کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 1 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
کشتار آتئیستها در تگزاس
۱۶:۴۶, ۱۷/آبان/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۷/آبان/۹۶ ۱۶:۵۳ توسط قلب.)
شماره ارسال: #1
آواتار
سلام


Texas church shooter was a militant atheist




‏دیدید هروقت داعش ترور و جنایت میکنه، آتئیستها میگن اسلام واقعی همینه.
حالا عامل کشتار ۲۷ نفر در تگزاس آتئیست بوده.
سلام تروریست، سلام جانی!


t.co/w0JlTYJQnL
فرید ابراهیمی


@Fars_Plus

ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yahya63 ، -Ali- ، فاطمه خانم ، سدرة المنتهی ، MOHSEN-Z ، fazel

آغاز صفحه 3 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد)
۲:۲۰, ۲۰/آبان/۹۶
شماره ارسال: #21

سلام مهدی‌سینا جان

بذار دوباره نکاتت رو بررسی کنیم و به دونه‌دونه ش پاسخبدیم

این که کلمات رو جای هم استفاده کنیم که تذکر من بود به خودت که امیدوارم این مورد از روی عمد نبوده باشه.

کشوندن بحث به انجیل شیوه بحثیه که اسم دقیقی براش وجود داره به اسم فرافکنی. انگیزه و هدف آوردن آیات انجیل چیه؟ من در مورد انجیل صحبتی نکردم و دوست دیگه‌ای هم صحبتی نکرد. من نمی‌تونم دلیلی غیر از این رو تصور کنم که حواسا رو از اسلام پرت کنی یا شاید بگی مسیحیتم بدتر از اسلامه!!Big Grin

مساله‌ای که باید توجه بشه اینه که تروریست تعریف خاص خودش رو داره. «تِروریسم به استفاده از خشونت یا تهدید به استفاده از خشونت برای دستیابی به اهداف سیاسی، مذهبی، یا ایدئولوژیکی گفته می‌شود.» قبول کردن سرپرستی بچه توسط دو تا مرد استفاده از خشونت برای دستیابی به اهداف سیاسی، مذهبی یا ایدئوةوزیکه؟ Big Grin واقعا؟!


اگه قراره بحثی که می‌شه به نتیجه عقلانی و منطقی برسه، مهمه که استدلال‌های درستی صورت بگیره. باز هم متاسفام مهدی‌سینا جان، اینجا استدلالی نکردی. من انتظار استدلال دارم وگرنه تمایلی به بحث ندارم.

شگفت‌زده شدم از این که آخرش نوشتی باید سوال می‌پرسیدم. این تصور که غیرمسلمانان اسلام رو نمی‌شناسن تصور توئه. این چیزی نیست که انتظار بره طرفین بحث روش اتفاق نظر داشته باشن، حالا این که چه‌قدر تصور نادرستی باشه بماند...
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۲:۱۸, ۲۰/آبان/۹۶
شماره ارسال: #22
آواتار
(۲۰/آبان/۹۶ ۲:۲۰)آتئیسمو نوشته است:  سلام مهدی‌سینا جان

بذار دوباره نکاتت رو بررسی کنیم و به دونه‌دونه ش پاسخبدیم

این که کلمات رو جای هم استفاده کنیم که تذکر من بود به خودت که امیدوارم این مورد از روی عمد نبوده باشه.

کشوندن بحث به انجیل شیوه بحثیه که اسم دقیقی براش وجود داره به اسم فرافکنی. انگیزه و هدف آوردن آیات انجیل چیه؟ من در مورد انجیل صحبتی نکردم و دوست دیگه‌ای هم صحبتی نکرد. من نمی‌تونم دلیلی غیر از این رو تصور کنم که حواسا رو از اسلام پرت کنی یا شاید بگی مسیحیتم بدتر از اسلامه!!Big Grin

مساله‌ای که باید توجه بشه اینه که تروریست تعریف خاص خودش رو داره. «تِروریسم به استفاده از خشونت یا تهدید به استفاده از خشونت برای دستیابی به اهداف سیاسی، مذهبی، یا ایدئولوژیکی گفته می‌شود.» قبول کردن سرپرستی بچه توسط دو تا مرد استفاده از خشونت برای دستیابی به اهداف سیاسی، مذهبی یا ایدئوةوزیکه؟ Big Grin واقعا؟!


اگه قراره بحثی که می‌شه به نتیجه عقلانی و منطقی برسه، مهمه که استدلال‌های درستی صورت بگیره. باز هم متاسفام مهدی‌سینا جان، اینجا استدلالی نکردی. من انتظار استدلال دارم وگرنه تمایلی به بحث ندارم.

شگفت‌زده شدم از این که آخرش نوشتی باید سوال می‌پرسیدم. این تصور که غیرمسلمانان اسلام رو نمی‌شناسن تصور توئه. این چیزی نیست که انتظار بره طرفین بحث روش اتفاق نظر داشته باشن، حالا این که چه‌قدر تصور نادرستی باشه بماند...
گل پسر من دوست ندارم بحث بیخود و بی نتیجه با کسی بکنم ، چون بجز وقت کشی هیچی نتیحش نیست .
اما وقتی فقط میخوای مطالب خودت رو بار کنی ایا این بحث هست ؟ اونم بدون پذیرش و یا دقت توی مطالب ؟
این که من خودم بارها میگم هر عبارت بار معنایی داره رو فکر نکنم پذیرا نباشی، اما اینکه وقتی دوتا اصطلاح و دو مفهوم به ظاهر نزدیک اما با تفاوتهای ریز خیلی توی شبهه پراکنی کمک میکنه ، شبهه انداختن اصلا کاری نداره ، یادمه دوستی تعریف میکرد توی یه جمعی یکی یچی گفت و واقعا شبهه بود ، طرف اومد پاسخ بوده گفت فقط در اندازه همون بگو ، گفت پس سکوت میکنم ، چون برای رفعش زیر ساخت نیازه ، شما دوتا کلمه میگی که مرتد = اعدام در حالی که کی مرتد میشه و کی حکم ارتداد و نتیجه دقت نمیکنی ، چون منابع از پیش برات معین و پاسخ مشخص هست ، چرا ؟ چون اینطوری یاد گرفتی توی همون مدرسه و ... .
اون هم متن انجیل نیست ، سفر لاویان از کتب عهد عتیق بود ، و اون رو مخصوصا گفتم که بدونی کسی که دم از خیلی جیزها میزنه خودش به خیلی از موارد پایبند هست اما میزنه خودش رو به ؟؟؟؟ بله دوست من . شما فکر کن فرا فکنی ولی اسمش چیز دیگست .

بله تروریست تعریف داره و متجاوز و متهاجم و مدافع و .... هم معنای خودش رو داره ، استحاله و استعمار و استثمار و ... هم بار معنایی خودش ولی وقتی که نیاز هست همه رو میزاریم کنار چرا ؟ چون از دید مادیگراها و ... هدف وسیله رو توجیح میکنه ، اینم گفتم خوبه بگم که این حرف ربطی به ماکیاول نداره و یش تر از اون هم این رو استفاده و حتی بکار میبردن ولی به اسم ایشون سند منگوله دار ثبتی گرفتن .
برات توضیح بدم که هدف از سرپرستی و ... ازدواج با خود و ... چه اهداف سیاسی و ایدئولوژیکی با خودش داره و ثمره اون چی میشه ؟ لطفا با ما این مسیر ها رو قدم نزن گلم این ها برای حداقل من کاربرد نداره و اینها رو برای دوستان زود باور و جاهل به موضوعات بیان کن که دوست دارن .
موفق باشی . اه میل داشتی روی بحث ارتداد و ... بصورت تخصصی بحث میکنیم وگرنه در پناه بیگ بنگ Blush

امضای mahdy30na
بسم الله الرحمن الرحیم
ادع إلى سبيل ربك بالحكمة والموعظة الحسنة وجادلهم بالتي هي أحسن إن ربك هو أعلم بمن ضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدين

با حکمت و اندرز نيکو، به راه پروردگارت دعوت نما! و با آنها به روشى که نيکوتر است، استدلال و مناظره کن! پروردگارت، از هر کسى بهتر می‏داند چه کسى از راه او گمراه شده است؛ و او به هدايت‏يافتگان داناتر است

Invite to the way of your Lord with wisdom and good instruction, and argue with them in a way that is best. Indeed, your Lord is most knowing of who has strayed from His way, and He is most knowing of who is [rightly] guided.
نحل 125
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: yahya63
۱۸:۲۱, ۲۲/آبان/۹۶
شماره ارسال: #23

سلام

چون به بحث ارتداد علاقه داری، بحث کنیم ببینیم ارتداد چیه

ارتداد، خروج از دین است. مجازات مرتد شامل کسى می شود که از دین خارج شده و این خروج رابه صورت علنی ابراز و اظهار می دارد اما اگر ارتداد خود را ابراز و اظهار نکرده است وکسی از ارتداد او با خبر نباشد مجازات نمی شود. زیرا اعتقاد یک امر قلبی است. بنابراین، مجازات مرتد به دلیل جرم و گناه اجتماعى اوست نه عقیده‏ى شخصى وى .
براى روشن شدن مطلب توجه به چند نکته ضروری است:
مطلب اول: مرتد کیست؟ مرتد کسى است که از اسلام خارج شده، و کفر را اختیار نماید.[۱] خروج از اسلام با انکار اصل دین، یا یکى از اصول دین (توحید، نبوت و معاد) حاصل مى‏شود، و نیز اگر یکى از ضروریات دین را – که براى همه‏ى مسلمانان روشن و واضح است – به گونه‏اى که – ملازم با انکار رسالت باشد، و انسان به این ملازمه توجه داشته باشد، باز ارتداد حاصل مى‏شود.[۲]
ارتداد به دو قسم فطرى و ملّى تقسیم مى‏شود:
مرتد فطرى، کسى است که پدر یا مادرش در هنگام انعقاد نطفه‏اش مسلمان بوده‏اند و خودش پس از بلوغ، اظهار اسلام کرده، و سپس از اسلام خارج شده است.
مرتد ملّى کسى است که پدر و مادرش هنگام انعقاد نطفه‏ى او کافر بوده‏اند، و او پس از بلوغ، اظهار کفر کرده و سپس اسلام آورده، و مجدداً کافر شده است.
مطلب دوم: حکم مرتد در ادیان الاهى و مذاهب اسلامى،
در فقه شیعه، مرتد داراى برخى از احکام مدنى در باب ارث و زوجیت است که در جای خود بیان شده است.
حکم جزایى مرتد این است که: مرتد فطرى اگر مرد باشد کشته مى‏شود و توبه‏ى او نزد قاضى قبول نمى‏شود، اما اگر مرد مرتد ملّى باشد نخست دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه کرد آزاد مى‏شود، و الّا کشته مى‏شود. زن مرتد، چه فطرى باشد چه ملّى، کشته نمى‏شود، بلکه دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه کرد آزاد مى‏شود، و الّا در زندان باقى مى‏ماند.
در فقه اهل سنت، بنابر رأى مشهور، مرتد – در همه‏ى انواع آن – ابتدا دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه کرد آزاد مى‏شود، و گرنه کشته مى‏شود و فرقى میان ملّى و فطرى و زن و مرد نیست.
ارتداد در ادیان الاهى غیر از اسلام جرم و گناه، و مجازات آن مرگ است.
بنابراین، مى‏توان گفت ارتداد از دیدگاه همه‏ى ادیان و مذاهب جرم و گناه است و مجاز آن (با اختلاف در شرایط) مرگ است.[+]


این کلیات بحث ارتداد. اگه نکته‌ای فکر می‌کنی لازمه به اضافه شدن در خدمتم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۳۶, ۲۲/آبان/۹۶
شماره ارسال: #24
آواتار
(۲۲/آبان/۹۶ ۱۸:۲۱)آتئیسمو نوشته است:  سلام

چون به بحث ارتداد علاقه داری، بحث کنیم ببینیم ارتداد چیه

ارتداد، خروج از دین است. مجازات مرتد شامل کسى می شود که از دین خارج شده و این خروج رابه صورت علنی ابراز و اظهار می دارد اما اگر ارتداد خود را ابراز و اظهار نکرده است وکسی از ارتداد او با خبر نباشد مجازات نمی شود. زیرا اعتقاد یک امر قلبی است. بنابراین، مجازات مرتد به دلیل جرم و گناه اجتماعى اوست نه عقیده‏ى شخصى وى .
براى روشن شدن مطلب توجه به چند نکته ضروری است:
مطلب اول: مرتد کیست؟ مرتد کسى است که از اسلام خارج شده، و کفر را اختیار نماید.[۱] خروج از اسلام با انکار اصل دین، یا یکى از اصول دین (توحید، نبوت و معاد) حاصل مى‏شود، و نیز اگر یکى از ضروریات دین را – که براى همه‏ى مسلمانان روشن و واضح است – به گونه‏اى که – ملازم با انکار رسالت باشد، و انسان به این ملازمه توجه داشته باشد، باز ارتداد حاصل مى‏شود.[۲]
ارتداد به دو قسم فطرى و ملّى تقسیم مى‏شود:
مرتد فطرى، کسى است که پدر یا مادرش در هنگام انعقاد نطفه‏اش مسلمان بوده‏اند و خودش پس از بلوغ، اظهار اسلام کرده، و سپس از اسلام خارج شده است.
مرتد ملّى کسى است که پدر و مادرش هنگام انعقاد نطفه‏ى او کافر بوده‏اند، و او پس از بلوغ، اظهار کفر کرده و سپس اسلام آورده، و مجدداً کافر شده است.
مطلب دوم: حکم مرتد در ادیان الاهى و مذاهب اسلامى،
در فقه شیعه، مرتد داراى برخى از احکام مدنى در باب ارث و زوجیت است که در جای خود بیان شده است.
حکم جزایى مرتد این است که: مرتد فطرى اگر مرد باشد کشته مى‏شود و توبه‏ى او نزد قاضى قبول نمى‏شود، اما اگر مرد مرتد ملّى باشد نخست دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه کرد آزاد مى‏شود، و الّا کشته مى‏شود. زن مرتد، چه فطرى باشد چه ملّى، کشته نمى‏شود، بلکه دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه کرد آزاد مى‏شود، و الّا در زندان باقى مى‏ماند.
در فقه اهل سنت، بنابر رأى مشهور، مرتد – در همه‏ى انواع آن – ابتدا دعوت به توبه مى‏شود، اگر توبه کرد آزاد مى‏شود، و گرنه کشته مى‏شود و فرقى میان ملّى و فطرى و زن و مرد نیست.
ارتداد در ادیان الاهى غیر از اسلام جرم و گناه، و مجازات آن مرگ است.
بنابراین، مى‏توان گفت ارتداد از دیدگاه همه‏ى ادیان و مذاهب جرم و گناه است و مجاز آن (با اختلاف در شرایط) مرگ است.[+]


این کلیات بحث ارتداد. اگه نکته‌ای فکر می‌کنی لازمه به اضافه شدن در خدمتم.

تاپیکی مستقل لطفا و برای تک تک عباراتی که تعزیفی هست تعریف دقیق لطفا ، منابع هم فراموش نشه .
البته از شما انتظتر بیشتر ندارم چون عادت به منبع دادن و پا ورقی زدن ندارین Blush
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۱۸:۵۹, ۲۲/آبان/۹۶
شماره ارسال: #25

منبع تمام متن رو در انتهاش نوشتم. منظورت از عبارات تعریفی کدوم عبارات هستن؟
به نظر من بحث ارتداد ارزش ایجاد تاپیک مستقل رو نداره، اما اگه دوست داری تاپیک جدا بزنی، مخالفتی باهات ندارم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۲۷, ۲۲/آبان/۹۶
شماره ارسال: #26
آواتار
(۲۲/آبان/۹۶ ۱۸:۵۹)آتئیسمو نوشته است:  منبع تمام متن رو در انتهاش نوشتم. منظورت از عبارات تعریفی کدوم عبارات هستن؟
به نظر من بحث ارتداد ارزش ایجاد تاپیک مستقل رو نداره، اما اگه دوست داری تاپیک جدا بزنی، مخالفتی باهات ندارم.

Big Grin گل پسر دقتت رو ببر بالا یک درجه .
منبع رو نوشتی یا لینک ؟
اها چرا پس از اون بحث ، قسمت علت رو نقل قول نزدی ؟
چرا نزدم چون اگه میگفتم بحث فایده نداشت .

خوب نظرت محترم ، بحث جدید بار نمیکنیم ولی تکرار بحث ارتداد از سمت شما منتفی هست .
بنده هم بلذم و هم تحقیقی کار کردم نه مثل برخی دوستان روخونی .

به همون فرگشت برس که وقت کنی حداقل یکی از مباحث رو ختم کنی .
موفق باشی
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۱:۴۴, ۲۲/آبان/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۶ ۱۷:۱۱ توسط آتئیسمو.)
شماره ارسال: #27

(۲۲/آبان/۹۶ ۲۱:۲۷)mahdy30na نوشته است:  Big Grin گل پسر دقتت رو ببر بالا یک درجه .
منبع رو نوشتی یا لینک ؟
اها چرا پس از اون بحث ، قسمت علت رو نقل قول نزدی ؟
چرا نزدم چون اگه میگفتم بحث فایده نداشت .

خوب نظرت محترم ، بحث جدید بار نمیکنیم ولی تکرار بحث ارتداد از سمت شما منتفی هست .
بنده هم بلذم و هم تحقیقی کار کردم نه مثل برخی دوستان روخونی .

به همون فرگشت برس که وقت کنی حداقل یکی از مباحث رو ختم کنی .
موفق باشی
خوب حالا که تا اینجا ایرادی به موارد فوق نداری، بپردازیم به علل مجازات ارتداد. یعنی تا اینجا اگه موضوع این بود که مجازات مرتد اعدام نیست، این بحث بسته شد.

براى روشن شدن فلسفه‏ى مجازات مرتد باید به چند نکته توجه کرد:
۱٫ احکام اسلام به دو حیطه‏ى احکام فردى و احکام اجتماعى تقسیم مى‏شود. احکام اجتماعى بر اساس مصالح اجتماعى وضع مى‏شوند، و گاه تأمین این مصالح، بخشى از آزادى‏هاى فردى را محدود مى‏کند. این نکته در هیچ جامعه‏اى قابل انکار نیست.
۲٫ شخص مرتد اگر تمام تلاش خود را در شناخت حق کرده باشد، در ارتداد خود، نزد خدا، معذور است و واقعاً در حیطه‏ى احکام فردى خود مجرم، نیست[۹]، اما اگر در شناخت حق کوتاهى کرده باشد، در حیطه‏ى احکام فردى نیز مجرم است.
هرگاه مرتد، ارتداد خود را به جامعه بکشاند، رفتار او در حوزه‏ى احکام اجتماعى قرار مى‏گیرد و ملاک‏هاى احکام اجتماعى را پیدا مى‏کند و از این دیدگاه مجرم است؛ زیرا:
اولاً: حقوق دیگران را ضایع کرده است، چراکه در اذهان عمومى ایجاد شبهه و شک مى‏کند و واضح است که ترویج شبهات در افکار عمومى باعث تضعیف روحیه‏ى ایمانى جامعه مى‏شود و از آن جا که بررسى شبهات در توان متخصصان و دین شناسان است، عامه‏ى مردمِ دیندار – که این توانایى را در خود نمى‏بینند – حق خود مى‏دانند که فضاى عمومى جامعه سالم بماند.
ثانیاً: با قطع از این که حفظ روحیه‏ى ایمانى جامعه حق مردم است، اسلام آن را از مصالح اجتماعى مى‏داند، لذا به تعظیم شعائر دین ترغیب کرده است.[۱۰] و از شکستن آن نهى کرده است.[۱۱]
نتیجه این که ارتداد شاید از دیدگاه حکم فردى جرم نباشد، ولى از دیدگاه حکم اجتماعى جرم است.
۳٫ با توجه به جرم بودن ارتداد، فلسفه‏ى مجازات آن را در امور زیر مى‏توان بیان کرد:
الف- استحقاق مجازات
مجازات مرتد، کیفرى است که به جهت اختلال در نظم اخلاقى جامعه ایجاد کرده است. هر اندازه اختلال اخلاقى و مذهبى و نیز تضییع حقوق عمومى بیشتر باشد، مجازات باید سنگین‏تر باشد. روشن است جامعه‏اى که روحیه‏ى دینى در آن رو به تضعیف برود جامعه‏اى دور از سعادت واقعى است، هرچند از نظر تکنولوژى پیشرفته باشد. به همین دلیل است که علاوه بر ارتداد، هر عمل دیگرى که اعتقادات و ایمان عمومى را تضعیف کند، داراى مجازات سنگین است، از قبیل ناسزا گویى به پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه اطهار (علیه السلام)؛ زیرا وقتى تقدس این امور در جامعه شکسته شود راه تحریف دین و نابودى آن باز مى‏شود.
ب- جلوگیرى از ادامه‏ى تبلیغ ارتداد توسط شخص مجرم
مرتد تا زمانى که ارتداد خود را اظهار نکرده است جرم اجتماعى مرتکب نشده است، مجازات سنگینى که از سوى اسلام براى ارتداد تعیین شده است راه تبلیغ ارتداد را مى‏بندد.
ج- نشان دادن اهمیّت دین در جامعه
هر نظام حقوقى و جزایى با وضع قوانین خود نشان مى‏دهد که چه امورى براى آن اهمیّت بیشترى دارد. وضع مجازات سنگین براى ارتداد، اهمیّت حفظ روحیه‏ى ایمانى جامعه را مى‏رساند.
د- ترغیب به تفکر بیشتر در دین، قبل از پذیرش آن
مجازات مرتد، غیر مسلمانان را ترغیب مى‏کند که با توجه و دقت بیشترى اسلام را بپذیرند. این مسئله از ایمان سست جلوگیرى مى‏کند.
ه- تخفیف مجازات اخروى
از دیدگاه دین، مجازات دنیوى باعث تخفیف مجازات اخروى مى‏شود. خداوند متعال، مهربان‏تر از آن است که انسان را براى یک گناه دو بار مجازات کند. روایات نشانگر این مطلب است که در صدر اسلام این باور که مجازات دنیوى باعث پاک شدن در آخرت مى‏شود وجود داشته و مجرمان را براى اقامه‏ى حدّ، تشویق به اعتراف گناه مى‏نموده است.
تذکر: گرچه مجازات دنیوى لااقل باعث تخفیف مجازات اخروى مى‏شود، امّا خداوند راه دیگرى را براى پاک شدن در آخرت، عنایت کرده است و آن توبه‏ى خالص است. اگر گنه کار توبه‏ى خالص کند بدون این که نیازى به مجازات شرعى در دنیا داشته باشد گناه او بخشیده مى‏شود.
۴٫ احتیاط در قانون گذارى؛ شاید مواردى که به عنوان فلسفه‏ى مجازات مرتد گفته شد و نیز آنچه که در قرآن کریم در باره‏ى توطئه ی اهل کتاب نازل شده است،[۱۲] در همه‏ى مصادیق مرتد صادق نباشد؛ یعنى شخص مرتد به هیچ وجه قصد توطئه بر علیه ایمان عمومى نداشته باشد و یا ارتداد او آن آثار منفى را بر ایمان عمومى مردم نداشته باشد، اما باز اسلام مجازات او را تخفیف نداده است. علت این مطلب چیست؟ به عبارت دیگر ممکن است امورى که فلسفه‏ى مجازات مرتد است در یک مورد صادق نباشد، پس چرا اسلام در آن مورد نیز مجازات را جارى مى‏کند؟
پاسخ این است که: هر قانون گذارى دایره‏ى موضوع حکم را وسیع‏تر از فلسفه‏ى آن حکم قرار مى‏دهد که به آن “احتیاط در قانون گذارى” مى‏گویند و این به دلیل نکاتى است که فقط به دو نکته از مهم ترین آنها اشاره مى‏کنیم:
الف- گاه قیودى که واقعاً و دقیقاً موضوع را مشخص مى‏کند به گونه‏اى نیستند که بتوان تشخیص آن را به عهده‏ى انسان گذاشت. مثلاً فلسفه‏ى اصلى ممنوعیت پارک اتومبیل در یک خیابان، کنترل وضعیت ترافیک در آن خیابان است و این فلسفه در روزهاى خلوت وجود ندارد، اما اداره‏ى راهنمایى و رانندگى، پارک اتومبیل در آن خیابان را بطور دائم و مستمر ممنوع مى‏کند؛ چون نمى‏تواند تشخیص سنگینى ترافیک را به عهده‏ى مردم بگذارد.
ب- گاه اهمیّت یک حکم چنان زیاد است که قانون گذار از روى احتیاط دایره‏ى موضوع آن حکم را وسیع‏تر قرار مى‏دهد تا یقین کند که حتماً مردم آن حکم را انجام مى‏دهند. مانند محدوده‏ى غرق گاه‏هاى ارتش، مثلاً یک تأسیسات نظامى که باید از دید مردم به دور باشد با محدوده‏ى غُرق ۵ کیلومترى، محرمانه باقى ماند، امّا ارتش به تناسب اهمیّت آن تأسیسات، محدوده‏ى غرق را تا چند برابر افزایش مى‏دهد تا یقین به تأمین هدف پیدا کند.
در قانون گذارى اسلام نیز این دو نکته باعث مى‏شود خداوند محدوده‏ى موضوع احکام را وسیع‏تر از موضوع واقعى فلسفه‏ى احکام قرار دهد تا حتماً آن فلسفه تأمین شود.[۱۳]


تا اینجاش رو هم که مشکلی نداری؟ من فکر کردم مطلب جدیدی می‌خوای در مورد ارتداد بیان کنی، که اگه اینطور باشه می‌شنوم.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
۲۳:۰۰, ۲۲/آبان/۹۶
شماره ارسال: #28

به نظر من، محترم ترین افراد اونهایی هستند که سعی می کنند از طریق منطق پیش برن. از نظر منطقی، اگر برای چیزی یک اثبات کاملاً محکم نداشته باشیم، باید احتمال نادرستیش رو لحاظ کنیم (حتی اگر یک احتمال خیلی کم در نظر بگیریم) و این احتمال نادرستی باعث جلوگیری از خشونت و رادیکالیسم میشه.

اگر اون آتئیستی که در تگزاس دست به کشتار زده، یک درصدی احتمال نادرستی عقیده اش رو می داد، هیچوقت دست به این کار نمی زد. اگر یک داعشی، درصدی احتمال نادرستی عقیده اش رو می داد مرتکب جنایت نمیشد. افراد منطقی گرایش به این دارند که با همون منطق عقیدشون رو گسترش بدن. مثل ذکر دلیل و برهان.

در مورد قوانینی که ذکر کردید، دو نکته خوب وجود داره:

1- افراد مسلمان نیاز به تشخیص افراد مرتد و تحقیق در مورد افراد ندارند. بنابراین یک مسلمان می تونه به این موضوع فکر نکنه و بیشتر روی تزکیه نفس و راستگویی و تفکر و ... تمرز کنه.

2- افراد منطقی شامل تعریف مرتد نمیشن. به دو دلیل: یه دلیل اینه که عقیده ای را به صورت جزمی نمی پذیرند. و دوم اینکه شامل هیچکدام از دلایلی که در پست قبل برای حکم مرتد نقل قول کردید نمیشن.

در پست قبل ذکر شد که یکی از دلایل برخورد با افراد مرتد، ترویج عقاید خود در جایی است که مردم به کارشناسان دینی دسترسی ندارند و این می تونه باعث سردرگمی عوام بشه. این کاریه که یک فرد منطقی انجام نمیده. اگر فرد می خواد یک نظری رو بیان کنه، باید نقد های اون نظر رو هم پیدا کنه و یه خلاصه خوب از هر دو نظر مخالف بیاره و قضاوت رو به عهده مخاطب بگذاره. اینطوری دیگه نگرانی از سردرگمی مخاطب وجود نداره.

یک دلیل دیگر، جلوگیری از پذیرش دین بر پایه های سست بود. این موضوعیه که اتفاقاً وجود بحثها رو ضروری می کنه. باید دسترسی به نظرات مختلف تسهیل بشه تا افراد با دیدگاه بازتر و با یک پایه محکمتر دین را بپذیرند. سایر مسائل مثل اهمیت دادن به دین و ... را هم میشه در این راستا دید.

با ترویج منطق میشه هم ارتداد را کم کرد و هم خشونت را. اگر منطق هم مثل ریاضی در مدارس تدریس میشد و اگر همه مردم جامعه همون طور که ریاضی بلدند، قادر به تشخیص یک مغلطه از یک دلیل درست بودند، هم افراد کمتری عضو گروههایی مثل داعش می شدند و هم توهین به مقدسات کمتر میشد. ضمن اینکه مخاطبان و مشتریان این توهینها هم کمتر میشدند.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آتئیسمو
۱۷:۰۱, ۲۳/آبان/۹۶
شماره ارسال: #29
آواتار
(۲۲/آبان/۹۶ ۲۱:۴۴)آتئیسمو نوشته است:  خوب حالا که تا اینجا ایرادی به موارد فوق نداری، بپردازیم به علل ارتداد. یعنی تا اینجا اگه موضوع این بود که مجازات مرتد اعدام نیست، این بحث بسته شد.

براى روشن شدن فلسفه‏ى مجازات مرتد باید به چند نکته توجه کرد:
۱٫ احکام اسلام به دو حیطه‏ى احکام فردى و احکام اجتماعى تقسیم مى‏شود. احکام اجتماعى بر اساس مصالح اجتماعى وضع مى‏شوند، و گاه تأمین این مصالح، بخشى از آزادى‏هاى فردى را محدود مى‏کند. این نکته در هیچ جامعه‏اى قابل انکار نیست.
۲٫ شخص مرتد اگر تمام تلاش خود را در شناخت حق کرده باشد، در ارتداد خود، نزد خدا، معذور است و واقعاً در حیطه‏ى احکام فردى خود مجرم، نیست[۹]، اما اگر در شناخت حق کوتاهى کرده باشد، در حیطه‏ى احکام فردى نیز مجرم است.
هرگاه مرتد، ارتداد خود را به جامعه بکشاند، رفتار او در حوزه‏ى احکام اجتماعى قرار مى‏گیرد و ملاک‏هاى احکام اجتماعى را پیدا مى‏کند و از این دیدگاه مجرم است؛ زیرا:
اولاً: حقوق دیگران را ضایع کرده است، چراکه در اذهان عمومى ایجاد شبهه و شک مى‏کند و واضح است که ترویج شبهات در افکار عمومى باعث تضعیف روحیه‏ى ایمانى جامعه مى‏شود و از آن جا که بررسى شبهات در توان متخصصان و دین شناسان است، عامه‏ى مردمِ دیندار – که این توانایى را در خود نمى‏بینند – حق خود مى‏دانند که فضاى عمومى جامعه سالم بماند.
ثانیاً: با قطع از این که حفظ روحیه‏ى ایمانى جامعه حق مردم است، اسلام آن را از مصالح اجتماعى مى‏داند، لذا به تعظیم شعائر دین ترغیب کرده است.[۱۰] و از شکستن آن نهى کرده است.[۱۱]
نتیجه این که ارتداد شاید از دیدگاه حکم فردى جرم نباشد، ولى از دیدگاه حکم اجتماعى جرم است.
۳٫ با توجه به جرم بودن ارتداد، فلسفه‏ى مجازات آن را در امور زیر مى‏توان بیان کرد:
الف- استحقاق مجازات
مجازات مرتد، کیفرى است که به جهت اختلال در نظم اخلاقى جامعه ایجاد کرده است. هر اندازه اختلال اخلاقى و مذهبى و نیز تضییع حقوق عمومى بیشتر باشد، مجازات باید سنگین‏تر باشد. روشن است جامعه‏اى که روحیه‏ى دینى در آن رو به تضعیف برود جامعه‏اى دور از سعادت واقعى است، هرچند از نظر تکنولوژى پیشرفته باشد. به همین دلیل است که علاوه بر ارتداد، هر عمل دیگرى که اعتقادات و ایمان عمومى را تضعیف کند، داراى مجازات سنگین است، از قبیل ناسزا گویى به پیامبر اکرم (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) و ائمه اطهار (علیه السلام)؛ زیرا وقتى تقدس این امور در جامعه شکسته شود راه تحریف دین و نابودى آن باز مى‏شود.
ب- جلوگیرى از ادامه‏ى تبلیغ ارتداد توسط شخص مجرم
مرتد تا زمانى که ارتداد خود را اظهار نکرده است جرم اجتماعى مرتکب نشده است، مجازات سنگینى که از سوى اسلام براى ارتداد تعیین شده است راه تبلیغ ارتداد را مى‏بندد.
ج- نشان دادن اهمیّت دین در جامعه
هر نظام حقوقى و جزایى با وضع قوانین خود نشان مى‏دهد که چه امورى براى آن اهمیّت بیشترى دارد. وضع مجازات سنگین براى ارتداد، اهمیّت حفظ روحیه‏ى ایمانى جامعه را مى‏رساند.
د- ترغیب به تفکر بیشتر در دین، قبل از پذیرش آن
مجازات مرتد، غیر مسلمانان را ترغیب مى‏کند که با توجه و دقت بیشترى اسلام را بپذیرند. این مسئله از ایمان سست جلوگیرى مى‏کند.
ه- تخفیف مجازات اخروى
از دیدگاه دین، مجازات دنیوى باعث تخفیف مجازات اخروى مى‏شود. خداوند متعال، مهربان‏تر از آن است که انسان را براى یک گناه دو بار مجازات کند. روایات نشانگر این مطلب است که در صدر اسلام این باور که مجازات دنیوى باعث پاک شدن در آخرت مى‏شود وجود داشته و مجرمان را براى اقامه‏ى حدّ، تشویق به اعتراف گناه مى‏نموده است.
تذکر: گرچه مجازات دنیوى لااقل باعث تخفیف مجازات اخروى مى‏شود، امّا خداوند راه دیگرى را براى پاک شدن در آخرت، عنایت کرده است و آن توبه‏ى خالص است. اگر گنه کار توبه‏ى خالص کند بدون این که نیازى به مجازات شرعى در دنیا داشته باشد گناه او بخشیده مى‏شود.
۴٫ احتیاط در قانون گذارى؛ شاید مواردى که به عنوان فلسفه‏ى مجازات مرتد گفته شد و نیز آنچه که در قرآن کریم در باره‏ى توطئه ی اهل کتاب نازل شده است،[۱۲] در همه‏ى مصادیق مرتد صادق نباشد؛ یعنى شخص مرتد به هیچ وجه قصد توطئه بر علیه ایمان عمومى نداشته باشد و یا ارتداد او آن آثار منفى را بر ایمان عمومى مردم نداشته باشد، اما باز اسلام مجازات او را تخفیف نداده است. علت این مطلب چیست؟ به عبارت دیگر ممکن است امورى که فلسفه‏ى مجازات مرتد است در یک مورد صادق نباشد، پس چرا اسلام در آن مورد نیز مجازات را جارى مى‏کند؟
پاسخ این است که: هر قانون گذارى دایره‏ى موضوع حکم را وسیع‏تر از فلسفه‏ى آن حکم قرار مى‏دهد که به آن “احتیاط در قانون گذارى” مى‏گویند و این به دلیل نکاتى است که فقط به دو نکته از مهم ترین آنها اشاره مى‏کنیم:
الف- گاه قیودى که واقعاً و دقیقاً موضوع را مشخص مى‏کند به گونه‏اى نیستند که بتوان تشخیص آن را به عهده‏ى انسان گذاشت. مثلاً فلسفه‏ى اصلى ممنوعیت پارک اتومبیل در یک خیابان، کنترل وضعیت ترافیک در آن خیابان است و این فلسفه در روزهاى خلوت وجود ندارد، اما اداره‏ى راهنمایى و رانندگى، پارک اتومبیل در آن خیابان را بطور دائم و مستمر ممنوع مى‏کند؛ چون نمى‏تواند تشخیص سنگینى ترافیک را به عهده‏ى مردم بگذارد.
ب- گاه اهمیّت یک حکم چنان زیاد است که قانون گذار از روى احتیاط دایره‏ى موضوع آن حکم را وسیع‏تر قرار مى‏دهد تا یقین کند که حتماً مردم آن حکم را انجام مى‏دهند. مانند محدوده‏ى غرق گاه‏هاى ارتش، مثلاً یک تأسیسات نظامى که باید از دید مردم به دور باشد با محدوده‏ى غُرق ۵ کیلومترى، محرمانه باقى ماند، امّا ارتش به تناسب اهمیّت آن تأسیسات، محدوده‏ى غرق را تا چند برابر افزایش مى‏دهد تا یقین به تأمین هدف پیدا کند.
در قانون گذارى اسلام نیز این دو نکته باعث مى‏شود خداوند محدوده‏ى موضوع احکام را وسیع‏تر از موضوع واقعى فلسفه‏ى احکام قرار دهد تا حتماً آن فلسفه تأمین شود.[۱۳]


تا اینجاش رو هم که مشکلی نداری؟ من فکر کردم مطلب جدیدی می‌خوای در مورد ارتداد بیان کنی، که اگه اینطور باشه می‌شنوم.

اتیسمو گل سلام
خوب این مطالب قسمتی از احکام مهستن ، میتونم بگم کلیات و البته توش مطالب کاربردی هست که ریز باید دید .
خوب این الان مطالب شما ، کجاش غیز عقلانی هست ؟
البته منایع رو اینطئری میزنن نه شخص بزن روی لینک . ما یکم قدیمی هستیم Blush
نقل قول:[۱] امام خمینى، تحریر الوسیله، ج۲، ص ۳۶۶؛ ابن قدامه، المغنى، ج ۱۰، ص ۷۴٫ [۲] همان، ج۱، ص ۱۱۸٫

[۳] همان، ج ۲، ص ۳۳۶؛ برخى، اسلام یکى از والدین را در هنگام ولادت شرط مى‏دانند (خویى، مبانى تکلمه المنهاج، ج۲، ص ۴۵۱) و برخى دیگر اظهار اسلام بعد از بلوغ را شرط نمى‏دانند (شهید ثانى، مسالک الافهام، ج۲، ص ۴۵۱).
[۴] امام خمینى، تحریر الوسیله، ج۲، ص ۳۳۶٫
[۵] همان، ج۲، ص ۴۹۴٫

[۶] الجزیرى، عبدالرحمن، الفقه على المذاهب الاربعه، ج ۵، ص ۴۲۴؛ ابو حنیفه مانند شیعیان میان زن و مرد فرق گذاشته است. (ابوبکر الکاسانى، بدایع الصنایع، ج ۷، ص ۱۳۵) و حسن بصرى دعوت به توبه را نمى‏پذیرد (ابن قدامه، المغنى، ج۱۰، ص ۷۶).

[۷] ر.ک: عهد قدیم: سفر توریه مثنى، فصل ۱۳؛ کتاب مقدس، ترجمه فارسى ولیم گلن، دار السلطنه، لندن، ۱۸۵۶ میلادى، ص ۳۵۷ – ۸؛ الکتاب المقدس، دار المشرق، بیروت، سفر ثنیه الاشتراع، الفصل ۱۳، ص ۳۷۹ – ۸۰٫ – عهد جدید سازمان ترجمه تفسیرى کتاب مقدس، تهران، ۱۳۵۷، ص ۳۰۵ – ۶٫

[۸] البته برخى مجازات مرگ براى ارتداد را حکم تعزیرى مى‏دانند نه حد؛ و معتقدند تعزیرات تماماً به دست حاکم است و شکل خاصى براى آن در اسلام معین نشده است؛ لذا نمى‏توان گفت مجازات ارتداد از دیدگاه اسلام مرگ است. ر.ک: منتظرى، حسینعلى، دراسات فى ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، ج۳، ص ۳۸۷؛ نیز ر.ک: ولایى، عیسى، ارتداد در اسلام، ص ۱۴۸ – ۱۲۹٫
[۹] خداوند متعال فرمود: “لا یکلف اللَّه نفساً الّا وسعها”، بقره ، ۲۸۶٫
[۱۰] حج، ۳۲٫
[۱۱] مائده، ۲٫
[۱۲] آل عمران‏، ۷۲٫
[۱۳]برگرفته از سؤال ۵۳ (سایت اسلام کوئست: ۲۸۹)، نمایه: آزادى عقیده و اعدام مرتد در اسلام.
دوست گرامی شما ارتداد رو : مخالف عقل و رفتاذ های صحیح میدونی ، این حرفت یجا به خودت با خودت برمیخوره ، الان گفتم که مراقب باشی ، من ادمیم که همه چی روبه طرف روبروم میگم و کمک میکنم . حالا اینم بزار روی حسن ظن .

خوب ایراد با عقلانی بودن ؟
تمام این مطالب در روزهای اینده در پستی مستقل قرار میگیره ؛ دوستان بعدا نگید مطالبمون کو Wink
یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
 تقدیر و تشکر از مطلب توسط: آتئیسمو
۱۸:۴۸, ۲۵/آبان/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۲۵/آبان/۹۶ ۱۸:۵۷ توسط آتئیسمو.)
شماره ارسال: #30

(۲۳/آبان/۹۶ ۱۷:۰۱)mahdy30na نوشته است:  اتیسمو گل سلام
خوب این مطالب قسمتی از احکام مهستن ، میتونم بگم کلیات و البته توش مطالب کاربردی هست که ریز باید دید .
خوب این الان مطالب شما ، کجاش غیز عقلانی هست ؟
البته منایع رو اینطئری میزنن نه شخص بزن روی لینک . ما یکم قدیمی هستیم Blush
دوست گرامی شما ارتداد رو : مخالف عقل و رفتاذ های صحیح میدونی ، این حرفت یجا به خودت با خودت برمیخوره ، الان گفتم که مراقب باشی ، من ادمیم که همه چی روبه طرف روبروم میگم و کمک میکنم . حالا اینم بزار روی حسن ظن .

خوب ایراد با عقلانی بودن ؟
تمام این مطالب در روزهای اینده در پستی مستقل قرار میگیره ؛ دوستان بعدا نگید مطالبمون کو Wink
سلام مهدی‌سینا جان. دلیلی که لینک دادم به متن اصلی اینه که نمی‌تونم صحت تمام منابع رو جزء به جزء بررسی کنم و از طرفی حق نویسنده مطلب نمی‌خوام تضییع بشه. اگه منابع رو کپی کنم مسئولیت اشتباه در منبع دادنم به عهده من خواهد بود.

به هر حال، من رفتم سر اصل مطلب و کارتو راحت کردم. دلیلش اینه که خیلی این توهم در بین مسلمونا وجود داره که دگراندیشان با اسلام آشنا نیستن. گاهی هم ممکنه برای مغلطه این تصور رو ایجاد کنن. تصور غلطی از دین خودشون رو به فرد مقابل نسبت می‌دن و بعد با آوردن دلیل می‌گن که این‌طور نیست. این شیوه بحث حواسا رو واقعا از این که اسلام چیه پرت می‌کنه و باعث می‌شه فکر کنیم واقعا اسلام به اون بدی که گفته می‌شه نیست. در حالی که اصلا این‌طور نیست.

بستن دهان مخالف فی‌فسه غیراخلاقیه و کشتن انسان به دلیل این که حرفی مخالف ما می‌زنه فی‌نفسه ترویج خشونته.

دلیل این که برای طرفدار هر دین این تصور حاصل می‌شه که احکام دینش کاملا عقلانیه اینه که هر فرقه یه جهان‌شناسی خاص برای خودش ایجاد می‌کنه که کاملا در تضاد با جهان‌شناسی همگانیه. پس داعشی کاملا حق داره (در پارادایم خودش) اگه برای اجرای فرمان خدا دست به عملیات انتحاری می‌زنه. هیچ دلیل عقلانی وجود نداره برای سرپیچی از فرمان خدا.

تا وقتی ما جهان دیگه‌ای رو داریم به اسم آخرت که هر خرابی که در این جهان ایجاد کنیم معادل با کسب ارزش در اون جهان باشه، هر عملی رو می‌تونیم توجیه کنیم. در این جهان‌بینی کشتن به سادگی عمل درستی تلقی می‌شه، چون ادعا می‌شه در جهان دیگه خبر عظیمی به دست میاد که خرابی که در این جهان ایجاد می‌کنیم در مقابلش کمه. هیچنز جمله معروفی داره که در چارچوب دین هر امر احمقانه‌ای رو می‌شه توجیه کرد و واقعا هم همین‌طوره.

پس اگرچه اعمال هر فرقه‌ای در چارچوب خودش قابل توجیهه، وقتی به اصولی که مورد توافق مردم باشه نگاه می‌کنیم دیدی کاملا متفاوت کسب می‌کنیم. پس اساسا نباید حتی ناراحت بشیم از این که اسلام دارای افکار تروریستی دونسته می‌شه، چه بخوایم ثابت کنیم که این‌طور نیست.

اعدام مرتد البته خیلی واضح نیست. وقتی با دوستای مسلمان که بچههای بااخلاق‌تری هستن و اهل اندیشن در مورد برده‌داری جنسی، سنگسار یا قطع ید صحبت می‌کنیم معمولا خودشونم اذعان دارن که این احکامو از نظر انسانی قبول نداریم. اگه اسلام رو دقیق مطالعه نکرده باشن می‌گن اسلام واقعی این نیست یا اگه اسلام رو بهتر مطالعه کرده باشن به این دلیل که حکم خداست تسلیم امرش هستن.

(۲۲/آبان/۹۶ ۲۳:۰۰)سعدی نوشته است:  به نظر من، محترم ترین افراد اونهایی هستند که سعی می کنند از طریق منطق پیش برن. از نظر منطقی، اگر برای چیزی یک اثبات کاملاً محکم نداشته باشیم، باید احتمال نادرستیش رو لحاظ کنیم (حتی اگر یک احتمال خیلی کم در نظر بگیریم) و این احتمال نادرستی باعث جلوگیری از خشونت و رادیکالیسم میشه.

اگر اون آتئیستی که در تگزاس دست به کشتار زده، یک درصدی احتمال نادرستی عقیده اش رو می داد، هیچوقت دست به این کار نمی زد. اگر یک داعشی، درصدی احتمال نادرستی عقیده اش رو می داد مرتکب جنایت نمیشد. افراد منطقی گرایش به این دارند که با همون منطق عقیدشون رو گسترش بدن. مثل ذکر دلیل و برهان.

در مورد قوانینی که ذکر کردید، دو نکته خوب وجود داره:

1- افراد مسلمان نیاز به تشخیص افراد مرتد و تحقیق در مورد افراد ندارند. بنابراین یک مسلمان می تونه به این موضوع فکر نکنه و بیشتر روی تزکیه نفس و راستگویی و تفکر و ... تمرز کنه.

2- افراد منطقی شامل تعریف مرتد نمیشن. به دو دلیل: یه دلیل اینه که عقیده ای را به صورت جزمی نمی پذیرند. و دوم اینکه شامل هیچکدام از دلایلی که در پست قبل برای حکم مرتد نقل قول کردید نمیشن.

در پست قبل ذکر شد که یکی از دلایل برخورد با افراد مرتد، ترویج عقاید خود در جایی است که مردم به کارشناسان دینی دسترسی ندارند و این می تونه باعث سردرگمی عوام بشه. این کاریه که یک فرد منطقی انجام نمیده. اگر فرد می خواد یک نظری رو بیان کنه، باید نقد های اون نظر رو هم پیدا کنه و یه خلاصه خوب از هر دو نظر مخالف بیاره و قضاوت رو به عهده مخاطب بگذاره. اینطوری دیگه نگرانی از سردرگمی مخاطب وجود نداره.

یک دلیل دیگر، جلوگیری از پذیرش دین بر پایه های سست بود. این موضوعیه که اتفاقاً وجود بحثها رو ضروری می کنه. باید دسترسی به نظرات مختلف تسهیل بشه تا افراد با دیدگاه بازتر و با یک پایه محکمتر دین را بپذیرند. سایر مسائل مثل اهمیت دادن به دین و ... را هم میشه در این راستا دید.

با ترویج منطق میشه هم ارتداد را کم کرد و هم خشونت را. اگر منطق هم مثل ریاضی در مدارس تدریس میشد و اگر همه مردم جامعه همون طور که ریاضی بلدند، قادر به تشخیص یک مغلطه از یک دلیل درست بودند، هم افراد کمتری عضو گروههایی مثل داعش می شدند و هم توهین به مقدسات کمتر میشد. ضمن اینکه مخاطبان و مشتریان این توهینها هم کمتر میشدند.
سلام سعدی جان. اگه هر کسی احتمال نادرستی عقیده‌ش رو می‌داد دنیا بهشت می‌شد. اسلام شک داشتن (غیر از شک کردن) رو تقبیح می‌کنه و مردم رو دعوت به ایمان می‌کنه. پس اساسا احتمال نادرستی دادن با بیس اسلام جور نیست.

خوب اینم خارج از چیزی که می‌بینیم نیست. اعمال تروریستی مسلمانان سر به فلک می‌کشه.

این که افراد منطقی شامل تعریف مرتد می‌شن یا نه رو می‌شه از دوجنبه نظری و عملی بررسی کرد ببینیم واقعا چه‌طوره و به هر حال در این مورد صحبت هست.
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا