|
کف اخلاقمداری قانونمداری است!
|
|
۱۲:۰۰, ۱۶/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۶/اردیبهشت/۹۶ ۱۲:۰۱ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بایاد ونام خدا
درود بردوستان در مناظره های انتخاباتی برخی ازنامزدان به رعایت اخلاق اسلامی اشاره میکردند که البته بسیار پسندیده بود اما غافل ازآن بودند که رعایت اخلاق اسلامی مبتنی بر رعایت قوانین اسلامی است وبدون آن سخن از اخلاق گفتن بی فایده است . مثلا نامزدی از ساده زیستی مدیران سخن گفت . خوب این امری پسندیده است وعوام فریب نیز هست .مدیری با لباسی ساده در منظر مردم حضور میکند اما در پنهان از قانون گریزان است .آیا این ساده زیستی جز فریب چیز دیگری است. امامان ما در ظاهر لباس آراسته ای داشته اند اما درباطن لباس زیر مندرس بوده ویا ضخیم تا رنج را برخود هموار کند ودرظاهر برمردم ریا وتظاهر نکند . مدیر پیش از هر امر اخلاقی باید قانونمدار باشد و قوانین را مراعات کند .دلسوزی ثمر بخش نیست کمک کردن بفقیران امری مستحسن است اما آنچه ارزشمند وواجب است اجرای قانون است که تصمیم جمعی است .هدف بعثت پیامبر بزرگ ما تکمیل مبانی اخلاق بود ومراد ازآن عقاید واحکام اسلام بود که کامل هم شد . آنچه در فقه اساس کار است انجام واجب وپرهیز از حرام است سپس میتوان به مستحبات ومکروهات پرداخت . پایه اخلاق ادای واجب وپرهیز از حرام است که در جمهوری اسلامی مراد قانون است .پرداخت مالیات ویا جریمه یک امر واجب وقانونی است . تا قوانین اجرا نشود سخن از اخلاق بی فایده است چه قانون وقانونمداری کف ورود به فضای اخلاقمداری است. بزرگان ما در تریبونها مدام از اخلاق میگویند اما درعمل نشان میدهد که اهل قانونمداری نیستند پس پندهایشان برهواست . |
|||
| آغاز صفحه 5 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۱۸:۴۶, ۱۷/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #41
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود برشما ممنونم که اصول قانون اساسی را نوشتید اینها ربطی بموضوع نداشت کف اخلاقمداری قانونمداری است عزیزم ممنونم |
|||
|
۱۸:۵۲, ۱۷/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #42
|
|||
|
|||
|
بله کف اخلاق مداری پناه بردن به خداوند از بستن دهان منتقد است در کنار پنجاه مورد توهین به منتقدان.
کف اخلاق مداری دوری از نفاق است. منافق غیر اخلاقی ترین انسان روی زمینه. در مورد سند 2030 هم خیانت آقایان آشکار شد و عدم پایبندی اونها به قانون، به قول شما عدم رعایت کف اخلاقمداری. |
|||
|
۱۹:۰۰, ۱۷/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #43
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود برشما برادرم اعتقاد بخدا امری نظری است وبه اخلاق وقانون که امری عملی است ربطی ندارد نفاق هم امری درونی است که باز ارتباطی با عمل ندارد پس کمی دقت کنید ضمنا خمیر مساله مصوبه جدید تازه به تنور زده شده است سریع داوری نکنید بگذارید بالئی ها بدانند اصلا چه شده تا ما بعدا فهمیم .شما هرروز منتظر مطلب جدیدی هستید که اعلام شود اما از خرد خود که قران بارها توصیه میکند غافل شده اید |
|||
|
۱۹:۰۳, ۱۷/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #44
|
|||
|
|||
(۱۷/اردیبهشت/۹۶ ۱۹:۰۰)Mforootaghe نوشته است: با نام ویاد خدا تنها مطالعه همین ارسال برای شناختن شما کافیه.
بدون شرح |
|||
|
|
۱۹:۱۷, ۱۷/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/اردیبهشت/۹۶ ۱۹:۲۱ توسط Mforootaghe.)
شماره ارسال: #45
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود برمحمد صدرا حیفم آمد شمارا بی جواب بگذارم برادرم ببینید دین خدا از سه بخش است عقاید احکام واخلاق در ترتیب هم چنین مینویسند . عقاید امور نظری وآن دو عملی است ابتدا عقاید پایه است برای احکام وبعد احکام ودر آخر اخلاق پس احکام پایه اخلاق است و مراد ازاحکام قوانین اسلام است ولذا قانونمداری کف اخلاقمداری است |
|||
|
۱۹:۵۳, ۱۷/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #46
|
|||
|
|||
نقل قول: اعتقاد بخدا امری نظری است وبه اخلاق وقانون که امری عملی است ربطی ندارد ![]() ![]()
|
|||
|
|
۱۹:۵۷, ۱۷/اردیبهشت/۹۶
شماره ارسال: #47
|
|||
|
|||
|
با نام ویاد خدا
درود بر امیر آبادی دقت نکردید در دنیا همه چیز با همه چیر درارتباط است اگر گفته شده ربط ندارد مساله جنسیت آنهاست که یکی نظری ودیگری عملی است. اما توضیح داده ام که اولی پایه دومی ودومی پایه سومی است اگر باز هم روشن نشد بپرسید ممنون |
|||
|
۲۰:۴۵, ۲۶/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/اردیبهشت/۹۶ ۲۰:۴۶ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #48
|
|||
|
|||
|
پ.ن. این پیش بینی دو ماه پیش بوده ادبیات منقلی ضمناً چند دقیقه پیش آپ کردم دوستان نگند چرا بازدید نداشته!!! |
|||
|
|
۹:۲۳, ۲۷/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اردیبهشت/۹۶ ۹:۲۳ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #49
|
|||
|
|||
|
بداخلاقی چیست؟
محمدکاظم انبارلویی در سرمقاله شماره امروز روزنامه «رسالت» نوشت:«روز جمعه میگوییم بداخلاقی پایان یافته است.» رئیس جمهور با بیان این مطلب در جمع مردم لرستان گفته است؛ «روز جمعه میگوییم پروندهسازی پایان یافته است!» بداخلاقی چیست، پروندهسازی کدام است؟ این دو سوالی است که ذهن مردم را به خود پس از برگزاری میتینگها و مناظرهها مشغول داشته است. در مناظره اول رئیس جمهور وسط صحبت قالیباف بدون مقدمه گفت؛ شما دروغگو هستید و میخواهید مردم را فریب بدهید. آقای جهانگیری هم به کمک او آمد، اما نه دروغی اثبات شد نه فریبی! چرا که معلوم شد آقای روحانی وعده 4 میلیون شغل فقط از قِبَل صنعت جهانگردی را در فهرست وعدههای خود آورده، اما آن را فراموش کرده بود و وقتی سند این حرف از پایگاه اطلاع رسانی وی در همان مناظره به او داده شد قدری از حرارت اتهامزنی خود کاست اما باز هم در مقام انکار برآمد.در مناظره آخر هم فضایی پدید آمد که خوشایند نبود. چرا که روحانی و جهانگیری آمده بودند بگویند املاک نجومی در شهرداری تهران گریبان قالیباف را رها نمیکند. آنها بدون اینکه سندی در این مناظره ارائه دهند بر این اتهام پای فشردند. قالیباف یا باید تسلیم این اتهامات میشد یا باید از خود دفاع میکرد. اولین دفاع او اعلام داراییهای خود بود که طرف مقابل حاضر نشد داراییهای خود را اعلام کند. دومین دفاع او این بود که دو سند از دریافت املاک نجومی جهانگیری و روحانی را به مردم نشان دهد تا اثبات شود؛ «رطب خورده نمی تواند منع رطب کند!» و در دوران دولت اصلاحات و سازندگی بر املاک نجومی چه گذشته است! جهانگیری و روحانی پس از اینکه نتوانستند به اهداف خود در دیو نشان دادن رقیب برسند، به بیانیه خوانی روی آوردند در این بیانیه خوانی نسبتهایی به رقیب دادند که فقط ادعا بود، سند نداشت. آنها توقع دارند مردم ادعاهای بدون سند او را بپذیرند و ادعاهای با سند قالیباف و میرسلیم را دروغ و بداخلاقی بدانند. البته روحانی طرفداران پروپاقرصی دارد که هر حرف بیسندی را از او میپذیرند . اما کسانی که داوری، عدالت و انصاف را مبنا می دانند، نمیتوانند ادعاهای بدون سند او را بپذیرند. آنان که در داوری خود نسبت به مناظرهها میگویند ما نتیجه گرفتیم هر دو طرف فاسد هستند، باید پیش خدا حجت داشته باشند. پاکدستی حاکمان امروز یکی از مؤلفههای حکومت خوب است، اگر جهانگیری و روحانی بر این سبیل گام بر می داشتند نباید از اعلام دارایی خود استنکاف میکردند. امروزه در نظامهای پیشرفته هیچ دولتمردی از داشتن و اعلام دارایی و ثروت خود خجالت نمیکشد. چرا رئیسجمهور و معاون اول او از اینکه یک مطالبه عمومی در این انتخابات پیدا شده که بدانند دارایی حاکمان چقدر است، پاسخ مثبت نمی دهند و آن را نوعی فریب کاری قلمداد می کنند. چرا دستگاه قضا نجابت می کند از اینکه فرآیند رسیدگی به اتهامات برادر رئیس جمهور به طور علنی وفق اصل 165 قانون اساسی صورت گیرد - از خوف اینکه آسیب به رای روحانی بزند - پرهیز میکند؟ نتیجه این نجابت این می شود که رئیس جمهور جرأت می کند کارکرد قضا حتی در دوران امام (رحمة الله علیه) را زیر سوال ببرد و به محاربان و معارضان نظام و به قاچاقچیان مواد مخدر و ... که طی چهار دهه گذشته گرفتار عدالت و مجازات بودند در میتینگ همدان یک حالی بدهد. این انتخابات میگذرد. باید دید اخلاق چیست؟ رقابت اخلاقی کدام است و «دُز رقابت» را چگونه باید تنظیم کنیم که دشمنان داخلی و خارجی نظام در شکاف رقابتهای انتخاباتی لانه نکنند و نامزدها هم طمع به رای آنها نورزند؟ راه حل این معضل این است که فارغ از اینکه چه کسی رای میآورد و یا نمیآورد، هر کسی که مرتکب دروغ، تهمت، اهانت و تشویش اذهان شده است در محاکم قضائی پاسخگو باشد و مسئولیت قول و فعل و تقریر خود را در انتخابات بپذیرد. باید مردم بدانند مرز بین پروندهسازی و پرونده داشتن چیست؟ اگر کسی میلیاردها تومان پول بیتالمال را جابجا کرده باشد نباید به بهانه اینکه برای او پروندهسازی شده از چنگال عدالت با تکیه بر قدرت سیاسی و ثروت غارت شده بگریزد. اگر هم دست او پاک بوده به بهانه پرونده داشتن نباید آبرو و حیثیت او برود و باید از او ادعاده حیثیت شود. روز جمعه مردم به پای صندوق رای میآیند و رئیس جمهور خود را تعیین می کنند . اما این رای به معنای این نیست اگر منتخب او دروغی گفته، مالی را به ناحق تصاحب کرده، او گناهکار یا بیگناه است، یک دادگاه صالحه و یک قاضی عادل باید مردانه با بررسی ادله و ادعاها و اسناد مثبته حکم کند که او مجرم است یا نیست. مرز بین اخلاق و حقوق را مبانی اسلام و مبانی حقوق اساسی تعیین می کند نه چیز دیگر. دولتی که یارانه را مصیبت عظما میدانست و خزانه را خالی، در آستانه انتخابات یارانههای قطع شده را وصل کرد! آیا از این فعل دولت بوی دروغ و فریب نمیآید؟ امروز دستگاههای دولتی رسما به ستاد انتخاباتی روحانی تبدیل شدهاند و وزرا راه افتادهاند در شهرها مبلغ و مروج روحانی هستند و معاون اول وی هم که به عنوان مکمل تبلیغ او در صحنه انتخابات ظاهر شد . این رویکرد را می شود قانونمداری تلقی کرد؟! |
|||
|
|
۱۹:۱۳, ۲۷/اردیبهشت/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/اردیبهشت/۹۶ ۱۹:۱۴ توسط MohammadSadra.)
شماره ارسال: #50
|
|||
|
|||
|
نقدی بر اظهارات آقای روحانی در خرم آباد آقای روحانی! " نمی گذاریم" یا " نگذارید"؟ عباس سلیمی نمین */27 اردیبهشت96
انتخابات اصیل ترین و قابل اتکاترین معیار برای حفظ جریانی در قدرت یا جابجایی قدرت و تبدیل جریانی که اکثریت را در یک دوره کسب کرده به اقلیت و متقابلاً قرار دادن اقلیت در موضع اکثریت است. بنابراین کسب اکثریت با تعویض قدرت از جانب مردم امری کاملاً ناپایدار است. از این روست که همگان معتقدند لازمه دمکراسی اکثریت شدن اقلیت و اقلیت شدن اکثریت به حساب می آید. لذا هر اقدامی از سوی اکثریت برای سد کردن راه صعود اقلیت مخاطره آمیز خواهد بود.
آقای دکتر روحانی در سفر انتخاباتی خود به خرم آباد گفت:" نمی گذاریم گروهی اقلیت بر افکار اکثریت مردم حکومت کند." (روزنامه جمهوری اسلامی، دوشنبه 25/02/96، ص3)در آستانه برگزاری انتخاباتی که میتواند رأی مردم آقای روحانی را از موضع اکثریت بیندازد، "نمی گذاریم" از چه موضعی است؟ آیا از موضع یک گروه سیاسی است یا از موضع جایگاه رئیس جمهور مستقر؟ هر چند در ایران دولت ها در بالاترین سطح و سایرین در سطوح پایین تر نمی توانند در روند رأی دهی مردم و صیانت از آن مداخله کنند اما این نگرانی وجود دارد که ساختار دستگاه برگزار کننده انتخابات یعنی وزارت کشور و نیروهای اجرایی آن یعنی استانداران، فرمانداران، بخشداران، دهداران و ... "نمی گذاریم" را "نگذاریم" دریافت کنند. در این صورت آیا با فضاسازی قادر به تأثیرگذاری در انتخابات نخواهند بود. برای نمونه چند هفته ای است که شنیده می شود برخی بخشداران و دهداران با مراجعه به روستاییان و کدخداهای آنان این گونه عنوان می دارند که به طور مسلم آقای روحانی رأی خواهد آورد. بنابراین اگر شما به ایشان رأی ندهید و این امر در شمارش آرا مشخص شود در دولت آینده به روستاهایی که به این دولت رأی نداده اند امکانات و تسهیلات داده نخواهد شد. این نوع فضاسازی ها میتواند با این جمله رئیس جمهور مستقر در این روزهای پایانی به رأی دهی تشدید شود. جناب آقای روحانی می بایست به این واقعیت توجه کنند که ایشان علاوه بر نامزد ریاست جمهوری دولت دوازدهم بودن شأن ریاست جمهوری مستقر را نیز داراست اظهاراتی از این دست می تواند راهگشای برخی تخلفات انتخاباتی از سوی کسانی شود که بقای قدرت خود را در بقای ایشان می بینند. ایشان طبعاً از این جمله ی آقای روحانی نوعی احساس نگرانی را استنباط خواهند کرد. آیا این نگرانی نمی تواند بر رفتار مجریان انتخابات آثار سوئی داشته باشد و بیطرفی ها را نقض کند؟ بنابراین علاوه بر ضرورت پایبندی به اصول دموکراسی در جابجایی قدرت، نمی بایست با ایجاد تشویش از آینده شغلی زمینه ساز برخی فضاسازی ها شد. *مدیر دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |









