتن حقوق مدنی بوده‌ایم. «سازمان اصلاحات» هم پیوسته این تفکر را دارد: "هر چه ما می‌خواهیم همان می‌شود. سوال اضافی موقوف!". و بدین ترتیب، زندانبان‌ها فارغ از نگرانی در مورد تحقیق و بازرسی این سازمان، هر کاری که دلشان می‌خواهد می‌کنند. پس امری مثل سوءاستفاده جنسی براحتی از سوی آنان صورت می‌گیرد، چرا که می‌دانند کسی به پیگیری شکایت این زنان توجه نمی‌کند».
"کریستال هارپر" زندانی سابق زندان «لاول» در انتها می‌گوید: «پس از آزادی، مسئولان زندان به عمد کاری کردند که از فلوریدا فرار کنم. حتی یک مرد را اجیر کردند که مرا تعقیب کند و تهدیدم نماید. اما من ماندم و با خود گفتم: کریستال! تو قرار است علیه فلوریدا شکایت کنی و باور کنید نمی‌دانم چرا تا این لحظه زنده‌ام و مسئولان زندان برای جلوگیری از افشاگری من، هنوز مرا نکشته‌اند».

فیلم گزارش شبکه «راشا‌تودی» از تجربه‌های بعضی از زنان زندانی آمریکایی که مورد سوءاستفاده جنسی توسط زندانبانان مرد قرار گرفتند (دانلود)
طبق گزارش دیده‌بان حقوق بشر، دست‌کم 15 درصد از جمعیت بیش از 200 هزار نفری زندانیان زن در آمریکا قربانی تجاوز جنسی از سوی مقامات زندان یا زندانیان دیگر قرار گرفته‌اند(1). در عین حال، فعالان حقوق بشری به صحت این آمار اعتراض کرده‌اند و معتقدند آمار واقعی بسیار بیش‌تر از آماری است که اداره آمار وزارت دادگستری آمریکا منتشر کرده است، به خصوص در میان دختران نوجوان زندانی(2). با این حال، همین آمار هم بسیار تکان‌دهنده است.

[/b]
در 98 درصد از موارد تجاوز جنسی به زنان در زندان‌های آمریکا، تجاوزکننده یک مرد از میان مقامات زندان است(3)در عین حال، به طور متوسط، 41 درصد از نگهبانان زندان در مراکز ایالتی اصلاح و تربیت زنان، مرد هستند؛ یعنی اجازه دارند هر یک از زندانیان را به طور عریان بازرسی بدنی کنند و در هر شرایطی که اراده کنند، به زنان زندانی، دست‌رسی خصوصی داشته باشند.
این نقض آشکار حقوق بشر در حالی است که دولت آمریکا و دولت‌های اروپایی و رسانه‌های غربی، با انتشار گزارشات فراوان علیه کشورهای مخالف آمریکا مانند ایران، آنان را به نقض حقوق بشر متهم می‌کنند و حتی با تصویب قطعنامه‌هایی در شورای امنیت سازمان ملل در این رابطه، این کشورها را مورد تحریم‌های اقتصادی قرار می‌دهند.

پایان قسمت اول از بخش سوم

پی‌نوشت:
(1) US: Federal Statistics Show Widespread Prison Rape Link
(2)Link Advocates Dispute Agency Finding on Sex Abuse of Juvenile Inmates

(3)Link Cross-Gender Supervision in Prison and the Constitutional Right of Prisoners to Remain Free from Rape
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  نظامیان آمریکایی وارد سوریه شدند سرباز منتظر 0 1,100 ۵/آذر/۹۴ ۲۲:۲۸
آخرین ارسال: سرباز منتظر
  راز هواپیمای مالزی در حال کشف.شلیک ناو امریکایی و سکوت سیا؟! Islam 0 1,181 ۱۱/اردیبهشت/۹۳ ۱۴:۵۹
آخرین ارسال: Islam

پرش در بین بخشها:


بالا