|
آشتی ملی چیست؟
|
|
۲۰:۱۰, ۴/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود بردوستان وشب بخیر مدتی است رسانه ها وبرخی مسوولان بحث از آشتی ملی کرده اند و برخی موافق آن وبعضی مخالف آن هستند وگروهی هم آشتی ملی را در رفع حصر ویارفع محدودیت ازآقای خاتمی میدانند.بنظر بنده این همه سروصدا در باره آشتی توخالی است چرا که رهبران سیاسی ومسوولان هرچند بار دریک مراسم فوتی همدیگررا دیدار نموده ودرآغوش میگیرند پس آشتی که هست اینهمه سروصدا برای چیست؟ مساله رفع حصر ومحدودیت هم چندان مهم نیست چرا که شاید همین الان هم مشکلی درکار نباشد بنظر بنده آشتی ملی آشتی با مردم واکثریت آنان است که حقوقشان در سال 68 تضییع شد. پس ار رحلت امام تنها مشکلی که بود مساله شرط مرجعیت برای رهبری بود که مشکل آفرین بود ومیتوانستند با همین اصلاح مختصر مساله را فیصله دهند اما بدان بسنده نکردند وبا تضییع وتحدید حقوق ملت در ده مورد وگسترش صلاحیت ها ومسوولیتهای رهبری عملا مسیر نظام را بسوی اقتدارگرائی پیش بردند وحقوق مردم تضییع شد که بارها در دولتهای پیشین تلاش شد که با منشور حقوق شهروندی بنوعی جبران شود اما نمیشود وقرار بود که هرده سال یکبار قانون اساسی اصلاح گردد که سه دهه است که نشده است . در واقع با مردم ما در سال 68قهر بعمل آمد که برخی ازاعتراضات 20 سال بعد ناشی از همان تضییع حقوق بود .اگر بدنبال آشتی ملی هستیم در اولین فرصت با برگشت به قانون اساسی مصوب دوران امام اثبات کنیم که با مردم خود آشتی هستیم والا با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود
|
|||
|
۲۲:۱۲, ۴/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
|
شمردم 16 خط نوشتی
2 خطش که سلام و دروده 9 خطش مربوط به تکفیر رهبری هست 5 خط درباره آشتی ملی نوشتی هدفتو می شه تعیین کنی؟ |
|||
|
|
۲۲:۳۳, ۴/اسفند/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/اسفند/۹۵ ۲۲:۳۴ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
|
با یاد ونام خدا
درود برشما وشب بخیر خواهش میکنم با دید منفی برخورد نکنید مساله آشتی ملی را آقای خاتمی مطرح کرد ورهبری هم آنرا ضروری تشخیص ندادند .این مطلبی است که همگان میدانند .بنده هم نظرم را درمورد آشتی ملی نوشته ام اگر شما موافق نیستید نظرتان را روشن بنویسید . ضمنا تکفیر رهبری هم اتهام شماست باید آنرا اثبات کنید ویا پس بگیرید منتظر نظرات شما هستم ضمنا مطول بودن مطلب دلیل بر درستی آن نیست پیروز باشید |
|||
|
۲۳:۱۲, ۴/اسفند/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/اسفند/۹۵ ۲۳:۱۳ توسط غریب.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
|
- فوت مرحوم هاشمی که یکی از پشتوانه های اصلاحاتی و جریان فتنه بود - عدم حضور احمدی نژاد در انتخابات پیش رو (که تب دوقطبی شدن و بهره برداری از اون رو کاهش میده) - کارنامه نه چندان موفق روحانی در عبور از رکود و نتیجه ندادن برجام (با توجه به تبلیغات خودشون که انتظار مردم و مسئولان از برجام رو برده بودن بالا) روی کار اومدن ترامپ (معمولا با روی کار اومدن جمهوری خواهان در آمریکا مردم ایران موضع گیری های ضد امریکایی شون افزایش پیدا می کنه و این امر سیاست ها و تبلیغات و بزک و دوزک های روحانی و ظریف رو بی اثر میکنه) - پیروزی های بزرگ در سوریه و عراق (موفقیت های سپاه باعث میشه در انتخابات آینده کسی نتونه سیاست ها و مداخالاتشون رو ناکارآمد نشون بده و ازش بهره تبلیغاتی ببره) - افزایش تنش ها با عربستان و کاهش یافتن سطح روابط دیپلماتیک دو کشور - مساله حقوق های نجومی و میل دولتمردان روحانی به اشرافی گری های دولت کارگزاران - کاهش گفتمان عدالت در دولت روحانی (چیزی که در هشت سال ریاست جمهوری اقای خاتمی هم شاهد اون بودیم، جایی که ازادی های مدنی بیشتر از عدالت طلبی مهم شده بود) - کاهش قیمت نفت (ناشی از سیاست های ناکارآمد منطقه ای و ...)، تمدید تحریم ها، تحریم های جدید، افزایش قیمت دلار ........................................ این موارد باعث شدن جناح اصلاحات نه فقط برای انتخابات پیش رو بلکه کلا برای بقا در عرصه سیاست کشور با مشکلات جدی مواجه باشه و لذا نیاز پیدا کنن برای تلاش برای بقا. یکی از اینها و درواقع اولین قدم طرح کردن موضوع "آشتی ملی" بود. هرچند که مطمئنا می دونستن چه جوابی می شنون و برای جوابی که شنیده اند سیاست ها و برنامه های از قبل طرح ریزی شده ای دارن. احتمالا این موضوع رو دستمایه ای میکنن برای ایجاد یک دوقطبی (جایگزین عدم حضور احمدی نژاد) و ذهن مردم رو در انتخابات از موضوعاتی مثل عدالت اجتماعی و یا نتیجه ندادن برجام و تمدید تحریم ها و رکود سنگین به سمت انتخاب بر اساس احساسات سیاسی میبرن. تصور بنده این هست که در انتخابات پیش رو اصلاحاتی ها رای نمیارن اما در سال های دوم سوم دوره پیش رو بواسطه فشارهای اقتصادی عظیمی که رکود دولت آقای روحانی ایجاد کرده (همین طور تورم های دولت احمدی نژاد) وضعیت کشور به حالت بحرانی دربیاد و اصلاحاتی سوار بر موج نارضایتی های بوجود آمده فتنه ای به مراتب شدیدتر و خطرناک تر از 88 رو رغم بزنن که خدا فقط به داد ملت برسه (اینها برداشت های بنده است و دنبال بحث با کسی درباره اش هم نیستم)
|
|||
|
|
۲۳:۲۶, ۴/اسفند/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/اسفند/۹۵ ۲۳:۲۷ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
|
با نام ویادخدا
درود برشما ممنونم که نظرات خودرا نوشتید مطلب بنده ربطی به انتخابات ومشکلات پیش رو ندارد. در مورد پیشنهاد آقای خاتمی هم بنده موافق نیستم ولذا نظر خودم را درمورد آشتی ملی نوشته ام .اگر یکبار دیگر مطالعه فرمائید ریشه اختلافات در محدودیت حقوق مردم است که درسال 68 در قانون اساسی روی داد ودر 88 بروز کرد وتا بامروز گریبان همه را گرفته است وراهی برای حل آن بدون بازگشت به قانون اساسی زمان امام راحل وجودندارد(البته بنظر بنده) پیروز باشید |
|||
|
۲۳:۵۰, ۴/اسفند/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۴/اسفند/۹۵ ۲۳:۵۵ توسط MOHSEN-Z.)
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
نقل قول:حقوق مردم تضییع شد به همین راحتی؟؟ اگه تو نظام اسلامی رهبری یه مقام تشریفاتی باشه و مملکت بیفته دست لیبرال ها شما دلت خنک میشه؟؟ چرا شقایق رو به گودرز ربط میدی؟؟حقوق ملت چه ربطی به افزایش اختیارات رهبری داره؟؟ نقل قول:باز یه حرف بی خود انگشت که دردش نمیاد تایپ میکنه!!! اونی که 88 سطل آشغال اتیش میزد سال 68 دو سه سالش بود. |
|||
|
|
۲۳:۵۸, ۴/اسفند/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۵ ۰:۳۱ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود برشما ممنونم مگر امام راحل تشریفاتی بودند؟ رهبری قدرتمند بدون نیاز به کاهش حقوق مردم .اما در قانون اساسی اصلاح شده علاوه برقید ولایت مطلقه وعامه بسیاری ازحقوق مردم گرفته شد ودر صلاحیت رهبری قرار گرفت .تضییع حقوق یعنی چه؟ یعنی همین که حق مردم گرفته شود وبه مرکزیت افزوده شود. اصلاحات قانون اساسی را ببینید البته بنده خودم هم درآنزمان نبودم ولی چگونه تاریخ را آگاه میشویم با مطالعه گذشته پیروز باشید(فعلا شب بخیر تا فردائی دیگر) |
|||
|
۱۱:۰۹, ۵/اسفند/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۵ ۲۲:۵۵ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
|
بنام ویاد خدا
درود بردوستان صبح بخیر در مورد این پست بهتر دیدم که مواردی که حقوق ملت دراصلاحات سال68 تضییع شدرا مورد بمورد بنویسم تا اگر نظری هست بفرمایند. اولین مورد:پیش از اصلاح قانون اساسی اگر درمورد مصوبه ای میان شورای نگهبان ومجلس شورای اسلامی اختلافی پیش میامد امام راحل اجازه دادند که مجلس آن مصوبه را با دوسوم آراء اگر تصویب نمود بعنوان مصلحت اجرا شود. در اصلاح قانون اساسی این حق مسلم مجلس از بین رفت وبجای آن مجمع نشخیص مصلحت نظام ایجاد شد که اعضای آن بوسیله رهبری تعیین میگردد . ببینید حق مسلم مجلس در مصوبات مصلحتی به مجمع منصوب رهبری داده شد .آیا این تضییع حقوق مردم نیست؟ منتظر نظرات شما هستم تا موارد دیگر بیان شود دومین مورد:قبل از اصلاح قانون اساسی قوه قضائیه بوسیله یک شورای عالی مرکب از5 نفر اداره میشد 3 نفر توسط قضات کشور انتخاب میشدند و2 نفر هم با معرفی دیوان عالی با حکم امام منصوب میشدند . در سال 68 با اصلاح قانون اساسی پنبه این شورای مردمی زده شد وقوه قضائیه زیر نظر رهبری وبا حکم رئیس قوه اداره میشود. بیاد دارم که اولین حکم برای آیت الله یزدی زده شد که نتیجه کار ایشان درآن قوه را آقای شاهرودی چنین بیان کرد (ویرانه ای را تحویل گرفته ام) سومین مورد:در پیش از اصلاح قانون اساسی پست نخست وزیر وجوداشت این فرد منتخب رئیس جمهور بود که بمجلس معرفی میشد وکاملا دربرابر مجلس مسوولیت داشت ودولت زیر نظر اوبود .پست ریاست جمهوری تشریفاتی بود. در اصلاح قانون اساسی این پست مردمی حذف ومسوولیت آن به رئیس جمهور محول شد وعملا رئیس جمهور قدرتمند گردید البته بعدها هم در انتخابات ریاست جمهوری وهم درتفسیر اصل 113 برسر رئیس جمهور هم چماق ها وارد شد . بنابراین حذف پست نخست وزیری وایجاد محدودیت درکار ریاست جمهوری که هردو از سمتهای مردمی است یکی ازتضییعات آشکار درحقوق مردم درقانون اصلاح شده است. چهارمین مورد: پیش از اصلاح قانون اساسی امکان رهبری هم فردی بود وهم شورائی که در مواقعی با 3 یا5 نفر رهبری تشکیل میشد اما دراصلاحات سال68 این امکان جمعی ازمیان رفت . نمیدانیم که چرا از شورا در این مورد گریزان بودند درحالیکه شوراها در همه سطوح در کشور جریان دارند . امروز اگر فردی شایسته پیدا نشود دچار بحران میشویم در حالیکه وجود شورا حلال مشکل بود که ازمیان رفت. پنجمین مورد: رسانه گروهی قبلا زیر نظر سه قوه اداره میشد ورئیس آن توسط سه قوه تعیین میگردید با اصلاح قانون اساسی رئیس رسانه ملی بوسیله رهبری منصوب میشود وعملا این سازمان وابسته به نهاد رهبری شده است وقوا نقشی درآن ندارند .شاید بیهوده نیست که آنرا برخی صدا وسیمای میلی مینامند. ششمین مورد:در انتهای اصلاحات قانون اساسی (اصل177) پدیده عجیبی افزوده شده است که بنظر میرسد در هیچ جای جهان سابقه ندارد .مواردی را قید کرده که بعد ازاین کسی حق ندارد تغییر درآنها بوجود آورد . مردمی که خود انقلاب کردند وجمهوری اسلامی را بوجود آوردند دیگر بعد ازاین صلاحیت انقلاب ویا تغییر را ندارند .چرا اصلاحگران اینقدر از مردم وحشت دارند .اینهم موردی از تضییع حقوق مردم در اصلاحات سال68 بود. هفتمین تا دهمین مورد از محدودیت در حقوق مردم را میتوان از تفسیر 113 در مورد حدود اختیارات رئیس جمهور وتفسیر اصل نظارت شورای نگهبان به نظارت استصوابی که هردو تا زمان حضور امام راحل مطرح نمیشد از 68 به بعد اجرا شد ودو مورد دیگر یکی اصلاح اصول اقتصادی درقانون اساسی بدون رعایت حقوق مردم و تاسیس دادگاه روحانیت بدون رعایت ضوابط قانونی ازجمله موارد تضییع حقوق مردم در تغییرات قانون اساسی است .با ذکر این موارد این مبحث از سوی بنده تمام میشود ومنتظر نظرات دوستان هستم ممنونم پیروز باشید. |
|||
|
۱۳:۱۳, ۵/اسفند/۹۵
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
با سلام خدمت دوستان عزیز
این دوست گرامی نمی دونم چرا دوست داره مواردی رو که واقعا ازش اطلاع نداره و کم در موردش می دونه رو اینطور بی محابا پیگیری کنه .!!! حد اقل این سومین تاپیکی هست که ایشون در مورد این موضوع اصلاحیه قانون اساسی داره مطلب می نویسه!!! نمی دونم دلیلش چیه؟؟؟؟ مطالبی هم که داره نسبت میده به بعد از رحلت امام (رحمة الله علیه) اتفاقا" در زمان خود امام تغییر کرده نه بعد از رحلت ایشون!! همین قید ولایت مطلقه در زمان امام به تصویب مجلس خبرگان رسیده! نقل قول: و یا موضوع مجمع تشخیص مصلحت نظام: نقل قول: اینکه اینطور مسائل رو دارید به بعد از رحلت امام نسبت می دهید و اینقدر روی حرفتون پافشاری دارید فقط نشون میده دارید شبهه ایجاد میکنید!!! |
|||
|
|
۱۳:۴۴, ۵/اسفند/۹۵
(آخرین ویرایش ارسال: ۵/اسفند/۹۵ ۱۳:۵۵ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود برشما وتشکر خوشحالم که وارد مباحثه شدید البته پیشنهاد میکنم که بدون اتهام وبددلی مطالب خودرا بنویسید چرا که اگر بنده هم اشتباه کنم اصلاح میکنم واز شما می آموزم در مورد مجمع تشخیص همانگونه که خودتان اشاره کردید تا سال 66 بهمان صورتی بود که بنده نوشتم یعنی مجلس با دوسوم رای مصلحتی میداد اصرار آقای هاشمی موجب شد که درسال 66 هیاتی تشکیل شود وشد وبهمین خاطر این محدودیت ازسال 66 برقرار شد ودر سال 68 در اصلاح قانون اساسی آمد بنابراین اگر بنده ایرادی برمحدودیت حقوق مجلس گرفتم مهم نیست آغازش 66 باشد یا 68 لااقل در این دوسال براساس نظر امام عمل شد اما بعدا قانونی کردند ودیگر حقی برای مجلس قائل نشدند ضمنا در مورد ولایت مطلقه در متن قانون اساسی قبل از اصلاح نبود بعدا افزوده شد(اصل57 قبل وبعد) پیروز باشید |
|||
|
|
|
|
| 1 میهمان |








