|
(B+)نامه ی سرگشاده برای اعضای محترم تالار
|
|
۴:۰۹, ۲۱/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۶/دی/۸۹ ۱۲:۵۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمان الرحیم از خداوند متعال تقاضا دارم که به غربت آقا امام زمان، فرج شریفش را قریب گرداند و به این نوشتار برکت عطا فرماید. سلام بر همه محبانِ منتظر، راستش رو بخواهید اگه با خودمون روراست باشیم همونطور که هممون میدونیم آقا صاحب الزمان منتظر ما هستند و من همیشه شرمندم که چرا هوای نفسم رو بعضی وقت ها به نزدیک شدن به آقا ترجیح می دم. برم سر اصل مطلب: ببینید رفقا الآن قرنهاست که از گلایه مولا علی از ما طرفداران حق می گذره که ما چرا این قدر پراکنده ایم بر سر کلام و هدف حق خود، در برابر یکپارچگی و اتحاد اهل باطل . هماهنگی و یکصدایی اهل باطل و در عین تفرقه و جدایی و حرکت پراکنده اهل حق و حقدوستان شاید مهمترین عامل رشد و پیشروی و گسترش باطل در دنیا باشه. بالاخره به قول خداوند: یدالله مع الجماعه رفقا ما کم نیستیم اما آن طور که باید با هم نیستیم، هماهنگ نیستیم هر کسی یا گروهی، گوشه ای به تنهایی داره زحمت میکشه، ولی ما تا یدِ واحد نشیم ، فعالیت هامون شاید در برابر جبهه هماهنگ شیطان اثر لازم رو نداشته باشه. ما نیاز داریم باهم باشیم و با همکاری و همفکری پیش بریم و این اتفاق همون چیزی هست که شیطان قرنهاست که تلاش میکنه رخ نده. در این برحه ی بسیار حساس تاریخ از همه شما محبین حق دعوت میکنم که برای ادامه راه به هم بپیوندیم و با همفکری و همکاری ، جبهه ای هماهنگ تحت عنایت ویژه خداوند تشکیل بدیم وجریانی قوی به وجود آوریم تا انشاءالله آقا صاحب الزمان را خوشحال کنه که خدا میدونه نشاندن گل لبخند بر لبان یوسف زهرا چه لذتی داره و چه توفیقیه. با توجه به آیات و روایات، برای محقق شدن امر ظهور، دو اتفاق مهم و اساسی باید در عالم رخ دهد. اول: کل مردم دنیا، هر کس هرجا که هست باید از اون مدل زندگی که داره خسته بشه، در حقیقت باید به پوچی و باطلی و ناکارامدی اون مدل زندگی که داره پی ببره. این در حقیقت مرحله لا اله هستش که مقدمه ظهور کلمه الله است.مردمِ عالم به دو طریق به این شناخت می رسند،یا خودشون به تجربه این پوچی و ناکارامدی رو می چشند و یا عده ای باید اونها رو آگاه کنند و همچنین ریشه های این مسئله رو برای مردم بشکافدند و ردپای شیطان و حزبش رو در به وجود آوردن این مدل زندگی که جهانی شده بنمایانند و یگانه راه خلاصی و نجات از این وضع را هم نشان دهند یعنی در یک کلام یک جنگ نرم جهانی که نتیجه اش برای مردم تبیین حق از باطل باشه. دوم: یه عده انسان باید به وجود بیاد که تا امام زمان لب ترکنند برای انجام شدن امرشون با هم مسابقه بگذارند، یعنی در یک کلام آقا صاحب الزمان فداییِ با بصیرت می خواهند، امام زمان یه عده بنده ی موحدِ متٌقی می خواهند. و ما برای خودسازی و تمرین بندگیِ خدا شدیداً نیاز به باهم بودن داریم. یعنی دوستی کنیم با هم برای رضای خدا و در بستر این دوستی، در راه بندگی خدا به رشد برسیم. به قول مولامون آقا امام زمان:اگرشیعیان ما که خداوند آنها را به اطاعت و بندگی خویش موفق بدارد در وفای به عهد و پیمان الهی، اتحاد و اتفاق میداشتند و عهد و پیمان را محترم میشمردند، سعادتِ دیدار ما به تأخیر نمی افتاد و هر آینه به سعادت دیدار ما نائل می شدند. طبق بیان مولا، علت جدایی ما از ایشان، عدم طاعت و بندگی شایسته خدا و همچنین عدم اتحاد و اتفاق و همبستگی مان است . پس رفقا و برادران ما از همه شما حق دوستان دعوت می کنیم تا برای نیل به این اهداف و حرکت هماهنگ و هم افزایی و در راستای اطاعت امر آقا امام زمان که در حدیث آوردیم و هم فکری و.... متحد و متفق شویم به کوری چشم شیطان و حزبش. در صورتی که پاسخ شما به این دعوت یا علی است، اعلام آمادگی خود را در زیر این نامه اعلام نمایید و منتظر اطلاعیه ی بعدی این حقیر باشید خدایا به حق فرق شکافته،پهلوی شکسته،جگر پاره پاره،و آن سر بریده ما را به راهی که مورد رضای توست سوق بده. فرشتگان فریاد برآوردند و گفتند: ای پروردگار، این حسین برگزیده ی تو و پسرِ دخترِ پیغمبر توست که اینچنین ... خدای سایه ی قائم را به آنها نشان داد و گفت: به این انتقام می کشم خون او را. اللهم عجل لولیک الفرج یا علی التماس دعااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا. از مدیریت تالار تقاضا دارم در صورت امکان این پست را به قسمت امام زمان و وظایف منتظران انتقال دهند باتشکر |
|||
|
| آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۲۱:۴۸, ۲۵/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۸۹ ۱:۲۳ توسط محسن1979.)
شماره ارسال: #21
|
|||
|
|||
|
بسم رب الحسین(علیه السلام)
سلام به همه دوستان عزیز و محترم ممنون از برادرم بیداری اندیشه بابت رویکردی که در موضوع دارن که وحدت آفرینه و می تونه جمع رو به مسیره مناسبی پیش ببره و ما رو از کثرت موضوعات به وحدت برسونه. اما راهکار پیشنهادی: مواردی که اشاره کردید مثل الگوی پوشاک و تغذیه و طب و صنعت و هنر و علم و... همگی رو میشه تحت عنوان تمدن جمع کرد. تمدن مجموعه ایست از تمامی این موارد که فرموده بودید که از زیربنایی ترین مولفه ها مثل معرفت دینی، جهان بینی، انسان شناسی، فلسفه اخلاق فلسفه علم ... تا سبک پوشاک و مسکن و روابط اجتماعی رو در بر میگیره. به نظر میرسه که رسیدن به تمدن نوین اسلامی می تونه عنوانی برای هدف باشه. از اینجا دیگه موضوع سنگین میشه و کار امثال بنده بی سواد و ضعیف نیست و بهترین کار به نظرم مطالعه و دسته بندی دیدگاههای بزرگانیه که راجع به این هدف یعنی تمدن نوین اسلامی نظرات و راهکارهایی دارند. البته یه کار هم در تخصص ماهاست و اونم تلاش برای اجتماعی سازی موضعه. یعنی همون حدی که از بدی سیستم غرب و خوبی چهره حیات طیبه و تمدن نوین اسلامی فهمیدیم به جامعه بگیم و برای این کار هم باید جمعی و با برنامه و نقشه عمل کنیم.(کلی کار میشه انجام داد از مقاله و یادداشت نویسی و راه اندازی سایت شبکه منتظران تا ساخت مستند و موسیقی و اردوهای فکری معنوی و...) ولی در کنار این باید به مطالعه دیدگاههای موجود در ایران اسلامی و جهان اسلام راجه به تمدن سازی اسلامی بپردازیم و با بررسی و نقد اون دیدگاهها با کمک خود صاحب نظران و اندیشمندان پیش بریم. . |
|||
|
|
۰:۱۶, ۲۶/آذر/۸۹
شماره ارسال: #22
|
|||
|
|||
|
لطفا در مورد "تمدن نوین اسلامی" و ریشه ها و اصول آن بیشتر توضیح دهید
و لطفا کنید آدرس جمله امام خمینی در مورد تمدین نوین اسلامی را نیز بدهید تا مشخص شود که منظور ایشان از بیان این جمله چه بوده است. |
|||
|
|
۱:۳۰, ۲۶/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۶/آذر/۸۹ ۱:۳۳ توسط محسن1979.)
شماره ارسال: #23
|
|||
|
|||
|
سلام به برادرم محمد
من این جمله رو از یکی از دوستام شنیده بودم و مطلبی که بیان کردم و عنوانی که برای بحثامون پیشنهاد کرده بودم یعنی تمدن نوین اسلامی ربطی به این جمله نداشت. و این برای من خوب نبود و سوال شما باعث شد که دو تا مطلب رو متوجه بشم. اول: این جمله از امام خامنه ای هست که در سال 87 و پیام حج فرمودند. دوم: چقدر حرف در ادامش هست که فقط خوندنش انگیزه انسان رو مضاعف میکنه. صلابت رو میشه تو تک تک کلمات دید.پس من حرفی نمی زنم و دعوت میکنم تا از خوندن متن لذت بیریم: ا نقل قول:گر امت اسلامی در دو قرن گذشته دچار فروپاشی و هزيمت در برابر تمدن مادی غرب و مكتبهای الحادی از هر دو نوع چپ و راست آن بود، اكنون در قرن پانزدهم هجری اين مكاتب سياسی و اقتصادی غربند كه پای در گِل و دچار ضعف و فروپاشی و هزيمتاند و اسلام با بيداری مسلمانان و بازيافت هويّت خويش و با مطرح شدن انديشهی توحيدی و منطق عدالت و معنويّت، دور تازهئی از شكوفائی و عزت خويش را آغاز كرده است. |
|||
|
|
۱۷:۳۸, ۲۷/آذر/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۲۷/آذر/۸۹ ۱۷:۵۱ توسط علی 110.)
شماره ارسال: #24
|
|||
|
|||
|
سلام دوباره
ببینید دوستان و یا علی گویان برای انجام دو روی کرد اصلی که در نامه به آن اشاره کردم یعنی آگاه کردن عمومی و خودسازی برای آمادگی فدایی با بصیرت شدن نیاز به علم و عمل داریم در قسمت علم نیاز به مطالعه داریم والا حقیر هر جا بحث مطالعه رو مطرح کردم یه دفه گفتگو تمام شد آقا اگه پایه کار هستید بسم الله برای مطالعه هم نیاز به معرفی منبع داریم با ذکر دلیل که چرا این منبع معرفی شده و محاسن و مزایایش نسبت به سایر منابع چیست و بعد باید ضرورتش ذکر شود قبل از اون نیاز هست که دوستان یه سری از مطالب مهم تالار رو بخوانند تا یه سری از مطالب که مطالب پایه ای و مهم هست رو همه بدونیم حقیر مقالاتی رو که با عنوان مقاله ویژه در تالار قرار میدم از این قبیل است که مطالب بسیار مهم و حیاتی و مورد نیاز و راهبردی رو که به نظرم میرسیده توش سعی کردم جمع آوری کنم اما نیاز داریم به گروه های مطالعاتی و بعد یه سری منشور های عملی منتها عجالتاً من نمیدونم آیا واقعاً کسی پایه کار هست بابا امام زمان منتظرند ، البته حقیر کوچیک همه دوستان هستم ولی یه پایه هم باشه برای شروع برای من کفایت میکنه بیداری اندیشه، جوینده حق، elenor، zarati، محسن 1979،oodavudoo،احیا،mahdy2021،gauded،ramin_gh،مسافر،mosafer،mohammad،مهدی،asier ، anti666،hamed،the arrivell،saeed_kosar،naji.eslam،یکدوست ، zohur12،سلمان و.... هل من ناصر ینصرنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!! البته توی رودر بایستی گیر نکنید خدایی نکرده آزادانه و بی رودربایستی اگه فکر میکنید باید چنین کاری انجام بشه ... تا یار که را خواهد و میلش به که باشد |
|||
|
|
۱۱:۱۳, ۲۸/آذر/۸۹
شماره ارسال: #25
|
|||
|
|||
|
سلام دوباره
اولاً من کوچیک تمام رفقای تالار هستم دوماً دوستان من که نمیتونستم 400 اسم رو بگذارم اونجا اگه دلخور شدید ببخشید اما برم سر اصل مطلب در اولین گام من دو درخواست دارم یکی در زمینه ی عمل یکی هم در زمینه علم اما در عمل ، دوستان از همه یا علی گویان تقاضا دارم اهتمام ویژه به نماز اول وقت داشته باشیم البته من این حرف رو بیشتر برای خودم میزنم وگرنه دوستان ان شاالله که همه اهل نماز اول وقتند اما شدیداً نیاز داریم به مقید شدن به نماز اول وقت که مهمترین نشانه شیعه هست، در حدیث آمده که شیعیان رو در دو زمان میتوان شناخت یکی در وقت اذان و دیگری در هنگام وفای به عهد و قولی که داده اند بدون نماز اول وقت اصلاً جایی در کفشداری آقا امام زمان هم نمیتونیم پیدا کنیم بعد از این نیاز داریم به مهار کردن چشممان و زبانمان ، باید این دو عضو رو شدیداً تحت کنترلمان در بیاوریم که بسیاری از بدبختی های ما از این رهایی این دو عضو نشات میگیرد البته باز هم من به خودم نگریستم وگرنه انشاالله که دوستان کارشون درسته و سومین مرتبه عملی که درخواست دارم که یا علی گویان به آن اقدام کنیم اینه که در زندگی روزمره آنچه برای خود میپسندیم برای دیگران هم بپسندیم و آنچه برای خود نمی پسندیم برای دیگران هم نپسندیم یک مثال ساده: سوار تاکسی هستی می خوای کرایه رو بدی اگه دوتا پول داری یکیش نو هست و اون یکی کهنه پول نو رو بده به راننده نه پول کهنه اما بخش علم و آگاهی : به همه دوستان و یا علی گویان پیشنهاد میکنم که کتاب گرانسنگ و ارزشمند اسرار الصلاة تألیف عالم ربانی آیت الله میرزا جواد آقا ملکی تبریزی رو شروع به مطالعه اش کنند حقیر خودم زندگی ام را به قبل از خواندن این کتاب و بعد از خواند این کتاب تقسیم میکنم علاوه بر تمام موضوعاتی که در این کتاب در مورد نماز و مسائل وابسته به آن مطرح کرده عمیق ترین و ارزشمند ترین مطالب توحیدی و معرفت شناختی که هر موحد باید بداند در این کتاب وجود دارد البته این کتاب رو در بخش معرفی کتاب معرفی کردم که مطالب را عیناً اینجا هم نقل میکنم من امیدوارم تا یار که را خواهد و میلش به که باشد معرفی کتاب اسرار الصلاه تألیف آیت الحق جناب میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ابتدا نظر برخی از بزرگان را درباره ی شخصیت و آثار ایشان نقل میکنم : علامه طباطبایی با عناوینی چون حجت الحق و پیشوای طایفه از ایشان یاد می کنند و بلندای شخصیت ایشان را با هیچ مقیاسی قابل اندازه گیری نمی دانند امام خمینی رحمت الله علیه هم در باره ایشان و آثارشان می فرمایند : و از کتب علمای معاصر، کتب عالم جلیل القدر حاج میرزا جواد آقا ملکی تبریزی را مطالعه کن ... اما نظر این حقیر درباره ی کتاب اسرار الصلاه من خودم زندگی خود را به قبل و بعد از مطالعهی کتاب اسرار تقسیم میکنم. نمیدونم چرا ولی مقارن با مطالعهی کتاب در خود احساس تحول و شوقِ بندگی خدا را مییافتم. این کتاب مطالب جامع و بسیار کلیدی در بارهی هر موضوعی که به نماز مربوط میشود را در بر دارد از اسرار و آداب وضو و طهارت تا چگونگی توبهی حقیقی و فضایل دوستی و دشمنی برای خدا و اسرار اعمال و اذکار نماز و ... بعد از خواندن کتاب، دیدگاهم نسبت به بسیاری از واجبات و مستحبات و حرامهای خدا تغییر کرد و به دستگاه معرفت شناختیِ من و نوع نگاهم به هستی و خالق و مخلوقاتش دگرگون شد و به من نشان داد که یک موحد چرا و چگونه باید بیاندیشد و عمل کند؛ خلاصه در زندگی من تأثیر شگفتی نهاد. آوردن چند پاراگراف از فرازهای ارزشمند و پر محتوای کتاب : یکی از فرازهای بسیار اثر گذار کتاب اسرار الصلاة تألیف میرزا جواد آقا ملکی تبریزی: ... تا اینکه در فلان شب یکی از بندگان محتاجم را به در خانهی تو فرستادم و او از آنهمه نعمتها که به تو ارزانی داشته بودم اندکی را طلب نمود، و قبل از آن به تو خبر داده بودم که اگر به چنین کسی چیزی بدهی در حقیقت به من وام دادهای و من هستم که از تو میگیرم و در وقتی که از هر حال نیازمندتر باشی بتو باز خواهم گردانید، و اگر او را برانی و دست رد به سینهاش زنی، در حقیقت خواستهی مرا رد نمودهای، و تو با علم به همهی این امور او را از خودت راندی، و نعمت مرا کفران نمودی و با دست خالی از نزد تو بازگشت و شب را گرسنه به روز آورد، ای بندهی من برای چه تقاضای مرا رد نمودی و به من قرض ندادی؟!! آیا ترسیدی که من بی چیز شوم ویا از آن بیم داشتی که خیانت کنم و به وعدهام وفا ننمایم؟ بندهی من چگونه با بندگان من داد و ستد داشتی ولی از معاملهی با من سر باز زدی، چگونه بود که من نزد تو از همهی مخلوقات و بندگانم بیمقدارتر بودم و.... یکی دیگر از فرازهای بسیار زیبا و اثر گذار کتاب اسرار الصلاة : و سزاوار است که بر آنچه از عمرش گذشته بیاندیشد و ببیند آن مقدار از عمر را که از کف داده با همهی لذات و خوشیهایش و درد و رنج هایش سپری شده، نه از آن لذتهای بالفعل چیزی مانده و نه از آن درد و رنجها اثری، بلکه آنچه باقیمانده تبعات اعمال ناپسند و اجر پاداش کارهای نیک اوست، از آن گذشته آنچه از عمر باقی مانده نمیتوان به آن اعتماد نمود چه بسا صبحی که آدمی آن را به شب نرساند، و چه بسا شبی که هنوز به پایان نرسیده عمر آدمی در آن بهآخر میرسد. پس ... یکی دیگر از فرازهای بسیار زیبا و اثر گذار کتاب اسرار الصلاة : اما تکبیر نماز، در آن مطالبی است: مطلب اول در کیفیت این عمل، که میبایست با اول تکبیر دستها بلند شود و با تمام شدن تکبیر بالا بردن دستها هم تمام شود و باید در هنگام بالا بردن کف دستها رو به قبله باشد و بهتر این است که سر انگشتان هنگام بلند کردن تا محاذی گوش برسد. اما بیان آنچه مقصود از این عمل است و آن عبارت است از تبری و بیزاری جستن از هر شرک و شریکی و از هر چه که مشرکان قائل به آن هستند و ثمرهی آن، برائت جستن در پیشگاه خداوند متعال از همهی گناهان و معاصی خود و از عذاب جهنم و آتش آن است... مطلب دیگر اینکه: آنگاه که تکبیر گفتی آنچه که بین خاک و افلاک قرار دارد همه را کوچک شمار کبریاء و بزرگی او را سرامد همهی اینها بدان، چرا که ذات اقدس حق هرگاه به قلب بنده نظر کند که در حالی که تکبیر بر زبان دارد قلبش از حقیقت آن تکبیر روی گردان است میفرماید: ای دروغگو آیا مرا فریب میدهی؟ به عزت و جلالم یاد خودم تو را از حلاوت یاد خودم محروم میگردانم و از قرب و نزدیکی با خویش تو را محروم میسازم، و سرور و شادمانی مناجاتم را به تو نچشانم. پس قلبت را در هنگام نماز در بوتهی آزمایش در آور اگر که حلاوت یاد خدا را در آن یافتی و ... بدان که ذات اقدس حق تو را در تکبیرت تصدیق نموده است، و الّا اگر چنین نبود و سلب لذتی که برای مناجات با خدا هست و ... را در خود دیدی، این امر دلیل تکذیب تکبیر تو از ناحیهی ذات اقدس حق و طرد و دور ساختن تو از باب اوست. ... بهتر آن است که انسان قصد و نیتش از تکبیر، این باشد که ذات اقدس حق بزرگتر از این است که به وصف آید(الله اکبر عن یوصَف). |
|||
|
|
۱۴:۴۸, ۳۰/آذر/۸۹
شماره ارسال: #26
|
|||
|
|||
|
اگر خدا توفیق می داد و خودمان همت می کردیم و عملی می شد... که دیگر غمی نداشتیم. مخصوصا در باب کنترل زبان...
علامه حسن زاده آملی چه زیبا در باب دوازدهم اشعار دفتر دل سروده اند: .... 25- بخوانم از برايت داستانى كه پيش آمد براى من زمانى 26- شبى در ابروى خويش بستم به كنج خانه در فكرت نشستم 27- فرو رفتم در آغاز و در انجام كه تا از خود شدم آرام و آرام 28- بديدم با نخ و سوزن لبانم همى دوزند و سوزد جسم و جانم 29- بگفتند اين بود كيفر مر آنرا رها سازد به گفتارش زبانرا 30- چو اندر اختيار تو زبانت نمى باشد بدوزند اين لبانت 31- از آنحالت چنان بيتاب گشتم كه گويى گويى از سيماب گشتم 32- زحال خويش ديدم دوزخى را چشيدم من عذاب برزخى را ...... ...... |
|||
|
|
۲۱:۲۳, ۳۰/آذر/۸۹
شماره ارسال: #27
|
|||
|
|||
|
سلام
به موضوع خوبي پرداختيد. ولي به نظرم هم متن نامه و هم صحبت هاي دوستان خيلي كلي است. در اينكه بايد اتحاد و انسجاممان را تقويت كنيم يا اينكه در درجه اول خودسازي مهمه و ... شكي نيست. ولي ما بايد روي راه حل هاي عملي و كاربردي براي رسيدن به نظم تشكيلاتي و منسجم كردن جبهه حق كار كنيم.(مثلا صحبت آقاي علي110 نمونه يك راه حل عملي و كاربردي بود كه البته باز هم جاي كار داره) شرط اينكه خودمون وارد دور باطل نشيم اينه كه ببينيم قبلا چه كارهايي در اين زمينه انجام شده.چون يكي از همين ضعف هاي تشكيلاتي ما اين هست كه گاهي زحمت و رنجي رو براي يه كاري متحمل ميشيم و كلي انرژي صرف مي كنيم غافل از اينكه كار قبلا توسط گروهي از دوستان انجام شده و لقمه حاضر و آماده ست و فقط كافيه ما ازش استفاده كنيم. از جمله كساني كه روي اين موضوع خيلي زحمت كشيدند و مي كشند آقاي وحيد جليلي هستن كه نقدها و پيشنهادهاي خيلي جالبي هم دارن.براي شروع مقاله "آسيب شناسي فرهنگي نيروهاي انقلاب" از ايشون رو پيشنهاد ميكنم. چيزي كه ناراحت كننده ست اينه كه ايشون اين حرفا رو سال 79 زدن و هنوز... http://www.asemanbook.com/printable.php?productID=162 http://www.edalatkhahi.ir/Jozavat/motale...rhangi.pdf كمي در فضاي دانشجويي هست ولي براي همه واقعا مفيده پيشنهاد مي كنم حتما بخونيد. البته حرف هاي خوب در اين مورد زياده و بعضا بسيار تخصصي و پخته هم هستند. ولي حسن اين مقاله اينه كه براي همه ساده،كاربردي و قابل اجراست. چون من كمي تازه وارد هستم و هنوز شناخت زيادي از اعضاي گروه ندارم. همين طور امروز 10 فرمان تشكيلاتي شهيد بهشتي رو ديدم كه چون طولاني نيست همين جا ميارمش(به نقل از سايت جنبش عدالتخواه دانشجويي): سخنان شهید دکتر بهشتی دیدار با انجمنهای اسلامی سازمان بهزیستی کشور: برادرها و خواهرهائی که بار سنگین مسئولیتها را بردوش دارید و چشمها در انتظار نتایج تلاشهای بههمپیوستهی شماست، خوش آمدید! شماها در اقلیت هستید و دیگر نمیخواهیم تعارف بکنیم که اقلیت هستیم. شما اقلیت مؤمن میخواهید چه کار کنید؟ میخواهید بر ستون قدرت دولت تکیه کنید و بگویید بله، امروز دیگر دولت، دولت ماست؟ میخواهید بر ستون قدرت دولت پیروز انقلاب تکیه کنید و کارهایتان را پیشببرید؟ نظر ماها این است که شما یک اقلیتی باشید که تکیهکنید بر: ۱- ایمان هرچه قویتر به آرمانتان و به کارتان؛ نگذارید این ایمان در شماها خدای ناکرده پژمرده و ضعیف شود. این ایمان باید روز به روز تقویتگردد. ۲- برنامههای عملیای که درآن، تفوق و برتری کارکرد ساختار اسلامی و نیروهای مؤمن به چشم بخورد؛ باید بهگونهای باشد که خواهر مسلمان و برادر مسلمان ما که از یک همسن و همکلاسی و همرتبهی غیرمسلمانش در مقام عمل دینی صالحتر است، در مقام عمل اجتماعی نیز سودمندتر باشد. اگر عمل شما به حال مردم سودمند واقع شود، ماندنی خواهید بود. این بیان قرآن است. «فاما الزبد فیذهب جفاءً و امّا ما ینفع الناس فیمکث فی الارض» [کف میرود و آنچه برای انسانها سودمند است میماند. رعد/ آیه ۱۷] سودمندی بیشتر ما باعث پیروزی ماست. به همین جهت در خودسازی فردی و جمعی انجمنهایتان باید طوری برنامهریزی کنید که در صحنه خدمت به مردم بدرخشید؛ نه برای تعریف مردم بلکه برای خدا. ۳- ارتباطتان را قوی کنید؛ وقتی یک عده در اقلیت هستند، باید بکوشند تا به کمک ارتباطات گسترده، یک جمع بزرگتر شوند. وقتیکه همه یکجا جمع هستید، احساس دلگرمی و قدرت بیشتر میکنید. ۴- جذب عناصر جدید؛ گاهی دافعه خیلی قوی است اما جاذبه چندان قوی نیست. مسلمان، هم دافعه دارد و هم جاذبه. شما باید جاذبهتان زیاد باشد. باید کلامتان و رفتارتان چنان باشد که اطرافیانتان را یکی یکی جذبکنید. اصلاً باید برنامه داشته باشید برای جذب آنها. مبادا فکر کنید که اینهایی که با ما مخالف هستند دیگر کارشان خراب است و درستشدنی نیستند. خیر، انسان تغییرمیکند. خیلیها آدمهای خوبی هستند، میلغزند و بد میشوند. خیلیها آدمهای بدی هستند و در اثر ارشاد و معاشرت خوب میشوند. تعالیم اسلام یادتان نرود. اسلام میگوید تا آخرین لحظات حیات، درِ توبه باز است. ۵- انضباط؛ هر کار دستهجمعیای که انجام میدهید باید همراه باشد با انضباط تشکیلاتی. بچه مسلمانها به انضباط مقدار کمی بها میدهند. باید یک مقدار به انضباط بیشتر بها بدهیم. اما نظم فرعونی نه؛ زیرا نظم گاهی فرعونی و طاغوتی است. نظم ما باید الهی، سازنده و نورانی باشد. ۶- شناسایی و کشف استعدادها؛ کشف عناصر مدیر و به دردخور که بتوانند پستهای کلیدی و مؤثر را با لیاقت اداره کنند. گاه ما یک فرد متدین و خوبی را میگذاریم رأس کاری ولی چون تواناییاش ضعیف است، اثر بدی میگذارد. شما باید مدیرهای مومن و متعهد ۱۰ سال آینده را هم کشف کنید و هم بسازید. ۷- معلوماتتان را ببرید بالا در کنار مطالعات اسلامی؛ مطالعاتتان باید اسلامی باشد، فنی هم باید باشد. هر کدام از شما وظیفهی شرعیتان است که در هفته یک مقدار روی رشته خاص خودتان مطالعهی فنی کنید، طوری که کاردانی و کارایی فنی شما رو به افزایش پیگیر و مستمر باشد. ۸- شیوههای صحیح برخورد با دشمن و مخالف را یاد بگیرید؛ گاهی برادرها و خواهرها با جریانهای مخالف میخواهند برخورد کوبنده داشته باشند اما طرز برخورد آنها طوری است که در جامعه محکوم میشوند. شیوههای برخورد باید صحیح باشد. باید درباره این شیوههای برخورد بنشینید و تبادل نظر کنید. ۹- انتقاد از خویشتن؛ آیا هیچ وقت دور هم جمع میشوید بگویید این یک هفته نقایص و عیب کارم این بود. این کار را میکنید یا خیر؟ خوب، شروعکنید! هیچ اشکالی ندارد. «المؤمن مرآت المؤمن» یعنی چه؟ برادر و خواهر مسلمان باید آینهی یکدیگر باشند. آینه یکی از کارهایش این است که عیبهای آدم را میگوید. بنابراین هر هفتهای، دو هفتهای، یک ساعت دور هم بنشینیم با روی باز و گشادهرویی هر کسی اول عیبهای خودش را بگوید بعد آنهایی که جا میماند دیگران بگویند، بعد هم عیب جمعمان را بگوییم. ۱۰- امید کامل به آینده؛ هیچ مسلمانی حق یأس و ناامیدی ندارد. آدمهایی که ایمان به خدا ندارند آنهایی هستند که از گشایشآفرینی خدا در تنگناها مأیوس میشوند. انسانهای مؤمن همیشه باید امیدوار باشند. آنقدر قرآن و اسلام به ما تعلیم میدهد که نه با یک غوره سردیتان بشود و نه با یک مویز گرمیتان. -------------------------------------------------------------------------------------- اميدوارم مفيد بوده باشه. منم آمادگي خودم رو براي هر كمكي اعلام ميكنم. ان شاالله |
|||
|
|
۲۲:۵۷, ۳۰/آذر/۸۹
شماره ارسال: #28
|
|||
|
|||
|
سلام
دوستان ، صمیمیت و هم فکری سایت خیلی کمه...من سعی کردم با ایجاد تاپیک "معرفی اعضای سایت" کمی این مسئله رو کمرنگش کنم ولی نتیجه واقعا ناامید کننده بود ..اگر یه نگاه به فیلم شهیدان دفاع مقدس بندازیم متوجه می شید از کدوم صمیمیت و شور و حال حرف می زنم .. این لباس مدرک و دانشمندی و مدیریت رو بکنیم بندازیم دور.. به خدا اینجوری پیش بریم از قافله عقب می مونیم دوستان...بیایید کمی افتاده باشیم مثل حضرت علی (علیه السلام) مثل شهید باکری مثل شهید چمران..هممون کم و بیش مدعی هستیم..نمونش همین انتقادهای تند دوستان .. آقا مگه سرباز نیستیم مگه نشانه ادب این نیست که خودت رو حقیرتر از دیگران ببینی پس این همه غرور و تکبر و تفرقه چیه؟مگه کتاب نداریم مگه هدایت نشدیم..فرض کنید اینجا میدان جنگه ، یکی قهر می کنه یکی امتیاز منفی می ده (حتما تو میدان جنگ هم بجای دشمن ، خودی رو می زنه) یکی می گه حرف حرف منه و غیر خودش کس دیگه ای رو قبول نداره و... دوستانی که تازه عضو شدن هم از همه کم لطف ترند. |
|||
|
|
۱۵:۲۰, ۷/دی/۸۹
شماره ارسال: #29
|
|||
|
|||
|
خوب یا علی گویان و کسانی که در این پست درخواست کار عملی کردید و موافق طرح کلی بودید
در بخش معرفی کتاب اولین گروه مطالعاتی کار خود رو آغاز کرده و یا علی گویان و موافقان میتونن به این گروه بپیوندند کار با مطالعه ی کتاب انسان و ایمان شروع شده و pdf کتاب هم در دسترس همه هست خواهشاً اگه خواستید در مباحث شرکت کنید حتماً قبلش خود کتاب رو مطالعه بفرماید |
|||
|
|
۱۵:۵۸, ۷/دی/۸۹
(آخرین ویرایش ارسال: ۷/دی/۸۹ ۲۰:۰۵ توسط ضد ماسون.)
شماره ارسال: #30
|
|||
|
|||
|
به نظر من اين اختلافها كم كم حل ميشه چون همه دارن به صحبتهاي علي 110 ميرسند و به خاطر اين كه تازه اين تالار دو سه ماهه راه افتاده اين اختلافها عاديه.دوستان مردم ايران در دل باهمند ولي در زبان نه.كم كم داره اين ميسر ميشه كه مردم در دل و زبان باهم يكي باشند.
دوستان من هم هستم.به اميد يكپارچگي ملت ياعلي |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |
|
|
|||||
| موضوع: | نویسنده | پاسخ: | مشاهده: | آخرین ارسال | |
| حقوق ماهیانه اعضای این تالار چقدر است؟ | عبدالرحمن | 15 | 6,427 |
۲۵/مهر/۹۲ ۳:۰۵ آخرین ارسال: ترنم |
|











