|
روشنفکربازی یعنی
|
|
۱۸:۲۹, ۲۳/آبان/۹۵
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
روشنفکربازی یعنی
مرتبا از حمله اعراب به ایران دم بزنی، ولی از اولین هجوم بیگانگان به ایران یعنی همان هجوم آریایی ها و کشتار بیرحمانه بومیان ایران توسط آنها، جیک نزنی. :روشنفکربازی یعنی"فتح ایران" توسط مسلمانان را "حمله اعراب" بخوانی. و جنگ با " ساسانی" را جنگ با "ایرانی" بنامی. تا بلکه با تیز کردن دعوای #عرب و #عجم، رگ نژادپرستی عصر جاهلیت را زنده کنی :روشنفکربازی یعنی تمام تاریخ طبری را زیر و رو کنی تا بلکه یه سند درباره کشته شدن فلان ایرانی توی جنگ با مسلمونا، فقط "مسلمونا" پیدا کنی. (نه رومی ها، نه ارمنی ها، نه یونانی ها نه دهها حکومت دیگری که با ایران جنگ داشتند) ولی جنایت همین 100 سال پیش انگلستان را که نصف کل جمعیت ایران را با قحطی و مریضی نسل کشی کردند، شتر دیدی ندیدی. تازه برای یه لندن رفتن، یا فلان بازیگری که با لهجه غلیظ بریتیش حرف میزنه له لَه بزنی! :روشنفکربازی یعنیادعای میهن پرستی کنی و خودتو به در و دیوار بزنی با یه حدیث جعلی درباره ائمه و قرآن شبهه بندازی، ولی ندونی هر وقت این مملکت در برابر اجنبی ایستاده، با حبّ اهلبیت(علیه السلام) بوده. اهلبیتی که ضد تعصبات قبیله ای و نژادی بودند و چون عرب و عجم را #برابر میدانستند، مرتب مورد اعتراض متعصبهای عرب بودند. :روشنفکربازی یعنیادعای وطن پرستی کنی، ولی همان شهدا و رزمندگان و بسیجی هایی را که 8 سال برای دفاع از خاک کشور اسلامی مان جنگیدند، برچسب "ساندیس خور"! بزنی و افتخار کنی توی فتنه 88 یه بسیجی رو کتک زدی و مدافعان حرمی که برای آرامش ما شهید میشن، رو سرباز اسد و روسیه !! بخوانی!! درست اونطوری که BBC هر شب میگه.☹ :روشنفکربازی یعنیپُز خردورزی و "التماس تفکر" : بیایی، ولی سواد تاریخی ات همون دروغ دلنگهایی باشه که خاخامهای یهود و نوچه های پهلوی، از چند تا کتاب آبکی و سایت و کانال و کلیپ، پخش میکنند. :روشنفکر بازی یعنیشعار "انسانیت" و "دین من #انسانیت است" ( در مقابل "دین من اسلام است") بدهی ولی شعار_اسرائیلی "نه غزه نه لبنان" هم سر بدهی و تمام تصورت از وطن پرستی، تحقیر اعراب و بقیه ملتها (البته بجز یهود و اروپایی) باشه. :روشنفکربازی یعنیبجای "سلام" قیافه بگیری و بگی "درود" نکنه یه کلمه "عربی" از زبونت دربیاد! ولی حالیت نباشه، 50% زبان فارسی، کلمات عربی هست و اگر زبان عربی نبود، الان فارسی ای وجود نداشت. در ضمن بچتو هم از 3 سالگی (بعضیام از نوزادی حتی!) بفرستی به زور "هللو هاواریو" توی مغزش فرو کنه! :آریایی بازی یعنیایران ایران از دهنت نیفته ولی ندانی در هیچ کتاب #ایرانی، در اوستا، در شاهنامه، در گلستان و در هیچ نگاره و نقاشی، نامی از #کوروش و هخامنشی نیست و توی یه کتاب فرمانده نظامی اردشیر دوم، نامیده شده، (یعنی کوروش و هخامنشی انقدر در نظر ایرانی ها ناچیز بودند) و ریز و درشت این داستان سازی های تاریخی را از تورات یهود و چند منبع یونانی کپی تورات بگیری! :آریایی بازی یعنیاز لابلای خرابه های تاریخ، بند کنی به 2500 سال پیش، و 6000 سال تاریخ ایران #قبل از آن را عمدا خط بزنی. :آریایی بازی یعنیبگی هخامنشیان چه قدرت و شکوه و امپراتوری عجیب غریبی داشتند، ولی تمام منبعت از این عظمت، ویکی پدیا باشه، اونم فارسی اش! و هضم نکنی آخه با اون شکوه و عظمت چطوری در برابر یه لشکر کوچک نابود شدند و حکومتشون به 200 سال هم نکشید!! : آریایی بازی یعنیدم از نژاد برتر عاریایی بزنی ولی ندونی ما اصلا چنین نژادی از نظر علمی نداریم و 150 ساله این کلمه اختراع شده. ولی ندونی محتوای ژنتیکی ما و همون عربها یکسانه و هیچ تفاوتی جز در زبان با هم نداریم. ولی ندونی 6 میلیون "سید" فقط از نسل پدر توی این کشور وجود داره. یعنی 6 میلیون فقط از نسل #ائمه داریم. و حالا پیدا کن آمار جمعیت را از نسل بقیه اعراب!! : کوروش پرستی یعنی یعنی به بهانه احترام به تاریخ و ملی گرایی! جلوی کوچکترین نقد و بیان حقایق کوروش و چند شاه با بوی یهودی را ببندی و چند تا چوب پرست خونریز را مقدس و غیرقابل نقد کنی. :کوروش پرستی یعنیبچه مسلمانها را "عرب پرست" و "ملخ خور"! بخونی، ولی خودت بعد از 1400 سال یکتاپرستی توی این کشور، مثل عربهای دوره جاهلیت، دور یک سنگ خالی منتسب به یک بت_پرست بچرخی. :کوروش پرستی یعنیباور کنی شاهی برای کشورگشایی به کشورهای دیگر حمله کنه ولی خون از دماغ مردم آن کشورها نریزه! تو روشنفکر نیستی عزیزم، یه فسیل هستی. آریایی نیستی. هرهری هستی. ما اما نه روشنفکریم، نه آریایی. یه ایرانی هستیم یه #ایرانی_مسلمان. که اسلام و خداپرستی تمام هویتمونه و به فرموده مولایمان علی(علیه السلام) بقیه انسانها، یا در دین شبیه ما هستند و برادر دینی ما؛ یا در آفرینش شبیه ما هستند و انسان. این متن که نقل شد ، از شبکه اجتماعی هست . .اگه کسی نقدی داشت بیان کنه. |
|||
|
| آغاز صفحه 6 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۳:۵۶, ۵/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/آذر/۹۵ ۲۳:۵۸ توسط عمار94.)
شماره ارسال: #51
|
|||
|
|||
(۵/آذر/۹۵ ۱۵:۲۶)سعدی نوشته است: سلام آقا عمار سعدی گرامی اولا سعی کنید راجع به اموری که اطلاع درستی از آن ندارید ابتدا تحقیق کنید ، ماهیت نور بر خلاف آنچه که گفتید در علم فیزیک روشن نیست ، نور هم رفتار ذره ای دارد و هم موجی و البته بحثی هم نداریم که رابطه ی نوری که ما میشناسیم با نور حق چیست . ضمنا توجه فرمایید که در مثال ذکر شده عنوان کردم که لامپ را (سراسر نور) فرض میکنیم . بنده لامپ روشن را به عنوان یک انتزاع و ساده سازی برای درک بهتر مسئله ذکر کردم و من بهتر میدانم که نمیتوان اصل نور را به لامپ نسبت داد و لامپ تنها ظرفی برای تجلی نور است (چون لامپ علت العلل نیست) (از پست شروع بحث دوباره مطالعه شود) (۵/آذر/۹۵ ۱۵:۲۶)سعدی نوشته است: اگر بخواهیم برای اثبات نبوت خاصه از بحث اثبات صفات علت العلل عبور کنیم، روندمون بسیار سخت خواهد بود. شما می تونید از مسیرهایی استفاده کنید که نیاز به این بحثها نداشته باشند؛ مثل استفاده از اعجاز عددی، اعجاز علمی و ... سعدی گرامی چه حرف بدی زدی . بنده در این مرحله رجوع به اعجاز عددی و علمی را درست نمیدانم ، حتی روی مفهوم معجزه بودن هم اصراری ندارم گرچه اعجاز علمی را راهی برای درک بهتر حقیقت میدانم . اما اینکه چرا حرف بدی گفتی ، متاسفانه اینترنت دکمه ی دلیت ندارد ، من نظر شما را راجع به اعجاز علمی و عددی میدانیم شما با نام کاربری (میکا و ... ) قبلا نظر خودتون را بیان کردید که با یک سرچ ساده نظرات شما قابل مشاهده است . البته اصل نظرات شما زیاد مهم نیست و بالاخره هر کسی نظری دارد ، اما سوال اصلی اینجاست که چرا سعی میکنید بحث را به جایی بکشانید که فکر میکنید بتوانید حداقل درآنجا امتیاز بگیرید ! بزرگوار صحنه ی بحث مقدس است و جای این کار ها نیست . سعدی گرامی من با وجود (کور و کر) دانستن شما وارد بحث شدم و اتفاقا جاهایی از بحث هم حسابی مفید بود اما با روالی که شما درپیش گرفته اید پاسخ به پست های شما برای من بی شخصیتی محسوب میشود ، اگر مایل به ادامه بحث هستید یک نام کاربری جدید درست کنید و با آن بحث را ادامه دهید ولی اینبار سعی کنید به اعتبار آی دی جدیدتان اسیب وارد نسازید . |
|||
|
|
۰:۴۶, ۶/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۵ ۱:۲۱ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #52
|
|||
|
|||
|
سلام آقا عمار
لامپ مثال خوبی برای علت العلل نیست، چون علت العلل مثل لامپ نیست. بحث با شما هم خیلی جاها برای من مفید بود. نگرانی شما رو درک می کنم چون ممکنه خوندن این بحثها باعث ایجاد شبهه در ذهن مخاطب بشه. یادمون باشه اگر من و شما نتونستیم یک راه محکم برای تشخیص حقیقت پیدا کنیم، فقط به این معناست که باید بیشتر دنبالش بگردیم. چه بسا اگر دوستی مثل سید ابراهیم توی بحث ما حضور داشتند، نظراتشون می تونست بسیار راهگشا باشه و کمک زیادی به یافتن یک راه محکم کنه. به هر حال جستجوی یک روش صحیح برای بررسی عقاید وظیفه عقلی و شرعی همه ماست. خوبه چه در این تاپیک و چه در خارج از اینجا به دنبال این روش بگردیم. امیدوارم هر دوی ما در این مسیر موفق باشیم |
|||
|
۱۷:۱۶, ۶/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۵ ۱۷:۳۸ توسط حقیقتجو.)
شماره ارسال: #53
|
|||
|
|||
(۵/آذر/۹۵ ۱۵:۲۶)سعدی نوشته است: این چیزی که گفته شد بر اساس یکی از دیدگاههاییه که میشه در مورد توحید داشت. جا داره مجدداً ذکر بشه که مفهوم توحید حتی در بین علمای اسلامی محل اختلافه و بر اساس عقل (یا حتی با تکیه بر منابع درون دینی) نمیشه بررسی کرد که دقیقاً کدوم دیدگاه درسته. حتی برخی بزرگان عقل را از بررسی دقیق این موضوع ناتوان دانسته اند. به طور مثال می تونید به تاپیک ارزشمندی که جناب حقیقتجو ایجاد فرمودند رجوع فرمایید:سلام دوست گرامی در مورد جمله ای که قرمز کردم میخواستم این مطلب رو بگم که اینطور نیست که حضرت علی (علیه السلام) عقل رو از بررسی و درک دقیق توحید ناتوان بدونن بلکه عقل رو از درک ذات خداوند عاجز و ناتوان میدونن. وگرنه ما بر اساس همین عقلی که خدا بهمون داده به این نتیجه میرسیم که بریم سراغ احادیث پیامبر و امامان معصوم و ببینیم اونها در مورد توحید چی گفتن و وقتی کلام اونها رو فهمیدیم هر تعریفی که بر خلاف کلام ایشان بود رد میکنیم. مثلا وقتی گفتن ذات خدا رو نمیشه براش مثال آورد و از دسترس عقلها خارج هست اگه یه فیلسوف اومد گفت مثل خدا و مخلوقات مثل دریا و موج هست میگیم این شخص داره دروغ میگه. یا اگه بزرگترین دانشمند فیزیک دنیا اومد نظریه داد و گفت آخرین بعد فضا-زمان رو کشف کرده و همون خداست میگیم این شخص داره به خدا دروغ میبنده. به این مطلب دقت داشته باشین که پذیرش ناتوانی و عجز عقل انسان در درک ذات خداوند خودش از شرایط توحید هست. |
|||
|
|
۱۹:۱۹, ۶/آذر/۹۵
شماره ارسال: #54
|
|||
|
|||
|
حقیقت جو ذات خدا شبیه به هیچ چیزی نیست تا ما بتونیم با چیزی قیاس کنیم ، مثال های زده شده برای مقایسه ذات خدا با آن مثال نیست بلکه بیشتر برای درک رابطه ی علیت است ، برای همین به نظرم چنین مثال هایی مشکلی ندارد .
اما در رابطه با عقل و نبوت فرمایش شما صحیح است البته با توضیحاتی . عقل انسان وجود نبی را ممکن میداند ، با اندکی تفکر وجود نبی لازم هم هست . ما موجودی داریم به نام انسان که ویژگی متفاوتی با تمام موجودات دارد ، این ویژگی متفاوت قدرت انتخاب (مختار بودن) و امکان بالا رفتن مقام انسان است ، انسان مختار فقط به حکم عقل نمیتواند تمام مسائل را درک کند و از انجایی که خدا حکیم است و کار عبث انجام نمیدهد ، انسان مختار فقط با وجود نبی معنی دارد . از زمان اولین انسان تا حالا زمین از وجود نبی و حجت خدا خالی نبوده و انسان وظیفه دارد تا با عقل خود نبی و حجت خدا را بفهمد ،انسان عاقل یگانه مسیر (حق) را مسیری میابد که از حضرت ادم اغاز و به حضرت خاتم پایان یافته و بعد از پیامبر اسلام و کامل شدن شریعت حجت خدا امام است بر روی زمین تا روز موعود . |
|||
|
|
۱۹:۳۶, ۶/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۵ ۱۹:۴۵ توسط حقیقتجو.)
شماره ارسال: #55
|
|||
|
|||
(۶/آذر/۹۵ ۱۹:۱۹)عمار94 نوشته است:از اونجایی که ذات خدا برخلاف هرچیزی هست که به ذهن انسان بیاد و انسان تصورش کنه پس مثال زدن درست نیست چون باعث میشه که ذهن آدم به اشتباه بیوفته و تصور غلطی از خدا داشته باشه. از طرف دیگه هیچکدوم از امامان در مورد خدا مثال نزدن در صورتیکه اگر این امر باعث می شد ذهن انسان بهتر مطلب رو درک کنه امامان هم این کار رو انجام میدادند. |
|||
|
|
۲۱:۳۰, ۶/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۵ ۲۱:۵۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #56
|
|||
|
|||
|
سلام حقیقتجوی گرامی
ممنونم که به بحث پیوستید. در واقع مشکل فقط در شناخت کامل ذات خدا نیست؛ بلکه عقل بعضی کلیات مربوط به بحث خداشناسی رو هم با شک و تردید استنتاج می کنه. مثلاً با استفاده از عقل نمیشه به طور دقیق گفت که باید وحدت وجود رو بپذیریم یا اینکه علت العلل رو یک موجودی جدای از موجودات معلول در نظر بگیریم (یا شاید هیچکدوم از این دو دیدگاه درست نباشه و لازم باشه به شکل دیگری به قضیه نگاه بشه). همین شک و تردیدها باعث میشه شناخت برخی صفات خدا از طریق عقل ممکن نباشه. آقا عمار، خوشحالم که دوباره به بحث تشریف آوردید. (۶/آذر/۹۵ ۱۹:۱۹)عمار94 نوشته است:خب در اینجا فرض رو بر این می گذاریم که صفات خدا به همان شکلی باشد که شما در نظر دارید. تا ببینیم آیا با این فرض میشه به اثبات نبوت خاصه رسید یا خیر. با این فرض استدلالی رو در مورد نبوت عام مطرح فرمودید که اجازه دهید به این صورت بازنویسی کنم: 1- خدا حکیم است (در اینجا خدا را یک موجود متشخص در نظر گرفته ایم) 2- عدم دسترسی انسان به پیامبر با حکمت خدا در تضاد است 3- پس خدا بایستی برای انسانها پیامبر بفرستد فرض دوم با فرض اول به تناقض بر می خوره. به طور مثال مردم ژاپن رو در نظر بگیرید: قرآن اولین بار در سال 1920 به ژاپنی ترجمه شد یعنی حدود 90 سال پیش. قبل از اون مردم ژاپن قادر به خوندن قرآن نبودند چون زبان عربی رو نمی دونستند. انجیل هم در سال 1549 به زبان ژاپنی ترجمه شده بود که البته به اعتقاد ما یک نسخه تحریف شده از انجیله. از طرف دیگه معتقدیم که از 1400 سال پیش تا امروز هیچ پیامبر جدیدی برای مردم مردم ژاپن نیومده. پس در یک مدت طولانی از تاریخ، این مردم فقط به مذاهبی دسترسی داشتند که از نظر اسلام مذاهبی نادرست یا تحریف شده اند. به همین دلیل، علمای اسلامی اصلاً فرض دوم رو قبول ندارند. معتقدند اگر انسانها به دین دسترسی نداشته باشند، عدالت خدا حکم می کنه که فقط به اندازه ای که هدایت دریافت کرده اند از آنها تکلیف خواسته شود؛ چون هدایت فقط از طریق پیامبر انجام نمیشه بلکه فطرت و وجدان نیز ابزارهای هدایت اند. (به افراد فاقد دسترسی به دین میگن "جاهل قاصر". با سرچ این عبارت ی تونید بیشتر در موردش مطالعه بفرمایید.) ما نمی تونیم برای اثبات اسلام، فرضهایی رو در نظر بگیریم که با اسلام در تضاد باشند. (۶/آذر/۹۵ ۱۹:۱۹)عمار94 نوشته است: انسان عاقل یگانه مسیر (حق) را مسیری میابد که از حضرت ادم اغاز و به حضرت خاتم پایان یافته و بعد از پیامبر اسلام و کامل شدن شریعت حجت خدا امام است بر روی زمین تا روز موعود .دقت کنید که دین باید به شیوه برون دینی اثبات بشه. استفاده از منابع درون دینی فقط پس از اثبات نبوت خاصه ممکنه. از نظر عقلی و شرعی، ما موظفیم این مسائل را بر اساس یک دلیل و روش درست بپذیریم. خوشحال میشم بحث را ادامه بدیم و همچنان دنبال روش تشخیص بگردیم. |
|||
|
|
۲۲:۵۳, ۶/آذر/۹۵
شماره ارسال: #57
|
|||
|
|||
(۶/آذر/۹۵ ۲۱:۳۰)سعدی نوشته است: سلام حقیقتجوی گرامیسلام از اونجایی که موضوع تایپک متفاوت هست زیاد وارد بحث نمیشم. اگه مایل بودین تایپک جدید ایجاد کنین. بله اینکه عقل نمیتونه شناخت صحیحی از مبحث توحید و خداشناسی به ما بده شکی توش نیست. من هم نگفتم همچنین چیزی برای عقل ممکن هست. گفتم میریم به سراغ احادیثی که از امامان به ما رسیده. شما تصور کنین که قرآن بود و هیچ حدیثی از امامان به ما نرسیده بود خب در اینصورت ما با قرآن نمیتونستیم حتی شناخت صحیحی نسبت به خدا داشته باشیم چون هر کسی با استفاده از عقل خودش تفسیری از آیات قرآن داره. عقل های ما آمیخته با اشتباه و توهمات هست. در مورد درست بودن وحدت وجود و موارد مشابه هم باید بریم سراغ احادیث. اگه منطبق با احادیث بود قبول میکنیم اگه نبود قبول نمیکنیم که این خودش حکم عقل هست. به نظر خود من وحدت وجود توهمات یک عقل بشری هست که خدا رو یک موجود بی نهایت که همه جا وجود فیزیکی داره و هیچ کجا از وجود خدا خالی نیست تصور کرده |
|||
|
|
۲۳:۰۳, ۶/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/آذر/۹۵ ۲۳:۰۵ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #58
|
|||
|
|||
|
حقیقتجوی گرامی
رجوع به منابع درون دینی (مثل احادیث) فقط زمانی ممکنه که اصول دین به شیوه برون دینی اثبات شده باشند. بعد از اینکه یک روش صحیح برای اثبات نبوت خاصه پیدا کردیم، این امکان رو پیدا می کنیم که به منابع درون دینی رجوع کنیم. بعد از اثبات نبوت خاصه می تونیم امامت رو هم به شیوه درون دینی اثبات کنیم و بریم سراغ احادیث. من هم با جدا شدن تاپیک موافقم. از ارسال شماره 9 بحث اثبات اعتقادات شروع میشه که اگر مدیران گرامی اون رو به یک تاپیک جدید در تالار علم و عقل انتقال بدن، بسیار ممنون میشم. عنوان تاپیک هم می تونه "اثبات اصول دین" باشه. |
|||
|
۲۳:۳۵, ۶/آذر/۹۵
شماره ارسال: #59
|
|||
|
|||
(۶/آذر/۹۵ ۲۱:۳۰)سعدی نوشته است: آقا عمار، خوشحالم که دوباره به بحث تشریف آوردید. خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی ! سعدی گرامی متاسفانه شخصیت شما تو این تالار زیر سوال رفته ! برای برگشتن به بحث لازمه شما از شخصیت خودتون دفاع کنید بعدش روی چشم به بحث با شما ادامه میدم . شما که با نام های کاربری مختلف (سعدی ، چکوام ، میکا ، خانم دی دو ، آقای کول و ...) قبلا به صراحت اعلام کردید که اثبات از طریق اعجاز علمی را قبول ندارید ، با این حال در این تاپیک از من میخواهید که با استناد به اعجاز علمی توحید را ثابت کنم ؟ این پارادکس را چگونه توجیه میکنید . سعدی گرامی من جای شما بودم حداقل از فضای این تالار و دوستان شرم میکردم .به هر حال تا زمان پاسخ به رفتار زشتی که داشتید ، بنده را از هم صحبتی با خود معاف کنید . (۶/آذر/۹۵ ۱۹:۳۶)حقیقتجو نوشته است: از اونجایی که ذات خدا برخلاف هرچیزی هست که به ذهن انسان بیاد و انسان تصورش کنه پس مثال زدن درست نیست چون باعث میشه که ذهن آدم به اشتباه بیوفته و تصور غلطی از خدا داشته باشه. از طرف دیگه هیچکدوم از امامان در مورد خدا مثال نزدن در صورتیکه اگر این امر باعث می شد ذهن انسان بهتر مطلب رو درک کنه امامان هم این کار رو انجام میدادند. حقیقت جو ، بعید میدانم بررسی یک مثال و درک قانون علیت موجب به اشتباه افتادن شود ؛ عقل باید توانایی پردازش یک مثال در این سطح را داشته یاشد |
|||
|
۰:۰۲, ۷/آذر/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/آذر/۹۵ ۰:۰۸ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #60
|
|||
|
|||
|
سلام آقا عمار
از میان نامهایی که فرمودید، فقط میکا متعلق به منه (به اضافه "مخلصتیم داداش"). از مدیران گرامی بابت نقض قوانین عذرخواهی می کنم و از ایشان می خوام هر طور که صلاح می دونند در این مورد تصمیم بگیرند. امیدوارم تاپیک با بحث در این مورد به حاشیه کشیده نشه. اگر معتقدید که اعجاز علمی شیوه صحیحی نیست، از اون استفاده نکنید و بیاید تا با هم یک شیوه صحیح برای بررسی اعتقادات پیدا کنیم. اگر هم صحیح می دونیدش مطرح کنید و دفاع کنید. به هر حال اگر مایل به بحث نباشید هیچ اجباری در کار نیست. |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |





:روشنفکربازی یعنی



