کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 15 رای - 3.6 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
سریال ساختمان پزشکان
۱۸:۰۸, ۷/تیر/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۷/تیر/۹۰ ۲۳:۴۷ توسط akhevi.)
شماره ارسال: #1
آواتار
اشاره "ساختمان پزشکان" به سوژه های مبتذل

نویسنده وبلاگ منتظر با بیان نمونه هایی تاکید دارد که سریال ساختمان پزشکان که از شبکه سوم رسانه ملی پخش می شود، روی فارسی وان را سفید کرده است.
به گزارش وبلاگستان مشرق، امین هاشمی در مطلب اخیر وبلاگ "منتظر" نوشت: از روز اولي که سريال ساختمان پزشکان شروع شد احساس کردم سبک زندگي يا همون Life Style اين فيلم با خانواده هاي ايراني نمي خونه . همون شب هاي اول شاخ در آوردم .چيزي که اين سريال بر روي اون اصرار داره : اشاره غيرمستقيم به زنا !

مثلا اگر توي فيلم دقت کرده باشيد هميشه وقتي نيما و نازنين توي خونه هستند يا وقتي يکي تنها توي خونه است برادر نيما يا مادر پدرش همينجور در رو باز مي کنند و ميان تو !

براي کساني که با مسائل فرهنگي سر و کار دارند روشنه که اين يک فاجعه است . يک فاجعه .

همون قسمت هاي اول اين سريال اگر يادتون باشه برادر نيما (يعني ناصر) از زندان آزاد شده و اومده بود خونه نيما . حالا چه جوري اومده بود ؟ نيما بيدار شد ديد ناصر نشسته توي خونشون داره يک چيزي مي خوره ! زن نيما هم توي اتاق ديگري خوابيده بود . حالا نيما ميخواست بره سر کار ولي ناصر اصرار داشت من مي خوام بمونم خونه و زن داداشم رو ببينم و نيما ميگفت حالا برو خونه ي بابا من شب اومدم بيا ببين ولي ناصر اصرار داشت بمونه توي خونه تا نازنين بيدار بشه و ببينتش . البته قربون صدقه هاي نازنين و ناصر در قسمت بعد و اينکه نازنين چقدر ايشون رو قبول داره هم در ادامه همين اصرار ها بود.

توي فيلم بارها و بارها نازنين توي خونه تنها بود و ناصر همينجور در رو باز کرد اومد تو . البته در قسمت هاي بعدي براي اينکه رد گم کنه نشون داد بقيه مانند مادر شوهر نازنين هم همينجوري ميان تو و مثلا راحت ميرن سر يخچال و مي خواست اين عادت بد رو نقد کنه !

يا بارها و بارها و بارها منشي خنگ دکتر نيما افشار از صحبت هاي عادي افشار و همکارش برداشت بد کرد که اينا مي خوان باهاش رابطه برقرار کنند و با گفتن جملاتي همچون واه واه ، اقا برو اون طرف تر وايسا ، ديگه چي؟ و ... فضاي طنزي به اين مسئله داد . در هر قسمت از اين برنامه اتفاقاتي رخ داده که انگار مردها به زن ها نظر دارند .

هر چي فيلم جلوتر مي ره اين لايف استايل شيطاني بيشتر رخ مي نمايد . مگر فارسي وان چه کرد که مردم ديگر بهش اقبال نکردند ؟ مگر فيلم هاي آمريکايي چه مي کنند ؟ اول با سبک زندگي مخاطب شروع مي کنند و آرام ارام در يک براندازي نرم سبک خود را جايگزين مي کنند .
چندي پيش و قبل از نمايش اين سريال در مورد توقف ساخت آن و بعد توضيح صداوسيما و اصلاحات زيادي که در اين فيلم صورت گرفته مطالبي منتشر شد که نشان از وجود اشکالات فراوان در اين فيلم دارد .

البته اين ايراد متوجه علوم انساني غرب زده ما است و تنها بخشي از زندگي سکولاري که متاسفانه روانشناسان امروزه به آن دامن مي زنند در اين فيلم نشان داده شده است . از رفتار و برخورد زننده افراد در اين فيلم (همانطور که اشاره شد) گرفته تا تصاوير و دکور و طرز لباس پوشيدن کاراکاتر هاي فيلم .

اصلا فکرش را نمي کردم تصوير فرويد منحرف را بر روي ديوار خانه قهرمان يک فيلم در صداوسيما ببينم حتي در يکي از قسمت ها نازنين به نيما گفت که مگر فکر کردي فرويد هستي ؟ من واقعا نميدونم تقديس فرويد با چه توجيهي در اين فيلم انجام مي شود ؟

وقتي در جلسه نقد اين فيلم يكي از حاضران در فرهنگسراي رسانه به تابلوي عكس فرويد در مطب نيما اشاره كرد مهراب قاسم‌خاني در پاسخ به آن گفت: نيما شخصيتي است كه مي‌تواند عكس فرويد را به ديوار اتاقش بزند و كاملا متضاد با آن عمل كند !!!!!!

واقعا چه توجيه خنده داري ...

همچنين عکسي از عروسي نيما و نازنين بر روي ديوار خانه نيما نصب شده است که نازنين با لباس عروس و نيما با لباس داماد در آن به چشم مي خورد . اما جالب است که نيما دستان خود را شبيه سگي که نشسته باشد جلوي سينه اش قرار داده. اين هم از همان تفکرات منحرفي است که متاسفانه در حال رسوخ کردن است و البته روانشناسي غربي با آن هيچ مشکلي ندارد .تفکري که بر رابطه اي جديد و ضد ديني بين زن و مرد اشاره داشته و حکومت زن بر خانه و مسائل زناشويي را تبليغ مي کند و سگ بودن مرد به نشانه ي فرمانبرداري او از زن نماد اين تفکر است .
همانطور که اشاره کردم سبک زندگي تنها به ارتباطات اعضاي خانواده با هم و با ديگران محدود نمي شود.

تمامي چيدمان وسايل خانه و تابلو ها و رنگ هاي به کار رفته جاي تحليل و نقد دارد . اگر دقت کرده باشيد در خانه و محل کار نيما افشار تصوير گورخر !!! روي ديوار نصب شده و قابهايي با تصاوير نامفهوم و رنگارنگ نيز وجود دارد . روي ميز هم دکورهاي عجيب و غريب وجود دارد . اگر بهانه بياورند که فيلم طنز است و تصوير گور خر در چيدمان خانه نيما به اين دليل وجود دارد چندان عقلاني به نظر نمي رسد . چرا که در قسمت هاي جدي خانه تصوير اسطوره نيما يعني فرويد نصب شده . همچنين در خانه پدر نيما (فريد) نيز تابلوهايي با تصاوير مينياتور و سنتي و همچنين تصاوير شکار رفتن فريد و سر حيواناتي که شکار کرده نصب شده پس اين فيلم طنز نمي خواهد هجو باشد . پس بنابراين دکور خانه نيما وفريد فضايي کاملا سکولار را در کنار رفتار ها به بيننده نشان مي دهد.

حالا بگذريم از تبليغ آيروبيک و مسخره کردن رابطه ايران با ونزوئلا و رئيس دفتر رئيس جمهور و افتتاح طرح هاي عمراني و ... در اين فيلم روانشناسي و طنز و مستهجن !

هر روز که از اين برنامه ميگذره به نيت سازندگان آن بيشتر شک ميکنم . بخش اصلي قسمت پريشب سريال (سه شنبه)بر اصرار و علاقه ي فريد و ناصر براي شرکت در جلسه دختران جوان در کافي شاپ بود . ديشب هم بارها و بارها به خانم دکتر جوان و عشق افراد خانواده از ناصر گرفته تا فريد به اون دختر اشاره شد.

طنزي که به لجن کشيده بشه همين ميشه. هيجان افراد خانواده وقتي خانم دکتر جوان و ادا و اطواري وارد ميشه: دوست نيما(هومن ملکي) از رفتن پشيمون ميشه . نيما که قبل از اين سعي مي کرد زنش رو نگه داره حالا ميگه پس چرا نميري برو ديگه! .

زنش هم ميگه من مي مونم تو نميتوني پذيرايي کني . فريد با صداي خانم دکتر و نازنين با يک آهنگ ملايم آرام ارام بيدار ميشه و وقتي دو تا خانم جوان رو بالاي سرش ميبينه ميگه من الان توي بهشتم ؟!!! . هومن که از رفتن پشيمون شده سريع مياد به خانم دکتر کمک کنه . ناصر هم مثلا به اين خانم علاقه مند شده و از باباش (فريد) مي خواد توي اين وضع براش خواستگاري کنه . فريد وقتي احتمال ميده زنش مرده داد و هوار راه مي اندازه و از خانم دکتر مي خواد پيشش بمونه و ازش مراقبت کنه . وقتي زن فريد از راه مي رسه صداي خنده ي فريد که با خانم دکتر توي اتاق هستند به گوش مي رسه و زن فريد رو عصباني مي کنه ...

البته من خودم همه مطالب این نقد رو قبول ندارم فقط می خواستم این نقد رو اینجا بذارم تا اگه شما هم نظر موافق یا مخالفی در مورد این نقد و همچنین در مورد سریال دارید بیان کنید تا استفاده کنیم.

هم چنین قابل ذکره که فیلم نامه نویس این سریال محراب قاسم خانیه که فیلم نامه نویس فیلم سن پطرزبورگه که anti satan عزیز هم نقد مفصلی درباره این فیلم نوشته اند .کارگردانش هم که سروش صحته که کارگردان سریال چارخونه هم بود که تو اون سریال یه شعری در مورد 666 به دفعات تکرار میشد.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: أین المنتظر ، hussain ، user313 ، ANTi666 ، نسیم ، MohammadMeraj ، mohammad790 ، chitsazmhs ، Amir ، ghadimi2 ، hadi.ah ، MESSENGER ، shafagh_mah ، انتخاب ، mahtab22 ، نجف آبادی ، pcyord ، محب الزهرا ، Ahmad-A.R.M ، melanie2222 ، mohammad008 ، vahrakan ، ريحانه الرسول ، علیرضا110 ، saloomeh ، m.hossein ، انديشه نو

آغاز صفحه 14 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۱۹:۴۰, ۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #131
آواتار
برام خيلي جالب بود وقتي ديدم براي اين سريال كه به نظر بعضي هاتون اصلا قابليت تماشا نداشت 9 صفحه مطلب نوشته شده.

كه البته بعضي كامنتها فقط كل كلي بود بين نويسنده ها و اصلا مطلب خاصي نداشت.

به نظرم اومد كه توي اين سريال و تمام سريال ها و فيلم هايي كه نگاه ميكنيم چند موضوع رو اصلا نبايد از نظر دور داشته باشيم.

اول اينكه مسلما هر فيلم يا سريالي با هدف خاصي ساخته ميشه كه اون هدف مبتني بر ديدگاه يا بهتر بگم جهان بيني سازنده اون اثر .

و ما هرچقدر كه انسان هاي دانايي باشيم ناخود آگاه تحت تاثير اهدافي كه در فيلم پنهان قرار مي گيريم. چيزي كه بهش گفته ميشه جادوي رسانه.
احتمالا براي همه پيش اومده كه كاري داريد و خيلي هم عجله داريد از تلويزيون فيلمي پخش ميشه و شما فقط ميخوايد براي چند دقيقه قطعه اي از اون فيلم رو ببينيد يك دفعه به خود ميايد و ميبيند زمان طولاني گذشته و شما پاي فيلم ايستاديد .
به همين صورت هر نوع فيلمي ميتونه روي ساختار ذهني و نا خود آگاه شما تاثير خودش رو بزاره.

اگر جهان بيني مثبت و الهي باشه تاثيري كه روي شما ميزاره مثبت و بالعكس.
دوم اينكه انسان ذاتا به اطلاعاتي كه از راه چشم منتقل ميشه علاقه بيشتري داره تا اطلاعاتي كه از طريق گوش يا حواس ديگه منتقل ميشه.
سوم اينكه تاثير انواع رسانه هاي ديداري بر كودكان خيلي بيشتر از بزرگسالانه

با توجه به اين نكات ميخوام يه جمع بندي راجع به اين سريال داشته باشم .

نويسنده اين سريال كسي بوده كه اگر نگيم جهان بيني غير الهي داره ولي جهان بيني الهي هم در فيلم هاش ديده نميشه.و اثري هم كه نوشته متاثر از ديدگاه و جهان بيني اونه . پس نميشه تاثير مثبتي از اين سريال توقع داشت.

تكرار اين سريال دقيقا بعد از برنامه سمت خداست كه بيشتر مواعظ اون سمعيه يعني از طريق گوش منتقل ميشه.
و مفاهيمي كه در اين سريال مطرح ميشه تقريبا متضاد و يا معكوس مباحثيه كه در برنامه سمت خدا پخش ميشه.

قاعدتا به صورت نا خود آگاه اين سريال بيشتر تاثيرات برنامه قبل از خودش رو به بهترين وجه روي مخاطباني كه هر دو برنامه رو دنبال ميكنن از بين ميبره.

خيلي از كودكان كه مخاطبان اين سريال رو تشكيل ميدن به اقتضاي كودكي ديالوگ هاي بازيگراني مثل شقايق فراهاني يا ناصر رو كه به نظرشون خنده دار تر مياد بدون توجه به موقعيتي كه توش قرار ميگيرن تكرار ميكنن ....

تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، paradise ، Ahmad-A.R.M ، MESSENGER ، pcyord ، idea ، pajoheshgar ، هدهد
۲۱:۳۱, ۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #132
آواتار
نقل قول:دوست من
وقتی داره حرکت اسپایدر من رو میره
شما میگی داره حرکت یه گروه راک رو میره !!!
ای بابا

ای آقا اینجا چرا یک سره میخواهند یک چیزی را به آدم بچسبانند؟

دوست عزیز من کجا گفتم از rock on استفاده کرده؟شما اینو گفتی:

نقل قول:شما بگو ما بدونیم
منتظر دونستن معانیش هستم !
اون نماد فرماسونری رو که همه میدونن
معانی بعدی رو بگید

منم جوابت را دادم،این وسط چرا بنده متهم میشوم نمیدانم...

حالا الان مدیر محترم میاید و به من میتوپد
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۴۳, ۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #133
آواتار
به نام خدا

سلام عزیزان... ضمن احترام و تایید نظر دوست مون ریحانه الرسول مطلب جالبی دیدم، گفتم برای شما کاربران محترم هم قرار بدم...


نقل قول:درباره طنز ساختمان پزشكان

اين اتفاقي نيست! هست؟!

ساختمان اوضاع خوبي ندارد. اهالي ساختمان ناراضي اند. نهايتا اعتراض ها بالا ميگيرد. سهرابي «براي استراحت» چند روزي ساختمان را ترك مي كند. دكتر افشار كه كاملا اتفاقي به عنوان يك قهرمان شناخته شده است، با محبوبيت فراوان جانشين مدير ساختمان مي شود. افشار شعار هاي انقلابي مي دهد: «ساده زيستي و دوري از اشرافيت»، «دوري از ويژه خواري»، «خدمت بي وقفه»، «رفاه اهالي ساختمان»، «قطع كردن دست مفسدين»، «مردمي بودن و توجه به نظرات همه» و...

بتدريج اوضاع عوض مي شود. افشار به فساد مالي، ويژه خواري، بي توجهي به مردم و اشرافيت مبتلا مي شود. اهالي ساختمان نسبت به اوضاع بد ساختمان معترض اند. اهالي بوسيله عوامل افشار مورد ضرب و شتم قرار ميگيرند. آنها به اين فكر ميكنند كه بهتر بود با سهرابي مي ساختند و اوضاع را تا اين اندازه بحراني نمي كردند. سهرابي بر ميگردد...

اشتباه نكنيد؛ اين ربطي به يك رئيس جمهور يا يك حزب سياسي ندارد... فراتر ببينيد و تحليل كنيد! در ساختمان پزشكان نهايتا همه تكرار مي كنند كه : «انگار هيچ وقت اين ساختمان سر و سامان نخواهد يافت»
وبعد تيتراژ پايان: اين خونه روشنه... اما چراغي نيست/ دنيام عوض شده... اين اتفاقي نيست!

به نظر شما اين قصه اتفاقي است؟ فرصت نوشتن و تحليل بيشتر براي شما... اول ياد «قلعه حيوانات» جورج اورول مي افتيد... ولي بعد آنچنان ملاحظات و حواشي بومي و آشنا مي بينيد كه ياد تلقي هاي ديگري از اوضاع ديگري مي افتيد! حالا برگرديد سوابق نويسندگان و كارگردان را ببينيد...

اين اتفاقي نيست... هست؟!

------------------------------

براي تذكر:


امام (رحمة الله علیه):
من به همه شما عرض میکنم که اگر - خدای ناخواسته - اسلام در ایران سیلی بخورد , در همه دنیا سیلی خواهد خورد و بدانید که به این زودی دیگر نمی تواند سرش را بلند کند. این الان یک تکلیف بسیار بزرگی است که از همه تکالیف بالاتر است.
حفظ نظام اسلامی از اوجب واجبات است، از نماز و روزه هم واجب تر است.
اگر اسلام را مي خواهيم بايد اين جمهوري را حفظش كنيم.

یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، منتظر کوچولو ، Ahmad-A.R.M ، MESSENGER ، EMPERATOR ، akhevi ، ريحانه الرسول ، Reza14 ، pajoheshgar ، libera ، هدهد
۲۳:۳۶, ۶/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #134

ساختمان پزشکان --- ازدواج

در این قسمت شاهد بررسی موضوع ازدواج از دیدگاه ساختمان پزشکان هستیم .
مریضی که در نه سالگی خود مانده و همسر خود را بهجای مادرش میبیند البته در قسمت هلی قبلی هم پدر نیما همسرش را به جای مادرش می دید از نظر فروید مردان برای بازیابی عشقی که به مادرشان داشتند ازدواج میکنند و همسرشان بیشتر نقش مادری برای انها دارد .
همسر نیما از دست پدر و مادر نیما خسته شده و میخواهد از خانه ی پدری نیما جدا شود تا در اسایش باشد .
دکتر ملکی برای تلافی شکست عشقی با دختری جوان میخواهد ازدواج کند .
نتیجه :
1. در سن بالا با دختران سن پایین ازدواج کنید
2.در خانه ی پدری شوهرتان سکونت نکنید
3.شما به این خاطر ازدواج میکنید که همسرتان شما را به یاد عشق به مادرتان می اندازد .

برای حقیر دعا کنید ...وضعیت سختی رو دارم پشت سر میذارم
یا علی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: MESSENGER ، Ahmad-A.R.M ، وحید110 ، EMPERATOR ، منتظر کوچولو ، خادم الامام ، pajoheshgar ، Admirer ، idea ، libera ، هدهد
۱۴:۱۰, ۹/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #135
آواتار
عوامل فیلم :

کارگردان : سروش صحت
نویسندگان : محراب قاسم خاني ، حميد برزگر ، عليرضا ناظرفصيحي ، پيمان قاسم خاني و ايمان صفايي
بازیگران : بهنام تشكر ، اصغر حيدري ، بيژن بنفشه خواه ، فرناز رهنما ، شقايق دهقان ، رضا كريمي ، سيروس ابراهيم زاده ، پروين قائم مقامي ، هوشنگ حريريان ، مجيد شهرياري ، نعيمه نظام دوست ، مهدي محمدزاده ، اميد روحاني ، هومن برق نورد ، محمد شيري و مونا فرجاد
ساخت کشور ایران - گروه فيلم و سريال شبكه سه
محصول سال 1390

[تصویر: ?di=P0CP]

خلاصه فیلم :

نيما افشار (بهنام تشکر) ، روانشناس شهرستاني الاصل در كنار همسرش (فرناز رهنما) كه بيمار سابقش است در همسايگي والدينش زندگي مي كند . زندگی او در ساختمان پزشکان و ساختمان خانواده به تصویر کشیده می شود . داستانهاي مجموعه به زندگي پر درد سر نيما مي پردازد. در ميان مشكلاتش با بيماران مختلف و گرفتاري هاي مالي ناشي از پرداخت اجاره خانه ، اقساط مختلف ، مهريه همسر سابقش و تلاش دائمي اش براي حفظ آرامش و صلح بين والدين بي ملاحظه و همسر وسواسي اش

[تصویر: ?di=SK6M]

نقد فیلم :

ساختمان پزشکان به قلم برادران قاسم خانی با مناسباتی دور از دیگر آثار طنز ایران روی آنتن شبکه سه رفت . گر چه بن مایه داستانی بعضی قسمت ها و زوایای گوناگون شخصیت ها از آثار قبلی قاسم خانی ها تقلید می کرد ولی طنزی نو رقم خورد و تماشاچی را پای تلویزیون نگه داشت . یکی از جنبه های پررنگ و جذاب کننده سریال رنگ بندی های متنوع پلان هاست که از تیتراژ ابتدایی شروع شده و با تنوع رنگ لباس شخصیت ها ، اشیا صحنه ، رنگ دیوار ها و کف پوش ها کامل گشته و چشم را خسته نمی کند و گاها تضاد های رنگی موجود حس خوبی را در بیننده برمی انگیزاند . رفته رفته با تکراری شدن کاراکتر های داستان ، قدرت نفوذ در قلب ها کاهش یافت و نوعی ملالت به وجود آورد که خستگی بیننده را حاصل شد . پرستو شیرزاد (شقایق دهقان) آرام آرام خسته کننده شد و این امر افت داستان را نتیجه داد ؛ چرا که نقش شیرزاد به نقطه ثقلی می مانست که با تکراری شدن او سریال تکراری می شد . پایان یافتن سریال در 50 قسمت به هنگام دوری از اوج نکته موثری بود تا سازندگان شاهد کاهش بینندگان اثرشان نباشند .

نقد ساختمان خانواده

در ساختمان خانواده روابط نیما با همسرش از یک سو و والدین و برادرش از سوی دیگر مورد مداقه قرار می گیرد. خانواده متشکل از والدین نیما و ناصر با المان های جامعه سنت گرا و بزهکار بیانگر این مطلب است که سنت گرایی و بزهکاری دوش به دوش هم هستند و توجه به خصوصیاتی از جمله احترام ، حفظ حریم خصوصی دیگران ، جانب حق گرفتن ، مردم داری و ... السویه ست . نیما در جمع خانواده از آن متولد شده فردی ست ناهنجار که مورد پسند افراد آن جمع نمی باشد و در مقایسه با برادرش ناصر ، سر و گردن ها کوتاه تر است . زندگی او در جمع خانواده‏ی به آن حرکت کرده دو شق می شود . شق اول زندگی نا موفق با کتی (مونا فرجاد) و شق دوم زندگی گاه به سامان و گاه نا به سامان ، با نازنین (فرناز رهنما) . ما حصل شق اول بدهی مالی ست که ماهیانه باید بپردازد و در چند قسمت دستخوش طنز و مایه‏ی اصلی داستان می شود . نیما در زندگی دوم نیز به آرامش نمی رسد . او به مثابه طنابی می ماند که یک سوی آن والدین نیما و سوی دیگرش نازنین در حال کشیدن هستند . در جای جای سریال تمایل نیما به والدینش را می بینیم و از دیسیپلین زندگی زناشویی خسته و منزجر . در این خانواده مدرنیسم به نمایش گذاشته می شود و دکوراسیون خانه ، نقاشی های نازنین ، وعده های غذایی و ... در کنار روابط نیما و نازنین به این جنبه داستان پردازی کمک کرده است . در خانواده مدرن توجه مرد و زن به خود معطوف است و از این رو فرزندی حضور ندارد تا توجه والدین به فرزند جذب شود . اگوسنتریسم (عنانیت یا خودمحوری) در جامعه مدرن و لیبرال شدت می گیرد . نازنین و نیما اگوسنتریست هایی هستند که به مدرک خود ، پوشاک خود ، هنر خود ، راحتی خود ، شکوفا سازی خود و ... خود بها می دهند و عنصر مهمی به نام ایثار رقم نمی خورد .

[تصویر: ?di=329J]

در داستان ردپایی از دین دیده نمی شود و جامعه ای به تصویر کشیده شده سکولار با رابطه بی حد و مرز ناصر و نازنین ، بدون فرامین عبادی ، تنفس عمیق برای غلبه بر عصبانیت به جای توجه به تعالیم دینی ، عدم احترام به انسان و ... .

آیا سریالی که برای پخش از شبکه جمهوری اسلامی ایران تولید می شود باید خانواده ای را به تصویر بکشد که رنگی از جمهوری و اسلامی نداشته باشد ؟ هر قدر سعی کردم شخصیت ها را به دو طیف سیاه و سفید تقسیم کنم نتوانستم . شخصیت ها عموما سیاه هستند و گاه خاکستری . ساختمان پزشکان به عنوان اثری هنری نتوانست به کاتارسیز (تصفیه) منتج شود و ماندن در سطح زندگی بی قید موجب شد هیچ آموزه مثبتی ارائه نشود (مگر بخواهیم بگوییم ادب از بی ادبان آموختیم) تا بیننده در طول 50 قسمت بتواند برای حرکت به سمت حیات طیبه به کار گیرد . در اسلام توجه به حیات طیبه صورت گرفته است تا حدی که خداوند اجازه طلاق را داده ؛ چرا که حیات طیبه زن و مرد مهم تر از ادامه وجود خانواده می باشد . عصری که در آن به سر می بریم حرکتی به سمت کاهش سرمایه اجتماعی دارد . افول این مهم در جوامع لیبرال و سکولار به سرعت در حال وقوع است که یکی از مهمترین عوامل این امر رسانه ها هستند . باید مترصد رسانه های غرب بود تا بتوانیم آثار مخرب آن را دفع کنیم و با هدایت رسانه خود پتانسیل سرمایه اجتماعی را برگردانیم و به فعل برسانیم .

نقد ساختمان پزشکان

آدمی به منظور شناخت جسم و بدن خود مطالعه می کند و برای رفع مشکلات و درمان بیماری های آن تلاش کرده و روز به روز سعی خود را در یافتن راه های درمان بیماری های بدنش به کار می بندد . دندان پزشکان ، چشم پزشکان ، متخصصان قلب و عروق و ... هر کدام برای درمان بیماری های اجزا مختلف بدن آموزش دیده اند و تلاش می کنند . از آن جا که انسان به بدن خود محدود نمی شود و ساحت های دیگری را در بر می گیرد نیاز به مداواکنندگان دیگری نیز دارد .

در ساختمان پزشکان وظیفه همه روشن و واضح بود به جز نیما و کتی . روانشناس و روانپزشک این ساختمان یا بهتر بگویم روانشناسان و روانپزشکان جامعه پزشکان . اگر به دنبال معنای لغوی روان در فرهنگ ها برویم می بینیم روان عبارت است از : جان ، روح ، روح انسانی ، نفس ناطقه ، و گفته اند که روان اختصاص به انسان دارد و جان روح حیوانی ست که همه جانداران دارند مثلا اسب را می گویند جان دارد و نمی گویند روان دارد زیرا جان فناپذیر است و روان فناپذیر نیست .

می شود گفت نیما و کتی روحشناس و روحپزشک ساختمان پزشکان بودند . کتی پزشکی ست که برای درمان روح داروهایی مانند دیازپام ، فلوفنازین ، سیتالوپرام ، هالوپریدول ، کلوزاپین، ریسپریدون، کوثتیاپین، زیپراسیدون و ... تجویز می کند . نیما پزشکی ست که روح را می شناسد و برای درمان روح دیگران تنفس عمیق ، بدون خجالت آواز خواندن ، به راحتی ابراز علاقه کردن و ... تجویز می کند . به اطمینان می توان گفت طنزترین و تلخ ترین عنصر این سریال و جامعه ما ، همین موضوع است : ترجمه اشتباه واژه psychology به روانشناسی و رجوع به این افراد برای رفع مشکلات شخصیتی ، خانوادگی و اجتماعی .

[تصویر: ?di=7EK3]

قصد ندارم به بحث تخصصی در مورد psychology بپردازم و آنچه از این علم انتظار می رود را تبیین کنم ولی به اختصار توضیحاتی ارائه می دهم . در دانش غرب انسان به دو بعد جسمانی و mentally تقسیم می شود . مطالعه و درمان بعد جسمانی انسان غربی به دانش هایی منتج می شود اعم از چشم پزشکی ، دندان پزشکی و ... . مطالعه و درمان بعد mentally انسان غربی نیز منتج می شود به psychology و psychiatry . در این تقسیم بندی روح محلی از اعراب ندارد و اصلا مورد توجه قرار نمی گیرد لذا در شناخت و درمان بیماری ها ،این دانش های ذهن (Mind) بنیان راه اشتباهی را پی گرفته اند و رفته رفته به مشکلات و ضعف های شخصیتی انسان غربی افزوده می شود چرا که از جز مهم وجودی او یعنی روح ، غفلت شده است .

حرکت دانشگاه های سکولار ما به سمت دانش های غرب بنیاد موجب شده است از هدف مورد نظر و جامعه آرمانی مطلوب دور شویم و هر چه می گذرد بیشتر فاصله بگیریم . اگر خانواده مسلمان ترغیب شود برای رفع مشکلات شخصیتی خود اعم از پرخاشگری ، وسواس ، افسردگی و ... و همچنین مشکلات خانوادگی و اجتماعی خود اعم از مشکلات همسرداری ، ازدواج ، روابط دختر و پسر و ... به روانشناس و روانپزشک مراجعه کند بحران صورت می گیرد . اگر در جامعه اسلامی نقش استاد های اخلاق و روحانیون کم رنگ شود ؛ از تعالیم الهی فاصله گرفته ایم و از پاسخ های به روز و مناسب این تعالیم غفلت کرده ایم و به پاسخ های قدیمی و ناکارآمد غربی رویی آورده ایم . به قول هایدگر برای سوال های امروز پاسخ قدیمی اقامه کرده ایم و حاصل این امر چیزی نیست جز بحران .

آیا سریالی که برای پخش از شبکه جمهوری اسلامی ایران تولید می شود باید جامعه ای را به تصویر بکشد که رنگی از جمهوری و اسلامی نداشته باشد ؟ غرب نتوانسته مشکلات اخلاقی و شخصیتی انسان ها را برطرف کند پس ما نباید راه آن ها را دنبال کنیم . در این فیلم سعی شد به مظلومیت روان شناس ها پرداخته شود و مردم را تشویق کرد تا به آن ها مراجعه کنند . آیا جامعه ای که روح اسلامی در آن قرار دارد با سکولاریسم هم خوانی دارد و می تواند مشکلاتش را با دانش های غرب مرتفع سازد ؟ باید مترصد رسانه های غرب بود تا بتوانیم آثار مخرب آن را دفع کنیم و با هدایت رسانه خود پتانسیل تعالیم اسلامی را به فعل برسانیم .


باز نشر این مطالب با قید منبع بلامانع می باشد. (http://www.bechin.blogfa.com)
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Ahmad-A.R.M ، MESSENGER ، libera
۱۴:۵۰, ۹/مرداد/۹۰ (آخرین ویرایش ارسال: ۹/مرداد/۹۰ ۱۴:۵۷ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #136

ساختمان پزشکان - قسمت اخر و پایان هندی

خب بلاخره این سریال هم تموم شد ...همون طور که انتظار داشتم یه پایان هندی رو دیدیم ...چند مورد ازدواج و یه مشت مزخرفاتی که همیشه میدیدیم مردم بی گناه ایران هم به این تصاویر عادت کردن ...فقط یه نکته توی قسمت اخر بود که گمان میکنم دوستان هم متوجه شدن .
سکانسی که نازنین وارد مطب دکتر نیما میشه و سکوت همه جا رو گرفته و وقتی وارد مطب میشه میبینه کسی داخل نیست و بعدش نیما از پشت میز با حالت ترس میاد بیرون و همسر سابقش هم از پشت کاناپه میاد بیرون و نازنین با حالت تعجب اونا رو نگاه میکنه ...نیما به نازنین میگه :من برات توضیح میدم نازنین!!!
1.سکوت مطب
2.پنهان شدن کتی و نیما در پشت میز و صندلی دفتر
3.تعجب نازنین از دیدن نیما و کتی
4.نیما هم میخواد برای نازنین یه مسائلی رو توضیح بده

امیدوارم متوجه باشین که منظور این سکانس چی بوده .
البته ازدواج دکتر ملکی و خانم شیرزاد هم که نشون داد که در بالاترین سن ممکن ازدواج باید کرد و احمق جلوه دادن اون دختر جوون نگاه احمقانه ی طبقه ی روشنفکر رو به جوون ها نشون داد .
یا علی .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: mohammad790 ، EMPERATOR ، Ahmad-A.R.M ، Reza14 ، pajoheshgar ، فرهاد ، am_po ، منتظر کوچولو ، MESSENGER ، وحید110 ، libera ، هدهد ، ضد ماسون ، محمود ، InsomniAc
۱۵:۳۷, ۹/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #137

(۹/مرداد/۹۰ ۱۴:۵۰)Reza_Jackman نوشته است:  ساختمان پزشکان - قسمت اخر و پایان هندی

خب بلاخره این سریال هم تموم شد ...همون طور که انتظار داشتم یه پایان هندی رو دیدیم ...چند مورد ازدواج و یه مشت مزخرفاتی که همیشه میدیدیم مردم بی گناه ایران هم به این تصاویر عادت کردن ...فقط یه نکته توی قسمت اخر بود که گمان میکنم دوستان هم متوجه شدن .
سکانسی که نازنین وارد مطب دکتر نیما میشه و سکوت همه جا رو گرفته و وقتی وارد مطب میشه میبینه کسی داخل نیست و بعدش نیما از پشت میز با حالت ترس میاد بیرون و همسر سابقش هم از پشت کاناپه میاد بیرون و نازنین با حالت تعجب اونا رو نگاه میکنه ...نیما به نازنین میگه :من برات توضیح میدم نازنین!!!
1.سکوت مطب
2.پنهان شدن کتی و نیما در پشت میز و صندلی دفتر
3.تعجب نازنین از دیدن نیما و کتی
4.نیما هم میخواد برای نازنین یه مسائلی رو توضیح بده
من حرف شما رو تائید میکنم
همسر سابق نیما به همسر نیما توضیح میده که مادر زنش اونو خیلی اذیت میکرده و این باعث طلاق شون شده (اگه درست متوجه شده باشم) و این نشون میده که هنوز به نیما علاقه منده و این سکانسی که شما فرمودید القا میکنه که ...
که همین باعث منحرف شدن و بدبین شدن میشه
این سریال اشکالات ریز زیادی هم داره.
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، pajoheshgar ، منتظر کوچولو ، idea ، MESSENGER ، 7parsa4 ، libera ، ضد ماسون
۰:۲۵, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #138

چرا شما آتشت اینقدر تنده ! من این سریال رو زیاد نگاه نکردم چون خودم روانشناسی میخونم و از توهین هایی که به روانشناسان کرده بودند بیزار بودم .ولی یه جوری راجع به روانشناسی و شخصیت های روانشناس حرف میزنی که انگار با یک مشت ارازل و اوباش سر و کار داری . این بحث فروید چقدر بین آدمهای غیر متخصص حساسیت ایجاد کرده . نظریه ای که فروید مطرح کرده از عقاید دینی ما خیلی دوره و من خودم هم باهاش مشکل دارم ولی سرمنشا خیلی از خدماتی است که به خیلی از آدمها کمک کرده اند . بهتر نیست به جای اینکه از دور بنشینیم و اینقدر به آدمها توهین کنیم سعی کنیم سوادمان ر ا بالا ببریم و به تصاویر مبهم که یک بخشی از علم روانشناسی است منطقی تر و از روی علم نگاه کنیم ! واقعا خودت باورت میشه که این که در نزده وارد یک اتاقی بشیم یعنی ترویج زنا !!! یادت نره که تو همین ایران خیلی از عروسها با خانواده ی شوهرشان و توی یک اتاق زندگی میکنند . یعنی اینها آدمهای .... ! تبلیغ آیروبیک مگر چه اشکالی داره ! ای کاش تو ایران یاد می گرفتیم که کمی اصولی تر و از روی انصاف و با در نظر گرفتن همه ی مخاطبان یک اثر به نقد آن بپردازیم !
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: anti ، ilitih
۱:۱۲, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #139

با سلام .

حقیر گمان نمیکنم که با ارازل و اوباش سروکار دارم من فروید و هورنای و اریکسون و ...یه مشت ادم فاسد الاخلاق میبینم که خود کتب درسی روانشناسی به این موضوع اشاره میکنند که نظریه های اینها بر اساس عقده های دوران کودکیشون بوده نمونه اش عقده ی ادیپ که فروید متاثر از پدر تند خو و عصبی مزاجش و مادر مورد ظلمش به اون پرداخت و انسان رو از منظر جنسی بررسی میکرده و ضد دین بوده و ...
خب حرف اینه که چرا همچین ادم منحرف و تاریک الصراط باید حرفاش توی تلویزیون مبنای سریال سازی باشه ؟ حرف بدی زدم ؟Huh

نقل قول:واقعا خودت باورت میشه که این که در نزده وارد یک اتاقی بشیم یعنی ترویج زنا !

اون پست اول رو که در نزده ناصر میره توی خونه یعنی ترویج زنا رو که من قبول ندارم ولی اینکه توی قسمت اخر نازنین رفت توی دفتر نیما رو من و تمام کسانی که زیر اون پست تشکر زده اند قبول دارند Blush

نقل قول:یادت نره که تو همین ایران خیلی از عروسها با خانواده ی شوهرشان و توی یک اتاق زندگی میکنند . یعنی اینها آدمهای .... !

اتفاقا من خیلی تاکید دارم بر زندگی عروس با پدر شوهر و مادر شوهر و اینکه زیاد از هم دور نباشن .
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: ريحانه الرسول ، Ahmad-A.R.M
۱:۲۳, ۱۸/مرداد/۹۰
شماره ارسال: #140
آواتار
ببخشيد دوست عزيز
احتمالا بچه هاي و نو جوان ها هم بايد با ديد تخصصي فيلم و سريال نگاه بكنن
كه متاسفانه چون تخصص ندارن نمي تونن اين كار رو انجام بدن.

شما روان شناسي من هم جامعه شناس
به اندازه كافي هم از نظرات فرويد آگاهي دارم.

اما آيا لزومي براي ساختن اين نوع سكانس ها كه خيلي نياز به توضيح داره وجود داره؟؟؟؟
چند درصد بينندگان سيما رو انسانهاي تحصيل كرده و فرهيخته تشكيل ميدن ؟؟؟؟
و در ضمن مطمئن باشيد كه در فرهنگ اسلامي ايراني حتي اگر خانواده ها مجبور باشند با هم زندگي بكنند مقداري از فضاي خصوصي رو براي هم مي پسندن.
و اين جداي از قواعدي هست كه اسلام بخصوص براي وارد شدن به منازل ديگران، به اتاق خواب، به مكانهاي خصوصي و....وضع كرده.

اگر قراره كه در جامعه اسلامي فيلمي ساخته بشه بايد بر اساس حداقل اصول اسلامي باشه.
اين سريال اگر هيچ اشاره هاي به قول دوستان به زنا و .... نداشته باشه . خيلي واضح به تقبيح علم ، عدم احترام به والدين ، عدم احترام به حريم خصوصي ديگران ، رواج تمسخر و بي ادبي و ....در جامعه مي پردازه .

تاثيرمنفي اين سريالها رو ميتونيد در شوخي هاي كودكانه ي بچه ها ببينيد.

اگر سريال رو نديديد اينقدر جدي از اون دفاع نكنيد كه واقعا اثر قابل دفاعي نبود
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: Reza2035 ، Ahmad-A.R.M ، هدهد ، محمداحسان
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:

[-]
موضوعات مشابه ...
موضوع: نویسنده پاسخ: مشاهده: آخرین ارسال
  فیلم: کپی سریال آمریکایی در سریال ماه رمضان mahdy30na 50 19,389 ۲/مرداد/۹۳ ۲۳:۲۹
آخرین ارسال: مسافرتنها
  ضلع‌ غربی ساختمان‌ پزشکان (مستندی درباب فرویدزدگی این سریال) مینو 1 2,299 ۲۸/فروردین/۹۳ ۱۷:۳۶
آخرین ارسال: هادی...

پرش در بین بخشها:


بالا