کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
روش علمی-تجربی: خوب یا بد؟
۱۳:۱۳, ۴/دی/۹۵
شماره ارسال: #1

سلام دوستان
در بررسی مسائل علمی، یک روش تجربی وجود داره که بهش میگن "روش علمی". روش علمی به این صورته که بر اساس مشاهدات فرضیات مطرح میشن، سپس آزمایشاتی برای بررسی فرضیات طرح میشه و در صورت عدم تایید فرضیات توسط نتایج آزمایش، بازنگری صورت میگیره.

یکی از دوستان انتقادی رو به روش علمی وارد دونستند که جا داره در این تاپیک بهش بپردازیم:
نقل قول:علم بايد تعريف شود، كي گفته اين متد رايج احمقانه كه امروز چيزي مي‌گويد خوب است و فردا مي گويد نه غلط بود عملي هست! كه در طب مدرن هم رايج است!

اجازه بدید یک مثال خدمتتون عرض کنم:

امروزه می دونیم که برخی نظریات گالیله که چند صد سال پیش بیان شده اند صحیح نبوده اند. نظری که امروزه پذیرفته شده ممکنه چند سال بعد رد بشه یا نیاز به تصحیح پیدا کنه. اما علوم قدیم اینطوری نبودند. نظریات ارسطو برای هزاران سال پذیرفته شده بودند. در طی هزازان سال، تمام جهان به عنوان ترکیبی از چهار عنصر آب، خاک، آتش و هوا در نظر گرفته میشد. برای صدها سال کیمیاگران فلزات را ترکیب گوگرد (گرو و خشک) و جیوه (سرد و مرطوب) می دانستند و معتقد بودند که با تغییر خواص خشکی و رطوبت و سردی و گرمی فلزات می توان آنها را به طلا تبدیل کرد.

آیا دوام آوردن برخی نظریات قدیمی در طی صدها یا هزاران سال به معنی قدرت علوم قدیم است؟ و آیا تغییر نظریات جدید را می توان یک نقطه ضعف برای علوم جدید دانست؟ نه اتفاقاً برعکس. امروزه می دانیم که خیلی از نظریات قدیمی غلط بوده اند، اما نکته اینجاست که علوم قدیم نتوانسته بودند به نادرستی این نظریات پی ببرند.

روش مورد استفاده در علوم قدیم به این صورته که اول مشاهده صورت میگیره، بعد با توجه به مشاهدات نظریاتی وضع میشن. هر جا مشاهده جدیدی صورت میگرفته هم به اون نظریات قدیم پیرایه ها و وصله هایی رو اضافه می کرده اند. مثلاً در قدیم، جاذبه زمین با اصلی به نام "اصل رجعت" توجیه میشد. اصل رجعت میگه که هر چیزی دوست داره به اصل خودش برگرده و چون همه چیزها از داخل زمین آمده اند، دوست دارند به زمین برگردند. ارسطو برای توجیه اینکه افزایش سرعت یک سنگ در سقوط آزاد، یک وصله به این نظریه اضافه می کنه: "اجرام پس از نزدیک شدن به زمین، شور و شوقی به دلیل نزدیکی به هدف پیدا می کنند که سبب افزایش سرعت آنها می شود". یا مثلاً می بینیم که ابن سینا دلیل به وجود آمدن سرطان را "تجمع خلط سودا یا صفرای سوخته" عنوان می کند و بنابراین با اضافه کردن مسئله اخلاط سوخته، وصله به نظریات پیشینیان می زند.

در علم قدیم هم یک جور روش علمی پیاده سازی میشده، اما ناقص. مثلاً در کیمیاگری قدیم گفته میشه که طبع آهن سرد و طبع طلا گرم است. شاید به این دلیل بوده که اگر یک تکه آهن در دست بگیرید می توانید سرمای آنرا حس کنید (به دلیل رسانایی گرمایی). اما چرا جنین حسی رو در مورد طلا نداریم؟ چون همیشه با طلاهای کوچک سر و کار داریم. اگر اونقدر پولدار بودیم که یک شمش طلا رو در دست می گرفتیم، قاعدتاً باید سرمای اون رو هم حس می کردیم. علم قدیم بر نمی گرشته تا این رو آزمایش کنه و نتیجه این میشه که سالها کسی پی به نادرستی نظریات نمی برده.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
۱۳:۵۶, ۴/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۵ ۱۴:۱۳ توسط III I III.)
شماره ارسال: #2

شما وقتي به جاي استفاده از كاتالوگ سازنده بخواي با ور رفتن به يه چيز كارش رو بفهمي حالا اگر اين چيز حساس و پيچيده هم باشه خيلي بيشتر از اونچه كه درست كني خراب مي كني!

بحث اينجا خيلي مبانيي تر از اين حرفهاست

قصه، قصه اومانيست هست!
چيزي كه در رنسانس تبلور يافت
بشر نادان مدعي شد كه خود ربوبيتش رو به عهده ميگره
خودش ميگه مدينه فاضلش چيه
خودش ميگه چي درست چه غلط
خودش ميگه سعادت در چيه و چه جور بايد بهش برسه

بحث خيلي عميق تر هست
بحث سر بنمايه‌هاي علم مدرن هست!





ظَهَرَ الْفَسادُ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِما کَسَبَتْ أَیْدِی النَّاسِ لِیُذیقَهُمْ بَعْضَ الَّذی عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ (41-روم)

ظاهر شده است فساد در خشکی و دریا با آن چیزی مردم کسب کرده اند تا بچشند قسمتی از نتیجه ی اعمالشان را باشد که بازگردند (41)

این آیه قرآن در فرازی از دعای عهدهم آمده البته نه به طور کامل بلکه قسمتی از اون!
ظهر الفساد فی البر و البحر بما کسبت ایدی الناس
به این معنا که: با آنچه که مردم کسب کردند (بدون توجه به امر و نهی خدا و با تشخیص خودشان) در خشکی و دریا فساد آشکار شد

یعنی وقتی بشر شروع کرد به تمدن سازی صرفاً با تیکه بر عقل و علم منفک از وحی و خود بنیاد و زیر بار ولایت خدا که در ولایت امام تجلی میابد نرفتند و در زمین فساد به وجود آمده در حد بسیار آشکار!
حالا چی میشه؟
ادامه این آیه ی قرآن در دعای عهد نیومده
ادامش میگه لیذیقهم (تا بچشند نتیجه اعمال خودسرانه ی خود را) لعلهم یرجعون (باشد که باز گردند)


منتها با توجه به سابقه ترجيه ميدم وارد بحث نشم
چون نشون داده شده كه طرف اصلاً دبنال جواب نيست!
موفق باشند با توجيهاتشان

چشم بينا اگر باشد اينجا خيلي دقيق مطرح شده:
البته ميدونم كه فايده نداره...
مهندسی انسان بر پایه مدل فیزیکی

انسان شناسی غرب جدید، انسان را مانند ماشینی در نظر میگیرد که از قوانین عمومی مکانیک پیروی میکند. در این تلقی رابطه ذهن و روح و جسم مورد غفلت قرار میگیرد و درمان انسانها نیز بر اساس قوانین حاکم بر جسم صورت میگیرد. البته تمایز بین جسم و مغز تاریخ طولانی دارد ولی در تمدن جدید رنه دکارت فیلسوف فرانسوی قرن هفدهم، بود که این تمایز و دودستگی را در غرب متداول کرد و پایه گذار بزرگ این جدایی شد. دکارت ادعا کرد که : جسم از مغز جداست و بدن به طور یک موتور و ماشین انجام وظیفه میکند. فلسفه و اندیشه دکارت. فلسفه و اندیشه و جهانبینی دکارت تاثیر مهمی در علوم و به ویژه در علم پزشکی در غرب داشت و تا قرنها، طبابت و مطالعه در علم پزشکی فقط با بیولوژی جسم و رابطه اعزای بدن با یکدیگر سروکار داشته است.
در دهه های اخیر، نظریات دکارت در مورد جسم و مغز و تاثیر آن در تفکر پزشکی غرب، مورد بررسی و اتقاد دقیق قرار گرفته است. چند سال قبل پروفسور آنتونیو داماسیو، یکی از متخصصان برجسته ی مغز شناسی آیوا (آمریکا)، در کتابی با عنوان اشتباه دکارت نظریه ی این فیلسوف و دانشمند فرانسوی را رد کرد و اظهار داشت که دکارت با چشم پوشی از بیولوژی مغز و رابطه آن با بیولوژی جسم، طبابت و پزشکی را در غرب یک بعدی کرده است. مغز در حدود صد ملیارد سلول عصبی دارد که در حقیقت شبکه ی اطلاعاتی و ارتباطی جسم و بدن را تشکیل میدهندو عدم توجه به یک چنین شبکه اطلاعاتی که ارزشها واعتقادات و احساسات بشری را تشکیل میدهند، سد بزرگی در دانش پزشکی به شمار میرود.(ظهور و سقوط مدرن ص 20و21)
پزشکی جدید همچون همه ی فعالیت های دیگر جامعه معاصر، نشانگر جهانبینی نیوتنی است. کار پزشمی با دید مکانیکی، مدت 200 سال است که بر مشاغل مربوط به تندرستی، سایه افکنده است. تامس مک کئون، یکی از خبرگان انگلیسی تندرستی، طرز تلقی رایج را بدین صورت خلاصه کرده است: ((برداشتی که از زیست شناسی و پزشکی در قرن هفدهم شده است، نوعی مهندسی بر پایه ی مدل فیزیکی بود. طبیعت، مکانیستی ادراک میشد (حس گرایی محض) و در زیست شناسی، باعث پیدایش این نظریه گردید که جاندارن را میتوان به صورت ماشینی تصور کرد که اعضایش جداشدنی و بار دیگر متصل شدنی اند (مانند یک ربات بیولوژیکی) به این شرط که ساخت و کنش آنها کاملاً شناخته شده باشد. همین نظریه در پزشکی، فراتر رفت وبه این باور انجامید که شناخت فرآیندهای بیماری و پاسخ به آنها، این امکان را به وجود می آورد که بتوان به خصوص به روش خای فیزیکی (جراحی)، شیمیایی و التکریکی دست به کار درمان شد.))

استفاده از روش آزمایش و خطا و غفلت از علت یابی بیماری

هاری بنجامین در کتاب درمان طبیعی میگوید: ((اگر کسی به بیمارستان اتاق انتظار شلوغ و پرجمعیت پزشکان سری بزند، به خوبی متوجه میشود که مسئله بیماری به دست علم پزشکی مدرن حل نشده است و در حقیقت چنین به نظر میرسد که این مشکل روز به روز غیر قابل حل تر میشود (و هر قدر دارو ها شیمیایی افزایش میابد به همان میزان بیماری ها هم افزایش می یابد). این بدین خواطر است که دانش پزشکی به جای آنکه علت بیماری ها را در داخل بدن افراد جستجو کند، آنها را از خارج مورد بررسی قرار میدهد، در نتیجه با اینکه حسن نیت دارد ولی این راه اشتباه را همچنان ادامه میدهد و با تجویز داروهای شیمیای، تزریقات و چاقوی جراحی در معالجه، بر ستمکاری و شناعت خود می افزاید.
بدین ترتیب گرچه این نوع پزشکی را علم خوانده اند، لیکن هیچگونه قائده و اساسی که بر وضع بیماری در داخل بدن انسان حکم رانی کند و آن را از بین ببرد وجود ندارد. در پزشکی رسمی همواره با روش معین و معلومِ آزمایش، اشتباه عمل شده و هر روز گره های محکمتری برمشکل های دیگر زده میشود. آنچه به صورت یک روش درمان در یک دهه مورد توجه و استقبال قرار میگیرد و به اصطلاح متد روز میشود، در دهه بعد ملغا میشود، {و علت این امر هم تکیه بر روش آزمون و خطاست!}مخلص کلام آنکه ما باید ضمن احترام به پزشکان و دستاورد های طب مدرن، به آرای نو در طب و بازنگری جدی در باره طب قدیم و سنتی بپردازیم و از هر راه ممکن برای تعمین سلامت جامعه دریغ نورزیم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: عبدالرحمن
۱۷:۱۸, ۴/دی/۹۵
شماره ارسال: #3
آواتار
(۴/دی/۹۵ ۱۳:۱۳)سعدی نوشته است:  سلام دوستان
در بررسی مسائل علمی، یک روش تجربی وجود داره که بهش میگن "روش علمی". روش علمی به این صورته که بر اساس مشاهدات فرضیات مطرح میشن، سپس آزمایشاتی برای بررسی فرضیات طرح میشه و در صورت عدم تایید فرضیات توسط نتایج آزمایش، بازنگری صورت میگیره.

یکی از دوستان انتقادی رو به روش علمی وارد دونستند که جا داره در این تاپیک بهش بپردازیم:

اجازه بدید یک مثال خدمتتون عرض کنم:

امروزه می دونیم که برخی نظریات گالیله که چند صد سال پیش بیان شده اند صحیح نبوده اند. نظری که امروزه پذیرفته شده ممکنه چند سال بعد رد بشه یا نیاز به تصحیح پیدا کنه. اما علوم قدیم اینطوری نبودند. نظریات ارسطو برای هزاران سال پذیرفته شده بودند. در طی هزازان سال، تمام جهان به عنوان ترکیبی از چهار عنصر آب، خاک، آتش و هوا در نظر گرفته میشد. برای صدها سال کیمیاگران فلزات را ترکیب گوگرد (گرو و خشک) و جیوه (سرد و مرطوب) می دانستند و معتقد بودند که با تغییر خواص خشکی و رطوبت و سردی و گرمی فلزات می توان آنها را به طلا تبدیل کرد.

آیا دوام آوردن برخی نظریات قدیمی در طی صدها یا هزاران سال به معنی قدرت علوم قدیم است؟ و آیا تغییر نظریات جدید را می توان یک نقطه ضعف برای علوم جدید دانست؟ نه اتفاقاً برعکس. امروزه می دانیم که خیلی از نظریات قدیمی غلط بوده اند، اما نکته اینجاست که علوم قدیم نتوانسته بودند به نادرستی این نظریات پی ببرند.

روش مورد استفاده در علوم قدیم به این صورته که اول مشاهده صورت میگیره، بعد با توجه به مشاهدات نظریاتی وضع میشن. هر جا مشاهده جدیدی صورت میگرفته هم به اون نظریات قدیم پیرایه ها و وصله هایی رو اضافه می کرده اند. مثلاً در قدیم، جاذبه زمین با اصلی به نام "اصل رجعت" توجیه میشد. اصل رجعت میگه که هر چیزی دوست داره به اصل خودش برگرده و چون همه چیزها از داخل زمین آمده اند، دوست دارند به زمین برگردند. ارسطو برای توجیه اینکه افزایش سرعت یک سنگ در سقوط آزاد، یک وصله به این نظریه اضافه می کنه: "اجرام پس از نزدیک شدن به زمین، شور و شوقی به دلیل نزدیکی به هدف پیدا می کنند که سبب افزایش سرعت آنها می شود". یا مثلاً می بینیم که ابن سینا دلیل به وجود آمدن سرطان را "تجمع خلط سودا یا صفرای سوخته" عنوان می کند و بنابراین با اضافه کردن مسئله اخلاط سوخته، وصله به نظریات پیشینیان می زند.

در علم قدیم هم یک جور روش علمی پیاده سازی میشده، اما ناقص. مثلاً در کیمیاگری قدیم گفته میشه که طبع آهن سرد و طبع طلا گرم است. شاید به این دلیل بوده که اگر یک تکه آهن در دست بگیرید می توانید سرمای آنرا حس کنید (به دلیل رسانایی گرمایی). اما چرا جنین حسی رو در مورد طلا نداریم؟ چون همیشه با طلاهای کوچک سر و کار داریم. اگر اونقدر پولدار بودیم که یک شمش طلا رو در دست می گرفتیم، قاعدتاً باید سرمای اون رو هم حس می کردیم. علم قدیم بر نمی گرشته تا این رو آزمایش کنه و نتیجه این میشه که سالها کسی پی به نادرستی نظریات نمی برده.
سلام خدمت شما.
بخش اول صحبت شما به تظرم دذسته ‌‌.
اما بخش دوم که راجع به طبع گرم و سرد اجسام و غذاها ست جسارتا اشتباهه .
طبع به گرمادهی و سرمادهی نیست ! اون # شاید #اشتباه هست .
مثلا سیاهدانه گرم طبع هست ،ایا یک کیلو سیاهدانه در دست بگیریم داغه Smile ؟ طبیعتا نه !
من از بنده خدایی شنیدم ،فرمودند از تاثیرشون مشخص میشه و مزاج خوردنی ها روی بدن .
مثلا خیار سردو تر هست ، باعث رطوبت بدن میشه ، و زیره خشک ...
و کلا تند و تیزها گرم هست
در مجارورت طلا بدن گرم میشه و در مجاورت اهن بدن سرد میشه . نه اینکه یک کیلو طلا گرم باشه Smile

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، عبدالرحمن
۲۱:۲۴, ۴/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۵ ۲۲:۱۳ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #4

سلام فاطمه خانم
(۴/دی/۹۵ ۱۷:۱۸)فاطمه خانم نوشته است:  در مجارورت طلا بدن گرم میشه و در مجاورت اهن بدن سرد میشه . نه اینکه یک کیلو طلا گرم باشه Smile
همین موضوع رو میشه از طریق آزمایش بررسی کرد:

اگر چنین موضوعی صحت داشته باشه، یک فرد می تونه بدون امتحان کردن رنگ یا جنس یک فلز، از روی سردی و گرمی تشخیص بده که فلز مورد نظر آهنه یا طلا. اگر چنین آزمایشی (با رعایت اصول آزمایشات علمی) انجام بشه و تاثیر این گرمی و سردی رو ثابت کنه، این فرضیه تبدیل میشه به تظریه و میشه جزئی از علوم جدید.

313 گرامی

بحث ما در مورد انتخاب بین "تجربه" و "وحی" نیست. بحث بین دو تا علم بشریه. به طور مثال، "تشکیل شدن تمام فلزات از گوگرد و جیوه" یک نظریه قدیمیه که امروزه میدونیم غلطه. این نظریه نمی تونه ریشه وحیانی داشته باشه چون اگر وحی بود، غلط نبود.


بخشی از علم مورد نیاز بشر از طریق وحی نازل نشده، بلکه شاید حکمت خدا بر این بوده که خود انسانها در مورد برخی مسائل تحقیق کنند و برخی چیزها رو خودشون بدست بیارند. مثلاً ما نمی تونیم یک هواپیما رو صرفاً با استناد به وحی طراحی کنیم. درمان خیلی از بیماریها هم در آیات و احادیث نیست. اگر شک دارید، درمان برای بیماری طاعون رو بر اساس احادیث و منابع وحیانی به ما بگید. در آدرس زیر، حجت الاسلام جعفریان احادیث و دیدگاههای دینی را در مورد بیماری طاعون ذکر نمونه اند:
http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(gkps4b...g/jafarian
احادیثی که ذکر شده، صرفاً توصیه هایی از قبیل "در خانه ماندن" و ... را مطرح فرموده اند. پس میشه گفت که یافتن درمان این بیماری بر عهده انسانها گذاشته شده، چنانچه می بینیم امروزه این بیماری با تلاش محققان و پزشکان ریشه کن شده. جا داره قدردان زحمات ایشان باشیم.

درسته که علوم جدید کامل نیستند، اما باید اونها رو در مقایسه با علوم قدیم دید. باید دید کدومشون کارایی بیشتری داشته اند و کدومشون نقطه ضعفهای کمتری دارند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۳۷, ۴/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۴/دی/۹۵ ۲۳:۳۸ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #5
آواتار
شما اومدی یسری نتایج غلط از چندتا گزاره گرفتی

روش تجربی خلاصه ش اینه

بشر ضعف مطلق و دائمی داره در علم و با تجربه و آزمایش میاد پژوهش میکنه

دستش درد نکنه این خوبه و اسلام هم تایید کرده


ولی

تمام علوم از الراسخون فی العلم قابل پیگیری و استخراجه و این دشمنان اهل بیت بودن که با دشمنی هاشون یکی از کاراشون بستن باب علم بود به مردم

مردمی که میتونستن براحتی به تمام علوم دسترسی پیدا کنن اونم علم خالص و قطعی و بدون خطا افتادن به راه تجربه و خطا

این بیماری که میگی تو اسلام نیومده از کجا میدونی؟ مثلا شاید فرموده باشن اگر اینطور باشید به این سری امراض دچار نمیشید چون کلا مبنا بر پیشگیریه در طب اسلامی نه درمان و کاسبی البته هر درمانی کاسبی نیست

مثلا فرمودن سرتو گرم نگه دار و پاتو سرد

این برای خنده که نبوده حتما اگر اینطور باشی باعث جلوگیری از امراض میشه حالا ما از صب پامون تو جورابه و سرمون مخصوصا اگر کت تنمون باشه سرد میمونه بدون کلاه میبینی چقدر راحت سبک زندگی مریضی تولید میکنه حالا خود یهودیا ....

سوال دیگه

اگر کسی نتونه چیزی رو اثبات کنه یعنی امکانش فعلا یا هیچ وقت فراهم نباشه باید چکار کنه؟ مثلا من نظریه میدم اگر سعدی رو با کله بندازم تو یه سیاه چاله آنی بدنش تبدیل به انرژی میشه ولی نولان میگه نه میره تو فلان دنیا خب اینو هیچ وقت نمیشه آزمایش کرد احتمالا تا زمان ظهور و ظهور تمامی علم
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۱۰:۳۴, ۵/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۵ ۱۰:۳۹ توسط III I III.)
شماره ارسال: #6

بحث خيلي عميق تر از اين بديهياتي است كه ميفرمايد جناب سعدي

من مطلب رو براي ساير افرادي كه بحث رو مي‌بينن مقداري باز مي‌كنم (نه جناب سعدي !)

ببينيد ساده‌ انگارانه ترين نگاه به علم همين نگاهي هست كه مطرح شده!


خوب دقت بفرمايد!

علم امروز مطلقاً كشف حقيقت نيست!!!!!!
برداشتي هست كه با توجه به زاويه ديد از حقيقت به عمل مياد!!!!


خوب توجه بفرمايد!

جهان‌بيني روي توصيف فيزيك جهان و به طبع اون روي توصيف رياضي جهان كاملاً تأثير مي‌گذاره!!!

يعني چه؟

يعني اگر شما جهان‌بيني تون مادي محض باشه! و عالم رو به صورت ماده و انرژي ببينيد، چه فيزيكي به شما تحويل مي‌ده؟
فيزيك كلاسيك!
چه رياضي و هندسه‌اي؟ رياضي جبري و هندسه اقليدسي!

حالا اگر شما در جهان‌بيني انرژي رو اصل بدونيد! عالم رو به صورت ميدان‌هاي ماده و انرژي مي‌بينيد! چه فيزيكي از اين بدست مياد؟
فيزيك كوانتوم و فيزيك نسبيت!
چه رياضي؟ رياضيات ديفرانسيل و هندسه نا اقليدسي!

حالا اگر شما در جهان‌بيني خود نقش جريان ولايت رو هم داخل كنيد و ولايت كفر و ولايت حق رو در اين سيستم داخل بدونيد، فيزيك و رياضي ديگري به دنبال خواهد داشت!

به اين نكته هم توجه كنيد كه بشر جاهل تمام چيزي كه به اسم علم مدرن به خورد مردم داده تقريبي از رخداد عيني هست!
يعني چي؟ يعني F برابر نيست با m*a ؛ نيرو برابر نيست با حاصل ضرب شتاب در جرم!
اين در همين مقياس متوسطش هم دقيق نيست چه برسد به سرعت‌هاي بالا و ابعاد بزرگ كه اينقدر خطايش زياد مي‌شود كه قابل كاربرد نيست!


بشر غلط زيادي كرده
ادعا كرده كه خودش مي‌خواهد خودش را ربوبيت كند!
يعني مردم دنيا امروز براي چگونه زندگي كردن به وحي تكيه نمي كنن! با ولي خدا كار ندارن!
دانشمندان جاي اولياي خدا را با جهل مركبشان گرفته‌اند!
خوب

حاصل چه ميشود؟!

همين گندي كه در عالم شما امروز مشاهده مي‌كنيد!

شما فساد اخلاقي و ظلم‌هاي عالم رو بگذار كنار! شما فساد اعتقادي و پوچي و افسردگي مردم عالم رو بگذار كنار! شما جاهليت مدرن رو كه به گفته پيامبر از جاهليت زمان خود حضرت بيشتر و شديدتر هست رو بگذار كنار!
شما فقط فساد زيست محيطي كه الان دامن بشر رو گرفته در نظر بگير!
نتيجه چيه؟!
اين به اصطلاح علم!! چيزي كه بدون رهبري اولياي خدا بر بسط شهوت راني و لذت جويي بشر ايجاد شده!


اين بشري كه به عقل خودبنياد خود تكيه كرده حاصل كارش چه خواهد شد؟!
اميرالمؤمنين مي‌فرمايند حاصلش لغزش و گمراهيست!
وَ مَنِ اسْتَغْنَى بِعَقْلِهِ زَلَّ
و هر کس بی نیازی جست با عقلش (و کافی دانست نظر عقل خود را) لغزید.
بحارالانوار، ج‏1، ص 161

لغزش و گمراهي!
بشر با پر رويي و وقاحت اين مسير را ادامه خواهد داد تا سرش محكم بخورد به سنگ بگويد غلط كردم!
نمي‌توانم حتي دنياي خود را بي هدايت وحي و ولي خدا به درستي مديريت كنم!
ان وقت است كه آنچه بايد محقق شود مي‌شود!


اين پزشكي مسخره جهان‌بيني ابلهانه اي دارد كه نتيجه اش مي‌شود مثل خر در گل ماندن در بسياري از موارد!
ريشه طب سنتي در تعاليم انبياست!
اين پزشكي بر مدل مكانيكي نيوتون بنا نهاده شده!
ارتباط اجزاي مختلف و خيلي از مسائل در اون در نظر گرفته نميشه!

به عنوان مثال يكي از دوستان مي‌گفت كه چشم آب ريزش پيدا كرد!
رفتم پيش چند فوق تخصص
معاينه مي‌كردند و عفونت نمي ديدند منتها نمي فهميدند! مرتب قطره ميدادند، قطره فقط جلوي بيرون آمدن آب را مي‌گرفت و درماني در كار نبود!
تا اينكه رفتم به طب سنتي مراجعه كردم! گفت عزيز دل شما بلغمت زياد شده بايد با تحرك و خوردن چيزهاي گرم و خشم سردي و رطوبت را كم كني قطع مي‌شود و ما كرديم و شد!

يا مثال ديگر
دوست ديگري گونه‌هايش به شدّت سرخ مي‌شد و پيش هر فوق تخصص پوستي هم كه رفته بود كلي پماد و قرص اما فايده نداشت!
رفت پيش طبيب طب سنتي
گفت برادر شما حمام ميري كيسه مي‌كشي؟
گفت نه من 20 ساله كه كيسه نمي‌كشم هيچ ليفم نمي زنم فقط صابون!
گفت شما طبعت گرم هست منافذ پوستت هم بستي تمام حرارت مي خواد از همين گونه خارج بشه خوب اينجوري ميشه!
كيسه بكش برادر! كيسه كشيد و خوب شد!

تفاوت بنيادين در نگرش هست!
تفاوت در زاويه ديد!


بحث كارامدي در جهت بسيار مهم هست
يك كليد واژه براي درك معنا!

ساده‌لوحانه ترين برخورد با علم مدرن اينه كه ميگن آقا علم صرفاً‌ ابزار هست! شما هم مي‌توني باهاش آدم نجات بدي هم آدم بكشي!
زود چاقو رو هم مثال مي زننن كه هم ميشه باهاش آدم كشت هم ميشه آدم نجات داد!
اما در همين مثال ساده چاقو
نيت در طراحي اثر داره!
چاقو آدم كشي ميشه چاقو كماندوها
چاقوي نجات آدم ميشه چاقوي جراحي كه بسيار تفاوت داره!!!

نيتي كه پشت اين تمدن هست كه علم مدرن هم يكي از اجزاش هست، بسط رفاه طلبي و لذتجويي هست!
كارامدي در جهت توليداتش هم در همين راستاي ارضاي نفسانيات هست!!!
يعني چي؟
يعني شما مي‌تواني با اختيار خودت از يك صندلي استفاده كني كه كارامدي در طراحي اش البته براي نشستن است اما تا حدي براي كسب ارتفاع ازش استفاده كني و ديوار را كه دستت نميرسه رنگ بزني اما باز كار نبردبان را نمي كنه!

اين محصولات تمدن مدرن كه در راستاي نفس چراني ايجاد شده همش هم كارامديش در جهت بست و توسعه نفسانيات است! نتيچه‌اش را هم در دنيا مشاهده مي‌فرمايد!
اما مي‌شود تا حدي انسان با اختيار خود ازش استفاده كنه در جهتي كه ميخواد اما كارامد نيست براي بست و توسعه بندگي در عالم! داره به زور در حد رفع اضطرار ازش استفاده ميكنه!

اين تمدن و علم مدرن با خودش يك فرهنگ و سبك زندگي مياره، فرهنگ و سبك و زندگي كه با خودش جهانبيني رو هم به همراه داره!
حاصل نفوذ اين علم مدرن و تكنولوژي و تمدن مدرن چي شده! يكسان شدن و نابودي همه ساير فرهنگها، سبك زدنگي‌ها، ارزشها و باورها! و دغدغه‌ها و اهداف قريب به اتفاق مردم عالم كه در اين سيستم هضم شدن!

كي ميگه اصلاً بشر بايد اينجوري زندگي كنه كه اين علم مدرن و سبك زندگي متناظرش به ما تحميل كرده!

همه فقط مي‌دون براي چي كسي نمي‌دونه!

خيلي جالبه اين اظهار ويكيپديا در مورد تكنولو‍ژي:
یک پژوهش میدانی در مورد استفاده از نمایش‌گرهای الکترونیکی نشان می‌دهد که از هر ده نفر، شش نفر احساس می‌کنند که روزانه وقتشان را بیش از حد در جلوی این دستگاه‌ها می‌گذرانند.
آنها می‌گویند می‌خواهند یک زندگی ساده‌تر و آهسته‌تر داشته باشند.
این پژوهش همچنین رویکرد فناوری به حیطه فردی، به سنت و جهانی‌شدن را بررسی کرده است.
سه چهارم افراد شرکت‌کننده گفته‌اند که فکر می‌کنند جهان با سرعتی بیش از حد برای آنها در حال تغییر است.

بحث خيلي مفصل و عميقتر از مباحث سطحي هست!

كي ميگه راستاي تمدن سازي اولياي خدا اين سمت هست!

خيلي از علوم حتي بابش باز نشده!

بشر به لطف اين تمدن مدرن و علوم مدرن فقط در حيوانيتش رشد كرده به گواه آمار جهاني!
لذتبخش تر بخوره
لذتبخش تر آميزش كنه
لذتبخش تر رفت آمد كنه
لذت بخشتر خانه داشته باشه!
لذت بخش‌تر نفس چراني كنه و....
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۴۰, ۵/دی/۹۵
شماره ارسال: #7

سلام عبدالرحمن گرامی
اگر قرار بود دستیابی به دانشهایی مثل فیزیک و شیمی از طریق وحی صورت گیرد، این کار حتماً انجام میشد. چه از طریق احادیث و چه از طریق راسخان در علم. اولین مواجهه جدی مسلمانان با طاعون، در جریان جنگ مسلمانان با روم رخ داد که معروف است به "طاعون عمواس". بر اثر این طاعون، تعداد زیادی از صحابه جان خود را از دست دادند. آیا در میان این صحابه، هیچ کسی جزء راسخون فی العلم نبوده که نحوه مقابله یا درمان این بیماری را به دیگران بیاموزد؟

در مورد طاعون احادیث زیادی وجود داره که در قالب کتابهایی جمع آوردی شده اند. اما این احادیث هم راه درمان را معرفی نمی فرمایند. طب اون زمان هم چه در یافتن دلیل بیماری و چه در یافتن درمان آن شکست خورده بود، چنانچه برخی اطباء، طاعون را مانند پیری یک درد لاعلاج می دانستند.
http://www.khabaronline.ir/(X(1)S(gkps4b...g/jafarian

شاید حکمت در این بوده که خود انسانها بخشی از علم مورد نیازشان را به دست آورند و همان طور که اشاره فرمودید، از نظر دینی نیز تاکید زیادی بر یادگیری علم شده.

نقل قول:اگر کسی نتونه چیزی رو اثبات کنه یعنی امکانش فعلا یا هیچ وقت فراهم نباشه باید چکار کنه؟ مثلا من نظریه میدم اگر سعدی رو با کله بندازم تو یه سیاه چاله آنی بدنش تبدیل به انرژی میشه ولی نولان میگه نه میره تو فلان دنیا خب اینو هیچ وقت نمیشه آزمایش کرد احتمالا تا زمان ظهور و ظهور تمامی علم
اگر مسئله ای رو نشه از طریق علمی بررسی کرد، باید به سراغ روشهای دیگه (مثل فلسفه یا ... ) بریم. اگر به هیچ عنوان نتونیم درستی یک مسئله رو بررسی کنیم، در شک و تردید می مونیم.

روشی که در فیزیک جدید استفاده میشه هم یک روش علمیه اگرچه محدودیتهای زیادی در آزمایش فرضیاتش وجود داره و همین محدودیتها باعث میشه در خیلی از موارد نتونه کاملاً به قطعیت برسه. به طور مثال، ایشتین این فرض رو مطرح کرد که ممکنه جاذبه چیزی از جنس شتاب باشه. بعد با توجه به این فرضیه پیش بینی ارائه میشه: "اگر جاذبه از جنس شتاب باشد، پس نور باید در میدان جاذبه خم شود". حالا نوبت میرسه به آزمایش و وقتی خم شدن نور در میدان جاذبه مشاهده میشه، این فرضیه پذیرفته میشه و تبدیل میشه به نظریه.

حالا که نظریه رو داریم، بر اساس می تونیم دوباره پیش بینی ارائه بدیم، مثلاً در مورد اینکه در یک سیاهچاله چه شرایطی وجود داره (اصلاً خود وجود سیاهچاله، اول پیش بینی شد و بعد مشاهده شد). حالا اگر در عمل دیدیم که پیش بینی های ما با واقعیت نمی خونه، دوباره باید در نظریات بازنگری کنیم.

به نظرم ما اصلاً نیازی نداریم که بدونیم داخل سیاهچاله چه خبره چون باهاش سر و کار نداریم. ما علم رو نیاز داریم به عنوان ابزاری برای بهتر کردن زندگی. جاهایی که علم وارد بحثهای فلسفی شده رو هم باید با ملاک فلسفه ارزیابی کرد. در فلسفه دیگه معیارها متفاوت میشن.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۰:۴۵, ۵/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۵ ۱۱:۱۷ توسط III I III.)
شماره ارسال: #8

(۵/دی/۹۵ ۱۰:۴۰)سعدی نوشته است:  سلام عبدالرحمن گرامی
اگر قرار بود دستیابی به دانشهایی مثل فیزیک و شیمی از طریق وحی صورت گیرد، این کار حتماً انجام میشد. چه از طریق احادیث و چه از طریق راسخان در علم. اولین مواجهه جدی مسلمانان با طاعون، در جریان جنگ مسلمانان با روم رخ داد که معروف است به "طاعون عمواس". بر اثر این طاعون، تعداد زیادی از صحابه جان خود را از دست دادند. آیا در میان این صحابه، هیچ کسی جزء راسخون فی العلم نبوده که نحوه مقابله یا درمان این بیماری را به دیگران بیاموزد؟
كي گفته اين بافتني رو كه شما ميگيد؟
جابربن حيان پدر علم شيمي شاگرد كي بوده؟!
نه هيچ كس از راسخان در علم سوال نكرد!

در مورد مشابه سلمان از حضرت فاطمه سوال مي كنه كه جواب هم ميگره و به كار مي بنده و درمان هم انجام ميشه!

قرار نبوده تمدن سازي اين سمت بره!

بشر خود بنيان هم كه معلومه وضعيتش نتيجه تلاشهاش به لجن كشيده شدن كره زمين هست در قرن 21

(۵/دی/۹۵ ۱۰:۴۰)سعدی نوشته است:  روشی که در فیزیک جدید استفاده میشه هم یک روش علمیه اگرچه محدودیتهای زیادی در آزمایش فرضیاتش وجود داره و همین محدودیتها باعث میشه در خیلی از موارد نتونه کاملاً به قطعیت برسه.
شما خودت داري اقرار مي كني؟!

شما اگر بخواهي مسير حركت يك جسم رو بدوني بايد تمام نيروهاي وارد بر جسم رو بدوني!
تا برآيندش رو بتوني درست به دست بياري!
حتي اگر يك نيرو رو نشناسي ممكن هست پيش بينيت 180 درجه متفاوت باشه با واقعيت!

حالا اين بشر سر تا پا جهل! غلط زيادي كرده به خودش اجازه داده بگه براي بشر چي خوبه چي بده!
بعدش بره به سمت ساخت ابزاري كه اين بد و خوب رو در عالم محقق كنه!
جهل روي جهل
نتيجش!
خاك بر سري كه مشاهده ميشه!

جريان ولايت در عالم چگونه محقق مي‌شود؟!


شما بايد به سه سوال پاسخ بدهيد!
به دستور چه كسي، به تبعيت از چه كسي؟ براي چه كسي!

اگر به دستور خدا و به تبعيت از ولي خدا و براي خدا بود ولايت الله رخ مي‌دهد و از ظلمات به سمت نور سير ايجاد مي‌شود!

اگر به دستور خدا يا به تعبيت از ولي خدا يا براي خدا نباشد! ولايت طاغوت رخ مي‌دهد و نتيجه‌اش مي‌شود سير از نور به سمت ظلمات!

حال علم مدرن چه چيز را دارد بسط مي‌دهد!
نور يا ظلمت!

تازه گفتم علم هم كه نيست! برداشتي خاص از واقعيت با توجه به زاويه ديد ناقص خود است! در راستاي ارضاي نفاسانيات

خيلي جالبه ما اينهمه دليل و برهان!
شواهد از خود علم مدرن در نارسايي مباني علم مدرن اما طرف بحث اصلاً اينها را نمي بينه



حال موضوع ما چه بايد باشد!

چون اين علم مدرن الان عامل سلطه بر مؤمنين است مانند سحر شده! كه بايد عده‌اي بروند ياد بگيرند براي خنثي كردن اثرش!
بر اين اساس لازم است عده‌اي بروند تا در مرز علم مدرن براي خنثي كردن تأثيرش كار كنند!

از سوي ديگر بايد همانگونه كه رهبر انقلاب فرمودند روي علوم انساني كار كرد!

علوم تجربي و رياضي همانگونه كه بيان شده ريشه در علوم انساني دارند!

يك هر دستگاه فلسفي با خود يك دستگاه فيزيكي و تجربي دارد و هر دستگاه منطقي با خود يك دستگاه رياضي دارد!
اگر دستگاه فلسفي و منطقي متناسب با مباني وحي توليد شود به تبع دستگاه تجربي و فيزيكي و رياضي متناسب هم توليد مي‌شود!

علوم انساني بايد با مباني وحي ايماني شود!

بشر مدرني كه انسان را نمي‌شناسد غلط زيادي كرده و براي همه چيزش نسخه داده!
روانشناسي داده
مدريت داده
اقتصاد داده و
جامعه شناسي داده
متد تربيت داده
غلط كرده با جهل مركبش متد داده
بايد در جهارچوب و موازين وحي علوم انساني اسلامي شود تا به تبع جامعه پردزاي بر مبناي دين شود

در كنار اين بايد سراب بودن و لجن بودن نتايج اين تمدن مدرن كه به گواه خود ويكيپديا مردم عالم دارند ازش خسته ميشوند تبيين شود!

اين بيزاري و آن كار قبلي إن شاء الله مقدمه اي ميشود براي آنچه بايد بشود!

اللهم عجل لوليك الفرج

با توجيهات موفق باشيد!!!!


(۴/دی/۹۵ ۱۱:۵۴)MohammadSadra نوشته است:  من یواش یواش دارم به این نتیجه میرسم شما تنها به دنبال اتلاف وقت بچه های تالار هستید و این رویکرد مناسبی نیست.

(۴/دی/۹۵ ۲۱:۲۴)سعدی نوشته است:  بخشی از علم مورد نیاز بشر از طریق وحی نازل نشده، بلکه شاید حکمت خدا بر این بوده که خود انسانها در مورد برخی مسائل تحقیق کنند و برخی چیزها رو خودشون بدست بیارند. مثلاً ما نمی تونیم یک هواپیما رو صرفاً با استناد به وحی طراحی کنیم. درمان خیلی از بیماریها هم در آیات و احادیث نیست.

بديهيات مضحكي هست!
اولاً چيزي نيست كه بشر براي سعادتش بهش نياز داشته باشه و خدا براي بشر نفرستاده باشه!
اما بشر اظهار بي نيازي كرده به ولي خدا!
ولي خدا كه معدن علم خداست!
خوب چوبش هم داره مي‌خوره
با حماقت مضحكش روز به روز زمين را بيشتر از ديروز به لجن ميكشه تا در نهايت بگه غلط كردم نمي توانم!


بندگي تمام افعال اختياري انسان را شامل ميشه!
هر فعل اختياري هم به نيتي است و براي كسي است و به امر كسي!

بحث ما و شما دو ديگاه هست كه در مديريت اين كشور در بعد از انقلاب هم حاضر بوده!

يك ديدگاه ديدگاه امثال بنده كه نگاه حداكثري به دين دارند و مبناي جامعه پردازي رو دين ميدونن
يك ديدگاه هم امثال شما (هاشمي و رفقا از اول انقلاب) كه سكولار نگاه مي‌كنن! يه نماز و روزه بگيريم و در كنارش علوم بشري براي ساختن دنيا! دنيا را با علم بشر مي‌سازيم و براي آخرت هم نماز و روزه و صدقه و ... (اسلام آمريكايي!) كه اتفاقاً مستكبرين و سران تمدن مدرن كه اين تمدن را براي چاپيدن دنيا ساختن هم هيچ مشكلي باهاش ندارن!

موفق باشيد!

تأثير ابزار در سبك زندگي و فرهنگ، و تأثير سبك زندگي و فرهنگ در جهان‌بيني


ساير دوستان به عبارت بالا و تمدن مدرن كه جهاني شده و تأثيرش بر سبك زندگي و نگرش مردم عالم و زندگي شخصي خود ما دقت كنن!
دغدغه اصلي ما چيه!
هر روز بهتر بندگي كنيم يا هر روز بر رفاه زندگي خود بيافزاييم؟!
بيشتر اعتمادمون به محسوسات هست يا به نصرت خدا؟!
و...
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۴۹, ۵/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۵ ۱۲:۰۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #9

نقل قول:جابربن حيان پدر علم شيمي شاگرد كي بوده؟!
ایشان شاگرد امام صادق (علیه السلام) بوده اند. اما اگر قرار بود امام (علیه السلام) به ایشان علم شیمی بیاموزد، حتماً علم صحیحش را می آموخت نه کیمیاگری که امروزه رد شده. پس شاید ایشان صلاح دانسته اند که خود جابر در این مورد تحقیق کند و به نتیه برسد.

بخشی از نظریات جابر ابن حیان در مورد فلزات رو در زیر آورده ام. این نظریات وحیانی نیستند چون امروزه می دونیم که این نظریات نادرست اند و یک نظریه نادرست نمی تونه وحیانی باشه.
http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavar...eck&Rand=0
نقل قول:تعریف جابر از بعضی فلزات و تبدیل آنها
قلع
دارای چهار طبع است. ظاهر آن ، سرد و تر و نرم و باطنش گرم و خشک و سخت … پس هرگاه صفات ظاهر قلع به درون آن برده شود و صفات باطنی آن به بیرون آورده شود، ظاهرش خشک و در نتیجه قلع به آهن تبدیل می‌شود.
آهن
از چهار طبع پدید آمده است که از میان آنها ، دو طبع ، یعنی حرارت و خشکی شدید به ظاهر آن اختصاص دارد و دو طبع دیگر یعنی برودت و رطوبت به باطن آن. ظاهر آن ، سخت و باطن آن نرم است. ظاهر هیچ جسمی به سختی ظاهر آن نیست. همچنین نرمی باطن آن به اندازه سختی ظاهرش می‌باشد. از میان فلزات جیوه مانند آهن است. زیرا ظاهر آن آهن و باطن آن جیوه است.
طلا
ظاهر آن گرم و تر و باطنش سرد و خشک می‌باشد. پس جمیع اجسام (فلزات) را به این طبع برگردان. چون طبعی معتدل است.
زهره(=مس)
گرم و خشک است ولی خشکی آن از خشکی آهن کمتر است زیرا طبع اصلی مس ، همچون طلا ، گرم و تر بوده است اما در آمدن خشکی بر آن ، آنرا فاسد کرده است. لذا با از میان بردن خشکی ، مس به طبع اولیه خود برمی‌گردد.
جیوه
طبع ظاهری آن سرد و تر و نرم و طبع باطنی‌اش گرم و خشک و سخت است. بنابراین ظاهر آن ، همان جیوه و باطنش آهن است. برای آن که جیوه را به اصل آن یعنی طلا برگردانی، ابتدا باید آن را به نقره تبدیل کنی.
نقره
اصل نخست آن ، طلا است ولی با غلبه طبایع برودت و یبوست ، طلا به درون منتقل شده است و در نتیجه ظاهر فلز ، نقره و باطن آن طلا گردیده است. بنابراین اگر بخواهی آن را به اصلش یعنی طلا برگردانی ، برودت آن را به درون انتقال ده ، حرارت آن آشکار می‌شود. سپس خشکی آن را به درون منتقل کن ، در نتیجه ، رطوبت آشکار و نقره تبدیل به طلا می‌شود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۱:۵۲, ۵/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۵/دی/۹۵ ۱۱:۵۸ توسط III I III.)
شماره ارسال: #10

خيلي باحالي آقاي سعدي
من اينهمه حرف زدم
اصلاً براي چي بحث رو شروع مي كني
چرا وقت آدم رو ميگيري پس
مگه همه مباحثي كه جابر مطرح كرده از امام صادق هست!
ابوحنيفه رئيس حنفيان اهل سنت هم شاگر امام صادق عليه السلام بوده مگه همه حرفاش درسته

من خيلي واضح دارم بحث ميكنم
شما از اينهمه حرف من يه تيكه ميگيري يه جواب بي ربط ميدي

متأسفم براي وقتي كه براي بحث با شما حروم كردم


در ضمن جنابعاي كه از طب سنتي و مبانيش بي اطلاعي كي گفته كه كل اينها غلط هست

بحث مزاج شناسي فلزاتش درست هست
نه تنها فلزات هر چيزي در طبيعت داراي طبع است
رنگها هم طبع دارند و تأثير بر طبع انسان مي‌گذارند

اقليم‌ها
فصل‌ها
زمان‌ها
اجزاي بدن
اينها همه داري طبعند كه بر طبع انسان هم تأثير ميگذارند


واقعاً اگر يك سر سوزن احساس مي كردم كه دنبال فهم مسئله هستي از اين پرسش بحث با شما رو ادامه مي دادم
اما نوع بحثت واقعاً مأيوس كننده است و وقت من را هدر مي‌دهد
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  آزمایشات تجربی برای اثبات ناتوانی خدایان دروغین سعدی 19 6,552 ۱۹/مرداد/۹۵ ۲۲:۴۱
آخرین ارسال: سعدی
  دلایل علمی که نشان از حقانیت علمی احکام اسلامی دارد أین المنتظر 19 15,076 ۷/مرداد/۹۲ ۱۴:۵۶
آخرین ارسال: s@m@neh

پرش در بین بخشها:


بالا