کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سوراخ گزیدگی دوباره در انتخابات
۱۵:۵۵, ۲۱/فروردین/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۱/فروردین/۹۶ ۱۶:۱۱ توسط Hadith.)
شماره ارسال: #1
آواتار
بسم الله.
شاید یه کم زیاد بشه. ولی تحلیلی است که انشالله به کار میاید. امیدوارم دوستان با نظرات و نقدهایشان مستفیضمان کنند.


سوراخ گزیدگی دوباره در انتخابات 96
«هشدار به علاقه مندان نظام و رهبری»

[font=B Nazanin]1- نسبت به انتخابات سال96 ریاست ­جمهوری می­توان پیش­ بینی­ هایی داشت و تدابیری اندیشید که حاصل آن تقویت جایگاه نظام اسلامی باشد و توجه کرد که خلاف آن می­تواند موجب تغییر این فرصت به تهدید یا نتیجه­ای ضعیف شود.
2- استشمام فضای جهانی و داخلی حاکی است که مهم­تر از اینکه چه فرد یا جناحی بر اریکه قدرت ریاست جمهوری می­نشیند؛ چه اتفاقی در سطح عمومی جامعه نسبت به نظام می­افتد. اعتماد عمومی به نظام سرمایه­ای نیست که بتوان آن را با هیچ امر دیگری معامله کرد. در این میان حفظ جایگاه و اعتماد به رهبری، حاکم بر همه امور است.
3- تجربه انتخابات 76 و دلسوزی­های افراطی برای امر ریاست جمهوری و نگرانی­های افروخته شده نسبت به یکی از کاندیداها، موجب آن شد که علاقه­مندان به نظام و رهبری دچار اشتباه راهبردی شده و حیثیت رهبری نظام را در معرض تندباد احساسات انتخاباتی قرار دهند. حاصل آنکه بسیج همه کشور و هزینه غیرمستقیم و رهبری و تابلو کردن نظام برای دفاع از آقای ناطق نوری، نتیجه­اش آن بود که حرمت رهبری شکسته شود. این اشتباه هرگز نباید تکرار شد.
4- مهمترین حساسیت انتخاباتی مردم ایران آن است که احساس کنند قرار است کسی برای آنها تعیین تکلیف ­کند. این موضوع حتی در رفتار شخصی افراد نسبت به مناسک دینی که به آن اعتقاد دارند و حتی دوست دارند که بتوانند به آن عمل کنند- روی می­دهد. در یک کلام جامعه ایران به فشار و تعیین تکلیف و اجبار از سوی هرکسی
(حتی اولیای دین) پاسخ منفی می­دهد و این نکته­ای است که دلسوزان نظام نباید از آن غفلت کنند. درصد آدم­هایی که به خاطر تکلیف شرعی یا نظر بزرگان دینی نسبت به انتخاب افراد برای تصدی پست­های نظام از جمله ریاست جمهوری مبادرت می­کنند بسیار پایین بوده و اصلاً تعیین کننده نیست. بنابراین هرگونه هزینه از بزرگان دین و
رهبری درست نتیجه عکس خواهد داد.
5-نهی صریح رهبری از ورود آقای احمدی نژاد به انتخابات و پیامدهای اجتماعی ورود ایشان نشان می­دهد که آنچه مهم است پرهیز جدی از دو قطبی شدن جامعه است. در این راستا هر امری که موجب دو قطبی شدن در جامعه شود مذموم است. در این میان فاجعه آن خواهد بود که در تلقی القا شده به جامعه از سوی دوست یا دشمن این
مسأله جا بیفتد که در یک قطب، رهبری و وابستگان به ایشان اعم از دفتر و نمایندگان ولی فقیه و نهادهای وابسته به رهبری هستند و در طرف دیگر اصلاح طلبان و روشنفکران جامعه.

6-آنچه از تشکیل جبهه مردمی انقلاب اسلامی و اتفاقات پس از آن خصوصاً خبر
صحیح یا جعلی درخواست اعضای خبرگان رهبری برای ورود برخی افراد به انتخابات بر می­آید، این است که متاسفانه حادثه انتخابات 76 و هزینه رهبری برای یک کاندیدا در حال وقوع است و این بهترین فرصت برای دشمن است که به دو قطبی شدن جامعه به دست همه جناح­های سیاسی راست و چپ دامن بزند و حادثه و پیامدهای منفی فضای انتخابات 76 تکرار شود.
7-امروزه برخی از گروه­های سیاسی به دلایل مختلف تداعی کننده تابلوی رهبری هستند؛ خصوصاً آنکه این موضوع به صورت­های ویژه با رفتارها و ادعاهای خاص ظهور پیدا می­کند. تشکیل جبهه مردمی انقلاب اسلامی یقیناً یکی از این نمادهاست. بنابراین رفتار این جبهه ناخودآگاه به حساب دستگاه رهبری و حداقل دفتر ایشان گذاشته خواهد شد و با تبلیغات دشمن و نادانی دوستان این نماد جدی­تر خواهد شد. معرفی کاندیدای خاص از سوی این جبهه (علیرغم فضای رقابت بین افراد جبهه و نداشن فضل ویژه بر دیگران) به این موضوع بیشتر دامن خواهد زد که لابد با نظر رهبری و دفتر ایشان همه کنار رفته­اند تا فلانی باقی مانده است و هرچه انتساب مستقیم فرد مذکور به رهبری و دفتر بیشتر باشد این خطر بیشتر خواهد بود.
8-رفتار سیاسی و انتخاباتی مردم در دوره­های قبلی ریاست جمهوری نشان می­دهد که دامن زدن به موضوع نارضایتی عمومی از امور اجرایی و معیشتی بیش از آن که مردم را به سمت جناح مقابل دولت بکشد به سمت کاندیداهای غیر جناحی خواهد کشید. آرای بالای آقای احمد توکلی در دور دوم انتخاب آقای هاشمی در سال 1372 شاهد این مدعاست.
9-پیش­بینی آن است که دو قطبی شدن انتخابات -علاوه بر رأی بالای نامزد اصلاح طلبان- منجر به رأی بالای لیستی آنان در شوراهای شهر خواهد شد. در عین حال تجربه قبلی از جمله انتخابات دور دوم شورای شهر تهران حاکی از آن است که در یک فضای غیر قطبی و جناحی تنوع انتخاب به سمت سلامت و کارآمدی خواهد بود.
10-نگارنده معتقد است که به دلیل آنچه ذکر شد انتخابات ریاست جمهوری نباید به هیچ وجه دو قطبی شود و در فضای فعلی عمومی و رسانه­ای کشور معرفی کاندیدای واحد جبهه مردمی انقلاب اسلامی یا القای اشخاص بعنوان کاندیدای مورد نظر رهبری و دفتر ایشان به این امر به صورت جدی دامن خواهد زد. بنابراین پیشنهاد جدی آن است که جبهه مذکور کاندیدای خاصی را معرفی نکند و همانند سال 1384 اجازه دهد هریک از کاندیداها به صورت مستقل در میدان انتخابات 1396 ریاست جمهوری حاضر و در مناظرات تلویزیونی و مجامع مردمی نسبت به کسب آرا در مرحله اول اقدام کنند. در این صورت احتمال آنکه فردی از آنان به دور دوم راه یابد قابل تصورتر خواهد بود.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Hadith ، دیدگاه نوین ، MohammadSadra ، فاطمه خانم ، علی املشی ، Woodi2020 ، جویای حقیقت

آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۸:۰۴, ۲۶/فروردین/۹۶
شماره ارسال: #11

(۲۳/اسفند/۹۵ ۱۱:۲۶)III I III نوشته است:  علم غیب تنها و تنها در اختیار پیامبرا بوده

ربطي به موضوع تاپيك ندارد
صرفاً جهت اطلاع عرض مي‌كنم كه ائمه معصومين عليهم السلام علم غيب مي دانند
باب علم امام را در اصول كافي يك تورقي بفرمايد
در قرآن طبق ايات قرآن علم همه چيز ذكر شده (تبيان لكل شيء) (تبيان همه چيز در قرآن است)
و امام علم كتاب را در اختيار دارد (و من عنده علم الكتاب) (علم كتاب نزد اوست (مقصود اميرالمؤمنين و امامان بعد از ايشان)
و امام علم غيب را داراست (احصيناه في امام مبين) (علم همه چيز را در امام مبين آورده‌ايم)
و در زيارت جامعه كبيره هم كه مهمترين متن امام شناسي است كه از امام معصوم صادر شده مي‌يابيد كه امام خزانه‌دار علم خداست
و امام به واسطه منصبي و وظايفي كه دارد مي‌بايست بنابر حكمت خداوند و مصلحت او بر علم غيب آگاه باشد و البته روايات بسيار ديگر نيز كه چون مجال نيست و به موضوع مرتبط نمي‌شود از ذكر آن خودداري مي‌شود
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب
۱۱:۱۴, ۲۶/فروردین/۹۶
شماره ارسال: #12
آواتار
http://forum.bidari-andishe.ir/thread-42...#pid378363

امضای سید ابراهیم
[تصویر: 70398176744835468767.png]
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: قلب
۱۲:۴۶, ۲۶/فروردین/۹۶
شماره ارسال: #13
آواتار
(۲۵/فروردین/۹۶ ۲۳:۴۵)imaneavare_59 نوشته است:  
با سلام خدمت قلب جان و دوستان متشکرشون
عزیزان بت پرستی در اسلام و همه ادیان الهی باطل و مضمومه و بدترین نوع بت پرستی شخص پرستی میباشد. با این که دیگه مشکل ندارین! بعدشم شما اگه میخواین راهی رو ادامه بدین باید... باید راه سید اشهدا (علیه السلام) و یارانی که تا آخر پاشون وایستادن و ادامه بدین، راه امیر المومنین علی (علیه السلام) رو ادامه بدین و ... عزیزانم اینا دکونه چون 100 درصد جنابای دزدای بیت المال کسانی که دزدیشون رو شده و اونایی که حواسشون هست و دستشون نه الان نه آینده رو نمیشه وقتی که بر مسند قدرت تکیه زدند خودشونو سینه جاک امام خمینی (رحمة الله علیه) و راه شهدا معرفی میکنن. ببینید وقتی که گزینش این نظام واسه خوب بد شده نوع یخه و نحوه بستن نوع ریش و اندازش و چگونگی کشیدن ولا الظالین جلوی مدیر بالا دست توی نماز اول وقت اداره توی صف اول (بفهمین نماز اول وقت خوبه صف اول نماز خوبه نماز جماعت خوبه ولی برین نهج البلاغه رو بخونین ببینین امیر المومنین حضرت علی (علیه السلام) به مالک اشتر در باره نماز اول وقت و جماعت چی مینویسه مفهومش اینه که ی جوری نماز بخون که ظهر و عصرش با هم 5 دقیقه! برین ببینین ها بعدش بیاین نظر منفی بدین!) پس ادامه دادن راه این عزیزان خوبه ولی اگه میخواین برای ظهور کاری بکنین مرجع و مقدای همه باید حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و چهر چهر نفر دیگه پنچ تن آل عبا باشیم پیرو واقعی بعدشم درباره حکومت کمونیستی کثیف شوروی همتون ی چیزایی میدونین کلیت کمونیست یعنی همه با هر مقامی از امکانات موجود مساوی استفاده کنن ولی ی گروه خاصی همه چی دستشونه بر خلاف شعار اصلیشون بعد واسه ماست مالی میگن چون هنوز مردم عادی شعور و سوادشونو فهمشون کمه فعلا همه چی دست ما تا بعدش ببینیم چی میشه...
قلبا همتون و دوست دارم...HeartHeartHeartHeartHeartHeartHeart



چهار...! ..................................................................................................


معذرت معذرت میخواستم داستان عارفم بگم یادم رفت : علم غیب تنها و تنها در اختیار پیامبرا بوده که همه میدونن آخرین پیامبر حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) بوده مال 1400 سال پیش فقط فقط بفهمین (خدا شاهده اگه یکی حرفای خرافه پرستسی و تفرقه انگیز بین برادران سنی و شیعه بگه... نبینم ها...) حالا اگه یکی از امامامون بر اساس علوم غریبه ای که اونم سینه به سینه از حضرت محمد (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و امیر المومنین حضرت علی (علیه السلام) بر اساس علم نه غیب گویی دارن چیزی بگن دردش به طاقت... حال عارفی که غیب میدونه دیگه چه جرتیه دیگه چه حرف مفتیه...
"خدایا مرا از آنهایی قرار بده که پول دنیا را میگیرند و برای دین کار میکنند نه آنهایی که پول دین را میگیرند و برای دنیا کار میکنند" معلم شهید دکتر علی شریعتی

سلام


ما خدا پرستيم و پیرو اهل حق هستیم


این انقلاب بدون اذن امام زمان عج پیروز نمیشد و ادامه نمیافت


این انقلاب تحت پشتیبانی امام زمان عج بوده و خواهد بود


این حرفهای شما هم تحت تاثیر تبلیغات علیه این نظام است


درباره علم غیب هم می تونید مقاله زیر رو بخوانید




ین که آیا علم غیب با پیشگویی عین هم هستند و یا کاملا تفاوت دارند، و یا آن‌که هم وجه اشتراک دارند و هم وجه افتراق؟ بحثی است که در عنوان بعدی مورد بررسی قرار می‌گیرد).
پس از روشن شدن مفهوم «پیشگویی» و تبیین وجه اشتراک و یا افتراق آن با دو واژه «پیش‌بینی» و «آینده‌نگری»، لازم است بررسی کنیم که آیا: «پیشگویی» و اخبار از آینده، ذاتا ممکن است یا نه؟ آیا از دیدگاه عقل، چنین امری تحقق‌پذیر است؟ آیا روش‌های علمی موجود امکان آن را تایید می‌کنند؟ آیا در بینش فلاسفه و روانشناسان و دیگر دانشمندان، پذیرش امکان «اخبار به غیب» امر معقولی است؟ و به خصوص، آیا به طبق آیات قرآنی و اخبار و احادیث بر جای مانده ازمعصومین علیهم‌السلام می‌توان معتقد به امکان و عینیت یافتن «پیشگویی» شد یا نه؟

← پاسخ اجمالی
بی تردید و بررسی تفصیلی این موضوع، نیاز به مقاله‌ای مستقل و جداگانه دارد، اما پاسخ اجمالی در این مورد این است که: از نظر عقلی، هیچ امتناعی نسبت به امکان آن وجود ندارد، بهترین دلیل و شاهد صادق بر امکان این مدعی وقوع آن است، (یعنی پیشگویی‌هایی که تا بحال از انبیا‌ء،امامان و غیره به عمل آمده است) بر این اساس، ما معتقدیم: نیازی به اقامه برهان و استدلال و حتی ذکر آیات و روایات و نیز نظرات و اندیشه‌های مویدگونه دانشمندان اسلامی و غیره نیست.
ولی به جهت اتقان و استحکام بحث، ناگزیریم این مطلب را (و لو‌ به‌طور فشرده) از دیدگاه‌های مختلف مورد بررسی قرار دهیم:

← دیدگاه قرآن و روایات
گروهی با تمسک به یک سلسله از آیات قرآنی و اخبار و احادیث (که علم به غیب را مختص به ذات پروردگار می‌دانند، و در نگاه آغازین هرگونه اخبار به غیب و پیشگویی نسبت به آینده را از غیر خدا نفی می‌کنند) عقیده به «امکان پیشگویی برای بشر» را «شرک» قلمداد می‌نمایند.
در صورتی که با تامل در آیات شریفه قرآن و روایات معصومین علیهم‌السلام روشن می‌شود که حقیقت مطلب چیز دیگر است، و در واقع این گروه تنها یک دسته از آیات و روایات را دیده و بدان اخذ نموده‌اند، و از ملاحظه دسته‌های دیگر چشم فرو بسته‌اند.

←← نفی
اینان در واقع مصداق آیه «نومن ببعض و نکفر ببعض» [sup][۳۴][/sup] هستند اما با توجه به مجموعه آیات و اخبار و با در نظر داشتن آیات و اخباری که مخصص آیات مذکور هستند روشن می‌شود که آیات و روایاتی کهعلم به غیب را منحصر در ذات پروردگار دانسته و هر گونه اطلاع بر غیب را از غیر او نفی می‌کنند، ناظر به علم غیب ذاتی هستند و نه مطلق آن.
(همانند آیات ذیل: «و هاده مفاتح الغیب لا یعلمها الا هو»؛ [sup][۳۵][/sup]«قل لایعلم من فی السموات و الارض الغیب الا الله»؛ [sup][۳۶][/sup]«انما العلم عند الله و ابلغکم ما ارسلت به»؛ [sup][۳۷][/sup] «قل انما العلم عند الله و انما انا نذیر مبین» [sup][۳۸][/sup] و همانند روایتی که مرحوممجلسی در بحار الانوار [sup][۳۹][/sup] ذکر نموده که یحیی بن عبدالله بن الحسن از امام کاظم علیه‌السلام پرسید: جانم فدای تو باد، مردم گمان می‌کنند که شما علم بر غیب دارید؟ فرمود: سبحان الله...).

←← اثبات
ولی در کنار آن‌ها، دسته دیگری از آیات و روایات به چشم می‌خورند که علم به غیب تفویضی از سویپروردگار را برای انبیاء و امامان و اولیاء خاص و صاحبان قداست نفسانی تثبیت می‌کنند.
(همانند آیات: «عالم الغیب فالیظهر علی غیبه احد الا من ارتضی من رسول...»؛ [sup][۴۰][/sup] «ما کان الله لیطلعکم علی الغیب و لکن الله یجتبی من رسله من یشاء...»؛ [sup][۴۱][/sup] «و ما صاحبکم بحجنون و لقد راه با لافق المبین»؛ [sup][۴۲][/sup] «ذلک من انباء الغیب نوحیه الیک...» [sup][۴۳][/sup] [sup][۴۴][/sup] و همانند روایاتی که مرحوم مجلسی در بحار الانوار [sup][۴۵][/sup] نقل فرموده، از جمله این‌که عبدالرحمن بن کثیر می‌گوید: از امام صادق علیه‌السلام شنیدم که فرمود: «نحن ولاه امر الله، و خزنة علم الله، و عیبه وحی الله» ماصاحبان امر و فرمان پروردگار، و گنجینه علم او و صندوقوحی الهی هستیم.
و نیز سدیر گوید: به امام صادق علیه‌السلام عرض نمودم: جانم فدایت باد شما چه هستید؟ آن حضرت فرمود: «نحن خزائن الله علی علم الله، نحن تراجمه وحی الله...» ما گنجینه‌های پروردگار بر علم او و مترجم وحی الهی هستیم....).

←← تحقق خارجی
و نیز در کنار آن‌ها دسته سومی از آیات و روایات مشاهده می‌شوند که حکایت دارند از تحقق علم به غیب برای افرادی از بشر در بستر تاریخ، زیرا در آن‌ها به اخبار غیبی پیامبران و امامان علیهم‌السلام و دیگر اولیاء الهی اشاره شده است.
امین الاسلام طبرسی (رحمة الله علیه) می‌نویسد:
یکی از معجزات مسیح علیه‌السلام این بود که از غیب خبر می‌داد و می‌گفت: «و انبئکم بما تاکلون و ما تدخرون فی بیوتکم»: [sup][۴۶][/sup] «و من به شما از آن‌چه می‌خورید و در خانه‌هاتان ذخیره و دلیل‌های امامتحضرت علی علیه‌السلام خبرهای غیبی اوست که همه با او واقع مطابقت داشته است. [sup][۴۷][/sup]
شیخ مفید (رحمة الله علیه) نیز می‌گوید: «یکی از دلیل‌هایامامت علی علیه‌السلام خبرهای غیبی آن حضرت است که او وقوع یک سلسله پیش‌آمدها و حوادث قبل از وقوع آن‌ها خبر داده است و پس از چندی صدق و درستی خبرهای او روشن شده است». [sup][۴۸][/sup]
ابن ابی الحدید معتزلی نیز می‌گوید: ما علی علیه‌السلام را در خبرهای غیبی که از او صادر شد امتحان کرده‌ایم و همه خبرهای او را مطابق با وقع یافته‌ای و...» [sup][۴۹][/sup]

←← نتیجه
بنابر این، از دیدگاه قرآن و اخبار و احادیث، پیشگویی و علم به غیب تفویضی امری است ممکن و محقق، و هیچ‌گونه منافاتی با انحصار علم به غیب ذاتی در پروردگار ندارد.

← دیدگاه دانشمندان اسلامی
در میان شخصیت‌های علمی عالم اسلام به چهره‌های برجسته و ارزشمندی بر می‌خوریم که مساله «امکان پیشگویی» را (صرف نظر از تعبد در برابر آیات و روایات) مورد بررسی قرار داده، و آن را امری مسلم گرفته‌اند که ذیلا به گفتار برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.

←← ابن سینا
ابوعلی سینا می‌گوید: «اگر عارفی از غیب خبر داد و آینده درستی آن را ثابت کرده او را تصدیق کن و به او ایمان بیاور زیرا چنین آگاهی یک ریشه طبیعی دارد».
در جای دیگر گوید: «وقتی اشتغالات روح از طریق حواسکم شد، برای روح انسان فرصتی می‌دهد که خود را از دست قوای طبیعی خلاص کرده و به جانب قدس پرواز می‌کند و صورت‌هایی را در آن‌جا می‌بیند، و این حالت گاهی در خوابو در حال بیماری برای انسان‌های عادی نیز رخ می‌دهد».
هم او گوید: «اگر به تو گفتند که فلان عارف، کاری انجام می‌دهد و یا به جسمی حرکت می‌بخشد یا خود حرکتی می‌کند که از توانایی دیگران بیرون است این سخن را انکار مکن زیرا برای این کار یک رشته اسباب، وجود دارد که اگر تو نیز از آن راه وارد شوی به همان مقصد می‌رسی».
و بالاخره گوید: «تجربه و آزمایش به روشنی ثابت کرده است که انسان در موقع خواب می‌تواند با جهان خارج تماس بگیرد و اطلاعاتی کسب کند، اکنون چه مانعی دارد که انسان در موقع بیداری دارای چنین قدرتی باشد و تجربه و آزمایش نیز این حقیقت را ثابت کرده است». [sup][۵۰][/sup] [sup][۵۱][/sup] [sup][۵۲][/sup] [sup][۵۳][/sup]

←← سهروردی
شیخ شهاب‌الدین سهروردی می‌گویند: «هر وقت شواغل حس ظاهری کاهش یافت، در این وقت نفس انسانی را دست قوای طبیعی رهایی جسته و بر یک رشته امور غیبی تسلط می‌یابد».
سپس می‌گوید: «اگر انسان‌های کامل مانند پیامبران و اولیاء از غیب خبری دهند به خاطر نوشته‌هایی است که می‌بینند و یا امواج و صداهای دل‌انگیز و هولناکی است که می‌شنوند و یا صورت‌هایی است که مشاهده می‌کنند و با آنان سخن می‌گویند و سپس از غیب خبر می‌دهند». [sup][۵۴][/sup]

←← ملاصدرا
ملا صدرای شیرازی در تعلیقه خود بر حکمت اشراق، امکان آگاهی از غیب را به گونه‌ای مشروح مورد بحث قرار داده و می‌گوید: «نفس بر اثر اتصال با جهان عقل و یا عالم مثال (جهان صور اشیاء)، آگاهی‌هایی کسب می‌کند» سپس مطلب را با براهین عقلی روشن می‌سازد. [sup][۵۵][/sup]




با توجه به آن‌چه که در ذیل عنوان اول (مفهوم پیشگویی) گفته شد، که «در زبان عربی و ادبیات عرب، به خصوص آیاتو روایات، واژه «غیب» و مشتقات آن را رایج‌ترین کلماتی هستند که در مفهوم «پیشگویی» بکار می‌روند، و نیز با توجه به آن‌چه که در ذیل عنوان قبلی (امکان پیشگویی) بیان شد مبنی بر این که: «پیشگویی نسبت به حوادث آینده، برای بشر، ممکن است»، جای این پرسش باقی است که آیا «پیشگویی» با «علم به غیب» همانند است؟ و یا آن‌که کاملا با یکدیگر فرق دارند؟، و یا نه آن و نه این، بلکه امر سومی مطرح است؟ و یک نسبت و رابطه ویژه‌ای بین آن دو بر قرار است؟
آن‌چه که از موارد کاربرد این دو واژه در نزد آگاهان به فرهنگو لغت، نوشتار آشنایان به مفاهیم قرآنی بر می‌آید این است که: ضمن آن‌که نمی‌توان، بطور کلی آن دو کلمه را جدای از هم دانست، اما به عینیت و یا همانندی آن دو نیز نمی‌توان تن در داد، بدین جهت می‌گوییم: اگر چه خبر دادن شخص «پیشگو» (منظور، غیر از انبیاء الهی و امامان علیهم‌السلام و نیز غیر ازاولیاء خاص پروردگارت که به صورت تفویضی، ازعلم غیببرخوردارند) از وقوع حوادثی در آینده، «اخبار به غیب» به حساب می‌آید، ولی نمی‌توان آن را، «علم غیب» نامید، زیرا «پیشگویی» از مقوله «کرامت» است، اما علم غیب از مصادیق «معجزه» می‌باشد. بی تردید، میان معجزه و کرامت فرق است.

← نظر استاد مطهری
چه زیبا فرموده است استاد شهید مطهری (رحمة الله علیه) آن‌جا که نگاشته است:
«میان معجزه و کرامت فرق است. معجزه یعنی بینه و آیت الهی که برای اثبات یک ماموریت الهی صورت می‌گیرد و به اصطلاح مقرون و تحدی است و منظور الهی از او در کار است این است که محدود است به شرایط خاصی است، اما کرامت یک امر خارق العاده است که صرفا اثر قوت روحی و قداست نفسانی یک انسان کامل یا نیمه کامل است و برای اثبات منظور الهی خاصی نیست.
این چنین امری فراوان رخ می‌دهد و حتی می‌توان گفت یک امر عادی است و مشروط به شرطی نیست...» [sup][۶۰][/sup]

← عام بودن پیشگویی
بنابر این، می‌توان گفت: دایره «پیشگویی» از دامنه «علم غیب» وسیع‌تر است، زیرا (هم‌چنان‌که در فوق اشاره شد) هر کس که از قوت روح و قداست نفسانی برخوردار باشد، طبیعتا واجد توان «پیشگویی» خواهد بود و به چنان کرامتی نایل است، اما همان شخص، از «علم غیب» به مفهوم خاص قرآنیش بی بهره است بدین جهت معتقدیم فقط خداوند تعالی است که‌ به طور بالذات، مستقل واجد «علم غیب» است زیرا او به تمام مخلوقات محیط است (آیات ذیل، صحت این گفتار را تاکید می‌کنند:
«و لله غیب السموات و الرض...» [sup][۶۱][/sup] «له غیب السموات و الارض...» [sup][۶۲][/sup] «ان الله یعلم غیب السموات و الارض...» [sup][۶۳][/sup]«قل لا یعلم من قی السموات و الارض الغیب الا الله...» [sup][۶۴][/sup]«و عنده مفاتح الغیب لا یعلمها ال هو...» [sup][۶۵][/sup] «و ما یعزب عن ربک من مثقال ذره فی الارض و لا فی السماء...» [sup][۶۶][/sup]«لایعزب عنه مثقال ذره فی السموات و لا فی الارض...» [sup][۶۷][/sup]«عالم الغیب و الشهاده العزیز الحکیم» [sup][۶۸][/sup] «عالم الغیب و الشهاده هنو الرحمن الرحیم» [sup][۶۹][/sup] «عالم الغیب و الشهاه فتعالی عما یشرکون» [sup][۷۰][/sup] «عالم الغیب و الشهاده و هو الحکیم الخبیر» [sup][۷۱][/sup] «عالم الغیب و الشهاده الکبیر المتعال»[sup][۷۲][/sup] «عالم الغیب و الشهاده العزیز الرحیم».[sup][۷۳][/sup])

← علوم اختصاصی الهی
ولی در عین حال اشکالی ندارد که پروردگار بنا به مصلحت واستعداد و پاره‌ای از مخلوقات مانند انبیاء و اولیاء نیز قسمتی «علم غیب» عطاء فرمایند:
(این که گفته‌ایم: «قسمتی از علم غیب» و نگفتیم «تمام آن» برای این است که علم به برخی از امور غیبی(مخصوصا علم تفصیلی به آن‌ها) را، خداوند منان به هیچ فردی واگذار ننموده است، چنان‌که آیه ۳۴/لقمان [sup][۷۴][/sup] علوم پنج‌گانه «آگاهی از قیامت، نزول باران، چگونگی جنین در رحم مادر، اموری را که انساندر آینده انجام می‌دهد، و محل مرگ او» (که همه آن‌ها از امور غیبی به حساب می‌آیند) را مخصوص پروردگار می‌داند، و نه تنها لحن آیه فوق دلالت بر این انحصار دارد، بلکه روایاتی که در تفسیر آیه نیز وارد شده این حقیقت را تاکید می‌کند.
از جمله در حدیثی می‌خوانیم: «ان مفاتیح الغیب خمس لا یعلمهن الا الله و قرأ هذه الایه» : «کلیدهای غیب پنج است که هیچ‌کس جز خدا نمی‌داند، سپس آیه فوق را تلاوت فرمود». [sup][۷۵][/sup] [sup][۷۶][/sup]
از امام صادق علیه‌السلام نیز نقل شده: «هذه الخمسه اشیاء لم یطلع علیها ملک مقرب و لا نبی مرسل و هی من صفات الله عزوجل» : این پنج چیز، اموری هستند که کسی از فرشته مقرب و پیامبر مرسل بر آن‌ها اطلاع نیافت، و این‌ها از صفات پروردگار است». [sup][۷۷][/sup] [sup][۷۸][/sup] [sup][۷۹][/sup]
علی علیه‌السلام نیز ضمن خطبه ۱۲۸ نهج البلاغه، در پاسخ مردی از طایفه «بنی کلب» نیز فرموده: فهذا علم الغیب الذی لایعلمه احد الا الله... «این‌ها علوم غیبیه‌ای است که غیر از خدا کسی نمی‌داند»). [sup][۸۰][/sup]

← تعلیم الهی
چنان‌چه در آیه ۲۶ و ۲۷ سوره جن [sup][۸۱][/sup] می‌خوانیم: «عالم الغیب فلا یظهر علی غیبنه احد الا من ارتضی من رسول» : «عالم به غیب او است، و هیچ‌کس را بر اسرار غیبش آگاه نمی‌سازد، مگر رسولانی که آن‌ها را برگزیده است».
و در آیه ۱۷۹ سوره آل عمران [sup][۸۲][/sup] نیز آمده است: «و ما کان الله لیطلعکم علی الغیب و لکن الله یجتبی من رسله من یشاء» «چنان نبود که خدا شما را از علم غیب آگاه کند ولیخداوند از میان رسولان خود هر کسی را بخواهد بر می‌گزیند (و قسمتی از اسرار غیب را در اختیار او می‌گذارد).
در روایتی از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است که آن حضرت در پاسخ «حمران بن اعین» که از محتوای آیه ۲۶ سوره جن [sup][۸۳][/sup] پرسیده بود، پس از قرائت آیه ۲۷۷ همان سوره[sup][۸۴][/sup] «الا من ارتضی من رسول» فرمود: «و کان و الله محمد ممن ارتضا»: «بخدا قسم که محمد از پسندیدگان او بود»، سپس امام علیه‌السلام فرمود:
و اما این‌که می‌فرماید: «خدا غیب می‌داند» همانا خدای عزوجل عالم است به آن‌چه از خلقش غایب است نسبت به آن‌چه در علمش تقدیر می‌کند، و حکم می‌دهد پیش از آن‌که آن را بیافریند و بهفرشتگانش افاضه کند، ای حمران این علم نزد او نگهداشته شده است و نسبت به آن مشیت دارد.
هرگاه بخواهد طبق آن حکم دهد (و آن را بمورد اجرا گذارد) و گاهی نسبت به آن بداء حاصل شود و به مورد اجرایش نگذارد.
و اما علمی که خدای عزوجل آن را تقدیر و حکم و امضاءفرموده: علمیست که اولا به پیغمبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و سپس به ما رسیده است. [sup][۸۵][/sup] [sup][۸۶][/sup] [sup][۸۷][/sup] [sup][۸۸][/sup]
و در قرآن کریم، به آیات فراوانی راجع به پیامبران بزرگوار الهی، (از جمله حضرت عیسی، موسی و نوحعلیه‌السلام و...، و خاصه رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم بر می‌خوریم که حکایت از تفویض و واگذاری علم غیب از سوی پروردگار به اولیاء خاصش دارند، (در این زمینه، به کتاب «علم غیب آگاهی سوم نوشته استاد جعفر سبحانی مراجعه شود [sup][۸۹][/sup]) و نه تنها انبیاء که امامان معصوم علیهم‌السلام نیز از چنین فیض قدسی برخوردارند، چنان‌که عمار ساباطی نقل می‌کند: از امام صادق علیه‌السلام پرسیدم: آیاامام غیب می‌داند؟ آن حضرت فرمود: «لا و لکن اذا اراد ان یعلم الشی اعلمه الله ذلک» : «نه، ولی هرگاه بخواهد چیزی را بداند خدا آن را به او بیاموزد» [sup][۹۰][/sup]
و نیز یحیی بن عبدالله بن حسن از امام باقر علیه‌السلام جنین سوال می‌کند: «فدایت شوم گروهی از مردم عقیده دارند که شما علم غیب دارید؟» حضرت در پاسخ او فرمود: «لا و الله ماهی الا وراثة عن رسول الله» : «نه بخدا سوگند آن‌چه ما می‌دانیم از پیامبر خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به ما رسیده است و از او ارث برده‌ایم». [sup][۹۱][/sup] [sup][۹۲][/sup]
حنان بن سدیر نطز از امام باقر علیه‌السلام نقل می‌کند که آن حضرت فرمود: «برای خداوند دو گونه علم هست: علم عام وعلم خاص، اما علم خاص همان است که حتی فرشته مقرب و پیامبر مرسل هم از آن بی اطلاع است، ولی علم عام او چیزی است که فرشته مقرب و پیامبران فرستاده شده از سوی خداوند (انبیاء مرسل) از آن بهره‌مندند که تمام آن‌ها در اختیار ما است...». [sup][۹۳][/sup] [sup][۹۴][/sup]
بنابر این، علم غیب انبیاء و امامان علیهم‌السلام را نباید باعلم به غیب پروردگار یکی، و در عرض هم دانست، بلکه علم به غیب آن بزرگواران را باید علم غیب اعطایی از سوی پروردگار، و یادگیری و تعلم از دانای غیب نامید.

← نظر علما
در این زمینه، گفتاری از اندیشمندان بزرگ شیعی و سنی بهره می‌گیریم:

←← شیخ مفید
شیخ مفید (متوفای ۴۱۳ ه-ق) می‌گویند:
«کسی را می‌توان‌ به‌طور مطلق دارای صفت عالم به غیب، دانست که علم او ذاتی باشد و از کسی نیاموخته باشد و علمهیچ‌کس جز خداوند بزرگ ذاتی نیست و ازاین‌رو شیعه معتقد است که نباید درباره امامان‌ به‌طور مطلق گفته شود: عالم به غیب هستند بلکه باید توضیح داده شود که علم آنان مستفاد از امام قبل و پیامبر صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم و سرانجام به تعلیم الهی است. [sup][۹۵][/sup] [sup][۹۶][/sup]

←← شیخ طوسی
شیخ طوسی (متوفای ۵۴۸ ه-ق) می‌گوید:
«به عقیده شیعه، کسی را می‌توان با جمله «عالم به غیب» توصیف کرد که همه غیب‌ها را بداند و علم او ذاتی باشد و هیچ‌کس جز خدا این چنین نیست و اما خبرهای فراوانی که دانشمندان شیعه و سنی ازعلی علیه‌السلام و سایر امامان علیهم‌السلام نقل ‌کرده‌اند همه از رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم به آنان رسیده و رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم نیز از خداوند آموخته است» [sup][۹۷][/sup] [sup][۹۸][/sup]

←← ابن شهر آشوب
رشیدالدین محمد بن شهر آشوب مازندرانی (متوفای ۵۸۸۸) در متشابهات القرآن ص۳۱۱۱ سخنی دارد که مضمون کلام او این است:
«پیامبر و امام از غیب آگاهی دارند اما نه به این معنی که علم آنان ذاتی باشد بلکه خداوند بخشی از علم غیب را به آنان آموخته است، و عقیده به این‌که علم آنان ذاتی است و با علم خدا تفاوتی ندارد مستلزمشرک می‌باشد» [sup][۹۹][/sup] [sup][۱۰۰][/sup]

←← ابن میثم بحرانی
کمال‌الدین ابن میثم بحرانی (متوفای ۶۷۹) می‌گوید:
«منظور از علم به غیبی که جز خدا نمی‌داند علم به غیبی است که بدون تعلیم و آموختن باشد و علم غیب بدون تعلیم اختصاص به خدا دارد و جز خدا هر کس که آگاهی از غیب پیدا کند به تعلیم الهی بوده است». [sup][۱۰۱][/sup] [sup][۱۰۲][/sup]

←← علامه طباطبایی
علامه طباطبایی (رحمة الله علیه) می‌گوید:
«خداوند ذاتا از غیب آگاه است و هر کس غیر از او غیب آگاه باشد به تعلیم او خواهد بود و هر جا پیامبرصلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم آگاهی خود از غیب را انکار می‌کند و می‌گوید: علم غیب ندارم معنای آن این است که مستقلا و ذاتا عالم به غیب نیست و هر چه می‌دانم از جانب خدا به من آموحته شده است» [sup][۱۰۳][/sup]

←← ابن ابی الحدید
ابن ابی الحدید معتزلی (متوفای ۶۵۵ ه-ق) می‌گوید:
«ما انکار نمی‌کنیم که در میان افراد بشر اشخاص باشند که از غیب خبر بدهند اما میگوییم که آگاهی آنان از غیب مستند بهخداوند است، و خداوند وسیله آگاه شده آنان را از غیب فراهم می‌آورد» [sup][[/sup]

منبع

http://wikifeqh.ir
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا