کانال بیداری اندیشه در سروش کانال بیداری اندیشه در تلگرام



ارسال پاسخ  به روز آوری
 
رتبه به موضوع
  • 2 رای - 5 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
رسول خدا : علی بعد از من ولی هر مومنی هست
۳:۵۳, ۱۲/دی/۹۶ (آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/دی/۹۶ ۴:۱۹ توسط aaaaa.)
شماره ارسال: #1
آواتار
به نام خدا"رسول خدا (صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) : علی (علیه السلام) بعد از من ولی همه مومنین هست"

روایتی در کتب اهل سنت هست که اکثر علمای اونها تصحیح سند کردند ، و عده ی قلیلی که میدانستند دلالت این حدیث برای اونها مشکل ساز هست ، تلاش کردند تا به بهانه های جالبی ، نسبت کذب به این حدیث بدن
ابتدا بگم که میخوایم از کجا به کجا بریم تا دنبال کردن بحث راحت باشه این حدیث سه سند صحیح دارد که مدعی هستند ، در دو تا از این اسناد راوی شیعه هست ، ما ابتدا ثابت میکنیم که راوی شیعه ضرری به اعتبار حدیث نمیزند دوما بیان خواهیم کرد که در سند سوم که آن هم تصحیح شده هست ، اصلا راوی شیعه نیست سپس بهانه ی جالب ابن تیمیه را ذکر میکنیم و پاسخ میدهیم .

سند اول را از کتاب مسند احمد بن حنبل میبینیم :


[تصویر: n739_1.png]



[تصویر: h4do_2.png]



خب ، همانطور که مشاهده میکنید محقق کتاب آقای حمزه الزین سند این روایت را صحیح بیان کرده منتها در سند این روایت شخصی به نام " اجلح الکندی " هست که مدعی هستند شیعه بوده و این بهانه ای شده برای رد روایاتش ، که وثاقت او را ثابت خواهیم کرد.البته در همین پاورقی محقق کتاب به موثق بودن ایشان اشاره کرده.و اما سند دوم از کتاب ابی داود طیالسی :


[تصویر: bonp_1.png]





[تصویر: ta51_2.png]


[تصویر: 9tkz_3.png]




اینجا هم سند دیگری برای این حدیث بیان شده و محقق کتاب آقای الترکی ، سند آنرا "حسن (نیکو ، معتبر ) " بیان کرده در این سند نام شخصی به اسم جعفر بن سلیمان هست که مدعی هستند شیعه بوده و این هم بهانه ای شده برای رد این سند ، البته محقق همین کتاب نیز در ادامه پاروقی به "صدوق " (بسیار راستگو )" بودن راوی اشاره کرده .قبل از اینکه به سند سوم بپردازیم ، گریزی به نوشته های شیخ ناصرالدین البانی بزنیم.او از معاصرین و تند رو های سلفی بوده که خیلی نزد سعودی ها مقام والایی داره و تالیفات گسترده ای داره و انصافا خدمات زیادی را به گروه وهابیت کرده هست ، تالیفات مشترکی هم با "بن باز " مفتی اعظم وقت عربستان داشته و از کار های علمی اش میشود به بررسی سندی اکثر کتب اهل سنت اشاره کرد که همه روایات معتبر را در کتابی به اسم " سلسلة الأحاديث الصحيحة " و همه روایات ضعیف و دروغ را در کتابی به نام "سلسلة الأحاديث الضعیفة " جمع آوری کرده هست.تصویر زیر از جلد پنجم کتاب سلسله صحیحه ایشان گرفته شده :



[تصویر: d3yn_sahiha05_0261.jpg]


در اینجا آقای آلبانی درمورد همین حدیث مورد بحث ما گفتگو میکنه و به اینجا میرسد که برخی این حدیث را رد کرده اند به این بهانه که در هر کدام از دو سندش ، یک راوی شیعی وجود دارد.اجلح و جعفر بن سلیمان
آلبانی در پاسخ به این اشکال میگوید : آنچیزی که بدرد ما میخورد "صدق و حفظ " راوی هست و مذهب او بین خودش هست و خدای خودش سپس یک دلیل جالب هم برای سخنش ذکر میکند ، میگوید :ابن حبان ( که متاسفانه در تند روی علیه شیعه یکه تاز هست-توضیح خودم- ) همین روایت را صحیح دانسته ، با اینکه ابن حبان به شیعه بودن او علم داشته و حتی گفته به شیخین بغض میورزید !البته البانی در ادامه "جعفر بن سلیمان " را شیعه ای دانسته که بغض شیخین نداشته که خیلی به بحث ما مربوط نیست.پس تا اینجای کار برای این حدیث دو سند آوردیم که محققین آن کتب ، تصحیح کرده بودند و بیان کردیم که شیعه بودن راوی هم ضرری به اعتبارش نمیزند.خصوصا اینکه آقای آلبانی این حرف را در بررسی سند همین حدیث بیان کرده.البته آلبانی یک سر نخ جالبی به ما میدهد :[تصویر: x9hy_263.png]آلبانی میگوید : برای این حدیث سند دیگری هست که اصلا راوی شیعه ندارد در همین مسند احمد و همین کتاب ابی داود طیالسی سند دیگرش ذکر شده که ( علاوه بر محققین همان دو کتاب -توضیح خودم ) حاکم نیشابوری هم در کتاب مستدرک خودش نقل و تصحیح کرده و ذهبی هم با او موافقت کرده ( یعنی صحیح دانسته ) و همانطور هست که آن دو میگویند.(یعنی آلبانی هم صحیح میداند)

[تصویر: gmcm_1.png]






[تصویر: jldl_2.png]



[تصویر: lzn_3.png]



خب ، پس تا اینجا ثابت شد این حدیث سه سند صحیح دارد که در سومین آنها ، تمام راویان غیر شیعه اند .البته این بی انصافی هست که منتقدین این حدیث ، برای فریب مخاطبان خود سند سوم را ذکر نمیکنند تا به مخاطب القا شود که این حدیث را راویان شیعه جعل کرده اند.البته برخی دیگر که اعتبار سند را فهمیده اند ، سعی میکنند محتوای آن را مورد خدشه قرار دهند و بنده در هر کتابی که به این حدیث اشکال شده بود ، سخن جدیدی نیافتم بجز اینکه همه آنها اشکالات ابن تیمیه را تکرار کرده بودند.پس ما وقتی به اشکالات ابن تیمیه پاسخ دهیم در واقع به اشکالات همه پاسخ دادیم (البته آلوسی سعی کرده در رد این حدیث ابتکار به خرج بده که به او هم میرسیم.)ابن تیمیه میگوید :
وَمِثْلُ قَوْلِهِ: " «أَنْتَ وَلِيِّي فِي كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي» " فَإِنَّ هَذَا
مَوْضُوعٌ بِاتِّفَاقِ أَهْلِ الْمَعْرِفَةِ بِالْحَدِيثِ

مصدر

حدیث " تو ولی من برای همه مومنین بعد از من هستی " ، پس جعلی هست به اتفاق اهل معرفت به حدیث !
چه جالب
اینهمه عالم از ابن حبان و حاکم نیشابوری متقدم تا ذهبی متاخر و البانی معاصر و محققین همان کتاب ها میگن حدیث صحیح هست ، ابن تیمیه بدون ارائه هیچ مدرکی ، میگوید اتفاق نظر بر جعلی بودن آن هست !
این نوع مباحثه نهایت بی انصافی مولف رو میرساند
البته او برای رد این حدیث دلیل دیگری هم میاره که این یکی از قبلی عجیب تر هست:

فَالْوِلَايَةُ الَّتِي هِيَ ضِدُّ الْعَدَاوَةِ لَا تَخْتَصُّ بِزَمَانٍ، وَأَمَّا الْوِلَايَةُ الَّتِي هِيَ الْإِمَارَةُ فَيُقَالُ فِيهَا:
وَالِي كُلِّ مُؤْمِنٍ بَعْدِي

مصدر


ولایتی که ضد دشمنی هست اختصاصی به زمان نداره (منظورش اینه اگر پیامبر میخواست بگه با علی دشمن نباشید ، نیازی به لفظ "بعدی " نبود ) و اگر مقصود از ولایت ، امارت ( خلافت ) باشد ، باید میگفت "والی " همه مومنین بعد از من.
یعنی ابن تیمیه با سختی میخواهد بیان کند که لفظ "ولی" دلالتی بر خلافت و امارت و واجب بودن اطاعت و وجوب پیروی و اینها نداره ، اگر مقصود پیامبر این بود باید میگفت "والی " نه "ولی "
اما پاسخ :
خیلی خوب هست که ابن تیمیه در اینجا خلیفه دوم را به بیسوادی متهم میکند ، چون در صحیح بخاری و صحیح مسلم که به ادعای اهل سنت همه متون آنها صحیح هست ، ماجرایی نقل شده که ضمن آن خلیفه دوم میگوید ابوبکر ولی پیامبر بود و حالا من ولی پیامبر و ولی ابوبکر هستم.
عجب ، عمر نمیداند معنای ولی چیست ، اما ابن تیمیه میداند!

روایت از این قرار هست که حضرت علی و عباس عموی پیامبر نزد خلیفه دوم رفتند ، عمر گفت : پیامبر از دنیا رفت و ابوبکر گفت من ولی پیامبر هستم عباس به دنبال سهم اش از برادر زاده اش (یعنی پیامبر ) بود و علی هم به دنبال ارث همسرش از پیامبر .
ابوبکر گفت انبیا ارث نمیگذارند اما شما او را دروغگو و حیله گر و گناه کار و خائن میدانستید (= نقل مسلم ، در صحیح بخاری سانسور شده به چنین و چنان میدانستید) در حالیکه تابع حق بود
ابوبکر مرد و من ولی پیامبر و ولی ابوبکر شدم و شما مرا هم دروغگو و حیله گر و گناه کارو خائن میدانستید درحالیکه من تابع حق بودم ...

[تصویر: u8da_صحيح_مسلم.jpg]





[تصویر: w49t_کاذبا.jpg]

خب ، اگر ابن تیمیه واقعا اهل علم بود باید پاسخ میداد که به چه دلیل خلیفه دوم لفظ "ولی " را دقیقا به معنای امیر و خلیفه استفاده کرده.

و در پایان یه نگاهی هم به سخن عجیب آلوسی میکنیم.
او میداند که معنای حدیث چی هست ، پس بر خلاف آلبانی سعی میکنه جوری القا کنه که اصلا این روایت هیچ تعارضی با عقیده اهل سنت نداره
وی میگوید : این حدیث دروغ هست اما خلاف عقیده اهل سنت نیست ، چون پیامبر میخواست علی بعد از او به ولایت برسد که بالاخره رسید و لفظ "بعدی " دلالتی ندارد که حتما بلافاصله بعد از خودش باشد.Big Grin
خب با این توجیح ایشون ، تکلیف خلفا سه گانه چی میشه که تا زنده بودند به این توصیه رسول الله عمل نکردند و تا زنده بودن آنها امیرمومنان به ولایت نرسید؟
( من قبلا این عبارات رو تابستان از الوسی دیده بودم اما هر چه جستجو زدم پیدا نکردم ، شاید هم از شخص دیگری بوده و ذهن من یاری نمیکنه )

پس این حدیث سه سند دارد
هر سه تا صحیح هست
یکی از آنها هم که اصلا راوی شیعه ندارد و همه غیر شیعه هستند
پاسخ سخنان عجیب ابن تیمیه و آلوسی هم بیان شد
بنده اشکال دیگری ندیدم
مبارکفوری هم که به این حدیث اشکال گرفته ، همان اشکالات قبلی رو جمع آوری کرده و حرف جدیدی نزده
البته خیلی های دیگم این حدیث را معتبر دانستند
مثل ابن حجر عسقلانی و ...
که بخواهیم همه را ذکر کنیم ، باید چندین تاپیک بزنیم


بنظرم اومد این روایت و تصاویر کتب آن ، شاید مورد استفاده دوستان قرار بگیرد

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم العن اعدائهم

راستی یچیزی رو یادم رفت بگم

البانی در همان تصویری که به شماره 263 گذاشتم
بعد از اثبات حدیث ، میگه من حقیقتا تعجب میکنم از ابن تیمیه که جرات کرده این حدیث را انکار Dodgy

البته ما تعجب نمیکنیم ، از ابن تیمیه انکار متواتر کم نیستBig Grin
ارسال ایمیل به این کاربر یافتن تمامی ارسال های این کاربر
نقل قول این ارسال در صفحه جدید
ارسال پاسخ  به روز آوری


[-]
کاربرانی که این موضوع را مشاهده می کنند:
1 میهمان

پرش در بین بخشها:


بالا