|
واقعیت یا حقیقت ؟
|
|
۱۴:۰۶, ۱۰/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۰ ۱۸:۵۷ توسط Reza2035.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
نقل قول:رضا جکمن : دوستان عزیز این تاپیک به خاطر شبهه ای که برای دوست عزیزمون پیش اومده درست شده ...اصل مطلب در تاپیک سخنرانی های دکتر عباسی بود که به صلاح دید وحید 110 برادر عزیز و بزرگوارم به صورت تاپیک جداگانه در اومد موضوع شبهه هم در این پست میبینید . من هنوز این مفهوم second life تو بعضی موارد نفهمیدم و چند تا سوال برام پیش اومده کجا میتونم بپرسم ؟ مخصوصا اون قسمتی که در قسمت 4 ذنای ذهنی درباره ایمانوئل کانت صبحت میکنه که همه چیز براساس ذهن ....
|
|||
|
۱۱:۴۲, ۱۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۰ ۱۱:۴۴ توسط idea.)
شماره ارسال: #2
|
|||
|
|||
نقل قول:میشه اون موارد رو ذکر کنید تا دوستان بیشتر بتونند کمک کنند ؟سلام ممنون واقعا برام شده یک شبهه ![]() در قسمت 4 ذنای ذهنی بعد تمام شدن اون مستند که از BBC پخش شد موضوع اعلام میکنه جناب عباسی که هر چی از ذهن رقم میخوره به خطا میره یا غیره و اسم از ایمانوئل کانت (همون فیلسوفه و ریاضیدان) اورد و اشاره به دوران روم و هخامنش و.. میکنه که مردم به همچین چیزی رسیده بودن که و همین این باعث نابودیشون شده بود ![]() من کاملا شبهه این که واقعا منظورشون این بود که اگر انشان چیزی در ذهن رقم بزه باعث خطا رفت میشه
|
|||
|
۱۳:۲۲, ۱۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #3
|
|||
|
|||
نقل قول:در قسمت 4 ذنای ذهنی بعد تمام شدن اون مستند که از BBC پخش شد موضوع اعلام میکنه جناب عباسی که هر چی از ذهن رقم میخوره با سلام دوست عزیزم . من قسمت چهارم زنای ذهنی رو دانلود نکردم اما با توجه به توضیحاتی که شما دادید احساس میکنم منظور استاد تفکری که در ذهن رقم میخوره ! ببینید هر چیزی در این جهان یک ((بود)) داره یک ((نمود)) اما این دوتا با هم چه فرقی میکنه ؟ ببینید شما الان منو از طریق یوزم میشناسید درسته ؟ از دید شما من رضا جکمن هستم که مدیر بخش سرگرمی هستم و ... شما یه تصویر ذهنی از من دارید به این میگن ((نمود)) که از طریق این تصویر ذهنی از من راجع به من نظر میدید که اکثر موارد میتونه اشتباه در بیاد . چون شما از ((بود))من اطلاعی ندارید ...((بود)) من چیه ؟ بود من میشه تمام اخلاق و ویژگی های من که فقط خودم میدونم و خدای خودم . اکثرا ما از طریق همین تصویر ذهنی که از محیط اطرافمون داریم تصمیم میگیریم و چون محیط اطرافمون رو کاملا نمیتونیم بشناسیم تصمیماتمون اشتباه در میاد . پس تصمیم گیری به وسیله ذهن با توجه به اینکه ما شناخت درستی از محیط اطراف نداریم اشتباه در میاد . البته نمیگم که تصمیم گیری توسط ذهن بده و جیزه اما در کنارش باید ما به یک عقل کل وصل باشیم که وقتی داریم اشتباه میکنیم اون بهمون گوشزد کنه اینجاست که تفکر دینی که از سوی خدا اومده بهترین راه برای باقی موندن و درست اندیشه کردنه . امیدوارم تونسته باشم با با اطلاعات کم خودم کمکتون کنم ...اگه باز شک و شبهه ای باقی مونده مطرح کنید شاید دوستان دیگه بهتر بتونن کمکتون کنن ...یا علی |
|||
|
|
۱۴:۴۵, ۱۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۰ ۱۴:۴۶ توسط idea.)
شماره ارسال: #4
|
|||
|
|||
نقل قول:با سلام دوست عزیزم . ممنون دقیقا همین موضوع میخواستم که شما بازش کردین یک سوال دیگه اون تفکر دینی میشه کمی خلاصهش بگین چه مواردین میخوام ببینم دقیقا کدوم مواردن (که باید جایگزین بشن)
|
|||
|
|
۱۵:۳۱, ۱۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #5
|
|||
|
|||
نقل قول:یک سوال دیگه اون تفکر دینی میشه کمی خلاصهش بگین چه مواردین میخوام ببینم دقیقا کدوم مواردن Huh خب خدا رو شکر که تونستم کمکتون کنم . ببینید با توجه به پست قبلی ما نتیجه میگیریم اندیشیدن خوبه اما کافی نیست چون ما شناخت کافی از محیط اطرافمون نداریم ... خداوند برای ما یه برنامه واسه زندگی فرستاده به اسم دین که پیامبری اون رو برای ما میاره و به ما ابلاغ میکنه بعضی از جاهاش با عقل ما جور در نمیاد ...هر مسئله ای که ما رو بین عقل خودمون و حرف خدا و ائمه قرار میده جز همون دسته میشه ...مثلا همین مسئله ی زنای ذهنی که استاد بهش میپردازن ...خداوند میگه : به نامحرم نگه نکنید... اما من به عنوان جوون بر میگردم میگم : این دین متحجره و به نیاز من رو نفی میکنه اخه یعنی چی نگاه نکنید ؟ وقتی قسمتی از نیاز جنسی من در نگاه من ارضا میشه چرا نباید نگاه نکنم . اما حقیقت ماجرا اینجاست که وقتی من چشمم عادت میکنه به نامحرم نگاه کنه و به اصطلاح چشم چرون میشم دیگه نمیتونم با کسی ازدواج کنم و باهاش زندگی ارومی و شادی رو داشته باشم .چرا ؟ چون من تنوع طلب شدم ...اینقدر این و اون رو دید زدم دیگه لذت زندگی مشترک رو نمیفهمم و زندگیم سرد میشه و در یک کلام ارامش نخواهم داشت !!! البته اسلام و ائمه تاکید کردن که جوون ها زود ازدواج کنند که البته امروز توی جامعه به خصوص پدر و مادر ها این حرف رو بوسیدن گذاشتن روی طاقچه . پس اسلام نه تنها نیاز جنسی رو نفی نمیکنه بلکه خیلی هم اصرار داره که جوون ها برن سر خونه زندگی . مثال هایی زیادی هست که میشه زد ...مثل ربا نخورید ...اما واقعیت اینه که اگه من ربا بخورم خیلی سریع ثروتمند میشم اما چرا خدا مخالفت میکنه ؟ یعنی نمیخواد من ثروتمند باشم و راحت باشم ؟ جواب اینه که وقتی من ربا بخورم دو طبقه در جامعه به وجود میاد طبقه ی ضعیف و طبقه ی سودا گر . توی این جامعه ثروتمندان در صورتی به قشر فقیر کمک میکنن که پول خودشون رو با سودش پس بگیرن و توی این جامعه فقیرها روز به روز حذف میشن و در بدترین وضعیت قرار میگیرن و ثروتمند ها پول هاشون رو انبار میکنن . چرا تمدن های بزرگ بعد از مدتی از هم میپاشن ؟ چون واقعیت رو میبینن نه حقیقت رو ...چرا ما توی همین سایت که اکثرا مذهبی هستیم زیاد جرو بحثمون میشه؟ چون بر اساس تصویر ذهنی خودمون تصمیم میگیریم نه بر اساس حقیقت !!! حق واژه ی خیلی عجیبیه گاهی اوقات یه چیزی از نظره ما خوبه ولی حق نیست گاهی اوقات یه چیزی از نظره ما بده ولی حقه. دوست عزیزم اگه کمی به تقابلات مردم و دین در طول تاریخ دقت کنی متوجه میشی چه نکاتی رو من میگم . |
|||
|
|
۱۵:۵۷, ۱۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #6
|
|||
|
|||
|
سلام:
می بخشیداگر وارد بحثتون میشم من این قسمت روخوب نگرفتم ![]() نقل قول:چرا تمدن های بزرگ بعد از مدتی از هم میپاشن ؟ چون واقعیت رو میبینن نه حقیقت رو ...چرا ما توی همین سایت که اکثرا مذهبی هستیم زیاد جرو بحثمون میشه؟ چون بر اساس تصویر ذهنی خودمون تصمیم میگیریم نه بر اساس حقیقت !!! حق واژه ی خیلی عجیبیه گاهی اوقات یه چیزی از نظره ما خوبه ولی حق نیست گاهی اوقات یه چیزی از نظره ما بده ولی حقه.منظور ازواقعیت :بعد بیرونی مسائل وحقیقت :بعددرونی است .درسته؟ چطورمیشه برمبنای حقیقت تصمیم گرفت؟ اونم توی یک فضای مجازی؟ ![]()
|
|||
|
|
۱۶:۰۶, ۱۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۰ ۱۶:۰۷ توسط sinasafaee.)
شماره ارسال: #7
|
|||
|
|||
(۱۱/تیر/۹۰ ۱۵:۵۷)rastin نوشته است: سلام:راستش دقیقا این طور نیست . چیزی که شما می گید به نوعی ظاهر و باطنه . واقعیت آن چیزی ست که واقع شده و حقیقت آن چیزیست که حق است واقع شود . نمی دونم تونستم خوب توضیح بدم یا نه !!! فضای مجازی به نوعی سکند لایف است . جهانی دیگر موازی با دنیا . در این جهان به عنوان مثال خود من چند حقیقت متکثر هستم . چند شخصیت مختلف توسط من شکل گرفته و در فضای مجازی زندگی می کنند . مدیریت این شخصیت ها توسط من رقم می خورد . در این فضا جنسیت معنا ندارد . معلوم نیست من مونث هستم یا مذکر ، چهره معنا ندارد و ... . آنچه معنا دارد sinasafaee ست که این حرف ها را می زند . میزان برای تشخیص حق بودن نوشته های فرد همان دین است . این بار باید دید حرف افراد در این فضا حقیقت (بر مبنای دین ) دارد یا واقعیت است . |
|||
|
|
۱۶:۲۴, ۱۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #8
|
|||
|
|||
نقل قول:حقیقت :بعددرونی است .درسته؟ حقیقت هم بعد بیرونی و هم درونیه دوست عزیزم . نقل قول:چطورمیشه برمبنای حقیقت تصمیم گرفت؟ اونم توی یک فضای مجازی؟ دوست دارم پاسخ شما رو با یه سوال بدم ...چطور میشه توی رابطه با دوستمون بر مبنای حقیقت تصمیم بگیریم؟ حالا رفیقمون رو توی فضای واقعی میبینیم اما ایا باز هم حقیقت اون رو متوجه میشیم ؟ ما حتی توی فضای واقعی هم از حقیقت فاصله داریم فقط شاید کمی شناختمون نسبت بهش بیشتره ! همان طور که میدونید ما 7 تا نفس داریم : نفس اماره ...نفس لوامه ... و ... اخرین نفس ما نفس مطمئنه است . که خدا هم توی قران میگه : يَا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِي إِلَى رَبِّكِ رَاضِيَةً مَرْضِيَّةً. کسانی که به نفس مطمئنه میرسند خیلی کم هستند پیامبرها ...امام های معصوم ...بعضی از مراجع بزرگ تقلید ...خب طبیعتا همه کس به نفس مطمئنه نمیرسن پس ما باید چی کار کنیم ؟ امام خمینی (رحمة الله علیه) جایی گفته بود اگه همه ی پیامبران همزمان به رسالت میرسن و مردم رو دعوت میکردن با هم هیچ مشکلی نداشتن و اختلافی بینشون نبود چون حق بینشون بود نه واقعیت . خب به نظر شما این همه اختلاف بین مردم به خاطر چیه ؟ چون ما واقعیت بین هستیم نه حقیقت بین ...تقصیره ما هم نیست اکثر مردم اینجوری هستن . چی کار کنیم که حقیقت بین بشیم ؟ مطمئنا پیروی ائمه و امام ها که به این درجه رسیدن بهترین راهه وقتی ما فرمایشات این بزرگواران رو در زندگیمون پیاده کنیم راه حق را خواهیم رفت و کم کم به واسطه همین اعمال به اون درجه میرسیم که حقیقت رو ببینیم نه واقعیت رو . ان شالله . |
|||
|
|
۱۶:۳۱, ۱۱/تیر/۹۰
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۱/تیر/۹۰ ۱۶:۳۵ توسط وحید110.)
شماره ارسال: #9
|
|||
|
|||
|
رضا جان علاوه بر اینها واقعیت هم نسبی است و هر کس برداشت خود را از ان دارد .
مثلا در مورد اتفاق هر کس برداشتی خاص دارد و انچه واقع شده را از دید و فی*ل*تر فکری خودش میبیند . حتی برداشت ها از یک واقعیت هم متفاوت است . شاید واقیت یکی باشد در اصل اما در دید هر کس به نحوی است . برای همین باید به ریسمان الهd چنگ زد و متفرق نشد . یا به عبارتی ولایت پذیر بود . بحث قشنگی بود . استفاده بردم یا حق |
|||
|
|
۱۶:۴۱, ۱۱/تیر/۹۰
شماره ارسال: #10
|
|||
|
|||
|
دقیقا وحید جان و از اینجا مسئله ای به اسم پلورالیسم بوجود میاد و همین طور اختلافات بیشتر میشه ... ممنونم که بحث ناقص من رو تکمیل کردی
|
|||
|
|
|
|
|











