|
نقدی بر کلام امام راحل رضوان الله علیه
|
|
۱۲:۳۲, ۱۰/اسفند/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۰/اسفند/۹۶ ۱۲:۳۳ توسط برف.)
شماره ارسال: #1
|
|||
|
|||
|
بسم الله الرحمن الرحیم و صل الله علی سیدنا و نبینا محمد و اله طاهرین و لعن اعدائهم اجمعین الی الان الی یوم الدین. در این گفتار قصد داریم نقدی داشته باشیم بر این کلام امام راحل رضوان الله علیه: حفظ جمهورى اسلامى از حفظ يك نفر- ولو امام عصر باشد- اهميتش بيشتر است؛ براى اينكه امام عصر هم خودش را فدا مى كند براى اسلام .[/b] پیش از بیان دلایل باید بگویم بنده معتقدم امام خمینی رحمت الله علیه در بیان مقصود خود بر روی کاغذ دچار بی توجهی و اشتباه شده اند و اگر همان زمان مثلا کسی به ایشان این اشتباه و توضیحات لازم را متذکر می شد حتما اصلاح میکردند. چرا که بعید است که ایشان روایات و دلایلی را که در ذیل خواهم آورد مطالعه نکرده و به آنها معتقد نبوده باشند بلکه کرارا در کتب های خود عقاید زیبای خود را نسبت به معصومین و حقانیت آن ها و اثرگذاری آنها در خلقت و وجوب حضور ایشان در عالم بیان کرده تا جایی که علما و فقهای وهابی در کتب خود با استناد به کتابهای ایشان وی را مورد لعن و تکفیر قرار داده اند. نکته دیگر اینکه امام خمینی نسبت به نظام اسلامی تشکیل شده در بهمن سال 57 بسیار بسیار خوش بین بودند و آن را تحقق اسلام ناب تصور میکردند و امیدوار بودند که این نظام حقیقتا اسلامی و مجری اسلام باشد و بر همین اساس بود که چنین سخنی رو بر روی کاغذ آوردند که البته اگر حقیقتا این نظام به معنای واقعی کلمه از سیر تا پیازش اسلامی و منطبق با شرع محمد و آل محمد علیهم السلام بود حرف درستی می نمود. اگر چه به مرور با دیدن خطاهای اطرافیان و یاران خود نگرانی های پیدا کردند و بارها در همین صحیفه نور و سخنرانی هایشان هشدار و اخطار داده اند. به هر حال یقینا اگر امام خمینی اکنون در بین ما بود به خاطر خروج کامل انقلاب سال 57 از مسیر اصلی خود و نیز از مسئولین بی کفایت و فساد شدیدی که در بدنه حکومت و دولت های آن و مسئولینش وارد شده ابراز انزجار شدید کرده یا کناره می گرفتند از اینکه امور مملکت را رهبری کنند یا افراد ریز و درشت را محاکمه و برکنار میکردند و به بسیاری از این متدین نماها هشدار و نصیحت میکردند و یا اینکه انقلاب دیگری را تدارک میدیدند. اما اصل موضوع. 1- اینکه معتقدیم این کلام (حفظ جمهورى اسلامى از حفظ يك نفر- ولو امام عصر باشد- اهميتش بيشتر است) و البته در کنار آن، این کلام ایشان (حفظ نظام از اوجب واجبات است) برای جامعه به جهت اینکه شمار قابل توجهی از به اصطلاح متدینین و سینه چاکان ولایت و نظام و انقلاب به علت این تفکر که هر چه ولی فقیه گفت حتما درست است و مطاع، از خطرناک ترین کلامهای است که در تاریخ بر زبان یک شخصی که رهبر و حاکم یک جامعه است به ویژه اینکه این رهبر یک رهبری دینی قوی هم میباشد جاری شده است این است که مجوزی میشود برای هر جنایتی آن هم با رنگ دینی و اینکه این جنایت، این شکنجه ، این قتل و هر طور کار مضر دیگری مورد تایید خدا و امام زمان ارواحناه فداه است. اگر شما به شخصی که معتقد است حفظ نظام از اوجب واجبات است {بطوری که هیچ واجب الهی به گرد پای حفظ نظام نمیرسد و اگر لازم شد هر واجبی ترک شود که نظام بماند باید چنین شود} بگویید برای حفظ این نظام باید اهالی فلان روستا را فلان محله را به دلیل اینکه با نظام مخالفت کردند به دلیل اینکه اقدامی بر علیه نظام کردند از زن و مرد و کودک بکشید این شخص این کار را به نیت قربه الی الله انجام میدهد و خودش را هم خالد در بهشت میداند. این شخص برای حفظ نظام حاضر است افراد را به هر روشی شکنجه دهد چون آن را در راستای رضای خدا و حفظ واجب الهی میداند. این شخص هر بی اخلاقی را برای حفظ نظام واجب میداند. لازم باشد برای حفظ نظام به زن شوهر داره تجاوز بکند این ادم متدین این کار را هم میکند چرا که معتقد است این شخص بر علیه امام زمان و بر علیه دین خدا اقدام کرده و لذا کافر حربی است اگر مرد باشد قتلش و شکنجه اش و آزار خانواده اش لازم و مباح است اگر زن باشد تجاوز به او ولو شوهر داشته باشد ولو متدین باشد جایز و مباح است چرا که در ردیف دشمن و کشنده ی امام معصوم است. خلاصه کلام اینکه اعظم جنایتها را که کشتن امام زمان علیه السلام هست را برای حفظ نظام روا میداند. وقتی امام زمان را برای حفظ نظام میشود کشت قتل هزاران انسان عادی که اصلا محلی از اعراب نداشته و دیگر محل شک و تردید و سوال نخواهد بود. اما چرا میگوییم این کلام بزرگترین مغالطه تاریخ را در خود جای داده؟ برای اینکه موضوع در صدر کلام (جمهوری اسلامی ایران و حکومت ایران) است و در ذیل آن (اسلام). اسلام یک چیز است حکومت و نظام ایران یک چیز دیگر. به محض بیان جمله اول هر کسی به غلط بودن آن پی میبرد و شوکه میشود اما همین که بگویی امام حسین علیه السلام هم برای حفظ اسلام کشته شد شخص چون اگاه نیست چون اهل تدبر نیست دلش ارام میگیرید. بله امام حسین علیه السلام برای حفظ اسلام کشته شد ولی برای حفظ اسلام نه حکومت جمهوری به اصطلاح اسلامی ایران. امام حسین علیه السلام کشته شد برای اسلام نه حکومت معاویه و یزید که حکومت خودشان را در همه جا اسلامی معرفی میکردند. امام علی علیه السلام هم برای حفظ اسلام و جان شیعیان بیست و پنج سال سکوت کرد و خانه نشین شد اما هرگز حاضر نشد برای حکومت اسلامی تاسیس شده به دست عمر و ابوبکر با انها بیعت کند بلکه ایشان نه تنها برای حکومت اسلامی زمان خودش جان خود را به خطر نینداخت بلکه اتفاقا بر عکس به جهت اینکه حاضر نشدند با بیعت کردن، حکومت اسلامی زمان خود را تایید کنند همسر مطهر ایشان به همراه فرزندش حضرت محسن علیه السلام کشته شدند. امیر المومنین علیه السلام برای اجرای اسلام و عدالت کشته شد نه حفظ حکومتی که عمر و ابوبکر و غیر معصوم تشکیل داده بودند. چطور میشود که حضرت خودشان را برای آن حکومت به کشتن بدهد در حالی که می فرمودند این حکومت برای من از اب بینی بز کم ارزش تر است. هر کس معتقد به چنین چیزی شد اقرار کرده العیاذ بالله که جان مبارک حضرت از اب دماغ بز کمتر ارزش داشته که حضرت راضی شدند جان مبارک خود را برای آن آب بینی به علت بالاتر بودن ارزشش بدهد. پس محال است اهل بیت برای یک حکومتی که توسط غیر معصوم تاسیس شده ولو انکه شخص موسس انسان مومنی باشد و سعیش بر این بوده باشد که تا میتواند احکام اسلام را پیاده سازد جان مبارک خود را بدهند اما همین اهل بیت برای خود اسلام بله جان میدهند و تا الان هم 11 نفرشان جان مبارک خودشان را برای حفظ اسلام داده اند. 2- حکومت اسلامی معنایش چیست؟ حکومت اسلامی یعنی حکومتی که تسلیم است. خب حالا اینجا سوال می شود که تسلیم چه چیزی و چه کسی است؟ در جواب میگویم تسلیم حجت خدا است. تسلیم امر و نهی های پیامبر و اهل بیت مطهر ایشان است.تسلیم شریعت محمد و آل محمد علیهم السلام است. پس حکومت اسلامی یعنی حکومتی که تسلیم امام زمان خودش {علیه السلام} است. حالا چطور میشود بگوییم چنین حکومتی اگر لازم شد باید آن امامی که این حکومت تسلیم او است فدا و قربانی این حکومت شود؟!!!!!!!! اصلا همین که حکومت اسلامی اراده کرد که امامش را برای بقای خودش قربانی کند از اسلامیت خارج شده است. [b]شیعه و سنی بر اساس روایات خود اتفاق دارند که اول ما خلق الله محمد صل الله علیه و اله است. و در روایت امده که اول چیزی که خدا خلق کرد نور خود بود . جمع این دو روایت این میشود که محمد صلوات الله علیهم نور خداست که اولین چیزی بود که خلق شد و خداوند در قران فرموده: یرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ..... آنها ميخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش سازند، ولي خدا نور خود را كامل ميكند هر چند كافران خوش نداشته باشند [/b] [b]خب نور خدا هم که محمد و آل محمد صلوات الله علیهم هستند پس خداوند میخواهد امام زمان علیه السلام را در عالم بگستراند. میخواهد همه جا پر بشود از محمد و آل محمد. روایتی هم در تایید این حرف می آورم: ابو خالد کابلی میگوید ازامام باقر علیه السلام درباره این ایه پرسیدم: فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ وَالنُّورِ الَّذِي أَنزَلْنَا... حضرت فرمودند ای ابو خالد به خدا سوگند مقصود از این نور تا روز قیامت امامان از خاندان محمد صلوات الله علیهم هستند. اصول کافی - ج یک - ص 414 - چاپ قائم آل محمد – 1393 – قم - ترجمه حسن زاده در زیارت جامعه آمده: ان ذکر الخیر کنتم اوله واصله وفرعه ومعدنه وماویه ومنتهاه. امام زمان ارواحنا فداه اصل هر خیری است و دین هم خیری است که اصل ان امام زمان است و ریشه در امام زمان دارد. . احکام دین از فروعات محمد و آل محمد هستند پس چطور ممکن است برای حفظ فرع اصل را زد و از ریشه کند؟!!! اصل که رفت فرع هم خواهد رفت. حالا اگر فرض کنیم مثلا حکومت اسلامی ایران فروعی از دین است چطور میشود امام زمان را که اصل دین و پایه و ستون این فرع است را حذف کرد بعد هم انتظار داشت که حکومت باقی و مستدام باشد؟!!!! حالا که این حکومت به اصطلاح اسلامی ایران حتی از فروعات دین هم نیست . قال ابو عبداللّه علیه السلام: «نَحْن أَصل الخَیر و فُروعه طاعَة اللّه و عَدوّنا أَصل الشَرّ و فُروعه مَعْصیة اللّه».. امام صادق علیه السلام فرمودند: ما اصل تمام خیرها هستیم و فرعهای آن، طاعت و بندگی خداوند است و دشمنان ما اصل تمام شرّها هستند که فرعهای آن نافرمانی خداوند است حالا ببینید که امام صادق جانم فدای کفشهایشان شود میفرمایند اسلام از فروعات ما است. از کجا این را میگوییم؟ از اینکه فرموده (فرع آن اطلاعت و بندگی خداست) و مسلم است که اطلاعت و بندگی خدا محقق نمیشود مگر با عمل به احکام و اداب شرع و اینها هم که همان اسلام است. پس منظور امام اسلام بوده است. حالا چه معنا دارد که برای بقای فرع اصل را زد؟ کدام عقل این قبیح را میپسندد. اگر تو مشغول نماز که امری واجب است بشوی و در این حین امامت تو را خواست باید نمازت را بشکنی و به سوی امامت بشتابی. اگر امام به تو امر فرماید که روزه ات را افطار کن باید روزه ات را افطار کنی برای اینکه احکام و اعمال دین همه فروعات اهل بیت هستند و کسی اصل را رها نمیکند که به فرع عمل نمیاد و فرع در برابر اصل مثل مستحب است در برابر واجب. حالا ایا اسلام به تو اجازه داده که برای امر مستحبی واجبی را ترک کنی؟ امام علی (علیه السلام) فرمود: «لاَ قُرْبَةَ بِالنَّوَافِلِ إِذَا أَضَرَّتْ بِالْفَرَائِضِ؛ کارهای مستحب اگر به واجبات ضرر برساند، موجب قرب به خدا نمیشود) 3- در روایات آمده: زمین نمیتواند بدونه امام و حجت خدا باشد چرا که اگر فقط به اندازه چشم بر هم زدنی بلکه هزار مرتبه کمتر از آن امام بر روی زمین نباشد تمام این جهان از هم میپاشد. در کافی به همان ادرس قبل ص 377 آمده: امام صادق علیه السلام: نمیشود که در زمین امام نباشد. و در ص 379 امده: حضرت فرمودند: اگر زمین بی امام باشد از هم می پاشید. خب حالا چطور میشود که ما برای این حکومت و یا انقلاب سال 57 و اهداف آن اگر لازم شد امام زمان روحی فداه را بکشیم؟ خب همین که امام روح از بدن مطهرشان فارغ شد کل عالم از هم متلاشی میشود چون بعد از ایشان هم که دیگر امامی نیست که زمین و اهلش را نگاه دارد و وقتی چنین شد دیگر حکومت اسلامی ایران آن موقع کجا خواهد بود؟ مگر نخوانده اید که وقتی حضرت سیدالهشدا که جان و مال و پدر و مادر و اهلم فدای ایشان باد در حین جان دادن بودند زمین و زمان به لرزه در آمده و در حال از هم پاشیدن بود تا اینکه امام سجاد علیه السلام دستهای مبارکشان را {که دنیا فدای دستهایش شود} بر روی زمین قرار دادند و خطاب به زمین فرمودند آرام بگیر. پس اگر بعد از امام حسین علیه السلام امام سجاد علیه السلام نبود الان نه زمینی بود و نه آسمانی و نه هیچ جنبنده ای. 4- هادی امت اسلام و هادی خود اسلام امام علیه السلام است چنان که در همان ادرس ص 377 امده است: از امام صادق علیه السلام: زمین تهی نمی ماند و همواره امامی در آن است تا اگر مومنان چیزی افزودند بازشان گرداند و اگر چیزی کاستند برایشان کامل کند. حالا اگر لازم شد برای حفظ حکومت ایران امام علیه السلام کشته شود و فرض هم کنیم با کشته شدن امام عالم از هم نمی پاشد، حالا با نبود امام، اگر مسلمین چیزی بر دین اضافه کردند یا چیزی از آن کاستند آنوقت چه کسی باید انها را مجددا به راه بیاورد و کم آنها را کامل و زیاد آنها را بازگرداند؟ اگر بگویی فقیه که میگویم فقیه خود در اندر خم یک کوچه مانده و بین خودشان هزار اختلاف است در احکام دین و تازه آن فقیهی که فتوا بر قتل امام خود میدهد از فقاهت که هیچ از تشیع خارج است. و اصلا اگر کم و زیاد کردن از خود فقیه باشد چه باید کرد؟ پس به این دلیها که مختصرا گفتم آن جمله امام خمینی از اساس باطل و غلط و اعتقاد به آن کفر و پیشتازی بر یهود و بنی امیه است. حالا علت اینکه چرا برخی چنین مغالطه اشکار و اشتباه و قیاس مع الفارقی را می بینند ولی باز به دفاع از این کلام بلند میشوند را فقط و فقط باید در این کلام امام صادق علیه السلام جستجو کرد که فرمودند : بپرهیز از اینکه شخصی جز ما اهل بیت را امام و پیشوای خودت قرار دهی که بگویی هر چه او گفت درست است و مطاع. متاسفانه این قبیل افراد بر خلاف فرموده امام صادق علیه السلام گمان میکنند یک شخصی مثل امام خمینی رحمت الله علیه هر چه بگوید درست است و از روی حکمت و اگر با حرفی از حروف ایشان مخالفت شود مخالفت شده با امام زمان علیه السلام و حکمش مرگ و نفرین و لعنت و آزار و اذیت و شکنجه است. این است دین داری برخی افراد به اصطلاح متدین و هیئتی این جامعه که دین داری میکنند به غیر دین محمد و آل محمد صلوات الله علیهم.[/b] [b]همین مقدار دلیل برای اهل بصیرت و اهل ایمان کافی بود. در خانه اگر کس است یک حرف بس است. برای کسی هم که پیروی هوای نفس خود را میکند اگر دریاها مرکب شوند و درختان قلم و پهنای اسمان کاغذ و برایش دلیل ها بنویسی و بیاوری زیر بار نمیرود.[/b] و من الله توفیق |
|||
|
| آغاز صفحه 2 (پست فوق، اولین پست این موضوع می باشد) |
|
۰:۰۴, ۱۲/اسفند/۹۶
شماره ارسال: #11
|
|||
|
|||
|
۸:۵۳, ۱۲/اسفند/۹۶
شماره ارسال: #12
|
|||
|
|||
نقل قول:کسی که به رجعت ما اعتقاد ندارد از ما [اهل بیت] نیست6. امام صادق (علیه السلام) بحارالانوار، ص 92، ج 101 مطابق روش مسخره خودتون (اجتهاد بر اساس احادیث با نظر شخصی) و طبق حدیث مذکور شما از اهل بیت نیستی تازه میشه دستور قتلتم با روش خودت بیرون کشید چون نفاق پیشه کردی و داری بین شیعیان تفرقه میندازی ![]() پس چطور برای ایشان دلسوزی میکنی؟ سکوت کن و در مورد چیزی که علم نداری قضاوت نکن هر موقع ده تا شهید دادید اون موقع در مورد اهل بیت صحبت کن که همگی مجاهد بودند و هستند |
|||
|
|
۹:۵۷, ۱۲/اسفند/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۹۶ ۱۰:۰۹ توسط برف.)
شماره ارسال: #13
|
|||
|
|||
(۱۱/اسفند/۹۶ ۱۳:۲۴)قلب نوشته است: سلامبله حرفهای پیروان اهل بیت مثل حرفهای سلمان رشدی میمونه و حرفهای پیروان غیر معصومین اند تقوا و اند هدایت و اند روشنگری و اند رستگاری و سعادت هست. این که ما معتقد بشیم اشعار مولوی سنی و عمری اصل اصل اصل دین هست این حفظ اسلام هست این عین اسلام و عشق به محمد و آل محمد است ولی اگر اهل بیت چیزی بگویند این مشود کفر و سلمان رشدی بودن. جواب شما فقط اینه: سلام علیکم (۱۱/اسفند/۹۶ ۲۳:۴۱)عبدالرحمن نوشته است: بسم الله الرحمن الرحیماین اخرین کامنتم خطاب به توست. تو قطعا ناصب و در ردیف یهود و بنی امیه هستی و لعنت بر تو روزی که متولد شدی و لعنت بر تو روز یکه از دنیا میری و لعنت بر تو روزی که زنده برانگیخته میشی. خوندن مطالب تو حرفهای تو کامنتهای تو فقط برای ادم ظلمت میاره. برو مشغول بازیت باش انسان عاقل و آگاه بیش از ضرورت و نیاز سخن نمیگه. ان شالله خداوند هدایتت کنه والا برو به جهنم |
|||
|
۱۱:۱۲, ۱۲/اسفند/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۹۶ ۱۱:۱۳ توسط عبدالرحمن.)
شماره ارسال: #14
|
|||
|
|||
(۱۲/اسفند/۹۶ ۹:۵۷)برف نوشته است: این اخرین کامنتم خطاب به توست. تو قطعا ناصب و در ردیف یهود و بنی امیه هستی و لعنت بر تو روزی که متولد شدی و لعنت بر تو روز یکه از دنیا میری و لعنت بر تو روزی که زنده برانگیخته میشی. خوندن مطالب تو حرفهای تو کامنتهای تو فقط برای ادم ظلمت میاره. این هم جواب یه انجمنی به یه آدم بی سواد با با سوادمون بحث کنی چه فحش هایی میدی؟ ![]() سلام علیک من در مورد حرف های زشتت اگر با نیت دوستی اهل بیت بوده باشه حلال میکنم (جدی میگم) و در غیر این صورت خود دانی راستی گرامی یه چیز دیگه یادم اومد نقل قول:فرمودند : بپرهیز از اینکه شخصی جز ما اهل بیت را امام و پیشوای خودت قرار دهی که بگویی هر چه او گفت درست است و مطاع. در مورد میرزای شیرازی رحمت الله علیه هم قطعا هم مردم و هم خود میرزا اشتباه کردن چون حرف غیر معصوم رو گوش دادن |
|||
|
|
۱۳:۵۳, ۱۲/اسفند/۹۶
شماره ارسال: #15
|
|||
|
|||
|
ما فقط یک درخواست داشتیم
برای این اعتقادتون که برای حفظ نظام امام معصوم … یک حدیث یا آیه بیارید بین عزیزان ارزشی افراد باسواد باید باشند ، هیچ آیه و حدیثی پشتیبان این عقیده شما نیست؟ |
|||
|
۱۸:۵۹, ۱۲/اسفند/۹۶
(آخرین ویرایش ارسال: ۱۲/اسفند/۹۶ ۱۸:۵۹ توسط ندا دهنده.)
شماره ارسال: #16
|
|||
|
|||
|
از رسول خدا(صلّي اللَّه عليه و آله و سلّم) «حدیث ثقلین»
إنّی تارکٌ فیکُمُ الثَّقَلَین، ما إن تَمَسَّکتُم بهما لَن تَضلّوا: کتابَ اللّه وَ عترَتی أهلَ بَیتی، فَإنَّهُما لَن یفتَرقا حَتّی یردا عَلَی الحَوضَ؛ من در میان شما دو چیز گران بها به یادگار می گذارم. اگر به آن دو چنگ زنید، هرگز گمراه نمی شوید: کتاب خدا و عترتم، [یعنی] دودمانم. این دو از هم جدا نمی شوند تا در کنار حوض [کوثر] بر من وارد شوند. |
|||
|
|
|
|
|
| 1 میهمان |












