کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
انتقاد صریح سید احمد خمینی از سیاستهای اقتصادی دولت هاشمی
۶:۵۵, ۱۹/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #1
آواتار
خوب راستش این دوره و زمونه مد شده برای کوباندن دولتها و نظام، تصاویر مردم زاغه نشین و بسیار فقیر نمایش داده میشه. وقت انتخابات که میشه برای کسب رأی تصاویر همین به تعبیر امام خمینی، پابرهنگان و محرومان نشون داده میشه که بعله ما می خوایم بیایم به احوالات اینها رسیدگی کنیم. اما متاسفانه انگار این بنده های خدا فقط کاربرد تبلیغاتی دارن و متاسفانه هیچ دولتی نتونسته کار اساسی برای این قشر به شدت آسیب پذیر انجام بده. خوب جستجو می کردم ببینم ریشه این مشکلات اقتصادی کجاست. چرا فقیران ما اینقدر عقب موندن وقتی کسانی می تونن خودروری چند میلیاردی سوار بشن. این اختلاف طبقاتی از کجا نشئت گرفته.

خوب ما همه با هر گرایش فکری مسلمان شیعه هستیم. دلمون برای محرومین می سوزه و دوست داریم در حد توانمون کاری برای اونها انجام بدیم. همه دوست دارن از این قشرها واقعا محرومیت زدایی بشه. اما اینکه چه دولتی با چه تفکری اینکار رو انجام بده میشه تفاوت در انتخاب رئیس جمهور و نمایندگان مجلس در انتخابات. اینکه مدیران انقلابی باشن یا تکنوکرات. اینکه نگاه به درون باشه یا برون و ...دعوای انتخاباتی هم همینه....

طبیعی هست که این اختلاف طبقاتی اقتصادی توی یه دولت شکل نگرفته اما متاسفانه چون همه دولتها تقریبا یک مبنا رو در پیش گرفتن این اختلاف روز به روز بیشتر شده. صد البته در ریشه یابی ها به قبل از انقلاب می رسیم و نقش رژیم پلید پهلوی بسیار زیاد بود متاسفانه. رضا شاه ملعون که نقدینگی اش 46 درصد نقدینگی کل کشور بود به افسران خودش دستور می داد!! برن برای خودشون زمین و باغ دست و پا کنن و چقدر ظلم ها و تجاوزها شد... محمدرضای فاسد به همراه ایل و تبار تماما مفسد اقتصادی فرح پهلوی و غارت ثروت و گنج عظیمی به خارج کشور و اصلاحات ارضی و نابودی کشاورزی و.... اینها درست اما توی این تاپیک قرار نیست به این موضوع بپردازیم.

بحث این بود که بعد از انقلاب چه کنیم. خصوصا بعد از جنگ. خوب همه کشورهای در حال توسعه زمان جنگ سیاست ریاضت اقتصادی رو در پیش می گیرن. کشوری مثل ژاپن بعد از جنگ و بمباران هسته ای شدن سیاست ریاضتی خودش رو به یکباره برنداشت و تا تونست سعی کرد روی پای خودش بایسته یعنی در حالیکه مردم به سبک زندگی ریاضتی عادت کرده بودن و قدرت تحمل اون رو پیدا کرده بودن به ناگهان دست از این سیاست برنداشت و از این فرصت استفاده کرد برای رونق دادن به تولید داخلی طوریکه معروفه برای ساختن ساختمان مدیریت کشور تصمیم گرفتن حتی یه جنس خارجی درش استفاده نشه و وقتی در ژاپن هنوز شیشه تولید داخل نشده بود مدیران دولت زیر بار خرید از خارج نرفتن و پنجره ها رو با نوعی پلاستیک پوشاندن تا سالهای بعد شیشه در ژاپن تولید شد...

در کشور ما بعد از پایان جنگ و پس از فوت امام خمینی، آقای هاشمی رفسنجانی مدیر دولت شد. اگرچه ایشون دنبال یک ژاپن اسلای بود اما متاسفانه هیچگاه نتونست به تفاوتهای ایران و ژاپن درست فکر کنه و سیاستی در پیش گرفت که زمینه های بیمار شدن اقتصاد جمهوری اسلامی در سالهای بعد رو منجر شد. مطالب در نقد سیاستهای اقتصادی و خارجی و فرهنگی دولت هاشمی و البته سایر دولتها در وب زیاد هست. اتفاقی لابلای جستجوها و مطالعاتم به مطلبی خوردم پیرامون نقدهای جالب و خواندنی سید احمد خمینی پیرامون سیاست اقتصادی که هاشمی در پیش گرفته بود که در تضاد کامل با انقلاب و اصول اون بود.

به دو دلیل تصمیم گرفتم مطلب رو اینجا قرار بدم. یکی دفاع بدون پشتوانه و سند بعضی مردم و بعضی دوستان اینجا از سیاستهای اقتصادی دولت هاشمی و دوم یادم میاد بعد از رد صلاحیت سید حسن خمینی آقای هاشمی خیلی داد و بیداد می کرد و از مدیون بودن مردم و مسئولین به بیت امام سخن می گفت... باید دید بیت امام منظور کدوم بیت بوده و رفتار خود هاشمی در قبال نقدهای بیت امام چگونه بوده...

شما رو دعوت میکنم حتما مطالعه کنین:


یادگار امام در انتقاد به سیاست‌های اقتصادی دولت سازندگی می‌گویند:

"اقتصاد بیمار ما بیشتر از هر زمانی به راه‌اندازی چرخ‌های تولید نیاز دارد./امروز گرانی و کمبود و فشار اقتصادی بر دوش خیل محرومین جامعه به صورت شکننده‌ای درآمده است"/"وقتی ما از کسانی که در خارج نشسته بودند و فرزندان امام از بی‌دکتری جان می‌دادند، دعوت به عمل آوردیم، نباید توقع داشته باشیم نگویند همه ارزش‌های دوران انقلاب به ضد‌ارزش تبدیل شده است. ملاقات با سرمایه‌داران فراری زمان شاه، ایران را به ایران زمان شاه، یعنی مورد قبول غرب مبدل می‌کند."


حاج احمد پس از انقلاب دستیار ارشد رهبر انقلاب بود. امام خمینی در وصف او نوشته بود:

«من خدای قاهر حاضر منتقم را شاهد می‌گیرم که احمد از آن روزی که در کمک این جانب در بیرونی مشغول اداره امور من بوده تا الآن که این ورقه را می‌نویسم قدمی یا قلمی برخلاف گفتار و نوشتار من برنداشته و با وسواس عجیب در کلیه گفتارهای من یا نوشته‌های من سعی نموده که حتی یک کلمه بلکه گاهی یک حرف را که به نظر او محتاج به اصلاح است بدون اذن من تصرف نکند.» (2)


[تصویر: z061.jpg]

سید احمد خمینی پس از رحلت امام با حمایت از رهبری آیت‌الله خامنه‌ای در تثبیت نظام کوشید:
«باید همگی پشت سر رهبری قرار بگیریم و از آرمان‌های امام و رهبر عزیز و محبوبمان، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دفاع کنیم.» (3)
«رهبر عزیز ... بزرگواری که به دنیا نشان داد که عصر خمینی پایان‌پذیر نیست و باید برای اهداف امام از جان مایه گذاشت.» (4)
«مطمئناً امریکا چشم به کشور شما دوخته است. مطمئناً امریکا برای نابودی شما، تا آخرین نفس علیه شما اقدام خواهد کرد و لحظه‌ای شما را راحت نخواهد گذاشت. لذا شما به احترام خون شهدا و اسرا و به احترام مجروحان و مفقودالاثرهایتان باید کمربندها را محکم ببندید و پشت سر مقام معظم رهبری بایستید و از آرمان‌های امامتان دفاع کنید.» (5)
[تصویر: Agha%26Seyed%20Ahmad.jpg]

او هنگامی که احساس کرد عده‌ای قصد تضعیف جایگاه ولایت فقیه و رهبری را دارند، با قاطعیت چنین نظر داد:
«شکی نیست آزادی باید در چهارچوب اسلام باشد و شکی نیست که هیچ کس حق شکستن حریم رهبری را ندارد. حرمت رهبری نظام اسلامی، از اصول خدشه‌ناپذیر انقلاب اسلامی ماست.» (6)

«اگر امروز اختلاف موجب شود که به اقتدار ولی فقیه صدمه بخورد، گناه بزرگی مرتکب شده‌ایم.» (7)
«شما نگذاشتید که امام احساس تنهایی کنند، نباید بگذارید آیت‌الله خامنه‌ای مقام معظم رهبری هم احساس تنهایی کنند. بیایید اینجا و در کنار مرقد امام، با امام هم‌پیمان شویم و بگوییم: اماما! حال که تو در بین ما نیستی، ما زنان و مردان انقلابی، پشت سر رهبری و در خط رهبری در مقابل امریکا، در مقابل ابرقدرت‌ها می‌ایستیم و تا آخرین نفس برای پیاده کردن آرمان‌های انقلابی‌مان از انقلاب دفاع می‌کنیم. هر کس منکر این معنا باشد، مطمئن باشید که در خط امام نیست. هر کس بگوید اطاعت از امام غیر از اطاعت از حضرت آیت‌الله خامنه ای است در خط امریکاست.» (8)

در پست بعدی نقدهای ایشون رو قرار میدم.

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Imam12 ، vahrakan ، قلب ، MOHSEN-Z ، السا ، Woodi2020 ، sagheb ، عبدالرحمن ، مجتبی110 ، عبدالرحیم ، سدرة المنتهی ، MohammadSadra ، عدالت
۷:۱۹, ۱۹/اردیبهشت/۹۵
شماره ارسال: #2
آواتار
نقد دلسوزانه حاج احمد آقا به دولت سازندگی

سید احمد خمینی در عین این که چنین از رهبری دفاع می‌کند، به تدریج از سال 70 به منتقدی دلسوز در برابر دولت اکبر هاشمی رفسنجانی تبدیل می‌شود. پس از انتخابات ریاست جمهوری 68 با پیروزی شخصیتی شناخته شده چون هاشمی رفسنجانی، قرار بود اقتصاد کشور در مدت 4 و یا نهایتاً 8 سال سامان یابد و ایران به تعبیر رئیس دولت وقت «ژاپن اسلامی» شود.

اما این کشور نه تنها ژاپن اسلامی نشد، بلکه سیاست‌های لیبرالیستی دولت سازندگی، رفته‌رفته ایران اسلامی را از آرمان‌هایش نیز دور کرد. این انحراف از مسیر که از ابتدای دولت سازندگی اوج گرفته بود، انتقاد شدید بسیاری از دلسوزان نظام و به ویژه یادگار امام را برانگیخت. تا جایی که سید احمد خمینی که تنها در مواقع ضروری لب به انتقاد می‌گشود، در خصوص یکی از سیاست‌های انحرافی دولت برای جذب سرمایه‌داران به کشور می‌گوید:

«ملاقات با سرمایه‌داران فراری زمان شاه، ایران را به ایران زمان شاه، یعنی مورد قبول غرب مبدل می‌کند.»


[تصویر: 6511_170.jpg]
فرزند امام با توجه به سياست‌هاي اقتصادي دولت و برنامه‌ها و شعارهاي توسعه، انتقادهاي را نسبت به بی تفاوتی دولت درباره وضعيت معيشتي محرومان جامعه مطرح مي‌كرد:

«ما هرگز اجازه نمي‌دهيم سرمايه‌داران زالوصفت كه به خون حزب‌الله عزيز و محرومان و پابرهنگان تشنه‌اند با در اختيار گرفتن مقدرات اقتصادي در بدنه اين نظام مقدس و الهي نفوذ كنند ... همه بايد هوشيار باشيم و بدانيم كه اقتصاد از سياست و فرهنگ جدايي‌ناپذير است.» 27/6/70


حاج احمد خميني همچنين با توجه به وضعيت خاص دولت هاشمي و عدم امكان انتقاد سالم مردم از مسئولان، از اين وضعيت نيز گلايه مي‌كند:

«بايد توجه داشت كه طرح آزادانه ديدگاه‌ها و آراي مختلف براي حفظ و بقاء اصول اساس اركان نظام و انقلاب ضروري است ... آزادي لازمه دين است و اين‌گونه گمان نكنند كه فلاني شخصيت بزرگي است و هيچ‌كس نبايد بگويد بالاي چشم او ابروست.»

حاج احمد خميني در ادامه منظور خود را شفاف بيان مي‌كند:

«بجز رعايت حريم رهبر معظم انقلاب اسلامي كه وظيفه همه است، مسئوليت‌ها هر اندازه بزرگتر باشد مردم بايد نسبت به طرح نظرات و انتقادات خود درباره آنها حساس‌تر باشند ... يكي از گرفتاري‌هايي كه متأسفانه بعضي‌ها به آن دچار شده‌اند اين است كه نمي‌توانند نظرات مخالف خود را تحمل كنند. اين شيوه عمل منجر به ديكتاتوري مي‌شود و با فرهنگ انقلاب و اصول بنيادين نظام اسلام ما مغايرت دارد.»
23/8/70


او از جریانی گلایه می‌کند که ادعای انقلابی‌گری دارند، اما تابع رهبری نیستند:

«هر کس هر اندازه انقلابی باشد، اما در خط رهبری حرکت نکند، به آرمان‌های مردم خیانت کرده است.» (9)
[تصویر: 1367825687_hashemi-ahmadkhomeini-noori02.jpg]

اما آنچه اقتصاددانان لیبرال و تکنوکرات دولت هاشمی به دنبال آن بودند، توسعه به هر قیمت بود. روح غالب بر اقتصاد غربزده، تجمل‌پرستی و رفاه‌طلبی است. این روح به آرامی در کالبد مدیران دولتی ریشه می‌دواند و دیگر ساده‌زیستی برای یک مدیر عار، و تجمل‌گرایی سکه رایج می‌شود؛ سکه‌ای که گویا باورهای رئیس‌جمهوری را هم که در مکتب امام آموزش دیده است، دگرگون می‌کند تا او نیز بگوید: «بسیجی باید مانور اشرافی‌گری بدهد.»

عادی شدن همین امر در بین سیاسیون و دولتمردان، انتقاد سید ‌احمد آقا را که در مکتب بزرگ‌مرد ساده‌زیستی چون امام خمینی ‌آموزش دیده بود‌، برمی‌انگیزد. وی در گفتگویی با روزنامه کیهان در اردیبهشت سال 70، درخصوص افزایش تجمل‌گرایی و رفاه‌زدگی می‌گوید:

«متآسفانه تجمل، زیبایی‌پرستی، رفاه‌زدگی، افراط در میهمانی‌های آنچنانی به حدی است که اگر بخواهیم به سال‌های قبل از فوت امام برسیم، کار بس مشکلی در پیش داریم. شما سری به وزارتخانه‌ها بزنید، گلدان‌های گل‌های زینتی که از مال مردم فقیر تهیه می‌شود را ببینید. میز و صندلی‌ها دیگر میز و صندلی‌های اول انقلاب نیست. سفره‌ها دیگر آن سفره‌ها نیست. ریخت و پاش‌ها به قدری است که دل هر کسی را به درد می‌آورد. اینها همه برای این است که شعارهای انقلاب را جدی نگرفته‌ایم

یکی از اصلی‌ترین خطوط انحرافی دولت اکبر هاشمی رفسنجانی کنار گذاشتن برنامه اول توسعه و اجرای سیاست تعدیل اقتصادی
بود. دولت گام‌های شتابانی را بدین سو برداشت تا عملاً با سیاست‌های بانک جهانی همسو شود.

تحلیل هاشمی رفسنجانی و تیم اقتصادی‌اش در آن زمان این بود که با اجرای برنامه اول و تسهیلات خاص برای صادرات، وام و بهره وام‌ها از ارز حاصل از صادرات تأمین می‌شود؛ ولی به گفته روغنی زنجانی رئیس وقت سازمان برنامه و بودجه، تحلیل اشتباه در قیمت هر بشکه نفت و کاهش قیمت آن در بازارهای جهانی و همچنین اشتباه در میزان صادرات غیرنفتی، عملاً دست دولت را در پرداخت وام‌های خارجی خالی گذاشت و انبوهی از بدهی‌ها را در سال 70 و 71 ایجاد کرد.

سرانجام، پیامدهای تصمیمات اشتباه دو ساله دولت سازندگی، به سوی سفره‌های مردم سرازیر شد تا حتی یادگار امام خمینی نیز که در سال آغازین کار دولت، بر این مسأله تأکید دارد که «نباید توقع داشته باشیم همه معضلات فوراً حل شود.» لب به انتقاد از سیاست‌های اقتصادی و همچنین وضع موجود بگشاید.

از سیاست‌های تکنوکرات‌های دولت هاشمی، دعوت از سرمایه‌داران خارج از کشور برای شرکت دادن آنها در بازسازی کشور بود. این اقدام دولت نیز با واکنش تند یادگار امام مواجه شد. سید‌ احمد ‌در دیدار با اعضای ستاد مراسم ارتحال امام با بیان اینکه «نباید بگذاریم تفکر امام، یاد امام و راه امام فراموش شود.» می‌گوید:

«دعوت از سرمایه‌داران فراری رژیم گذشته برای مشارکت در برنامه‌های اقتصادی دوران سازندگی، شدیداً مغایر با آرمان‌های اصیل انقلاب اسلامی و خط امام است. بعضی از آدم‌های مستأصل به این نتیجه رسیده‌اند که برای چاره‌اندیشی مشکلات جاری، سرمایه‌داران فراری بیایند سرمایه‌گذاری کنند. در صورتی که مشکل ما با سرمایه‌گذاری چهار تا سرمایه‌دار خونخوار و فراری و زراندوز حل نمی‌شود ... پس این همه مصائب مردم ما در طول سیزده سال انقلاب اسلامی برای چه بود؟ شما به چه عنوانی دست از خط روشن و بی‌ابهام امام می‌کشید و جلسه با لاجوردی‌ها و برخوردارها که همیشه از منفورترین افراد نزد ملت ما هستند، برگزار می‌کنید؟ آن هم در شرایطی که رهبر معظم انقلاب اسلامی به عنوان یکی از شاگردان زنده امام توصیه اکید بر ادامه مبارزه آشتی‌ناپذیر با دشمنان انقلاب و نظام و آمریکای جنایتکار دارند.»



سیاست‌های غلط برای اخذ وام از کشورهای بیگانه و عدم پرداخت آن، فشار گرانی‌ها را روز به روز بر مردم می‌افزاید و تحمل این شرایط برای یادگار امام در حالی سخت و غیرقابل تحمل می‌شود که می‌داند تمام این مصیبت‌ها برگرفته از الگوی غربی و پشت پا زدن به تمامی آرمان‌های امام روح‌الله خمینی است. همین امر نیز باعث می‌شود که در هشتم مرداد سال 70 از فشار شکننده اقتصادی بر مردم بگوید:

«امروز گرانی و کمبود و فشار اقتصادی بر دوش خیل محرومین جامعه به صورت شکننده‌ای درآمده است و باید عاجلاً چاره‌ای برای آن اندیشید.»

دولت سازندگی تا جایی که توانست مسیر اقتصادی کشور را برای تاخت و تاز سرمایه‌داران باز گذاشت. مسیری که به تعبیر دولتی‌ها اگر برای رسیدن به اهداف توسعه 15 درصد مردم هم زیر چرخ‌های اقتصادی له می‌شدند، مانعی نداشت. این 15 درصد همان پابرهنگان و محرومانی بودن بودند که به تعبیر امام خمینی صاحبان اصلی انقلاب و مملکت بودند.


این در حالی بود که رهبر معظم انقلاب بارها از شیفتگی دولت سازندگی برای استقبال از مرفهان و سرمایه‌داران و غفلت از خدمت به محرومان این گونه هشدار داده بودند:

«ما نمي‌خواهيم سازندگي کنيم که نتيجه اين سازندگي يا نتيجه رونق اقتصادي اين باشد که عده‌اي از تمکن بيشتري برخوردار شوند و عده‌اي فقيرتر شوند. اين به هيچ وجه مورد رضاي الهي و رضاي اسلام و مورد قبول ما نيست.» 1/1/72

در آن دوران به حدی دست سرمایه‌داران برای وارد آوردن فشار بر طبقه مستضعف باز بود که یادگار امام در چندین سخنرانی نسبت به تداوم این وضعیت شکایت می‌کند و خواستار برخوردی شدید با سرمایه‌داران می‌شود:

«متأسفانه امروز هم خون مستضعفین را سرمایه‌داران بزرگ و کوچک می‌مکند. بعضی‌ها خیال می‌کنند به بخش خصوصی بها دادن به معنای آزادی عمل سرمایه‌داران به شکلی است که هر اندازه خواستند خون مظلومین را در شیشه بکنند.»


بازخوانی بخش کوچکی از تاریخ نشان از وخیم‌تر بودن اوضاع با الهام‌گیری از تئوری‌های لیبرالیستی -که اصرار زیادی نیز بر اجرای آن وجود داشت- دارد. اوضاعی که در سال 74 به رکورد تاریخی تورم ایران یعنی حدود 50 درصد انجامید.

انتقادات صریح‌تر سید احمد آقا

سال 1373 ماه عسل وام‌های جهانی به پایان می‌رسد و بار مشکلات تورم بیش از 35 درصد بر دوش مردم سنگینی می‌کند. حاج سید احمد خمینی عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام سوم مهر ماه سال 73 در نقدِ سیاست دولت سازندگی مبنی بر بازگشت سرمایه‌داران بزرگ به کشور و در دست گرفتن نبض اقتصادی کشور می‌گوید:

«يک عده سرمايه‌دار زالوصفت به اين بهانه که اقتصاد دولتي مضر است، به حال خود رها شده و به جان اين ملت افتاده‌اند. کسي منکر اين نيست که اقتصاد دولتي مضراتي دارد، اما به اين بهانه نبايد لجام گسيختگي اقتصاد حاکم شود.»

این فقط نظر حاج احمد آقا نبود. آيت‌الله مشكيني و آيت‌الله جنتي از گراني‌ها و بي‌عدالتي ابراز نگراني كرده بودند. در خاطرات علی لاریجانی رئيس وقت صدا و سيما، واکنش دولت به انتقادات حاج احمد آقا این گونه بیان شده است:

«سه‌شنبه 5 مهر 1373

در اخبار داخلي، موضع‌گيري و انتقاد شديداللحن حجت‌الاسلام آقاي حاج سيد احمد خميني خبر مهمي بود.

يكشنبه 10 مهر ماه 1373

عصر در جلسه هيأت دولت شركت كردم. موضع‌گيري‌هاي اخير عليه سياست‌هاي دولت، موجب نگراني وزرا شده است ... سخنان منتشره از حجت‌الاسلام والمسلمين حاج سيداحمدآقا خميني، واكنش‌هايي در دولت داشت. آنها احساس مي‌كردند اين فضا مانع توسعه كشور مي‌شود.»


[تصویر: x2ybqgxytf2y1gr5xhr.jpg]


یکی دیگر از مواردی که مورد انتقاد شدید سید احمد خمینی قرار می‌گیرد، عدم نقدپذیری و ایجاد خفقان سیاسی توسط دولت سازندگی است که در آن مخالفت با دولت و انتقاد از آن به مخالفت با رهبری و تضعیف نظام تعبیر می‌شد. وي در موقعيت‌هاي مختلف خطر عدم تحمل انتقاد توسط مسئولان را گوشزد مي‌كند:

«ديدگاهي كه بيان ضعف‌ها را باعث تضعيف نظام مي‌داند، ديدگاه اشتباهي است، نقد يك حركت و سياست بد، دقيقاً عين حمايت از نظام است و رسانه‌ها و دستگاه‌هاي خبري كشور بايد در اين زمينه به نحو احسن ايفاي نقش نمايند. متأسفانه بعضي‌ها به غلط معتقدند اگر از سياستي و يا عملكرد مسئولي در يك گوشه‌اي از كشور انتقاد شود، نظام تضعيف شده است. اين تفكر غلط به تدريج كار را به جايي مي‌رساند كه مسئولي در منطقه‌اي از كشور عمل خود را عين اسلام و حرف خود را حكم اسلامي دانسته و باورش مي‌شود كه اسلام و انقلاب همان است كه من مسئول فكر مي‌كنم. اين باورهاي غلطي است ... اين‌گونه روحيات و نفوذ آن به جامعه مقدمه ديكتاتوري است و رسالت رسانه‌هاي خبري و خبرگزاري جمهوري اسلامي اين است كه با آن مقابله كنند.»


وي البته باز هم در همين سخنراني تصريح مي‌كند: «ميزان تشخيص حق و باطل و ملاك عمل براي ما رهنمود‌هاي مقام رهبري به عنوان ولي و پايه اساسي نظام و انقلاب است و حكم ايشان حرف نهايي در همه صحنه‌هاست.» 6/3/72

پیش از این و در سال‌های اول دولت سازندگی نیز رهبر انقلاب، چندین بار و در مناسبت‌های مختلف عنوان کرده بودند که: «تذكر و انتقاد دوستانه و برادرانه به معنای عدم حمایت نیست.» اما متأسفانه شرايطي در كشور حاكم بود كه هر گونه انتقادي را به منزله مخالفت با نظام تلقي مي‌كرد! براي درك اين مساله، بايد وضعيت آن سال‌ها را به خاطر آورد.

با مروري بر مواضع آن روز رهبر انقلاب درمي‌یابيم كه مواضع حاج سيد احمد خميني تا چه ميزان به رهبري نزديك بوده است. فراموش نكنيم كه اولين منتقد آن وضعيت، شخص رهبري بودند كه بارها درباره اشرافي‌گري و عدم توجه كافي به بحث عدالت اجتماعي به دولت تذكر داده بودند. اما تکنوکرات‌ها می‌گفتند رشد کشور مستلزم ریخت و پاش است.

عدم توجه به توصیه‌ها و هشدارهای کارشناسان و همچنین یادگار امام سرانجام به بدهی سنگین 40 میلیاردی و عدم توانایی پرداخت آن منجر می‌شود.



اما شايد يکي از حساسترين و بحث برانگيزترين سخنراني هاي حاج احمدخميني، سخنان او در جمع مديران وزارت اطلاعات در مهرماه سال 73 باشد. وي در اين سخنراني ابتدا کارکنان وزارت اطلاعات را«سربازان گمنام امام زمان» مي نامد و ادامه مي دهد:

«بايد با گروه هاي آشکار و پنهان که ثبات و امنيت سياسي، اقتصادي و اجتماعي را تهديد مي کنند امام گونه برخورد کنيم و اجازه ندهيم تحت عناوين فريبنده متخصص ولو غيرمتعهد، سرمايه داران بزرگ که مسلماً در بين آنها جاسوس ها هم هستند، براي گردش چرخ هاي اقتصاد کشور در بدنه نظام نفوذ کنند. اينجانب چندسال قبل هشدار دادم که مذاکره با سرمايه داران بزرگ براي به گردش درآوردن چرخ اقتصاد کشور خطر بزرگي براي انقلاب است! امروز هم سرمنشأ گراني و اخلال در امور را نفوذ سرمايه داران بزرگ در پيکره اقتصاد کشور مي دانم. ما اگر بخواهيم با کسبه جزء و خرده فروشان برخورد کنيم به بيراهه خواهيم رفت.

بايد با تروريست هاي اقتصادي و سرمايه داران وابسته به خارج بشدت برخورد کنيم. آنها کساني هستند که خود و ايادي متخصصشان در رشته هاي مختلف در ارگان هاي اقتصادي، فرهنگي و دانشگاهي نفوذ کرده اند و در مواردي با نفوذ در دستگاه هاي دولتي، عملکرد انقلابي نظام و فرزندان امام را زير سؤال مي برند. در کارخانه ها و ادارات همه تلاش خود را مي کنند تا مردم را نسبت به نظام اسلامي و انقلاب بدبين کنند...

از اول گفتيم که اين گونه سرمايه داران بغير از منافع شخصي به چيزي معتقد نيستند. چون جو عمومي کشور مذهبي است، با يک ته ريش و تسبيح، خود را مسلمان دو آتشه جا مي زنند و به کار خودشان مشغول مي شوند. اينکه در ادارات فساد و رشوه خواري است به اين علت است که ما از اول برخورد قاطعي با اين گونه افراد نداشته ايم. وقتي مي بينيد عده اي بي ضابطه و از برخورد آرام نظام سوء استفاده کرده و وارد کشور مي شوند، اموالشان را پس مي گيرند و براحتي فعاليت هاي گذشته خود را ادامه مي دهند و کم کم به صورت شبکه هاي حرفه اي وارد مراکز اقتصادي و توليدي، ادارات و دانشگاه ها مي شوند، بايد انتظار داشت که جوان هاي انقلابي که تا ديروز در برابر گلوله هاي دشمن مي ايستادند امروز بي تفاوت شوند!»

(73/7/18)

روزهای آخر

روز ۲۱ اسفند ۱۳۷۳، چهار روز پیش از درگذشت سید احمد خمینی، دقیقاً در روزی که خبر بیماری او پخش گردید، سخنان انتقادی تندی از او درباره اوضاع کشور در هفته‌نامه امید منتشر شد: (10)


[تصویر: haftenameie-omid-seyd-ahmad-khomeini-1.jpg]
«الان داخل شانزدهمین سال از عمر انقلاب اسلامی هستیم و هنوز بعضی از مسئولین، حتی مسئولین نهادهایی که پس از انقلاب تاسیس شده اند، مشکلات مدیریتی و مسایل خود را به گردن رژیم گذشته می اندازند و ندانم کاری های خود را ناشی از مشکلات بجا مانده از رژیم طاغوت می دانند! ایضاً بعضی‌ها همه نقاط ضعف و بی‌کفایتی خود را با هیاهو به گردن استکبار جهانی و آمریکا انداخته و از زیر بار مسئولیت شانه خالی می‌کنند.
مشکلات و مسایل ما به کارشکنی آمریکا و ضدیت صهیونیست‌ها برمی‌گردد شکی نیست، اما گسترش فساد اداری و رشوه‌خواری در ادارات و مؤسسات دولتی به خودمان برمی‌گردد. اتخاذ تصمیمات نابخردانه درباره ذخایر ارزی مملکت توسط خودمان بوده است.

آقای دکتر کاشان در زمان تصدی پست معاونت ارزی بانک مرکزی مملکت در خزانه بانک را باز کرد و به هر دلال و قاچاقچی و چاقوکش 5 هزار دلار تقدیم کرد و روزانه میلیون‌ها دلار ذخایر ارزی بانک مرکزی را به جیب گانگسترها ریخت. آیا این نقشه تهی کردن خزانه ارزی مملکت را آمریکای جنایت‌کار جلوی حاج اصغر آقا گذاشته بود و یا به تصمیم‌گیری نابخردانه شخص او مربوط می‌شد؟ آیا این بابا رئیس بزرگتری نداشت تا جلوی کار او را بگیرد؟
»


[تصویر: haftenameie-omid-seyd-ahmad-khomeini-2.jpg]

(اصغر فخریه کاشان در بانک مرکزي کابينه بني صدر به سمت معاون امور مالي و اداري بانک مرکزي، منصوب شده بود. وي سپس به انگلستان رفت و روزنامه‌ها چنين مطرح کردند که «اصغر کاشان» براي ادامه تحصيل به اين کشور عزيمت کرده است. پس از بازگشت، توسط حسين عادلي رئيس کل اسبق بانک مرکزي از تاريخ 20 تيرماه سال 69 تا اول دي ماه سال 72، به عنوان معاونت ارزي و عضو هيئت عامل بانک مرکزي منصوب شد. اصغر فخريه کاشان به ناگهان، در اواسط آذر ماه 73 به دلايل نامعلومي بازداشت و در اوايل دي ماه همان سال آزاد مي‌شود. در سال 1380 وی به همراه اکبر ترکان، بهزاد نبوي و مسعود کرباسيان که همه چهره‌های غیرنفتی بودند، اعضاي هيئت مديره شرکت جنجالی «پترو پارس» را تشکیل می‌دادند.
وی در تاریخ 26/11/92 در حکمی از سوی عباس آخوندی، به عنوان مشاور وزیر و رئیس شورای هماهنگی و سیاست‌گذاری تأمین مالی خارجی پروژه‌های وزارت راه و شهرسازی منصوب شد!)

یادگار امام در آخرین سخنرانی خود با شدیدترین لحن به استقراض خارجی دولت انتقاد می‌کند و می‌گوید:

«آیا آمریکا به ما گفت که دور دنیا راه بیفتیم و از هر کشور و دولتی که سر راه‌مان بود چند صد میلیون و چندین میلیارد دلار وام بگیریم و مملکت را زیر بار استقراض خارجی ببریم؟ ... یک مدت ایام ماه عسل بود، آقایان از دردسر جنگ فراغت یافته و پول‌های موجود را هزینه می‌کردند. دوستان انقلاب و نظام مرتباً حرص می‌خوردند و مضرات دریافت وام‌های سنگین خارجی را گوشزد می‌کردند، اما آقایان در مصاحبه‌های خود دریافت هرگونه وجهی را از کشورهای خارجی تکذیب کرده و با قاطعیت می‌گفتند: ما هیچ‌گونه بدهی خارجی نداریم. اما حالا اعلام می‌شود که صحبت از 35 تا 40 میلیارد دلار بدهی است و هر چند هفته یکبار اخبار مربوط به نحوه پرداخت بدهی‌ها به آلمان، فرانسه، انگلیس، هلند، کره، ژاپن و بعضی ممالک دور و نزدیک در جراید چاپ می‌شود و یک نفر هم نیست که این روزنامه‌ها را بردارد ببرد بگذارد جلوی برادر دکتر عادلی رئیس کل سابق بانک مرکزی و دکتر نوربخش وزیر سابق دارایی و از آقایان بپرسد که مگر شما نمی‌گفتید ما صَنّار به ممالک خارجی بدهکار نیستیم؟»


به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، انحراف از مسیر و قیمت‌های سر به فلک کشیده از درون دولت سازندگی آغاز شد و امروزه بسیاری از تحلیل‌گران ریشه اقتصاد بیمار امروز را در عملکرد دولت‌ سازندگی تحلیل می‌کنند. چه اینکه رهبر معظم انقلاب نیز در اول فروردین ماه سال 1392 در جمع زائران حرم امام رضا (علیه السلام)، یکی از علل مهم تاثیرگذاری تحریم‌ها را در شرایط کنونی وابسته بودن اقتصاد کشور به نفت دانستند و فرمودند: «من هفده هجده سال قبل به دولتی که در آن زمان سر کار بود و به مسئولان گفتم کاری کنید که ما هر وقت اراده کردیم، بتوانیم درِ چاه‌های نفت را ببندیم. آقایانِ به قول خودشان تکنوکرات لبخند انکار زدند که مگر می‌شود؟»

۱٫ عبارتی که سرآغاز نامه امام راحل به یادگار خویش است.
۲٫ صحیفه امام، ج ۲۰، ص ۴۴۲
۳٫ مجموعه آثار یادگار امام، ج ۱، ص۳۰۷، ت ۱۳/۷/۶۸
۴٫ مجموعه آثار یادگار امام، ج۱، ص ۴۱۱، ت ۱۹/۳/۶۹
۵٫ مجموعه آثار یادگار امام، ج۱، ص۴۴۲، ت ۲۹/۵/۶۹
۶٫ مجموعه آثار یادگار امام، ج۱، ص۴۹۰، ت ۷/۸/۶۹
۷٫ مجموعه آثار یادگار امام، ج۱، ص۵۵۶، ت ۱۹/۱۰/۶۹
۸٫ مجموعه آثار یادگار امام، ج۱، ص۵۸۱-۵۸۰، ت ۱۲/۱۱/۶۹
۹٫ مجموعه آثار یادگار امام، ج۲، ص۱۴۶، ت ۱۲/۱۱/۷۰
۱۰٫ «بی‌سر و صدا ۱۵۰ تومان به قیمت دلار اضافه کردند و کسی هم نفهمید»، هفته‌نامه امید، یک‌شنبه ۲۱ اسفند ۱۳۷۳، شماره ۲۱۴، ص ۳-۴
۱۱٫ مجموعه آثار یادگار امام، ج۲، ص۶۷۰، ت ۱۲/۱۱/۷۳
۱۲٫ مجموعه آثار یادگار امام، ج۲، ص۶۹۴، ت ۱۴/۱۲/۷۳
۱۳٫ حتی گفته می‌شود مرگ حجت‌الاسلام و‌المسلمین توسلی در سال ۸۶ به این خاطر بوده است.
۱۴٫ مجموعه آثار یادگار امام (رحمة الله علیه)، ج ۱، ص ۶۳۲٫
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: شیعه حیدر ، Imam12 ، vahrakan ، قلب ، السا ، Woodi2020 ، sagheb ، عبدالرحمن ، سدرة المنتهی ، مجتبی110 ، عبدالرحیم ، MohammadSadra ، fazel ، عدالت
۸:۳۱, ۱۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #3
آواتار
رهبری در روز عید فطر 95:

وقتی اشرافیگری و تجمل در جامعه باشد، قضایای دریافتهای نامشروع بوجود می‌آید و همه دنبال طعمه هستند تا شکم‌ها را از مال حرام پر کنند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، عبدالرحمن ، مجتبی110 ، Anti gods ، عبدالرحیم ، MohammadSadra ، vahrakan ، عدالت ، fazel ، سدرة المنتهی ، sagheb
۱۷:۱۴, ۱۸/تیر/۹۵
شماره ارسال: #4

انقلاب مدت ها پیش باید هاشمی رو قی می کرد.

حالا دیگه برای انداختن تقصیرات به گردن تاجر انقلاب خیلی دیر شده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: بیداری اندیشه ، عبدالرحمن ، MohammadSadra ، عدالت ، fazel ، عمار94 ، سدرة المنتهی ، sagheb
۵:۰۱, ۱۹/تیر/۹۵
شماره ارسال: #5
آواتار
آره شاید ولی کار به این سادگی ها نبوده. ایشون توی همه جا نفوذ داشته حتی توی چند تا از فرماندهان سپاه که نهاد انقلابی هست. توی خبرگان رهبری که باید انقلابی باشه سری قبل تا مرز ریاست رفت که الحمدلله با افشاگری های جدید و خصوصا افشاگری های صریح خود رهبری این دوره ناکام موند...

اما مهمتر از خود هاشمی افشای طرز فکر هاشمی مهمتره. وقتی اشرافیگری و تجمل در جامعه باشد، قضایای دریافتهای نامشروع بوجود می‌آید

اینکه اگر کسی ظاهرش ساده بود به درد کار نمی خوره. اگر مسئولی پولدار بود دیگه چشم و دل سیر میشه و کاری به بیت المال نداره. اینکه برای بالا بردن سطح رفاه یا رفاه زدگی اقشار متوسط جامعه که بخوان به جای پیکان سوار پژو باشن عدالت باید قربانی بشه و صاحبان اصلی انقلاب زیر چرخ همین رفاه له بشن....

متاسفانه هاشمی ها میان و میرن اما این ایدئولوژی ها هستن و هر دفعه دردسر و فتنه درست می کنن. نسخه آخرش روحانی بود که صراحتا گفت کشور نوکر نمی خواهد مدیر می خواهد. این یعنی چی؟ این نگاه ... روحانی میره پی کارش ولی آیا مسئولی انقلابی پیدا میشه طرز فکر مردم رو آروم آروم تغییر بده به اونچه اول انقلاب بود و آیا خود مردم اجازه بروز چنین مسئولی در صورت وجود میدن؟ ...

این نقد ما بیشتر به ایدئولوژی هست تا شخص...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: میثم2 ، مجتبی110 ، عبدالرحمن ، MohammadSadra ، vahrakan ، عدالت ، fazel ، سدرة المنتهی ، sagheb ، rezamohammadi
۱۳:۱۴, ۲۰/دی/۹۵
شماره ارسال: #6

خوبه که چنین تاپیکی چنین مواقعی بیاد بالا

تا مدیحه سرا ها یکم بدون تعصب فکر کنن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سدرة المنتهی ، عبدالرحمن ، vahrakan ، بیداری اندیشه ، عدالت ، fazel ، میثم2 ، sagheb
۱۸:۵۵, ۲۰/دی/۹۵
شماره ارسال: #7

خیلی جالبه که توی این زمان نه تنها مدیریت سایت یه تسلیت خشک و خالی نمیگن و در عزای عمومی کشور شرکت نمیکنن بلکه به دنبال تهمت زدن و به حاشیه راندن و القاهای صد من یه غاز هستن.

اصلا مگر منتقد بودن یک فرد چه چیزی رو ثابت میکنه؟ توی این کشور و همه جای دنیا همه افراد منتقد دارن طرفدار هم دارن الان شخصی نیست توی این مملکت که منتقد نداشته باشه پس این جریانات بیخود رو تموم کنید.

کاملا مشخص هستش که این سایت قشر 1 درصدی تفکرات جامعه رو هم پوشش نمیده و مدیریت سایت هم تفکراتشون و اینکه بسیار انسان حاشیه ای و وابسته به یک حزب خاص هستن کاملا نمایان هستش و حاضره به خاطر رسیدن به هدف سیاسی و حزبی به یک فرد گرانقدر و قدیمی نظام بد رفتاری بکنه و مرگ یک فرد رو وسیله بکنه برای رسیدن به اهداف خودشون!

--

معلوم نیست شما مسلمان که نیستین به کنار ، ایرانی هستین یا نه! نه تنها در فرنگ اسلامی بلکه ایرانی ما از قدیم الیام یکروز پس از مرگ هیچ شخصی نمیان ازش انتقاد بکنن و تسلیت میگن.

الان کل مملکت از جمله اهالی رسانه ، هنر ، سینما ، ورزش ، سیاست و مردم تمام اقشار بغیر از شما 1 درصدی ها ناراحته و تسلیت های خودشون رو در فضای مجازی یا حضور در مراسم عذاداری ابراز کردن.

اینم آخرین پستم در این تالار بسیار ضعیف و غیر اسلامی هستش پس دلیل بسته شدن و نابود شدن تالارهای اسلامی رو فهمیدم الان.


ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۲, ۲۰/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۰/دی/۹۵ ۲۲:۰۴ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #8
آواتار
دوست عزیز زمان ارسال مطالب مال گذشته هست. لااقل زمان ارسال رو بخون. دوم خود متن رو بخون. اگر دیندار مسلمان هستی و از عدالت و رسیدگی به محرومین در اسلام میدونی و اگر امام شناسی و اگر از اهمیت زهد در اسلام و نفی شدید دنیاگرایی در اسلام رو می فهمی و اگر میدونی خطبه نماز مانور تجمل چیه و چه فرهنگ غیر اسلامی رو در کشور جاری کرد و تخم نجومی گرفتن رو کاشت متن مطالب رو بخون تا متوجه بشی بحث حزب نیست. بحث اصلا سیاسی نیست. بحث دینی و اعتقادی است.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، میثم2 ، MOHSEN-Z ، مجتبی110 ، sagheb ، fazel
۱۴:۴۵, ۲۱/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/دی/۹۵ ۱۴:۴۹ توسط sagheb.)
شماره ارسال: #9
آواتار
در حقيقت اين انشعاب اسلامی از اينجا به وجود آمد كه يك دسته كه‏ البته اكثريت بودند فقط ظاهر را می‏نگريستند و ديدشان آنقدر تيز بين نبود و عمق نداشت كه باطن و حقيقت هر واقعه‏ ای را نيز ببينند . ظاهر را می‏ديدند و در همه جا حمل به صحت می‏كردند .
می‏گفتند عده‏ ای از بزرگان‏
صحابه و پيرمردها و سابقه‏ دارهای اسلام راهی را رفته ‏اند و نمی‏توان گفت‏ اشتباه كرده ‏اند . اما دسته ديگر كه اقليت بودند در همان هنگام می‏گفتند شخصيتها تا آن وقت پيش ما احترام دارند كه به حقيقت احترام بگذارند . اما آنجا كه می‏بينيم اصول اسلامی به دست همين سابقه‏ دارها پايمال می‏شود ، ديگر احترامی ندارند .

ما طرفدار اصوليم نه طرفدار شخصيتها .

تشيع با اين‏
روح به وجود آمده است . ما وقتی در تاريخ اسلام به سراغ سلمان فارسی و ابوذر غفاری و مقداد كندی‏ و عمار ياسر و امثال آنان می‏رويم و می‏خواهيم ببينيم چه چيز آنها را وادار كرد كه دور علی را بگيرند و اكثريت را رها كنند ؟ ، می‏بينيم آنها مردمی‏ بودند اصولی و اصول شناس ، هم ديندار و هم دين شناس . می‏گفتند ما نبايد درك و فكر خويش را به دست ديگران بسپريم و وقتی آنها اشتباه كردند ما نيز اشتباه كنيم .
و در حقيقت روح آنان روحی بود كه اصول و حقايق بر آن‏
حكومت می‏كرد نه اشخاص و شخصيتها !

مردی از صحابه اميرالمؤمنين در جريان جنگ جمل سخت در ترديد قرار
گرفته بود . او دو طرف را می‏نگريست . از يك طرف علی را می‏ديد و شخصيتهای بزرگ اسلامی را كه در ركاب علی شمشير می‏زدند و از طرفی نيز همسر نبی اكرم عايشه را می‏ديد كه قرآن درباره زوجات آن حضرت می‏فرمايد : « و ازواجه امهاتهم » ( همسران او مادران امتند) ، و در ركاب‏ عايشه ، طلحه را می‏ديد از پيشتازان در اسلام ، مرد خوش سابقه و تيرانداز ماهر ميدان جنگهای اسلامی و مردی كه به اسلام خدمتهای ارزنده‏ ای كرده است ، و باز زبير را می‏ديد ، خوش سابقه ‏تر از طلحه ، آنكه حتی در روز سقيفه از جمله متحصنين در خانه علی بود . اين مرد در حيرتی عجيب افتاده بود كه يعنی چه؟!
آخر علی و طلحه و
زبير از پيشتازان اسلام و فداكاران سختترين دژهای اسلامند ، اكنون رو در رو قرار گرفته‏ اند ؟ كداميك به حق نزديكترند ؟ در اين گيرودار چه بايد كرد ؟

توجه داشته باشيد ! نبايد آن مرد را در اين حيرت زياد ملامت كرد . شايد اگر ما هم در شرائطی كه او قرار داشت قرار می‏گرفتيم شخصيت و سابقه‏ زبير و طلحه چشم ما را خيره می‏كرد . ما الان كه علی و عمار و اويس قرنی و ديگران را با عايشه و زبير و طلحه‏ روبرو می‏بينيم ، مردد نمی‏شويم چون خيال می‏كنيم دسته دوم مردمی جنايت‏ سيما بودند يعنی آثار جنايت و خيانت از چهره‏ شان هويدا بود و با نگاه به‏ قيافه‏ ها و چهره‏ های آنان حدس زده می‏شد كه اهل آتشند . اما اگر در آن زمان‏ می‏زيستيم و سوابق آنان را از نزديك می‏ديديم شايد از ترديد مصون‏ نمی‏مانديم . امروز كه دسته اول را بر حق و دسته دوم را بر باطل می‏دانيم از آن نظر است كه در اثر گذشت تاريخ و روشن شدن حقايق ، ماهيت علی و عمار را از يك طرف و زبير و طلحه و عايشه را از طرف ديگر شناخته‏ ايم و در آن ميان‏ توانسته‏ ايم خوب قضاوت كنيم . و يا لااقل اگر اهل تحقيق و مطالعه در تاريخ نيستيم از اول كودكی به ما اين چنين تلقين شده است . اما در آن‏ روز هيچكدام از اين دو عامل وجود نداشت .

به هر حال اين مرد محضر اميرالمؤمنين شرفياب شد و گفت : ايمكن ان‏ يجتمع زبير و طلحه و عائشة علی باطل ؟ آيا ممكن است طلحه و زبير و عايشه‏ بر باطل اجتماع كنند ؟ شخصيتهائی مانند آنان از بزرگان صحابه رسول الله‏ چگونه اشتباه می‏كنند و راه باطل را می‏پيمايند آيا اين ممكن است ؟
علی در جواب سخنی دارد كه دكتر طه حسين دانشمند و نويسنده مصر می‏گويد
سخنی محكمتر و بالاتر از اين نمی‏شود . بعد از آنكه وحی خاموش گشت و ندای‏ آسمانی منقطع شد سخنی به اين بزرگی شنيده نشده است.
فرمود : « انك لملبوس عليك ، ان الحق و الباطل لا يعرفان باقدار الرجال ، اعرف الحق تعرف اهله ، و اعرف الباطل تعرف اهله » : " سرت كلاه رفته و حقيقت بر تو اشتباه شده . حق و باطل را با ميزان‏ قدر و شخصيت افراد نمی‏شود شناخت . اين صحيح نيست كه تو اول شخصيتهائی‏ را مقياس قرار دهی و بعد حق و باطل را با اين مقياسها بسنجی : فلان چيز حق است چون فلان و فلان با آن موافقند و فلان چيز باطل است چون فلان و فلان‏ با آن مخالف . نه ، اشخاص نبايد مقياس حق و باطل قرار گيرند . اين حق‏ و باطل است كه بايد مقياس اشخاص و شخصيت آنان باشند " .

يعنی بايد حقشناس و باطل شناس باشی نه اشخاص و شخصيت شناس ، افراد را - خواه شخصيتهای بزرگ و خواه شخصيتهای كوچك - با حق مقايسه كنی . اگر با آن منطبق شدند شخصيتشان را بپذيری و الا نه . اين حرف نيست كه‏ آيا طلحه و زبير و عايشه ممكن است بر باطل باشند ؟
در اينجا علی معيار حقيقت را خود حقيقت قرار داده است و روح تشيع‏
نيز جز اين چيزی نيست . و در حقيقت فرقه شيعه مولود يك بينش مخصوص و اهميت دادن به اصول اسلامی است نه به افراد و اشخاص . قهرا شيعيان اوليه مردمی منتقد و بت شكن بار آمدند .
جاذبه و دافعه ی علی،( صص 121ـ118 )
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra ، بیداری اندیشه
۹:۵۹, ۲۲/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۲/دی/۹۵ ۱۰:۱۳ توسط مرتضی اقبالی.)
شماره ارسال: #10
آواتار
سلام
‍ .

⚫️⚫️ #باز_نشر_یک_یادداشت


۱- بنده به شخصه، انتقادات اساسی بسیاری به جناب آقای هاشمی دارم اما، آنها را دلیل بستن چشمهایم بر روی توانمندیها و ویژگی‌های مثبت ایشان نمی‌دانم.
عرصه سیاست، عرصه عشق و عاشقی و یا سیاه و سفید دیدن مطلق نیست، هیچ کس مصون از خطا نیست.

٢- آقای هاشمی را مردی دیده‌ام که عاطفه پدری را در حد اعلا دارد، اما کمترین حساسیت غلط را در رابطه با فرزندانش دارد، گرچه مخالفانش، پدر خود را در آورده‌اند تا فرزندانش را نقطه ضعف او بدانند اما، عملکرد هاشمی در این رابطه، بی‌نظیر بوده‌است، فرق است بین عملکرد پدر- فرزندی و تصمیمات و عملکرد هاشمی.

٣- روزی که مجله فائزه را محاکمه می‌کردند، هاشمی رییس جمهور بود، گفتند فیلم است و بسته نمی‌شود، بسته شد و هاشمی هم هیچ مخالفتی نکرد.

۴- چندی بعد، فائزه را محاکمه کردند و محکوم به زندان شد، گفتند: نمایش است و آن برادر، سردار سعید قاسمی، ریشش را گرو گذاشت و گفت اگر فائزه یک روز به زندان رفت من ریشم را از ته می‌تراشم !
فائزه که یک زن بود به زندان رفت و آن سردار که یک مرد بود، یادش رفت که، [مرد است و حرفش ! ].
باز هم هاشمی دخالت نکرد و دخترش عین شش ماه حبس را سپری کرد.

۵- در شهر ری و در حرم حضرت عبدالعظیم، آن برادر بسیجی، فائزه را با صدای بلند، چندین بار فاحشه خواند، هاشمی گله مند شد، رهبری هم فرمودند: گاها" کسانی که دلسوز انقلابند کارها و الفاظی را نباید بگویند !
حضرت عباسی، اگر کسی دختر کس دیگری را فاحشه خطاب می‌کرد، چه اتفاقی می‌افتاد !؟
اگر دختر من و شما را به این لقب بخوانند، آیا ساکت می‌نشینیم !؟
آیا هاشمی از من و شما دست و پا بسته‌تر بود، ولی کاری نکرد و گذشت تا، دست حریف را رو کند !؟

۶- در ماجرای مهدی هاشمی که عملکردش پر از خطاست، مهدی در خارج از کشور بود، گفتند بر نمی‌گردد، که برگشت، گفتند دستگیر نمی‌شود، که شد، گفتند زندان نمی‌رود، که رفت، آنهم به حداکثر مجازات، یعنی ده سال !!

بینی و بین الله زور هاشمی به اندازه محمد رضا رحیمی نیست که عمده مدت محکومیتش را در مرخصی بوده‌است !؟

٧- خوشتان بیاید یا نیاید، رگه‌های حریت و آزادگی در هاشمی بسیار پر رنگ است و ظاهرا" عقل بعضی‌ها بنا ندارد این را بفهمند !

٨- به راستی، اطلاعات ما از زیر و بم زندگی کدام مسؤول به اندازه هاشمی است !!!؟؟

٩- هاشمی در فیلم وداعش، به پسرش می‌گوید: از فرصت زندان استفاده کن، خودسازی کن، پخته‌تر و کامل‌تر بیرون بیا و به مردم خدمت کن.

١٠- راستی، چرا علی‌رغم درخواست مهدی هاشمی و وکلایش، نه دادگاه را علنی برگزار کردند و نه فیلم کاملش را پخش می‌کنند !!!؟؟

١١- هاشمی هیچگاه اعلام نکرد فرزندان و اطرافیانم خط قرمز من هستند و هیچگاه هم تقاضای عفو برای آنان نکرد.

١٢- هاشمی قطعا" از حکم دادگاه ناراضی است اما، هیچگاه قاعده بازی را بهم نزد و علیه نظام موضع نگرفت.
حالا البته دلواپسان حرف‌های هاشمی را تفسیر می‌کنند و خر مراد خودشان را پیش می‌برند [انگار آنها زبان فارسی را از بقیه بهتر می‌فهمند !!!!!!!!!!!] اما هاشمی قاعده بازی را بهم نمی‌زند و علیه نظام موضع نمی‌گیرد و این دقیقا" آن چیزی است که مخالفانش را دچار "جنون" ساخته‌است، آنها منتظر بودند هاشمی اشتباه کند و خارج از قاعده بازی کند اما، او ثابت کرد که، بسیار باهوشتر از مخالفانش است.

١٣- در جریان محاکمه مهدی گفت: نه مداخله می‌کنم و نه درخواست عفو و این را به رهبری هم گفته‌ام و نکرد ...

۱۴- این سال‌ها، مخالفین هاشمی گفتند: حب فرزند انسان را به سقوط می‌کشاند و در برابر انقلاب قرار می‌دهد و توقع داشتند آنچه برای ایت الله منتظری رخ داد تکرار شود، اما زهی خیال باطل، معلوم شد اصلا هاشمی را نشناخته‌اند.

۱۵- در انتخابات ۹۲ وقتی جنتی او را به جرم پیری رد صلاحیت کرد !!! بزرگترین حرکت سیاسی عمرش را انجام داد، هیچ حرکت اضافه ای نکرد و اجازه داد حریف، خودش خودش را مات کند، نه به شورای نگهبان رفت، نه نزد رهبری شکایت برد و نه وساطت خواست، وی حریف را بدست خودش شکست داد، که نتیجه‌اش باخت همه جریان‌های اصولگرا به کسی بود که، او را نسخه برابر اصل هاشمی می‌دانند !!



#احمد_توكلی




.
البته مادرم میگفت زمانیکه آیه الله طالقانی فوت کرد مردم شعار میدادن " بهشتی بهشتی ... طالقانی رو تو کشتی". اینو هم گذاشتم که بگم زیاد به حرف مردم و شایعات نباید واکنش نشون داد. نمونه اش ...
"چه راحت تهمت میزنند و چه راحت ما تهمتها را باور می کنیم!
پس کجا بود بیمارستان مجهز زیرزمین کاخ اکبرشاه؟
کجا بودند زبده ترین پزشکان در خدمت او که دست از خدمت به خلق برداشته بودند و پابه پای او مراقبش بودند؟
کجا بودند بدلهایی که قلب و... را جایگزین کنند تا او بماند؟
او تنها و بی صدا در یک بیمارستان دولتی مانند یک شهروند عادی نفس آخر را برآورد که ما را خجل و خود را از تهمتها بری کند
همه ی ما از رفتنش شوک زده هستیم
اما نه بخاطر مرگش
گویا چیزی جدا از خود می پنداشتیمش و باور نداریم چنین ساده رفت
شوک زده ایم چون حقیقت را به شکل دیگر یافتیم
در همه تاریخ بزرگان تصمیمات خوب و بد داشته اند
اما آن مرد خوب و بزرگ تمام شد....."

من طرفدار هاشمی نیستم و اتفاقا نقدهایی هم به عملکرد ایشون دارم ولی اگه کاری کرده بود باید به دادگاه میکشوندنش . بنده شناس خداست....
پ ن: قسمتهای رنگی کپی شده است
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MohammadSadra
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا