کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
بخشش لازم نیست اعدامش کنید
۱۷:۰۹, ۱۳/دی/۹۵
شماره ارسال: #1
آواتار
(۱۳/دی/۹۵ ۱۱:۲۲)انتصـار نوشته است:   2000 تن ترجیح دادند به جای تماشای اعدام، برای دریافت رضایت گام بردارند


سلام علیک

مدتیه که بحث جلوگیری از قصاص در ایران گرم شده

سوال من اینه

افرادی که این همه دم از حقوق بشر میزنن و ضد قصاص موضع میگیرن اگر این اتفاق تلخ برای خودشون رخ بده باز هم اینطور دم از انسانیت و بخشش میزنن؟

پ ن : دقت کنید موضع رسانه های دشمن و منافق در این مورد چگونه است....

[تصویر: 606808_260.jpg]

[تصویر: xmontazeri-1.jpg.pagespeed.ic.MzpGDPDWC-.jpg]
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم ، rezamohammadi ، میثم2 ، sagheb ، سدرة المنتهی ، عدالت

آغاز صفحه 4 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۰:۰۲, ۱۶/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/دی/۹۵ ۱۱:۳۰ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #31

جناب عبدالرحمن
ایمانگرایی یه اصطلاح خیلی جا افتاده است و یک طرز تفکره که علمای شیعه هم قبولش ندارند. نقد ایمانگرایی رو می تونید در سایت حوزه ببینید:
http://www.hawzah.net/fa/Article/View/89...%84%DB%8C)
نقل قول:«ایمان گرایی» یا فدئیسم (Fideism) یکی از رویکردهای مهم در فلسفه دین و دین شناسی معاصر می باشد. این واژه در برابر عقل گرایی به معنای کلامی آن قرار دارد. در دیدگاه ایمان گرایانه، حقایق دینی مبتنی بر ایمان است و از راه خردورزی و استدلال نمی توان به حقایق دینی دست یافت. سابقه تاریخی این مدّعا، طولانی است و به زمان «پولس قدیس» می رسد. این واژه، از آن زمان تاکنون با نمودهای گوناگون ظهور یافته است. ابتدایی ترین زمینه های ظهور آن، در عبارات پولس و ترتولیانوس و آگوستین دیده می شود. پولس عقیده داشت که آموزه اصلی مسیحیت با قواعد فلسفی یونان تباه گشت. ترتولیانوس نیز معتقد بود که من ایمان می آورم به چیزی که محال است. شعار آگوستین نیز همواره این بود که «من ایمان می آورم تا بفهمم». اما بروز جدی و پرنفوذ این جریان از قرن نوزدهم تا زمان حاضر است. امروزه با واژه ایمان گرایی در حوزه کلام، نام کیرکگور (Kierkegaard,1855-1813)، و در حوزه فلسفه دین، نام ویتگنشتاین (Withgnestein, 1951-1889) تداعی می گردد.

ایمان گرایی را می توان در دو شکل عمده افراطی (exterme fideism) و اعتدالی (moderate fideism) بررسی نمود. گونه نخست آن خردستیز(1) (یا ضدعقل) و گونه دوم، خرد گریز(2) (یا غیر عقلی) است. در گونه نخست عقل و ایمان یکدیگر را بر نتابیده و با یکدیگر ضدیت دارند. ولی در گونه دوم، عقل و ایمان صرفا قلمرویی جدا دارند.

وهابی ها یک نوع از این دیدگاه رو دارند که حاصل نظرات ابن تیمیه است. او عقل رو در جایی قابل اعتنا می دونست که در جهت تایید اعتقادات باشه.

ایدئولوژی هم باید بر مبنای عقل باشه. حتی اگر چیزی بر مبنای منابع نقلی پذیرفته میشه، باید صحت اون منابع نقلی بر مبنای عقل تایید بشه. این چیزیه که با دیدگاه علمای شیعه هم سازگاره. قرآن هم بارها مشرکان رو به خاطر نیاوردن دلایل عقلی برای صحت مدعاشون سرزنش می کنه.

یک داعشی که می خواد دیگران رو وادار به پذیرش عقیده خودش کنه اول باید یک دلیل محکم برای درستی اون عقیده داشته باشه. اگر دلیل نداشته باشه پس حتی خودش هم نمیتونه از درستی نظرش مطمئن باشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
۱۱:۳۶, ۱۶/دی/۹۵
شماره ارسال: #32
آواتار
الان منابع دینی قصاص رو در نظر گرفته ، عقل من هم کاملا این موضوع رو قبول میکنه پس میتونم نتیجه بگیرم قصاص حق است .

از اون طرف عقلم داره میگه کسی که قصاص رو نفی میکنه به علت تربیت نامطلوب احساسی بار اومده و اگر این ادم بخواد دیگران رو هم به افکار خودش الوده کنه کل جامعه رو با مشکل روبه رو میکنه و بهتره افراد جامعه بدونند که این یارو چه دردی داره که با قصاص مخالفه !

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: فاطمه خانم
۱۲:۴۴, ۱۶/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۸/دی/۹۵ ۰:۱۶ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #33
آواتار
(۱۶/دی/۹۵ ۱۰:۰۲)سعدی نوشته است:  جناب عبدالرحمن
ایمانگرایی یه اصطلاح خیلی جا افتاده است و یک طرز تفکره که علمای شیعه هم قبولش ندارند. نقد ایمانگرایی رو می تونید در سایت حوزه ببینید:
http://www.hawzah.net/fa/Article/View/89...%84%DB%8C)

وهابی ها یک نوع از این دیدگاه رو دارند که حاصل نظرات ابن تیمیه است. او عقل رو در جایی قابل اعتنا می دونست که در جهت تایید اعتقادات باشه.

ایدئولوژی هم باید بر مبنای عقل باشه. حتی اگر چیزی بر مبنای منابع نقلی پذیرفته میشه، باید صحت اون منابع نقلی بر مبنای عقل تایید بشه. این چیزیه که با دیدگاه علمای شیعه هم سازگاره. قرآن هم بارها مشرکان رو به خاطر نیاوردن دلایل عقلی برای صحت مدعاشون سرزنش می کنه.

یک داعشی که می خواد دیگران رو وادار به پذیرش عقیده خودش کنه اول باید یک دلیل محکم برای درستی اون عقیده داشته باشه. اگر دلیل نداشته باشه پس حتی خودش هم نمیتونه از درستی نظرش مطمئن باشه.


علمای شیعه تو لینک بالا گفتن قبول ندارن؟؟

ضمناً حرفی که شما از ایمان گرا گفتی یه مکتب نبود بلکه خود ایمان بود
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۳:۰۳, ۱۶/دی/۹۵
شماره ارسال: #34
آواتار
نقل قول:اما مثلا همین دروغ گویی ! فرض کنید یکی داره دروغ میگه ، از این کارش هم لذت میبره در ضمن در حال الوده کردن دیگران به دروغ هم هست . اینجا یکی میگه جلوی این یارو رو بگیریم یا حداقل رسواش کنیم سر دیگران کلاه نزاره ، یکی مثل شما پیدا میشه میگه نه ولش کنید ! امید هست که به راه درست برگرده . این نوع امید داشتن به نظرم نه تنها خیر نیست بلکه به نوعی حمایت از منکر هم هست !
Smile
بنده کجا عرض کردم که طرف رو به حال خود بگذاریم ؟ امید برای فردی که رها شده چه معنی میده ؟!
اگر ممکن هست دقیق بخونید دچار سوء برداشت نشوید .
من خودم طرفدار حق قصاص برای صاحب خون هستم ،از اول هم عرض کردم .
شما فرمودید که تاحالا کسی ندیدید که اصلاح رفتار در موردش جواب بده !
بنده هم مثال آوردم ‌‌.
مشخص هست که اول طرف باید بخواهد . و سپس اصلاح بشود . اون هم در مکان خاص و طبق نظر فرد خاص و سرایط خاص .
با رها شدن تا حالا چه کسی اصلاح شده ؟ ؟

نقل قول:اصل اظهار نظر ، حتی توسط مخالف خوب است .اظهار نظر مثل بوییدن عطر است و عطر خوب دربرابر عطر ضعیف خودش رو نشون میده . اما با عرض معذرت اگر فضا را جوری مهیا کردیم که کسی امد و فضا را با بوی پهن سگ الوده کرد اسمش حق اظهار نظر نیست !
طلب بخشش و واسطه شدن برای امر خیر عفو به شرطی که خانواده صاحب حق تحت فشار قرار نگیرد بسیار نیکو و پسندیده است ، اما همین امر نیک و پسندیده را لاشخورها مصادره به مطلوب میکنند و قصاص را زیر سوال میبرند ...
ما الحمد الله در زمینه دین دلیل داریم و بحث هامون هم نتیجه های خوب داشته . وادار به تحقیق میشیم . این ندونستن و دونستن ،به من که خیلی کمک کرده .
ببینید ...
به نظر من هم این فهم نادرست از دین هست که یکی قبول میکنه چیزی شبیه داعش و تکفیری بشه .اگر فهم درست از مبانی دین باشه و تبلیغ دین و عقلانیت در کنار هم خیلی آموزنده س. من خودم بدونم .دیگری رو هم کاری کنم که بدونه .

جلوی ترویج افکار اشتباه رو میگیریم .
قصاص هم مبنای عقلی داره و هم دینی .

امضای فاطمه خانم
[تصویر: 793255_714.jpg]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، Eve
۱۵:۳۴, ۱۶/دی/۹۵
شماره ارسال: #35

سلام
ببینید، ما اگر قوانین فعلی کشور رو هم در نظر بگیریم، اولیای دم می تونند تصمیم بگیرند که فرد مقابل قصاص بشه، دیه بده، آزاد بشه یا بره حبس ابد. مسئله اینه که اگر کسی در این شرایط قرار گرفت کدام شیوه رو بهتره انتخاب کنه؟ و اگر قراره کار فرهنگی در این زمینه انجام بگیره بهتره کدوم رو توصیه کنیم؟

آیات مختلفی در قرآن داریم که به نظر می رسه در برخی از اونها قصاص و در برخی عفو توصیه شده. برای فهم علت تفاوت باید به شان نزول آیات مراجعه کنیم و تفاسیر:

1- آیه 179 سوره بقره:
نقل قول:وَلَكُمْ فِي الْقِصَاصِ حَيَاةٌ يَاْ أُولِيْ الأَلْبَابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ

2- آیه 194 سوره بقره:
نقل قول:فَمَنِ اعْتَدى عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدى عَلَیْکُمْ وَ اتَّقُوا اللّهَ: «هر کس به شما تعدى کند، به مانند آن بر او تعدى کنید، و از خدا بپرهیزید (و زیاده روى نکنید)».


3- آیه 40 سوره شوری:
نقل قول:وَجَزَاءُ سَيِّئَةٍ سَيِّئَةٌ مِّثْلُهَا ۖ فَمَنْ عَفَا وَأَصْلَحَ فَأَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ ۚ إِنَّهُ لَا يُحِبُّ الظَّالِمِينَ
کیفر بدى، مجازاتى است همانند آن; و هر کس عفو و اصلاح کند، پاداش او با خداست; خداوند ظالمان را دوست ندارد

آیه 179 سوره بقره، به جایگزینی قصاص با یک حکم جاهلی اشاره دارد. در قدیم وقتی فردی از یک قبیله کشته میشد، مردم اون قبیله حمله می کردند و تا می تونستند از اعضای قبیله قاتل می کشتند. بعد اونها حمله می کردند و انتقام کشته شده های جنگ رو می گرفتند و این رویه ادامه پیدا می کرد. در نتیجه ممکن بود هزاران نفر در این جنگها کشته شوند. اسلام در اینجا حکم بهتری رو جایگزین کرد که در اون به جای کشته شدن چند هزار نفر، فقط فرد قاتل کشته میشد.
نقل قول:شأن نزول:
عادت عرب جاهلى بر این بود که: اگر کسى از قبیله آنها کشته مى شد، تصمیم مى گرفتند تا آنجا که قدرت دارند از قبیله قاتل بکشند، و این فکر تا آنجا پیش رفته بود که حاضر بودند به خاطر کشته شدن یک فرد، تمام طائفه قاتل را نابود کنند، آیه فوق نازل شد، و حکم عادلانه قصاص را بیان کرد.(1)
این حکم اسلامى، در واقع حد وسطى بود میان دو حکم مختلف که در آن زمان وجود داشت. بعضى قصاص را لازم مى دانستند و چیزى جز آن را مجاز نمى شمردند. و بعضى تنها دیه را لازم مى شمردند، اسلام قصاص را در صورت عدم رضایت اولیاى مقتول، و دیه را به هنگام رضایت طرفین قرار داد.

اما در عین حال قرآن امکان دریافت دیه یا عفو رو هم مطرح می کنه. به خصوص اینکه در آیات و احادیث دیگری، توصیه به عفو هم وجود داره:
نقل قول:در حدیثى از پیغمبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله) آمده است: إِذا کانَ یَوْمُ الْقِیامَةِ نادى مُناد مَنْ کانَ أَجْرُهُ عَلَى اللّهِ فَلْیَدْخُلِ الْجَنَّةَ، فَیُقالُ مَنْ ذَا الَّذِی أَجْرُهُ عَلَى اللّهِ؟ فَیُقالُ: اَلْعافُونَ عَنِ النّاسِ، فَیَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ بِغَیْرِ حِساب!: «هنگامى که روز قیامت مى شود، کسى (از سوى خداوند) ندا مى دهد هر کس اجر او بر خدا است، وارد بهشت شود، گفته مى شود: چه کسى اجرش بر خداست؟ در جواب به آنها مى گویند: کسانى که مردم را عفو کردند، آنها بدون حساب داخل بهشت مى شوند».(7)

این حدیث، در حقیقت نتیجه اى است که از آخرین آیه مورد بحث، گرفته شده و خط اصیل اسلام، همین است.

دقت هم داشته باشید که در اون زمان هنوز زندان وجود نداشته. یعنی فرد در صورت عفو آزاد میشده. اما امروزه باید این گزینه رو هم در نظر داشته باشیم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: rezamohammadi
۱۶:۰۰, ۱۶/دی/۹۵
شماره ارسال: #36

(۱۶/دی/۹۵ ۱۵:۳۴)سعدی نوشته است:  دقت هم داشته باشید که در اون زمان هنوز زندان وجود نداشته. یعنی فرد در صورت عفو آزاد میشده. اما امروزه باید این گزینه رو هم در نظر داشته باشیم.
علیکم سلام
کاربر گرامی
باز در قضیه بود و نبود زندان برگشتید به نقطه قبلی؟؟؟!!!!
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: سعدی ، فاطمه خانم
۲۰:۴۳, ۲۴/دی/۹۵ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/دی/۹۵ ۰:۱۲ توسط سعدی.)
شماره ارسال: #37

سلام
بحث در مورد تغییر نحوه مجازات و بیان نظرات مختلف تضادی با اسلام نداره. احکام جا برای تکامل دارند. مثلاً در زمان پیامبر و ائمه (علیه السلام) حکم دزدی قطع دست بوده که ایراداتی مثل عدم تناسب مجازات با جرم رو داشته (به طور مثال مبلغ دزدی و مقدار مال به سرقت رفته در میزان قطع دست تاثیری نداره) اما امروزه مجازات زندان جایگزین اون شده و مورد تایید فقها هم قرار گرفته.

گاهی برخی چیزها اول در دنیا رایج میشن و بعد مورد تایید فقها قرار میگیرند. مثلاً وجود مجلس در اداره کشور، جلو و عقب نمودن ساعتها در تابستان، استفاده از دوش حمام و ... یک زمانی بدعت در نظر گرفته می شدند اما امروزه مورد تایید فقها هستند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۲:۰۰, ۲۴/دی/۹۵
شماره ارسال: #38

سلام
نقل قول:1.مجازات دزدی در اسلام قابل تبدیل است .
خب در قانون ایران برای حکم دزدی، به جای قطع دست از زندان استفاده میشه و قاعدتاً فقها هم با این موضوع موافقند چون قوانین جمهوری اسلامی ایران مطابق با دینه.

در مورد سوالات 2 تا 4 هم فقط یکیش رو که به نظرتون سوال بر انگیزتر هست رو بفرمایید تا توضیح داده بشه.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا