کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
داعش پنهان یا واکسیناسیون
۹:۴۹, ۱۴/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۴/آذر/۹۵ ۹:۴۹ توسط متفکر.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله الرحمن الرحیم


داعش پنهان یا واکسیناسیون



[تصویر: vaksan-daesh-660x319.jpg]


دیریست واکسیناسیون یکی از راه های مهم پیش گیری از بسیاری از بیماری های مهلک دانسته شده است و عموم انسانها در اقصی نقاط جهان آن را راهی صحیح در سلامت خود و خصوصاً فرزندانشان می دانند؛ اما متأسفانه با سوء استفاده ای که از این مسئله صورت گرفته است و با آلوده کردن واکسنها، انسانها را در معرض بیماری های مهلک دیگری نظیر حساسیت و اگزما؛ آرتریت (التهاب مفاصل)؛ آسم؛ اوتیسم؛ سرطان ها؛ دیابت کودکان؛سل؛ بیماری های کلیوی؛ سقط جنین؛ بیماری های عصبی؛ اختلال سیستم ایمنی بدن؛ سندرم مرگ ناگهانی نوزادان قرار داده است. البته مبرهن است که عوامل نسل کش و کودک کش دشمن بشریت از این طیب خاطر و اطمینان انسانها به واکسیناسیون سودجویی کرده و سموم مهلک خود را وارد چرخه دارویی واکسن ها نموده و امروزه شاهد این کشتار بزرگ و جنایت وحشتناک هستیم.
بسیاری از محققین و پزشکان با پژوهش های بسیار دقیق بر مقوله واکسن و شیوع انواع بیماری ها اطلاعات و آماری از ارتباط آنها با هم به ما داده اند که با نگاهی اجمالی پرده از این جنایت هولناک برمی دارد.
مثلاً رابطه اوتیسم و واکسن با توجه به تاریخچه شیوع این بیماری کاملاً درک می شود که قبل از سال ۱۹۹۱ که واکسیناسیون همگانی گردید این بیماری بسیار نادر بود و در سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۲ آمار بچه هایی که اوتیسم داشته اند ۱۵۰۰ نفر بوده و تا سال ۲۰۰۶ آمار ۱ به ۱۱۰ نفر و تا ۲۰۰۸، ۱ به ۸۸ نفر رسید.
توجه داشته باشید که یک کودک اگر همه واکسن های خود را که ۳۵ عدد می باشد بزند، ۱۱۳ میکروب وارد بدن خود کرده است و نیز ۵۹ ماده شیمیایی و چهار نوع سلول DNA حیوانی مختلف و DNA انسان که از جنین های سقط شده گرفته می شود. چگونه همه این مواد برای بدن بی ضرر و بی خطر است؟! در واکسن ها سلول های حیوانی از جمله ژن میمون، کلیه سگ، مرغ، گاو و انسان و نیز ماده ای به نام فرمالدئید که برای نگهداری از جسد مورد استفاده قرار می گیرد و بسیار سرطان زاست استفاده می شود و نیز پلی سوربات ۸۰ که برای نازاکردن موشهای ماده و کوچک کردن بیضه های موش نر مفید است؛ منوسدیم گلوتامات که در واکسن آنفولانزا زده می شود برای به هم ریختن متابولیسم بدن، تشنج و دیابت و ناراحتی های عصبی پایه ریزی گردیده است؛ جیوه نیز سمی شناخته شده است که مغز و سیستم عصبی را تحت شعاع قرار می دهد و به وفور در واکسن آنفولانزا به چشم می خورد؛ وجود آلومینیوم در واکسن ها تأیید شده است که باعث انحطاط استخوان ها، مغز استخوان و مفاصل می شود. تیمرازول مواد نگهدارنده ای است که از جیوه تهیه می گردد در واکسن های کزاز، آنفولانزا و دیفتری مقدار کمی از این ماده به چشم می خورد که در به هم ریختگی عصبی و اوتیسم بسیار تأثیربخش است.
تحقیقات نشان می دهد واکسن ها هیچ سودی برای سلامت بدن و جلوگیری از بیماری های مهلک ندارند، بلکه موجب بسیاری از بیماری های لاعلاج هستند. از آن جمله به هم ریختگی سیستم ایمنی بدن که با اختلال در سیستم بدن کودک واکسینه شده دچار هزاران بیماری گوناگون می گردد و هزاران بیماری مزمن جایگزین بیماری ویروسی می شود. واکسن های مربوط به بیماری های ناشی از ویروس مثل سرخک، اوریون، سرخجه، هپاتیت B و A، تب زرد، آبله مرغان، فلج اطفال و آنفلوانزا باعث افزایش بیماری های ویروسی دیگری شده اند، در حالی که در گذشته بیماری ها از طریق باکتری شیوع پیدا می کردند. درگذشته اقلا بیماری ها زودگذر و حاد بودند، اما امروز بیماری ها با علاج های دشوار و مزمن همچون سرطان شیوع یافته اند.
نکته دیگر بیماری های ژنتیک است. با وجود ویروس های واکسن در ژنوم سلول ها، تغییر در کروموزوم سلول ها را شاهد هستید که چگونه بیماری ها به سهولت به نسل های آینده انتقال می یابد. به همین دلیل نسل آینده در معرض بیماری های ژنتیکی است و در نتیجه امروز شاهد ۶۰ بیماری ژنتیکی مهلک هستیم.
عدم عملکرد صحیح مغز که در اثر ارتباط خاص ویروسها با مغز صورت می گیرد از پی آمدهای واکسیناسیون است چرا که پادتن ها در سلول های مغز مخفی شده و خسارتی نظیر مننژیت، تومور سرطانی و … را به مغز وارد می کنند.
همان طور که قبلاً ذکر گردید واکسن ها دارای اجزا DNA (که تعیین کننده تمام اعمال متابولیزم سلول و بافتی است) حیوانی، گیاهی و انسانی هستند. با وارد شدن این DNAها در بدن سیستم ایمنی بدن دچار اختلال شده و و بیماری ها از حیوانات به سهولت به انسان منتقل می گردد. این نوع DNA حیوانی اولین بار از طریق واکسن های ضد آبله به انسان منتقل گردید که مستقیماً از سلول های بدن جانوران گرفته می شود. گرایش به اعتیاد هم از دیگر پیامدهایی است که واکسن ها برای بشر داشته اند و بشر نا خواسته به کارهای غیرارادی اعتیاد پیدا می کند. بدن ما هیچ گاه نیاز به مواد غیر طبیعی ندارد و حتی آنها را پس می زند. سلولهای حیوانی، فلزات سنگین، مواد سمی و DNA دستکاری شده که به وفور در واکسن ها موجود است باعث می شود که بدن مواد غیرطبیعی، مخدر و نامناسب را بپذیرد و البته این در مورد خوردن غذاهای فست فود، خیره شدن بدون اختیار به تلویزیون نیز صادق است.
واکسن DTP (کزاز، دیفتری و سیاه سرفه) هر سال به ۳ میلیون کودک در آمریکا تزریق می شود. ۱۶/۰۳۸ درصد از کودکان گریه های شدید دارند که نشانه آزردگی و سوزش سیستم عصبی اصلی آنها می شود و ۸/۴۸ درصد از کودکان نیز دچار تشنج می شوند و به ۸/۴ درصد از کودکان ۴۸ ساعت بعد از تزریق واکسن، شوک وارد می شود. حال قضاوت با خود ماست!!!
طی یک برنامه همگانی برای واکسن کودکان در هند؛ بعد از مرگ ۴ کودک این طرح تعطیل شد؛ کودکان مذکور ساعاتی بعد از دریافت واکسن با دوز حدود چند قطره جان باختند.
در ترکیب واکسن های آنفلوانزای خوکی مقداری جیوه و موادی به نام اسکوآلن SQUALEN که از روغن کبد کوسه استخراج می شود وجود دارد که هر دو باعث اوتیسم می شوند.
آیا می دانید بسیاری از پزشکان و کسانی که در این زمینه فعالیت دارند خود و فرزندان شان از واکسن ها استفاده نمی کنند؛ چرا که می دانند هیچ یک از پژوهش ها سلامت و بی خطری واکسن ها را تأیید نمی کنند و مواد خطرناکی دارند. می دانند که واکسن ها باعث مشکلات و بیماری های زیادی می شوند؛ کسانی که توصیه به استفاده از واکسن می کنند کسانی هستند که از فروش و تولید واکسن ها سود می برند. به عنوان مثال دکتر جولی گربل دینگ که در CDC (سازمان بهداشت آمریکا) مدیریت این سازمان را به مدت ۸ سال عده دار بوده است؛ امروز مدیر شرکت MERCK در آلمان است. دکتر اوفیت عضو کمیته مشاوره واکسن در آمریکا (ACIP) شخصاً واکسن خود را ثبت و تولید کرده است؛ پس منکر منافع شخصی و بهره برداری از استفاده از واکسن در دنیا برای سودجویان بزرگ نمی تواند باشد.
طبق اطلاعات CDC گروهی از متخصصان اطفال ارزش واکسن هایی را که در مطبشان موجود است حدود ۱۰۰/۰۰۰ دلار تخمین زده اند.
سازمان Generation rescue در تحقیقی به نام Caloregon هزینه ای متقبل شدند که در این تحقیق سلامتی فرزندان با کمک والدین مورد بررسی قرار گرفت. ۱۷۶۷۴ کودک مورد آزمایش قرار گرفتند.
  • ۱۲% بچه هایی که واکسن دریافت کرده بودند، دچار آسم شدند.
  • ۳۱/۷% پسرهایی که واکسن دریافت کرده بودند، دچار حواس پرتی شدند.
  • ۱۸/۵% پسرهایی که واکسن دریافت کرده بودند، دچار به هم ریختگی عصبی شدند.
  • ۱۴/۸% پسرهایی که واکسن دریافت کرده بودند، دچار اوتیسم شدند.
و این درحالی است که کودک با سیستم دفاعی بسیار قوی به دنیا می آید و اگر چنین نباشد اکثر کودکان پس از تولد از دنیا می روند. اما این سیستم نیازمند است که به طور طبیعی کار خود را انجام دهد و با دستکاری آن و تزریق مواد شیمیایی این سیستم طبیعی مختل می گردد.
[i]شرکت های داروسازی، بیمه، سیستم های پزشکی از بیماری انسانها کسب درآمد می کنند. واکسن ها می توانند تا آخر عمر، انسان را دچار بیماری های مختلف و نادر کنند و از این طریق این شرکت ها همیشه ارباب رجوع خاص خود را دارند.
به این نکته توجه داشته باشید که در آمریکا قانون مهمی وجود دارد به نام Nationalchild Vaccine Injury act که در سال ۱۹۸۶ به دستور رونالدریگان تصویب گردید که طبق آن تولید کنندگان واکسن نمی توانند مسئول عوارض واکسن ها باشند، حتی اگر طی دریافت واکسن، کودک یا شخصی از دنیا برود. (قانون عمومی ۶۶۰-۹۹)
شرکت های داروسازی تمامی نظام پزشکی را تحت نظر و لوای خود قرار داده اند، حتی دانشگاه های علوم پزشکی، بیمارستان ها، رسانه ها، درمانگاهها و داروخانه ها را.
بنابراین درآمد و امرار معاش پزشکان به وفاداری به کارخانه های داروسازی و واکسن سازی بستگی دارد و فاش کردن مضرات و عوارض واکسن موقعیت شغلی آنها را متزلزل می کند.
بدون واکسن هزینه درمان و سلامتی برای انسان ها کاهش می یابد. زیرا جامعه کمتر با بیماری ها دست و پنجه نرم می کند. بیماری های ساده مثل آنفولانزا و آبله مرغان به بیماری های مهلکی چون دیابت و ام اس و اوتیسم و سرطان تغییر شکل پیدا می کنند و صددرصد گروه دوم برای داروسازان و پزشکان و بیمارستانهای سودجو، سود هنگفتی را به ارمغان می آورند.
دان برتن، عضو کنگره پارلمانی آمریکا دستور تحقیق بر روی طبیعت مواد تشکیل دهنده واکسن ها را داد و توسط او تأثیر آنها بر روی جمعیت تحت پژوهش قرار گرفت؛ او با رنجی که از بی دقتی دولت می برد و به چشم می دید که به راحتی بسیار غیرمسئولانه اجازه پخش مواد خطرناک را می دهند به آزمایش همت گمارد و به این نتیجه دست یافت که لابی داروسازها قوی ترین گروه فشار سیاسی- اقتصادی در واشینگتون است. برای همین هیچ قانونی نمی تواند جلوی این تخلف بزرگ را بگیرد و وقتی پای صدها میلیارد دلار منافع در میان است و هم زمان میلیاردها دلار خرج تبلیغات برای واکسن زدن می شود. پس نه تنها دولت بلکه رسانه ها و پزشکان و داروسازان هم از افشای حقیقت بهره ای نبرده و این جنایت ها را کتمان می کنند.
برخی کشورهای عضو اتحادیه ی اروپا و نیز انگلیس به دلیل عوارض واکسن ها از جمله فلج کردن اطفال، اجبار تزریق اکثر واکسن ها را ممنوع کرده اند.
بسیار مبرهن است که اهداف پلید سازمان های ثروتمندی چون بیل و ملینداگیتس یا سازمان روکفلر (بزرگ ترین خانواده یهودی صهیونیست دنیا) که پوشش مالی برنامه های واکسن زنی در دنیا را به عهده گرفته اند، تا چه حد بشریت را تهدید می کنند البته آنها تا به حال چند مرتبه به طور واضح به اینکه با واکسن زدن جمعیت دنیا را کم خواهند کرد اقرار کرده اند و اذعان داشته اند که باید فقط خودشان که انسان های برتر هستند بر روی زمین باقی بمانند.
ژولین مایسن، در گزارش In fowars خود به روشنی اشاره می کند که سازمان روکفلر در بیانیه مربوط به سال ۱۹۶۸ م اشاره کرده است که واکسن «ضد بارداری» را در تمام دنیا تولید و پخش خواهد کرد. گروهی تحت پشتیبانی سازمان بهداشت جهانی بانک جهانی و سازمان ملل و با اسم «گروه کار برای واکسن باروری» شروع به فعالیت کردند تا این برنامه شوم را اجرا کنند. در دهه نود سازمان بهداشت جهانی با بحرانی روبرو می شود که در آن این گروه را مقصر پخش واکسن کزاز برای زنها و دختران در جهان سوم می داند چرا که این واکسن آلوده به HCG (گنادوتروپین) بوده است و آنها را متهم به جنایت بزرگ نازایی و نیز سقط جنین در بانوان می کند.
در کنفرانس TED2010 بیل گیتس بسیار روشن و واضح ابراز می دارد که واکسن ها برای کم کردن جمعیت زمین تعبیه شده اند و آن را راهی صحیح برای جلوگیری از بحران زمین و نجات آن و نیز خطر گرم شدن زمین و آب و هوای آن می دانند.
سازمان بیل و ملیند اگیتس یکی از مهم ترین پشتیبان های مالی برای تحقیق و پخش واکسن در جهان سوم هستند. بیل گیتس هشدار می دهد که جمعیت دنیا به ۹ میلیارد نزدیک می شود و بیان می کند که «اگر ما با واکسن های جدید و مراقبت های ویژه ی خود خصوصاً در امر باروری و بارداری خوب کوشش کنیم و در واقع با سقط جنین و اختلال در باروری در دنیا فعالیت هایی داشته باشیم می توانیم در سال های آینده جمعیت دنیا را ۱۰ تا ۱۵ درصد کاهش دهیم.»
[تصویر: vaksane-kozaz--300x145.jpg]
راکفلر و WHO در سال ۱۹۷۲ میلادی واکسن کزاز را با هدف عقیم کردن زنان به بازار دنیا عرضه کردند که گزارش اهداف شوم آنها مذکور گردید. بعد از مدت ها معلوم شد گونادوتروپین (HCG) موجود در ترکیب این واکسن ها که هورمون طبیعی بانوان است و توسط آن قادر به بارداری هستند در واکسن کزاز تزریق گشته و مانع ترشح هورمون طبیعی HCG می شود و در نتیجه بانوان نمی توانند بارور شوند و البته این واکسن باید در سن ۱۵ تا ۴۵ سالگی هر ۱۰ سال یک بار تزریق گردد که دقیقاً سن باروری و بارداری در زنان به حساب می آید. در سوئد، نیکاراگوئه، فیلیپین، هلسینکی، فنلاند و اُهایو در آمریکا این تزریق ها صورت گرفت و توصیه آنها هم تأکید بر ۳ بار تکرار کردن این واکسن بود تا از هورمون HCG بر علیه بارداری استفاده کنند؛ وزارت خانه ها هم مرتباً اعلام می کنند که هر ۱۰ سال یک بار تزریق این واکسن ها اجباری است. زمانی که پرده از این جنایت برداشته شد، اعتراض شدید کلیساها و گروهی از پزشکان به اختلال در بارداری و باروری دختران در اثر تزریق واکسن شکل گرفت و در نهایت واکسن ها به نام غیر اجباری در بازار عرضه گردید و صددرصد جمع آوری و معدوم نشد.
واکسن ها ی نازا کننده همان است که JOHN P.HOLLDEN جان هلدن در کتاب راهنمای سال ۱۹۷۷ به نام ECOSCIENCE برای کاخ سفید نوشته است. در این کتاب راهنما او یک نظام دیکتاتوری را بر کل دنیا توصیه می کند که قوانین جنایتکارانه ای بر پا دارند تا جمعیت دنیا کاهش یابد و البته عقیم شدن مردان و زنان از سرتیترها و اهم پیشنهادهای اوست.
واکسن ها اکثراً باعث بروز آلرژی شدید و عوارض جبران ناپذیری بر روی سیستم عصبی می گردند که البته لاعلاج هم هستند. ولی بازهم به دلیل منافع شرکت های داروسازی، سالانه میلیون ها واکسن تولید و در وزارت های بهداشت در اقصی نقاط دنیا صادر می گردد و البته تبلیغات وسیعی نیز در این باب صورت می پذیرد.
[تصویر: vaksan-2--300x137.jpg]
در بسیاری از مواقع واکسن های (D.T.P) دیفتری، سیاه سرفه، کزاز باعث و منجر به مرگ گشته است. چرا که واکسن یک عامل خارجی و ویروس خطرناک زنده یا مرده است که وارد بدن انسان می شود و البته شروع به رشد هم می کند و عامل بیماری های متفاوتی نیز می گردد. با شکایت والدین اطفال مبتلا شده در برخی مراکز پزشکی قانونی بعضاً قانون هایی هم تصویب گردیده است که اگر واکسنی، شخصی را دچار عارضه ای کرد شرکت و یا نهاد مزبور مجبور به پرداخت خسارت گردد.
واکسن های سرخک، سرخجه، اوریون و فلج اطفال باعث بروز بیماری ها و آلرژی های متفاوتی در کودکان می گردد. شواهد و مدارک این طور نشان می دهند که کشورهایی مثل انگلیس، سوئد، ایتالیا و … شکایات زیادی راجع به واکسن سرخک و سرخچه و اوریون داشته اند. سندرم لیل (SINDROMELYELL) که باعث ورم کردن رگ پا در قسمت پایین و مرگ سلولهای پوستی می شود عارضه واکسن است و البته هیچ گونه معالجه ای برای این سندرم یافته نشده و در نهایت شاهد قطع شدن پای کودک و گاهی نیز مرگ او می گردد.
گمان عموم بر این است که واکسیناسیون، سیستم دفاعی بدن را برای مقابله با میکروارگانیزم هایی که عامل انتقال بیماری به انسان می شوند، تقویت می کند. اما سیستم دفاعی بدن انسان بر این اساس استوار گردیده که اصلاً نیازی به واکسن ندارد.
واکسن های سرماخوردگی حاوی سموم شیمیایی مثل گلیکول اتیلیک (ضد یخ)، فرم آلدئید، فنل و آنتی بیوتیک هایی مانند نئومیسین و استرپتومیسین هستد؛ علاوه بر این برخی از واکسن ها حاوی IMNUNO-ADIURANTI مثل آلومینیوم و SQUALENE هستند که نقش آنها تشدید عملکرد (HYPERREACTION) سیستم دفاعی بدن است. البته اگر مفروض داریم که این واکسن فقط همین تأثیر را دارد و روند کار سیستم دفاعی را سرعت می بخشد باز هم طبیعتاً جز ضرر چیز دیگری در پی ندارد. البته در آزمایش بر روی موشها پس از استفاده طولانی از Squalene پاسخ های قابل توجهی از جهت اختلال تمرکز به دست آمد.
بنا بر گزارش پژوهشی چاپ شده در سال ۲۰۰۰ در AMERICAN JOURNAL OF PATHOLOGY، حتی یک تزریق حاوی SQUALENE در موشها باعث بروز التهاب مزمن مفاصل و نیز رماتیسم مفصلی گردید.
در مورد عکس العمل انسان به SQUALENE بایستی اشاره کرد که این ماده در تمام سیستم عصبی و مغز انسان موجود است و سیستم دفاعی بدن ما آن را به عنوان یک مولکول روغنی متعلق به ارگانیزم خود می شناسد. اما تفاوت بین SQUALENEمفید و مضر مربوط به نحوه ی ورود آن در بدن انسان است. تزریق کردن آن راه ورود غیرعادی است و موجب حمله ور شدن سیستم دفاعی بدن به تمامی SQUALENE موجود در بدن می شود اعم از آنچه در سیستم عصبی موجود است و آنچه که غیرطبیعی تزریق گردیده که بالطبع بسیار مخرب و آسیب رسان است.
سربازان آمریکایی در جنگ خلیج فارس با دارویی حاوی SQUALENE واکسینه شدند که این امر موجب بروز بیماری عصبی در آنها شد که آنرا سندرم خلیج فارس (GWS) نام گذاری کردند. MF5 یک نگهدارنده ی حاوی SQUALENE ساخت شرکت NOVARTIS که امروزه برای واکسن تب خوکی استفاده می شود از ترکیباتی است که صلاحیت آن جهت تهیه واکسن های آزمایشی صریحاً رد شده است. البته بعدها ارتباط آن با بروز امراض خطرناک و سیستم دفاعی بدن در سربازان جنگ خلیج فارس اثبات گردید.
وزارت دفاع آمریکا همواره سعی در انکار وجود SQUALENE که یک ماده آلوده در واکسن های تزریقی است، شده اند. ولی FDA وجود SQUALENE را در داروهای AVIP (برنامۀ واکسینه کردن جهت مصونیت به (سیاه زخم) ANTRACE) را به اثبات رسانید. بنا به گزارش تحقیقی TULANE MEDICAL SCHOOL به چاپ رسید ۹۵% افراد مبتلا به سندرم خلیج فارس GWS آنتی بادی های SQUALENE را داشته اند. طبق همین آمار ۱۰۰% افراد GWS که برای جنگ طوفان صحرا واکسینه شده بودند حتی اگر در صحنه جنگ حاضر نبوده اند هم کلیه عوارض را داشتند. به نظر VIERA SCHEIBNER محقق علمی اسبق دولت استرالیا ماده نگهدارنده ی SQUALENE که در واکسن ها بود سهم به سزایی در حالت غیرعادی سربازان نسبت به واکسن و بروز سندرم GWC داشته است که با توجه به مدارک موجود سلامتی یک یک سربازان حاضر در جنگ بررسی شد و آنچه در اکثر آنها به چشم می خورد آرتریت، خستگی مزمن، سرد درد حاد، از دست دادن بیش از حد موهای بدن، زخم های پوستی لاعلاج، ضعف عمومی، از دست دادن حافظه، غش و تغییر خلق و خوی، کم خونی، اسهال مزمن، غلظت زیاد گلبول سرخ، تصلب شرایین، بیماری رینود، اوتیسم و … بود.
با نگاهی به نتیجه تحقیقاتی که دکتر THEREZA DEISHER محقق فیزیولوژی سلولی و مولکولی در دانشگاه STANFORD انجام داده است درمی یابیم که یکی از عوامل بروز اوتیسم وجود DNA نطفه ی انسانی در واکسن ها می باشد. در واکسن ها متأسفانه حتی از نطفه های جسد انسان هم استفاده می کرده اند که البته این امکان را فراهم می کند که ویروس آلوده وارد ژنوم کودک شده و عملکرد عادی ژنتیکی او را مختل کرده و او را تبدیل به فنوتیپ اوتیسم می کند.
از سال ۱۹۷۹م برای تولید واکسن سه گانه (سیاه سرفه، فلج اطفال، سرخک) شرکت های تولید کننده به جای استفاده از سلولهای حیوانی که آن هم مضر می باشد، از اجزاء جنین کورتاژ شده استفاده می کردند و البته نه تنها در این واکسن سه گانه استفاده می گشت بلکه در کلیه واکسن ها استفاده می شود و از سال ۱۹۸۰ م شاهد رشد تعداد کودکان مبتلا به اوتیسم ابتدا در آمریکا و سپس در سایر کشورهای اروپایی و همه جهان هستیم. البته تبلیغی که برای این واکسن ها می شود آن است که با تزریق آنها دفاع بدنی بالا می رود. در صورتی که بدن انسان دارای مصونیت مستقل و خود کفا می باشد و هیچ احتیاجی به واکسن که البته تهیه شده از سموم خارجی است ندارد.
محقق دیگری به نام LUCIJA TOMLIJENOVIC که در گروه تحقیقی فعال در سیستم عصبی چشم و بینایی در دانشگاه BRITISH COLUMBIA پژوهش می کند، نتایجی مهم در ارتباط با واکسیناسیون و بروز اوتیسم ارائه کرده است و اعلام داشته که شرکت های تولید کننده واکسن و دارو به خوبی از خطرات ناشی از واکسن آگاه و با FDA تصمیم به سکوت گرفته اند.
EDWARD SHORTER یکی از محققین تاریخچه پزشکی در مصاحبه ای که با مسئول بخش واکسن سازی شرکت دارویی MERCK انجام داد به این حقیقت اذعان کرد که این شرکت سالهاست که ویروس سرطان زای (SV40) را برای واکسن سازی استفاده کرده و از این طریق آن را به انسان منتقل می کند. (SV40) از سلولهای میمون تهیه شده است و برای رشد ویروس POLIOMIELITE جهت تهیه واکسن استفاده می شود که بدین ترتیب واکسن های ضد فلج (ANTIPOLIO) را آلوده ساخته و به انسان منتقل می کنند و در نهایت میزان سرطان را بالا می برند.
در کشور آمریکا قریب ۹۸ میلیون نفر از واکسنی که حاوی SV40 بوده در سالهای ۱۹۵۵- ۱۹۶۱ میلادی استفاده کرده اند. بعدها با اثبات وجود این ویروس در کودکان واکسینه شده در سال ۱۹۶۰ همچنان این واکسن تا سال ۱۹۹۹ به بازار دارویی جهان ارائه می شد.
تا اینکه بنیاد (CANCER FONDATION) ویروس (SV40) که بیش از ۳۴۰۰مقاله ی علمی راجع به (SV40) را در تیتر موضوع خود قرار داد و با نگارش بیش از ۱۵۰۰۰مقاله علمی دیگر که راجع به این طرح دعوی می کردند و افشای این نکته که در این واکسن ها از DNA خوک (PCV2) استفاده می شده و حتی به بچه خوک ها هم ضررهایی وارد کرده است.باز هم به گزارش FDA در سال ۲۰۰۸ میلادی (PCV1) واکسن ROTARIX که در کشور آمریکا بیشتر از یک میلیون کودک و ۳۰ میلیون کودک در سایر کشورها را آلوده کرده بود ادامه دادند و شیوع بیماری ذات الریه را برای کودکان بی گناه به همراه داشت که گاهی هم منجر به مرگ می شد.
پس از کشف ویروس در واکسن روتاریکس باز هم برخی از شرکت های دارویی و شیمیایی مثل MERCK به تولید آن ادامه دادند.
یکی از مواد خطرناک مورد استفاده در شرکت های واکسن سازی پلی سربات ۸۰ می باشد. (POLISORBAT 80) این ماده خطرناک در واکسن ها استفاده می شود و پس از تزریق به بدن نوزاد بلافاصله وارد خون و بخش مغزی (ENCEPHALIC) او می گردد و در نهایت وارد مغز کودک می شود. این ماده در جنگ جهانی دوم به طور آزمایشی استفاده شد و در حال حاضر از آن استفاده می شود که باعث از کار افتادگی سیستم عصبی در مغز، ایجاد اگزمای پوستی، ایجاد اختلال در هضم غذا، تولید سنگ مثانه و کلیه و افزایش وزن می گردد این مواد در اشخاصی که تحت تزریق قرار گرفته اند وارد DNA میتوکندریال می شود که باعث موتاسیون ژنتیکی و انتقال آن به فرزندان می گردد.
چون DNA میتوکندریال در متابولیسم سلولی و بافتی مواد ارگانیک اثر می گذارد و می تواند در آنزیم موجود در بافت های غدد داخلی و دستگاه های جنسی برای تولید هورمون ها اثرگذار باشد تستسترون مردها و استروژن و پروژسترون زن ها را تحت شعاع قرار داده و اندازه ی این هورمون ها را تغییر می دهد و حتی می تواند زمینه ساز تغییر جنسیت مرد و زن را کم و بیش مهیا سازد که در بعضی ها به هوموسکسوال و ابهام جنسی منجر می گردد.
دکتر MICHEAL BAILEY پروفسور دانشگاه EVANSTON در (LINOISAMERICAN) در مجله NEWSCIENTIST اظهار می دارد که تمامی واکسن ها عواقب وخیمی دارند که در شخصیت افراد تأثیر عجیبی دارد. مثلاً در سال ۲۰۱۲ در پاریس واکسن هایی که برای درمان پارکینسون به کار می رفته است و شرکت GALAXO تهیه و تولید آنها را برعهده داشت، باعث شد تا اکثر بیماران وابسته به قمار، هم جنس بازی و افرادی خشن شوند و به این شکل بر شخصیت و رفتار آنها تأثیر می گذاشت تا بالأخره متوجه شدند که عامل این رفتار ناهنجار چیزی جز واکسن مزبور نبوده است.
بدین ترتیب وکلای آنها موفق به اخذ بیش از ۷۵۰ میلیون دلار به عنوان خسارت از شرکت GALAXO شدند. به طور کلی می توان گفت که کلیه واکسن ها یک جسم خارجی بوده که شرکت های داروسازی و واکسن سازی فقط برای حفظ منافع شخصی و کسب درآمدهای کلان بدون در نظر گرفتن جنایتی که در جان بشریت لحاظ می دارند وارد بازارهای جهانی می کنند و از لفظ واکسن و احساس امنیت و اعتمادی که بشر به این دارو دارد سوء استفاده می کنند و کلیه سموم و داروهای مهلک و مرگ آور و ویروس های خطرناک خود را در غالب آن به تمام بشر تزریق می کنند.
از متولیان سلامت کشور که در وزارت محترم بهداشت و درمان مستقر هستند خواهشمندیم با در نظر گرفتن این سند رسمی اکیداً اصول را فدای فروع نکنید و علت مرگ و میر هم وطنان و مستضعفان جهان را در عطاری ها و نزد حکیمان نجویید بلکه آن علت را که نزد شما متولیان و پزشکان پنهان است را عیان و فاش کنید.[/b]
والسلام

منابع و مراجع

۱-Adverse Effect Of Adjvantsin vaccines by VierasheibnerpH.D
۲-Benesasson.M, Lanone.R, Assan.R,”A Case of following Tetanus Vaccinatione”Sen Hop. 1977 Oct 23;53(36) 1956-6

۳-Hurwitz. E,Morgenestern H.”Effectdof Diphteric –Tetanus, pertossin on Tetanus Vaccination on allergies and allergy related respiratorySymptonschildrens and adolescent in the united state. j.manipolative physical the 2000feb 23(2): 81- 90
۴-Levinston A1. tar L.”in vitro IgmRheumatoid factor productionInduced by Tetanuztoxid.j.allergyclinimmune 1988 Apr.81(4):730-6
۵- Paradiso.G,et. Al,”MultifocalDemyelinating Neuropathy after tetanus
Vaccine” Medicine (Baries) 1990,50(1) 52-54
۶- Rense.com, Vaccines, Autism, and Gulf War Syndrome, August 15, 2005
The American Jiournal of patology,theEndgenusAdyuvantSqualene can induce
a chronicT- cell- Mediated Arthritisim Rate, 2000
۷-Scienee Direct. Experimental and Moleculare Pathology, Volume 68, Issue
february 2000
۸- Topaloghu. H, Berker. M, Kansa.T, saatciv,Quenda. Y,
Opticneuritas and myelitis after booster tetanus toxid vaccination: Lancet 1992
jan 18/339 (8786):178-9
۹- Clinical Trials of a Who Birth Control Vaccine.The Lancet. 11
Giu. 1998
۱۰- AutoimmuneTecnologies, News Release: Sqnalene Found in Anthrax

منبع
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rezamohammadi ، زینب خانوم ، فرشته ی عذاب ، vahrakan ، sagheb

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۷:۱۹, ۱۸/آذر/۹۵
شماره ارسال: #11
آواتار
بنده دستاوردهای طب جدید رو رد نمی کنم چون سوادم نمی رسه. ضمن اینکه خود اطبا سنتی هم کامل رد نمی کنن اما اونطرف متاسفانه برعکسه. این توهم و غرور طب جدید هست که با دروغ خودش رو ناجی کل بشریت می دونه و بعضی دوستان هم تحت تاثیرن...

اول مطلب زیر از سایت الف رو به عنوان مشتی نمونه خروار بخونین:


چند نکته درباره طب مدرن و طب سنتی

مدتی است که سایت الف میزبان مناظره ای پیرامون طب سنتی و طب مدرن است و طرفداران و منتقدان هر دوطیف دیدگاههای خود را بیان می کنند. در جدید ترین مطالب منتشره در سایت یکی از پزشکان با ارسال یادداشتی با عنوان "نقدی بر ادعاهای آقای روازاده" ابتدا دکتر روازاده را مصداق کامل طب سنتی گرفته اند و چون به برخی دعاوی ایشان انتقاد داشته اند کل طب سنتی را زیر سوال برده اند.

لازم به ذکر است نزدیک دو دهه است که در غرب به خاطر انتقادات فراوانی که به عوارض طب مدرن شده است "طب مکمل" و "طب کل گرا" کم کم جایگزین طب مدرن کلاسیک شده اند و در واقع روشهای طب سنتی به کمک روشهای مدرن آمده اند تا از عوارض آن بکاهند. اما هنوز این جایگزینی ها در ایران رایج نشده،عده ای شمشیر از رو بسته اند. اما با توجه به اینکه هم در یادداشت این دوست عزیز و هم در کامنتهایی که در ذیل مطالبی که در بالا به آنها اشاره شد، بعضا دیدگاههای تاریخ گذشته(هر چند دوست ندارم این عبارت را به کار ببرم) اما رایجی(مخصوصا در ایران) در مورد "علم" وجود دارد لازم دیدم نکاتی را خدمت این دوست عزیز و همفکرانشان (که البته کم تعداد هم نیستند و تقریبا همه رسانه های جمعی مخصوصا صدا وسیما میزبان هر روزه آنان است ولی کمترین نقد به طب مدرن را با بدترین الفاظ پاسخ می دهند) عرض کنم.

البته من در مقام رد یا قبول دعاوی جزیی امثال آقای روازاده یا مخالفانشان نیستم و فی المثل نمی توانم اثبات یا رد کنم که "نمک دریا ید دارد یا خیر!" بلکه بحثم هستی شناسانه و معرفت شناسانه است. بحثهایی که متاسفانه در دانشگاههای ما کمتر به آنها پرداخته می شود. در ادامه در چند بند سعی می کنم بتوانم منظورم را به خوانندگان برسانم و آماده دریافت اظهار نظرهای دوستان در این باره هستم.

۱-حدود چند ماه پیش مادرم دچارعارضه ای در ستون فقرات کمر یا همان" دیسک کمر" شد. مادرم را نزد هر دو نوع پزشک سنتی و مدرن بردم. در مرحله اول حدود ۵ فوق تخصص در بیمارستان های به اصطلاح ممتاز تهران مادرم را معاینه کردند.هنگامی که خدمت این پزشکان می رسیدیم آنها در ابتدا فقط به عکس های "رادیولوژی" و "ام آر آی" نگاه می کردند و بعد از چند سوال خیلی ساده که "آیا خیلی درد دارید؟ چه وقت درد شما بیشتر می شود؟ و..." بالاجماع جراحی فوری ستون فقرات را تجویز می کردند. وقتی سوال می کردیم که آیا با این عمل این عارضه برطرف خواهد شد یا امکان بازگشت دارد هیچکدام برطرف شدن عارضه را تضمین نمی کردند.

بعد از آن به پیشنهاد یکی از اساتید دانشگاه، مادرم را نزد یک طبیب سنتی بردم.در مراجعه اول ما حدود یک نیمروز میهمان این طبیب بودیم. طبیب مزبور بعد از آنکه با دست خود نبض بیمار را گرفت، اطلاعاتی در مورد احوالات فیزیولوژیکی مادرم داد و مادرم با تعجب همه ی آنها را تایید کرد. بعد از آزمون چند داروی گیاهی و رصد احوالات ظاهری ایشان که حدود چند ساعت طول کشید، یک رژیم غذایی خیلی ساده تجویز نمود و در خواست کرد بعد از یک هفته اگر نشانه های مثبتی در بیمار دیدیم دوباره به ایشان مراجعه کنیم.( در واقع من ابتدا مردد بودم که آیا بعد از یک هفته دوباره به ایشان مراجعه کنم یا خیرچون با خود می اندیشیدم که دیسک کمر که معمولا بر اثر فشار کاری زیاد ایجاد می شود چه ربطی می تواند به رژیم غذایی داشته باشد؟ ). به هر حال این نسخه را عملی کردیم و پس از چند روز مادرم اظهار کرد که "هنوز در ناحیه کمر، درد شدیدی احساس می کنم اما حس می کنم که کلیه هایم به کار افتاده اند و دردهایی که در ناحیه پا و زانو داشتم و نیز بی خوابی شبانه ام کمی التیام یافته است". همین نشانه ها باعث شد که بعد از یک هفته دوباره به نزد آن طبیب برگردیم. وقتی شرح ماوقع را دادیم طبیب متوجه شد که ما نسخه ایشان را ناقص انجام داده ایم و از ما خواست که تا وقتی درست عمل نکرده ایم باز نگردیم. همانجا از طبیب درباره نسبت این رژیم غذایی و دیسک کمر سوال کردم. ایشان جوابی اقناع کننده به من دادند که به نظرم پایه ی اصلی طب سنتی است. ایشان گفتند که "بدن ما انسانها مانند دیگر حیوانات "خود درمان" است! یعنی اگر سیستم بدن به طور مناسب و بهینه عمل کند بایک تغذیه مناسب و نیز استراحت اغلب عارضه ها و بیماری های داخلی و خارجی خود به خود بعد از مدتی رفع خواهند شد. این کار در بدن توسط شبکه خون رسانی که در همه جای بدن گسترده شده است انجام می گیرد. در حقیقت اگر با تغذیه مناسب کلیه ها به کار افتاده و تصفیه خون به خوبی صورت بگیرد و عمل خون رسانی هم درست انجام شود بعد از مدتی استراحت ، امید زیادی وجود دارد که اغلب عارضه ها درمان شوند". الان چند ماهی از آن ماجرا گذشته و مادرم بعد از استراحت بهبودی نسبی یافته اند.

بعد از مدتی یکی از دوستان نیز پیشنهاد کرد که به یکی از پزشکان سنتی دیگر مراجعه کنیم.این پزشک که فارغ التحصیل رشته پزشکی بود بعد از مدتی مطالعه و آموزش در کشور چین به طب سنتی روی آورده بود.قبل از معاینه ی مادرم ایشان پرونده ای تشکیل داده و تمام اطلاعات مورد نیاز از جمله رژیم غذایی، علائق غذایی، علائق و رفتارهای فردی و اجتماعی ایشان را اخذ و ثبت کردند. بعد از معایناتی اظهار کردند که یکی از علت های اصلی بیمارهای مادرم افسردگی ایشان است (ناراحتی ای که مدتی بود به علت فوت دایی ام ایجاد شده بود) و تا این ناراحتی ها برطرف نشوند درمان خیلی موثر نیست. همچنین ایشان بر اساس مزاج طبیعی مادرم(منظور طبیعتهای چهار گانه ی گرمی ، سردی ، سودا و صفرا) رژیم غذایی و گیاهان دارویی خیلی ساده ای را تجویز کردند و از غذاهایی پرهیز دادند. همچنین توصیه هایی در مورد نوشیدن آب به شیوه خاصی داشتند. در ادامه نیز در مورد نحوه غذا خوردن صحیح از جمله جویدن کافی غذا ،نخوردن آب قبل و بعد از غذا و... نیز توصیه هایی کردند. همچنین حجامت و فصد را نیز در سم زدایی از شبکه خونی موثر دانستند و... .همانطور که در بالا اشاره کردم مادرم اینک از صرافت جراحی گذشته است و با استراحت و رژیم های غذایی پیش گفته تا حدود زیادی بهبودی خود را بازیافته است.

۲- بحثم را با ذکر یک خاطره کلاسی در مقطع کارشناسی ارشد خودم ادامه می دهم. استادی داشتیم به شدت علم زده و مخالف با فرهنگ و سنت بومی ! روزی ایشان در یکی از اظهار نظرهایشان فرمودند که : "ببینید بچه ها! دین باید بتواند خودش را با علم روز سازگار کند. مثلا اینکه خود من در باغم سگ نگهبانی دارم که خیلی به هم علاقه داریم! چرا اسلام حکم فقهی داده که به سگ دست نزنید؟ در صورتی که این سگ حیوان بسیار مهربان و وفاداری است. بله! در گذشته که علم پزشکی پیشرفت نکرده بود و بیماری هایش کشف نشده بود این حکم درست بود اما الان که پزشکی پیشرفت کرده و مشخص شده که سگ سه عامل بیماری زا بیشترندارد و می توان از بیماری هایش جلوگیری کرد، پس اسلام نیز باید در این حکم خود تجدید نظر کند." از استاد اجازه خواستم و عرض کردم: " به نظر شما آیا علم پزشکی امکان پیشرفت بیشترندارد؟ آیا علم تا حال کشفیات قبلی خودش را نقض نکرده؟ آیا دستاوردهای تجربی بشر مطلق هستند؟آیا امکان ندارد که چند سال دیگر به این نتیجه برسند که سگ چند عامل بیماری زای دیگر نیز دارد و شاید برخی بیماری های امروزین که منشا آنها نامشخص است در اثر همین مراودات انسانی با سگ ها باشد؟! پس چرا در مورد احکام دینی که از یک منبع فوق عقل و تجربه بشری(که از قضا خالق وی نیز بوده است) صادر شده است اینگونه زود قضاوت می کنید؟"

۳- این تلقی از علم یعنی مطلق انگاری علم جدید و نفی دین و سنت نه فقط مختص این استاد که ویژگی دوران جدید(عصر مدرن) است. عصری که البته حدود پنج دهه است که پایان یافته است.

در حقیقت طب مدرن شاخه ای از علم مدرن است و در دهه های اخیر نیز علم مدرن با چالشهای فراوانی مواجه شده است. علم مدرن بعد از رنسانس و بعد از دوران روشنگری در قرن هجدهم در غرب ، با غرور تمام همه دستاوردهای گذشته را به کناری نهاد و با ادعاهای جهانشمولی ، واقع نمایی،جدایی دانش از ارزش ، تخصص گرایی و... ، با داعیه ی فراهم کردن سعادت بشری در روی زمین گسترش یافت. اما بعد از جنگ جهانی دوم که منجر به قتل عام هزاران نفر توسط ایدئولوژی های مدرن مثل نازیسم و فاشیسم شد و همینطور بحرانهای اقتصادی و اجتماعی و زیست محیطی ای که رخ داد نگرشها به علم مدرن عوض شد و چرخشهای پست مدرن و فرا مدرن هم در علوم تجربی و هم در علوم انسانی شکل گرفت. در این چرخشها حجیت علم و به تبع آن عقل مدرن به زیر سوال رفت و رجوع دوباره به سنتها و فرهنگ های بومی در دستور کار قرار گرفت. عالمان علم پژوه متوجه شدند که علم پدیده ای جهان شمول نیست و مولفه های فرهنگی و بومی (شامل عناصر سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی ) بر تاسیس و تکوین یک علم تاثیر می گذارند.هر بومی باید متناسب با سنت و فرهنگ خود اقدام به تولید علم کند و گرنه ترجمه و انتقال علم از یک بوم دیگر چالشهایی را برای ساکنان بوم پذیرنده ایجاد خواهد کرد. علم و تکنولوژی خنثی نیستند و هر جا به کار گرفته شوند فرهنگ خاص خود را می گسترانند. امثال کوهن و فایرابند و رورتی و فوکو در فلسفه و تاریخ علم، منادی همین چرخشهای جدید بودند. اینک،عالمان در غرب دیگر خود را از تجربیات فرهنگ های بومی در علوم انسانی و علوم تجربی محروم نمی کنند.

به طور مثال از منظر پل فایرابند یکی از فیلسوفان متاخر علم " علم(مدرن) تنها يكى از اشكال ممکن انديشه است كه توسط برخي انسانها به وجود آمده، اما ضرورتاً بهترين آنها نيست و دستاوردهاي علم جديد هم نمي تواند برتری علم جديد را بر ديگر نظامهاي معرفتي اثبات كند..." وی همچنین در جای دیگری می گوید:" پس چرا آنچه که با اصول «عقل‌گرایی انتقادی» همسازی ندارد پوچ و باطل بشماریم و یا حتی علمی ندانیم؟، چرا آنها را مایة پیشرفت ندانیم در حالی که به طور روشنی پیشرفت‏های کیفی و بنیادی علم ـ آنچه در شرایط فعلی علم به حساب می‏آید ـ در عرصه‏هایی صورت گرفته‏است که نوعاً در روزگار تولید آن غیر‏علمی تلقی شده‏است؟ نظیر آرای گالیله و کپرنیک، که کاملاً از سنت علمی زمانة خودشان دور بوده‏است، یعنی آنچه که ما امروزه علم می‏شناسیم در آن روزگار، طرقی غیر‏معقول و غیر‏علمی تحصیل شده بوده‏است."

اتفاقا وی اشاره ای به طب سنتی دارد و در ادامه می گوید:" چرا پزشکی چینی (طب سوزنی) علم نباشد... این طب پنجاه سال پیش صرفاً یک فرایند غیر‏علمی و بی‏ارزش شمرده می‏شد، معیاری که آن را بی‏ارزش یا غیر‏علمی می‏کرد حقانیت خود را از کجا آورده بود؟، اگر معیاری برای آن وجود ندارد ـ که ندارد یعنی «عقل‌گرایی انتقادی» از توجیه خودش عقیم است ـ پس چرا طب چینی علم نبوده، و چرا فعلاً برخی چیزها را علم ندانیم و یا معقول نشماریم، اینکه با معیارهای ما نقد نمی‏پذیرد، دلیل نفی عقلانیت از آن نمی‏شود". البته دعاوی فایرابند تنها یکی از این موارد است و برای آشنایی بیشتر می توانید به آرای امثال کوهن ، فوکو، رورتی،جنکینز، لیوتار و... مراجعه کنید.

تاثیر همین دعاوی باعث گردیده است که اینک در دپارتمانهای علم شناسی در بریتانیا و کانادا و آمریکا کرسی های جادوشناسی ، خرافه شناسی، فرهنگ شناسی و... تشکیل شوند و بررسی فرهنگ های بومی قبایل دور افتاده و استفاده از تجربیات آنها در درمان ها و... در اولویت قرار بگیرد اما مانند همیشه که از غافله علم دنیا عقب هستیم متاسفانه اینک نیز دانشجویان و حتی اساتید ما (از جمله علوم پزشکی ها)از این تحولات جا مانده اند.همانطور که قبلا هم اشاره کردم دانشکده های طب سنتی اکنون در غرب جای خود را یافته اند و طب مکمل یا طب کل گرا جایگزین طب مدرن کلاسیک شده است.

4- حالا با توجه به دو روایت شخصی فوق و مطالبی که در ادامه به آنها اشاره کردم می خواهم به مقایسه برخی از ویژگی های طب مدرن(علم مدرن) و طب سنتی(علم سنتی) بپردازم:

الف) علم مدرن و بالتبع طب مدرن جزء نگر و تخصص گراست. یعنی تحلیل اجزا و عناصر را بدون توجه به دیگر اجزا و رابطه آنها با یکدیگر انجام می دهد. پزشک مدرنی که برای درمان ستون فقرات خود به او مراجعه کرده اید کاری به این ندارد که مثلا آیا کلیه شما مشکل دارد یا خیر؟ و آیا عمل تصفیه خون را به درستی انجام می دهد یا خیر؟ او فقط عکس "ام آر آی" را می بیند و بس. در حالیکه علم سنتی(طب سنتی) کل نگر است. اجزا بدن را به مثابه یک سیستم به هم پیوسته می بیند که با هم در ارتباط متقابل هستند و نمی توان یک جزء را بدون توجه به اجزای دیگر بررسی و درمان کرد.

همچنین طب مدرن چون جزء نگر است برای رفع سریع سرماخوردگی و ذکام بیمار آنتی بیوتیک تجویز می کند. اما توجه ندارد که این آنتی بیوتیک سردرد تو را خوب می کند اما بر روی دستگاه گوارشت تاثیر نامطلوب دارد و حتی سپر ایمنی بدنت را ضعیف می کند چون جدیدا دریافته اند که آنتی بیوتیکها ویروسها را در برابر داروها مقاوم تر می کنند! تا جایی که در دراز مدت دیگر هیچ دارویی کارگر نمی شود و شاید همین داروهای جدید به گفته برخی از همین پزشکان در ایجاد دهها بیماری و سرطان جدید که هنوز نه منشا آنها و نه درمان آنها شناسایی نشده ، بی تاثیر نبود اند. بله! بشر جدید دارد تلاش می کند که برای این بیماری های جدید درمانی بیابد ولی همین جزء نگری در درمان و نیز تولید و تجویز داروهای شیمیایی با تاثیر سریع ، آیا مجددا باعث ایجاد امراض روحی و جسمی جدیدتری نشده اند؟(البته این اتفاق فقط در طب نیست. در عرصه های دیگر زندگی اجتماعی نیز ورود تکنولوژی جزء نگر به سلامت نفس و جسم انسان آسیب رسانده است. تلویزیون آمده است که ارتباط او را تسهیل کند اما اولا بر قوای دماغی او تاثیر گذاشته و وی را کودن تر! کرده و نیز تاثیرات نامطلوبی بر ارتباطات خانوادگی گذارده است)

ب)علم مدرن(طب مدرن) عینیت گرا(ابژکتیو) ست. او تنها عکس" ام آر آی" را می نگرد و بس! بیمار در نظر او تنها یک ابژه است و بیمارهر کسی با هر سابقه شخصی و خانوادگی و اجتماعی باشد برای او تفاوتی ندارد. او دانش را از ارزش جدا می بیند. از نظر او مسائل روحی و روانی و اخلاقی ربطی به عارضه های درونی انسان ندارند. درصورتی که علم سنتی(طب سنتی) دانش را جدای از سنت ها ، تجربه ها و ارزشهای فرهنگی نمی بیند. وی می داند روح و روان انسان بر جسم انسان تاثیر گذار است.(داستان ابن سینا و تب جوانک عاشق را به یاد بیاورید!) او دریافته است کیفیت و کمیت و روش تغذیه بر بهبودی بیمار تاثیر گذار است.

ج) علم سنتی(طب سنتی) قبل از اینکه یک دانش عملی باشد جزوی از یک نظام معرفتی است. نظامی که در آن انسان با طبیعت و جهان پیوند می خورد. نظامی که در آن انسان زیاده خواه، مصرف گرا ومنفعت طلب نیست. برای سود بیشتر در ژنها دستکاری نمی کند.درون آدمی را انبانی از مواد شیمیایی مصنوعی نمی کند. به مرغها هورمون تزریق نمی کند.برای لذتجویی و منفعت طلبی لحظه ای اش به خوراکی ها، افزودنی های نگهدارنده و رنگ های سرطان زا اضافه نمی کند. برای رفاه بیشتر خود طبیعت را به نابودی نمی کشاند و آب و هوا و خاک را آلوده نمی کند.ابتدا می گوید : "انظر الی طعامک". هر وقت گرسنه شدی بخور و قبل از سیر شدن دست از غذا بکش. آهسته و با طمانینه بخور چون ساعات تغذیه ات جزو عمرت محسوب نمی شود. چیزهایی را برای تغذیه انتخاب کن که تو را از پیوندت با جهان نگسلد و دست بشر مادی گرا آن را از طبیعت ذاتی اش خارج نکرده باشد. هر وقت احساس ناخوشی کردی اول تاملی در غذای امروز و دیروزت کن.و قبل از همه ی اینها بنگر خالق این بدنها که از همه ریز و درشت آن باخبر است به واسطه فرستادگانش به تو در مورد تغذیه چه توصیه هایی کرده است و...

این نظام معرفتی، ابتدا یک سبک زندگی را توصیه می کند. سبک زندگی ای که در آن انسان جزوی از طبیعت است نه مسلط بر طبیعت. اگر انسان این سبک زندگی را رعایت کند اصلا بیمار نمی شود تا بخواهد به پزشک مراجعه کند.اگر هم بیمار شد با کمترین هزینه و با کمی صبر و تحمل سلامتی خود را باز خواهد یافت.البته طب مدرن هم یک نظام معرفتی است. نظامی معرفتی که در آن انسان عقل و تجربه خود را محور عالم قرار داده است، از طبیعت گسسته است و زمینی را که قرار بود بهشت شداد او باشد به جهنمی از آلودگی های اخلاقی و زیست محیطی تبدیل کرده و هر روز بر مشکلات خود می افزاید، اما حاضر به پذیرش اشتباهات خود نیست.

در کامنت هایی که در یادداشتهای یاد شده ثبت شده بود به کرات با این استدلال مواجه می شدم که" از مزایای طب مدرن همین بس که مانع مرگ و میر نوزادان و افزایش جمعیت و... شده است". همین نگاه کمی گرایانه به انسان نیز از تبعات علم مدرن است که طب مدرن جزوی از آن است.کافی است کمی به کیفیت زندگی امروزین خودمان و اطرافیانمان بنگریم: بیماریهایی که این روزها گریبان کودک و بزرگ و... گرفته است. صفهای طولانی در درمانگاهها و مطبها وداروخانه ها، پیری های زودرس و مرگهای ناگهانی جوانان، اختلالات روانی و افسردگی های شایع، اضطراب و استرس همگانی و... . کافی است همه اینها را با طراوت و شادابی پدربزگ ها و مادر بزرگهای مان مقایسه کنید. بله! اگر جزیی نگاه کنیم طب مدرن برخی دردها را درمان کرده است اما همین جزیی نگری علم و طب مدرن دهها درد دیگر و جسمی ایجاد کرده است.

همانطور که اشاره کردم طب سنتی جزوی از یک نظام معرفتی و اخلاقی است. نظام معرفتی ای که انسان را از اخلاق و تاریخ و فرهنگ و سیاست جدا نمی بیند وبه درستی جهت گیری ایدئولوژیکی دارد و با مسائل سیاسی و اجتماعی می آمیزد. البته در این میان ممکن است افراطهایی هم صورت بگیرد و سوء ظن ها را بر انگیزاند و در همین سپهر است که باید برخی ادعاهای سیاسی و تاریخی و دغدغه های امثال آقای دکتر روازاده را فهم کرد و بررسی کرد.البته این به معنای قبول یا رد دیدگاههای ایشان نیست بلکه منظور مشخص کردن مبادی این نوع دغدغه ها در بین برخی عزیزان است.

همچنین ممکن است در این کارزار عده ای نیز با دعاوی ای مشکوک وارد شوند و با تشخیص های نادرستشان مشکل زا باشند. کما اینکه برخی از طبیبان سنتی با هر نوع داروی شیمیایی و گیاهی مخالفند ولی دوستان عزیزی که دعوی نقد دارند باید توجه داشته باشند که به جای نقد و بررسی عالمانه، زیر سوال بردن یک نظام درمانی (که سابقه چندین هزار ساله دارد و همین ماندگاری طولانی اش در طول تاریخ نقطه قوتش محسوب می شود) به خاطر دعاوی ای که هنوز مبانی روایی و تجربی شان کمتر مورد بررسی قرار گرفته، کار پسندیده ای نیست. اگر چه گاها به نظر می رسد برخی از این هجمه ها ناشی از به خطر افتادن چرخ صنعت و تجارت کاسبکارانه طب مدرن در اثر رشد طب سنتی اصیل است.

در پایان باز هم متذکر می شوم که بحث من در این یادداشت تذکر مبادی فلسفی و معرفت شناسی و هستی شناسانه علم مدرن و سنتی بود و امیدوارم خوانندگان مقصود اصلی من را دریافته باشند.


----------------------------------------------------------------------

در مورد اعتراضات آمریکا یه جستجوی دم دستی کنین ....

وجود سم "گلایفوسیت" در واکسن کودکان اعتراضات عمومی مردم آمریکا را برانگیخته است
در مورد دخالت دشمن در واکسیناسیون چرا توجه به صحبت نمی کنین. سازمان بهداشت جهانی تحت سیطره دشمن ما آمریکاست البته اگر مثل دولت نمی تونین دولت آمریکا رو دشمن بدونین دیگه هیچ صحبتی ندارم. مثلا ببینین در همین پاکستان آقایون به اسم واکسیناسیون چه می کنن:

"طرح شوم آمریکایی" در پوشش "واکسیناسیون فلج اطفال"/ پرده‌برداری از دخالت مرموز "سازمان سیا" در عناصر ژنتیکی


توی آمریکا سومین عامل مرگ و میر اشتباهات پزشکی مدرن هستن یعنی بمب ادعا سومین عامل مرگ و میره....

پس اینقدر یکطرفه از طب مدرن به عنوان ناجی و ناسخ طب سنتی و خصوصا طب اسلامی نگیم. با بدبینی به بعضی مسائل زمان خودمون نگاه کنیم. مسائلی که از سازمانهای جهانی دیکته میشه. غفلت از دشمن یعنی نابودی.

چشم ها رو باز کنیم. همین نسخه های آقای روازاده و امثال ایشون در همین چند سال چنان کیفیت زندگی افراد رو بالا بره. من اعتراضم به قدرنشناسی افراد هست که هم توهین و هم تمسخر می کنن در حالیکه علم و تجربه ندارن. قصدم خدایی ناکرده توهین نیست. تذکر جدی ولی دوستانه بود که این قضاوتهای سطحی به دور از انصافه.

امضای بیداری اندیشه
[تصویر: signature.jpg]

والذین جاهدوا فینا، لنهدینهم سبلنا
به یقین کسانی که در راه ما تلاش کنند را به راه های خود هدایت خواهیم نمود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: زینب خانوم ، متفکر ، rezamohammadi ، amrtat71 ، sagheb
۱۰:۳۴, ۱۸/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۵ ۱۲:۲۳ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #12

(۱۶/آذر/۹۵ ۳:۰۶)A L I نوشته است:  لطف کنید به استاد بگید اگر شما واکسن نمیزدید احتمالا تا الان بر اثر ابله یا کور شده بودید یا به این سن نمیرسیدید...Wink

حرف باد هواس،اگر مقاله معتبر و یا سند قابل اعتمادی دارن و یا تحقیقاتی انجام شده لطف کن به سازمانهای مربوطه ارسال کنند یا اینکه در دنیا منتشر کنند،دانشمندها برای همچین چیزی سرودست میشکننWink

در کل مطلب خنده دار و خوبی بود!

دفعه بعدی یکی از فامیلا بچه دار شد نزارید واکسن بزنه تا ما نتیجه ببینیم!!
منبع می‌خواید؟؟؟؟؟؟ آخر اون متن 10 تا منبع نوشته شده!
حتی آخرش رو نگاه نکردید که ببینید منبع داره یا نه!
بعد حرف از علم و منبع علمی میزنید!
تا این حد هول بودید برای اینکه بگید منبع نداره؟ یا بخاطر سریعتر فرستادن عناصر دیگر جوابتون(بی ادبی و تمسخر) هول شدید؟


ادامه‌ی مطلب رو برای پذیرش شما نیاورده‌ام.
اما اگر راست میگید نشون بدید که مقالاتی که آقای روازاده بهشون ارجاع داده‌اند و پیوندهاشون رو در پایین آورده‌ام چیز دیگری میگن!(البته اگر اینقدر سواد انگلیسی دارید که قبل از اینکه خودم توضیحشون رو بدم ازشون سردربیارید!)


با دیدن تعدد مقالات و تحقیقات در این زمینه از سوی چندین فرد و مؤسسه‌ی مختلف در دنیا، بزرگترین نکته‌ای که به روشنی روز می‌فهمیم همون جمله‌ی معروفه: «مشکل دنیا این است که کسانی که نمی‌دانند با اطمینان حرف می‌زنند».






البته اکثر اوقات به راحتی میشه با جستجوی عنوان به صفحه‌ی مقاله‌ی مورد نظر رسید، اما بعضی اوقات هم کمی سخت‌تره. برای همین بهتر دیدم که پیوند همه‌ی مطالب رو بیارم.

البته گویا عنوان منابع در سایت آقای روازاده از روی نوشته های چاپ شده مجدداً تایپ شده! چون اشتباه نگارشی و حتی دستور زبان زیاد داشت(البته این نگارش اشتباه، در سطح کار علمی از «قابل قبول» خیلی فاصله داره، اما به هر حال به اصل صحت مطالب مورد ارجاع صدمه‌ای نمیزنه).



1
ADVERSE EFFECTS OF ADJUVANTS IN VACCINESi
Since 2000, Viera Scheibner, Ph.D.i


2
A case of algodystrophic syndrome of the upper limb following tetanus vaccination.i
Article in French
Oct 1977, Bensasson M, Lanoe R, Assan R.i


3
Effects of diphtheria-tetanus-pertussis or tetanus vaccination on allergies and allergy-related respiratory symptoms among children and adolescents in the United States.i
Feb 2000, Hurwitz EL(1), Morgenstern H.i
از
i(1): UCLA School of Public Health, Department of Epidemiology, Los Angeles, Calif 90095-1772, USA.i
دانشکده‌ی سلامت عمومی «یو سی ال ای»(دانشگاه کلیفرنیا، لس‌آنجلس)، دپارتمان اپیدمولوژی(همه‌گیرشناسی)، ایالات متحده.


4
In vitro IgM rheumatoid-factor production induced by tetanus toxoid.i
Apr 1988, Levinson AI(1), Tar L.i
از
i(1) Allergy and Immunology Department, University of Pennsylvania School of Medicine
بخش آلرژی و ایمیونولوژی(ایمنی‌شناسی)، دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه پنسیلوانیا


5
Multifocal demyelinating neuropathy after tetanus vaccine.i
Article in Spanish
i1990, Paradiso G(1), Micheli F, Fernández Pardal M, Casas Parera I.i
از
i(1) Hospital de Clínicas José de San Martin, Facultad de Medicina, Universidad de Buenos Aires, Argentina.i
کلینیک خوزه سن مارتین، دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه بوینس آیرس، آرژانتین


6
Vaccines, Autism and Gulf War Syndromei
Aug 2005, Dr. Betty Martini.i


The Endogenous Adjuvant Squalene Can Induce a Chronic T-Cell-Mediated Arthritis in Rats
Jun 2000, Barbro C. Carlson(1), Åsa M. Jansson(1), Anders Larsson(2), Anders Bucht(3,1), and Johnny C. Lorentzen(1)
از
i(1) The Department of Medicine, Unit of Rheumatology, Karolinska Institutet, Stockholm
دپارتمان دارو، واحد روماتولوژی، مؤسسه کارولینسکا، استکهلم
i(2) The Department of Medical Sciences, University Hospital, Uppsala
دپارتمان علوم پزشکی، بیمارستان دانشگاه، اوپسالا
i(3) The Department of Biomedicine, Division of NBC Defense, Defense Research Establishment, Umeå, Sweden
دپارتمان زیست‌دارو، بخش دفاع ش.م.ه.(شیمیایی، میکروبی، هسته‌ای)، مؤسسه‌ی تحقیقات دفاعی، اومیو، سوئد


7
Elsevier's ScienceDirect - Experimental and Molecular Pathology, Volume 68, Issue 1, Pages 1-76 (February 2000)
مجموعه‌ی ۸ مقاله هست. بنابر اطلاعاتی که در مقاله‌ی ارسال اول مورد استفاده قرار گرفته، احتمالاً این مقاله مدنظر بوده:
Antibodies to Squalene in Gulf War Syndrome
Sep 1999, Pamela B. Asa (1), Yan Cao, Robert F. Garry
از
i(1) Department of Microbiology and Immunology, Tulane Medical School, 1430 Tulane Avenue, New Orleans, Louisiana
بخش مایکروبیولوژی(میکروب‌شناسی) و ایمیونولوژی(ایمنی‌شناسی)، دانشگاه پزشکی تولِین، نیو اُرلئان، لویزیانا(ایالات متحده)


8
Optic neuritis and myelitis after booster tetanus toxoid vaccination
1992, Haluk Topaloglu, Mustafa Berker, Tulay Kansu, Umit Saatci, Yavuz Renda
از
Departments of Paediatric Neurology, Neuro-ophthalmology, and Paediatrics, Hacettepe Children's Hospital, Ankara, Turkey
بخشهای عصب‌شناسی کودکان، نوروافتالمولوژی(مغزواعصاب-چشم‌پزشکی)، و کودکان، بیمارستان کودکان هاستپ، آنکارا، ترکیه


9
PHASE I CLINICAL TRIAL OF A WORLD HEALTH ORGANISATION BIRTH CONTROL VACCINE
1988, W.R. Jones (1), S.J. Judd (3), R.M.Y. Ing (1), J. Powell (5), J. Bradley (2), E.H. Denholm (1), U.W. Mueller (1), P.D. Griffin (4), V.C. Stevens (5)
از
i(1) Department of Obstetrics and Gynaecology, Flinders Medical Centre, Adelaide, Australia
بخش زنان و زایمان، مرکز پزشکی فلیندرز، آدلاید، استرالیا
i(2) Department of Clinical Immunology, Flinders Medical Centre, United Kingdom
بخش ایمنی‌شناسی بالینی، مرکز پزشکی فلیندرز، انگلیس
i(3) Endocrine Unit, Flinders Medical Centre, United Kingdom
واحد دستگاه درون‌ریز، مرکز پزشکی فلیندرز، انگلیس
i(4) World Health Organisation, Geneva, Switzerland
سازمان بهداشت جهانی، ژنو، سویس
i(5) Department of Obstetrics and Gynaecology, Ohio State University, Columbus, U.S.A.i
بخش زنان و زایمان، دانشگاه ایالتی اوهایو، کولومبوس، ایالات متحده‌ی آمریکا


10
News Release - SQUALENE FOUND IN ANTHRAX VACCINE
i2000, Autoimmune Technologies LLC, New Orleans


إن‌شاءالله بعداً تعدادی از این مقالات و مقالات مرتبط دیگر رو به همراه اندکی ترجمه بیارم.

باید از چگونگی‌اش و شدتش کاملاً باخبر بشیم و به بقیه‌ی اطرافیانمون هم اطلاع بدیم(به خیر دولت در این زمینه‌ها امیدی نیست، اگر شر نرسونه).

فرصت نکرده‌ام مطالب مقاله‌ی سایت آقای روازاده رو کامل بخونم، اما در زمان بررسی مقالات فرصت خوبیه تا استنادش به مقالات رو بطور دقیق بررسی کنیم. اصل صحبت مقاله‌ی سایت آقای روازاده در مورد ضرر واکسن‌های رایج کاملاً حقیقت داره و به نظرم باید بابت مطرح کردن این موضوع در سطح جامعه خیلی ازشون متشکر باشیم، هرچند هنوز منطقاً نمیتونیم ندونسته تمام جزئیات مطالب مقاله‌شون رو تأیید کنیم.


ضمناً کاربران گرامی دقت بفرمایید که اصل چیزی که اینجا (در این مقالات) زیرسؤال میره، کلیت فکر واکسن نیست، بلکه روشهای بسیار بد بکارگیری اونه. بیشتر بحث سر مواد شیمیایی کمکی همراه واکسن هست، که درست در ابتدای پیوند 1 به این صورت شرح داده شده:

موادی که قراره پاسخ ایمنی بدن به واکسن رو افزایش بدن(Adjuvants)،

و موادی که به عنوان نگهدارنده و تثبت‌کننده‌ی بافت‌ها عمل می‌کنند و قراره که هرگونه واکنش شیمیایی و فساد (تجزیه یا تکثیر) ِ اضافی اجزاء تشکیل دهنده‌ی زیستی ِ زنده یا ضعیف‌شده(یا کشته‌شده)ی واکسن رو متوقف کنند.

بیشتر مقالات در مورد موادی بود که در واکسن‌ها در یکی از این دو جایگاه مورد استفاده قرار می‌گیرند.
می‌گفتند بعضی از اونها موادی سمی و مشکل‌زا هستند که با دوزهای زیاد تزریق میشن.
می‌گفتند بعضی از اون مواد سمی در زمانی به بدن نوزادان چندماهه تزریق میشن که هنوز بخشهایی از دستگاه ایمنی‌شون که این مواد سمی رو دفع میکنه فعال نشده.
می‌گفتند بعضی از اونها موادی با اثر مسمومیت کم هستند که در واکسن‌های چندگانه در کنار هم اثر مسمومیت‌زایی همدیگر رو بشدت(تا حدود ۱۰۰ برابر) تشدید می‌کنند.
می‌گفتند بعضی از اونها موادی هستند که در بدن بطور طبیعی یافت میشن و بسیار لازم و مفیدند اما به شیوه‌ی تزریق مستقیم در خون باعث میشن سیستم ایمنی بدن اونها رو مهاجم تلقی کنه و در تمام بخشهای بدن بهشون حمله کنه و باعث مشکلاتی مغزی و عصبی بسیار شدید بشه.
البته در مورد خود میکروب‌ها هم اندکی بحث بود که مثلاً می‌گفتند فلان میکروب با تزریق داخل بدن مشکل‌زا میشه و سیستم ایمنی ِ راه‌های ورودی بدن از سیستم ایمنی درونی جداست.
خلاصه الآن فقط میخوام بگم که بحث سر روشهای بسیار بد بکارگیری واکسن توسط تولیدکنندگان(=توزیع‌کنندگان) هست، با اثراتی از حساسیت‌های خفیف، تا ناتوانی‌های عصبی یا مرگ.
شاید حرفهای یکی از مقالات درباره‌ی تلاش ابرشرکت‌های داروسازی برای پدید آوردن امکان تولید انبوه چندین میلیونی با استفاده از مواد برای تقویت اثر مقدار کم میکروب(با ضرر زدن به مردم!)، خوشبینانه‌ترین توجیهی باشه که میشه برای وجود این مواد آورد.
إن‌شاءالله مقالات رو میارم که بیشتر در موردشون صحبت کنیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: متفکر
۱۱:۳۰, ۱۸/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۵ ۱۲:۰۹ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #13

سلام
راستش من توهین خاصی در نوشته های علی آقا ندیدم ... به هر حال به حاشیه ها نپردازیم بهتره.

مقالاتی که به عنوان منبع معرفی شده هم باید بررسی بشن. مثلاً اولین منبع رو ببینید:
نقل قول:1
ADVERSE EFFECTS OF ADJUVANTS IN VACCINESi
Since 2000, Viera Scheibner, Ph.D.i
خانم Viera Scheibner مدرک دکترا دارند اما در رشته زمین شناسی. سایتی هم که این مقاله رو منتشر کرده، whale.to است که یه سایت علمی نیست و فقط مطالب منتشر شده در زمینه تئوری های توطئه را گرد آوری کرده.

یه مقاله که معتقدید از همه معتبر تره و ادعاها رو هم اثبات می کنه، معرفی بفرمایید. می تونیم در سایتهای پزشکی مطرحش کنیم و نظر متخصصان رو جویا بشیم.

در خبرهایی که بیداری اندیشه گرامی ذکر فرمودند، اشاره شده بود که واکسن تولیدی یکی از شرکتهای خارجی بی کیفیت بوده و به این موضوع اعتراض شده. خب سازمانهایی هستند که بر کیفیت نظارت می کنند و حتماً در ایران هم نظارت وجود داره. به هر حال این توجیه نمی کنه که واکسینه کردن کودکان رو کنار بگذاریم تا آمار مرگ و میر دوران کودکی مثل قدیم بشه ... ضمن اینکه همون داروی سنتی یا حتی غذا هم اگر نظارت روش نباشه ممکنه با کیفیت پایین تولید بشه.

یه خبر دیگه هم بود که اصلاً ربطی به ایران نداشت. گویا آمریکایی ها در پاکستان، به بهانه واکسیناسیون نمونه DNA برداشته بودند تا نسبت فامیلی افراد رو با بن لادن تشخیص بدند. حالا اگر واکسیناسیون وجود نداشت ممکن بود با بهانه دیگری این کار انجام بشه. به هر حال بعید می دونم وقتی فرزندتون رو به مراکز بهداشت می برید نیاز به چنین نگرانی وجود داشته باشه.

نقل قول:در کامنت هایی که در یادداشتهای یاد شده ثبت شده بود به کرات با این استدلال مواجه می شدم که" از مزایای طب مدرن همین بس که مانع مرگ و میر نوزادان و افزایش جمعیت و... شده است". همین نگاه کمی گرایانه به انسان نیز از تبعات علم مدرن است که طب مدرن جزوی از آن است.کافی است کمی به کیفیت زندگی امروزین خودمان و اطرافیانمان بنگریم: بیماریهایی که این روزها گریبان کودک و بزرگ و... گرفته است. صفهای طولانی در درمانگاهها و مطبها وداروخانه ها، پیری های زودرس و مرگهای ناگهانی جوانان، اختلالات روانی و افسردگی های شایع، اضطراب و استرس همگانی و... . کافی است همه اینها را با طراوت و شادابی پدربزگ ها و مادر بزرگهای مان مقایسه کنید. بله! اگر جزیی نگاه کنیم طب مدرن برخی دردها را درمان کرده است اما همین جزیی نگری علم و طب مدرن دهها درد دیگر و جسمی ایجاد کرده است.
پس اگر طب سنتی نتونسته خواهرها و برادرهای پدربزرگم رو نجات بده، در عوض کیفیت زندگی ایشون رو بهبود داده. مثلاً ایشان نیاز نداشتند در صفهای طولانی در داروخانه ها و درمانگاهها بایستند، اضطراب و استرس ایشان هم کاهش یافته و از این قبیل چیزها که در متن بالا گفته شده ...

اینطوری که گفته میشه، تنها توصیه که در اون زمان به مبتلایان طاعون شده بود این بوده که مایعات نخورند. یه روز مادر ایشون از خونه رفته بوده بیرون و پدربزرگم خیلی تشنه بوده. اینه که هوس می کنه دوغ بخوره. مادر ایشون که بر می گرده کلی شیون و زاری می کنه که پسرم از دست رفت اما از بین این خواهر و برادرها فقط پدربزرگم زنده می مونه. خود ایشون معتقد بوده که شاید همون دوغ باعث بهبودی شده.

حالا اسم این رو بگذاریم "نظام معرفتی" یا ... خیلی فرقی نمی کنه. اگر ماها اون زمان بودیم و شرایط رو میدیدیم، قدر نعمتهایی که داریم رو می دونستیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۴۲, ۱۸/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۵ ۱۲:۴۳ توسط بیداری اندیشه.)
شماره ارسال: #14
آواتار
توهین علی آقا ویرایش شد بنابراین چیزی نمی بینین.

نقل قول:در خبرهایی که بیداری اندیشه گرامی ذکر فرمودند، اشاره شده بود که واکسن تولیدی یکی از شرکتهای خارجی بی کیفیت بوده

متن زیر کجاش نوشته یکی از شرکتها ....؟؟

...

گلایفوسیت در واکسن کودکان

در اوایل سال جاری، 5 واکسن دوران کودکی، توسط گروهی از موسسه حامی سلامت مردمی آمریکا، به یک آزمایشگاه مستقل فرستاده شد و هر 5 واکسن تست شده، برای علفکش گلایفوسیت مثبت بودند؛ MMR (واکسن سه گانه)،25 برابر بیشتر از سایر واکسن‌ها دارای سم گلایفوسیت بود.

واکسن سه‌گانه سرخک، اوریون و سرخجه، شاید به عنوان مشکل‌سازترین واکسن، شناخته شده باشد چراکه این واکسن، بچه‌ها را در معرض غلظت بالاتری از سموم بالقوه قرار می‌دهد که به‌طور جدی با سلامتی کودکان مرتبط است و موجب مرگ و میر می‌شود.

سازمان بهداشت جهانی در اوایل سال جاری، گلایفوسیت را یک "سرطان‌زای بسیار محتمل برای بشر" اعلام کرد که باعث بسیاری از مشکلات مرتبط با سلامتی می‌شود؛ این سم در محصولات کشاورزی دستکاری ژنتیکی شده یافت می‌شود.

...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: متفکر ، سعدی ، rezamohammadi
۱۶:۴۸, ۱۸/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۵ ۱۶:۴۹ توسط amirabdi.)
شماره ارسال: #15
آواتار
نقل قول: ما هم از اجدادی از سیاره مریخ متولد شده ایم...

چون اجداد سیاره زمین اکثرشون هنوز به سن ازدواج نرسیده می مردند

اطلاعاتتون به درد جدتون می خوره

گاهی هم به درد آمریکا
بنده خیلی مودبانه داشتم با شما بحث میکردم اما در عوض شما به تمسخر روی آوردید
یه سرچ ساده توی اینترنت بزنید و آمار بر اثر مرگ و میر بیماری هایی مثل طاعون و ... رو در امروز با 100 سال پیش مقایسه کنید
دیگه هم حرفی ندارم که به شما بزنم چون گویا شما بحث مودبانه را بلد نیستید
یا حق Wink
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۶:۵۳, ۱۸/آذر/۹۵
شماره ارسال: #16

استدلال من واکسن نزدم و سالمم پس شما هم نزنید مثل اینه که بگید من دیشب مسواک نزدم و چیزیم نشد، پس مسواک زدن الکیه و شما هم نزنید.
گذاشتن منبع از ده سال پیش و قبل تر فایدش چیه؟ حداقل 4 تا منبع به روز بذارید. حداقل وقتی منبع میخواید بذارید مثل خبر
گلایفوسیت برید منبعش رو چک کنید و ببینید که منبع معتبری نیست و اسم نشریه رو نیورده و به هیچ جا ارجاع نداده. با خودتون فکر کنید این چه خبر دادنیه که اسم نشریه توش نیست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، A L I
۱۷:۱۷, ۱۸/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۵ ۱۷:۳۳ توسط متفکر.)
شماره ارسال: #17
آواتار
(۱۸/آذر/۹۵ ۱۶:۵۳)truthfinder نوشته است:  استدلال من واکسن نزدم و سالمم پس شما هم نزنید مثل اینه که بگید من دیشب مسواک نزدم و چیزیم نشد، پس مسواک زدن الکیه و شما هم نزنید.

چه چیزی باعث شد این حرف رو بگید درحالی که چنین استدلالی در این صفحه صورت نگرفته است؟

ما اینجا عقیده ای رو به کسی تحمیل نمی کنیم


اینجا فضای مجازی است و این موضوع مربوط به سلامت شخصی است.


مدرنیته انواع بیماری رو با خودش به همراه آورده که درمانی در طب مدرن برای آن ارائه نمی شود و هزاران افراد عادی و سالم در بیمارستان ها به قتل می رسند

سه تن از نزدیکان من در بیمارستان به طرز مشکوکی در سه زمان مختلف رفتند مسلما در میان نزدیکان شما هم چنین مواردی پیش آمده خودتون فکر کنید

آنچه ما دنبال آن هستیم این است که توسط این آگاهی حداقل آزادانه زندگی کنیم و اجازه ندهیم غرب وحشی برای ما نسخه بپیچد.

اعتراض ما اینست که چرا مسوولین این نسخه ظالمانه را اجبار کرده اند ؟ ما نمی خواهیم به غرب اعتماد کنیم



در خصوص روش درمانی هم بحث جدا است اگر گروهی در زمانی بلد نبودند فرضا آبله رو درمان کنند دلیل نمی شود که واکسن الان چیز خوبی است! این روش استدلالی است که غلط است









ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۲۰, ۱۸/آذر/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/آذر/۹۵ ۱۸:۲۱ توسط truthfinder.)
شماره ارسال: #18

(۱۸/آذر/۹۵ ۱۷:۱۷)متفکر نوشته است:  چه چیزی باعث شد این حرف رو بگید درحالی که چنین استدلالی در این صفحه صورت نگرفته است؟

ما اینجا عقیده ای رو به کسی تحمیل نمی کنیم


اینجا فضای مجازی است و این موضوع مربوط به سلامت شخصی است.


مدرنیته انواع بیماری رو با خودش به همراه آورده که درمانی در طب مدرن برای آن ارائه نمی شود و هزاران افراد عادی و سالم در بیمارستان ها به قتل می رسند

سه تن از نزدیکان من در بیمارستان به طرز مشکوکی در سه زمان مختلف رفتند مسلما در میان نزدیکان شما هم چنین مواردی پیش آمده خودتون فکر کنید

آنچه ما دنبال آن هستیم این است که توسط این آگاهی حداقل آزادانه زندگی کنیم و اجازه ندهیم غرب وحشی برای ما نسخه بپیچد.

اعتراض ما اینست که چرا مسوولین این نسخه ظالمانه را اجبار کرده اند ؟ ما نمی خواهیم به غرب اعتماد کنیم



در خصوص روش درمانی هم بحث جدا است اگر گروهی در زمانی بلد نبودند فرضا آبله رو درمان کنند دلیل نمی شود که واکسن الان چیز خوبی است! این روش استدلالی است که غلط است









صفحه اول وقتی یکی میگه شما واکسن نزنی مریض میشی و شما میگی من نزدم منظورتون چی بوده؟ نزدید و مریض شدید یا سالم موندین؟ کدومش منظورتون بود؟
این مدرنیته موجب شده که میانگین سنی کشور به 70 برسه. این افراد سالم تو بیمارستان چی کار میکردن که حالا بخوان به قتل! برسن؟ اشتباهات پزشکی هم مقصرش مدرنیته است؟
کسی اینجا ادعا نکرده که دارو ها و واکسن ها هیچ عوارضی ندارن و 100% همه چی رو خوب میکنن ولی ادعا میشه استفاده ازشون فایده خیلی بیشتری نسبت به ضررش داره.
الان فلج اطفال درمان مشخصی نداره، یعنی شما پیشنهاد میکنید بذاریم مردم فلج اطفال بگیرن تا اینکه یک در چند میلیون کسی که واکسن زده شاید یه عوارضی بگیره؟
فوت شدن سه نفر از نزدیکان شما و نتیجه گیری شما از اینها مثل اینه که بگین چون الان شبه پس همه جا شبه. شما بخش خیلی خیلی کوچک از بیمارها و مراحل درمانی رو دیدین و حتی نمیدونید چه اتفاقی افتاده ولی دارید ازش نتیجه گیری میکنید، این روش استدلالتون رو تشریح میکنید؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی
۱۹:۰۲, ۱۸/آذر/۹۵
شماره ارسال: #19

نحوه تغییر نرخ مرگ و میر دوران کودکی بر حسب سال:
https://en.wikipedia.org/wiki/Infant_mor...0-2050.png


متفکر گرامی، به شما تسلیت عرض می کنم.

بله طب جدید گاهی نمی تونه بیماری ها رو درمان کنه، اما آیا طب سنتی احتمال بیشتری در درمان بیماریها داره؟ یادمون نره در زمانی که هنوز طب جدید نیامده بود، طب سنتی از درمان خیلی از بیماری ها ناتوان بود. اگر طب سنتی طی زمانی بیش از هزار سال نتونسته به حدی برسه که کارایی مناسبی از خودش نشون بده، چطور در عرض 100 سال اخیر ممکنه این ضعفها رو جبران کرده باشه؟
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۹:۳۶, ۱۸/آذر/۹۵
شماره ارسال: #20
آواتار
(۱۸/آذر/۹۵ ۱۷:۱۷)متفکر نوشته است:  مدرنیته انواع بیماری رو با خودش به همراه آورده که درمانی در طب مدرن برای آن ارائه نمی شود و هزاران افراد عادی و سالم در بیمارستان ها به قتل می رسند
متفکر عزیز در مورد طب نوین و سنتی همه چیز تقریبا روشنه ، اما چرا با وجود اینکه گفته میشه طب تجربه هست(در حالی که واقعا تجربه نیست ) باز گفته ی خودشون رو نقض میکنن و نگاهی به نتایج تجربی طب سنتی نمی اندازند ناشی از چند مسئله است .
1. سرمایه و سودی که پشت پزشکی نو خوابیده .
2.تبدیل شدن برخی شبه علم های نوین (مانند پزشکی) به یک ایده الوژی و ماندن پشت این دیوار ! فکر نکنم برای کسی که قرون وسطایی می اندیشد امکان روشن شدن مساله باشد (در قرون وسطی ، کلیسا در برابر بعضی علوم می ایستاد حتی اگر آن علم را به روشنی نشان میدادند!)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: متفکر
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا