|
عالیجناب روحانی! بس نیست ؟؟!!!
|
|
۱۹:۳۲, ۱۲/اردیبهشت/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۵/اردیبهشت/۹۵ ۱۶:۵۷ توسط قبیله منتظر.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
. [b]بسم الله الملک القدوس عالیجناب روحانی! بس نیست ؟؟!!! تنها چند روز پس اینکه #امام_خامنه_ای در جمع کارگران اظهار داشتند؛ " دشمنان ما و در رأس دشمنان ما آمریکا و صهیونیسم؛ اخلال میکنند، خدعه میکنند، دلشان هم میخواهد ما نفهمیم این خدعه را؛ گاهی از دور گلایه میکنند که چرا نسبت به ما #بدبینید. خب میبینیم چیزهایی را که باید #بدبین باشیم؛ نمیشود چشم خودمان را ببندیم ... بنده صد بار گفتهام که به آمریکا #نمیشود #اعتماد_کرد؛ حالا دارد کاملاً روشن میشود ... " #حسن_روحانی در مراسم تقدیر از کارگران، با سخنان خود به #امام_خامنه_ای و #منتقدین_دلسوز ، حمله کرد ... #روحانی در این اظهارات، می گوید: " آن روز که توانستیم با شش قدرت جهانی به توافق برسیم، باز هم بدبینها و بدگمانها گفتند درست است به توافق رسیدید، اما این قابل اجرا نیست.آن روز که به روز اجرا و #برجام رسیدیم باز بدبین و بدگمانها گفتند آنچه به شما وعده دادند، عمل نخواهند کرد و شما در این مذاکرات به موفقیت نرسیدهاید." #روحانی در حالی این سخنان را می گوید که وزیر خارجه وی! این روزها با #دیپلماسی_التماسی به پای نامردهای آمریکایی افتاده و تنها خواسته اش در ایام #پساخسارت_برجام عدم اخلال آمریکایی ها در روابط اقتصادی ایران می باشد...و دلیل تمام بدبینی های #امام_خامنه_ای و #منتقدین_دلسوز به آمریکا ثابت شده است. وی در ادامه میگوید؛ برجام هرجا(!) که احتمالا لازم بود تصویب شود، رفت و بحث شد و تصویب شد !! این در حالیست که او با #استنکاف از قانون، که لکه ننگ و سیاهی در کارنامه وی می باشد، #برجام را به مجلس نداد و آنچه که مجلس تصویب کرد قانون اجرای مشروط برجام بود نه خود برجام !! شایان ذکر است این سخنان روحانی! و عدم سخن از شروط اجرای برجام طبق قانون مصوب مجلس و فرامین رهبری، صرفاً در راستای فرار رو به جلو و شانه خالی کردن از بار سنگین خسارت وارده به کشور ارزیابی می گردد. رئیسجمهور در سلسله لقبهای خود به برجام و پس از #آفتاب و #ابر ، اکنون لقب #سایه به برجام! می دهد و در حالی از باز شدن دست برای نقل و انتقال پول سخن می گوید که بخاطر تحریم هایی که هیچگاه ساختار آن برچیده نشده، بانکهای بزرگ جرات معامله با ایران را ندارند! و تجار و بازرگانها بعنوان کارشناسان و عناصر درگیر در این رابطه، از عدم رفع موانع در نقل و انتقال پول سخن می گویند و اخیراً #سیف، رئیس کل بانک مرکزی! نیز سخن از دستاورد #تقریبا_هیچ برجام کرد... روحانی در ادامه، #سونامی واردات پسابرجامی را سرمایهگذاری خارجی می نامد و در حالی سخن از افتخار شرکتی پر افتخاری به نام #مپنا می کند که چندی پیش
#مدیرعامل آن از واردات #توربین از ایتالیا ابراز نگرانی کرده بود!!
و بعید نیست در سایه واردات #پسا_برجامی و به لطف تدابیر نداشته، #پیرمردهای بی تحرک دولت # یازدهم که بیشتر از آبگوشت بزباش نمی فهمند، #مپنا نیز به سرنوشت بنگاههای تعطیل شده دچار شود. ... با این توضیحات، جای سوال است که؛ عالیجناب روحانی ! بس نیست ؟؟!! بعون الله الرحمن الرحیم #پ.ن؛ ترسم که روز حشر عنان بر عنان رود تسبیح شیخ و خرقه رند شرابخوار #روحانی #بزک_برجام #برجام_خسارت_محض #نقض_برجام #روحانی_مچکریم #رکود #رسوایی #جیغ_بنفش #حقه_بازی #حقه_بازهای_رسانهای #شارلاتانهای_سیاسی #ظریف_مچکریم #کثیرالشک #فتح_الفتوح #بصیرت_افزائی #بسیج_سایبری #حق_پایدار_است [/b]
|
|||
|
| آغاز صفحه 27 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۹:۵۲, ۱۱/دی/۹۵
شماره ارسال: #261
|
|||
|
|||
|
مدافعان مدیران نجومی چرا برای بیخانمانها اشک تمساح میریزند
روزنامه جوان با اشاره به اظهار تأثر برخی مدیران دولتی نسبت به بیخانمانها نوشت: رابطه بابک زنجانی با اصغر فرهادی با گرانی تدبیری دلار با بیبیسی فارسی با ظریف با آمریکا با انتخابات ریاستجمهوری ایران با سکه با برنج 16 هزار تومانی و رابطه همه اینها با گورخوابی واضح است یا تاریک؟! اینها همه یک رابطه مستقیم و خطی دارند، یعنی هر کدام که به صحنه بیاید، بقیه هم ردیف میشوند. یعنی اگر دلار از 3 هزار و 800 تومان دوره تحریمها به 4 هزار و 200 تومان پسابرجام و پساتحریم برسد، ناگهان معاون رئیسجمهور حرف از بابک زنجانی میزند و اگر ظریف از پشیمانی اعتماد به قول کری در امضاء نکردن تحریمهای ISA بگوید، ناگهان رئیسجمهور با گورخوابها احساساتی میشود و اصغر فرهادی به میدان میآید و بیبیسی فارسی خودش برای گزارشهای گورخوابی فیلم میسازد، اما تلخی روزگار، مدعی شدن دولت در قضیه «گورخوابی» و کارتن خوابی است، یعنی دولت یازدهم آنقدر روشنفکر است که مثل یک تحصیلکرده با ادب از پدیده گورخوابی متاثر میشود و ابراز احساسات میکند و نامه یک هنرمند را یادآوری میکند و اشک میریزد اما «کار» نمیکند و فراموش میکند که رئیس دولت است و باید درباره گورخوابی و فقر و فلاکت، پاسخگو باشد، نه مدعی. ...دولت پشت تریبون قرار نمیگیرد و نمیگوید: «امروز نامهای از 400 استاد دانشگاه شریف به دستم رسید درباره تاسف از واردات تراکتور که آن را برای مهندسان صنعتی کمرشکن میدانستند» دولت حقوق 57 میلیونی یک مدیر را «درست و قانونی» و صاحب حقوق را «ذخیره انقلاب» میداند اما به مردم توضیح نمیدهد که چگونه میتواند هم از حقوقهای نجومی راضی و هم از گورخوابی ناراضی باشد؟! ...رئیسجمهور یک هفته پس از اعتراف وزیر خارجهاش به اشتباه در اعتماد به قول کری درباره تحریمهای ISA و یک هفته پس از اوجگیری دلار از 3600 به 4200 تومان، حرفی دراینباره ندارد. چرا چون سوژه به دستش رسیده است: گورخوابها. ...ایکاش پشت تریبونها میگفتید که گورخوابان وقتی گورخواب شدند که گفتیم «برای رسیدن به توسعه باید عدهای زیرچرخهای آن له شوند.» |
|||
|
|
۹:۱۷, ۱۲/دی/۹۵
شماره ارسال: #262
|
|||
|
|||
|
دکتر محمدحسین محترم
1- در دو هفته گذشته سند ملی آموزش 2030 ایران رونمایی و موجب نگرانی جامعه علمی - آموزشی کشور شد. اولاً سؤال این است چرا سند به این مهمی بدون هیچگونه اطلاعرسانی قبلی و حتی بدون حضور نهادهای تصمیمگیر، سیاستگذار و قانونگذار از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و چهرههای علمی کشور و خبرنگاران رونمایی شد و جزئیات آن منتشر نشده است؟ثانیاً وزیر علوم، تحقیقات و فناوری گفته کمیسیون علمی، فرهنگی و تربیتی سازمان ملل (یونسکو) در ایران در چارچوب عمل جهانی آموزش 2030 و مطابق با آخرین مصوبات و دستورات بینالمللی اقدام به تدوین سند ملی آموزش ملی 2030 ایران کرده است. سؤال اول: چرا چنین سندی در سکوت کامل و بدون نظرخواهی از کارشناسان تدوین شده و در معرض نقد و بررسی عالمانه جامعه علمی - آموزشی کشور قرار نگرفته است؟ سؤال دوم: آیا چنین سندی باید در مراجع قانونی صاحب صلاحیت کشور مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی و براساس معیارهای تربیتی و سبک زندگی ایرانی- اسلامی تدوین و به تصویب برسد یا از سوی یونسکو و با همکاری بانک جهانی و براساس معیارهای لیبرالی و سرمایهداری دیکته شود؟ سؤال سوم: وجاهت قانونی و صلاحیت علمی - آموزشی کمیسیون یونسکو چیست که تدوین سند ملی آموزشی کشور به دست آن سپرده شده است؟ ثالثاً وزیرعلوم گفته اهداف آموزش سند 2030 در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نقشه جامع علم و فناوری کشور و برنامه توسعه ششم گنجانده شده است. سؤال: چرا قبل از اینکه این سند به تصویب مراجع قانونی از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی و مجلس شورای اسلامی برسد، دولت آن را به اجرا گذاشته؟ آیا نمایندگان مجلس که اکنون مشغول بررسی و تصویب برنامه ششم هستند، به این امر واقفند؟ رابعاً از سال 94 دولت تعهد کرده سند 2030 یونسکو و شاخصهای 18گانه آن را اجرا و مطالبات آموزشی سازمان ملل را وارد کتب درسی و آموزشی کشور کند. وزیر علوم گفته ایران موظف است گزارش پیشرفت کار را سالانه به مراجع بینالمللی ارائه دهد. سؤال: چرا دولت بدون مصوبه مجلس شورای اسلامی و تائید شورای محترم نگهبان، در پاریس مقر یونسکو متعهد به اجرای آن شده است؟ مگر براساس اصل یکصد و بیست و پنجم قانون اساسی هرگونه ایجاد تعهد برای کشور در مجامع بینالمللی نیاز به تصویب مجلس شورای اسلامی ندارد؟ و آیا اگر این تعهد موجب سلطه بیگانه شود براساس اصل 153 ممنوع نمیباشد؟ آیا سند 2030 موجب سلطه فرهنگی بر کشور نمیشود و با قاعده حقوقی و فقهی نفی سبیل در تضاد نیست؟ خامساً این سند و توافق با یونسکو که قرار است مبنای تعلیم و تربیت تمام دوران تحصیل دانشآموزان و دانشجویان کشور قرار گیرد، کجای نقشه جامع علمی کشور قرار دارد؟ قطعاً چنین سندی اهداف نفوذی دارد و آسیب جدی متوجه نظام تعلیم و تربیت میکند. سادساً وزیر علوم تصریح کرده تهیه سند ملی آموزش 2030 یک حرکت هوشمندانه است. با توجه به سؤالات بیپاسخ فوق، راز محرمانه تدوین و تصویب و اجرا کردن و دادن تعهد بینالمللی این سند و رونمایی آن چیست و چه جریان و افرادی پشت پرده این حرکت هوشمندانه! قرار دارند؟ 2- سازمان ملل ابزاری برای پیشبرد اهداف نظام سلطه جهانی و مبنای یونسکو تفکر لیبرالِ غرب میباشد و با تفکر اسلامی در تضاد است. همچنین با استناد به سند منتشر شده از سوی پنتاگون، یونسکو طبق دکترین امنیت ملی آمریکا جزو بازوهای اجرای سیاستهای آمریکا در سایر کشورها به شمار میرود و دستورالعملهای اصلی خود را از این مرکز دریافت میکند، که تازهترین مورد آن سال۲۰۱۱ توسط اوباما رئیسجمهور آمریکا ابلاغ و در سال 2015 با حضور و سخنرانی میشل اوباما همسر رئیسجمهور آمریکا در کنفرانس بينالمللي «نوآوري در آموزش» تحت عنوان «سرمايهگذاري براي توسعه» در دوحه پايتخت قطر بهروزرسانی و براساس آن سند 2030 در همان سال - 13 آبان 94 - در مقر يونسکو در پاريس با حضور وزرای آموزش و پرورش کشورهای عضو از جمله ایران تصویب شد. اوباما خرداد 93 در دانشکده نظامی وست پوینت نیویورک تاکید کرده بود «نهادهای بینالمللی از سازمان ملل گرفته تا صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی را آمریکا شکل داده و این نهادها تقویتکننده نیرو و توان آمریکا و بخشی از رهبری آمریکا هستند.» نکته جالب اینجاست که سیاستهای دکترین امنیت ملی آمریکا با کمک دستگاهها و بودجههای دولتی در کشور اجرا میشود! 3- براساس چه معیار عقلی و منطقی چنین اعتمادی از سوی مسئولان کشور به یک نهاد بینالمللی شده که سوابق آن مشخص است؟ باید گفت این اعتماد از جنس همان اعتمادی است که استراتژیستهای جریان لیبرال، مذاکرات هستهای را طراحی و به دستگاه دیپلماسی کشور تحمیل کردند که اکنون وزیر امور خارجه مجبور به اعتراف به اشتباه بودن آن شد. 4- متاسفانه علیرغم ادعای دفاع از حقوق شهروندی و رونمایی از سند آن، محرمانهسازی بسیاری از مسایل برای مردم و دور زدن نهادهای قانونی کشور و دادن تعهدات بینالمللی مغایر با قوانین و ارزشهای کشور جزو اتفاقاتی است که طی سالهای گذشته شاهد آن بودیم، در حالیکه دانستن حق مردم است. حق جامعه است بداند سند 2030 متضمن منافعی برای کشور است یا موجب تعارضات بین نسلی و انحراف نسل آینده کشور میشود و هویت ایرانی - اسلامی را هدف قرار داده است؟ قطعاً این اقدامات ناشی از حساسیت و نگرانی از واکنش جامعه به ویژه جامعه علمی- آموزشی کشور بوده و به همین دلیل جریان پشتپرده آن تلاش دارد مسائل در سکوت برگزار شود. 5- در سند 2030 در ظاهر عبارت خوبی مانند آموزش و توسعه پایدار به کار برده شده، اما آنچه که از نتیجه عملی آن به دست میآید تغییر باورهای مردم و هماهنگ کردن نسل آینده با سیاستهای نظام سلطه سرمایهداری تحت عنوان نظم جهانی است. همانگونه که در دیگر اسناد بینالمللی سخن از صلح جهانی گفته شده اما نتیجه آن اسناد، جنگ و خونریزی و خشونت در اقصی نقاط جهان است. 6- از دلایل توجیهی این سند استقاده از توانمندیهای بینالمللی بیان شده، در حالی که حقیقت امر این است که در پس قول و قرارهای داده شده، باید دادههای اطلاعاتی آموزشی و پرورشی کشور را در اختیار خارجیها بگذاریم، چنان که وزیر علوم تصریح کرده سالانه باید این اطلاعات ارسال شود و نگرانی این است که این اطلاعات در اختیار نهادهای جاسوسی دنیا و بهویژه سیا و موساد قرار گیرد!، آنگونه که قبلاً رخ داده است. 7- با توجه به محور بودن تساوی جنسیتی و حقوق بشر و سبک زندگی غربی در سند 2030، نگرانی مهمتر این است که دادن اینگونه تعهدات بینالمللی بدون تصویب در مراکز تصمیمگیری و قانونگذاری کشور، خود زمینهساز فشارهای بینالمللی و تصویب قطعنامههای سازمان ملل علیه ملت ایران به بهانههای حقوق بشری خواهد شد و بر مبنای همین تعهدات عدهای وطنفروش اقدام به نوشتن نامه به رئیسجمهور آمریکا میکنند و از او میخواهند تحریمها را علیه ملت ایران تشدید کنند، همانند آنچه که طراحان و حامیان و سران فتنه 88 در آن سال در نامه به اوباما و در چند هفته اخیر با نامه نوشتن به ترامپ انجام دادند. 8- خصوصیسازی مدارس را نیز باید در جهت اجرای همین سند2030 ارزیابی کرد. رئیسجمهور سال 94 در آیین نکوداشت مقام معلم تاکید میکند «آموزش و پرورش باید به تدریج و گام به گام از حالت دولتی بودن خارج شود». در حالی که خصوصیسازی آموزشی و سلب اختیار از دولتها و حاکمیت کشورها که توسط میلتون فریدمن اقتصاددان آمریکایی پیشنهاد شده، مهمترین ویژگی سند آموزشی2030 دیکته شده از سوی یونسکو و در راستای اهداف نظام سرمایهداری جهانی است و مهمترین دستاورد آن نفوذ جریانها و منابع روشنفکری و سکولار در فضای آموزشی و تربیتی کشور بر مبنای آموزههای غربی است. این هدف آشکارا در کتابچههای راهنمای یونسکو با عنوان «آموزش همگانی جهانی» به چشم میخورد. به همین دلیل است که برخی تئوریسینهای دولت یازدهم علنا اعلام میکنند «دوره آموزش و پرورش ایدئولوژیک به پایان رسیده است.»! 9- جریان پشت این تفکر برای فراهم کردن اجرای این «سند نفوذ آموزشی» ابتدا نشستی در تیر93 با حضور مشهورترین چهرههای اقتصاد سرمایهداری داخلی و خارجی در دانشگاه شریف و دومین همایش را تحت عنوان «کنفرانس توسعه عدالت آموزشی» با حضور برخی مسئولان اجرایی کشور برگزار کرد. 10- نکته فاجعهبار اینجاست که تاکنون اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی و نمایندگان ملت در مجلس شورای اسلامی واکنشی به تدوین و اجرای غیرقانونی سند 2030 از خود نشان ندادهاند و بیتوجهی به این سند مهم آموزشی کشور زمانی قابل درک میشود که رئیس فرهنگستان علوم پزشکی ۸ آذر ۹۴ در مصاحبهای در خصوص سند بینالمللی«آمایش آموزش عالی در عرصه سلامت» تاکید میکند «در مکاتبه و گفتوگو درباره فاجعهبرانگیز بودن آن، با شورای عالی انقلاب فرهنگی، معاون آموزشی وزارتخانه مربوطه و رؤسای کمیسیونهای فرهنگی و آموزش عالی مجلس، همه گفتند ما نفهمیدیم چی بود و تصویب شد!!!» 11- درحالی دولت اصرار دارد طرحهای غیربومی و خلاف قانون یونسکو را به جای طرح تحول بنیادین آموزش و پرورش که یک طرح بومی و مصوب است، به اجرا گذارد تا زمینه هضم هویت ملی - اسلامی و نسل آینده کشور در پروژه جهانی شدن فراهم شود، که رهبر معظم انقلاب تاکید دارند «ما برای تربیت نسل آینده با حریفی به نام «نظام سلطه بینالمللی» مواجه هستیم که برای نسل جوان ملتها به ویژه ملت ایران برنامه دارد. نوسازی نظام آموزشی به شیوه تقلیدی و رونویسی از دست غربیها کاری غلط است. آموزش و پرورش در قانون اساسی، مسئلهای «حاکمیتی» است و دولت باید نقشآفرینی کند». (12 اردیبهشت 95). |
|||
|
|
۱۷:۳۰, ۲۵/دی/۹۵
شماره ارسال: #263
|
|||
|
|||
|
دستور کمسابقه بهکارگیری امکانات تبلیغاتی دولت برای «روحانی» +اسناد
خبرگزاری فارس، شبکه اطلاع رسانی راه دانا نوشت: دولت در اقدامی کمسابقه، در پوشش طرحی به نام «اطلاع رسانی و تعامل مستقیم با مردم» دستور تشکیل ستادهای تبلیغاتی حسن روحانی برای انتخابات ۹۶ را در استانداریها و فرمانداریهای سراسر کشور صادر کرد. در این ابلاغیه 19 ماده ای ریاست این ستاد تبلیغاتی بر عهده معاونین سیاسی و امنیتی استانداری ها (مجریان مستقیم انتخابات) و نظارت بر عملکرد این ستاد به استانداران واگذار شده است. پس از انتشار این خبر مسئولان وزارت کشور از وجود چنین ابلاغیهای اظهار بیاطلاعی کردند و در همین رابطه محمد امین رضازاده مدیرکل سیاسی وزارت کشور گفت: بنده هم این مطالب را درفضای مجازی دیدم اما چیز غیر متعارفی را مشاهده نکردم، لذا چیز غیر عادی و غیر متعارفی نبوده البته آنطور به مدیران و معاونان سیاسی ابلاغ نشده و ابلاغیه غیر واقعی و غیر متعارف منتقل نشده است. وی افزود: این مطلبی که با این حساسیت نوشته شده، بنده نیز مطلب غیر متعارفی ندیده ام. مدیرکل سیاسی وزارت کشور در پاسخ به این سول که آیا حوزه سیاسی وزارت کشور این ابلاغیه را ارسال کرده است یا خیر گفت: اصلا حوزه سیاسی نبوده و مربوط به حوزه ما نیست. همچین چیزی ندیدم به معاون سیاسی ابلاغ شده باشد ما که نفرستادیم. در جاهای دیگر هم آن حساسیت هایی که بوده که بنده رجوع کردم چیز غیرمتعارفی ندیدم. رضازاده در پاسخ به این سوال که آیا این ابلاغیه با توجه به داشتن عنوان اطلاع رسانی آیا از حوزه اطلاع رسانی وزارت کشور ابلاغ شده است؟ گفت: نمی دانم. وی در پاسخ به این سوال که آیا چنین چیزی ابلاغ نشده است؟ گفت: نه اینجور نمی گویم بلکه آنطور که مطالبی در این خصوص انعکاس یافته بود چیز غیر عادی و غیرمتعارفی ندیده ام. این انکارهای صریح و تکذیب در روز روشن در حالی است که ابلاغیه جنجالی 19 ماده ای به شماره 131079 و در تاریخ هشتم دی ماه سال جاری با امضای شخص وزیر کشور به استانداران سراسر کشور ارسال شده است. ![]() ![]() http://www.farsnews.com/13951025000502 |
|||
|
|
۱۸:۴۵, ۱۸/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #264
|
|||
|
|||
|
1- نسبت ما با « اراده و اجازه و امر و نهی آمریکا»، یکی از کانونیترین مباحث راهبردی در سی و هشتمین سالگرد پیروزی انقلاب است. یافتن این نسبت بستگی به پاسخ 2 پرسش دارد؛ اول اینکه آمریکا دوست، شریک، رقیب یا دشمن ماست؟ دوم؛ معادله و موازنه قدرت میان ما و آمریکا چگونه بود و در طول این 4 دهه به سمت کدام کفه (ما یا آمریکا) تغییر یافته است؟ پس از پاسخ این دو سوال، به سوال اصلی میرسیم و آن اینکه آیا باید در مدار اراده و امر و نهی آمریکا رفتار کنیم و یا در تراز انقلاب اسلامی و موفقیتهای آن، قالبشکن باشیم؟ برخی محافل در داخل، هرچند از تعلق خاطر به انقلاب و مکتب امام خمینی(رحمة الله علیه) سخن میگویند اما ورای ادعاها چنان میگویند و میکنند که هر اقدام ملی برای قدرتافزایی و پیشرفت، مستلزم کسب اجازه از آمریکاست! البته که صریح این حرف را نمیزنند اما هر جا که آمریکا فشار میآورد، اینها- و بدتر از اینها، عقبه سیاسی و رسانهای مدعی حمایت از اینها- همان موضوع معطوف به قدرت ملی (نظیر برنامه هستهای، نفوذ منطقهای، برنامه موشکی) را دردسر و مزاحم منافع ملی تلقی میکنند و خواستار محدودسازی آن میشوند.
2- اردیبهشت 92 (یک ماه مانده تا انتخابات ریاست جمهوری) یک نامزد انتخاباتی در جمع دانشجویان صنعتی شریف گفت: «اروپاییها آقا اجازه هستند و آمریکا کدخداست؛ بستن با کدخدا راحتتر است». همان سیاستمدار، مرداد امسال در مراسم پنجاهمین سالگرد تاسیس شرکت گاز، سخنانی را گفت که سایت رسمی سایت ریاست جمهوری مجبور به حذف آن از متن شد؛ مبنی بر اینکه «نباید مقابل قدرتهای بزرگ ایستاد، با شعارهایی که بعضا توخالی هم هست». خب! وقتی انواعی از این سخنان از یک دولتمرد صادر میشود و تکیه بر «بزرگنمایی حریف- ضعیفنمایی خود» دارد، چرا از جان کری وزیر خارجه (وقت) تا جان برنان رئیس سازمان سیا، نگران سرنوشت همین فرد در انتخابات و غیر آن نباشند و همین را علنا اظهار نکنند؟ هرچند در اردیبهشت 92 گفته شد «اروپاییها» آقا اجازه هستند، اما به تدریج معلوم شد کسانی در داخل ایران، به کسب اجازه از کدخدا باور دارند. وگرنه به شکلی رفتار نمیکردند که بخش عمدهای از برنامه هستهای را اوراق کنند و در عین حال تحریمهای عمده بانکی و مالی برقرار بماند و پس از همه قول و قرارها و امتیازدهیها در برجام، تازه از آمریکا التماس کنند که «نامه آرامشبخش» برای تکتک معاملات صادر فرمایند! اما تلختر از خود این روند، اظهارات چهارشنبه گذشته همان دولتمرد در همایش روز ملی فناوری بود مبنی بر اینکه «میشود در مسائل غیرهستهای هم مذاکره کرد»! چه مذاکرهای؟ در کدام فرایند؟ یعنی امتیاز نقد بدهیم و وعده نسیه تحویل بگیریم؟ توجه کنیم که این پالس اخیر، برای ترامپ به اصطلاح دیوانه ارسال میشود و نه اوبامای مودب! 3- وقتی دولتمردی میگوید «نباید مقابل قدرتها بایستیم، آن هم با شعارهایی که بعضا توخالی است»، لابد وزیر خارجه تراز او همان میشود که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران بگوید «آمریکا ظرف 5 دقیقه میتواند تمام قوای دفاعی ما را نابود کند» و مشاور ارشد همان دولتمرد، زبان میگشاید و میگوید «ما جز در پختن آبگوشت بزباش و قرمه سبزی، قدرت رقابت در هیچ فناوری و صنعتی را نداریم». ادعای وفاداری به امام و انقلاب کجا و این منطق ما بیچارهایم و نمیتوانیم کجا؟ اگر بنای بر کسب اجازه از ابرقدرتها یا احساس ضعف در مقابل آنها بود که ملت ما نباید حتی در ذهن خود نیز جرئت اندیشیدن به انقلاب و سرنگونی ژاندارم آمریکا در منطقه را راه میداد؟ و نباید در جنگ تحمیلی نیابتی آمریکا، مقابل صدام سینه سپر میکرد؟ یا در شروع اولین تحریمها- که بلافاصله پس از انقلاب اعمال شد و نه پس از برنامه هستهای- دستها را بالا میبردند! اگر بنا بر اجازه گرفتن از آمریکا یا موافق میل او رفتار کردن بود، لابد باید مانند برخی منافقین- که پیش پای ارتش متجاوز صدام گوسفند قربانی کردند- در مرز کرمانشاه، مقابل ارتش اشغالگر آمریکا در عراق و سپس سربازان جنگ نیابتی او (داعش) گوسفند میکشتیم، بلکه رو به قبله دراز میکشیدیم تا پس از حمام خون در عراق، سراغ ملت ما بیایند و جنایاتی را که در عراق و افغانستان و سوریه و لیبی مرتکب شدند، بدترش را اینجا مرتکب شوند. ما در همین سال 2016 میلادی و در حالی که فلان دولتمرد میگفت نباید مقابل قدرتهای بزرگ بایستیم، مقابل پروژه نیابتی و اصالتا ضد ایرانی مثلث صهیونیسم مسیحی (آمریکا، انگلیس و اسرائیل) در دو جبهه موصل و حلب ایستادیم و کاری با آمریکای مهاجم کردیم که حتی به عنوان عضو ناظر، راهی به مذاکرات آستانه پیدا نکرد. این همان آمریکایی بود که میگفت اسد باید برود و فلان روز و ساعت، کار سوریه را تمام میکنیم. 4- همین پیروزیهای بزرگ باعث شد «امریکن اینترست» ایران را در زمره هفت قدرت برتر جهان رتبهبندی کند و اندیشکده امریکن اینترپرایز بنویسد «قابلیتهای جدید نظامی ایران را تنها چند کشور انگشتشمار دارند. ایران بازیگر مسلط منطقه باقی خواهد ماند. آزادسازی حلب، زنگ خطر بزرگی است. تهران از فراز سکوی سوریه میتواند خاورمیانه را مدیریت کرده و منافع آمریکا را به چالش بکشد.» و درست به دلیل همین قدرتمندی است که فیلیپ گوردون (دستیار اوباما و هماهنگکننده سابق کاخ سفید در امور خاورمیانه) تاکید میکند «در حالی که مقامات دولت ترامپ ادعا کردهاند طیف گستردهای از گزینهها را در اختیار دارند که میتوانند از میان آنها برای پاسخدهی موثر به ایران یکی را انتخاب کنند، اما واقعیت این است که آنها چنین گزینههایی در اختیار ندارند». در حالی که پروژه ایجاد بیثباتی و جنگ در منطقه، ایران را هدف گرفته، اما روزنامه گاردین در اوج پیروزیها و موفقیتهای ما نوشت «ایران تنها کشور باثبات، در خاورمیانه آشوبزده است». آیا نباید از خود بپرسیم چرا از بوش تا اوباما، همواره تهدید به حمله نظامی علیه ایران کردند اما در اعمال آن فشل ماندند؟ این تهدیدزدایی ناشی از اظهار عجز و گفتن ادبیاتی نظیر «خزانه خالی است» و «آمریکا ظرف 5 دقیقه میتواند تمام توان دفاعی ما را نابود کند»، بود یا به خاطر قدرتنمایی متحدین ایران از شرق عراق تا غرب سوریه و شمال فلسطین اشغالی و در حاشیه بابالمندب، و قدرتنمایی دریایی و موشکی ایران؟ 5- دولتمردی که به ترامپ- و نه اوباما- پالس میفرستد و میگوید «میتوانیم در مسائل غیرهستهای هم مذاکره کنیم»، قرار است این بار چه چیزی را در مقابل «عایدی تقریبا هیچ» بفروشد و به قول رادیو فرانسه بر سر حقوق ملی معامله کند؛ برنامه موشکی و نظامی یا متحدان قدرتافزای ایران در منطقه؟ سوال مهمتر! چرا دشمن در چهارچوب عملیات روانی و جنگ نرم، تکتک منابع قدرت ملی را اسباب مزاحمت و دردسر برای ما جا میزند و کسانی هم در داخل پیدا میشوند که بگویند بهرهمندی از قبیل این منابع، ماجراجویی و هزینه تراشیدن برای کشور است، یا دستکم بر سر این منابع میشود معامله «تانک بده- کلاشینکف بگیر!» را تکرار کرد؟ آیا بدون وجود این ایستگاههای تقویت فشار حریف در داخل، فرستنده آن امواج عملیات روانی موضوعیت پیدا میکرد؟ همین جا به یک واقعیت تلخ دیگر میرسیم و آن اینکه به معنای واقعی کلمه در کشور «کاسب تحریم و تهدید» داریم که به جای سینه سپر کردن مقابل دشمن، تهدیدهای اقتصادی و نظامی او را برای ملت و حاکمیت خود فاکتور میکند و مردم را در انتخابات میترساند تا از طریق این ارعاب بتواند صورت مسئله مطالبه (ارائه کارنامه 4 سال حضور در دولت و تحمیل هزینههای بزرگ به کشور) را عوض کند؛ کاسبی با کابوس شبح جنگ، پس از کاسبی با رؤیای موهوم رونق اقتصادی! 6- ملاک راستیآزمایی این جماعت این است که ببینیم آیا با ترامپ اظهار مخالفت میکنند یا با اصل دشمنیهای زنجیرهای هیئت حاکمه فرا دولتی و دوحزبی آمریکا که متأثر از لابیهایی مانند ایپک، بیلدربرگ و مافیای بزرگ «صهیونیسم مسیحی» است؟ خطا یا خیانت راهبردی است که تصور یا تلقین شود ترامپ، تافته جدابافتهای از حاکمیت آمریکاست و به تنهایی دشمنی میکند. برخی سیاسیون یا رسانهها به گونهای تحلیل میکنند که انگار ترامپ را مثلا از آنگولا و آمازون پیدا کرده و به سیستم سیاسی آمریکا پیوند زدهاند! ترامپ حاصل 250 سال صیرورت قهقرایی تمدن آمریکاست و متعاقب رویکردهای 4 دولت بوش پدر، بیل کلینتون، بوش پسر و اوباما در دموکراسی آمریکا بالا آمده است. او همان گزینههای روی میزی را به رخ میکشد که دولت اوباما و بوش میگفتند. او همان تحریم ویزایی را علیه ایران به اجرا گذاشت که زیرساخت قانونی آن را دولت اوباما چید. رئیسجمهورهای آمریکا از بیل کلینتون تا بوش و اوباما و ترامپ در یک سیستم سیاسی سلطهطلب و قائل به جهانگشایی به خدمت گرفته میشوند. ترامپ سوار بر همان امواج نارضایتی در جامعه آمریکا سر کار آمد که 8 سال پیش اوباما با شعار «تغییر» سوار آن امواج شد. اوباما چند سال، مردم فرودست آمریکا و مردم غرب و شرق آسیا و آفریقا را با خیال تغییر سرکار گذاشت. حضور و سخنرانیهای او در مساجد و دانشگاههای قاهره و جاکارتا و اسلامبول مانند توپ صدا کرد؛ اما دردوره او گوانتانامو ماند و شیوههای شکنجه توسعه پیدا کرد و فقر و بدهکاری در جامعه آمریکا گسترش یافت و در همان دولت با تغییر تاکتیک جنگ مستقیم به نیابتی، سوریه و یمن و عراق و غزه را شخم زدند و لیبی را رأسا منهدم ساختند. در همین دوره بود که دانشمندان اتمی ما را به خاک و خون کشیدند و آشوب نیابتی راه انداختند و در همین دوره، هیلاری کلینتون (معروف به الهه جنگ در آمریکا) که بعضیها در ایران هنوز سوگوار رأی نیاوردن او هستند، از تحریمهای فلجکننده رونمایی کرد و در همین دوره ماهعسل غربگرایان، اوباما 2 میلیارد دلار از اموال ما را غارت کردند. 7- فراتر از ترامپ و اوباما، مسئله صهیونیسم مسیحی، به پیشرفت الهام بخش و قدرت خیرهکننده ابرقدرت نوظهوری به نام ایران برمیگردد، حتی اگر مثلا سودان و سومالی و لیبی و... را هم چاشنی جنجالآفرینی خود کنند. صهیونیسم مسیحی که ردی از آن در عملکرد برخی دولتهای اروپایی مشاهده میشود، برخلاف تصور، نمیتواند روی قدرت خود حساب تازهای باز کند بلکه به عملیات فریبی که در ماجرای برجام جواب داد و (ایستگاه تقویت امواج تهدید و تطمیع در داخل ایران) امید بسته است. آنها به کمک همین ایستگاه داخلی، در حال بازآرایی و معتبرنمایی تهدیدها علیه ایران، هستند و به واسطه معرکهگیری دلقک جدیدی به نام ترامپ نیز استفاده میکنند. دیوانگیهای ترامپ باید چنان بزرگنمایی شود که کسانی در داخل ایران بتوانند بگویند باید سراغ پلیس خوب (اروپا) برویم و با آنها - از مسیر واگذاری امتیازهای جدید - ببندیم؛ بیآن که بگویند تکلیف گزاره «اروپاییها آقا اجازهاند» چه میشود؟ و آنها چقدر به تعهدات خود در صیانت از برجام و اجرای آن عمل کردهاند که بخواهند تعهد جدیدی بدهند؟ یا پاسخ دهند که اگر قرار بود برجام شبح جنگ و شمشیر و داموکلس تحریم را از سر کشور بردارد، پس چرا تحریمها و تهدیدها در حال گسترش است؟ تلخ است اما واقعیت دارد که طیف واداده به جای استفاده از قدرت ملی برای ایستادگی در برابر حریف مستأصل و گرفتن امتیازات راهبردی، از فشار خارجی برای ارعاب مردم و مجبور کردن آنها به ابقای خود در دولت بهره میگیرد! 8- اما منطق انقلاب اسلامی که روح جمعی ایرانی بر مبنای آن بالید و موفقیتهای بزرگ را رقم زد، دقیقا نقطه مقابل این «دولتداری نیابتی»! است. معاملهای که آمریکا در عرصه تحقیر- قبل و بعد از انقلاب- با محمدرضا پهلوی کرد و بعد از 57 سال نوکری حتی به او پناه نداد، برای غربگراهای امروز کفایت میکند؛ همانها که دولت مستکبر اوباما حتی برای نمایندهشان در سازمان ملل هم ویزا نداد و او را تروریست خواند! محمد ایمانی پ.ن. ابوموسی اشعری و شعار لاقتال لاقتال. این ماییم و همان کلاه گشاد تاریخی. برجام مربوط به دولت نیست و تمام نشده. بلکه این خائن و اذنابش به دنبال ادامه مذاکره و ادامه خیانت های زنجیره ای برنامه ریزی شده توسط بنیاد راکفلر، برای تامین منافع کثبف دنیوی خود و دار و دسته جنایتکار خودشان هستند. طیف واداده و خسته از انقلاب برای ماندن در راس کار و بهره مندی و نشخوار کردن از منافع مادی آن، نیاز به ایرانی به ظاهر اسلامی اما تهی از آرمان های انقلابی دارند. ایران به ظاهر اسلامی تا با امامه های انگلیسی که به سر کرده اند بر سر مسند حکومت باشند و ایرن تهی از آرمان های انقلابی برای اینکه با دنیای سلطه مشکلی نداشته باشند تا مبادا آسیبی به خلافت و منافع آنها برسد. به همین دلیل به دنبال تحریف انقلاب هستند. مذاکره با آمریکا و پروژه نفوذ، دقیقاً در راستای تحقق بخشیدن به اهداف کثیف این جماعت منافق طراحی شده و در حال اجراست. |
|||
|
|
۲۱:۱۰, ۱۸/بهمن/۹۵
شماره ارسال: #265
|
|||
|
|||
|
باسلام خدمت همه عزیزان
چند بار دیگه هم این جمله رو گفتم ادواسر (یعنی دوباره) "ملت شریف ایران برادران خواهران عزیز بیدار باشید -شهید آیت الله دکتر بهشتی" بزرگان واقعا این نظام سلطه لعنتی که ظهور و بروزش و ما توی رئیس جمهور را و پادشاهان کشور ای مختلف میبینیم اینقدر پیچیده و با حوصله عمل میکنه که نمیشه متقن ی نظری بدیم ولی تحلیل منو بدونین بد نیست (اعتماد به سقف): این ترامپ شروع کننده ی چنگ سراسری میشه که این جنگ یا نظامیه یا ی جنگ غذایی یعنی یا با بمب یا با کمبود غذا یا هر دو میخوان حدود 3میلیارد نفر مردم دنیا رو بکشن دارین میبینین چه کار داره میکنه و تازشم توی اورپا هم دارن رئیس جمهورایی شبیه فکر ترامپ روی کار میارن اسراعیل از نیل تا فرات و میخواد 100 ساله که دارن علنی کار میکنن الان موقع جیدن میوس و ی نکته فراماسونا دنبال چین THE KEY MAKER! یعنی پیدا کردن کلید دری که به بعد اجنه باز میشه ، دنبال کلید سازن؟ کلید ساز؟! آره کیه که شعارش اینه؟ کیه تحصیل کرده فرانسس؟ مهد فراماسونری؟! حالا میخواین قبول کنین میخواین نکنین اوضاع خیلی خیطه! البت آخرش قدرت میرسه به مستضعفان زمین آخرش میشه عدالت ولی آخرش آخرش کی میرسه فقط خدا میدونه فقط بدونین بودایی 5000 ساله منتظر آخرشه یهودیه 2600 ساله منتظره مسیحیه 2000 ساله منتظره شیعه 1200 ساله منتظره ... انتظار خوبه ولی تقریبا هممون قرآن و قبول داریم : خداون متعال هیچ ملتی رو تغییر نمیده مگر اونی که - مردم هر شهر قبیله ...- خودشون تغییر بدن. چون نگه کردند آن 30مرغ زود بی شک آن 30مرغ این 30مرغ بود...!!! |
|||
|
۲۱:۳۴, ۸/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #266
|
|||
|
|||
|
با سلام فقط ی مطلب تکمیلیم بگم البت خدارو شکر هیچ کس نمیاد این مطالبو بخونه ی نظر تکمیلی بده به علم ناقصمون ی چیزی افزوده شه
و اما بعد... ی فیلم هست به اسم ناشناس (گمشده - UNKNOWN) همون که ی دانشمندی ذرت جدیدی کشف کرده و توی هتلش بمب گذاشتن و ی گروه تروریستی خیلی قوی دنبال قهرمانای داستانن... ی جائی از فیلم کاراگاه خصوصیه در باره اون قدرت مخوف میگه: اونا که خدا نیستن! (که همه کارو بتونن انجام بدن) البت تلویزیون میلیه جمهوریه اسلامی توی فیلم دوبله شده این قسمتو سانسور کرده! زرشک شما میتونین توی نسخه اصلی با زیر نویس مشاهده کنین! خلاصه واقعا اونا (فراماسونا و دارو دستشون) خیلی ضعیفا و روی خیلی چیزها نفوذ ندارن همون طور که روی خیلی چیزای دیگه نفوذ دارن مخصوصا قسمت عمده ای از صدا و سیمای میلی ایران 1_ هیچ وقت هیچ وقت عکس و تصویر مسجدالاقصی رو نشون نمیدن قبه الصخره رو نشونمون میدن 2- هیچ وقت از وحدت واقعی مسلمین حرف نمیزنن وحدت واقعی هم احترام به صحابه پیغمبر (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) هم به خانواده پیغمبر(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) یعنی نشون بدن باید مسلمان واقعی باشیم نه اهل ی فرقه 3- هرکس رئیس جمهور بشه از نظر اینا نعوذوباالله میشه پسر خدا وقتیم 4 سالش 8سالش تموم شد میشه پسر شیطان و و... |
|||
|
۱۰:۵۲, ۱۳/تیر/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۳/تیر/۹۶ ۱۰:۵۳ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #267
|
|||
|
|||
|
نگاهی به تجربه تلخ اولین رئیسجمهور ایران «اپوزیسیوننمایی» در سمت ریاستجمهوری!
رخدادهای 38 سال گذشته و نوع کنشهای سیاسی جامعه در این مدت، نشان داده است مردم بهرغم اینکه برای انتخاب مسؤولان کشور پای صندوقهای رأی میروند و گاه رأی قاطع خود را به نام افرادی به صندوق میاندازند اما در عین حال هیچ وقت با کسی تا ابد عقد اخوت نبستهاند و رأیشان به افراد همواره رأی مشروط است. تجربه اولین رئیسجمهور کشور و تصور وی از رأی مردم و به تبع آن نوع برخوردش با این مساله، یکی از قطعههای عبرتانگیز تاریخ جمهوریاسلامی است. بنیصدر که زمانی موفق شده بود اکثریت قاطع آرای مردم را به خود اختصاص دهد و با 11 میلیون رأی، نخستین رئیسجمهور ایران لقب بگیرد، تصورات موهومش نسبت به آرای مردم، فرجام بدی را برای او رقم زد و 36 سال قبل بود که بعد از یک سال و چند ماه، از ریاستجمهوری خلع شد. مجموعهای از عوامل و مشخصههای رفتاری و شخصیتی در بنیصدر وجود داشت که کار وی را به آنجا رساند و به عبرتی برای همه رؤسای جمهور بعد از خودش تبدیل شد. بررسی تاریخی عملکرد و رفتارها و نوع مواجهه بنیصدر با جامعه و ارکان حکومت، بیانگر برخی از این مشخصههای رفتاری و شخصیتی خاص است: 1- برخوردهای متفرعنانه و متبخترانه با منتقدان یکی از مشخصههای بارز بنیصدر بود. این سبک برخوردها هم در هجمههای گسترده به نهادهای انقلابی نظام خود را نشان داده بود و هم حتی در برخی برخوردهای شخصی او با دیگران. حسن یوسفیاشکوری که خود از نمایندگان حامی بنیصدر در مجلس اول بوده، میگوید: «ایشان پس از حضور در افتتاح مجلس گفته بود مجلس او را تخفیف کرده است و دلیل آن را نیز عدم بلند شدن نمایندگان هنگام ورود ایشان به مجلس میدانست. این حرف موجب شگفتی و خشم بسیاری شد. بار دوم که ایشان میخواست به مجلس بیاید، آقای هاشمی، رئیس مجلس از نمایندگان خواهش کرد به خاطر حفظ وحدت جلوی پای رئیسجمهور بلند شوند. واقعا توقع شگفتی بود. همه ما از این توقع ناخرسند بودیم اما عموم نمایندگان به خواسته هاشمی تن داده و جلوی پای بنیصدر ایستادند». همچنین احمد توکلی، نماینده مجلس اول که در جریان اختلافات بر سر معرفی کابینه با بنیصدر تعامل داشته، در رابطه با رفتارهای مغرورانه وی میگوید: «در بحث معرفی وزرا به مجلس، 4 نفر را آقای بنیصدر نپذیرفت. حکمیت شد؛ آیتالله یزدی از جامعه مدرسین و نایب رئیس مجلس و آیتالله انواری عضو جامعه روحانیت مبارز و نماینده تهران، حَکَم شدند. حکمها همراه با ما 4 نفر به اضافه شهید رجایی به دفتر بنیصدر رفتیم. من مهندس موسوی را برای نخستینبار در آنجا دیدم. وارد دفتر شدیم، آقای بنیصدر شلوار کردی پایش بود و روی کاناپه نشسته بود، یک پایش را هم روی کاناپه جمع کرده بود. وقتی وارد شدیم او به احترام هیچ کدام ما، حتی 2 شخصیت روحانی از جای خود بلند نشد. یک صندلی در اتاق کم بود من رفتم کنار بنیصدر روی کاناپه نشستم تا کمی توجه پیدا کند». 2- مجموعه سخنرانیها و مواضع بنیصدر در همان مدت یک سال و چند ماهی که وی رئیسجمهور بود، کینهتوزی شدید وی نسبت به نهادهای انقلابی و هجمههای تند به این نهادها را نشان میدهد. به عنوان مثال وی در سخنرانی 22 بهمن سال 59 نهادهای انقلابی را مورد هجمه قرار داد و آنها را به دیکتاتوری متهم کرد: «فقدان امنیت قضایی، وجود مراکز تصمیمگیری، اقدامات خودکامه و علاوه بر آن رواج روش ترور و بعضی روشهای نادرست دیگر عاملیت و حاکمیت دولت را در بسیاری نقاط به خطر انداخته است. به شما مردم نسبت به نبود امنیت اعلام خطر میکنم. ما امنیت قضایی و اخلاقی میخواهیم. اینکه هنوز بتوان در خیابانها کتاب سوزاند و هنوز بتوان به خوابگاهها حمله کرد و هنوز بتوان غیر از طریق مقامات قانونی مدرسه تعطیل کرد، امری نیست که با آن بتوان در جمهوری اسلامی پیش رفت. همه کارمندان ما باید امنیت شغلی و امنیت از هر لحاظ پیدا کنند». 3- بنیصدر در حالی که رئیسجمهور و دومین شخص نظام بود اما در عین حال مدام به دنبال این بود که از خود چهرهای در قالب اپوزیسیون نظام ارائه دهد. وی با متهم کردن انقلابیون به زورگویی و تلاش برای ارائه تصویری خشن از آنها، این هدف خود را دنبال میکرد. سخنرانی او در 17 شهریور سال 59 در میدان شهدا که وی طی آن از اقلیتی سخن میگوید که به گفته او قصد تسخیر همه امکانات سیاسی و نظامی کشور را دارند و اولین هدف آنها رویارویی با رئیسجمهور و از میان بردن قدرت او است، در همین راستا بود: «یک نظریهای وجود دارد که باید یک اقلیت منسجم در خط حاکمیت کامل برقرار کند. این اقلیت برای استقرار حاکمیت خویش کوشیده است و میکوشد رهبری نهادهای انقلابی را به دست بگیرد. کوشیده است و میکوشد رادیو و تلویزیون و روزنامه را به دست بگیرد و نگذارد هیچ نشریهای که مخالف باشد امکان حیات داشته باشد». همچنین سخنرانی جنجالی او در غائله 14 اسفند نیز از دیگر نمونههایی است که سیاست اپوزیسیوننمایی وی را نشان میدهد. وی در بخشی از این سخنرانی با تخطئه نیروهای انقلابی و حزباللهی، درباره آنها میگوید: «عدهای برای اخلال اینجا آمدهاند، اگر دست از اخلال برندارند من از شما مردم خواهم خواست چماق به دستانی را که میخواهند جمهوری را به لجن بکشند، تنبیه کنید». 4-کسب 11 میلیون رأی، بنیصدر را به قدری غره کرده بود که او از اینکه به تحریف تاریخ ائمه بپردازد و آنها را با خود تطبیق بدهد هم ابایی نداشت. او مردادماه 59 در سخنرانی عمومی با حمله به منتقدانش گفت: «این سخن تازهای نیست. در صدر اسلام نیز در برابر عدل علی، پیراهن عثمان را پرچم کردند و هر روز به بهانهای عرصه را بر امام تنگ کردند. ما نیز اینکه در برابر این انحصارگران و در برابر دسته دوم خوارجی که میخواهند به نام خدا و دین خدا، استقرار حکومت اسلامی را غیرممکن کنند، ایستادهایم». 5- بنیصدر با وجود آنکه از نظر منش رفتاری و رویکرد مدیریتی و فکری فاصله ژرفی با حضرت امام داشت و در واقع در خط مقابل ایشان قرار داشت اما در عین حال تلاش میکرد از بیت امام برای اغراض سیاسیاش استفاده کند. وی وقتی در جریان معرفی نخستوزیر به مجلس در چندین مورد با مخالفت مجلس مواجه شد، تصمیم گرفت حاجاحمدآقا را به عنوان نخستوزیر به مجلس معرفی کند که البته با مخالفت حضرت امام- که حاضر نبودند کسی از نزدیکان ایشان در مشاغل اجرایی قرار بگیرند- مواجه شد. |
|||
|
|
۱۵:۳۱, ۶/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #268
|
|||
|
|||
|
در دوره روحانی تنها ۵ درصد به آمار گردشگران اضافه شده است. در حالی که ایرانیان ۴۵ درصد بیشتر به خارج سفر کرده اند!
در سال ۹۲ و در پایان دولت احمدی نژاد، شمار گردشگران خارجی که به ایران سفر کرده بودند ۴ میلیون و ۷۶۹ هزار نفر و میزان درآمد حاصل از ورود این تعداد گردشگر ۳ میلیارد و ۷۶ میلیون دلار برآورد شده است. در همین سال، شمار گردشگران ایرانی که از کشور خارج شده اند ۶ میلیون ۹۵۹ هزار نفر و میزان ارز خارجشده بهواسطه این تعداد گردشگر، ۸ میلیارد و ۹۷۴ میلیون دلار بوده است. در همان سال تراز صادراتی گردشگری، به واسطه این عدم تعادل منفی و در حدود ۵ میلیارد و ۸۹۸ میلیون دلار بوده است. در سال ۱۳۹۵ و سه سال بعد از روی کار آمدن دولت جدید، شمار گردشگران ورودی ۴ میلیون و ۹۴۲ هزار نفر رسیده و میزان درآمد حاصل از ورود این تعداد گردشگر درحدود ۳ میلیارد و ۸۶۸ میلیون دلار آمریکا برآورد شده است. در واقع در طول سه سال تنها ۱۷۳ هزار نفر بر تعداد گردشگران خارجی که به ایران آمده اند افزوده شده است و میزان در آمد دولت از این محل نیز تنها ۷۹۲ میلیون دلار افزایش یافته است. در همین سال، شمار گردشگران ایرانی که به خارج از کشور سفر کرده اند به عدد بی سابقه ۹ میلیون و ۱۹۶ هزار نفر و به تبع آن میزان ارز خارجشده از کشور توسط این تعداد گردشگر در کم ترین حالت ۱۱ میلیارد دلار بوده است. به این ترتیب تراز صادراتی گردشگری، با رشد منفی به حدود۷ میلیارد و ۱۳۲ میلیون دلار رسیده است. همچنان ترکیه، عراق، کشورهای حاشیه خلیج فارس، جنوب شرق آسیا، ارمنستان و گرجستان همچنان مهم ترین مقاصد گردشگری ایرانیان به شمار می روند. به این ترتیب به نظر می رسد در نتیجه علاقمندی ایرانیان برای سفر به خارج از کشور که عمدتا با انگیزه های گذران اوقات فراغت و دینی انجام می شود، در سال ۱۳۹۵ بیش از ۷ میلیارد دلار ارز را از کشور ساخته است. این علاقمندی در یک زمینه تاریخی و تحت تاثیر متغیرهای مهم فرهنگی شکل گرفته است که از یک سو نگاه اقتصادی به حوزه گردشگری از درک آن ناتوان است و از سوی دیگر گفت و گو درباره آنها تبدیل به نوعی تابو شده است. همه این تحولات به موازات پیش رفتن سیاست تنش زدایی دولت در عرصه سیاست خارجی رخ داده است. در واقع علی رغم تلاش دولت مردان برای جذب گردشگران خارجی به خصوص گردشگران اروپایی، در دولت یازدهم بیش از آن که شهروندان کشورهای دیگر به ایران سفر کنند، این گردشگران ایرانی بوده اند که به کشورهای دیگر سفر کرده اند. سینا کلهر / مکتوبات |
|||
|
|
۱۶:۵۸, ۶/شهریور/۹۶
شماره ارسال: #269
|
|||
|
|||
|
البته عراق جنبه اش جداست..حتی ۷۰ درصد مواد غذایی حج و زیارت از ایران تهیه میشه
.............. عالیجناب روحانی بس نیست? نه!هنوز چهار سال دیگه مونده |
|||
|
|
۰:۰۸, ۸/شهریور/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۸/شهریور/۹۶ ۰:۱۴ توسط imaneavare_59.)
شماره ارسال: #270
|
|||
|
|||
|
ی نظری دادم تایید نمودم بعدش پر پر شد دمتون گرم مدیر جان...
در باره مهندسیه انتخابات ایران بود که پرید
بهتره از خودتون بپرسین چرا ایرانیها اینقدر میرن توی کشورایی پایین تر از ما پول خرج میکنن چرا نباید مراکزی شبیه اون مراکزشون نباید داشته باشیم...؟ میدونین چرا توی کفش آیت الله طالقانی سیانور ریختن و کشتنش بعدشم گفتن دشمنا کشتنش یکی از جملاتش این بود "عزیزانم هر مسجدی ی دستشویی میخواد" همه مثل شما تقوی ندارن جلوی خودشونو بگیرن... وای وای از دست صرافان گوهر آشنا هر زمان خر مهره را با در برابر میکنن |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |









![[تصویر: 13951025000528_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/25/13951025000528_PhotoL.jpg)
![[تصویر: 13951025000529_PhotoL.jpg]](http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1395/10/25/13951025000529_PhotoL.jpg)
